توسط تام می
از شگفتیهای بیکلام تا تخیلات نمدی، این شاهکارهای فصلی نشان میدهند که انیمیشن چهقدر میتواند داستانها را روایت کند.

انیمیشنهای کریسمس جادوی ویژهای دارند. شاید به این دلیل است که برف به زیبایی لمسی استاپموشن میانجامد، یا اینکه تمهای این فصل از تحول و شگفتی بهطور کامل با توانایی انیمیشن برای به تصویر کشیدن غیرممکن همراستا میشود. یا شاید فقط به این خاطر است که همگی در حالت خوشبینی هستیم.
متأسفانه، اینکه در این زمان از سال معمولاً این انیمیشنها را میبینیم — در میانهٔ هرجومرجی کودکان که دویدند، بستگان مسن که با صدای بلند شکایت میکنند و زنگ در بهصورت ناگهانی میکوبد — باعث میشود بهراحتی تمرکز خود را از دست بدهیم و از درخشندگی واقعی آنها غافل بمانیم.
۰۱. آدم برفی (۱۹۸۲)

- انگلستان: بهصورت رایگان در Channel 4 تماشا کنید
- آمریکا: بهصورت رایگان در Pluto TV یا Fandango at Home تماشا کنید
آدم برفی ساخته دیان جکسون همچنان یکی از جسورانهترین آزمایشهای روایتگری انیمیشنی است که تا به امروز پخش شده است. این اثر که بر پایهٔ کتاب تصویری ریموند بریگز ساخته شده، برای کانال ۴ بریتانیا سفارش داده شد و تمام دیالوگها را حذف میکند؛ بهجای آن، بر حرکت، موسیقی و فضا تکیه میکند تا وزن داستان را حمل کند.
سکانس پروازی مشهور آن نشانگر اوج فنی و احساسی فیلم است. با دقتی بینظیر ساخته شده (مناظر گسترده، اقیانوسهای پهن، آن نهنگ شگفتانگیزی که بر سطح میآید)، این صحنه نمونهٔ کاملی است از این که چگونه انیمیشن میتواند با دقت فراوان، شگفتی واقعی را به وجود آورد. هر فریم، سکون بافتدار جهان را حفظ میکند، در حالی که شخصیتها از فضا پرواز میکنند.
اما برای من، نبوغ واقعی آدم برفی در درک آن از ناپایداری نهفته است. تصویر نهایی – پسری که شال خود را میفشارد در کنار گودالی از برف آبشده – راحت نیست، اما همینجاست که تجربهٔ کلی این اثر اینچنین قدرتمند میشود. پایان همزمان پایان و شروع است: تجربه به خاطره تبدیل میشود که خود آرامش ماندگارش را میآورد.
۰۲. کارول کریسمس میکی (۱۹۸۳)

در حالیکه این اثر نسلهای بیشماری از کودکان را در طول دههها سرگرم کرده است، کارول کریسمس میکی ممکن است در مقایسه با جسارت آدم برفی کمرنگ بهنظر برسد؛ اما فریبخور نباشید. این اقتباس ۲۶ دقیقهای از داستان کلاسیک چارلز دیکنز، به همان اندازه قابل توجه است: یک استودیویی که دوباره به میراث خود میپردازد در حالی که همزمان مرزهای فنی را جابجا میکند.
برای زمینه، میکی ماوس پس از سال ۱۹۵۳ در یک کاریکاتور سینمایی اصلی ظاهر نشده بود. خوشبختانه، کارگردان برنی متینسون — کسی که از بخش پستدست دیزنی شروع کرده بود — فهمید که این بازگشت باید با احترام به تاریخچهٔ شخصیت همراه باشد و در عین حال به برتری انیمیشن معاصر بپردازد. نتیجهٔ این تلاش، فیلمی است که به شخصیتهای ادبی با احترام واقعی مینگرد و در عین حال انیمیشن برازنده و پیشرفتهای ارائه میدهد که بسیار فراتر از برنامههای تلویزیونی رایج آن دوران است.
۰۳. کابوس پیش از کریسمس (۱۹۹۳)

- در Disney+ با اشتراک تماشا کنید
ترکیب تخیل مفهومی تیم برتون و موسیقی حماسی دنی الیفمان، «کابوس پیش از کریسمس» دورهای نوین برای انیمیشن استاپموشن بهوجود آورد؛ فیچرطولانی را بدون بههم زدن کیفیت هنر دستی بهدست آورد. هر قاب این اثر از ابداع بصری سرشار است، از شکوه گاتیک شهر هالووین تا شفافیت خالص شهر کریسمس. و حتی پس از سه دهه، دستاوردهای فنی هنوز به همان اندازه شگفتانگیز بهنظر میرسند.
سکانس فواره در زمان آهنگ «This is Halloween» را در نظر بگیرید. آن آب جاری ۱۰۰٪ استاپموشن است؛ در هر فریم بهدستسازانه تنظیم میشود در حالی که شخصیتها بهطور مداوم اطراف آن میچرخند. در صحنهٔ دستگیرهٔ درِ کریسمس، انعکاس جک باید با نورپردازی کامل و موقعیتگذاری دقیق، فریم به فریم ضبط میشد. یا صحنهٔ کاروسل که در آن جک در برابر چرخش میچرخد در حالی که هر شخصیت بهصورت مستقل بالا و پایین میرود. اینها تنها نمایش فنی نیستند؛ بلکه انیماتورها مرزهای دیوانهوار را میپوشانند، چون داستان همان را میطلبد.
انیمیشن شخصیتها نیز شگفتانگیز است. فیزیولوژی اسکلتی جک امکان حرکات غیرممکن را میدهد؛ اندامهای کشیدهاش اشکال بروزدهندهای میسازند که برای شخصیتهای با تناسبات واقعی در دسترس نیست. بدن دوختهشدهٔ سالی، پیش از اینکه سخن بگوید، داستان خود را بهصورت بصری منتقل میکند. و کی میتواند شکل کیسهای اوگی بوگی را که حشرات در آن حرکت میکنند، که از طریق نورپردازی ماهرانه و حرکت ظریف به چشم میخورد، فراموش کند؟
بهطور مهم، تمام این نبوغ فنی فقط برای خدمت به وضوح احساسی است. بحران وجودی جک – خستگی از روتین، اشتیاق به معنا – با ما طراحي میشود زیرا انیمیشن احساسات او را از طریق حالت بدن، حرکت و ژست منتقل میکند. وقتی او شهر کریسمس را کشف میکند، شگفتیاش بهصورت فیزیکی ظاهر میشود: او بلندتر، سبکتر، و توسط امکانها دگرگون میشود. این، بالاترین سطح انیمیشن شخصیت است که بهطور بینظیر بیانگر احساسات است.
آه، آیا اشاره کردم که آهنگها بهطوری دیوانهوار جذاب هستند؟ بهطور کلی، تصور اینکه اگر این فیلم امروز ساخته میشد، حتی با تمام پیشرفتهای فناوری که امروز در اختیار داریم، بهتر از این میشد، سخت است.
۰۴. روبین روبین (۲۰۲۱)

