سها علی خان فاش کرد که مادرش، شرمیلا تاگور، دربارهٔ ازدواجش با کونال کممو تردید داشت و نگران بود که زندگی مشترکشان علاقه را کاهش دهد. سوناکشی سینها که دربارهٔ ازدواجش با ظاهری اقبال صحبت میکرد، گفت سفرهای گسترده به او کمک کرد تا سازگاری را ارزیابی کند و اگر او تا آن زمان پیشنهاد نداد، من حتماً پیشنهاد میکردم.

سها علی خان ده سال است که با کونال کممو ازدواج کرده است. این زوج در ژانویهٔ ۲۰۱۵ عقد نمودند و اکنون دخترشان اینایا نائومی کممو را دارند. پس از سالها کار به عنوان بازیگر، سها به میزبانی یک پادکست نیز پرداخته است. در آخرین قسمت پادکستاش، مهمانان سها سوناکشی سینها و کارشناس روابط کاستوری ماهانتا بودند که دربارهٔ روابط، عاشقانهها، وضعیتهای میاندوردی و موضوعات دیگر صحبت کردند. در این گفتوگو سها فاش کرد که مادرش، شرمیلا تاگور، در مورد ازدواج کونال با او تردید جدی داشت، چرا که شاید پس از زندگی مشترک، علاقهاشان کاهش یابد.
سها به یاد آورد: «کونال و من هفت سال قبل از ازدواج با هم بودیم. دو سال پیش از ازدواج، با هم زندگی میکردیم. در همان لحظه مادرم گفت: «حالا او با تو ازدواج نخواهد کرد؛ تمام علاقهات را از دست دادهای». من فکر کردم که شاید او درست میگوید.»
بازیگر «رنگ دیباسنتی» ادامه داد: «ما (کونال و من) اصلاً درگیر ایدهٔ ازدواج نبودیم. کونال گفت که این موضوع چندان مهم نیست و من هم احساس میکردم شاید همینطور باشد. در نهایت، چون اینچنین مسألهای بزرگ نبود، فکر کردیم چرا که نه، ازدواج کنیم». او افزود که خانوادههایشان نیز علاقه نشان دادند که این امر باعث شد تصمیم به پیشروی بگیرند. او همچنین گفت: «مادرم نیز بر این باور بود که مردان به کمی فشار نیاز دارند؛ در غیر این صورت از پیشنهاد ازدواج خودداری میکنند».
سوناکشی دربارهٔ ازدواج خود با ظاهری اقبال نظراتش را به اشتراک گذاشت. او گفت: «صادقانه بگویم، هر دو در مکانی بودیم که قطعاً آمادهٔ ازدواج بودیم. پیش از این با هم زندگی نکرده بودیم؛ رابطهٔ زندگی مشترک نداشتیم، اما سفرهای فراوانی داشتیم. بنابراین میدانستم که زندگی با کسی چطور است».
او همچنین گفت سفر به او کمک کرد تا سازگاری را بهتر درک کند. «چون مواردی وجود دارند که واقعاً مرا آزار میدهند؛ من افراد تمیز را دوست دارم. نمیخواهم وارد اتاقی شوم که به یک آشفتگی تبدیل شده باشد و اشیاء بههم ریختهاند. این نکات کوچک دربارهٔ شخص را وقتی با هم سفر میکنید، میآموزید».
در مورد زمانبندی رابطه، سوناکشی گفت: «من واقعاً مشتاق به ازدواج و زندگی با او بودم. فکر میکنم او هم همین احساس را داشت. هفت سال با هم دوست بودیم… و سرانجام به نقطهای رسیدیم که هر دو آماده و برای مدت طولانی در این رابطه حضور داشتیم. این حس بهطور طبیعی بهدست میآید».
او با نکتهای شیرین پایان داد و گفت: «اگر او تا آن زمان ازدواج نکرده بود، حتماً پیشنهاد میدادم؛ من فکر نمیکنم فقط مرد باید پیشنهاد کند. من اولین کس بودم که به او گفتم عاشقش هستم… به او گفتم میخواهم با تو ازدواج کنم. او فکر کرد که من کاملاً دیوانهام. اما من میدانستم. نمیتوانم توضیح دهم چگونه و چرا».
دیدگاهتان را بنویسید