مستند‑ساختگی ۱۹۷۸ که حالت تهوعآوری داشت، نوجوانان را آنقدر میتوانست واهمهزده در خانه نگه دارد که حتی از خانه بیرون نمیرفتند. هماکنون بازتولید این فیلم در دست تهیه است.

در حالی که نوار ویدئویی خشن VHS پخش میشد، Diane Feese دچار حالت تهوع فزایندهای شد. او در ژوئن ۱۹۸۵، دانشآموز پانزدهمسالهای در یک دبیرستان کالیفرنیا بود و معلم ریاضیاش، Bart Schwarz، برای پایان ترم فیلمی را به کلاس نشان میداد.
تصاویر خشن و پرنویز پاتولوژیست Francis B Gröss که مجموعهای مستند‑ساختگی از روشهای مرگ را معرفی میکرد، بهحیات آمد. حیوانات در یک کشتارگاه در درد بهتار میلرزیدند، تجزیههای جسمی بهصورت واضح و نزدیک نمایش داده میشد، و گردشگرانی در رستورانی بهصورت آیینی سر میمون را با چکشهای سفارشی بهآتش میکشاندند تا مغزهای آن را بهعنوان خوراکی عجیبغریبی بخورند. «در تمام این کار احساس تاریکی عمیقی وجود داشت کهمن را وادار کرد تا به دنیای اطرافم تردید کنم»، Diane Feese، پس از ۴۰ سال، میگوید.
دچار عدم توانایی برای ادامه، Diane Feese درخواست کرد که اجازه خروج بدهند. بهجای آن، Bart Schwarz صندلی او را چرخاند و او را مجبور کرد تا تمام وحشت را ببینند – شامل تصاویر ناراحتکننده هولوکاست و نتایج خونین یک تصادف جادهای.
وقتی به خانه برگشت، Diane Feese این را به مادرش گفت، که بلافاصله نسخهای از فیلم جنجالی «Faces of Death» را اجاره کرد. بستهبندی آن که نشان اسکلتی داشت، بهصورت پررنگ ادعا میکرد که «در ۴۶ کشور ممنوع است»، از جملهً بریتانیا. با همکاری خانوادهای دیگر از دانشآموزان ترومیتشده، Sherry Forget (که پس از تماشا کردن فیلم تمام تابستان را از خانه بیرون نمیرفت)، آنها علیه ناحیهٔ مدرسه دعوا کردند و مجموعاً ۱۰۰٬۰۰۰ دلار تسویهحساب دریافت کردند.
«من هنوز خشم نسبت به معلمی که فکر میکردم نیت نیکو داشته و بهطور طبیعی به دانشآموزانش اهمیت میدهد، اما در واقع ما را بهعنوان طعمهای اسیر برای فتیش عجیب فیلمهای اسنِف میدید»، Diane Feese، که اکنون نویسنده کتابهای کودکان است، از منزل خود در کالیفرنیا میگوید. «او واضحاً یکبار تحت تأثیر کوکائین قرار گرفت – یعنی با مجبور کردن بچهها به تماشا کردن شکنجه، احساس ناراحتیشان را جستجو میکرد.»
ممکن است باور نکنید که یک معلم مدرسه بخواهد یکی از مشهورترین فیلمهای ماندو را به کلاس خود نشان دهد، اما بخش عظیمی از روایت پر از شایعات نادرست دربارهٔ «Faces of Death» بهسختی قابل باور است. جالب است که Diane Feese این فیلم را «فیلم اسنِف» مینامید. همانند هزاران بچه در دههٔ ۸۰ که بهصورت مخفیانه نسخهها را در حیاط مدرسه تبادل میکردند، او مطمئن بود که محتوای این شاکومنتری بهصد درصد واقعی است. حتی عناوین روزنامههای شایعهساز آن زمان اینگونه سر و صدای رسانهای میدادند: «ویدئوی اسنُف در مدرسه یافت شد».
در واقع، حقیقت پیچیدهتر است. «Faces of Death» واقعیت را با تخیل درهم میریزد؛ این مستند‑ساختگی بهنحوی ناخوشایند ترکیبی از کلیپهای خبری بسیار گرافیکی که قابل پخش در تلویزیون نیستند، با صحنههای صحنهسازی شده ارائه میدهد. بهعنوان مثال، کارگردان John Alan Schwartz قطعهای از سقوط زنی از یک ساختمان خریداری کرد و سپس از یک بازیگر برای ساخت صحنهٔ پسازسقوط استفاده کرد؛ مغزهای او بر روی پیست ریخت.

«بخشی از جنجال فیلم این بود که مردم نتوانستند واقعیت را از داستان جدا کنند»، Schwartz در سال ۲۰۱۳ اذعان کرد. «شاید پیام این فیلم اکنون، در جهانی که توسط رسانهها دستکاری میشود، حتی مهمتر باشد. البته، کاری که من واقعاً انجام دادم فریب مردم در سراسر جهان بود.»
Schwartz، که بهطور گستردهای گزارش شد در آگوست ۲۰۱۹ درگذشت، در زمان کار در شرکت مستندهای طبیعت خانوادگی بود که مدیران ژاپنی با پیشنهادی جالب به او مراجعه کردند: آیا میتواند فیلمی تاریک دربارهٔ مرگ برای بازارهای افراطی خود بسازد؟ در ابتدا، Schwartz قصد داشت «Faces of Death» فقط شامل صحنههای واقعی باشد؛ او بهدنبال مواد ناشرانی از حوادث یا قتلها در ایستگاههای خبری محلی جستجو کرد، اما بهسرعت فهمید که باید با بازسازیهای ساختگی پر کند.
با بودجهٔ اندک ۴۵۰٬۰۰۰ دلاری فیلمبرداری شد، «Faces of Death» بهطور گزارششده ۳۵ میلیون دلار درآمد (معادل ۱۶۸ میلیون دلار امروز) بهدست آورد و سه دنبالهٔ رسمی + یک ویدئوی «واقعیت یا داستان» که سعی در رد کردن برخی افسانهها داشت، تولید کرد. ارزش فرهنگی فعلی آن بالا است، بهدلیل بازآفرینشی (احتمالاً در حالت معلق انتشار) که در آن Barbie Ferreira بهعنوان ملکهٔ جیغزن نسل Z و همچنین موسیقیدان Charli XCX به نقشهای مهم میآیند.
یک موفقیت بزرگ در سینمای ژاپن تحت عنوان Junk در سال ۱۹۷۸ بود؛ شهرت ماندگار «Faces of Death» توسط انتشار آن در بازار سودآور ویدئوی خانگی در سال ۱۹۸۳ شکل گرفت. نوجوانان توسط تبلیغات و سر و صدای دهان به دهان جذب میشدند که از جاذبهٔ ممنوعیت تماشای مرگهای واقعی بر روی دوربین مینواخت، سالها پیش از اینکه چنین محتوای تاریکی بهراحتی در اینترنت در دسترس باشد. در سال ۲۰۱۳، Schwartz گفت که این فیلم بیش از ۶۰ میلیون پوند درآمد داشته است.
این فیلم شبیه یک جرأتنامهٔ مخفی در حیاط مدرسه بود؛ جایی که بچهها حسنشانهای خود را بهعنوان بازی «مرغکوبی» به چالش میکشیدند (خب، شما از جراحی باز قلب عبور کردهاید اما آیا میتوانید با ضربه به فوک یا تکههای بدن پراکندهٔ واقعی سقوط پرواز ۱۸۲ شرکت Pacific Southwest Airlines در سال ۱۹۷۸ کنار بیایید پیش از اینکه فرار کنید؟).

یکی از این نوجوانان پرشور، پسر طراح افکتهای ویژه و آرایشی هالیوود، Allan A Apone بود. این پسر نسخهای از «Faces of Death» را در اتاق خود بهصورت مخفیانه ذخیره کرده بود. آنچه او متوجه نبود این بود که پدرش مسئول ساخت صحنههایی مانند اعدام در صندلی برقی ناراحتکننده بود که او و دوستانش فکر میکردند واقعی است. «وقتی پسرم سرانجام فهمید، گفت: «من این را مدتها مخفی کردهام!»»، Apone میخندد.
اگرچه امروز فهرست وسیعی از اعتبارهای خود را در بلاکبسها و فیلمهای مارول دارد، «Faces of Death» یکی از اولین پروژههایی بود که Apone در آن مشارکت داشت. البته شاید این برای شما آشکار نباشد؛ زیرا نام او در فهرست اعتبارها ظاهر نمیشود و بهمدت چند دهه نمیتوانست دربارهٔ مشارکتش آشکار باشد. «ما همه قراردادی امضا کردیم که به مدت ۲۵ سال دربارهٔ آن صحبت نکنیم، چون این میتوانست بازاریابی را نابود کند»، Apone ادعا میکند، که همچنین در فیلم بهعنوان مردی سوار بر اسب که سر کسی را میبرد، حضور دارد.
حتی Schwartz تحت نام مستعار «Conan Le Cilaire» (که فکر میکرد از فرانسوی به معنای «Conan قاتل» ترجمه میشود) بهعنوان کارگردان و «Alan Black» بهعنوان نویسنده شناخته میشود. تخمینها متفاوتاند، اما Apone بر این باور است که ۶۰ درصد صحنهها واقعی هستند. دکتر متفکر Francis B Gröss در واقع توسط Michael Carr بازی میشود؛ بازیگری که در واکنش به فیلمنامه، فریاد زد: «کی این لعنتی را نوشت؟».
Apone سه هفته در مورگی شهرستان لسآنجلس برای تحقیق صرف کرد؛ اما چون در آن زمان تازهکار بود، شک داشت که مخاطبان بهراحتی فیکشن را باور کنند. «هرگز انتظار نداشتم این فیلم اینچنین پرطرفدار شود»، او میگوید.
«بعضی از صحنهها در آن زمان، من فکر میکردم هیچکس نمیخواهد این را بخرد!»، او میخندد، بهخصوص صحنهای که فردی توسط تمساح کشته میشود. «آموزگار تمساح یکی از دوستان John بود و ما تمساح، دستها و بخشهای بدن مصنوعی ساختیم؛ مطمئن نبودیم که این صحنه پذیرش شود، اما مردم آن را بهعنوان حقیقت قسم میخوردند». «در مقابل، حملهٔ خرس – که واقعی بود – هنوز هم مردم فکر میکنند ساختگی است.»

پس از چهار دهه، «Faces of Death» تبدیل به یک فیلم ترسناک کلتوری شده است که با صدای کم بهعنوان یک آیین عبور برای نسل میلنیال به یاد میآید.
اما، دور از جمع شدن در شبهای خوابگرفتن، Feese میگوید که تماشای این فیلم تأثیر طولانیمدتی بر او گذاشت؛ و در دوران کنونی که ویدئوهای جنگها، قتل Charlie Kirk یا مرگ Liam Payne میتوانند بهسرعت در فیدهای شبکههای اجتماعی کودکان ظاهر شوند، داستان او شاید هشداری بهموقع باشد.
او احساس میکرد در یک «ماموریت برای مبارزه با شر» است؛ فیلم «Faces of Death» به او هدفی داد. او به پرستار اورژانس تبدیل شد تا به فاجعههای واقعی واکنش نشان دهد و در تجزیههای دردناک مشارکت کند.
«تمامی اتفاقات مرتبط با Faces of Death یک مسیر لغزنده بود»، او میگوید. «بیش از ۲۰ سال با تروما، زشتگی و تاریکی سروکار داشتم. در این زمینه موفق بودم. زود یاد گرفتم که چگونه درد را احساس نکنم. اما در عین حال نمیتوانم خوشحالی را نیز احساس کنم. مجبورم خوشحال بهظاهر بیایم و به مردم اعتماد کنم. وضعیت Faces of Death تنها دلیل کامل اینچیز نبود، اما درها را گشود. نقش من در زندگی تبدیل شد به مبارزه با چیزهای تاریک، حل مشکلات و کمک به دیگران تا زندگی خوشایندی داشته باشند – و من در این کار موفق بودم چون از احساس هرچیزی بیحس شدم.
«وقتی انسانیّت خود را بیحس میکنید، بهراستی دیگر بهطور کامل باز نمیگردد»، او خاتمه میدهد. «کاش میتوانستم به همان دختر ۱۵ سالهای که هرگز فیلمی مثل Faces of Death ندیده بود، بازگردم.»
دیدگاهتان را بنویسید