«فروزن»؛ پرداخت ۶۰ میلیون دلاری بازیگران؛ این‌قدر دیوانه‌کننده نیست؛ چگونه دستمزدهای ستارگان انیمیشن به اوج رسید | تحلیل

پکیج‌های مالی بازگشت کریستین بل، جاش گاد و ایدینا منزل شاید افراطی به نظر برسند، اما نکته‌ای فراتر از این وجود دارد.

پاداش چشم‌گیر ۶۰ میلیونی که کریستین بل، ایدینا منزل و جاش گاد برای صداگذاری شخصیت‌های خود در دنباله‌های آیندهٔ انیمیشن دیزنی «فروزن ۳» و «۴» دریافت می‌کنند، ممکن است برای برخی مبلغی خیره‌کننده باشد؛ کاری که می‌توان آن را در حالی که شلوارهای راحتی می‌پوشید، به اتمام رسانید.

اما این بیشتر یک پیشرفت طبیعی است تا یک شلیک ناگهانی از آسمان.

به‌طور انحصاری، TheWrap روز چهارشنبه گزارش داد که سه بازیگر اصلی «فروزن» قراردادهایی به ارزش بیش از ۶۰ میلیون دلار برای هر یک به‌دست آورده‌اند؛ چنانکه در صورت تولید و موفقیت هر دو فیلم، ممکن است به‌پرتوان‌ترین بازیگران تاریخ انیمیشن تبدیل شوند. «فروزن» بدون شک پرسودترین فرنچایز شرکت در حال حاضر است؛ دو فیلم که هر کدام بیش از یک میلیارد دلار درآمد داشته‌اند، جاذبه‌های پارک‌های تفریحی و کالاهای تجاری که سالانه میلیاردها دلار سود می‌آورند.

البته همه از این وضعیت خوشنود نیستند.

«به‌نظر من دیوانه‌کننده است که بودجهٔ ترکیبی استعداد برای سه ستاره عملاً معادل هزینهٔ فیلم است — ستارگانی که از رزیدوال‌ها هم پاداش‌های کلان دریافت می‌کنند، در حالی که کارگردانان و هنرمندانی که سال‌ها از عمرشان را صرف ساخت این فیلم‌ها می‌کنند، در مقایسه مبلغی ناچیز دریافت می‌کنند و هیچ سهمی از حق‌مشتری کاراکترهایی که تصویرشان میلیاردها دلاری می‌آورد، نمی‌بینند»، یک کارگردان انیمیشن که مایل به حفظ هویت خود بود به TheWrap گفت و افزود که بیل شواب، طراح شخصیت اولاف، تنها درصدی از دستمزد جاش گاد دریافت می‌کند.

«من با جبران حق صداپیشگان مشکلی ندارم؛ مشکل من عدم‌تعادل است»، کارگردان افزود.

اما این عدم‌تعادل قدم‌های بیشتری به‌سوی گذشته دارد نسبت به آنچه تصور می‌کنید.

در حالی که پرداخت‌های کلان برای بل، منزل و گاد نمایانگر ارزش این بازیگران برای این سلسله طلایی است، در واقع این موارد خاص نیستند. در حقیقت، این مسئله به یک لحظهٔ کلیدی و مهم در تاریخ انیمیشن و صداپیشگی بازمی‌گردد.

یک مرد و یک نقاشی

در چارچوب قراردادی که توسط نمایندهٔ بزرگ مایکل اویتز ترتیب شد و فیلم در مسیر انتشار برنامه‌ریزی شدهٔ سال ۱۹۹۲ پیش می‌رفت، رابین ویلیامز به‌عنوان جنی در انیمیشن وال‌تی‌دیزنی «علدن» به کار گرفته شد. این اقدام غیرمعمول بود — موفقیت‌هایی همچون «زیبای زیبا و گرگ‌خوار» و «پری دریای کوچیک» به صداپیشگان باتجربه‌ای که نامشان برای عموم ناشناخته بود، تکیه داشتند. اما این شرط‌بندی به‌دست آمد و در نهایت تاریخ سینما را دگرگون کرد.

ویلیامز پیش از این عضو خانواده دیزنی بود. او در فیلم «پاپی» به کارگردانی رابر آلتمن، که یک همکاری مشترک با پارامونت پیکچرز در سال ۱۹۸۰ بود، نقش‌آفرینی کرد؛ همچنین در «صبح بخیر، ویتنام» سال ۱۹۸۷ حضور داشت که پس از یک دورهٔ بازماندگی عمومی ویلیامز برای درمان اعتیاد به کوکائین تکمیل شد (در آن زمان ویلیامز شوخی می‌کرد که دیزنی فیلم‌هایش را با حضور در پشت در کلینیک بتی فورد انتخاب می‌کند)؛ و در «انجمن شاعران مرده» سال ۱۹۸۹، که برای وی نامزدی اسکار نقش‌آفرینی به عنوان بهترین بازیگر را به‌دست آورد. ویلیامز همچنین در «بازگشت به Neverland»، یک فیلم کوتاه که بخشی از جاذبهٔ “Magic of Walt Disney Animation” در استودیوی تازه افتتاح‌شدهٔ Disney‑MGM بود، نقش‌آفرینی کرد.

گفته می‌شود که بازیگر از تقویت شغلی که «انجمن شاعران مرده» برای او به‌همراه شد، سپاسگزار بود و برای «علدن» با «دستمزد استاندارد کمتر از ۵۰۰ دلار در روز» موافقت کرد؛ این رقم در مقایسه با نرخ ۸ میلیونی او در آن زمان، تفاوت بزرگی بود. در خاطرات اویتز، او گفت که ویلیامز برای تمام «علدن» برای سه روز صداپیشگی برنامه‌ریزی شده بود، اما «اد‌لیب‌های او به‌قدر آن‌قدر خنده‌دار و پراکنده بود که مایکل ایزنر فیلمنامه را کنار گذاشت و فیلم را دور رابین بازساخت — بدون تغییر در جبران هزینه.»

رابین ویلیامز باب ایگر
رابین ویلیامز همراه با باب ایگر در سال ۲۰۰۹ (آدام لارکی/گتی ایمیجز)

این فیلم بیش از ۵۰۲ میلیون دلار درآمد جهانی کسب کرد و دو اسکار برای «بهترین آهنگ» و «بهترین موسیقی متن» به‌دست آورد، به‌علاوه پنج جایزهٔ گرمی. بخش بزرگی از این موفقیت به عملکرد ویلیامز بازمی‌گردد که اغلب در نقدها برجسته شد و سر و صدای قابل توجهی برای اسکار ایجاد کرد (اگر نامزد می‌شد، ویلیامز اولین اجرای صوتی بود که چنین اسکاری دریافت می‌کرد). بنابراین، دیزنی فیلم را بر پایهٔ عملکرد وییلیامز تبلیغ کرد، تصمیمی که بازیگر را دچار ناراحتی کرد. این نخستین انیمیشن دیزنی بود که با یک ستارهٔ بزرگ، دستاوردهای چشمگیر نقدی و تجاری کسب کرد.

اویتز گزارش داد که به ایزنر گفت: «ویلیامز دیگر پول نمی‌خواهد، اما شایستهٔ یک نشانهٔ مهم برای کارهایی است که برای دیزنی انجام داده». ایزنر موافقت کرد که یک نقاشی به ویلیامز بدهد؛ اویتز در خاطراتش ادعا کرد که خود او پیکاسو را از گالری Pace انتخاب کرد، نقاشی‌ای با ارزش حدود ۴ میلیون دلار. وقتی ایزنر سعی کرد بگوید این نقاشی متعلق به دیزنی است و می‌تواند به ویلیامز قرض داده شود، اویتز پاسخ داد: «اگر مشتری‌ای به اندازهٔ رابین نداشتم، ۱۵ میلیون دلار می‌خواستم».

بدون شک، ویلیامز پیکاسو را به‌دست آورد.

دهه‌ها طول می‌کشید تا یک صداپیشه بتواند ۱۵ میلیون دلار برای یک اثر انیمیشنی که اویتز تهدید کرده بود، طلب کند؛ اما تجربهٔ ویلیامز در «علدن» نحوهٔ ساخت چنین قراردادهایی، به‌ویژه در دنیای پرسودی دنباله‌ها، شکل می‌داد.

ویلیامز که ناراضی بود، سال‌ها از همکاری با شرکت خودداری کرد، اما پس از آن، برای صداگذاری جنی در «علدن و پادشاه دزدها»، یک دنبالهٔ مستقیم‑به‑ویدئویی با هزینهٔ کمتر که در سال ۱۹۹۶ منتشر شد، دوباره به کار آمد. این بار او ۱ میلیون دلار دریافت کرد. این فیلم بیش از ۱۰ میلیون نسخه فروش کرد و ششمین نوار VHS پرفروش سال بود.

تحول پارادایمی

تا پیش از «علدن»، که تحت رهبری ایزنر و سرپرست پر شور استودیوی خود، جفری کاتزنبرگ ساخته شد، فیلم‌های انیمیشن دیزنی شامل ترکیبی از ستاره‌های واقعی (مانند باب نیوهارت و اِوا گابور در «نجاتگران» سال ۱۹۷۷ و دنبالهٔ آن در ۱۹۹۰) و هنرمندانی که بیشتر به‌خاطر صداپیشگی شناخته می‌شدند (مانند فیلیپ هریس برجسته که صداهای «کتاب جنگل» ۱۹۶۷، «آریستوکات‌ها» ۱۹۷۰ و «رابین هود» ۱۹۷۳ را ارائه داد) بودند.

چیزی که در «علدن» تغییر کرد این بود که فیلم به‌عنوان وسیله‌ای برای ستاره‌ها ساخته و بازاریابی شد.

دیزنی ادامه داد به‌کارگیری بر پایهٔ اصل دیرینهٔ خود – «صدای مناسب برای نقش، نه پرستاره‌ترین یا مشهور‌ترین». اگرچه انتخاب دمی مور به‌عنوان اسمرالدا جذاب در «کوزه‌نقش‌گر ناتار» سال ۱۹۹۷، که همان تابستان با فیلم «استریپ‌تیس» او به‌عنوان یک فیلم بزرگسالان عرضه شد، برخی را متحیر کرد، ولی به‌نظر نمی‌رسید تأثیر قابل توجهی بر فروش داشته باشد.

اما اوضاع زمانی تغییر کرد که کاتزنبرگ در سال ۱۹۴ استودیوی دیزنی را ترک کرد و DreamWorks SKG را به همراه استیون اسپیلبرگ و دیوید گفن راه‌اندازی کرد. به‌عنوان سرپرست استودیوی DreamWorks Animation، کاتزنبرگ سعی کرد جادوی «علدن» را بازسازی کند و با به‌کارگیری بزرگ‌ترین ستاره‌ها در فیلم‌های انیمیشنی خود، این هدف را دنبال کرد.

دو فیلم نخست این استودیو که هر دو در سال ۱۹۸ منتشر شدند، پر از چهره‌های مشهور بودند — «Antz» شامل وودی آلن، جین هاکمن، جنیفر لوپز، شارون استون و سیلوستر استالون بود. «شاهزادهٔ مصر» نیز با حضور ول کیلمر، رالف فاینز، میشل فایفر، جف گلدبام، هلن میرن، استیون مارتین و مارتین شورت به‌نمایش درآمد.

«شرک» (DreamWorks Pictures)
ایدی مورفی و مایک مایرز صداپیشگی قهرمانان غیرمعمول «شرک» را بر عهده گرفتند. (DreamWorks Animation)

گاهی طرح کاتزنبرگ موفق بود، همانند «شرک» که به‌دست مایک مایرز، ادی مورفی و کامره‌این دیاز اداره شد؛ این فیلم نزدیک به نیم میلیارد دلار درآمد کسب کرد و یک فرانچایز دوست‌داشتنی را به‌وجود آورد. اما گاهی به‌طور چشمگیری شکست خورد، به‌ویژه در «سینبد: افسانهٔ هفت دریا» سال ۲۰۰۳ که با بازی براد پیت و کاترین زتا‑جونز همراه بود و یک شکست معروف به شمار می‌رفت.

«صداپیشگی هرگز باعث جذب تردد در گیشه نمی‌شود»، گفت یک کارگردان با تجربه در فیلم‌های زنده و انیمیشن. این باور رایج در آن زمان بود، اما با این‌وجود، ستاره‌ها همچنان انتخاب می‌شدند و دستمزدهایشان به‌طور مستمر افزایش می‌یابد.

پاداش‌های بزرگتر، به‌صورت منظم

برای اولین «شرک»، بازیگران اصلی — مایرز، مورفی و دیاز — دستمزد اولیه خود را به‌تعویق انداختند و هر یک بیش از ۳ میلیون دلار از سهم خود از فروش داخلی کسب کردند. برای دنبالهٔ ۲۰۰۴، هر کدام ۱۰ میلیون دلار دریافت کردند. برای فیلم‌های سوم و چهارم، گزارش‌ها حاکی از حدود ۱۵ میلیون دلار است. با آمدن «شرک 5» در سال ۲۰۲۷ و با در نظر گرفتن افزایش‌های قبلی، می‌توان تصور کرد هر یک ۲۰ میلیون دلار برای بازگشت دریافت کنند.

این رقم فاصله‌ای چندانی با حدود ۳۰ میلیون دلاری که منزل، بل و گاد برای هر یک از دو دنبالهٔ «فروزن» دریافت خواهند کرد، ندارد؛ براوردها نشان می‌دهد حدود ۲۰ میلیون دلار به‌عنوان هزینهٔ پیش‌پرداخت و باقی‌مانده به‌صورت پاداشی مرتبط با عملکرد فروش بلیط‌ها خواهد بود.

اما گاهی این پاداش‌های بزرگ می‌تواند منجر به تنش‌های داخلی شود.

گزارش‌ها سال گذشته نشان داد که دلیل رد درخواست میندی کالینگ و بیل هدر برای بازیابی نقش‌های صوتی‌شان در «درون‌مایه ۲» این بود که دیزنی/پیکسار خواسته‌های دستمزدی آن‌ها را رد کرد. در همین زمان، دستمزد ایمی پوهلر برای دنباله‌ای که سرانجام ۱.۷ میلیارد دلار درآمد کسب کرد، به ۱۰ میلیون دلار افزایش یافت.

برای «موآنا ۲» تولیدی استودیوی وال‌تی‌دیزنی انیمیشن، که همچنین سال گذشته منتشر شد، گزارش می‌شود دواین جانسون حدود ۲۰ میلیون دلار برای بازگشت به نقش دیمی‌گو دیوتی شیطنت‌گر مویی دریافت کرده است. دوباره: این رقم فاصله‌ای چندانی با منزل، بل و گاد ندارد.

و دنباله‌های انیمیشنی عملکرد خوبی دارند. وقتی تیم آلن و تام هانکس در اولین «داستان اسباب‌بازی» در سال ۱۹۹۷ بازی کردند، هر یک کمتر از ۵۰,۰۰۰ دلار کسب کردند. وقتی «داستان اسباب‌بازی ۲» در سال ۱۹۹۹ به‌دست آمد، هر کدام ۵ میلیون دلار پیش‌پرداخت و سهمی از فروش ویدئوی خانگی دریافت کردند (آره، سال ۱۹۹۹ بود). این فیلم ۵۰۰ میلیون دلار درآمد کرد. در فیلم سوم که یک میلیارد دلار فروش داشت، هر یک حدود ۱۵ میلیون دلار برآورد می‌شود. در حالی که مشخص نیست چه مبلغی برای «داستان اسباب‌بازی ۴» ۲۰۱۹ (یک میلیارد دیگر درآمد) و «داستان اسباب‌بازی ۵» (که تابستان آینده به نمایش می‌رسد) به‌دست آمده، احتمال کمِی وجود دارد که کاهش دستمزد دریافت کرده باشند.

دیزنی بدون شک نگران این است که این چک‌های دستمزد برای سران «فروزن» چه معنایی برای کسب‌وکار خود و کل صنعت داشته باشد. به‌عنوان مثال، پس از اینکه فیلم اول به پر‑تماشاک‌ترین فیلم تاریخ نتفلیکس تبدیل شد، این سه‌نفر بازیگر و خواننده برای دنبالهٔ «شکارچیان شیطان K‑Pop» چه مقدار دستمزد دریافت خواهند کرد؟

اما در محیطی که با کاهش، ادغام و کمبود سوپر‑هیت‌های گیشه‌ای مواجه است، پرداخت هزینه برای ستاره‌های «فروزن» تنها به معنای اشتراک‌گذاری درآمد بزرگ استودیوی نیست؛ این یک بیمه است که اطمینان می‌دهد قطار پولی «فروزن» سال‌ها به حرکت خود ادامه دهد.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *