دسته: هالیوود

  • بگذارید هیلاری داف خود را از نو به شما بشناساند

    هیلاری داف خود را از نو معرفی می‌کند
    عکس: آرون ایدلسون

    هیلاری داف همیشه می‌دانست که دوباره موسیقی خواهد ساخت؛ حتی زمانی که طرفدارانش کم‌کم داشتند امیدشان را از دست می‌دادند.

    البته حق هم داشتند، چون بیش از یک دهه از انتشار آخرین آلبوم استودیویی داف، یعنی آلبوم «Breathe In. Breathe Out.» که در سال ۲۰۱۵ به شکلی ناعادلانه دست‌کم گرفته شد، می‌گذرد. با این حال، حتی با وجود اینکه تمرکزش به بازیگری و بزرگ کردن چهار فرزندش با همسر تهیه‌کننده موسیقی‌اش، متیو کوما، معطوف شده بود، داف گاهی هوادارانش را بی‌خبر نمی‌گذاشت؛ مثلاً زمانی که برای تبلیغ فصل دوم سریال کمدی موفقش، «یانگر»، یک کاور داب‌استپ از آهنگ «Little Lies» گروه فلیتوود مک ضبط کرد.

    داف به «ووگ» می‌گوید: «موسیقی ساختن ریسک بزرگی بود که در سن خیلی کم انجام دادم و برای مدتی طولانی بخش عظیمی از هویت من بود. فاصله گرفتن از آن سخت بود، اما همیشه می‌دانستم هر وقت زمانش مناسب باشد، بازخواهم گشت.»

    و به نظر می‌رسد آن زمان، اکنون فرا رسیده است: تک‌آهنگ جدید این هنرمند ۳۸ ساله با نام «Mature» (بالغ)، اولین اثر او تحت قرارداد جدیدش با آتلانتیک رکوردز است. داف این قطعه پاپ-راک درخشان را که حاصل همکاری او، کوما و مدیسون لاو (ترانه‌سرایی که برای همه از لیدی گاگا گرفته تا ادیسون ری آهنگ نوشته) است، این‌گونه توصیف می‌کند: «یک گفتگوی کوتاه بین خودِ امروزم و خودِ جوان‌ترم.»

    در متن ترانه، داف به یک رابطه کوتاه گذشته با معشوقی بزرگ‌تر از خود می‌اندیشد: «او شبیه دخترت به نظر می‌رسد، مثل من قبل از اینکه باهوش‌تر شوم.» این را در بخش هم‌سرایی (کروس) می‌خواند و ادامه می‌دهد: «وقتی خوشحال می‌شدم که می‌گفتی: عزیزم، نسبت به سنت خیلی پخته‌ای.»

    داف با احتیاط کلماتش را انتخاب می‌کند و می‌گوید: «این آهنگ قطعاً درباره تجربه‌ای کوتاه است که خیلی خیلی وقت پیش داشتم. نوشتن درباره چیزهایی که در یک گفتگوی عادی فرصت بیانشان پیش نمی‌آید، تجربه‌ای فوق‌العاده درمانگر بود.»

    موزیک ویدیوی «Mature» داف را نشان می‌دهد که در یک سالن تئاتر خالی نشسته و نسخه‌ای از خودش را روی صحنه در حال اجرا تماشا می‌کند. او این ویدیو را تفسیری «کمی فرامتنی» از شعر آهنگ توصیف می‌کند که این پرسش را مطرح می‌کند که آیا او در روابط گذشته‌اش خودِ واقعی‌اش بوده یا صرفاً نسخه‌ای را به نمایش می‌گذاشته که مردان از او انتظار داشتند.

    داف از فرصت دوباره قرار گرفتن در «حال‌وهوای یک ستاره پاپ» برای این ویدیو لذت برد. او می‌گوید: «یک‌جورهایی حافظه عضلانی‌ام به کار افتاد. بخشی از وجودم جلو آمد، میکروفون را گرفت و گفت: خیلی خب، من بلدم اینجا چه کار کنم.»

    هیلاری داف خود را از نو معرفی می‌کند
    عکس: آرون ایدلسون
    هیلاری داف خود را از نو معرفی می‌کند
    عکس: آرون ایدلسون

    پس از سال‌ها دیدن درخواست‌های بی‌وقفه طرفداران برای موسیقی جدید در کامنت‌های اینستاگرامش، داف سنگینی انتظارات آن‌ها را به‌خوبی حس می‌کرد. همچنین، چالش فعالیت در اکوسیستم موسیقی پاپ که با دورانی که او در آن به شهرت رسید بسیار متفاوت است، از دغدغه‌های اصلی او بود.

    آهنگ «Mature» نقطه بازگشت بی‌نقصی بود؛ چرا که هم صدای داف را به مسیرهای جدیدی سوق می‌دهد و هم کاملاً حال‌وهوای آثار هیلاری را دارد. تنظیم گیتارمحور آن هم می‌تواند در آلبوم اولیویا رودریگو جای بگیرد و هم در «Metamorphosis»، شاهکار اوایل دهه ۲۰۰۰ داف که آهنگ‌های موفقی مانند «So Yesterday» و «Come Clean» را به همراه داشت. اما داف دیگر آن دختر ۱۶ ساله‌ای نیست که در وقفه‌های فیلم‌برداری «لیزی مک‌گوایر» به استودیوی ضبط می‌دوید و می‌خواهد موسیقی جدیدش این تغییر را منعکس کند.

    او می‌گوید: «این افتخار و لذت را داشته‌ام که در یک دوره خاص از زندگی برای افراد زیادی معنای ویژه‌ای داشته باشم. اما حالا آماده‌ام تا دوباره با آن‌ها، به‌عنوان زنی که امروز هستم، ملاقات کنم.»

    طرفداران چیزهای زیادی برای انتظار کشیدن دارند: داف اخیراً اعلام کرده که در حال فیلم‌برداری یک مستند سریالی است که بازگشت او به موسیقی را هم‌زمان با مدیریت زندگی خانوادگی و آمادگی برای اولین اجراهای زنده‌اش پس از یک دهه، به تصویر می‌کشد. در ادامه، او با «ووگ» درباره آنچه در پیش است، گفتگو می‌کند.

    ووگ: پس از سال‌ها درخواست طرفداران برای موسیقی جدید، چرا حالا احساس کردید زمان مناسبی برای بازگشت است؟

    هیلاری داف: همیشه می‌دانستم که بالاخره یک روزی برمی‌گردم، اما تا زمانی که به‌طور جدی با مت [همسر داف] درباره اینکه موسیقی جدید ممکن است چه صدایی داشته باشد صحبت نکردم، ایده‌هایم را جایی یادداشت نمی‌کردم. حالا که ۱۰ سال تجربه زندگی بیشتری دارم، واقعاً احساس می‌کنم حرفی برای گفتن دارم و فضای امنی برای این کار در اختیار دارم. اینکه در ۳۸ سالگی خانواده‌ای ساخته‌ام که همیشه رویایش را داشتم، به من این حس را می‌دهد که می‌توانم کمی فاصله بگیرم و زمانی را برای خودم صرف این کار کنم. من برای مدتی بسیار طولانی زندگی‌ای در معرض دید عموم داشته‌ام، اما حالا آماده‌ام تا دوباره با مردم در سطحی ارتباط برقرار کنم که با شخصیت امروزم همخوانی داشته باشد. حس یک دور افتخار را دارد.

    هیلاری داف خود را از نو معرفی می‌کند
    عکس: آرون ایدلسون

    طرز فکر و رویکرد شما نسبت به ستاره پاپ بودن این بار در مقایسه با آخرین باری که در سال ۲۰۱۵ موسیقی منتشر کردید، چه تفاوتی دارد؟

    برای اولین بار بعد از مدت‌ها، احساس می‌کنم واقعاً برایم مهم است. اما در عین حال، واقعاً هم برایم مهم نیست، اگر منظورم را متوجه شوید. می‌دانم که با «Mature» اثری ساخته‌ام که صددرصد با خود واقعی من هماهنگ است. درباره احساسات و تجربیاتم صحبت می‌کنم و فکر می‌کنم بعد از ۱۰ سال، این تمام کاری است که می‌توانم انجام دهم. من تقریباً از کودکی شروع به ساختن موسیقی کردم و در آن زمان افراد زیادی از من محافظت می‌کردند، بنابراین اولین تلاشم به‌عنوان یک بزرگسال با [آلبوم Breathe In. Breathe Out.] کمی ناشیانه بود.

    آیا در آن زمان هم همین احساس را داشتید؟

    قضیه این بود که شرکت پخش موسیقی می‌گفت: «برو به سوئد و با این شخص آهنگ بنویس، الان همه چیز از سوئد بیرون می‌آید.» قصد ندارم کسی را مقصر بدانم؛ من در آن مقطع حاضر بودم همه چیز را امتحان کنم. اما آلبوم هم یک‌جورهایی همین حس را منتقل می‌کرد. هنوز بلد نبودم چطور کنترل فرایند کاری‌ام را به دست بگیرم. البته بخش‌هایی از آن آلبوم هست که واقعاً به آن‌ها افتخار می‌کنم، اما باید آن تجربه را پشت سر می‌گذاشتم تا به نقطه‌ای برسم که حالا واقعاً می‌دانم چه می‌خواهم.

    برایمان از روند شکل‌گیری «Mature» بگویید.

    «Mature» یک گفتگو با خودِ جوان‌ترم است درباره اینکه از جایی که به آن رسیده‌ام راضی هستم. بخشی از آن ایده‌ای بود که از مت سرچشمه گرفت، و بخشی دیگر از فکر کردن به این ایده ناشی شد که وقتی وارد دهه سی زندگی‌ات می‌شوی، دیگر نسخه‌های جوان‌تر خودت را نمی‌شناسی. مت طبیعتاً تمام داستان‌های گذشته من را می‌داند، و در خلق ایده‌ای که به من اجازه می‌دهد وارد شوم و کل آن را طراحی کنم، فوق‌العاده است. این آهنگ درباره تأمل در گذشته و کنار آمدن با انتخاب‌هایی است که کرده‌ای، اما بدون اینکه بیش از حد به خودت سخت بگیری. یک آهنگ شاد است، اما در باطن کمی سنگین است.

    هیلاری داف خود را از نو معرفی می‌کند
    عکس: آرون ایدلسون

    در بیانیه مطبوعاتی دیدم که از آن به عنوان یک قطعه «خود-داستانی» یاد شده بود. می‌توانید توضیح دهید که در ساخت این آهنگ از چه تجربیاتی الهام گرفتید؟

    این آهنگ قطعاً درباره یک تجربه کوتاه است که من در… خیلی خیلی وقت پیش داشتم [می‌خندد]. اما کاملاً خودزندگی‌نامه نیست. من چند مورد آزادی هنری به خرج دادم تا آهنگ از نظر ساختاری درست از آب دربیاید، اما اصل مطلب همان است. من به آن رابطه نگاه می‌کردم و به این فکر می‌کردم که آیا آن مرد عادت به قرار گذاشتن با زنان جوان‌تر داشت یا من «خاص» بودم. نوشتن درباره کل این تجربه فوق‌العاده درمانگر بود، اما اینقدر آسیب‌پذیر بودن از طریق موسیقی می‌تواند واقعاً ترسناک باشد.

    آیا شما از آن دسته افرادی هستید که رویکردی خاطره‌نویسانه به ترانه‌سرایی را ترجیح می‌دهید؟

    می‌توانم بگویم بله. من تمام روز را مشغول آهنگ نوشتن نیستم، بنابراین همیشه باید از جایی در درونم نشأت بگیرد. به همین دلیل است که ارتباط با مردم از طریق موسیقی همیشه حس یک عصبِ بی‌حفاظ را دارد. همسرم کسی است که می‌تواند درباره هر چیزی آهنگ بنویسد. ما با هم سریال «Fleischman Is in Trouble» را تماشا کردیم و یک روز مت آهنگی را که روی آن کار می‌کرد برایم پخش کرد. در اواسط آهنگ گفتم: «صبر کن، این درباره شخصیت جسی آیزنبرگ در سریال فلیشمن است؟»

    هیلاری داف خود را از نو معرفی می‌کند
    عکس: مدلین دویچ

    می‌دانم که شما و متیو از نظر فنی اولین بار در سال ۲۰۲۰ روی کاور آهنگ «Never Let You Go» از گروه Third Eye Blind با هم همکاری کردید…

    آن اتفاق افتاد چون Third Eye Blind یکی از گروه‌های مورد علاقه ما به عنوان یک زوج است. یکی از چیزهایی که در اولین قرارمان ما را به هم نزدیک کرد، موسیقی بود. من گفتم که همیشه به Third Eye Blind گوش می‌دهم و او گفت: «ما حتماً یک روز با هم ازدواج می‌کنیم.» وقتی مت به من گفت که دارد با RAC یک کاور از «Never Let You Go» می‌سازد، گفتم: «چطور جرأت کردی از من نخواهی که در آن بخوانم؟» این‌طور شد که من هم به نوعی به پروژه پیوستم.

    تجربه همکاری در اولین آهنگ اورجینال مشترکتان چطور بود؟

    او بهترین انسان روی زمین و مشوق شماره یک من است. او به من بیشتر از هر تصوری که خودم از خودم دارم، باور دارد. نمی‌توانم تصور کنم با کس دیگری موسیقی جدید بسازم. تا قبل از آشنایی با او هرگز فکر نمی‌کردم دوباره ازدواج کنم. ما قبل از ازدواج، بَنکس را به دنیا آوردیم، و در دوران بارداری‌ام یک‌جورهایی از او متنفر بودم. نمی‌توانستم راه رفتن و جویدنش را تحمل کنم چون همه این اتفاقات خیلی ترسناک بود. هر روز در آینه به خودم نگاه می‌کردم و می‌گفتم: خدای من، دارم چه کار می‌کنم؟ بعد بچه به دنیا آمد و دیدم که چقدر پدر فوق‌العاده‌ای است. با خودم گفتم: صبر کن، من که واقعاً دیوانه‌ات هستم!

    چطور به ایده ویدیوی «Mature» رسیدید؟

    برایم مهم بود که ویدیو حس یک اجرا را داشته باشد، نه اینکه فقط داستان شعر را روایت کند. می‌خواستم کمی فرامتنی باشد، جایی که دختری را در میان تماشاگران نشان می‌دهد که خودش را در حال «اجرا» برای خودش تماشا می‌کند. می‌خواستم این ایده را منتقل کنم که به جنبه‌های نمایشی‌تر خودِ گذشته‌ات نگاه کنی: آیا هیچ‌وقت واقعی بود، یا همیشه داشتی برای کسی نمایش اجرا می‌کردی؟

    هیلاری داف خود را از نو معرفی می‌کند
    عکس: آرون ایدلسون

    کمی درباره لباس‌های ویدیو برایمان بگویید—من عاشق آن لباس طلایی جنی پکهام شدم که در صحنه‌های روی استیج می‌پوشید. خیلی حال و هوای شر در دوران باب مکی را داشت.

    استایلیست من، کارولین [دی‌جین]، کارش را عالی انجام داد. آن لباس حس چیزی را داشت که یک هنرمند پر زرق و برق هالیوودی می‌پوشد. و من عاشق آن کت چرمی با ترکیب نیم‌تنه و دامن کوتاه شدم. یک تلاش کاملاً مشترک بود، چون می‌خواستم مدی را به کار بگیرم که هم پر زرق و برق و هم مدرن باشد.

    آیا بلافاصله به حال و هوای ستاره پاپ برگشتید یا کمی زمان برد تا دوباره عادت کنید؟

    یک‌جورهایی حافظه عضلانی‌ام به کار افتاد! بخشی از وجودم جلو آمد، میکروفون را گرفت و گفت: خیلی خب، من بلدم اینجا چه کار کنم. چیزی که آن زمان‌ها وجود نداشت، این همه محتوایی است که الان باید تولید کنی. دیگر واقعاً فرصت استراحت نداری چون همیشه یک ویدیوی تیک‌تاک برای فیلم‌برداری هست، که هرگز بخشی از تجربه من در صنعت موسیقی نبود. من در غار زندگی نمی‌کنم و کاملاً بی‌خبر نیستم، اما یک میلنیال هستم، بنابراین بیشتر در اینستاگرام هستم تا تیک‌تاک. برای همسرم پستی می‌فرستم و می‌گویم: «درباره این سرقت جواهرات در فرانسه شنیدی؟» و او می‌گوید: «این اتفاق سه روز پیش افتاده.» در حال حاضر به هر توصیه‌ای که بتوانم، گوش می‌دهم.

    من عاشق آن پروانه در پایان ویدیو شدم—حدس می‌زنم اشاره‌ای به آلبوم «Metamorphosis» بود؟

    دقیقاً. پروانه‌ها رشته‌های زیادی به گذشته من متصل می‌کنند، و می‌خواستم اشاره‌ای به آن آلبوم اول به‌عنوان بخشی از «دگردیسی» من به این مرحله از حرفه‌ام داشته باشم. این دو دوره از جهاتی خیلی شبیه به هم هستند، چون هر دو برای من نمایانگر شروع‌های جدیدی بودند. می‌خواستم آن پروانه را به‌عنوان یک نکته کوچک به دلیل اهمیتی که همیشه برایم داشته‌اند، در ویدیو بگنجانم. مادربزرگم قبل از فوتش به من گفت هر وقت پروانه‌ای دیدم، یعنی او دارد به من سلام می‌کند. حیاط خانه من همیشه پر از پروانه است، پس انگار او همیشه دارد سلام می‌کند! آن‌ها یک طلسم کوچک و مهم در زندگی من هستند.

    هیلاری داف خود را از نو معرفی می‌کند
    عکس: آرون ایدلسون

    اخیراً به چه موسیقی‌هایی گوش می‌دهید؟

    من بچه دارم، پس بیشتر به چیزهایی گوش می‌دهم که آن‌ها می‌خواهند، اما عاشق پاپ هستم. دیوانه سامبر هستم و خیلی هیجان‌زده بودم که او را در رویداد Vogue World دیدم. من عاشق پسرهای خواننده پاپ هستم، و او خیلی قدبلند و بامزه است.

    دیدم که در کامنت‌های اینستاگرام آدری هوبرت کامنت می‌گذارید، که من این روزها خیلی به او علاقه‌مند شده‌ام.

    من نمی‌توانم از گوش دادن به او دست بکشم. تمام آهنگ‌هایش را در ماشینم با فریاد می‌خوانم.

    آهنگ مورد علاقه‌تان کدام است؟

    سخت است، اما عاشق «Thirst Trap» هستم. «Bowling Alley» آهنگ مورد علاقه همسرم است که من هم دوستش دارم. اما دیوانه «Shooting Star» هم هستم.

    «Sex and the City» را فراموش نکنید.

    البته، و «Chateau» هم خیلی خوب است. به نظر من، او یک آلبوم پاپ بی‌نقص ساخته. همچنین به موسیقی‌های قدیمی‌تر از دهه‌های ۶۰ و ۷۰ هم زیاد گوش می‌دهم. حس می‌کنم قرار بود یک زن مسن روی یک قایق تفریحی با یک لیوان ساوینیون بلان باشم، چون خیلی به موسیقی یات راک علاقه دارم.

    آلبوم جدید لیلی آلن را شنیده‌اید؟

    بیشترش را گوش داده‌ام، و خیلی لذت‌بخش است که می‌شنوی کسی فقط درباره احساساتش می‌خواند و برای راضی کردن دیگران خودش را سانسور نمی‌کند. اخیراً به کارهای اولیویا دین و دِ ژاپنی هاوس هم زیاد گوش می‌دهم.

    در کنار «Mature»، اعلام کردید که در حال فیلم‌برداری یک مستند سریالی هستید که بازگشت شما به موسیقی را به تصویر می‌کشد. با توجه به اینکه تا به حال از هرگونه برنامه واقع‌نما یا مستند سریالی دوری کرده‌اید، چرا این بار زمان مناسبی به نظر رسید؟

    دلایل زیادی وجود دارد، اما یکی از دلایلی که به ذهنم می‌رسد این است که همه چیز در مقایسه با زمانی که من برای اولین بار وارد این صنعت شدم، چقدر متفاوت است. نمی‌خواهم بحث را به این سمت بکشانم، اما من در دوران طلایی پاپاراتزی‌ها، پرز هیلتون و افرادی که آشکارا درباره شما شایعه‌پراکنی می‌کردند، به شهرت رسیدم. حالا شما می‌توانید زندگی‌تان را کاملاً مدیریت کنید و فقط چیزی را به مردم نشان دهید که می‌خواهید ببینند، که بیشتر همان چیزی است که به خورد ما داده می‌شود. اما هنوز هم افرادی در تیک‌تاک هستند که با ساختن ویدیو و گفتن هر چیزی که دلشان می‌خواهد، شایعه درست می‌کنند. از بعضی جهات شبیه همان دوران شایعات مجله‌ای اوایل دهه ۲۰۰۰ است، اما به شیوه‌ای «مدرن». اما کل فرایند کاری من حالا کاملاً متفاوت است. من تقریباً ۱۴ سال است که مادر هستم، و فکر می‌کنم تماشای مادری که به سر کار برمی‌گردد، جالب خواهد بود.

    هیلاری داف خود را از نو معرفی می‌کند
    عکس: آرون ایدلسون

    مادر بودن چگونه دیدگاه شما را نسبت به حرفه موسیقی‌تان تغییر داده است؟

    معلوم است که همیشه بچه‌هایم را در اولویت قرار می‌دهم. اما با گذشت سال‌ها، علایق شخصی‌تان به راحتی در فهرست اولویت‌ها پایین و پایین‌تر می‌آید تا جایی که در نهایت خودتان را در آخر قرار می‌دهید. من آماده‌ام که دیگر این کار را نکنم و دوباره با تمام قوا پیش بروم. می‌خواستم مستند کنم که تلاش برای انجام دوباره همه این کارها با وجود خانواده‌ام چگونه است. وقتی به ستاره‌های بزرگ پاپ نگاه می‌کنم، تعداد زیادی از آن‌ها مادر نیستند. من مسیر متفاوتی را انتخاب کردم، بنابراین رسیدن به رویاهایم حالا که چهار بچه در خانه دارم، شکل کاملاً متفاوتی خواهد داشت. یک صداقت و یک ذهنیت «به جهنم» با این وضعیت همراه است. فکر می‌کنم تماشای این مستند سریالی جالب خواهد بود چون حالا مخاطرات بالاتر است. شما نمی‌دانید این ماجرا برای من چگونه تمام می‌شود، اما امیدوارم آن‌طور که من می‌خواهم تمام شود.

    چطور می‌خواهید تمام شود؟

    می‌خواهم خیلی پر سر و صدا و با فریادهای جمعیت تمام شود.

    در بیانیه مطبوعاتی «Mature» اشاره شده که مستند سریالی شامل «تمرینات اجرای زنده» خواهد بود. آیا این به این معناست که در سال ۲۰۲۶ شاهد تور هیلاری داف خواهیم بود؟

    تنها چیزی که می‌توانم بگویم این است که خیلی هیجان‌زده‌ام که به‌زودی چهره مردم را دوباره ببینم. دلم برایشان و برای اجرا تنگ شده است. کشف دوباره این بخش از وجودم، که با شخصیتی که به آن تبدیل شده‌ام آمیخته شده، واقعاً لذت‌بخش بوده است. خیلی هیجان‌زده‌ام که این آهنگ را با همه به اشتراک بگذارم، و اتفاقات زیادی در راه است. من واقعاً سخت کار کرده‌ام، و فکر می‌کنم سال ۲۰۲۶ یک دور افتخار لذت‌بخش خواهد بود.

    دیدن واکنش طرفداران به خبر بازگشت شما به موسیقی چه حسی داشته است؟

    چند هفته گذشته واقعاً احساسی بوده است. من با این ذهنیت کار می‌کنم که «آیا هنوز کسی به من اهمیت می‌دهد؟ آیا اصلاً کسی یادش هست که من قبلاً موسیقی می‌ساختم؟» این آن دختر پابرهنه تگزاسی درون من است که هنوز احساس می‌کند باید تظاهر کند تا موفق شود. ما به بیست و پنجمین سالگرد «لیزی مک‌گوایر» نزدیک می‌شویم، و من این افتخار و لذت را دارم که در یک دوره بسیار خاص از زندگی برای افراد زیادی معنای ویژه‌ای داشته‌ام. شنیدن این حرف‌ها از مردم همیشه خیلی لطف دارد، اما گاهی اوقات کمی روی اعصابم می‌رود چون من خیلی حرف‌های بیشتری برای گفتن دارم. من آماده‌ام تا خودم را از نو معرفی کنم.

    این گفتگو ویرایش و خلاصه شده است.

  • پیام‌های دک پرسکات و سالومون توماس، بازیکنان کابویز، در پی درگذشت مارشاون نیلند

    دک پرسکات، کوارتربک دالاس کابویز، در حال پرتاب پاس در مقابل سالومون توماس، بازیکن دفاعی لاس وگاس ریدرز، در کوارتر اول در استادیوم AT&T.

    این دو که اکنون در دالاس هم‌تیمی هستند، هر دو مرگ ناشی از خودکشی را در خانواده‌های خود تجربه کرده‌اند. تیم هیتمن / USA Today از طریق Imagn Images

    سالومون توماس، بازیکن خط دفاعی تیم کابویز که یکی از بنیان‌گذاران بنیاد «The Defensive Line» برای افزایش آگاهی درباره پیشگیری از خودکشی است، پیام تأثیرگذاری را برای گرامیداشت هم‌تیمی‌اش، مارشاون نیلند، که روز پنجشنبه بر اثر خودکشی درگذشت، منتشر کرد.

    توماس روز جمعه در اینستاگرام خود نوشت: «برادرم مارشاون، دوستت دارم. کاش می‌دانستی که همه چیز درست می‌شد. کاش می‌دانستی که این درد همیشگی نبود و چقدر دوستت داشتیم. کاش می‌دانستی چقدر می‌خواستیم که بمانی. قلبم برای تو و عزیزانت به درد آمده است. ما هر روز یادت را زنده نگه خواهیم داشت.»

    الا توماس، خواهر سالومون، در ۲۳ ژانویه ۲۰۱۸ در سن ۲۴ سالگی بر اثر خودکشی درگذشت. سالومون توماس که به تازگی اولین فصل حرفه‌ای خود را با تیم «سن فرانسیسکو فورتی ناینرز» به پایان رسانده بود، از این اتفاق ویران شد. او سال بعد را «بدترین فصل زندگی‌اش» توصیف کرد و در مقاله‌ای در سال ۲۰۲۱ در «The Players’ Tribune» نوشت: «این اتفاق مرا به تاریک‌ترین نقطه زندگی‌ام کشاند.»

    مارتا توماس، مادر سالومون، وضعیت روحی نامناسب پسرش را پس از مرگ خواهرش تأیید کرد.

    مارتا توماس گفت: «وحشتناک بود، چون او هنوز کمکی دریافت نکرده بود. احساس می‌کردم زندگی روز به روز از وجودش رخت برمی‌بندد.»

    پس از اینکه توماس از دریافت کمک برای مشکلاتش امتناع کرد، مادرش از سازمان تیم «فورتی ناینرز» خواست تا «راهی برای کمک به او پیدا کنند». مارتا توماس گفت که جان لینچ، مدیر کل سن فرانسیسکو، به توماس گفت که کمک گرفتن اشکالی ندارد و «این حرف همه چیز را تغییر داد.»

    سه سال بعد، توماس به همراه والدینش، مارتا و کریس توماس، بنیاد «The Defensive Line» را تأسیس کرد. این بنیاد بر آگاهی‌رسانی درباره خودکشی تمرکز دارد و برنامه‌های خود را به جوامعی معطوف می‌کند که بیش از ۵۰ درصد جمعیت آن‌ها را جوانان رنگین‌پوست تشکیل می‌دهند. وب‌سایت این بنیاد می‌گوید که بر آموزش، ایجاد فضاهای امن برای جوانان جهت صحبت درباره سلامت روان و بهبود رویکردهای سیستمی در مدارس برای پیشگیری بهتر از خودکشی تمرکز دارد.

    با این حال، درد ناشی از مرگ خواهرش برای توماس کاهش نیافته است. او در مقاله «The Players’ Tribune» افسردگی خود و دشواری‌های تلاش برای بازی کردن همزمان با دست‌وپنجه نرم کردن با مشکلات روحی‌اش را توصیف کرد.

    توماس نوشت: «من اکنون یک حامی سلامت روان هستم – یا هر چیزی که آن را می‌نامند – و خیلی بیشتر از گذشته درباره اضطراب و افسردگی می‌دانم. حالا می‌فهمم که پس از درگذشت تو، من انگ سخت سلامت روان را تجربه کردم. تمام آن حرف‌هایی که مردم گاهی می‌زنند، مانند «قوی باش!»، «مرد باش!»، «داری بهانه می‌آوری چون خوب بازی نمی‌کنی!». همه این حرف‌ها تأثیرگذار بود. همه آن‌ها. باعث شد احساس شرم کنم و مرا عصبانی کرد. مرا به تاریک‌ترین نقطه زندگی‌ام کشاند. احساسات و عواطفم را درباره از دست دادنت سرکوب کردم. سعی کردم ادامه دهم و زندگی‌ای را بسازم که همه می‌خواستند ببینند. سعی کردم سربار نباشم. دردم را نادیده گرفتم و افسردگی‌ام را نادیده گرفتم.»

    او نوشت: «از من انتظار می‌رفت طوری رفتار کنم که انگار حالم خوب است، اما چطور ممکن بود حالم خوب باشد وقتی خواهرم، بهترین دوستم، مرده بود؟ من به مسیر بسیار تاریکی کشیده شدم و این وضعیت از توان من خارج شد. زندگی کردن سخت‌تر از مردن شده بود. همه چیز تمام روز سیاه بود.»

    فعالیت‌های توماس در زمینه آگاهی از سلامت روان، برای او جایزه بشردوستانه هایزمن (Heisman Humanitarian Award) در سال ۲۰۲۳ را به ارمغان آورد. ورزشکاران دیگری مانند لری فیتزجرالد، بازیکن سابق NFL، مایک شیشفسکی، مربی بسکتبال مردان دانشگاه دوک، و میستی کوپلند، رقصنده باله، نیز این جایزه را دریافت کرده‌اند.

    این بازیکن خط دفاعی که اولین سال حضور خود را در تیم کابویز سپری می‌کند، یک کهنه‌کار ۹ ساله در NFL است که سابقه بازی در تیم‌های «فورتی ناینرز» و «جتس» را نیز دارد.

    مارتا توماس گفت: «اینکه بتوانی بازی فرزندت را در NFL تماشا کنی، یک افتخار بزرگ است، اما تماشای او در حال انجام این کار و آسیب‌پذیر بودن در مورد سلامت روانش در صنعتی که همیشه برای آسیب‌پذیری ارزش قائل نیست، بزرگترین افتخاری است که می‌توانم داشته باشم.»

    هم‌تیمی او، دک پرسکات، کوارتربک دالاس، نیز مدت‌هاست که یکی از قوی‌ترین حامیان آگاهی از سلامت روان در لیگ بوده است. این کوارتربک کابویز در مراسمی که از پیش در دبیرستانش در هوتون، لوئیزیانا برنامه‌ریزی شده بود، نظرات خود را به اشتراک گذاشت.

    پرسکات به CBS News Texas گفت: «روز بسیار سختی بود. از صبح زود با شنیدن این خبر شروع شد. یک فقدان غم‌انگیز. من ناراحتم. امروز قلبم بسیار سنگین است. برای مارشاون ناراحتم. برای خانواده‌اش ناراحتم. برای نامزدش ناراحتم. برای تک‌تک هم‌تیمی‌هایم ناراحتم. این دردی است که برای هیچ‌کس آرزو نمی‌کنید.»

    پرسکات پس از درگذشت مادرش، پگی پرسکات، بر اثر سرطان روده بزرگ در سال ۲۰۱۳، بنیاد خود را با نام «Faith Fight Finish» (ایمان، مبارزه، اتمام) تأسیس کرد. فعالیت‌های این بنیاد پس از مرگ برادرش، جیس پرسکات، بر اثر خودکشی در سال ۲۰۲۰، بر آگاهی‌رسانی درباره خودکشی نیز متمرکز شد.

    این کوارتربک در سال ۲۰۲۲ به دلیل فعالیت‌هایش در جمع‌آوری کمک‌های مالی برای درمان سرطان و افزایش آگاهی و پیشگیری از خودکشی، برنده جایزه مرد سال والتر پیتون (Walter Payton Man of the Year) شد. سازمان‌های پرسکات و توماس در سال ۲۰۲۳ با یکدیگر همکاری کردند و یک طرح یک ماهه را با همکاری بنیاد آمریکایی پیشگیری از خودکشی (AFSP) اعلام کردند.

    اکنون، این دو در دالاس هم‌تیمی هستند. هر دو بازیکن در بیانیه‌های خود پس از مرگ نیلند به مردم یادآوری کردند که «خوب نبودن، اشکالی ندارد.» آخرین پست توماس پیامی از بنیادش را بازنشر کرد: «شما تنها نیستید.»

    مارتا توماس گفت: «آن‌ها اعضای باشگاهی هستند که هیچ‌کس نمی‌خواهد عضو آن باشد. آن‌ها می‌توانستند به یک زبان صحبت کنند، یکدیگر را بفهمند، و شاید حتی نیازی به صحبت کردن هم نداشتند. می‌توانستند به یکدیگر نگاه کنند و بفهمند.»

    اگر شما یا کسی که می‌شناسید افکار خودکشی دارد یا در پریشانی عاطفی به سر می‌برد، با خط ملی پیشگیری از خودکشی از طریق شماره‌گیری ۹۸۸ یا وب‌سایت 988lifeline.org تماس بگیرید.

  • گیشه: «غارتگر: بدلندز» در آستانه افتتاحیه ۲۵ میلیون دلاری

    غارتگر: بدلندز، (همچنین شناخته‌شده با نام غارتگر ۶)، ال فانینگ، ۲۰۲۵. © استودیو قرن بیستم / با مجوز از اورت کالکشن
    © استودیو قرن بیستم / با مجوز انتشار

    پیش‌بینی می‌شود فیلم «غارتگر: بدلندز» (Predator: Badlands) در افتتاحیه خود در گیشه آمریکای شمالی بین ۲۵ تا ۳۰ میلیون دلار فروش داشته باشد.

    انتظار می‌رود این فیلم ماجراجویی علمی-تخیلی با بازی ال فانینگ، در بازارهای بین‌المللی نیز بین ۳۵ تا ۳۸ میلیون دلار فروش کند تا مجموع فروش جهانی آن در هفته اول به ۶۰ تا ۶۸ میلیون دلار برسد. استودیو قرن بیستم دیزنی بودجه قابل توجه ۱۰۵ میلیون دلاری را صرف ساخت این فیلم کرده است که هزینه‌های بازاریابی را شامل نمی‌شود. دیزنی آماده است تا با اکران «زوتوپیا ۲» و «آواتار: آتش و خاکستر» بر گیشه پایان سال سلطه یابد، اما اکران‌های اخیر این استودیو مانند «ترون: آرس» و «اسپرینگستین: مرا از ناکجاآباد برهان» در سینماها عملکرد ضعیفی داشتند.

    «بدلندز» نهمین قسمت از این مجموعه قدیمی است که با فیلم «غارتگر» محصول ۱۹۸۷ و با بازی آرنولد شوارتزنگر در نقش مزدور معروف به «داچ» آغاز شد. دنباله‌ها، بازسازی‌ها و فیلم‌های مشترک این مجموعه شامل «غارتگر ۲» (۱۹۹۰)، «بیگانه علیه غارتگر» (۲۰۰۴)، «بیگانگان علیه غارتگر: مرثیه» (۲۰۰۷)، «غارتگران» (۲۰۱۰) با بازی آدرین برودی و «غارتگر» (۲۰۱۸) با بازی بوید هالبروک می‌شوند که همگی درجات متفاوتی از موفقیت در گیشه را تجربه کرده‌اند. دو قسمت قبلی، یعنی «شکار» (۲۰۲۲) و انیمیشن «غارتگر: قاتل قاتلان» که در ژوئن امسال منتشر شد، در سینماها اکران نشدند و مستقیماً در آمریکا از هولو و در سایر نقاط جهان از دیزنی پلاس پخش شدند.

    فیلم «بیگانه علیه غارتگر» با فروش ۳۸ میلیون دلاری (بدون در نظر گرفتن تورم)، رکورددار بهترین افتتاحیه در این مجموعه است. «بدلندز» می‌تواند با عبور از فروش «غارتگران» و «غارتگر» (۲۰۱۸) که هر کدام با حدود ۲۴ میلیون دلار اکران خود را آغاز کردند، دومین افتتاحیه بزرگ این مجموعه را به نام خود ثبت کند. اکثر فیلم‌های «غارتگر» دارای درجه‌بندی سنی R بوده‌اند، بنابراین دیزنی امیدوار است که «بدلندز» با درجه‌بندی PG-13 بتواند به مخاطبان گسترده‌تری در سینماها دست یابد.

    دن تراکتنبرگ، که کارگردانی «شکار» و «قاتل قاتلان» را بر عهده داشت، برای کارگردانی این داستان مستقل بازگشته است. داستان فیلم درباره یک شکارچی بیگانه رانده‌شده (دیمیتریوس شوستر-کولوماتانگی) و متحد غیرمنتظره‌اش (فانینگ) است که برای شکست دادن یک دشمن خطرناک، سفری پرمخاطره را آغاز می‌کنند. نقدهای مثبت می‌تواند به تبلیغات دهان‌به‌دهان این ماجراجویی جدید «غارتگر» کمک کند؛ منتقدان آن را یک فیلم سرگرم‌کننده و جذاب توصیف کرده‌اند. پیتر دبروژ از ورایتی، «بدلندز» را «جالب‌ترین و قوی‌ترین فیلم با عنوان “غارتگر” از زمان نسخه اصلی سال ۱۹۸۷» نامیده است.

    چندین فیلم دیگر که مخاطبان بزرگسال یا هنری را هدف گرفته‌اند، از جمله درام روان‌شناختی «عشقم، بمیر» با بازی جنیفر لارنس و رابرت پتینسون، درام تاریخی «نورنبرگ»، فیلم بیوگرافی بوکس «کریستی» با بازی سیدنی سوئینی و داستان واقعی الهام‌بخش «نفت سارا» از آمازون ام‌جی‌ام، در حدود ۱۰۰۰ سینما اکران خواهند شد، اما انتظار نمی‌رود هیچ‌کدام در آخر هفته بیش از ۵ میلیون دلار فروش کنند.

    «غارتگر: بدلندز» تنها اکران بزرگ این آخر هفته است و به راحتی در صدر جدول گیشه قرار خواهد گرفت؛ گیشه‌ای که از پایان تابستان تاکنون بسیار کم‌رونق بوده است. آخر هفته گذشته به دلیل تعطیلات هالووین و نبود فیلم‌های جدید، به کندترین دوره کل سال تبدیل شد. با انباشت فیلم‌های شکست‌خورده‌ای مانند «ترون: آرس» و «ماشین درهم‌کوبنده»، درآمد ماه اکتبر به پایین‌ترین سطح خود در ۲۸ سال اخیر سقوط کرد.

