نوشتهٔ پسر کِیت وینسلت، فیلم گرم و دلنشین کریسمس نتفلیکس با بازی هِلن میِرن، آندریا ریزبرور، جانی فلین و خود کارگردان.
توسط دیوید ارلیچ

دیوید ارلیچ

«Goodbye June» کِیت وینسلت — یک اثر بهطرزی راحت و دلپذیر نتفلیکس که از فیلمنامهای نوشته شده توسط پسر ۲۱ سالهاش جو اندرس بهعنوان بخشی از دورهٔ تحصیلیاش در مدرسهٔ ملی فیلم و تلویزیون بریتانیا به کار گرفته شد — بههیچوجه از این امتیاز فوقالعادهای که در تولید آن بهکار رفته، کمحرفی نمیکند، و با در نظر گرفتن همه چیز، احتمالاً همین بهتر است. اگرچه در پایان فیلم بهنظر میرسد شکرین و قالبمند باشد، ممکن بود صادقانهتر بهنظر برسد اگر او نمیکرد کارگردانی debut خود را با دوستان مشهور بازیگرش پر نکرده یا از نپوتیسم به دست آمدهٔ فرزندش (پدرش سام مندز!) بهرهبرداری نمیکرد، تا یک تکهٔ نرم و ملایم از سوپ کریسمسی دربارهٔ نیروهای غیرمنتظری که میتوانند یک خانواده را به هم نزدیکتر کنند.
بهطور واضحتر، هر حقیقت شیرین و گمراهکنندهای که در این روایت براق از کریسمس مبتلا به سرطان پنهان شده، میتواند در — و از — شناخت امتیاز در هستهٔ آن یافت شود. نه امتیازی که «Goodbye June» بر پایهٔ آن ساخته شده است، بلکه امتیازی است که فیلم آشکار میکند زمانی که درام کشیدهٔ خانوادگی فیلم ذوب میشود و به یک درام شگفتانگیزتر از تعطیلات تبدیل میگردد.
این امتیاز است که میتوان مرگ را بهعنوان هدیهای در پوشش پذیرفت. امتیاز توانایی گفتن وداع به کسی که نیز میتواند همان ردود را به ما بدهد. امتیاز تجربهٔ فقدان برای دریافت بهترین چیزهایی که میتواند در عوض برایمان بگذارد: همبستگی، رحمت، و گرمای شیرینترین خاطراتمان. من بهطور کلی به این فیلم بیش از حد اعتماد نکردم، اما نمیتوانم نادیده بگیرم که آن از باارزشترین دارایی خود را نادیده نمیگیرد.
تنها ۱۶ روز خرید تا کریسمس باقی مانده است، اما جون (هِلن میِرن) بهاحتمال زیاد امسال نتواند در جشنها شرکت کند. او بهمدت طولانی بهسرطان مبتلاست، بهطوری که خانواده پراکندهاش این وضعیت را بهعنوان حالت عادی میپذیرند، اما تمام خاندان مجبور میشود پس از اینکه پسر جون، کانور (یک جانی فلین کجقالب و فوقحساس) او را یکصبح روی زمین دراز کشیده پیدا میکند، به چلتنهام برگردند. کانور حتی به خود نمیپذیرد که مادرش در شرف بستری شدن در بیمارستان محلی برای آخرین بار است، اما — پسرک نابالغ خانوادهٔ فیلمی که هر عضو آن نقش متفاوتی از تولد دریافت کرده بود — او این را بهعنوان کار خود میپذیرد تا اعضای خانواده را جمعآوری کند، که همهٔ آنها مجبور خواهند شد تا برنامههای تعطیلاتی خود را بهسرعت بازنگری کنند.
جولیا (با بازی خود کِیت وینسلت) یک شخصیت منسجم است که ظاهر حرفهای و آرزوی پیشرفتاش، مبارزهاش برای گرمنگه داشتن و حضور داشتن در کنار سه فرزندش، که یکی از آنها نیازهای خاص دارد را پنهان میکند. او تضاد طبیعی برای مولی (آندریا ریزبرور)، دختر میانی سرسخت، است که تمام شخصیت او — بهنظر من — این است که او با مردی قد بلند (استیفن مرچنت) ازدواج کرده و بسیار جدی در صرفاً خوردن مواد ارگانیک است. اما این شاید همچنان کافی باشد تا برتریاش را نسبت به بزرگترین دختر جون، هِلِن (تونی کولِت)، که مربی تنفس مدرن پرسر و زندگیاش در خارج است و بهتازگی توسط یک مرد یونانی تصادفی که برای تفریح و پول باردارش میکند، بهدست آورده باشد، داشته باشد.
همه با بارهای متضاد خود به خانه فراخوانده میشوند؛ این افراد نمونههای کامل از پیچیدگی هستند که در مقایسه با پدر پیرِشان برنی، که انکار وضعیت جون به حدی کامل است که تقریباً نمیتواند بفهمد خود کجا است، میگذرد. همانطور که اکثر نقشهای این فیلم است، برنی میتواند یک کاریکاتور تحملناپذیر باشد، اگر نه به خاطر مهارت و انسانیت بازیگری که او را به تصویر میکشد؛ اگرچه مصنوعی بهنظر میرسد که او برای تأثیر کمدی خود را جدا میکند (“Simon Cowell?” او در پاسخ به دکتری به نام سیمون خال میگوید) و دربارهٔ “jerkin”ش میهمهنگام میکند پیش از آنکه با حقیقت قریبالواقوع مرگ جون (یک بیداری ناگهانی شایستهٔ الیور ساکس) روبرو شود؛ یک غول مانند تیموتی اسپال نمیتواند جز این که تاریخچهای غنی از عشق و از دست دادن را در فرآیند پیشسوگواری برنی به کار گیرد.
با این حال، عظمت غیرقابل اجتناب بازیگران وینسلت اثر معکوسی دارد که متوسطبودن فیلم او را برجسته میکند، چرا که «Goodbye June» بهسرعت در میان کارهایی که این بازیگران توانایی انجام آن را دارند و کاری که در اینجا از آنها خواسته شده، فرو میافتد. نقش فلین عمدتاً توسط پیژامهاش ایفا میشود؛ کولِت به ندرت فرصتی برای درخشش بیش از کریستالهای شفابخش شخصیتش مییابد؛ و کشمکش بین وینسلت و ریزبرو — اگرچه بسیار خامتر از بقیهٔ فیلم — خشمهای شناختهشدهٔ خواهر و برادر را بهگونهای صیقلی میکند که فرصتی برای ما باقی نمیگذارد تا بهطور کامل قدیمبودن آنها در ابتدا را درک کنیم.
در حداقل، میرن بهطرز دلنواز و قابل باور بهعنوان زنی بیمار که در مسیر آرامش است، نشان میدهد، با اینحال اتاق بیمارستانیاش با نور سفید براق به حدی ساطع شده است که گویی او نیمیراه به بهشت را طی کرده. این یک امر رایج در موسسهای است که تمام پرستاران فرشتهاند (پرستار فرشته (Nurse Angel) فایسائو آکیناده بهویژه شیطنتآمیز و دلپذیر)، و بهنظر نمیرسد کسی دیگر بیمار باشد. نماهای نزدیک بیرحمی که وینسلت بر چهره میرن اعمال میکند، برای جستجوی صداقت عاری از پوششهای تزئینی است که فیلمنامهٔ اندرز ترجیح میدهد با ریسمان شاداب بپوشاند، و فیلم در اطراف او هرگز مؤثرتر نمیشود مگر وقتی که راحتیاش را بهعنوان سلاحی برای بررسی راههای مختلفی که مردم به خود اجازه میدهند درد را حس کنند، به کار میگیرد. و از این راه، اینکه احساس درد به آنها اجازه میدهد حاضر باشند.
اگر احساسات در «Goodbye June» بهاندازه شفافساختگی برف مصنوعی که بیرون از پنجرههای بیمارستان میبارد، شفاف باشند، همه در یک پتوی گرم حقیقت گره خوردهاند — حقیقت این است که از دست دادن نیروی جاذبهای دارد که میتواند خانوادهای را به هم نزدیکتر کند، اگر به آن اجازه دهند. بهصورت برابر، سمی و آرامبخش در سنت فیلمهای تعطیلاتی آسیبدیدهای چون «This Is Where I Leave You» و «The Family Stone» است، کارگردانی اولیه وینسلت ممکن است برای همدردی شما دست به گناه بکشاند، اما حداقل میداند که تلخی، فقدان و پشیمانی همان چیزی است که واقعا فصل کریسمس را جادویی میکند و باید همگی خوششانس باشیم که اینها را بهصورت حضوری با یکدیگر به اشتراک بگذاریم.
امتیاز: C+
Netflix “Goodbye June” را در سینماهای محدود در روز جمعه، ۱۲ دسامبر منتشر خواهد کرد. این فیلم از شبعید کریسمس بر روی Netflix قابل استریم خواهد بود.
دیدگاهتان را بنویسید