شین اونوی لنن مستند «جان و یوکو» و خاطرات خانوادگی را به اشتراک می‌گذارد

مصاحبه‌های سینمایی

آیلسا چانگ از NPR با شین اونوی لنن دربارهٔ آنچه مادرش به او آموخته است، و مستند جدید دربارهٔ والدین مشهورش، یک به یک: جان و یوکو. گفتگو می‌کند.

آیلسا چانگ، میزبان: تنها نمایش کامل‌مدتی که جان لنن پس از جدایی بیتلز اجرا کرد، در سال ۱۹۷۲، کنسرت‌های «یک به یک» در مادیسن اسکوئیر گاردن نیویورک بود. این اجراها نور به شرایط بسیار نامناسب یک مرکز برای کودکان معلول انداختند. جان لنن و همسرش، یوکو او نو، به‌تازگی به ایالات متحده نقل مکان کرده بودند و یک مستند جدید به نام «یک به یک: جان و یوکو» به ۱۸ ماهی که در یک آپارتمان گرینویچ ویلیج زندگی می‌کردند و به فعالیت‌های سیاسی اختصاص دادند، می‌پردازد. این مستند هم‌اکنون در HBO به‌صورت استریم در دسترس است و پسرشان، شین اونوی لنن، تهیه‌کننده اجرایی فیلم بود. او می‌گوید اصل راهنمایی که پشت فعالیت‌های سیاسی والدینش بود، ساده بود.

شین اونوی لنن: می‌دونی، صلح و عشق پاسخ هستند. در یک نقل قول معروف پدرم می‌گوید که نمی‌توان با خشونت با کسی مبارزه کرد، چون خشونت زبانی است که «قدرت‌ها» می‌فهمند. اما چیزی که آن‌ها نمی‌توانند تحمل کنند، عشق و شوخ‌طبعی است. به نظرم این دقیقاً تمام ماجرا را خلاصه می‌کند.

چانگ: به‌نظر می‌رسید والدینش در فعالیت‌های سیاسی جدانشدنی بودند. منظورم این است که ترکیب اسم‌های جان و یوکو به‌تنهایی یک موجودیت مستقل داشت. بنابراین از شین پرسیدم که چقدر سخت بود برای مادرش هویتی جدا و متمایز از پدرش بسازد؟

س. لنن: این یک داستان پیوسته بود که در تمام طول زندگی‌ام ادامه داشت و فکر می‌کنم یک پایان خوش دارد؛ چرا که در حدود یک دههٔ اخیر، روشن شد که جهان به تقدیر مادرم برای آنچه که اوست، رسیده است. اما می‌خواهم این نکته را کمی متفاوت بیان کنم؛ او نیازی به ساختن هویت نداشت، چون او یکی از قوی‌ترین و متمایزترین هویت‌ها را دارد که تا به حال در کسی ندیده‌ام.

چانگ: (خنده).

س. لنن: اما بیشتر این است که جهان باید به‌سوی شناخت او به‌عنوان همان‌که هست، پیش می‌رفت…

چانگ: بله.

س. لنن: …یا همان‌که او هست.

چانگ: بله. برای کسانی که هنوز نمی‌دانند، یوکو او نو پیش از آشنایی با پدرتان یک کارنامه هنری بزرگ و پرجنب‌وجوش داشته است. در واقع، او همچنان این کارنامه بزرگ و پرشور را ادامه می‌دهد. به‌نظر می‌رسد که دید عموم نسبت به یوکو او نو بازنشانی واقعی پیدا کرده است؛ از زنی که به‌گمان باعث جدایی بیتلز شد تا زنی که همیشه چشم‌انداز هنری و صدای منحصر به‌فردی داشته و هنوز هم دارد، همان‌طور که اشاره کردید…

س. لنن: خب، یک نکته‌ای که مادرم همیشه می‌گفت این بود که تمام انرژی منفی، همان‌طور که می‌دانید، نفرتی که به‌سوی یوکو وجود دارد، را می‌گیرد و می‌گوید این انرژی فقط انرژی است؛ می‌توان آن را به هر چیزی که می‌خواهید تبدیل کرد. او همیشه می‌گفت که این انرژی منفی را به چیزی مولد و خلاق تبدیل می‌کند. من او را در این کار می‌دیدم؛ هرگز این انرژی او را پایین نگرفت و هرگز مانع خلق و ارائهٔ خود او نشد. واقعا فکر می‌کنم این کار به او پاداش داده است. در نهایت، این باعث شد که احساس خوبی نسبت به زندگی‌ام داشته باشم، چون هرگز نمی‌دانید مردم چه زمانی به‌خوبی قدر شما را درک می‌کنند، اگر فقط ادامه دهید و تسلیم نشوید.

چانگ: به نظرت هنوز بیشترین سوءتفاهم در مورد یوکو او نو چیست؟

س. لنن: خوب، بیشترین سوءتفاهم این است که مردم فکر می‌کنند او نمی‌تواند آواز بخواند.

(خنده)

س. لنن: چون می‌خواهم بگویم…

چانگ: شما باید این مستند را ببینید، دوستان…

س. لنن: بله.

چانگ: …چون بله، من با شما موافقم.

س. لنن: راستی، می‌فهمم. من مردم را برای عدم قدردانی از سبک خاصی از صداهای آزمایشی مادرم سرزنش نمی‌کنم. اما نکتهٔ ناخوشایندی که به‌نظر من وجود دارد این است که این نوع پیشرو و صدای فریادآمیز او، به‌طور قابل‌توجهی زیبایی آهنگ‌های سنتی و زیبایی که او نیز می‌سراید، زیرساخت می‌کند.

چانگ: بله.

س. لنن: تقریباً هیچ‌کس این‌ها را نمی‌شنود چون به آن‌ها توجهی نمی‌شود. اما من فکر می‌کنم او به‌خوبی می‌خواند و می‌نویسد و جنبه‌های متعددی در واژگان موسیقی‌اش دارد.

چانگ: می‌دانید، من تمام عمرم طرفدار بزرگ بیتلز بوده‌ام، اما تا وقتی این مستند را تماشا نکردم، هرگز صحنه‌ای از پدرتان که آهنگ «مادر» را می‌خواند، ندیده بودم. این آهنگ دربارهٔ احساس پدر شما نسبت به از دست دادن هر دو والدینش است، یک نوع فقدان متفاوت. تماشای چهرهٔ پدرتان در حین خواندن «مادر» برای من بسیار تأثیرگذار بود و من را به فکر دربارهٔ شما انداخت. احساس شما هنگام دیدن این اجرا که پدرتان به‌دنبال سوگ از فقدان والدینش می‌خواند، چطور بود؟ چون به‌وضوح، شما نیز باید از فقدان یکی از والدین‌تان سوگواری کنید. نظر شما دربارهٔ این موضوع چیست، چه چیزی را با پدرتان در مورد از دست دادن حداقل یک والدین به اشتراک گذاشتید؟

س. لنن: خب، می‌دانید، باید بگویم این اجرا سنگین است، رفیق. این یک اجرای سنگین بود، به‌خصوص همان‌که به‌آن اشاره کردید. اما چیزی که بیشتر به یاد دارم این است که لحظه‌ای او کلید اشتباهی را روی وُرلِیتزر می‌زند و یک لبخند شیطنت‌آمیز می‌دهد…

چانگ: (خنده).

س. لنن: …و به‌نوعی به مخاطبان لبخند می‌زند، گویی این اشتباه را می‌پذیرد. این برای من خلاصهٔ پدرم است.

چانگ: بله.

س. لنن: حتی در جدی‌ترین لحظات، او همیشه می‌توانست شوخی کند یا شما را به خنده ‌بیندازد.

چانگ: عشق و شوخ‌طبعی.

س. لنن: بله، دقیقاً. بنابراین فکر می‌کنم این جوهرهٔ زیبایی مورد علاقه‌ام دربارهٔ جان و یوکو این است که آن‌ها دربارهٔ مسائل جدی صحبت می‌کنند، اما با شوخ‌طبعی و سرگرمی فراوان این کار را انجام می‌دهند. منظورم این است که به «پروتست در تخت» نگاه کنید، می‌دانید؟ خیلی خنده‌دار است. آن‌ها به‌طور واقعی…

چانگ: (خنده) در تخت.

س. لنن: آن‌ها در تخت بودند و همه به آن‌ها می‌خندیدند. حتی امروزه می‌بینم مردم دربارهٔ «پروتست در تخت» صحبت می‌کنند، می‌گویند آن‌ها خدمتکار داشتند و در حال اعتراض بودند. می‌پرسند چرا خودشان تخت‌ خود را نمی‌ساختند؟ من می‌گویم شما فقط به این کار افتادید…

چانگ: درست.

س. لنن: …چون تمام این کار برای جلب توجه به جنبش صلح بود. خنده‌دار بود و آن‌ها می‌دانستند که خنده‌دار است.

چانگ: خب، تو و پدرت به‌طرز مشهور تاریخ تولد مشترکی یعنی ۹ اکتبر دارید؛ که به‌طور اتفاقی، شین، تاریخ تولد پدر من نیز ۹ اکتبر است.

س. لنن: واقعاً؟

چانگ: بله.

س. لنن: جالب است.

چانگ: بله. تو…

س. لنن: آیا حس می‌کنید ویژگی‌های شخصیتی مشترکی میان شما وجود دارد؟

چانگ: اوه خدای من! پدرم طرفدار بزرگ پدرت است. بله، پدرم می‌تواند به‌طور کامل در سنگین‌ترین لحظات جدی بخندد، حتی وقتی همه‌مان احساس سنگینی می‌کنیم (خنده).

س. لنن: بله. بله.

چانگ: پس یک ارتباط وجود دارد.

س. لنن: بله.

چانگ: اما می‌خواستم از تو بپرسم – تو اکنون ۵۰ ساله‌ای. تو یک دهه از سنی که پدرت در زمان مرگش داشت، بزرگ‌تر هستی.

س. لنن: بله.

چانگ: چقدر به این موضوع فکر می‌کنی، درباره این‌که چقدر طولانی‌تر از پدرت زندگی کرده‌ای؟

س. لنن: کمی عجیب است. احساس می‌کنم – این یک چالش وجودی است چون او را که در اواخر سی‌سالگی‌اش بود می‌بینم و او را بزرگ‌تر از من می‌بینم. نمی‌توانم جلوی این را بگیرم. نمی‌دانم آیا این …

چانگ: چون او پدرت است.

س. لنن: …آیا این تغییر می‌کند؟ بله، دقیقاً. یا همان‌طور که می‌دانید، این شبیه به روشی است که مادرم به من نگاه می‌کند و هنوز من را کودک می‌بیند.

چانگ: بله.

س. لنن: …و این احساس به‌نظر می‌رسد هرگز تمام نمی‌شود. پس کمی دیس‌پوزیشن شناختی وجود دارد، بگویم. برایم سخت است باور کنم که من بزرگ‌تر از او بوده‌ام. ولی همچنین، به دلایلی، شاید ژن‌های ژاپنی‌ام یا هرچیز دیگری، احساس می‌کنم که شاید همچنان از او جوان‌تر به‌نظر می‌آیم.

چانگ: آسیایی‌ها پیر نمی‌شوند.

س. لنن: بله، دقیقاً. من می‌گویم «زردها پیر نمی‌شوند».

چانگ: (خنده) این قافیه بهتر است.

(خنده) بله، اما نمی‌دانم آیا این از نظر سیاسی صحیح است یا نه.

چانگ: (خنده).

(بخش صوتی آهنگ «مادر»)

جان لنن: (می‌خواند) خداحافظ، خداحافظ.

چانگ: شین اونوی لنن تهیه‌کننده اجرایی مستند جدید «یک به یک: جان و یوکو» است. خیلی خوشحالم که با تو صحبت کردم، شین. واقعاً همین‌طور بود.

س. لنن: ممنون.

(بخش صوتی آهنگ «مادر»)

جان لنن: (می‌خواند) پدر، تو من را ترک کردی. اما من هرگز تو را ترک نکردم.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *