نقد «جاسوس مخفی»: کارناوال در برابر خون‌ریزی

در این اثر برجستهٔ کلبر مندونسا فیلو که عمدتاً در سال ۱۹۷۷، دوران دیکتاتوری نظامی برزیل، می‌گذرد، وگنر مورا به‌عنوان شخصیت مرکزی ظاهر می‌شود.

مردی با موهای تیره و ریش، به‌ضد یک ساختمان تکیه‌دار است، کنار یک خودرو زرد، زیر آسمان ابری. او پیراهن کوتاه‌دست روشن‌رنگ به تن دارد.
وگنر مورا در «جاسوس مخفی». اعتبار… نئون
جاسوس مخفی
انتخاب سرنقد نیویورک تایمز
کارگردان: کلبر مندونسا فیلو
جنایی، درام، معما، هیجان‌انگیز
R
۲ ساعت ۳۸ دقیقه

آثاری که به مقاومت در برابر ستم می‌پردازند به ندرت خنده و شادی را به‌وجود می‌آورند و قطعاً کمتر اندامی از یک پای خورده‌شده را به شوخی تبدیل می‌کنند. در آخرین شاهکار خود، «جاسوس مخفی»، کارگردان برزیلی کلبر مندونسا فیلو حس آزادی‌خواهی را به‌کار می‌گیرد و در میان ترس، خنده می‌یابد. فیلم که در سال ۱۹۷۷، در دوران دیکتاتوری نظامی برزیل آغاز می‌شود، عمدتاً از راهروهای قدرت سیاسی دور می‌ماند و به‌جای آن در نور خورشید و بر روی زمین می‌گذرد؛ جایی که مردم در لحظهٔ حاضر و در مکانِ جاری زندگی می‌کنند. برخی کارناوال را با پای برهنه جشن می‌گیرند و با شادی در خاک می‌رقصند، در حالی که دیگران به‌دلیل خشونت سرنگون می‌شوند و خونشان در خاک می‌ریزد.

حس ناامیدی در مارسیلو، شخصیت افسرده‌ای که توسط وگنر مورا به‌خوبی به تصویر کشیده شده، واضح است؛ او پس از آغاز فیلم، به شهر رسیفی می‌رسید. او پیش‌تر استاد دانشگاه بوده و به‌دنبال پناه به این شهر شمال‌شرقی در سواحل اقیانوس اطلس سفر کرده است. در آنجا خانه‌ای نو می‌سازد و وضعیت‌اش به‌تدریج، به‌همراه گذشته‌اش، واضح می‌شود. فقدان همسرش، فاطیما (آلیس کاروالهو) که به‌طرز تراژیک درگذشت، بر او سنگینی می‌کند؛ در حالی که پسر جوانشان، فرناندو (انزو نونز)، کودکی شاد که با پدربزرگ و مادربزرگ مادری‌اش در رسیفی زندگی می‌کند، به‌نظر می‌رسد پیوند محکم‌ترین مارسیلو به آینده باشد.

نوشته و کارگردانی شده توسط مندونسا فیلو، این داستان به‌صورت دوربرگردان مسیر مارسیلو را در رسیفی، پایتخت ایالت پرنامبوکو، پیگیری می‌کند. این شهر مکانی است که کارگردان بارها به آن بازگشته است؛ از جمله در «آکوارئوس» (۲۰۱۶). همچنین مرکز «تصاویر اشباح» (۲۰۲۴) است؛ مدیتیشنی پر احساس دربارهٔ فضاهای جسمی و ذهنی که او در آن‌ها ساکن بوده، که از اتاق‌هایی آغاز می‌شود که مادرش به خانه تبدیل کرده بود و برای او دروازه‌ای به دنیای وسیع‌تر شد.

سایه‌های تهدید‌آمیز بر فراز آن جهان در «جاسوس مخفی» حاکم‌اند، حتی اگر نور خیره‌کنندهٔ خورشید، معادل گرمای پیوندهای دوستانه‌ای باشد که مارسیلو پس از ورود به رسیفی می‌سازد. اولین ارتباط او با دونا سباستیانا (تانیای ماریا) است؛ زنی کوچک و پرند‌مانند که صدای عمیق و خشنش بوی سیگارهای فیلتر نشده و ویسکی صاف دارد. او ارتباط نزدیک برای تعدادی از پناهندگان سیاسی دیگر در این ساختمان است؛ مرکز پرجنب‌وجوشی که با وجود وضعیت اضطراری و اضطراب فراریان همچنان فعال است. هنگامی که مارسیلو می‌رسد، برخی افراد خارج از ساختمان، همراه با مردان، زنان و کودکان دیگر، کارناوال را جشن می‌گیرند؛ موسیقی می‌نوازند، می‌رقصند، می‌نوشند و خوش می‌گذرانند. این گروه شاداب، نیروی زندگی‌اش به‌عنوان تندی به نیروهای بزرگ‌تر و قاتل که در حال کار هستند، ظاهر می‌شود.

دیکتاتوری در «جاسوس مخفی» همواره حضور دارد؛ دوره‌ای که مندونسا فیلو با تواضع کمینه‌گرانه در ابتدای فیلم به‌عنوان «دوره‌ای از خرابکاری بزرگ» معرفی می‌کند و از طریق تجربه‌های واقعی شخصیت‌ها به‌وضوح نمایان می‌شود. کمی پس از اسکان مارسیلو، او کار در یک دفتر شناسایی دولتی را آغاز می‌کند؛ فضایی بی‌روح که دیوارهای آن با پرتره‌های رئیس‌جمهور برزیل، ارنستو گیزل، چهارمین از پنج رهبر نظامی این دوران، تزئین شده‌اند. در یک صحنه، مارسیلو روزنامه‌ای می‌خواند؛ صفحه‌ای که سرخط آن «بحث دربارهٔ دموکراسی» به‌دوربین نشان داده شده است. او نیازی به خواندن دربارهٔ واقعیتی که در آن زندگی می‌کند، که عمدتاً با ترس اما گاهی با لحظات شادی همراه است، ندارد.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *