انیماتور DNEG، کاله هالدین، با یک آموزش جدید برمیگردد که نشان میدهد چطور چشمها را در یک انیمیشن کارتونی، با استفاده از چهرهٔ آشنای گربهٔ تام و جری، بهسرعت حرکت دهیم.
این کار به سادگی جابجایی چشمها به چپ و راست نیست؛ ابروها، دهان و گوشهای شخصیت نیز «زنده» هستند و در حال حرکتاند. در این آموزش ویدیویی کوتاه، هالدین نشان میدهد دقیقاً به چه نکات مهمی باید هنگام انیمیشنسازی چنین صحنههایی توجه کنید.
اگر میخواهید بدانید چطور کاراکتر خود را چشمک بزنید، پروفایل لینکدین این هنرمند را بررسی کنید؛ او در آنجا بهطور مداوم رازهای دیگری از مهارت خود را به اشتراک میگذارد.
این تصویر منتشر شده توسط دیزنی، نیک وایلد (با صدای جیسون باتمن) در سمت چپ و جودی هاپس (با صدای جینیفر گودوین) را در صحنهای از «زوتوپیا ۲» نشان میدهد. (دیزنی از طریق ایپی) آسوشیتد پرس
«زوتوپیا ۲» افتتاحیهای شورانگیز و رکوردشکن در گیشه داشت.
دنبالهٔ «زوتوپیا ۲» از شرکت والت دیزنی در طول آخر هفته ۹۶ میلیون دلار در آمریکای شمالی کسب کرد، در بازهٔ پنجروزهٔ شکرگزاری ۱۵۶ میلیون دلار به دست آورد و از زمان افتتاح روز چهارشنبه، بهطور کلی ۵۵۶ میلیون دلار در سطح جهان جمعآوری کرد؛ این ارقام بر اساس تخمینهای استودیویی که روز یکشنبه منتشر شد، اعلام شد.
این امر باعث شد که این فیلم بالاترین گشایش بینالمللی را برای یک فیلم انیمیشن به دست آورد، چهارمین گشایش جهانی برتر در میان تمام ژانرها باشد و همچنین بهترین گشایش بینالمللی سال ۲۰۲۵ شد.
«Wicked: For Good» در آخر هفتهٔ دوم خود برای یونیورسال پیکچرز همچنان در صدر ماند؛ در طول این آخر هفته ۶۲٫۸ میلیون دلار دیگر در بازار داخلی کسب کرد و مجموع فروش در آمریکای شمالی به ۲۷۰٫۴ میلیون دلار رسید. نیمهٔ دوم سِرِ «Wicked» بینالمللی ۳۹۳ میلیون دلار درآمد داشته است.
این دو دنباله با هم، آخر هفتهٔ شکرگزاری را به نقطهای درخشان تبدیل کردند؛ نقطهای که در سالی که بهطور کلی برای سینماها تاریک بهنظر میرسید، استثنائی بود.
«زوتوپیا ۲» تقریباً ده سال پس از نسخهٔ اصلی به صحنه میآید؛ یک موفقیت که از انتظارات فراتر رفت و در ماه مارس افتتاحیهٔ داخلی ۷۵ میلیون دلار داشت.
همانند نسخهٔ نخست، این فیلم شامل دوگانۀ جودی هاپس (با صدای جینیفر گودوین) پلیس خرگوش و نیک وایلد (با صدای جیسون باتمن) روباه حقهگر است.
با انتشار اعداد نهایی داخلی در روز دوشنبه، این فهرست برآوردهای فروش بلیت از جمعه تا یکشنبه در سینماهای ایالات متحده و کانادا را بر وفق دادههای Comscore در نظر میگیرد.
۱. «زوتوپیا ۲»، ۹۶٫۸ میلیون دلار.
۲. «Wicked: For Good»، ۶۲٫۸ میلیون دلار.
۳. «Now You See Me: Now You Don’t»، ۷ میلیون دلار.
از نامزدهای CGI استودیویی تا موفقیت چشمگیر نتفلیکس با ‘KPop Demon Hunters’، انیمههای بزرگسال و موجی از فیلمهای دستکشیده اروپایی؛ جریانی از سبکهای جهانی در حال شکلگیری دوبارهٔ مسابقه برای بهترین انیمیشن بلند است.
(از چپ به راست): ‘KPop Demon Hunters’، ‘Zootopia 2’، ‘Little Amélie یا شخصیت باران’، ‘Arco’Netflix, Disney, Neon, GKids
مسابقهٔ این فصل برای برگزیدن بهترین انیمیشن بلند، یکی از متنوعترین از نظر سبک در خاطرهٔ اخیر است؛ قطعهای که در آن تکنیک تصویرگری بر روی پرده به همان اندازه داستان مهم است. در یک سوی این میدان، غولهای استودیویی — ماشینهای CGI براق و چهار‑گوشهای که سالها بر این عرصه سلطه داشتهاند — حضور دارند. اما حتی این شرکتهای بزرگ نیز در حال لرزان شدن هستند. Elio پیکسار با وجود صیقلبندی خاص استودیویاش، در گیشه سر میخورد و حتی Zootopia 2، ادامهٔ فیلم برنده اسکار ۲۰۱۶ با بودجهٔ میلیارد دلاری که آخر هفتهٔ گذشته با رکورد ۵۵۶ میلیون دلار جهانی به نمایش درآمد، مخالفان خود را دارد (فرانک اسچک از THR که از فیلم حمایت میکرد، نقدی پرستاره به این دنباله داد).
نتفلیکس با فیلم CGI به سبک پیکسار In Your Dreams از آلکس وو پایهٔ محکمی دارد، اما نامزد واقعی این سرویس برای جوایز، KPop Demon Hunters است. حس شگفتانگیز ناگهانی از کارگردانان مگی کانگ و کریس آپلهانس، که بهعنوان اولین موفقیت واقعی نتفلیکس در گیشه شناخته میشود، موجی از نامزدهای مبتنی بر انیمه را رهبری میکند که نشانگر تحول این رسانه از طرفداران خاص تلویزیونی به مسیر اصلی سینماگردی است. Demon Slayer: Infinity Castle از سونی/کرانچیرول (بهطور جهانی ۷۵۰ میلیون دلار و در حال افزایش) و Chainsaw Man – The Movie: Reze Arc (بیش از ۱۷۵ میلیون دلار) به KPop Demon Hunters میپیوندند و سبکهای انیمیشن ژاپنی و کرهای را به مرکز بحثهای جوایز میبرند.
KPop Demon Hunters ترکیبی از CGI هالیوودی و اساطیر کرهای بههمراه ریتمهای داستانی است، در حالی که هم Demon Slayer و Chainsaw Man از روش ترکیبی دو‑بعدی/سهبعدی بهره میبرند که انیمیشن شخصیتهای سنتی را با محیطهای دیجیتال ترکیب میکند. این دو عنوان ژاپنی همچنین بهصورت افراطی خشن و با رتبه سنی R برای بزرگسالان عرضه شدهاند — دور از مسیر PG‑دوستانهای که پیشتر برندگان اکثر انیمیشنها را تعریف میکرد. «پدیدارهای جوان انیمیشن را بهعنوان ژانر یا محتوای مخصوص کودکان نمیبینند»، میگوید الکس وو، کارگردان In Your Dreams. «آنها میدانند میتواند بالغ، احساسی، خشن یا هرچیز دیگری باشد. در غرب رشد آن کندتر است، اما در حال تغییر است.»
در سرتاسر اروپا، انیمیشن دستی همچنان جایگاه خود را حفظ میکند و بهویژه فیلمسازان فرانسوی در مقابل ظاهر استاندارد CG ایستادگی میکنند. Arco، اولین فیلم بلند تصویرگر فرانسوی اوگو بیونونو (که در ایالات متحده توسط نئون منتشر شد)، از سبک دو‑بعدی پاک و گرافیکی الهام‑گرفته از استودیوی غیبالی، کتابهای کمیک باند دسین و انیمیشنهای پال دههٔ هفتاد استفاده میکند. Little Amélie or the Character of Rain از GKids، ساختهٔ مایلیس ولاده و لینچو هان، رویکردی امپرسیونیستیکتر به کار میگیرد؛ ترکیبهای دستکشیدهای بهکار میبرد تا دیدگاه کودکانه نسبت به دنیای طبیعی را القا کند. «ما دوست داریم بدون خطوط مرز کار کنیم، بهطوری که شخصیتها در پسزمینهها ترکیب شوند»، میگوید هان. «این واقعاً با داستان دوران کودکیسالیمان همخوانی دارد.»
A Magnificent Life از سیلوان شومت، یک نامزد سونی پیکچرز کلاسیک دربارهٔ نویسنده‑فیلمساز فرانسوی مارسل پاغنول، نمونهٔ دیگری از دستخط اروپایی دستساز است — در مقیاسی صمیمی و آشکاراً بیتاثیر از توان پردازش CGI.
«کارهایی که انجام میدهم، زیاد از آنچه والت دیزنی در دههٔ ۱۹۵۰ میکرد، تغییر نکرده است»، شومت به THR میگوید. «من با یک صفحهٔ کامپیوتری کار میکنم؛ اما همه چیز همچنان کشیده و رنگآمیزی میشود، تنها با این ابزارهای دیجیتال.»
از منظر تجاری، رشد انیمیشنهای غیرآمریکایی صحنهٔ رقابت را بازنویسی کرده است. Demon Slayer و بلاکباستری چینی Ne Zha 2 (بدون صلاحیت اسکار) پیش از Zootopia 2، دو موفقترین فیلم انیمیشن سال بودند که نشان میدهد فرهنگهای طرفدار جهانی و سبکهای منطقهای چگونه میتوانند چهرهٔ بلاکباسترهای انیمیشنی را بازسازی کنند.
و با اینکه CGI سهبعدی همچنان سبک برتر در اسکار است — دو‑سوم تمام برندگان، ۱۸ از ۲۴، CGI فتو‑واقعگرای استودیویی بودهاند — سلیقهٔ آکادمی در حال تغییر است. سه برندهٔ اخیر، Pinocchio گیلرمو دلتورو بهصورت استاپ‑موشن، The Boy and the Heron هیاوا ر میازاکی که بهصورت دستکشیده ساخته شده و Flow گینتس زیلبالودیس، فیلمی سهبعدی تولید شده با نرمافزار متنباز، نشان میدهند آکادمی بهطور فزایندهای به نوآوری باز است و مسابقه جوایز دیگر توسط یک زیباییشناسی واحد تعریف نمیشود.
رئیس هیئت داوران بونگ جونهو در فرش قرمز جشنواره فیلم مراکش – عکاسی: Aurore Marechal/Getty Image
کارگردان کرهای بونگ جونهو که امسال ریاست هیئت داوران جشنواره مراکش را بر عهده دارد، میگوید که برای پیشبرد فیلم انیمیشن طولانیمدت خود که هنوز عنوانی ندارند و قرار است در سال ۲۰۲۷ به اکران برسد، در طول این جشنواره زود بیدار میشود.
«در میانهی یک تولید انیمیشن دیوانهوار هستم. این کار بسیار وحشی و دشوار است. حتی امروز صبح هم در اتاق هتل کار کردم. کار سختی است»، او گفت.
«روابط بسیار خاص و طنازی بین بشر و موجودات کوچک عمیقدریایی وجود دارد»، او هنگام پرسیده شدن برای جزئیات بیشتر گفت، ضمن تأیید داستانی که پیشتر اعلام شده بود.
بونگ جونهو در هیئت داوران با سِلین سونگ، آنیا تیلور‑جوی، جنا اورتگا، کاریم آینووز، حکیم بالابِس، جولیا دوکورنوا و پیمان مادی همراه است.
تماشا در Deadline
آنها با هم برندهی جایزهی ستارهی طلایی (Etoile d’Or) جشنواره را از میان ۱۴ فیلم بار اول و بار دوم انتخاب خواهند کرد.
بونگ جونهو بهروزرسانی درباره فیلم انیمیشن طولانیمدت انتظارداشتهشده ارائه داد: «کار بسیار وحشی و دشوار است» @Marrakech_Fest pic.twitter.com/tu0ry5LMd5
— Deadline (@DEADLINE) ۲۹ نوامبر ۲۰۲۵
هنگامی که از او پرسیده شد که آیا فیلمسازان نوظهور در رقابت چالشهای بیشتری نسبت به دوران اولیهاش در حرفه داشتهاند، بونگ جونهو اشاره کرد که هوش مصنوعی میتواند بحرانی در سینما ایجاد کند، اما این لزوماً چیز بدی نیست.
«فکر میکنم همیشه در سینما بحران و همیشه چالشی وجود داشته است»، او از طریق مترجم خود گفت.
«شاید با هوش مصنوعی، بحران بزرگتر شود، اما در واقع هرچه بیشتر بحران را احساس کنید، انرژی سینمایی و زیباییشناسی بیشتری بهدست میآید؛ بنابراین داشتن بحران در سینما میتواند هیجانانگیزتر و جالبتر باشد.»
در روز شنبه پیش، بونگ جونهو دشمنی خود نسبت به هوش مصنوعی را فاش کرد و گفت که مایلم یک گروه نظامی با ماموریت نابود کردن هوش مصنوعی تشکیل دهم.
«زووتوپیا ۲» به سرعت در مسیر رقابت باکسآفیس پیش میرود.
دنبالهٔ انیمیشنی دیزنی دربارهٔ حیوانات انساننما، در پیشنمایشهای روز سهشنبه ۱۰٫۲ میلیون دلار درآمد داشت. این فروش بلیتها دومین بزرگترین شروع پیشنمایشی برای استودیوی انیمیشن والت دیزنی است؛ پس از «مویانا ۲» (۱۳٫۸ میلیون دلار) و پیش از «فروزن ۲» (۸٫۵ میلیون دلار). «زووتوپیا ۲» رسماً روز چهارشنبه به نمایش میرسد و هدف دارد در طول آخر هفتهٔ تعطیلات شکرگزاری بین ۱۲۵ تا ۱۵۰ میلیون دلار جمعآوری کند.
اگرچه «زووتوپیا ۲» یکی از بهترین آغازها برای انتشار در زمان شکرگزاری خواهد بود، این کمدی پلیسدوست باید توقعات را بشکند تا رکوردی را که «مویانا ۲» در سال ۲۰۲۴ با ۱۳۹ میلیون دلار در آخر هفتهٔ معمولی و ۲۲۵ میلیون دلار در طول پنج روز به دست آورد، پیشی بگیرد. دیگر جمعآوریهای برتر برای این تعطیلات شامل دنبالهٔ دیزنی سال ۲۰۱۹ «فروزن ۲» (۱۲۵ میلیون دلار در پنج روز) و فیلم سال ۲۰۱۳ «بازیهای گرسنگی: گرفتن آتش» (۱۰۹ میلیون دلار در پنج روز) میشود.
دومین «زووتوپیا» آمادهٔ تسلط بر باکسآفیس بینالمللی است؛ پیشبینیها نشان میدهد در طول آخر هفته بین ۱۳۵ تا ۱۴۵ میلیون دلار جمعآوری خواهد کرد. این فیلم روز چهارشنبه در چین و کره به نتایج چشمگیری دست یافت. در چین، «زووتوپیا ۲» با ۳۳٫۷ میلیون دلار، دهمین بازدهی روز اول بزرگترین برای یک فیلم آمریکایی به دست آورد. انتظار میرود این یکی از معدود آثار هالیوودی باشد که پس از دوره کووید توانسته است در بازار سینمای چین محبوب باشد (این انیمیشن پس از افتتاح «سرزمین زووتوپیا» در پارک دیزنیلند شانگهای در سال ۲۰۲۳، در چین بسیار محبوب شد). در کره، این فیلم با ۱٫۷ میلیون دلار، پنجمین شروع انیمیشن برتر در کشور را به دست آورد.
«زووتوپیا ۲» از چند عامل بهرهمند میشود؛ از جمله نظرات عالی، تبلیغات دهانبهدهن، و تقاضای سرکوبشده برای سرگرمیهای مناسب کودکان. (از ماه آگوست تا کنون فیلم انیمیشنی متمرکز بر خانوادهای مانند «The Bad Guys ۲» منتشر نشده است.) بر پایهٔ پیشبینیها، «زووتوپیا ۲» بزرگترین آغاز برای یک فیلم انیمیشنی از زمان «مویانا ۲» در نوامبر گذشته خواهد بود. «زووتوپیا» اصلی که در مارس ۲۰۱۶ به نمایش گذاشت، ابتدا ۷۵ میلیون دلار در بازار داخلی جمعآوری کرد و سپس به یک پدیده عظیم با ۳۴۱ میلیون دلار در آمریکای شمالی و ۱٫۰۲ میلیارد دلار در سطح جهان تبدیل شد.
به کارگردانی جارد بش و بایرون هاوارد، «زووتوپیا ۲» — که به دنیایی که حیوانات انساننما در آن زندگی میکنند — بازمیگردد — داستان یک افسر پلیس خرگوش و یک روباه کلاهبردار را دنبال میکند که برای تعقیب یک ساکن جدید و مرموز رپتیل، دوباره تیم میسازند. ورایتی سرنقد فیلم، پیتر دبروژ، «زووتوپیا ۲» را «جانشین شایستهای» نامید و افزود که «ارزش سومین لایه بهعنوان نقد اجتماعی، این فرنچایز را بهطور بینیازوارده میکند.»
در بخش دیگری از باکسآفیس داخلی، «ویکد: برای همیشه» با ۱۵٫۷ میلیون دلار از ۴,۱۱۵ مکان در روز سهشنبه تسلط یافت. این موزیکال بزرگبودجهٔ یونیورسال پس از پنج روز عرضه، ۱۷۷ میلیون دلار در آمریکای شمالی و ۲۵۰ میلیون دلار در سطح جهان به دست آورده است. این فیلم که نیمهٔ دوم پدیدهٔ برادوی را روایت میکند، پیشبینی میشود حداقل ۸۰ میلیون دلار در طول آخرهفتهٔ سهروزه اضافه کند و بیش از ۱۰۰ میلیون دلار بین چهارشنبه تا یکشنبه به دست آورد. همراه با هم، «ویکد: برای همیشه» و «زووتوپیا ۲» برای سینماها دلایلی زیاد برای سپاسگزاری فراهم میکنند.
سبکهای انیمیشن میتوانند اشکال متنوعی داشته باشند؛ کاغذ در انیمیشن برشدار سنتی در آثاری مانند «سیرک پروازی مونتی پایتون» (۱۹۶۹‑۱۹۷۴) و فیلمپیلوت «ساوتپارک» به کار رفته است، اما یک انیماتور در حال حاضر با انیمیشن مدرن شبیهکاغذ در سهبعدی، طرفداران بسیاری به دست آورده است.
صحنههای او، همانند انیمیشن اسبی که در زیر میبینید، شبیه اوریگامی در حال حرکت هستند، اما اینها در مایا ساخته شدهاند؛ نرمافزاری که ما بهعنوان بهترین نرمافزار انیمیشن سهبعدی انتخاب کردهایم.
پست بهاشتراکگذاری شده توسط ماروین بوت (@marvinbuete)
عکس منتشر شده توسط
آثار جدید ماروین بوت، متخصص سهبعدی، از آهنگ «Run Run Run» گروه Yeah But No الهام گرفته است. اسبی در انیمیشن از میان جنگلها و بر روی شنها میدود، بهگونهای که گویا کاغذ زنده شده است. درختان و اسب شبیه برشهای دوبعدی هستند که در صحنهای با عمق سهبعدی قرار گرفتهاند.
ماروین میگوید میخواست بررسی کند چگونه میتواند با ساختارهای مسطح کاغذی برشدار، شرایط جوی فصلی را بهدست آورد. در یک ویدئوی ساخت در وبسایتش، او توضیح میدهد که هر وضعیت از چرخه دویدن اسب را بهصورت یک مش جداگانه ایجاد کرده و با استفاده از MASH بین آنها جابجا میشود. این صحنه یک مجموعه قابل حلقهزدن است و تقریباً تمام اشیاء سطحهای مسطحی هستند، ماروین میافتیند.
یکی دیگر از انیمیشنهای ماروین در همان سبک، خرسی را نشان میدهد که قزلآلاها را هنگام پریدن از آبشار شبیهبهکاغذ میگیرد؛ برای این کار او از Bifrost، محیط برنامهنویسی بصری در مایا شرکت Autodesk برای ایجاد افکتهای دستوری استفاده کرده است.
پست بهاشتراکگذاری شده توسط ماروین بوت (@marvinbuete)
عکس منتشر شده توسط
میتوانید کارهای بیشتر ماروین را در اینستاگرام ببینید.
اگر برانگیخته شدهاید، راهنمای ما برای بهترین لپتاپهای انیمیشن را ببینید. برای اخبار بیشتر دربارهٔ انیمیشن، آگهی کریسمس دلپذیر دونکین را بررسی کنید.
استودیو انیمیشن والت دیزنی بهطور آرام تأیید کرد که به شکل کلاسیک خود باز میگردد و برای هواداران فیلمهای اصلی میسازد. این افشاگری در حالی میآید که میتوان آن را «دورهٔ ادامهنامهها» نامید؛ دورهای که استودیو در آن نظرات بسیار مثبت و فروشهای چشمگیر را در اکران شکرگزاری خود، زوتوپیا ۲ (2025)، بهدست آورده است.
آیا تمام فیلمهای دیزنی اکنون ادامهنامه هستند؟
دلیل تمرکز دیزنی و پیکسار بر ادامهنامهها و بازسازیها در سالهای اخیر بهراحتی قابل درک است. فیلمهای زندهاکشن لیلو و استیچ (2025)، موآنا ۲ (2024)، Inside Out ۲ (2024) و فروزن ۲ (2019) همگی با موفقیتی چشمگیر در گیشه روبهرو شدند و جزو پرپخشترینها در Disney+ هستند. در حالی که برخی فیلمهای اصلی نظیر اینکنتو (2021) بهطوری شگفتانگیز موفق شدند، دیگران مثل دنیای عجیب (2022) و Wish (2023) بهطرز شدیدی شکست خوردند.
اعتبار: دیزنی
البته هر ادامهنامه، شاخهپروژه یا بازسازی زندهاکشن موفق نبود؛ اِهٔ، به شما اشاره میکنم، لایتیر (2022) و سفیدبرف (2025). با این حال واضح است که دیزنی تصمیم گرفته است افزودن به یک مجموعهٔ محبوب، ریسک کمتری نسبت به سرمایهگذاری در داستانهای اصلی دارد.
پس از اکران زوتوپیا ۲، شرکت چندین بازسازی یا ادامهنامه در برنامهٔ انتشار خود دارد، از جمله زندهاکشن موآنا (2026)، داستان اسباببازی ۵ (2026) و فروزن ۳ (2027). بازیگران اصلی فروزن (2013) پیشاپیش برای فیلم چهارمین از مجموعهٔ «پرنسس دیزنی» تعهد کردهاند، اما تاریخ انتشار هنوز اعلام نشده است.
با وجود موفقیت آشکار در گیشهٔ اکثر ادامهنامهها، طرفداران بهتدریج از محتوای تکراری املاک فکری (IP) خسته شدند. آنها آمادهاند که استودیو انیمیشن والت دیزنی دوباره ریسک کند و شاید حتی دورهای نوین از رنسانس دیزنی را به ارمغان آورد؛ دورهای که شبیه به همان دورهای است که شاهکارهای کلاسیکی همچون پری دریایی (۱۹۸۹)، زیبایی و هیولا (۱۹۹۱) و شاهشیر (۱۹۹۴) را به وجود آورد. در نهایت، بهنظر میرسد دیزنی به حرفهای مخاطبان گوش داده است.
دوران جدیدی برای انیمیشن والت دیزنی
اعتبار: استودیو انیمیشن والت دیزنی
شرکت والت دیزنی پیشتر وعده داد که برنامهٔ «تولید بیشتر نسبت به کیفیت» که تحت نظارت مدیرعامل باب چاپک تدوین شده بود، بازنگری کند؛ برنامهای که منجر به انتشار مستمر سریالهای جدید با نقدهای ضعیف در Disney+ شد. مارول، لوسیفیلم، پیکسار و استودیو انیمیشن والت دیزنی همگی تحت این تغییرات تحتتأثیر قرار گرفتند و پروژههای متعددی که در دست توسعه بودند، از جمله یک سریال انیمیشنی مبتنی بر «پرنسس و قورباغه» (۲۰۰۹)، لغو شدند.
اکنون استودیو انیمیشن والت دیزنی در حال تغییر مسیر است. در مصاحبهای با نیویورک تایمز دربارهٔ کار نوشتن و کارگردانی زوتوپیا ۲، جرد بوش وعده داد که یک داستان انیمیشنی اصلی در سال ۲۰۲۸ به سینماها میآید.
اعتبار: استودیو انیمیشن والت دیزنی
«این یک دنیای انسانی نیست»، بوش گفت که دربارهٔ سبک هنری یا طرح داستان فیلم حرفی نزد. «این بسیار سبک متفاوتی است نسبت به کارهای معمول ما.»
جرد بوش تأیید کرد که استودیو انیمیشن والت دیزنی در سال ۲۰۲۸ یک فیلم اصلی عرضه خواهد کرد.
«این دنیای انسانی نیست. این سبک بسیار متفاوتی نسبت به کارهای معمول ماست.»
(منبع: @nytimes)
جرد بوش تأیید کرد که استودیو انیمیشن والت دیزنی در سال ۲۰۲۸ یک فیلم اصلی عرضه خواهد کرد.
«این دنیای انسانی نیست. این سبک بسیار متفاوتی نسبت به کارهای معمول ماست.»
(منبع: @nytimes) pic.twitter.com/XhHA4scsmG
— بورد واک تایمز (@BoardwalkTimes) ۲۶ نوامبر ۲۰۲۵
در پاسخ به پرسشی درباره اینکه آیا دیزنی فیلمی به سبک انیمه، مشابه «شکارچیان شیطان کیپاپ» (۲۰۲۵) نتفلیکس، امتحان خواهد کرد، بوش افزود که «بسیار – خیلی» زمان را صرف تفکر درباره «تحول» در سبکهای هنری کرده است.
اعتبار: نتفلیکس
مقاله اشاره کرد که استودیو انیمیشن والت دیزنی سعی دارد به دورانی بازگردد که فیلمهای اصلیاش پشت سر هم به موفقیت دست یافتند:
«موفقیتهای انیمیشنی اصلی برای دیزنی حیاتی هستند، زیرا این شرکت را در ارتباط با خانوادهها تازه نگه میدارد و «چرخدندهٔ مشهور» شرکت را تقویت میکند. این اصطلاح به روشهای درآمدزایی دیزنی از شخصیتهایش به صورت بیپایان اشاره دارد — از فیلمها تا محصولات مصرفی، خدمات پخش و پارکهای تفریحی.»
این سؤال مطرح میشود: «آیا انیمیشن دیزنی میتواند جادوی خود را بازگرداند؟» متأسفانه، ممکن است طرفداران مجبور شوند تا سال ۲۰۲۸ صبر کنند تا پاسخ را پیدا کنند.
در یک فیلم جدید و اصلی استودیو انیمیشن والت دیزنی چه میخواهید ببینید؟ ایدههای خود را در نظرات با Inside the Magic به اشتراک بگذارید!
سخنچینی کمدی سنترال از رئیسجمهور، در دورهٔ جدید قسمتها، هم بیپرواترین و هم درخشان بوده است. اما رئیسجمهور بهطوری غیرمعمولی در این باره ساکت مانده است.
«ساوتپارک» فصل ۲۷، قسمت ۵: «تضاد منافع».«ساوتپارک» فصل ۲۷، قسمت ۵؛ «تضاد منافع»
چند ماه پس از شکلگیری دومین دولت ترامپ و فراوانی فرمانهای اجرایی رئیسجمهور که شروع به ایجاد اثرات سردیزهٔ احتمال استبداد کرد، ساوتپارک بیباکانه با لحظهای تقریباً باور نکردنی و تکاندهنده آغاز کرد. در دل بیابان، بازیگری که نقش رئیسجمهور ایالات متحده را ایفا میکند، عاری از لباس و آفتابسوخته، در حالی که مشتاق نجات رایدهندگان آمریکایی از وسوسه است، به پیام تأییدی گوش میدهد که از آلت تناسلی کوچک و سخنگوش میآید. چند ماه پس از آن، دنبالهٔ جدید ساوتپارک بهنظر میرسد که با بهدنیا آمدن ضد مسیح توسط رهبر جهان آزاد از طریق رابطهٔ نامشروعش با شیطان به پایان برسد. در این بین، تصویر ترامپ در ساوتپارک که بهصورت سر برقلمچوبی ناآرام، زنباز، خودخواه و فریبکار به تصویر کشیده شده است، تلاشهای مخفیانهای برای سقط جنین فرزند نازای او انجام داده، معاونش را در اتاقخواب لینکلن به رختخواب کشانده و سپس رسانهها را فریب داد تا باور کنند ضبط تصویر این ملاقات صرفاً یک دیپفیک ساده بوده است.
بیل لوری، مدیر فروش، وقتی همکارش میپرسد که برای dinosaur کجا باید دخترش را ببرد، دچار سردرگمی میشود. «در حال برنامهریزی برای بیرون بردن این دختر برای dinosaur هستید؟» لوری میپرسد. «درست است»، همکارش بهطور کاملاً بیخیال پاسخ میدهد. لوری که اضطراب دارد میپرسد: «یک لحظه صبر کنید. شما میگویید dinosaur ؟ این چهنوع اصطلاحی است—بهجای lunch گفتن dinosaur؟» وقتی لوری همان روز به خانه برمیگردد، همسرش در حین کرهمالی یک لقمه نان، دربارهٔ پسر بیماریشان میگوید: «او خیلی رنگپریده و بهطرز عجیبی احتقان دارد—و وقتی «dinosaur» را برایش آوردیم، او بهآن دست نزنید.» فروشنده کاملاً از کنترل در میآید.
این همان پایهٔ «Wordplay»، اپیزودی از بازآفرینی دههٔ ۱۹۸۰ سری The Twilight Zone است. با پیشرفت زمان، اطرافیان لوری شروع میکنند بهصورتریختگری بهروزی سخن بگویند و واژگان آشنا را بهشیوههای ناآشنا بهکار ببرند. سرانجام، لوری خود را واگذار میکند تا انگلیسی را از کتاب حروف الفبای پسرش دوباره بیاموزد. در صحنهٔ آخر، او دستهایش را بر روی تصویری از یک سگ میگذارد که زیر آن کلمهٔ Wednesday چاپ شده است.
«Wordplay» درسی دربارهٔ طبیعت خطا ارائه میدهد: تغییرات کوچک و ناچیز در نورم میتوانند نسبت به تغییرات بزرگ و گسترده، گیجکنندهتر و خطرناکتر باشند. به همین دلیل، این قسمت نیز چیزی دربارهٔ حقیقت و نادرستی در ChatGPT و سایر محصولات هوش مصنوعی مولد بیان میکند. امروز همه میدانند که مدلهای زبانی بزرگ — یا LLMها، سامانههای پایهٔ چتباتها — تمایل به اختراع دارند. آنها پروندههای حقوقی ساختگی میسازند و نرمافزارهای غیرموجود را پیشنهاد میدهند. مردم این موارد را «توهم» مینامند و در نگاه اول این استعارهٔ منطقی بهنظر میرسد: چتبات بهنظر میرسد دچار توهم است، با اطمینان چیزهای غیرواقعی را بهعنوان واقعی میپذیرد.
اما این تصور نادرست است. Hallucination به این معنی است که اشتباهی تحت باور نادرست انجام میشود. اما یک LLM باور ندارد که اطلاعات «نادرست» که ارائه میدهد، حقیقت باشد؛ LLM اصلاً «باور» ندارد. در عوض، یک LLM پیشبینی کلمهٔ بعدی در یک جمله را بر پایهٔ الگوهایی که از مصرف حجم عظیمی از متن یاد گرفته، انجام میدهد. LLM فکر نمیکند و نمیداند؛ بلکه یک الگوی جدید را بر پایهٔ تفسیر الگوی قبلی میسازد. یک چتبات صرفاً زنجیرهای از حدسهای قابلاعتماد است.
خواندن: سراب هوش مصنوعی
در «Wordplay»، لوری دیوانه نمیشود چون کذب به او گفته نمیشود—همکار و همسر او واقعاً فکر میکنند که واژهٔ lunch برابر با dinosaur است، همانطور که گاهی یک چتبات ادعا میکند چسپ بر روی پیتزا باشد. لوری دیوانه میشود چون دنیایی که در آن زندگی میکند بهنوعی کمی اشتباه است، عمیقاً آشناست اما گاهی با بیمعناییهایی که بقیه بهعنوان عادی میپذیرند، تکانخورده میشود. واژگان قدیم با معانی جدید ساخته میشوند.
هوش مصنوعی چیزها را اختراع میکند، اما نه به معنای توهم، یعنی دیدن چیزی که وجود ندارد. Fabrication میتواند به معنی «دروغ گفتن» یا «ساختن» باشد. یک LLM کار دوم را انجام میدهد. او نثر جدیدی از مواد خام آماری نثرهای پیشین میسازد. پروندهٔ حقوقی اختراسی و نرمافزار ساختگی، در جهان واقعی وجود ندارند اما بهعنوان موجودات معتبر—حتی قابلپذیر—در یک جهان موازی شناخته میشوند. به عبارت دیگر، آنها fictional هستند.
چتباتها قانعکنندهاند زیرا جهانهای تخیلی که ارائه میدهند، بسیار باورپذیرند. این باورپذیری ناشی از کار پیشبینی فوقالعاده مؤثر یک LLM است. این حقیقت نه تنها وقتی که چتباتها خطاهای آشکار میسازند صادق است، بلکه وقتی که به درخواستهای تخیّلی پاسخ میدهند نیز صادق است. این سازوکار منحصربهفرد به استعارهای بهتر نیاز دارد: این نه hallucinatory است بلکه multiversal. وقتی هوش مصنوعی مولد اطلاعات ساختگی را ارائه میکند، مسیر به واقعیتی دیگر را برای کاربر باز میکند؛ بهجای توهم، چندجهانی میشود. داستانهای تخیلی که به وجود میآیند، اگرچه کوچک و بیمعنیاند، میتوانند بهراحتی پذیرفته شوند.
ارزش چندجهانیگری — که ایدهٔ انشعاب و نسخههای جایگزین واقعیت را بیان میکند — پیشتر بهعنوان موضوعی در فیزیک نظری، علمیتخیلی رمزی و فرهنگ پاپ حاشیهای محسوب میشد. اما بهتدریج در رسانههای عمومی جای گرفت. چندجهانیها در دنیای سینمایی مارول بهطور فراوان ظاهر میشوند. Rick and Morty یکی از آنهاست، همانطور که Everything Everywhere All at Once و Dark Matter نیز دارند. جهانهای جایگزینی که در داستانها به تصویر کشیده میشوند، انتظاری از شگفتی چندجهانی میگذارند؛ شامل کرمچالهها و دروازههای به سوی جهانهای فیزیکی موازی. بهنظر میرسد بهجای اینگونه شگفتیها، ما با چتباتهای ساده روبهرو شدهایم، اگرچه ایدهٔ پایهای همان است. پروندهٔ حقوقی ناموجودی که هوش مصنوعی پیشنهاد میکند، میتواند could در یک جهان بسیار مشابه به جهان ما، موازی باشد. همانطور که نرمافزار تخیلی نیز میتواند وجود داشته باشد.
ماهیت چندجهانی متن تولیدی توسط LLM بهراحتی قابلمشاهده است وقتی از چتباتها برای ترکیب مفهومی، یعنی ترکیب نوآورانهٔ موضوعات بیربط، استفاده میکنیم. میتوانم از ChatGPT بخواهم شعری به سبک چارلز بوکوفسکی دربارهٔ لبوبو بنویسد و او خطوطی چون: «کارمند گفت، they call itart toy، / گویی این توضیحی میداد. / سی دلار برای یک گوبلین که میخندد / گویا میداند جهان قبلاً تمام شده.» را ارائه میدهد. اگرچه با قطعیت میدانم بوکو چنین شعری ننوشته است، نتیجه قابلپذیر است؛ میتوانم دنیایی ممکن را تصور کنم که در آن شاعر و اسباببازی گوبلین همزیستی دارند و این محتوا از ملاقات آنها بهدست آمده است. اما ارزیابی اینگونه برای هر جمله یا ارجاعی که یک LLM میدهد، کاری گرانبالا است — بهویژه هنگامی که کارایی بالاتر یکی از دلایل استفاده از LLM است. چتباتها میدان را با جهانهای ممکن پر میکنند — «slopworlds»، میتوانیم اینگونه نام ببریم، که با هم یک اسلوپورس را میسازند.
خواندن: مشکل واقعی توهم هوش مصنوعی
اسلوپورس با پیشرفت LLMها تشدید میشود. این را در چارچوب داستانهای چندجهانی در نظر بگیرید: ترسناکترین یا عجیبترین جهانهای جایگزین، آنهایی هستند که بهطرز شگفتانگیزی شبیه به جهان شناختهشدهاند، با تغییرات کوچک. در «Wordplay»، زبان برای بیل لوری تهدیدآمیزتر است؛ چرا که واژگان آشنا مفاهیم خود را تغییر دادهاند، نه اینکه زبان انگلیسی بهطور کلی با زبانی دیگر جایگزین شده باشد. در Dark Matter، نسخهای از شیکاگو بهعنوان بیابان ویران در یک جهان موازی، بهوضوح خلاف واقع است—و بهاین دلیل کمتر عجیب است نسبت به جهان موازیای که در آن همسر شخصیت اصلی کار هنری خود را رها نکرده تا فرزندان داشته باشد. جهانهای موازی که بهطرز چشمگیری از واقعیت پذیرفتهشده دور میشوند، بهراحتی بهعنوان غیرمنطقی یا خیالی پردازش میشوند — همانطور که در Everything Everywhere All at Once جهان افراد انگشتانشان از هات‑داگ ساخته شده است — در حالی که جهانهای آشنا درسهای ظریفتری دربارهٔ احتمالات، امکان و پشیمانی منتقل میکنند.
جهانهای نزدیک، مانند آنچه لوری در The Twilight Zone تجربه میکند، میتوانند حس همدلی و اضطراب ایجاد کنند؛ حقیقت عجیبی که زندگی میتواند تقریباً مشابه باشد اما بهصورت عمیق متفاوت. اما این تکنیک تنها به این دلیل کار میکند که مخاطب میداند این جهانها خلاف واقع هستند (و این را میداند چون داستانها بهصورت صریح آن را نشان میدهند). اینگونه برای چتباتهای هوش مصنوعی صادق نیست؛ آنها این معما را بهعنوان ناشناخته رها میکنند. بدتر از آن این است که LLMها بهجای جهانهای داستانی، جهانهای کارکردی هستند—آنها ایدهها، نمادها و راهحلهایی تولید میکنند که در واقع بهکار گرفته میشوند.
اینترنت پیش از ظهور LLMها، کاربران را به این وضعیت عادت داده بود. وقتی در گوگل چیزی را جستجو میکنید، وبسایتهای ظاهر شده لزوماً بهترین یا دقیقترینها نیستند، بلکه پربازدیدترینها (بههمراه برخی که برای ارتقاء هزینه پرداخت کردهاند) هستند. اطلاعات آنها might درست باشد، اما برای رسیدن به بالای فهرست نیازی به صحت ندارند. جستجو برای کالاها در آمازون یا سایر فروشگاههای آنلاین نتایجی از این نوع میدهد، اما لزوماً درستترینها نیستند. بههمینمنظور، سایتهای شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک، X و تیکتاک محتوایی را ارائه میدهند که ممکن است جذاب باشد، اما در هیچیک از جنبههای درست بودن تضمین نیست.
مردم پیش از آمدن اینترنت نیز توسط رسانهها فریب میخوردند، اما پس از ورود اینترنت این فریبزدگی بهطور چشمگیری افزوده شد. در دو دههٔ اخیر، تقریباً همهٔ چیزهایی که افراد بهصورت آنلاین میبینند، میتواند نادرست، غیرقابل اعتماد یا بهطور کلی از واقعیت جدا شده باشد. هر کاربر اینترنتی مجبور است تجزیهوتحلیلهای احتمالی خود را برای هر آنچه میبیند انجام دهد و قابلیت پذیرش آن را برای خطرات فریب یا تقلب ارزیابی کند. اسلوپورس به سادگی این وضعیت را گسترش میدهد — و بهطور گسترده، تا هر کلامی.
در مواجهه با مشکلاتی که اسلوپورس ایجاد میکند، طرفداران هوش مصنوعی احتمالاً همان استدلالی را که دربارهٔ توهمها میگویند، مطرح میکنند: اینکه در نهایت، دادهها، فرآیندهای آموزشی و معماری بهبود خواهند یافت، دقت افزایشی خواهد داشت و شکافهای چندجهانی کاهش مییابد. شاید همینطور باشد.
اما یک احتمال بدتر و شاید محتملتر وجود دارد: اینکه هرچند فناوری پیشرفت میکند، این پیشرفت تنها بهصورت اسمی خواهد بود؛ بهگونهای که جهانهای چندجهانی متعدد ناشی از هر تعامل چتبات، بهتدریج دشوارتر از واقعیت قابل تمایز شوند. ترسناکترین کابوسهای در داستانهای چندجهانی زمانی رخ میدهند که یک واقعیت جایگزین دقیقاً همانطور است، بهاستثنای یک نکتهٔ کوچک، که ممکن است بیاهمیت باشد یا اینکه میتواند همه چیز را بهطور کامل تغییر دهد.
دیو مولینز نشان میدهد صحنه قبل از تدوین نهایی چگونه بود.
احتمالاً تا کنون چندین بار اینکریدبلز را تماشا کردهاید، اما آیا تصاویری از پشت پردهٔ تولید دیدهاید؟ میتوانید این کار را انجام دهید، به لطف انیماتور دیو مولینز که فیلمبرداری از سیمتلفن استفادهشده در فیلم را پیش از تکمیل بهاشتراک گذاشت.
صحنههای هلن که با سیم بازی میکرد بهصورت دستی انیمیشنسازی شد و مولینز اعتراف کرد که تقریباً او را به مرگ نزدیک کرد؛ این امر با توجه به موقعیتهای متعددی که سیم باید در آنها قرار میگرفت، تعجبآور نیست.
شما فرصتی عالی برای مطالعهٔ بیشتر دربارهٔ انیمیشن از این متخصص برنده جوایز دارید؛ او آماده است تا در X/Twitter به پرسشهای شما دربارهٔ کار خود پاسخ دهد.
در آنجا میتوانید از دیگر پروژههای او لذت ببرید و نگاهی به پشت صحنهٔ انیمیشن بیندازید:
انیماتورهای نوپا باید به طرحهای اولیهٔ شوالیههای گوینور، نماهای پیشانتشار از فیلمهای DreamWorks و نکاتی دربارهٔ انیمیشنسازی چرخهٔ دویدن نگاهی بیندازند.