«پُر از عجیب‌وغریب»: موفقیت طولانی و غریب گریتفول دِد

جری گارسیا در حال اجرا (منبع: Getty Images)

این گروه اولین کنسرت خود را در ۴ دسامبر ۱۹۶۵ برگزار کرد. در سال ۱۹۸۱، رهبرشان جری گارسیا در مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی دربارهٔ این‌که چگونه به ستارگان برتر تبدیل شدند اما هرگز برای پول فروختند، صحبت کرد.

گریتفول دِد به‌عنوان پادشاهان صحنهٔ سایکدلیک سواحل غربی در دههٔ ۱۹۶۰ ظاهر شد، اما از جذابیت‌های تجملی دور ماند. حتی پس از آن‌که انرژی‌های منفی و تجاری‌سازی، رویای هیپی را خراب کردند، ترکیب سرمست‌کنندهٔ جمل‌های طولانی گیتارهای بداهه و جشن‌های جمعی، سرسختانه بدون تغییر باقی ماند؛ تا مرگ رهبر گروه، جری گارسیا، در سال ۱۹۹۵؛ که در سن ۵۳ سالگی در مرکز بازتوانی درگذشت. در حالی که هم‌عصرانی همچون رولینگ استونز و جفرسون ایرپلین با تغییرات جریان‌ها سازگار شدند، دِد اساساً همان‌گونه باقی ماند.

این به‌سختی می‌توانست فرمولی برای تبدیل به سوپرستار باشد، اما وقتی مجله فوربس در سال‌های ۱۹۹۰–۹۱ فهرست ۴۰ نفر برتر سرگرمی‌های پردرآمد جهان را منتشر کرد، گریتفول دِد در رتبهٔ ۲۰ با تخمین ۳۳ میلیون دلار قرار گرفت – که آن‌ها را به‌فاصلهٔ نزدیک به پدیدهٔ پاپ MC Hammer می‌کشاند. چه سفری طولانی و غریب برای گروهی که سه دهه پیش در سالن‌های ویکتوریایی سانفرانسیسکو به‌عنوان موسیقی‌ساز برای آزمایش‌های مواد مخدر توهم‌زا شروع کرد.

تماشا کنید: «چیزی نمی‌تواند جای اجرای زنده را برای من بگیرد؛ این شبیه خون زندگی است».

بدون وجود یک ستارهٔ واضح و با ایدئولوژی قوی عدم تجاری‌گری، دِد یک گروه زیرزمینی واقعی بود. موفقیت آن‌ها بر پایهٔ فروش رکوردها شکل نگرفت – اگرچه در سال ۱۹۸۷، آن‌ها با آهنگ «Touch of Grey» به‌طور غیرمنتظره‌ای در MTV به موفقیتی دست یافتند، به‌دلیل ویدیویی که اسکلت‌های تمام‌اندازه را به نمایش می‌گذاشت. در عوض، آن‌ها یک قبیلهٔ وفادار از «Deadheads» را پرورش دادند که از شهری به شهر دیگر در یک سرک مسافری هیپی‌دوم همراهی می‌کردند.

گارسیا در سال ۱۹۸۸ گفت: «به‌اطفال امروز، گریتفول دِد نماد آمریکا است؛ روح توانایی بیرون رفتن و داشتن یک ماجراجویی.» هواداران پیش از زمان شروع برنامه در پارکینگ‌های مکان، در شاکدون استریت – بازارهای غیررسمی که پس از نام آلبوم ۱۹۷۸ گروه شکل گرفته بود – جمع می‌شدند. آن‌ها هرگز «فروش‌گری» نکردند، از حمایت‌های شرکتی خودداری کردند و حتی تبادل نوارهای تقلبی (bootleg) را تشویق می‌کردند. همچنین به فهرست‌های همیشه در حال تغییر خود افتخار می‌کردند، به‌طوری که هواداران هنوز هم به بررسی تنوعهای شبانه‌ای که توسط شیمی منحصر به‌فرد گروه به وجود آمده می‌پردازند.

در سال ۱۹۸۱، برنامه‌ٔ Newsnight بی‌بی‌سی حضور داشت تا هیجان وفاداران را در بازگشت دِد به لندن که برای اولین‌بار پس از هفت سال بود، و اجرای چهار شب حماسی در تئاتر رینبو مشاهده کند. در شهر، در کلاب شبانه بلیتز، صحنهٔ پاپ نو‑رمانتیک به‌طور کامل فعال بود و گروه‌هایی همچون Spandau Ballet با ظرافت داندی‌مانند به زیبایی‌زدگی زشت جنبش پانک واکنش نشان می‌دادند.

گرچه رهبر گریتفول دِد، جری گارسیا – که رابین دن‌سلو از برنامه‌ٔ Newsnight او را «یک مرد مهربان ۳۸ ساله» توصیف کرده بود – نمی‌توانست از این موسیقیدانان بیشتر متمایز باشد، گروه او نیز در دل شعله‌های سوزان یک پدیدهٔ زیرثقافتی شکل گرفته بود. در سال ۱۹۶۷، تابستان عشق که به «Summer of Love» معروف شد، هزاران هیپی را به سمت سانفرانسیسکو کشاند.

گارسیا به دن‌سلو گفت که شاید زمان‌ها تغییر کرده‌اند، اما صحنه همچنان به همان اندازه زنده و پر‌انرژی مانده است. او افزود: «هیپ‌های هیت‑آشبری هنوز تقریباً همان‌کاری را که در آن زمان می‌کردند، انجام می‌دهند، اما … تفاوت این است که اکنون ۱۵ سال تجربه دارند و در کاری که می‌کنند متخصص شده‌اند، همان‌طور که ما هم به متخصصان کار خود تبدیل شدیم – به‌نحوی.» او گفت که وقتی گریتفول دِد برای اولین‌بار شروع کرد، آمریکا تا حد زیادی از دوران ساکن و آرام دههٔ ۱۹۵۰ به همان شکل باقی مانده بود: «بارها به شهری می‌رفتیم و هتل‌ها اجازه نمی‌دادند وارد شویم، چه رزرو داشته باشیم چه نداشته باشیم… به محض اینکه موهای بلند و هرگونه انحرافی را می‌دیدند، بلافاصله رد می‌شدیم.»

حومه سانفرانسیسكو هیت‑آشبری به مركز جهانی «قدرت گل» تبديل شد و گریتفول دِد باند اصلی آنجا بود (منبع: Getty Images)
حومه سانفرانسیسكو هیت‑آشبری به مركز جهانی «قدرت گل» تبديل شد و گریتفول دِد باند اصلی آنجا بود (منبع: Getty Images)

اگرچه ممکن است آن‌ها با صلح آمده باشند، اما به‌راحتی می‌توان دید که سبک زندگی تخلف‌گرانه این هیپ‌های موهای وحشی چگونه می‌تواند برای ناآشنایان ترس‌آور باشد. در واقع، شکل‌گیری گروه به‌طرزی جدانابردنی به تجلیل از مصرف LSD مرتبط بود. این داروی توهم‌زا در سال ۱۹۳۸ توسط شیمیدان سوئیسی آلبرت هافمان کشف شد. چند سال پس از آن که او به‌صورت تصادفی مقداری از این دارو را از طریق نوک انگشتانش مصرف کرد، تصاویری شگفت‌انگیز از «تصاویر فوق‌العاده، اشکال عجیب با بازی شدید و کالیندروسکوپی رنگ‌ها» را تجربه کرد. در حالی که هافمان برای دهه‌ها استدلال می‌کرد که LSD می‌تواند به درمان بیماری‌های روانی کمک کند، دیگران کاربردهای بسیار متفاوتی برای خواص مخرب و روان‌گردان این ماده تصور می‌کردند.

آزمون اسید کول‌آید الکتریک

در اوایل دوران جنگ سرد، سازمان سیا برنامهٔ مخفی برای پژوهش دربارهٔ کنترل ذهن ایجاد کرد. این برنامه که با نام رمز MK-Ultra شناخته می‌شد، آزمایش‌هایی را بر روی بیماران غافل، از جمله افراد در مؤسسات روان‌پزشکی و زندانیان، با روش‌هایی نظیر تجویز داروهای روان‌گردان، محروم‌سازی حسی و شاک الکتریکی، تأمین مالی می‌کرد. در سال ۱۹۶۰، پژوهشگرانی که توسط سیا حمایت می‌شدند در بیمارستان منلو پارک، کالیفرنیا، به دانشجویان ۴۰ دلار در روز برای مصرف LSD پرداخت می‌کردند.

