
اجراگر | ریا سیهورن
نمایش | اپل تیوی «پلوریبوس»
قسمت | «ما هستیم» (۷ نوامبر ۲۰۲۵)
اجرا | از آنجا که داستان حول یک شخصیت تکنفره میچرخد که توسط میلیونها انسانپادِ خوشخاطر و مطیع، که ذهن جمعی مشترکی دارند، احاطه شده است، موفقیت «پلوریبوس» بهطور کامل به کیفیت بازیگری نقش اصلی بستگی دارد. خوشبختانه ریا سیهورن بهعنوان بازیگر اصلی انتخاب شد، نه؟
پس از اینکه در نقش کیم وکسِلر در «بِتر کال ساؤل» ما را شگفتزده کرد، سیهورن در اولین قسمت «پلوریبوس» به عنوان کارول وارد صحنه شد؛ زنی که وقتی نیروی مرموزی از فضا تقریباً تمام ساکنان زمین را به زامبیهای خندان تبدیل میکند، تنها کسی است که تحت تأثیر آن قرار نمیگیرد. پیش از این تحول، کارول نویسندهای خودکینه بود که از طرفدارانش متنفر بود و سیهورن این کینه را در صدایش منعکس کرد؛ او کتابهای خود را «مزخرف بیفکر» مینامید. ناگهان، همه اطرافیانش سقوط میکردند و سیهورن بهسرعت به حالت یک فیلم ترسناک تبدیل شد؛ کارول در هراس سعی میکرد درک کند چه اتفاقی میافتد. در میان این افراد سقوطکرده، نماینده کتاب او (که بهنظر میرسید شریک زندگیاش نیز باشد) هلن بود و سیهورن با دلسوزی نقش کارول را بازی کرد، که سعی میکرد بدن بیحالت هلن را به بیمارستان برساند، در حالی که بهتنهایی سعی میکرد از تنها شخصی که میتوانست در کنار او باشد، محافظت کند.
هنگامیکه کارول از خیابانهای متروکه عبور میکرد و از کنار خودروهای خراب میگذشت، چهرهی مبهوت سیهورن بهوضوح بزرگی وضعیتش را نشان میداد. (سازنده، وینس گیلگان، برای این صحنه بهشدّت به چهره سیهورن تکیه کرده بود و موفق شد.) متأسفانه کارول نتوانست هلن را نجات دهد؛ سیهورن در حین گریه بر بدن مردهاش سوگ میکرد. اما پس از آن افراد دیگر بهسختی دوباره زنده شدند و نام کارول را صدا میزدند و صدای سیهورن با نیرویی عظیم میلرزید، در حالی که میخواست بداند دقیقاً چه چیزی باعث این همه چیز شده است.
این یک نمایش بینظیر بود، بهویژه چون او تقریباً تمام صحنهها را به تنهایی بر عهده داشت. در «پلوریبوس»، سیهورن تقریباً بهتنهایی حضور دارد — و نشان داده که کاملاً توانمند است.
بهپایین صفحه اسکرول کنید تا ببینید این هفته چه کسانی ذکر افتخاری دریافت کردند…
ذکر افتخاری: جوی بیتی

از روابط عاشقانهای که سرنوشتشان بد بود تا نبردهای خونین با قربانیان محبوب، فصل ۴ «ویچر» یک داستان نسبتاً تاریک بود که با توجه به وضعیت قاره، کاملاً قابلدرک است. هرچند لحظات خندهآور کوتاه بودند، اما بسیار مورد تقدیر قرار گرفتند؛ و بینظیرترین آنها لحظهٔ موسیقیایی غیرمنتظره در قسمت ۵، بههمراه جاسکیِر بود. جویی بیتی واضحاً از بازگو کردن داستان تراژیک شعر دزدیدهشدهاش لذت برد و با انرژی رنگارنگ و شبیهساز دیزنی این قطعهٔ بزرگ گروهی را بهطرز کاملی همخوانی داد. همانند زولتان، ما خود را در اجرای پرانرژی بیتی غرق یافتیم؛ که نه تنها در بخش کمدیاش («ما مخمل نمیپوشیم!») بلکه در پایان دراماتیک و پیروزمندانهاش نیز درخشید. آیا خوشحال میشویم که در فصل پنجم و نهایی، یک قطعهٔ موسیقی دیگر داشته باشیم؟ برای نقل قول از بارد خود: «آره، لعنتی.» — اندی سویت
ذکر افتخاری: شیرل لی رالف

ما انتظار نمیرفتیم که کسی بهقدر قدیمیعقل مانند باربارا هوارد از «آبوت المنتری» به تلفنهمراهش معتاد باشد، اما وقتی پرسنل آبوت مجبور شدند این هفته تلفنهایشان را واگذار کنند، باربارا دچار ترک جدی شد — و شیرل لی رالف تمام طول قسمت ما را به خنده درآورد. او در بهترین فرم خود بود؛ باربارا نگران این بود که از گفتگوی گروهی همسرایان کلیسا خارج شده و نتواند برای کلاسش آهنگها را در اسپاتیفای پخش کند؛ صدایش پر از شور مذهبی شد و اعلام کرد: «ما هرگز نباید از ضبطها و سیدیها دور میشدیم!» (ما عاشقیم وقتی باربارا تمام انرژی مقدس را به ما نشان میدهد.) رالف همچنین کمی شیطنت به صحنه افزود؛ وقتی باربارا متوجه شد فرزند تازهزادهاش میتواند رقیب او در گروه سرایی را سرکوب کند، با یک لبخند شیطنتآمیز پیش از فریاد زدن گفت: «به تلفنم نیاز دارم!» باربارا سرانجام تلفناش را دوباره به دست آورد، اما ما دوست داریم کسی دوباره آن را بگیرد… فقط برای تماشا کردن آتشبازیهای خندهدار که بهوجود میآید. — D.N.
کدام اجرا(ها) این هفته شما را شگفتزده کرد؟ نظرات خود را بگذارید!
دیدگاهتان را بنویسید