
هیلاری داف همیشه میدانست که دوباره موسیقی خواهد ساخت؛ حتی زمانی که طرفدارانش کمکم داشتند امیدشان را از دست میدادند.
البته حق هم داشتند، چون بیش از یک دهه از انتشار آخرین آلبوم استودیویی داف، یعنی آلبوم «Breathe In. Breathe Out.» که در سال ۲۰۱۵ به شکلی ناعادلانه دستکم گرفته شد، میگذرد. با این حال، حتی با وجود اینکه تمرکزش به بازیگری و بزرگ کردن چهار فرزندش با همسر تهیهکننده موسیقیاش، متیو کوما، معطوف شده بود، داف گاهی هوادارانش را بیخبر نمیگذاشت؛ مثلاً زمانی که برای تبلیغ فصل دوم سریال کمدی موفقش، «یانگر»، یک کاور داباستپ از آهنگ «Little Lies» گروه فلیتوود مک ضبط کرد.
داف به «ووگ» میگوید: «موسیقی ساختن ریسک بزرگی بود که در سن خیلی کم انجام دادم و برای مدتی طولانی بخش عظیمی از هویت من بود. فاصله گرفتن از آن سخت بود، اما همیشه میدانستم هر وقت زمانش مناسب باشد، بازخواهم گشت.»
و به نظر میرسد آن زمان، اکنون فرا رسیده است: تکآهنگ جدید این هنرمند ۳۸ ساله با نام «Mature» (بالغ)، اولین اثر او تحت قرارداد جدیدش با آتلانتیک رکوردز است. داف این قطعه پاپ-راک درخشان را که حاصل همکاری او، کوما و مدیسون لاو (ترانهسرایی که برای همه از لیدی گاگا گرفته تا ادیسون ری آهنگ نوشته) است، اینگونه توصیف میکند: «یک گفتگوی کوتاه بین خودِ امروزم و خودِ جوانترم.»
در متن ترانه، داف به یک رابطه کوتاه گذشته با معشوقی بزرگتر از خود میاندیشد: «او شبیه دخترت به نظر میرسد، مثل من قبل از اینکه باهوشتر شوم.» این را در بخش همسرایی (کروس) میخواند و ادامه میدهد: «وقتی خوشحال میشدم که میگفتی: عزیزم، نسبت به سنت خیلی پختهای.»
داف با احتیاط کلماتش را انتخاب میکند و میگوید: «این آهنگ قطعاً درباره تجربهای کوتاه است که خیلی خیلی وقت پیش داشتم. نوشتن درباره چیزهایی که در یک گفتگوی عادی فرصت بیانشان پیش نمیآید، تجربهای فوقالعاده درمانگر بود.»
موزیک ویدیوی «Mature» داف را نشان میدهد که در یک سالن تئاتر خالی نشسته و نسخهای از خودش را روی صحنه در حال اجرا تماشا میکند. او این ویدیو را تفسیری «کمی فرامتنی» از شعر آهنگ توصیف میکند که این پرسش را مطرح میکند که آیا او در روابط گذشتهاش خودِ واقعیاش بوده یا صرفاً نسخهای را به نمایش میگذاشته که مردان از او انتظار داشتند.
داف از فرصت دوباره قرار گرفتن در «حالوهوای یک ستاره پاپ» برای این ویدیو لذت برد. او میگوید: «یکجورهایی حافظه عضلانیام به کار افتاد. بخشی از وجودم جلو آمد، میکروفون را گرفت و گفت: خیلی خب، من بلدم اینجا چه کار کنم.»


پس از سالها دیدن درخواستهای بیوقفه طرفداران برای موسیقی جدید در کامنتهای اینستاگرامش، داف سنگینی انتظارات آنها را بهخوبی حس میکرد. همچنین، چالش فعالیت در اکوسیستم موسیقی پاپ که با دورانی که او در آن به شهرت رسید بسیار متفاوت است، از دغدغههای اصلی او بود.
آهنگ «Mature» نقطه بازگشت بینقصی بود؛ چرا که هم صدای داف را به مسیرهای جدیدی سوق میدهد و هم کاملاً حالوهوای آثار هیلاری را دارد. تنظیم گیتارمحور آن هم میتواند در آلبوم اولیویا رودریگو جای بگیرد و هم در «Metamorphosis»، شاهکار اوایل دهه ۲۰۰۰ داف که آهنگهای موفقی مانند «So Yesterday» و «Come Clean» را به همراه داشت. اما داف دیگر آن دختر ۱۶ سالهای نیست که در وقفههای فیلمبرداری «لیزی مکگوایر» به استودیوی ضبط میدوید و میخواهد موسیقی جدیدش این تغییر را منعکس کند.
او میگوید: «این افتخار و لذت را داشتهام که در یک دوره خاص از زندگی برای افراد زیادی معنای ویژهای داشته باشم. اما حالا آمادهام تا دوباره با آنها، بهعنوان زنی که امروز هستم، ملاقات کنم.»
طرفداران چیزهای زیادی برای انتظار کشیدن دارند: داف اخیراً اعلام کرده که در حال فیلمبرداری یک مستند سریالی است که بازگشت او به موسیقی را همزمان با مدیریت زندگی خانوادگی و آمادگی برای اولین اجراهای زندهاش پس از یک دهه، به تصویر میکشد. در ادامه، او با «ووگ» درباره آنچه در پیش است، گفتگو میکند.
ووگ: پس از سالها درخواست طرفداران برای موسیقی جدید، چرا حالا احساس کردید زمان مناسبی برای بازگشت است؟
هیلاری داف: همیشه میدانستم که بالاخره یک روزی برمیگردم، اما تا زمانی که بهطور جدی با مت [همسر داف] درباره اینکه موسیقی جدید ممکن است چه صدایی داشته باشد صحبت نکردم، ایدههایم را جایی یادداشت نمیکردم. حالا که ۱۰ سال تجربه زندگی بیشتری دارم، واقعاً احساس میکنم حرفی برای گفتن دارم و فضای امنی برای این کار در اختیار دارم. اینکه در ۳۸ سالگی خانوادهای ساختهام که همیشه رویایش را داشتم، به من این حس را میدهد که میتوانم کمی فاصله بگیرم و زمانی را برای خودم صرف این کار کنم. من برای مدتی بسیار طولانی زندگیای در معرض دید عموم داشتهام، اما حالا آمادهام تا دوباره با مردم در سطحی ارتباط برقرار کنم که با شخصیت امروزم همخوانی داشته باشد. حس یک دور افتخار را دارد.

طرز فکر و رویکرد شما نسبت به ستاره پاپ بودن این بار در مقایسه با آخرین باری که در سال ۲۰۱۵ موسیقی منتشر کردید، چه تفاوتی دارد؟
برای اولین بار بعد از مدتها، احساس میکنم واقعاً برایم مهم است. اما در عین حال، واقعاً هم برایم مهم نیست، اگر منظورم را متوجه شوید. میدانم که با «Mature» اثری ساختهام که صددرصد با خود واقعی من هماهنگ است. درباره احساسات و تجربیاتم صحبت میکنم و فکر میکنم بعد از ۱۰ سال، این تمام کاری است که میتوانم انجام دهم. من تقریباً از کودکی شروع به ساختن موسیقی کردم و در آن زمان افراد زیادی از من محافظت میکردند، بنابراین اولین تلاشم بهعنوان یک بزرگسال با [آلبوم Breathe In. Breathe Out.] کمی ناشیانه بود.
آیا در آن زمان هم همین احساس را داشتید؟
قضیه این بود که شرکت پخش موسیقی میگفت: «برو به سوئد و با این شخص آهنگ بنویس، الان همه چیز از سوئد بیرون میآید.» قصد ندارم کسی را مقصر بدانم؛ من در آن مقطع حاضر بودم همه چیز را امتحان کنم. اما آلبوم هم یکجورهایی همین حس را منتقل میکرد. هنوز بلد نبودم چطور کنترل فرایند کاریام را به دست بگیرم. البته بخشهایی از آن آلبوم هست که واقعاً به آنها افتخار میکنم، اما باید آن تجربه را پشت سر میگذاشتم تا به نقطهای برسم که حالا واقعاً میدانم چه میخواهم.
برایمان از روند شکلگیری «Mature» بگویید.
«Mature» یک گفتگو با خودِ جوانترم است درباره اینکه از جایی که به آن رسیدهام راضی هستم. بخشی از آن ایدهای بود که از مت سرچشمه گرفت، و بخشی دیگر از فکر کردن به این ایده ناشی شد که وقتی وارد دهه سی زندگیات میشوی، دیگر نسخههای جوانتر خودت را نمیشناسی. مت طبیعتاً تمام داستانهای گذشته من را میداند، و در خلق ایدهای که به من اجازه میدهد وارد شوم و کل آن را طراحی کنم، فوقالعاده است. این آهنگ درباره تأمل در گذشته و کنار آمدن با انتخابهایی است که کردهای، اما بدون اینکه بیش از حد به خودت سخت بگیری. یک آهنگ شاد است، اما در باطن کمی سنگین است.

در بیانیه مطبوعاتی دیدم که از آن به عنوان یک قطعه «خود-داستانی» یاد شده بود. میتوانید توضیح دهید که در ساخت این آهنگ از چه تجربیاتی الهام گرفتید؟
این آهنگ قطعاً درباره یک تجربه کوتاه است که من در… خیلی خیلی وقت پیش داشتم [میخندد]. اما کاملاً خودزندگینامه نیست. من چند مورد آزادی هنری به خرج دادم تا آهنگ از نظر ساختاری درست از آب دربیاید، اما اصل مطلب همان است. من به آن رابطه نگاه میکردم و به این فکر میکردم که آیا آن مرد عادت به قرار گذاشتن با زنان جوانتر داشت یا من «خاص» بودم. نوشتن درباره کل این تجربه فوقالعاده درمانگر بود، اما اینقدر آسیبپذیر بودن از طریق موسیقی میتواند واقعاً ترسناک باشد.
آیا شما از آن دسته افرادی هستید که رویکردی خاطرهنویسانه به ترانهسرایی را ترجیح میدهید؟
میتوانم بگویم بله. من تمام روز را مشغول آهنگ نوشتن نیستم، بنابراین همیشه باید از جایی در درونم نشأت بگیرد. به همین دلیل است که ارتباط با مردم از طریق موسیقی همیشه حس یک عصبِ بیحفاظ را دارد. همسرم کسی است که میتواند درباره هر چیزی آهنگ بنویسد. ما با هم سریال «Fleischman Is in Trouble» را تماشا کردیم و یک روز مت آهنگی را که روی آن کار میکرد برایم پخش کرد. در اواسط آهنگ گفتم: «صبر کن، این درباره شخصیت جسی آیزنبرگ در سریال فلیشمن است؟»

میدانم که شما و متیو از نظر فنی اولین بار در سال ۲۰۲۰ روی کاور آهنگ «Never Let You Go» از گروه Third Eye Blind با هم همکاری کردید…
آن اتفاق افتاد چون Third Eye Blind یکی از گروههای مورد علاقه ما به عنوان یک زوج است. یکی از چیزهایی که در اولین قرارمان ما را به هم نزدیک کرد، موسیقی بود. من گفتم که همیشه به Third Eye Blind گوش میدهم و او گفت: «ما حتماً یک روز با هم ازدواج میکنیم.» وقتی مت به من گفت که دارد با RAC یک کاور از «Never Let You Go» میسازد، گفتم: «چطور جرأت کردی از من نخواهی که در آن بخوانم؟» اینطور شد که من هم به نوعی به پروژه پیوستم.
تجربه همکاری در اولین آهنگ اورجینال مشترکتان چطور بود؟
او بهترین انسان روی زمین و مشوق شماره یک من است. او به من بیشتر از هر تصوری که خودم از خودم دارم، باور دارد. نمیتوانم تصور کنم با کس دیگری موسیقی جدید بسازم. تا قبل از آشنایی با او هرگز فکر نمیکردم دوباره ازدواج کنم. ما قبل از ازدواج، بَنکس را به دنیا آوردیم، و در دوران بارداریام یکجورهایی از او متنفر بودم. نمیتوانستم راه رفتن و جویدنش را تحمل کنم چون همه این اتفاقات خیلی ترسناک بود. هر روز در آینه به خودم نگاه میکردم و میگفتم: خدای من، دارم چه کار میکنم؟ بعد بچه به دنیا آمد و دیدم که چقدر پدر فوقالعادهای است. با خودم گفتم: صبر کن، من که واقعاً دیوانهات هستم!
چطور به ایده ویدیوی «Mature» رسیدید؟
برایم مهم بود که ویدیو حس یک اجرا را داشته باشد، نه اینکه فقط داستان شعر را روایت کند. میخواستم کمی فرامتنی باشد، جایی که دختری را در میان تماشاگران نشان میدهد که خودش را در حال «اجرا» برای خودش تماشا میکند. میخواستم این ایده را منتقل کنم که به جنبههای نمایشیتر خودِ گذشتهات نگاه کنی: آیا هیچوقت واقعی بود، یا همیشه داشتی برای کسی نمایش اجرا میکردی؟

کمی درباره لباسهای ویدیو برایمان بگویید—من عاشق آن لباس طلایی جنی پکهام شدم که در صحنههای روی استیج میپوشید. خیلی حال و هوای شر در دوران باب مکی را داشت.
استایلیست من، کارولین [دیجین]، کارش را عالی انجام داد. آن لباس حس چیزی را داشت که یک هنرمند پر زرق و برق هالیوودی میپوشد. و من عاشق آن کت چرمی با ترکیب نیمتنه و دامن کوتاه شدم. یک تلاش کاملاً مشترک بود، چون میخواستم مدی را به کار بگیرم که هم پر زرق و برق و هم مدرن باشد.
آیا بلافاصله به حال و هوای ستاره پاپ برگشتید یا کمی زمان برد تا دوباره عادت کنید؟
یکجورهایی حافظه عضلانیام به کار افتاد! بخشی از وجودم جلو آمد، میکروفون را گرفت و گفت: خیلی خب، من بلدم اینجا چه کار کنم. چیزی که آن زمانها وجود نداشت، این همه محتوایی است که الان باید تولید کنی. دیگر واقعاً فرصت استراحت نداری چون همیشه یک ویدیوی تیکتاک برای فیلمبرداری هست، که هرگز بخشی از تجربه من در صنعت موسیقی نبود. من در غار زندگی نمیکنم و کاملاً بیخبر نیستم، اما یک میلنیال هستم، بنابراین بیشتر در اینستاگرام هستم تا تیکتاک. برای همسرم پستی میفرستم و میگویم: «درباره این سرقت جواهرات در فرانسه شنیدی؟» و او میگوید: «این اتفاق سه روز پیش افتاده.» در حال حاضر به هر توصیهای که بتوانم، گوش میدهم.
من عاشق آن پروانه در پایان ویدیو شدم—حدس میزنم اشارهای به آلبوم «Metamorphosis» بود؟
دقیقاً. پروانهها رشتههای زیادی به گذشته من متصل میکنند، و میخواستم اشارهای به آن آلبوم اول بهعنوان بخشی از «دگردیسی» من به این مرحله از حرفهام داشته باشم. این دو دوره از جهاتی خیلی شبیه به هم هستند، چون هر دو برای من نمایانگر شروعهای جدیدی بودند. میخواستم آن پروانه را بهعنوان یک نکته کوچک به دلیل اهمیتی که همیشه برایم داشتهاند، در ویدیو بگنجانم. مادربزرگم قبل از فوتش به من گفت هر وقت پروانهای دیدم، یعنی او دارد به من سلام میکند. حیاط خانه من همیشه پر از پروانه است، پس انگار او همیشه دارد سلام میکند! آنها یک طلسم کوچک و مهم در زندگی من هستند.

اخیراً به چه موسیقیهایی گوش میدهید؟
من بچه دارم، پس بیشتر به چیزهایی گوش میدهم که آنها میخواهند، اما عاشق پاپ هستم. دیوانه سامبر هستم و خیلی هیجانزده بودم که او را در رویداد Vogue World دیدم. من عاشق پسرهای خواننده پاپ هستم، و او خیلی قدبلند و بامزه است.
دیدم که در کامنتهای اینستاگرام آدری هوبرت کامنت میگذارید، که من این روزها خیلی به او علاقهمند شدهام.
من نمیتوانم از گوش دادن به او دست بکشم. تمام آهنگهایش را در ماشینم با فریاد میخوانم.
آهنگ مورد علاقهتان کدام است؟
سخت است، اما عاشق «Thirst Trap» هستم. «Bowling Alley» آهنگ مورد علاقه همسرم است که من هم دوستش دارم. اما دیوانه «Shooting Star» هم هستم.
«Sex and the City» را فراموش نکنید.
البته، و «Chateau» هم خیلی خوب است. به نظر من، او یک آلبوم پاپ بینقص ساخته. همچنین به موسیقیهای قدیمیتر از دهههای ۶۰ و ۷۰ هم زیاد گوش میدهم. حس میکنم قرار بود یک زن مسن روی یک قایق تفریحی با یک لیوان ساوینیون بلان باشم، چون خیلی به موسیقی یات راک علاقه دارم.
آلبوم جدید لیلی آلن را شنیدهاید؟
بیشترش را گوش دادهام، و خیلی لذتبخش است که میشنوی کسی فقط درباره احساساتش میخواند و برای راضی کردن دیگران خودش را سانسور نمیکند. اخیراً به کارهای اولیویا دین و دِ ژاپنی هاوس هم زیاد گوش میدهم.
در کنار «Mature»، اعلام کردید که در حال فیلمبرداری یک مستند سریالی هستید که بازگشت شما به موسیقی را به تصویر میکشد. با توجه به اینکه تا به حال از هرگونه برنامه واقعنما یا مستند سریالی دوری کردهاید، چرا این بار زمان مناسبی به نظر رسید؟
دلایل زیادی وجود دارد، اما یکی از دلایلی که به ذهنم میرسد این است که همه چیز در مقایسه با زمانی که من برای اولین بار وارد این صنعت شدم، چقدر متفاوت است. نمیخواهم بحث را به این سمت بکشانم، اما من در دوران طلایی پاپاراتزیها، پرز هیلتون و افرادی که آشکارا درباره شما شایعهپراکنی میکردند، به شهرت رسیدم. حالا شما میتوانید زندگیتان را کاملاً مدیریت کنید و فقط چیزی را به مردم نشان دهید که میخواهید ببینند، که بیشتر همان چیزی است که به خورد ما داده میشود. اما هنوز هم افرادی در تیکتاک هستند که با ساختن ویدیو و گفتن هر چیزی که دلشان میخواهد، شایعه درست میکنند. از بعضی جهات شبیه همان دوران شایعات مجلهای اوایل دهه ۲۰۰۰ است، اما به شیوهای «مدرن». اما کل فرایند کاری من حالا کاملاً متفاوت است. من تقریباً ۱۴ سال است که مادر هستم، و فکر میکنم تماشای مادری که به سر کار برمیگردد، جالب خواهد بود.

مادر بودن چگونه دیدگاه شما را نسبت به حرفه موسیقیتان تغییر داده است؟
معلوم است که همیشه بچههایم را در اولویت قرار میدهم. اما با گذشت سالها، علایق شخصیتان به راحتی در فهرست اولویتها پایین و پایینتر میآید تا جایی که در نهایت خودتان را در آخر قرار میدهید. من آمادهام که دیگر این کار را نکنم و دوباره با تمام قوا پیش بروم. میخواستم مستند کنم که تلاش برای انجام دوباره همه این کارها با وجود خانوادهام چگونه است. وقتی به ستارههای بزرگ پاپ نگاه میکنم، تعداد زیادی از آنها مادر نیستند. من مسیر متفاوتی را انتخاب کردم، بنابراین رسیدن به رویاهایم حالا که چهار بچه در خانه دارم، شکل کاملاً متفاوتی خواهد داشت. یک صداقت و یک ذهنیت «به جهنم» با این وضعیت همراه است. فکر میکنم تماشای این مستند سریالی جالب خواهد بود چون حالا مخاطرات بالاتر است. شما نمیدانید این ماجرا برای من چگونه تمام میشود، اما امیدوارم آنطور که من میخواهم تمام شود.
چطور میخواهید تمام شود؟
میخواهم خیلی پر سر و صدا و با فریادهای جمعیت تمام شود.
در بیانیه مطبوعاتی «Mature» اشاره شده که مستند سریالی شامل «تمرینات اجرای زنده» خواهد بود. آیا این به این معناست که در سال ۲۰۲۶ شاهد تور هیلاری داف خواهیم بود؟
تنها چیزی که میتوانم بگویم این است که خیلی هیجانزدهام که بهزودی چهره مردم را دوباره ببینم. دلم برایشان و برای اجرا تنگ شده است. کشف دوباره این بخش از وجودم، که با شخصیتی که به آن تبدیل شدهام آمیخته شده، واقعاً لذتبخش بوده است. خیلی هیجانزدهام که این آهنگ را با همه به اشتراک بگذارم، و اتفاقات زیادی در راه است. من واقعاً سخت کار کردهام، و فکر میکنم سال ۲۰۲۶ یک دور افتخار لذتبخش خواهد بود.
دیدن واکنش طرفداران به خبر بازگشت شما به موسیقی چه حسی داشته است؟
چند هفته گذشته واقعاً احساسی بوده است. من با این ذهنیت کار میکنم که «آیا هنوز کسی به من اهمیت میدهد؟ آیا اصلاً کسی یادش هست که من قبلاً موسیقی میساختم؟» این آن دختر پابرهنه تگزاسی درون من است که هنوز احساس میکند باید تظاهر کند تا موفق شود. ما به بیست و پنجمین سالگرد «لیزی مکگوایر» نزدیک میشویم، و من این افتخار و لذت را دارم که در یک دوره بسیار خاص از زندگی برای افراد زیادی معنای ویژهای داشتهام. شنیدن این حرفها از مردم همیشه خیلی لطف دارد، اما گاهی اوقات کمی روی اعصابم میرود چون من خیلی حرفهای بیشتری برای گفتن دارم. من آمادهام تا خودم را از نو معرفی کنم.
این گفتگو ویرایش و خلاصه شده است.
دیدگاهتان را بنویسید