یکی از داوطلبان، کن کِسی بود که بعدها رمان «بال‌پروازی بر فراز لانه‌کلغی» را نوشت. تحت تأثیر قدرت توهم‌زا و هنوز قانونی بودن این دارو، کِسی شروع به توزیع آن بین دوستان کرد و در سال ۱۹۶۴ یک گروه هم‌فکر تحت عنوان «مِری پرنکسترز» تشکیل داد و با یک باس رنگارنگ به سراسر کشور حرکت کرد. این سفر توسط نویسنده تام ولف در کتاب «آزمون اسید کول‌آید الکتریک» روایت شد. یک سال بعد در کالیفرنیا، او سلسله‌ای از مهمانی‌ها به نام «آزمون‌های اسید» برگزار کرد تا مصرف LSD را ترویج دهد. دومین این رویداد در تاریخ ۴ دسامبر در سان خوزه بود که گریتفول دِد اولین کنسرت خود را برگزار کرد. پیش از آن گروه با نام «وارلاک‌ها» شناخته می‌شد، اما چون گروه دیگری با همان نام وجود داشت، گروه گارسیا نام «گریتفول دِد» را برگزید که قرن‌ها ادامه پیدا کرد.

هشت ماه پس از آن، دِد برای اولین بار در بی‌بی‌سی ظاهر شد – نه در برنامهٔ موسیقی، بلکه در برنامهٔ روزنامه‌نگاری Panorama. در قسمتی با عنوان «California 2000»، خبرنگار جان مورگان به بررسی سالن‌های رقص سایکدلیک سانفرانسیسکو پرداخت، جایی که «دنیای خصوصی تبدیل به عمومی می‌شود؛ رنگ‌ها و نورهای عجیبی که از ترکیب روغن، آب و کچاپ ساخته شده‌اند، بر دیوارها و مردم می‌تابند». هنگامی که گروه آهنگ «The Mind Benders» را اجرا کرد، که یک راکس‌گاراژ پر‌چرخش بر پایهٔ ارگ بود، مورگان اشاره کرد که هدف «ایجاد شرایط یک سنسوریم روان‌پزشکی… ادراکات جدیدی از واقعیت که توسط حمله‌ای به حواس ایجاد می‌شود» بود.

گارسیا پیش از این چهره‌ای شناخته‌شده در صحنهٔ موسیقی سانفرانسیسکو بود؛ او در گروه‌های فولک و بلوز فعالیت داشته بود، اما LSD تأثیر کاملاً جدیدی بود. در مصاحبه‌ای که اندکی پیش از وفاتش در سال ۱۹۹۵ با بی‌بی‌سی انجام داد، او گفت: «اغلب با روان‌گردان‌ها نمی‌توانستم با کسی صحبت کنم. نمی‌توانستم خودم را قابل فهم کنم یا دیگران را درک کنم، اما می‌توانستم از طریق موسیقی ارتباط برقرار کنم». او سبک اولیهٔ گروه را «آر اند بی با مقدار زیادی از عجیب‌وغریب در آن» توصیف کرد. «بداهه‌نوازی»، که او می‌گفت «اولین چیزی است که در موسیقی یاد گرفته‌ام»، در قلب این گروه بود. او افزود: «ناگهان می‌توانستیم یک ترانهٔ سادهٔ آر اند بی بزنیم و به یک قطعهٔ بیست‌دقیقه‌ای تبدیل شود».

گروه همچنان نسل‌های جدیدی از هواداران را جذب کرد و کنسرت‌های طولانی‌شان شامل مجموعه‌ای از تأثیرات موسیقی از بلوگراس تا جاز می‌شد. برای دِد، اجرای زنده همه چیز بود. فیل لِش، نوازندهٔ باس، در سال ۱۹۹۳ به بی‌بی‌سی گفت: «آنچه گریتفول دِد انجام داده است این است که حکمت قدیمی دربارهٔ ساختن مخاطب را به درجهٔ نهایی برده؛ چون تمام کار ما ساختن مخاطب است. فکر می‌کنم ایدهٔ اولیه این بود که یک مخاطب بسازیم تا بتوانیم رکورد بفروشیم – ما فقط مخاطب را ساختیم و به‌سرعت به آن‌ها برگشتیم و برایشان نواختیم.»

همان‌طور که گارسیا در Newsnight گفت: «چیزی که واقعاً به آن علاقه‌مندیم، ارتباط برقرار کردن با ذهن‌هاست». گیتاریست باب ویئر اضافه کرد: «ما یاد گرفتیم سازهایمان را بهتر بنوازیم. بهتر یاد گرفتیم با یکدیگر تعامل کنیم. بهتر یاد گرفتیم به هم گوش کنیم. و در این مرحله می‌توانیم با نکات کمتر، موسیقی بیشتری اجرا کنیم». پس از شانزده سال زندگی در مسیر، گارسیا همچنان به‌قدر پیش از این متعهد بود: «این همان‌جست که ما هستیم. این همان کاری است که با زندگی‌مان می‌کنیم، به‌راستی».

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *