
پامیلا دیاس و تاکیما رابینسون بخشی از موجی از فعالان هستند که کارهای خود را بر پایه مستندها پیش میبرند.
«اگر ما فیلم و صندوق «Standing in the Gap» را پیش نبرفتیم، او صرفاً یک دیگر از افراد سیاهپوست مرده میبود.»
این کلمات سردکننده اخیراً توسط پامیلا دیاس، مادر اجاک «AJ» اوینز، درباره دخترش به من گفت. بینندگان اثر عدالتاجتماعی نتفلیکس، The Perfect Neighbor، دیاس را از صحنههای پایانی فیلم به خاطر میآورند؛ زمانی که او از مه غمانگیز بیرون میآید و بهعنوان قهرمانی ظاهر میشود که سعی دارد معنایی از مرگ بیمعنی دخترش در یک قتل بیدلیل تحت قانون Stand Your Ground استخراج کند.
این روزها برای مستندها زمان تاریک است؛ فقط افراد سادهدل میتوانند این را نادیده بگیرند. پلتفرمهای جهانی استریم در برابر محتوای سیاسی یا حتی نزدیک به سیاست تردید نشان میدهند — که به این معناست که فیلمهای پیچیده و مرتبط بهدست نمیآیند، خریداری نمیشوند و مهمتر از همه، دیده نمیشوند. تعداد مستندهای موسیقی که توسط هنرمندان تأیید شدهاند، به اندازهای است که میتوان ۱۰ فلشدرایو در شرکت Primary Wave، مدیر حقوق مالکیت فکری موسیقی، را پر کرد. تحقیقات تند و تیز؟ کمتر دیده میشود.
اما حتی در این شرایط دشوار، تعدادی از مستندهای موجود در فهرست طولانی اسکار امسال به موضوعات عدالت اجتماعی میپردازند. بهطور قابلتوجه، آنها در صدد ایجاد عدالت اجتماعی هستند.
The Perfect Neighbor نمونهای کاملاً مناسب است. دیاس به همراه فعال و دوست اوینز، تاکیما رابینسون، پس از انتشار فیلم، سازمانی را تشکیل دادند. «این همان هدف «Standing in the Gap» است. از طریق The Perfect Neighbor ما امیدواریم قوانین Stand Your Ground را تغییر دهیم و همچنین منابعی برای حمایت از سایر خانوادههای متاثر از خشونت نژادی در آینده فراهم کنیم»، رابینسون به من میگوید، که در ابتدا به قوانین بحثبرانگیزی اشاره میکند که اجازهٔ خوددفاع تهاجمی میدهند و بهطور نامتناسب افراد رنگینپوست را قربانی میکنند. «ما در تلاشیم هنر بسیار قدرتمندی خلق کنیم که دلها و ذهنها را به سوی نوعی تغییر سوق دهد»، او اضافه میکند.
در حال حاضر، ۳۸ ایالت دارای قوانین Stand Your Ground هستند. اگرچه رابینسون و دیاس امید زیادی برای تغییر این قانون در فلوریدا، جایی که ۲۰ سال پیش به وجود آمد، ندارند، اما امکان تضعیف آن را در ایالتهایی مانند پنسیلوانیا و مینهسوتا میبینند.
در همین حال، فیلم جدید لورا پویتراس به نام Cover-Up که به پیچیدگیهای حرفهای روزنامهنگار سیمور هِرش و اهمیت سادهبیان آزادی مطبوعات میپردازد، در مدارس روزنامهنگاری و سایر مکانهایی که به پیام آن نیاز دارند، بهسر میگردد. در یکی از مجالس اخیر نیویورک سیتی برای کمیته حفاظت از روزنامهنگاران، هِرش و پویتراس بر ضرورت محافظت از رسانهای در خطر تأکید کردند؛ که این روزها در این کشور تقریباً به همان اندازه مهم است که میدان نبرد سنتی CPJ در جنوبگان جهانی. «اگر آزادی را بهعنوان مسلمی پذیرید، در همان لحظه آن را از دست میدهید»، هِرش به من گفت، همانگونه که از روایتهای دردناک و الهامبخش از پکن تا بولیوی شنیدیم.
و ماریسکا هارگیتای که بهعنوان تهیهکننده اجرایی فیلم مستند DOC NYC لورنا لوسیانو به نام Nuns vs. the Vatican فعالیت کرده است، اخیراً نوشتاری طولانی به واتیکان همراه با پیوند فیلم ارسال کرده است. این فیلم دربارهٔ دهها زنی است که ادعا میشود توسط کشیش سابق جستایی مارکو روپنیک بهصورت جنسی و روحانی مورد سوءاستفاده قرار گرفتهاند و کلیسا بهنظر میرسد از او محافظت میکند. هارگیتای و سایر فیلمسازان امیدوارند تلاشهایشان به قربانیان اجازه دهد تا در دادگاه قانونگری او شهادت دهند؛ که هنوز تأیید نشده است.
یک نمونهی پیشرو از مستندی که جهان را تغییر داد، ۲۰ سال پیش بوده است؛ وقتی An Inconvenient Truth نور را بر تغییرات اقلیمی روشن کرد. این فیلم آنقدر تأثیرگذاری شد که یک تحقیق نشان داد کدپستیهای درون ۱۰ مایل از مکانهای نمایش، خرید تعهدات کربنی را ۵۰ درصد افزایش دادهاند. مایکل مور نیز با Bowling for Columbine جنبش مبارزه با سلاحهای گرم را به حرکت درآورد.
ژانر جنایات واقعی سابقه طولانی در ایجاد تغییرات دنیای واقعی دارد؛ از The Thin Blue Line اثر ارول موریس که منجر به برگرداندن حکم شد، تا قاتل متهم رابرت دورست که پس از The Jinx به محاکمه و محکومیت جدیدی مواجه شد.
هنوز مشخص نیست که محصول این سال میتواند تأثیر سیستمی مشابهی داشته باشد. اما تهیهکنندگان قطعاً در تلاشاند. اندرو جارکی و شارلوت کافمن در مستند انتقادی از پیچیدگی صنعتی زندان، The Alabama Solution از HBO، بهدنبال همان هدف هستند. همانطور که فرید تاپل از UPI نوشت: «اگر زندانیان میتوانند از داخل دیوارهای زندان به فعالسازی پیشرفت کنند، این نشان میدهد که چیزهای بزرگتری ممکن است وقتی افراد با منابع بیشتر دست به دست هم میدهند.»
یک دلیل اینکه این فیلمها میتوانند تأثیرگذار باشند، حتی زمانی که قدرت توزیع آنها کاهش مییابد، این است که خط جدایی میان فعالگری و روزنامهنگاری در مستندها بهسرعت در حال ضعیف شدن است.
بسیاری از فیلمهای غیر‑تخیلی دورههای پیشین سعی میکردند جایگاهی بالاتر از درگیری پیدا کنند، اما این طرز فکر تغییر کرده است. گیتا گاندبهیر، کارگردان Neighbor، بهصراحت یک حامی است؛ این ویژگی از نخستین روابط او با موضوعاتش نشأت میگیرد. «من فکر میکنم بهعنوان یک هنرمند یا فیلمساز، کار من این است که وسیلهای باشم»، گاندبهیر به من میگوید. «فعالگری همان فیلمسازی است.»
کلاسهای روزنامهنگاری دربارهٔ اینکه آیا این مسأله خوب است یا نه به بحث خواهند پرداخت. قطعاً احتمال مشاهده پرسشهای بیطرف و دقیق درباره یک موضوع کمتر است؛ مستند مهم سقط جنین سال ۲۰۰۶، Lake of Fire، که کارگردان تونی کِی مسأله را از تمام زوایا بررسی کرد، امروز بهنظر میرسد بهسختی قابل تصور باشد. بهطرز کلی، «ساختن‑حمایتی» فضای مستند ما شاخهای دیگر از قطببندی بزرگتر دنیای ماست که بهنظر میرسد حتی یک جمله نیز بدون پرچمگذاری بر یک مسأله بیان نمیشود.
اما نادیده گرفتن تمام خوبیهای این روند کارحیانه است. در زمانی که بیعدالتی در بسیاری از حوزهها شعلهور است و فیلمهای مستند در بسیاری از عرصهها با مشکل مواجهاند، انتشار این فیلمها و ارتقاء آنها شاید بدترین ایده نباشد. تعداد مستندهای مبهم و سختکوش شاید در حال کاهش باشد، اما ابزارهای تعمیر دنیای شکسته در حال رشد است. فقط از پامیلا دیاس بپرسید.
این داستان برای اولین بار در شمارهٔ مستقل دسامبر مجله The Hollywood Reporter منتشر شد. برای دریافت این مجله، اینجا کلیک کنید تا مشترک شوید.
دیدگاهتان را بنویسید