سارا شرمن دربارهٔ برنامهٔ نفرت‌انگیز در HBO، گشایندهٔ آدم سندلر و پروتزهای برهنه: «نه… اینها اعضای جنسی‌ام نیستند»

سارا شرمن دربارهٔ برنامهٔ نفرت‌انگیز در HBO، گشایندهٔ آدم سندلر و پروتزهای برهنه: «نه… اینها اعضای جنسی‌ام نیستند»
سارا شرمن دربارهٔ برنامهٔ نفرت‌انگیز در HBO، گشایندهٔ آدم سندلر و پروتزهای برهنه: «نه… اینها اعضای جنسی‌ام نیستند»
HBO

برنامهٔ اولین کمدی سارا شرمن با عنوان «Live + In the Flesh» (زنده + در پوست) معرفی شده است؛ اما او در خون، روده‌ها، گِل و انبوهی از پروتزهای غیرقابل‌نمایش (NSFW) حضور دارد.

در ابتدای این ساعت که در ۱۲ دسامبر روی HBO پخش می‌شود، شرمن از یک جمجمه در میان توده‌ای از لجن، چشم‌ها و درخشندگی بیرون می‌آید، همان‌طور که جان واترز که نقش مدیر صحنه را ایفا می‌کند، با نفرت به او نگاه می‌کند و می‌گوید: «به آنجا برو و به آن‌ها یادآوری کن چرا خدا کیف استفراغ را اختراع کرده است.»

چگونه توانستید جان واترز را برای معرفی این برنامه متقاعد کنید؟

من برای او نامه‌ای نوشت‌ام — نامه‌ای بسیار صادقانه. داخل آن گفتم: «من تو را دوست دارم، تو واقعاً نفرت‌انگیزی.» سپس تصویری از توده‌ای از استخوان‌ها، روده‌ها و شیره‌ای که در ابتدای برنامه در آن قرار دارم، کشیدم و نوشتیم: «این هم‌صحنهٔ توست؛ لعنت بر تو، امیدوارم خوشت بیاید.» یک روز که از جلسهٔ درمان به خانه برمی‌گشتم، یک باگت برداشتم. در حین قدم‌زدن در خیابان، یک قرص نان کامل می‌خوردم و احساس ناامیدی داشتم؛ ناگهان تماسی از شماره‌ای ناشناس در بالتیمور دریافت کردم: «سارا، من جان واترز هستم. در صحنه می‌بینمت.»

آیا او تردید یا مانعی داشت؟

هیچ نظری نداشت. من هم گفتم: «حتی نیازی نیست متن احمقانه‌ام را بخوانی؛ می‌توانی هر چه می‌خواهی بگویی!» و او گفت: «من خودم این را می‌گویم.»

چرا این‌قدر به چیزهای ناخوشایند علاقه‌مندید؟

من نزدیک به صد سال است که در استند‑آپ فعال هستم و بخش زیادی از این کار از یک کمدین یهودی کلاسیک، خود‑تخفیف‌گر و خود‌دست‌زدای است. بسیاری از شوخی‌های خود‑تخفیف‌گر من از مسائل بدنی الهام می‌گیرد: «چقلم لعنتی است، بواسیرهایم …» اما من نسخهٔ «دختر خراب» را هم دارم؛ یعنی دختری یهودی کوچک و زشت‌چهره از لانگ‌آیلند. جوآن ریورز و فیلیس دیللر این‌گونه مسیر را پیش بردند، اما من خیلی «رن و استیمپی» تماشا کردم، بنابراین محتوای من به صورت یک نمایش رنگارنگ، خونی و ترسناک از لحاظ بدنی به‌وجود می‌آید. فیلیس دیللر دربارهٔ سینه‌هایش می‌گفت که شبیه کیسه‌های شن‌اند که بین زانوهایش می‌لغزند — من فقط این را نمایش می‌دهم.

آیا از تماشای واکنش تیره شدن چهرهٔ مخاطبان وقتی به‌صورت افزایشی از محتوای ترس بدنی استفاده می‌کنید، لذت می‌برید؟

این کار ترکیبی از دفع و جذب است — مردم را با چیزهای نفرت‌انگیز دور می‌کنم و سپس با یک شوخی دوباره به سوی خود می‌کشانم. کمدی بزرگ‌ترین شناسه است و خندیدن لحظه‌ای برای ارتباط است؛ بنابراین من دوست دارم ببینم تا چه اندازه می‌توانم فشار ایجاد کنم و سپس آنها را دوباره جذب کنم. گاهی این کار بی‌نتیجه می‌ماند؛ در فینیکس، آریزونا، تمام سالن را از دست دادم؛ همه به‌طور کامل از سالن خارج شدند.

جدی می‌گویید؟

بله! بسیاری از افرادی که به نمایش‌های من می‌آیند، واقعا نمی‌دانند چه انتظاری دارند. این اولین برنامه‌ام است. آن‌ها فکر می‌کنند من همان دختری موهای قهوه‌ای از «SNL» هستم و فقط یک آخر هفتهٔ خوش دارند. همیشه نمی‌دانند برای چه چیزی ثبت‌نام کرده‌اند. پیش‌تر برنامه‌ام خیلی خشن‌تر بود و من تصمیم گرفتم حتماً شوخی‌های بیشتری بدم.

آیا تا به حال کودکی را در میان مخاطبان دیده‌اید و اضطراب داشته‌اید؟

بله. من اشتباهاً برنامه‌هایی برای همه‌سنین برگزار کرده‌ام. عمدتاً نمایش‌هایم برای افراد بالای ۱۸ سال است، اما اگر کودکی را در بین مخاطبان ببینم، به والدین می‌گویم: «این برنامه نامناسب است. فقط بخاطر اطلاع، این برنامه نامناسب است.» آن‌ها می‌گویند: «نه، آن‌ها خوششان می‌آید. خوششان می‌آید.» بچه‌ها به چیزهای نفرت‌انگیز علاقه دارند. من اصلاً توصیه نمی‌کنم که آن‌ها به «لب‌های واژن شبیه بال خفاش» من نگاه کنند، اما…

این وضعیت کمدین را در موقعیتی ناعادلانه قرار می‌دهد.

دوباره، برنامه‌هایم برای افراد بالای ۱۸ سال است؛ اما اگر کسی را که خیلی کوچک است ببینم، برنامه را متوقف می‌کنم و می‌گویم: «والدین، بگذارید این موضوع را واضح کنیم. من دهانم را به یک مقعد پوشیده از بواسیر تبدیل می‌کنم. این را بفهمید. آیا می‌خواهید ادامه دهید؟» آنها می‌گویند: «بله، عالی.» یک بار که در جاشوا درخت نمایش می‌دادم، یک مادر هیپی پس از این که به او هشدار دادم که بسیاری از شوخی‌ها درباره سینه‌هایم دارم، گفت: «خب، من تا چهار سالگی بچه‌هایم را شیر می‌دادم، پس…» من پاسخ دادم: «چرا این حالا مشکل من است؟»

اگرچه همان‌طور که اشاره کردید، کامیک‌ن‌ها مثل جوآن ریورز و فیلیس دیللر از دههٔ ۱۹۶۰ و ۷۰ مطالب مشابهی داشتند، آیا هنوز ارزش شوک‌آوری برای زنی که دربارهٔ بدنش با فحاشی صحبت می‌کند وجود دارد؟

البته، یک توهم فرهنگی عجیبی از خستگی نسبت به زنی که در استند‑آپ دربارهٔ قاعدگی‌اش صحبت می‌کند، وجود دارد. این همیشه به‌عنوان «کمدی زنانهٔ تکراری» شناخته می‌شود. چقدر مردان را دیده‌ام که دربارهٔ رابطه‌های جنسی و دوستی‌جویی حرف می‌زنند؟ این موارد گاهی من را عصبانی می‌کند.

آیا جایی وجود دارد که نمی‌خواهید مخاطبان را متحیر کنید؟

خیر.

من عموماً برای این‌گونه محتوا معده‌ام کافی است، اما دو صحنهٔ به‌ویژه تهوع‌آور در برنامه وجود داشت که یادداشت کرده‌ام تا از شما بپرسم.

آیا این «ناخن معلق» بود؟

من در صحنهٔ ناخن معلق جلو می‌پرم.

من آن را خودم ساخته‌ام. فقط موم و چسب است. بسیاری از ویدیوها چیزهایی هستند که در یک گاراژ در لس‌آنجلس قبل از «SNL» ساخته‌ام. پول نداشتم، بنابراین فقط یک انگشت بود که قرمز رنگ کردم و موم روی آن گذاشتم. «ناخن معلق» یک نوار چسبی است.

دیگر مورد «خط کشیدن پنیر» بود.

عشق به این جمله. و یک شات ویژه از ناحیهٔ بین پاها وجود دارد.

چه چیزی تو را متنفّر می‌کند؟

بخش عمده‌ای از تصاویر موجود در برنامه از افکار ناخواسته (intrusive thoughts) من ناشی می‌شود. من هم به‌خاطر همان‌طور متنفّر می‌شوم — به همین دلیل درباره‌شان صحبت می‌کنم! این افکار بر من تأثیر می‌گذارند. من کاری انجام دادم که در برنامه حضور نداشت؛ درباره اینکه می‌خواهم بوتوکس بر روی مغزم بزنم تا صاف و بدون فکر بمانم. من فیلمی ساخته‌ام که در آن بالای جمجمه‌ام را باز می‌کنم و مانند یک درپوش آن را جدا می‌کنم تا به مغز دسترسی پیدا کنم. به طرز عجیبی، ایده «استخوان بر روی استخوان»، برداشتن درپوش جمجمه، یک فکر مزاحم بود که برای روزها من را به دردسر کرد. نتوانستم بخوابم؛ مدام به آن فکر می‌کردم. پس این به این معنا نیست که می‌گویم «من سارا اسکوریم! چیزی برای من نیست»؛ هرچیزی برای من متنفّر است!

شما امسال به‌عنوان گشاینده برای آدم سندلر در تور آرنای او اجرا کردید. من در نمایش مادیسون اسکویر گاردن بودم.

اوه نه. من کاملاً شکست خوردم! بوی بدی از خود پخش کردم.

من این‌طور نمی‌گویم. اما من پشت دو نفر بدترین در کل آرنا نشسته بودم و متوجه شدم که جمعیت دقیقاً جمعیتی که هدف شماست نبود.

موضوع دربارهٔ آدم سندلر این است که کمدی او واقعاً سورئال، عجیب و کثیف است. بنابراین، ترکیب خوبی وجود دارد. اگر من پنج دقیقه پس از ساعت او برنامه می‌دادم، مردم می‌گفتند: «ما به آن احترام می‌گذاریم». اما چون من یک زن تصادفی در صحنه‌ام، آنها می‌گویند: «چرا این زن از مزاجش دربارهٔ مقعد خودش حرف می‌زند؟» همچنین، اگر برای دیدن نمایش آدم سندلر هزینه کنید و کسی که روی صحنه نیست آدم سندلر باشد، شما می‌گویید: «چی؟»

اجرا در آرناها چگونه بود؟

بخش بزرگی از مطالب من — همان‌طور که در برنامه می‌توانید ببینید — بسیار تعاملی با مخاطب است؛ بنابراین عجیبه که این‌قدر از مردم دور باشم. صدای من بسیار نازک است و وقتی در سالن‌های بزرگ بازتاب می‌کند، ممکن است برای بعضی افراد دردناک باشد. بنابراین من صدایم را پایین می‌آورم تا مردم به من احترام بگذارند و سرعت صحبت‌ام را کم می‌کنم تا مردم از من نترسند، چون ممکن است من فشار زیادی بر آن‌ها وارد کنم. من سلیقه‌ای بسیار خاص دارم. اجرای برنامه در آرنا و در «SNL» فقط تمرین است — من نمی‌خواهم کمدی‌ای بسازم که برای هیچ‌کسی مناسب نباشد. من دوست دارم مردم بخندند. فقط باید یاد بگیرم که در تنظیمات مختلف، افراد مختلف را چگونه بخنداند.

چگونه تعادل می‌گیرید بین تطبیق کمدی برای مخاطبان گسترده‌تر و حفظ صدای کمدی خود؟

خب، کمدی هم یک شغل است. بودن یک کمدین فوق‌العاده است، اما من یک کمدین برای اجاره هستم — آدم سندلر مرا برای گشایندگی و گرم کردن جمعیت استخدام کرد، بنابراین می‌خواهم کار خوبی انجام دهم. همان‌طور که اگر یک مکانیک را برای تعویض لاستیک‌های خود به کار بگیرید، می‌خواهید که کار خوبی انجام دهد. من هرگز فکر نکرده بودم شغلم «کمدین تمام‌وقت» باشد. اکنون می‌توانم بگویم که این‌گونه است.

این مصاحبه ویرایش و خلاصه شده است.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *