نوشته مونیکا مندوزا
موسیقیدان آرژانتینی برنامه را به یک شب پر از سرخوشی و همخوانی تبدیل کرد؛ هواداران را در شبی احساسی از شاهکارهای راک لاتین در کنار هم جمع کرد.

این نماد آرژانتینی شبی را به ارمغان آورد که بهمانند اعترافی صمیمی در اتاق نشیمن حس میشد و بهقدر یک سرود انفجاری در استادیوم میدرخشید.
فیتو پائِس هاردراک لایو در سمنول هاردراک هالیوود را به کلیسایی پر از نوستالژی، راک پیانی و احساسی سرشار از رنگهای آبی‑سفید آرژانتین تبدیل کرد؛ شبی دو ساعته پرشور را به اجرا درآورد که به میامی یادآوری کرد چرا او همچنان یکی از پرطرفدارترین و ماندگارترین اسامی موسیقی لاتین‑آمریکایی است. پس از اجرای فروشتمام در تئاتر یوتیوب لسآنجلس و در مسیر رفتن به تئاتر «کینگز» نیویورک — جایی که قصد دارد دو جایزه گرمی لاتین اخیر خود و نامزدی برای گرمی 2026 را جشن بگیرد — این نماد آرژانتینی شبی را بهمانند اعترافی صمیمی در اتاق نشیمن حس کرد و همچون سرودی انفجاری در یک استادیوم برپا شد.
چیزی که شب را بهویژه قدرتمند کرد، حس همبستگی بود. مخاطبان ترکیبی پرشور و وفادار از آرژانتینیها، ونزوئلائیها، کلمبیاییها، اروگوئهایها و ساکنان میامی بودند که هر شعری را گویی پائِس خود به پاسپورتشان نوشته باشد، میخوانند. پرچمها بهتند تکان میزدند، زوجها در آغوشی گویی زمان برای آنها متوقف شده باشد، و ردیفهای کامل سالن را به یک کُرِ یکپارچه تبدیل میکردند.

پائِس نمایش را با نیروی احساسی بهمانند فینالیِ بزرگترین هیتها آغاز کرد؛ ابتدا با «El amor después del amor» و بلافاصله به نسخهای کلاسیک و بهندرت اجرا شده از «Dos días en la vida» پرداخت. از آن لحظه، کنسرت بدون از دست دادن سرعت، به پرواز در آمد. سپس او به «11 y 6» رفت، پس از آن «Cuando el circo llega al pueblo»، «Circo Beat»، «Llueve sobre mojado» و «Un vestido y un amor» را اجرا کرد. بخش اول با آرایی سنتی از «Tráfico por Katmandú» به پایان رسید؛ هدایایی برای هواداران قدیمی.

شب در بخشهای مختلف بهپیش رفت، هر بخش لحن مخصوص خود را داشت. بخش دوم شامل «Cable a tierra»، «La canción de las bestias» و «La buena estrella» بود؛ این آهنگها با عمق و وزن هنرمندی که هر واژهی خود را تجربه کرده، ارائه شد. یک قطعه کوتاه سازیک به تعویض لباس منجر شد و سپس پائِس برای بخش چهارم پرشور بازگشت.
این بخش میانی، قلب احساسی و موسیقایی شب بود. «Maldivina y Turbialuz» به نسخهای تیز و مخرب از «Tumbas de la gloria» منجر شد؛ پس از آن «Paranoica fierita suite» و «Al lado del camino» به اجرا در آمد که آخرین آن یکی از قویترین تشویقهای شب را بهدست آورد. سپس او بهسری از کلاسیکها که تقریباً مراسمی بهنظر میرسید، پرداخته: «La rueda mágica»، «Brillante sobre el mic»، «Ciudad de pobres corazones» و «A rodar mi vida»، که فضا را به یک کر بزرگاستادیومی تبدیل کرد.

بخش نهایی حاوی حس جشن بود. پائِس با «Sale el sol» امید و نور را به صحنه آورد و با «Mariposa tecknicolor» به پایان رسید؛ لحظهای که باعث شد مخاطبان به اوج سرخوشی برسند. مردم روی صندلیها ایستادند، دستهایشان را بالا بردند و کورس را همچون سرودی ملی برای میهن مشترکشان فریاد زدند.

اجرای پائِس ثابت کرد آنچه طرفداران دههها پیش میدانستند: او صرفاً کنسرت نمیدهد؛ بلکه برخوردهای احساسی میآفریند که حس همبستگی، شفابخشی و عمق شخصی دارند. برای یک شب، میامی به روسیوی، بوینوس آئرس یا هر مکانی تبدیل شد که در آن دل شکسته و با ترانههای او دوباره عشق را یاد گرفته بود.

ایستگاه بعدی او این یکشنبه، تئاتر «کینگز» در بروکلین است؛ تعدادی بلیت باقیمانده در سایت رسمیاش قابل خرید است، هرچند پس از شبی همچون این، تصور اینکه بلیتها مدت طولانی در دسترس بمانند دشوار است.
دیدگاهتان را بنویسید