    در اواخر نوامبر، فیلم هیجان‌انگیز و سرقتی «حالا مرا می‌بینی: حالا نمی‌بینی» از لاینزگیت و بازسازی «مرد فراری» به کارگردانی ادگار رایت و با بازی گلن پاول به رقابت خواهند پیوست. اما استقبال مخاطبان تا زمان اکران «زوتوپیا ۲» از دیزنی و «شرور: برای همیشه» از یونیورسال در حوالی روز شکرگزاری، افزایش چشمگیری نخواهد داشت.

    پل درگارابدیان، رئیس بخش تحلیل بازار در کام‌اسکور، پیش‌بینی می‌کند: «چندین فیلم پرفروش قطعی در راه هستند و ما بدون شک شاهد بازگشت رونق به مسیر درست خواهیم بود.»

  • تعطیلی احتیاطی کنیسه‌ای در هالیوود در پی جستجوی پلیس برای یک مظنون

    خودروی پلیس هالیوود
    خودروی پلیس هالیوود (WPLG)

    هالیوود، فلوریدا – یک کنیسه در شهرستان براوارد در جریان عملیات پلیس، تحت تدابیر شدید امنیتی قرار گرفت.

    این رویداد روز پنجشنبه در حوالی بلوک ۱۳۰۰ خیابان وایلی در هالیوود به وقوع پیوست.

    به گفته پلیس، مأموران در تلاش برای دستگیری یک مظنون بودند که او اقدام به فرار کرد.

    مقامات اعلام کردند که به عنوان یک اقدام احتیاطی، کنیسه «تمپل بث ال» واقع در پلاک ۱۳۵۱ خیابان چهاردهم جنوبی، تعطیل و یک حلقه امنیتی در اطراف آن ایجاد شد.

    پلیس اعلام کرد که یک واحد سگ‌های پلیس (K-9) نیز برای کمک به عملیات جستجو به محل اعزام شده است.

    مقامات اطلاعات بیشتری در مورد هویت مظنون یا علت تحت تعقیب بودن وی ارائه نکرده‌اند.

  • گرابر در برابر کوهر: نبرد گیشه در آخر هفته هالووین

    عکس: پارامونت پیکچرز

    آخر هفته هالووین در گیشه چند ترس نهایی به همراه داشت، از جمله بازگشت ناگهانی تلفن سیاه ۲ در آخرین لحظه و جسد زنده‌شده بوک‌تاک که اقتباس از کلین هوور به نام پشیمانی تو را به پیش می‌راند. پشت سر آن‌ها، بوگونی아 به اعداد متواضعی گسترش یافت و نبرد پس از نبرد به عنوان پربازده‌ترین فیلم فصل به راه خود ادامه داد.

    به نظر می‌رسید تلفن سیاه ۲ پس از تنها یک هفته در صدر جدول گیشه به پایان برسد، وقتی مرد اره‌برقی هفته گذشته آن را سر جایش نشاند. اما به سبک کلاسیک فیلم‌های ترسناک، دنباله وحشت با بازی اتان هاوک از قبر برخاست تا یک ترس آخر بزند. برآوردهای اولیه، حضور دوم گرابر را هم‌ردیف (و حتی کمی عقب‌تر) از درام عاشقانه پشیمانی تو نشان می‌داد، اما وقتی اعداد نهایی مشخص شد، تلفن سیاه ۲ با ۸.۳ میلیون دلار صدرنشین آخر هفته شد و مجموع فروشش را به ۶۱ میلیون دلار رساند. با احتساب امتیازهای اضافی برای عبور از ۵۰ میلیون دلار و تمام کردن در جایگاه اول، تلفن سیاه ۲ حالا ۱۲۶ امتیاز کلی دارد و دومین رتبه را در جدول کلی بعد از نبرد پس از نبرد (۱۹۲ امتیاز) به دست آورده. با توجه به اینکه ۸۰ امتیاز از آن امتیازهای ان‌پاا از نامزدی‌های جوایز گاتهام هفته گذشته می‌آید، تلفن سیاه ۲ تا اینجا رهبر لیگ در زمینه فروش خالص گیشه است. این خبر خوبی برای ۱۷۷۳ نفری است که به اندازه کافی به گرابر ایمان داشتند تا فیلم را با ۵ دلار انتخاب کنند.

    در همین حال، پشیمانی تو در هفته دومش به خوبی مقاومت کرد. حالا آسان است فراموش کنیم، اما فیلم ۲۰۲۴ با تو به پایان می‌رسد نه تنها بهانه‌ای برای جنجال رسانه‌ای طولانی و در نهایت پایه یک دعوای حقوقی با بازی بلِیک لایولی و کارگردان-ستاره جاستین بالدونی بود. در واقع، یک موفقیت تابستانی ۳۵۰ میلیون دلاری در گیشه جهانی بود و عامل اصلی موفقیتش اقتباس از رمانی بسیار محبوب نوشته کلین هوور بود. پشیمانی تو — درام عاشقانه‌ای با بازی آلیسون ویلیامز و دیو فرانکو که تا جایی که می‌دانیم هیچ دعوای حقوقی‌ای ایجاد نکرده — نتوانست هیجانی نزدیک به اقتباس قبلی هوور به پا کند. اما با هزینه تنها ۳ دلار، ۳۵۲ نفری که فیلم را انتخاب کردند تا حالا ارزش مناسبی از آن به دست آورده‌اند.

    نبرد پس از نبرد در هفته ششمش یک میلیون دلار و کمی بیشتر به جیب زد و به مرز امتیاز اضافی ۷۵ میلیون دلار نزدیک‌تر شد. این خوب است، اما بعد از غنیمت نامزدی‌های گاتهام هفته گذشته، عملکرد گیشه به زودی بخش حاشیه‌ای از مجموع امتیازهای ان‌پاا خواهد شد. همین را نمی‌توان در مورد ترون: آرس گفت، که برای اینکه خرید ارزشمندی برای ۸۹۶ تیمش باشد، باید بلاک‌باستر ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیون دلاری می‌شد. با ۶۷ میلیون دلار و چشم‌انداز رو به کاهش جوایز (شاید در فهرست کوتاه اثرات بصری اسکار ظاهر شود)، این نتیجه بعید به نظر می‌رسد.