- انگلستان: بهصورت رایگان در BBC iPlayer تماشا کنید
- آمریکا: با اشتراک در Netflix تماشا کنید
اولین موزیکال آردمن انیمیشنز، «روبین روبین»، عنصر نادری را در استاپ موشن معرفی کرد: عروسکهای نمدی. این انتخاب ماده بهصورت بنیادی زبان بصری این بستر را تغییر میدهد. نمد، گرما و بافت ذاتی میآورد و به همین دلیل روبین و خانواده موشاش کیفیتی دستساز به خود میگیرند که با درخشندگی، تمهای فیلم دربارهٔ خانوادهٔ پیداشده و تعلق را تقویت میکند.
همچنین به لبههای ملایم این ماده توجه کنید؛ آن لبههای پرپشت، نرمی بصری ایجاد میکنند که بهطرز زیبایی با سطوح سخت محیط انسانی – مانند میزهای آشپزخانه، فنجانهای براق، و تزیینات فلزی – تضاد میکند. این تنوع بافتی به ابزار داستانگویی تبدیل میشود و جهانها را از طریق خصوصیات لمسی متمایز میکند.
بهعنوان اولین موزیکال آردمن، «روبین روبین» نیز به رقصآرایی بیسابقهای نیاز داشت. هر حرکت با آهنگ ریتمیک بن پلیز و بث پورتر هماهنگ میشود؛ حتی اعمالی که بهنظر تصادفی میآیند، مانند ریختن فنجانهای چای، در ضربهای موسیقی قرار میگیرند. همانطور که انتظار میرود، این امر برنامهریزی دقیق را میطلبید؛ آهنگها و اشعار باید پیش از شروع فیلمبرداری بهطور کامل تکمیل میشدند. نتیجه، انیمیشن استاپ موشن رقصان است که دستاوردی است که همزمانی کامل میان بخشهای مختلف را میطلبید.
و ببینید که چگونه شمارههای موزیکال کمدی را تقویت میکنند. بهعنوان مثال، هنگامی که آواز پرشور روبین با نیاز خانوادهاش به سکوت تضاد دارد، تنش خندهدار و در عین حال دلنشینی ایجاد میشود؛ انیمیشن مبارزهٔ او را بهطرز شگفتانگیزی به تصویر میکشد. او بهصورت واقعی نمیتواند آواز خود را مهار کند؛ بالهایش بیوقفه میلرزد و بههمهجا میزند. حرکت بهعنوان ملودی، بهعنوان شخصیت تبدیل میشود. فوقالعاده.
۰۵. پدران توکیو (۲۰۰۳)
![پدران توکیو [تریلر رسمی دوبلاژ انگلیسی، GKIDS] - Blu-ray/DVD ۲ ژوئن - YouTube](https://dl.marka-film.ir/pic/2025-12/Mark-285749-2025-12-30-13-12-56-j6y9ri.webp)
- انگلستان: در Apple TV اجاره کنید
- آمریکا: بهصورت رایگان در Tubi تماشا کنید
این تراژیکومدیا شاید بهعنوان شناختهشدهترین انیمیشن کریسمس در فهرست ما شناخته نشود، حداقل خارج از ژاپن بومی خود. با این حال، حضور آن ضروری است، چرا که نمونهای شگفتانگیز از اینکه چگونه انیمیشن میتواند از طریق جزئیات مشاهدهای، حقیقت احساسی را به دست آورد، است.
دیدگاه کارگردان ساتوشی کون از توکیو با جزئیات فوقالعادهای به تصویر کشیده شده است. جغرافیای شهر (آسمانخراشهای سر بهسر، خیابانهای نئونی، کوچههای مارپیچی) زمینهٔ اصیلی برای این داستان دربارهٔ سه بیخانمان است که شب کریسمس نوزادی را پیدا میکنند. تضادهای بصری بین شکوفایی شلوغ و زوال پنهان، زمینهٔ واضحی برای کسانی فراهم میکند که جامعه نادیده گرفته است.
انیمیشن شخصیتها نیز شایستگی توجه ویژهای را دارد. هانا، زن ترنس که بهعنوان نقطهٔ عاطفی گروه عمل میکند، با حساسیت بینظیری انیمیت شده است؛ حرکات او – نحوهٔ نگه داشتن نوزاد کیوکو، قدمزنی مصمم در برف، دستهای بیانگر او در لحظات عاطفی – همه نشاندهندهٔ درک عمیق است. گین، الکلیست، و میوکی، نوجوان فراری، نیز بهطور مساوی با ظرافت مورد توجه قرار گرفتهاند. این انیمیشن به زندگی واقعی احترام میگذارد و حقیقت را در ژستها و وضعیت بدن مییابد.
در سنت بزرگ چارلز دیکنز، «پدران توکیو» به مسائل اجتماعی جدی – بیخانمانی، حاشیهنشینی، تجزیهپذیری خانواده – میپردازد بدون اینکه از سرگرمی صرفنظر کند. فیلم فضایی برای همدلی ایجاد میکند؛ زیرا بهصورت انیمیشن، مخاطب میتواند به شخصیتها نزدیک شود؛ شخصیتهایی که در دنیای واقعی ممکن است افراد را ترکساز یا دور کرده باشد.
برای مشاهده انیمیشنهای شگفتانگیز بیشتر، به فهرست تأثیرگذارترین انیمیشنهای دههٔ ۲۰۰۰ مراجعه کنید.
دیدگاهتان را بنویسید