
فیلم «ماموریت به مریخ» در اوایل سال ۲۰۰۰ ضرر مالی کرد. سپس «سیاره سرخ» آمد و خسارت بیشتری به بار آورد…
سال ۲۰۲۵ است و ما در حال اتخاذ گامهای لازم برای استعماری مریخ هستیم. این پیشدرآمد برای فیلم علمی‑تخیلی سیاره سرخ است که هماکنون ۲۵ ساله شده و با وجود پیشفرض اینکه زمین غیرقابل سکونت میشود، حس ملایمی از امیدواری را القا میکند. حداقل در این فیلم، استعمارت مریخ یک پروژه قابلاجرا به حساب میآید و نه رویاهای یک تریلیونر آیندهنگر. این فیلم نیز تنها فیلم سال ۲۰۰۰ نیست که به مریخ میپردازد. در اوائل همان سال، برایان دو پارما فیلم بزرگبودجه نهایی خود به نام ماموریت به مریخ را ساختهاست که در شرایطی کمتهدید نسبت به سال ۲۰۲۰ اتفاق میافتد. مجموعاً، این دو فیلم کمی بیشتر از کابویان فضایی در سطح جهان درآمد کسب کردند — و بدون خستگیناپذیری معروف کلینت ایسtوود. حتی در بهترین لحظاتشان، این پروژهها دلیل اینکه چرا مریخ در دهههای پسین به قلمرو ممنوع تبدیل شد را توضیح میدهند.
مریخ هنوز برای مأموریت با سرنشین انسانی، چه رسد به استعمار واقعی، دسترسناپذیر است، اما سالها بهعنوان گام طبیعی بعدی در سفرهای فضایی خیالی در ذهنها حضور داشته است. فیلم ماموریت به مریخ و بهویژه سیاره سرخ به دههٔ ۱۹۵۰ باز میگردند، زمانی که فیلمهای متعدد علمی‑تخیلی مأموریتهای مریخی با مشکلاتی مواجه میکردند که فضانوردان با موجودات مختلف یا تمدنهای مخفی روبرو میشدند. هر دو فیلم سال ۲۰۰۰ با تقلید جدی اما سنگین علمی‑تخیلی دورهٔ دیگری آغاز میشوند که بلافاصل میتواند بیننده را دلسرد کند: ماموریت به مریخ شخصیتهای خود را در صحنهای از کبابپزی (با رهبری دو پارما که بهخوبی صحنهریزی شده) که پر از دیالوگهای کسلکننده است، معرفی میکند، و سیاره سرخ با روایت فرمانده کِیت بومن (کارری‑آن موز) آغاز میشود که با سختی روباتیک و غیرطبیعی خوانده میشود، طوری که شبیه برنامهٔ کامپیوتری به نظر میرسد.

خوشبختانه، روایت صوتی طولانی نمیشود. پس از اینکه سرآغاز مأموریت، بومن، بهطبیعی ناهموار خدمهاش (والی کیلمر، تام سیزمورو، بنجامین برات، سایمون بیکر و ترنس استمپ) و هدف پایهای آنها برای بررسی دلیل توقف فرایند terraform‑کاری که توسط جلبکی هواساز آغاز شده بود، معرفی میکند، فیلم به مشکلات منطقی شناختهشده اما بهخوبی به تصویر کشیده شدهٔ فیلمهای فضایی میپردازد. وقتی سفینهٔ بزرگتر آسیب میبیند، بومن باید آن را در مدار نگه دارد، در حالی که بقیه را بهصورت یک سفینهٔ فرود به مریخ میفرستد؛ این سفینه نیز دچار آسیب میشود. پیچیدگیهای دیگر: سفینهٔ اصلی در ۳۱ ساعت از مدار مریخ سقوط خواهد کرد، پایگاه روی سطح مریخ ویران شده است و ارتباطات بین سفینه و سطح در ابتدا دچار شکست میشود.

گاهی فیلمهای ظاهری مشابه که در یک سال منتشر میشوند، در عمل اختلافات شگرفی دارند (به مورچهها و زندگی یک حشره نگاه کنید). این مورد برای فیلمهای مریخی سال ۲۰۰۰ صادق نیست؛ ماموریت به مریخ نیز حوادثی شگفتانگیز را دنبال میکند که یک سفینهٔ مداری مریخ را از کار میاندازد و باعث هرج و مرج کشندهای میشود، در حالی که خدمه برای فرود آمدن در شرایط نامطلوب بهدنبال راهی میگردند. در یک صحنهٔ طولانی و شگفتانگیز از استاد سبکساز دو پارما، سفینه توسط طوفان شهابسنگی مورد حمله قرار میگیرد و فضانوردان را مجبور میکند آن را رها کنند و با یک ماژول کوچکتر به سطح سیاره بروند. کار فیلمبرداری بینظیر و ضدگرانشی دو پارما، از هر چیزی در سیاره سرخ پیشی میگیرد، اما هنگامی که ماموریت در واقع به مریخ میرسد، بهسوی داستانی خیالی مبهم دربارهٔ منشا مخفی حیات میچرخد. (قلهٔ احساسی پیشرو اساساً شامل تماشای یک ارائهٔ پاورپوینت آیندهنگر توسط شخصیتهاست.)
سیاره سرخ تنها فیلم بلند هافمن بوده و بهنظر میرسد که عذرخواهی از او برای شکست مالی فیلم کمی ناعادلانه است. بههرحال، شکستهای مریخی پس از سال ۲۰۰۰ همچنان ادامه یافت. ارواح مریخ اثر جان کارپنتر امروزه پیروان فرقهای دارد، درست همانطور که اکثر فیلمهای کارپنتر چنین پیروانی دارند، اما این فیلم در تابستان ۲۰۰۱ بهعنوان یک بمب مورد انتقاد شدید قرار گرفت. تولیدات دیزنی مریخ به مادرها نیاز دارد و جان کارتر بهطور جمعی حدود ۳۰۰ میلیون دلار ضرر کردند. نفرین مریخ تا زمانی که ریدلی اسکات با مرد مریخ در سال ۲۰۱۵ آمد، شکسته نشد و تا حدی حس میشود که این استثنا قاعده را ثابت میکند: یک تریلر واقعی درباره فضانوردان که در مریخ اتفاق میافتد، بدون هیچگونه عنصر افسانهای جز اینکه قهرمانش نمیرسد.
با این حال، نکتهای برای این رمانپروژهی کلاسیک و نسبتاً جدی که سیاره سرخ ارائه میکند، وجود دارد — بهویژه در چشمانداز سادهسازینشدهاش از سال ۲۰۲۵ که از نظر فناوری پیشرفته است، اما هنوز مملو از عدم قطعیتهای عجیب است. این فیلم مریخ را بهطور کامل افسانهزدایی نمیکند، اما سرنخی میدهد که شاید استعمار مریخ همان برنامهٔ فرار شگفتانگیزی که برخی هنوز در ذهن خود میپرورانند، نباشد.
دیدگاهتان را بنویسید