انحصاری – فارهانا بهت از «بیگ باس ۱۹» پس از سکوت، دربارهٔ سرزنش سلمان خان، پیشنهاد «خطرن‑که‌خِلادی» و چالش‌های رشد در یک خانوادهٔ محافظه‌کار صحبت می‌کند

انحصاری – فارهانا بهت از «بیگ باس ۱۹» پس از سکوت، دربارهٔ سرزنش سلمان خان، پیشنهاد «خطرن‑که‌خِلادی» و چالش‌های رشد در یک خانوادهٔ محافظه‌کار صحبت می‌کند
انحصاری – فارهانا بهت از «بیگ باس ۱۹» پس از سکوت، دربارهٔ سرزنش سلمان خان، پیشنهاد «خطرن‑که‌خِلادی» و چالش‌های رشد در یک خانوادهٔ محافظه‌کار صحبت می‌کند

1/12

انحصاری – فارهانا بهت از «بیگ باس ۱۹» پس از سکوت، دربارهٔ سرزنش سلمان خان، پیشنهاد «خطرن‑که‌خِلادی» و چالش‌های رشد در یک خانوادهٔ محافظه‌کار صحبت می‌کند

فارهانا بهت، که به‌عنوان دومین نفر پس از برنده در مسابقه «بیگ باس ۱۹» مقام دوم را به‌دست آورد، دربارهٔ برخی از لحظات سرنوشت‌ساز مسیر خود سخن گفت. در گفتگوی اختصاصی با شبکه Times of India TV، فارهانا دربارهٔ مواجهه با بازخوردهای سخت میزبان سلمان خان، سفر خود و زندگی با تربیت محافظه‌کارانه‌اش صریح شد. او همچنین تمایل خود برای شرکت در «خطرن‑که‌خِلادی» را ابراز کرد. (عکس: اینستاگرام)

فارهانا بهت جایزه‌اش را به گاوراو خاننا از دست می‌دهد

2/12

فارهانا بهت جایزه‌اش را به گاوراو خاننا از دست می‌دهد

من اصلاً حس ناراحتی نکردم. چشم‌هایم هرگز به جام خیره نشده بود. همیشه باور داشتم که سرنوشت‌ام تا جایی که مقرر کرده به من خواهد رسید. تنها چیزی که واقعاً به‌دلم نشست، این بود که متوجه شدم چقدر محبت از طرف دیگران دریافت می‌کنم. این لحظه یک‌بار مرا به این فکر انداخت که شاید بتوانم آن جایزه را ببرم. اما سپس دریافت کردم — با وجود داشتن یا نداشتن جام — این محبت کافی است. در طول فصل، شاید متوجه شده باشید که من هرگز ادعا نکردم که باید برندهٔ جام شوم. دنبال آن نبوده‌ام. تمرکز من بر این بود که بهترین خودم را ارائه دهم، به خودم وفادار بمانم و تصمیماتی بگیرم که با درونم هماهنگ باشد. پس حتی اگر جام را در دست نداشته‌ام، مقدار محبت‌هایی که مردم به من نشان دادند بسیار ارزشمندتر است. برای من، این پاداش واقعی است. (عکس: اینستاگرام)

سلمان خان به فارهانا انتقاد کرد - وقتی گفت «ناراحت می‌شوم»، همانند یک گلوله به دل من خورد

3/12

در مورد انتقاد سلمان خان از فارهانا – وقتی گفت «ناراحت می‌شوم»، همانند یک گلوله به دل من خورد

واقعاً حس آزار می‌کردم. به‌نظر می‌رسید آخرین و یازدهمین آخر هفته بیشترین تأثیر را بر من داشت؛ کاملاً سقوط کرده و بی‌انگیزه شدم. می‌دانستم که هرچه سلمان خان به من می‌گوید، برای رشد من است، اما همچنان می‌پرسیدم چرا در همان لحظه نتوانستم آن را درک کنم. چرا نتوانستم همان‌طور که دیگران می‌بینند، ببینم؟ چرا واکنش‌ام این‌چنین بود؟ اما وقتی یک قدم عقب می‌نشینم، آرام می‌شوم و به‌خود می‌اندیشم، می‌بینم که بسیاری از آنچه گفته می‌شود، در واقع برای پیشرفت خودمان است. من شروع به کار روی آن موارد کردم و بهبود خواهم یافت. پس بله، درد می‌کند، اما یاد گرفته‌ام آن را با روحیهٔ درست بپذیرم. یک جمله خاص که او گفت، «ناراحت می‌شوم»، همانند یک گلوله به من زد. شنیدن چنین کلامی از سلمان خان غیرقابل تحمل بود. به‌دلیل آن در آن آخر هفته من از حالۀ خود به‌نقش در آمدم. به‌طور معمول می‌توانم اکثر موارد را تحمل کنم، اما آن جمله خاص باعث شد احساس کنم شاید شایستگی حضور در آنجا را ندارم. (عکس: اینستاگرام)

آمال درباره‌نظرش در مورد مادرم پشیمان شد

4/12

آمال دربارهٔ نظر خود نسبت به مادرم ابراز پشیمانی کرد

در آن خانه، فضا شما را وادار می‌کند تا چیزهایی را رها کنید، حتی اگر اهل بخشش ساده‌تان نباشید. وقتی سرانجام با او مواجه شدم، ابتدا از آنچه دربارهٔ مادرم گفت، عذرخواهی کرد. بلافاصله به او گفتم که هنوز برای بخشیدن آماده نیستم. اما در طول ۳‑۴ روز بعدی، او اصرار داشت که من هم باید از آنچه دربارهٔ پدرش گفته‌ام عذرخواهی کنم. از آنجایی که او قبلاً از نظرش دربارهٔ مادرم پشیمان شده بود، در نهایت به او گفتم که بابت حرف‌هایم دربارهٔ والدینش نیز معذرت می‌خواهم. این موضوع در همان لحظه خاتمه یافت، چرا که پس از آن دیگر به مسأله برنگشتیم. (عکس: اینستاگرام)

به‌راستی احساس کردم عذرخواهی او صادقانه بود

5/12

من به‌راستی احساس کردم عذرخواهی او صادقانه بود

آمال چندین اطلاعات نادرست دربارهٔ من دریافت کرده بود، از جمله اینکه من وقتی پدر او می‌گریست می‌خندیدم؛ این موضوع او را بیشتر عصبانی کرد. من همهٔ این موارد را روشن کردم. بنابراین این‌گونه نیست که ناگهان او را ببخشم. با گذشت زمان، با مشاهدهٔ تلاش‌های او برای جبران، به‌راستی حس کردم عذرخواهی‌اش صادقانه بود. (عکس: اینستاگرام)

دربارهٔ خطرن‑که‌خِلادی

6/12

دربارهٔ خطرن‑که‌خِلادی

بله، حتماً دوست دارم در «خطرن‑که‌خِلادی» شرکت کنم. در برنامهٔ «ویکند کا وار» توسط روهیت شتی صاحب دعوت شدم و بسیار هیجان‌زده شدم؛ بله گفتم. «خطرن‑که‌خِلادی» برای من کار است. (عکس: اینستاگرام)

در صحنهٔ یک برنامهٔ تلویزیونی از من بی‌احترامی شد

7/12

در مجموعهٔ یک برنامهٔ تلویزیونی از من بی‌احترامی شد

موضوع این نیست که کسی را دوست ندارم. حقیقت این است که همیشه هدف واضحی داشته‌ام. در تئاتر آموزش دیده‌ام، دیپلم خود را دریافت کرده‌ام و همیشه تمایل به کار در سینما داشته‌ام. یکی از تجارب من از کشمیر به‌خوبی در ذهنم مانده است. برای یک پروژه، نقش را در یک سریال روزانه بازی کردم، اما تجربه روی آن صحنه بسیار ناخوشایند بود. در آن زمان، من نقش اصلی داشتم، اما رفتار با من اصلاً محترمانه نبود. وقتی با اسامی معروفی مانند نیراج پاندی، Friday Filmworks و SK Films کار کرده‌اید، به سطحی از حرفه‌گری و شرافت عادت می‌کنید. من انتظار چیزی فوق‌العاده نداشتم، اما انتظار پایه‌ای‌ترین احترام را داشتم. در عوض، حس کردم که اصلاً برایم ارزشی قائل نیستند. در نهایت از آن صحنه خارج شدم و به خانه برگشتم. بعداً با تماس دوباره و عذرخواهی مواجه شدم، اما آسیب‌دیده بود. (عکس: اینستاگرام)

در فیلم‌ها حتی بازیگرهای تازه‌کار با شرافت رفتار می‌شوند

8/12

در فیلم‌ها حتی بازیگرهای تازه‌کار با کرامت رفتار می‌شوند

این حادثه آن‌قدر عمیق بر من تأثیر گذاشت که تصمیم گرفتم دیگر هرگز در تلویزیون کار نکنم. کار تلویزیونی بی‌شک پرچالش، ساعت‌های طولانی و برنامه‌های بی‌وقفه است، اما هنرمندان شایستهٔ احترام هستند. در فیلم‌ها، حتی بازیگران نوپا همانند نقش‌های اصلی با کرامت رفتار می‌شوند. در صحنه‌های تلویزیونی، حداقل در تجربیات من، این‌گونه نبود. این تجربهٔ واحد تأثیر عمیقی بر من گذاشت و صراحتاً، نگاه من به کار تلویزیونی را تا امروز شکل داده است. (عکس: اینستاگرام)

سفر دشوار او از کشمیر به بالیوود

9/12

دربارهٔ مسیر دشوار او از کشمیر به بالیوود

به‌راستی به پیشرفتی که تا به امروز داشته‌ام افتخار می‌کنم. وقتی برای اولین بار از کشمیر وارد عرصهٔ سرگرمی شدم، از پیش می‌دانستم که با چالش‌های خاصی مواجه خواهم شد و آنچه تجربه کردم، بسیار بیش از تصورم بود. با این حال، هرگز عقب‌نشینی نکردم. هیچ‌یک از این موارد روحیهٔ من را نشکست. من با اراده‌ای ثابت باقی ماندم؛ اگر این مسیر را انتخاب کرده‌ام، چه‌چند سخت باشد، همان‌راه را ادامه خواهم داد. (عکس: اینستاگرام)

من از خانواده‌ای می‌آیم که پوشیدن دوپتا و سرپوش پوشیدن معمول است

10/12

من از خانواده‌ای می‌آیم که پوشیدن دوپتا و سرپوش پوشیدن معمول است

من از خانواده‌ای می‌آیم که پوشیدن دوپتا و سرپوش گذاشتن عادت است. پوشیدن جینز هرگز اجازه نداشت، بنابراین تصور خودم را در صنعت فیلم تقریباً غیرممکن و دست نیافتنی می‌دیدم. محدودیت‌ها و مراعت‌ها در ساده‌ترین موارد وجود داشت. به همین دلیل است که از برخی اقوام فاصله‌ای اندک حفظ می‌کنم؛ نمی‌خواهم کسی فکر کند که من می‌خواهم به آن‌ها تأثیر بگذارم. من همیشه آماده‌ام برای کسی که واقعاً به کمکی نیاز دارد، کمک کنم؛ اما در غیر این صورت ترجیح می‌دهم فاصله‌ای حفظ کنم. وقتی به تمام مسیری که پشت سر گذاشته‌ام و آنچه برای خودم ساخته‌ام نگاه می‌کنم، احساس افتخار عظیمی در من به وجود می‌آید. (عکس: اینستاگرام)

شایعات فشار بر من در برنامه به‌دلیل قراردادهای بشکر

11/12

دربارهٔ شایعات فشار بر من در برنامه به‌دلیل قراردادهای بشکر

به‌هیچ‌وجه — و باور ندارم که کسی حتی جرات داشته باشد این‌گونه کاری را در برنامه‌ای مثل این انجام دهد. در واقع، او بود که به من گفت: «شهرت من را خراب نکن و حداقل سه هفته در بازی بمان». او به من تشویق کرد تا صدای خودم را بلند کنم و شخصیت واقعی‌ام را نشان دهم. اما اگر کسی حتی مطمئن نبود که من می‌توانم چند هفته بمانم، چگونه می‌توانست ادعا کند که من را «هلده» می‌کند و به چه دلیلی؟ (عکس: اینستاگرام)

شایعات ارتباط با بشکر بهت

12/12

دربارهٔ شایعات ارتباط با بشکر بهت

او دوست بسیار عزیزم است. در حقیقت، پیش از برنامه فقط یک یا دو بار با او ملاقات کرده‌ام. او فقط یک دوست است — بیش از این نیست. رابطهٔ بشکر و من؟ خدای من، این کاملاً بی‌معنی است. این اولین باری است که این حرف را می‌شنوم. بشکر و من صرفاً دوستانیم، و صادقانه بگویم، این فقط سومین باری است که به‌صورت حضوری دیدار می‌کنیم. (عکس: اینستاگرام)

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *