
«کارتپستالهایی از دوردست» مجموعهای هفتگی است که در آن، تیم بینالمللی NPR لحظاتی از زندگی و کارشان در سراسر جهان را به اشتراک میگذارند.
ژوهانسبورگ، که مردم محلی آن را به سادگی «ژوبورگ» مینامند، از دیرباز با نام «ایگولی» شناخته میشود که در زبان زولو به معنای «شهر طلا» است. این لقب برگرفته از معادن طلایی است که این شهر را به ثروتمندترین کلانشهر آفریقا تبدیل کرده است.
اما در فصل بهار، یعنی ماه اکتبر، خیابانها ارغوانی میشوند و شهر طلا به شهر آمیتیس بدل میگردد. گویی در دریایی از شکوفههای بنفش که پیادهروها را پوشاندهاند قدم میزنید و سایبان شاخههای درختان بر فراز سرتان، هالهای ارغوانیرنگ ساخته است.
جاکارانداها، که همانقدر با ژوبورگ عجین شدهاند که شکوفههای گیلاس با ژاپن، در واقع گیاهی وارداتی هستند که در قرن نوزدهم از برزیل به آفریقای جنوبی آورده شدهاند. تخمین زده میشود که حدود ۵۰,۰۰۰ درخت جاکاراندا – که عمر برخی از آنها به ۱۰۰ سال میرسد – در سراسر شهر وجود داشته باشد. (ژوبورگ اغلب یکی از بزرگترین جنگلهای شهری جهان نامیده میشود، بنابراین گیاهان فراوان دیگری نیز در آن یافت میشود – مانند همین گلهای کاغذی صورتیرنگ بزرگی که در تصویر، روبروی جاکارانداها میبینید).
هشت سال پیش که برای کار به عنوان روزنامهنگار به ژوبورگ نقل مکان کردم، درست فصل جاکاراندا بود. من هرگز در آفریقای جنوبی زندگی نکرده بودم، چرا که والدینم در دوران آپارتاید آنجا را ترک کرده بودند. این گلها، جوانیام در کشور همسایه، زیمبابوه، را به یادم میآورد که در آنجا نیز به وفور میرویند. از زمانی که در ۱۷ سالگی زیمبابوه را ترک کردم، به نوعی خانهبهدوش شده بودم و در آسیا، استرالیا و اروپا زندگی کرده بودم و واقعاً خودم را متعلق به ملیت خاصی نمیدانستم.
وقتی در میان درختان جاکاراندای دوران کودکیام به آفریقای جنوبیِ دموکراتیک رسیدم، برای اولین بار پس از مدتها، حس خانه را تجربه کردم.
دیدگاهتان را بنویسید