چرا سال ۱۹۷۵ بهترین سال تاریخ سینما بود

چرا سال ۱۹۷۵ بهترین سال تاریخ سینما بود

چرا سال ۱۹۷۵ بهترین سال تاریخ سینما بود

یونیورسال پیکچرز

قبل از اکران فیلم تحول‌آفرین «فک‌ها» به کارگردانی استیون اسپیلبرگ در تابستان ۱۹۷۵، یونیورسال بودجه‌ای بی‌سابقه برابر ۷۰۰٬۰۰۰ دلار را به تبلیغات تلویزیونی اختصاص داد. این کار به تیم بازاریابی فیلم اجازه داد تا در ساعت اوج، چند تریلر ۳۰‑ثانیه‌ای «فک‌ها» را در دو شب پیش از اکران به‌صورت زنده پخش کند. این نخستین شیوهٔ بازاریابی قاطع در تاریخ هالیوود بود. علاوه بر این، برنامهٔ اولیه انتشار «فک‌ها» به‌صورت همزمان در ۹۰۰ سالن سینمایی ایالات متحده بود؛ امری که آن‌زمان غیرقابل تصور بود. پیش از آن، بیش‌ترین فیلم‌های تابستانی برای ماه‌ها در سینماهای بزرگ شهرهای اصلی به‌پرده‌گیری می‌مانید و به‌تدریج به شهرهای کوچکتر منتقل می‌شدند. تنها فیلم‌های «بی» کوچک به‌صورت یکجا در بسیاری از سالن‌ها منتشر می‌شدند. تصور این بود که فیلم‌های کم‌کیفیت قادر به ادامهٔ تور سراسری نیستند، بنابراین همه بازارها به‌یک‌باره هدف قرار می‌گیرند تا پیش از انتشار خبر از بدی فیلم، سودی سریع کسب شود.

طرح ۹۰۰ سالن در نهایت کاهش یافت، اما «فک‌ها» همچنان در صدها صفحه سینما به‌پرده‌گیری رسید. انتشار گسترده به‌همراه این کمپین بازاریابی، تقریباً مفهوم مدرن فیلم‌های پرفروش هالیوود را شکل داد. علاوه بر این، «فک‌ها» فلمی ترسناک بسیار محبوب است که تا به امروز هم همچنان مورد بیننده است. اسپیلبرگ فیلمی هیولایی با کیفیت بالا ساخت که، به‌روی کلیشه، تخیل عمومی را به خود جلب کرد.

به‌دلیل «فک‌ها»، صنعت سینما دیگر هرگز همانند قبل نماند. هنگامی که به «فیلم رویدادی» فکر می‌کنیم، حتی پنجاه سال پس از آن، همچنان به تمام دستاوردها و نوآوری‌های «فک‌ها» استناد می‌کنیم. علاوه بر این، سال ۱۹۷۵ یک سال پرشور و پرطرفدار در سینما بود. فیلم‌های بسیاری که بعدها تبدیل به آثار کلاسیک می‌شدند، در آن سال به‌اکران رسید؛ بسیاری از این آثار هنوز مورد مطالعه قرار می‌گیرند و در برخی موارد به‌صورت منظم در سینماها به نمایش در می‌آیند.

تعداد فیلم‌های کلاسیک سال ۱۹۷۵ به‌طرز شگفت‌انگیزی زیاد است

دهان آوازخوان در راک هیور پیکچر شو

استودیوهای قرن بیستم

«فک‌ها» تنها داستان موفقیتی غیرمنتظره در سال ۱۹۷۵ نبود. «راک هیور پیکچر شو» جیم شرمان که بر پایهٔ موزیکال صحنه‌ای ریچارد اوبراین ساخته شد، در سپتامبر در هشت شهر ایالات متحده با خبری بسیار کم منتشر شد و موجی از بی‌تفاوتی را برانگیخت. این موزیکال شکوهمند و بی‌پردهً همجنس‌گرایانه، داستان دکتر فرانک‑این‑فورتر (تیم کاری) را دنبال می‌کند؛ موجودی فضایی، پرزرق‌و‌برق و دوجنس‌گرا، که قصد دارد یک مدل مرد فرانکنشتین برای مقاصد جنسی بسازد. سوزان ساران‌دون و بری بوس‌ویک نقش یک زوج انسانی ساده را ایفا می‌کنند که به فساد شکوهمند او شاهد می‌شوند. متأسفانه، فیلم در ابتدا شکست خورده و به‌سر می‌برد، تا این که تیم دیگان — یک مدیر کارآزموده در توئنتی فست فاکس — پیشنهاد داد که سینماها فیلم را در نیمه‌شب به نمایش بگذارند، زیرا فیلم‌هایی نظیر «ال توپو»، «پینک فلامینگز»، و بازنشرهای «شب مردگان زنده» و «جنون ماریجوانا» در این ساعات موفق بودند.

قاعده موفق شد و «راک هیور پیکچر شو» به یک پدیده تبدیل شد. طرفداران شروع کردند هر هفته آن را تماشا کنند و فیلم را به‌صورت دائمی در سینماها نگه دارند. به زودی، مردم نه‌تنها برای تماشا لباس می‌پوشیدند، بلکه برای تعامل با فیلم نیز به‌پوشاک می‌پرداختند. سرانجام، نمایش‌های «شیادو‌کست» کامل که فیلم را به‌صورت زنده روی صحنه پیش از صفحه‌نمایش بازنویسی می‌کردند، شکل گرفت. حتی امروز، برخی سینماها هنوز این فیلم را به‌صورت سالانه نمایش می‌دهند. این جواهر در تاج فیلم‌های کالتی است و به‌طوری شگفت‌انگیز همجنس‌گرایانه است. این فیلمی است که افراد همجنس‌گرا می‌توانند با اطمینان تماشا کنند و به افراد علاقمند به بازی‌های جنسی اجازه می‌دهد تا پرچم متفاوت خود را در مکان عمومی برافروشان. «راک هیور پیکچر شو» پایهٔ یکی از مهم‌ترین زیرفرهنگ‌های همجنس‌گرایانه تاریخ است.

۱۹۷۵ تنها با این کلاسیک‌ها کافی بود. اما، وای، فیلم‌های بیشتری نیز وجود داشتند.

مرور سریع بهترین فیلم‌های سال ۱۹۷۵

مارتینی و مرفی بر روی صندلی‌ها در پرواز بر فراز لانهٔ دیوانگی

یونایتد آرتیست

حتی آکادمی در آن سال می‌دانست چه می‌خواهد انجام دهد؛ زیرا اقتباس سینمایی میلیوش فرمان از رمان کن کیسِی «پرواز بر فراز لانهٔ دیوانگی» در شب اسکار به‌طور چشمگیری مورد تقدیر قرار گرفت. این فیلم نگاهی عمیق به بن‌بست مفهومی شورش (که به تراژدی منتهی شد) بود و جایزه‌های بهترین فیلم، بهترین کارگردان، بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگر نقش مرد و بهترین بازیگر نقش زن را دریافت کرد.

در واقع، سال ۱۹۷۵ شاهد انتشار بسیاری از درام‌های پرقدرت و معنادار بود. به عنوان مثال، سیدنی لومِت فیلم «روز سگ» را کارگردانی کرد؛ فیلمی که در آن یک تازه‌وارد قانون‌شکن (آل پاچینو) سعی می‌کند برای دوست‌دختر ترنس خود (کریس ساران‌دون) هزینهٔ جراحی تأیید جنسیتی را تأمین کند. در همین حال، در بلژیک، شنتال آکرمن فیلم «ژان دیلمان، ۲۳ کوئ دو کامرس، ۱۰۸۰ بروکسل» را ساخت؛ درامی خانگی دربارهٔ یک بیوهٔ میانسال که نشریهٔ Sight & Sound آن را به عنوان بهترین فیلم تمام‌عصر در سال ۲۰۲۲ اعلام کرد. در جاهای دیگر، رابرت آلتمان فیلم موزیکال گستردهٔ «ناشفیل» را ساخت، میکل‌آنجلو آنتونونی «مسافر» را کارگردانی کرد و استنلی کوبریک اثر حماسی تاریخی «بری لیندون» را ارائه داد؛ این فیلم یکی از زیباترین آثار بصری تمام‌عصر است. علاوه بر این، پیتر ویر درام مدرسه‌ای وهم‌انگیز «پیک‌نیک در سنگ معلق» را منتشر کرد و آکیرا کوروساوا با «دِرس اوزالا» به پردهٔ سینما بازگشت. هم‌چنین تعداد فراوانی از کمدی‌های سرگرم‌کننده و فیلم‌های ژانری وجود داشت. «مانتی پایتون و جام مقدس» همچنان بی‌رقیب است. «بازگشت پلنگ صورتی» یکی از خنده‌دارترین فیلم‌های این فرنچایز است. «پسرکی و سگش» طعمی تلخ و لذیذ دارد. داریو آرژنتو «سرخ عمیق» را کارگردانی کرد، دیوید کروننبرگ «لرز» را ساخت و پل بارتل «مسابقه مرگ ۲۰۰۰» را به کار گرفت. سپس «ترس مک‌گادزیلا» از توهو، فیلم بلکسپلویتیشن «دولیمیت» ساختهٔ دی‌اورویل مارتین و رودی ری مویر، و سَتایر ترسناک «همسران استپ‌فورد» بود. و چه کسی می‌تواند «تامی»، اثر کن راسل و گروه The Who، را فراموش کند؟

آره. سالی فوق‌العاده بود.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *