لئوناردو دیکاپریو یک انقلابی پیشین است که در جستجوی دخترش در حماسهٔ ضدفرهنگی جسورانه و هیجانانگیز پاول توماس اندرسون میباشد. بهترین فیلمهای ۲۰۲۵ در ایالات متحده. اطلاعات بیشتر دربارهٔ برترین فرهنگ سال ۲۰۲۵.

Peter Bradshaw
فیلم درام‑هیجانی ضدفرهنگی «یک نبرد پس از دیگری» به کارگردانی پال توماس اندرسون، که از رمان «وینلند» توماس پینچون الهام گرفته است، معمایی ساختاری است که مخاطبان را سرگشته، تحریک و مسحور کرده است و سال را بدون توافق قطعی دربارهٔ معنای دقیق آن به پایان میبرد. یکی از نادراً مخالفین، فیلمنامهنویس و فیلمساز پل اشرادر است که بهصورت مختصر آنلاین اظهار داشت: «فیلمسازی در سطح A+؛ اما هرچند سعی کردم نتوانستم ذرهای همدلی نسبت به لئوناردو دیکاپریو یا شون پین پیدا کنم. من منتظر مرگشان بودم.»
اما این همان دلیل جذابیت فیلم است: در واقع برای دو مرد اصلی ناخوشایند آن هیچ همدلیای وجود ندارد و مرگپذیری و آسیبپذیریشان انرژیای شبیه به باز شدن و تجزیهپذیری انتروپی دارد. آنها در مسیر فاجعهای پیش میروند. و بله، فیلمسازی در سطح A+ یا حتی A++ است؛ این کار با لذتی از جسارت و مهارت خود بهصورت فوقالعاده تقویتشده است. این ساختوساز فیلم با ظرافت دیرین کوبریک و شناختی از صحنه نمایی همراه است که به یک تعقیب ماشین هیجانانگیز ولی بهطور عجیبی شگفتانگیز بر روی بزرگراهی پر از برآمدگی منجر میشود. این همانطور که سبک بدون محتوا نیست، اما مطمئناً فیلمی است که نمیتواند سبک خودآگاه خود را از محتوای اصلی جدا کند و به همانسطح بهعنوان برابر ارتقا دهد: آمریکای کمدیکتاتورِ حاضر و آینده، و کسانی که از درون برای مقاومت در برابر آن پیر میشوند.
سؤالی که هنوز پاسخ قطعی برای آن پیدا نشده این است که فیلم در چه زمان و مکانی بهنظر میرسد. آیا آمریکاِ ۱۰ یا ۲۰ سال پیش؟ یا نسخهای خیالی و جایگزین از آمریکا در زمان حاضر؛ یک آمریکای دنیای عجیبوغریب؟ این حرکت اسب که داستان را از دنیای معاصر قابل شناسایی دور میکند، تا حدی ناشی از اقتباس از پینچون با تخیل بازیگوش کارتونمانند ویست و همچنین بهروزرسانی رمان اوست که اقدامات زمان حال آن قرار بود در دههٔ ۸۰های رِیگان رخ دهد و بهصورت فلاشبکهای دههٔ ۶۰های شگفتانگیز بازگردد. اکنون روایت به دورهای بین سالهای اوباما و ترامپ منتقل شده است – یا بهصورت مورب به حوزهای جدید داستانی پیشبرده میشود. عنوان، بحرانهای بیپایان و جنگ فرهنگ بیپایان زندگی مدرن را به تصویر میکشد.
لئوناردو دیکاپریو نقش باب را ایفا میکند، انقلابی پیشین که زمانی جزئی از یک سلول فعالگرایی بود که زندانهای نگهداری مهاجران در مرز مکزیک را هدف میگرفت. او بهنحوی بیظرافت پیر شده و به خشمانگیز، مستمست و بینظم تبدیل شده است. شریک او در روزهای شکوه، پرفیدیا بود که توسط تئایانا تیلور، بازیگری با جذابیتی رادیواکتیو، به ایفای نقش میپردازد. پرفیدیا موفق شد از نظر جنسی سرهنگ استیون لاکجَو، مردی پر سر و صدا با گردن گاوی و مسئول اطلاعات ضد شورش، را که شون پین با شور خِزنداری به تصویر کشیده، اسیر کند.
دلبستگی لاکجَو به او، که در آن فتیزهگری نژادپرستانه با شور عمیقاً ناامیدانه ترکیب میشود، چیزی است که پرفیدیا سعی میکند با آن بازی کند تا مخالفت نظامی را تحت کنترل درآورد. اما همهچیز بهطرز فاجعهآمیزی اشتباه میشود؛ او باردار میشود و دخترش ویلا، که توسط چیس اینفینیتی ایفای نقش میکند، درگیر بحران ادعای پدریگری فیلم میشود. والد حقیقی آمریکا، واکنشی یا رادیکال کدام است؟
لئوناردو دیکاپریو، شون پین، تئایانا تیلور و چیس اینفینیتی هر چهار با درخششی فرماندهانهای حضور دارند و موسیقی متن جانی گرینوود شگفتانگیز است. «یک نبرد پس از دیگری» آهنگی اعتراضآمیز از فیلم است که متن آن درباره ستم، استبداد و قهرمانی در مخالفت میپردازد.
دیدگاهتان را بنویسید