    در میان فیلم‌هایی که واقعاً مدعیان جدی جوایز هستند، بوگونی아 به طور گسترده گسترش یافت و مجموع فروشش را به ۵ میلیون دلار رساند و در آخر هفته به جایگاه پنجم گیشه رسید. برای مقایسه، چیزهای بد تا هفته هشتمش به بیش از ۲۰۰۰ پرده نرسید، اما در آخر هفته سومش با تنها ۸۰۰ پرده توانست از ۵ میلیون دلار عبور کند و در نهایت به ۳۴ میلیون دلار فروش داخلی دست یابد. در سمت دیگر خط یورگوس لانتیموس-اما استون، انواع مهربانی سال گذشته بود که پس از سه هفته و با ۹۰۰ پرده تنها ۳.۸ میلیون دلار فروخته بود. عملکرد گیشه بوگونی아 به سمت انواع مهربانی نزدیک‌تر است، هرچند چشم‌انداز جوایز فیلم بهتر به نظر می‌رسد.

    و حالا نوبت ضرب هفتگی طبل مرد سقف است: پس از چهار هفته اکران، مرد سقف در جایگاه محترمانه ۲۱ میلیون دلاری قرار دارد و از فیلم‌های زیر پیشی گرفته:

    • اسپرینگستین: از هیچ‌جا نجاتم ده — ۱۶ میلیون دلار
    • ماشین خردکن — ۱۱ میلیون دلار
    • بوگونی아 — ۵ میلیون دلار
    • پس از شکار — ۳ میلیون دلار

    آیا این معنایی دارد؟ آیا مرد سقف فقط در صدر فهرستی از فیلم‌های نسبتاً کم‌درآمد با عناصر پرستیژ قرار دارد که ۲۰ سال پیش پنج برابر این مبلغ می‌فروختند؟ شاید! من هنوز می‌گویم شانینگ تاتوم را در رقابت اسکار بگذاریم.

    می‌توانید به صفحه اصلی ام‌اف‌ال سر بزنید تا جدول کامل را با اطلاعات لیگ‌های کوچک ببینید — و به دیسکورد ما بپیوندید برای آمارهای گسترده‌تر و بحث‌ها.

    تقویم اکران

    شکارچی: سرزمین‌های بایر: ۷ نوامبر
    کریستی: ۷ نوامبر
    با عشق بمیر: ۷ نوامبر
    در رویاهایت: ۷ نوامبر
    نورنبرگ: ۷ نوامبر
    روز پیتر هوجار: ۷ نوامبر
    ارزش احساسی: ۷ نوامبر
    رویاهای قطار: ۷ نوامبر
    حالا من را می‌بینی: حالا مرا نمی‌بینی: ۱۴ نوامبر
    مرد دونده: ۱۴ نوامبر
    جی کلی: ۱۴ نوامبر
    نگهبان: ۱۴ نوامبر
    آرکو: ۱۴ نوامبر
    بیا مرا در نور خوب ببین: ۱۴ نوامبر (اپل تی‌وی+)
    دختر دست‌چپ: ۱۴ نوامبر
    سراط: ۱۴ نوامبر

    جوایز پیش رو

    جوایز گاتهام: ۱ دسامبر
    اعلام منتقدان فیلم نیویورک: ۲ دسامبر
    نامزدی‌های جوایز روح مستقل فیلم: ۳ دسامبر
    نامزدی‌های جوایز منتقدان انتخابی: ۵ دسامبر
    نامزدی‌های گلدن گلوب: ۸ دسامبر

  • دایان لد، نامزد سه‌باره اسکار و مادر لورا درن، در ۸۹ سالگی درگذشت

    دایان لد با لبخند در ژاکت آبی
    دایان لد، که در نوامبر ۲۰۱۴ نشان داده شده، در ۸۹ سالگی درگذشت و دخترش روز دوشنبه این خبر را تأیید کرد. (ریچارد شاتول / اینویژن / آسوشیتد پرس)
    • دایان لد روز دوشنبه در خانه‌اش در اوهای درگذشت؛ لورا درن، دخترش، این خبر را اعلام کرد.
    • لد استعداد همه‌کاره و ماندگاری بود که کارنامه تصویری‌اش بیش از ۲۰۰ اعتبار فیلم و تلویزیون از دهه ۱۹۶۰ تا ۲۰۲۰ را در بر می‌گرفت.

    دایان لد، بازیگر برنده سه نامزدی اسکار که برای کارش در فیلم‌هایی چون «رزپراکنده»، «وحشی در دل» و «آلیس اینجا زندگی نمی‌کند» مورد تحسین قرار گرفت، درگذشت. او ۸۹ ساله بود.

    لورا درن، برنده اسکار و دختر لد از بازیگر برنده نامزدی اسکار، بروس درن، مرگ مادرش را در بیانیه‌ای که روز دوشنبه منتشر شد، اعلام کرد. درن نوشت: «قهرمان شگفت‌انگیزم و هدیه عمیق مادری به نام دایان لد، امروز صبح در حالی که کنارش بودم، در خانه‌اش در اوهای از دنیا رفت.» علت مرگ فاش نشد.

    درن، ۵۸ ساله، در بیانیه‌اش گفت: «او بزرگ‌ترین دختر، مادر، مادربزرگ، بازیگر، هنرمند و روح همدل بود که انگار فقط رویاها می‌توانستند چنین چیزی خلق کنند. ما خوشبخت بودیم که او را داشتیم.»

    لد، زاده می‌سی‌سی‌پی، استعداد همه‌کاره و ماندگاری بود که کارنامه تصویری‌اش بیش از ۲۰۰ اعتبار فیلم و تلویزیون از دهه ۱۹۶۰ تا ۲۰۲۰ را شامل می‌شد و چندین نامزدی امی و اسکار را به دست آورد. او به طور مشهوری در فیلم ۱۹۷۴ مارتین اسکورسیزی و رابرت گچل به نام «آلیس اینجا زندگی نمی‌کند» در نقش خدمتکار گستاخ کافه کنار جاده به نام فلورنس جین «فلو» کاسلبری ظاهر شد.

    او شخصیت فرعی‌اش را به مراتب فراتر برد و برای این نقش نامزدی اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن را کسب کرد و الهام‌بخش نسخه‌های مختلفی از این خدمتکار بذله‌گو در اقتباس‌های تلویزیونی «آلیس» و اسپین‌آف آن «فلو» با بازی پلی هالیدی شد. او در اولی به عنوان ایزابل «بل» دوپری ظاهر شد.

    لد اغلب در نقش‌های مکمل درخشش می‌کرد و برای کارش در «وحشی در دل» و «رزپراکنده» در سال‌های ۱۹۹۱ و ۱۹۹۲، نامزدی اسکار در دسته نقش مکمل زن را به دست آورد. هرچند غریبه نبود با دزدیدن صحنه، اما او همچنین استعدادی در به اشتراک گذاشتن نورافکن با دخترش لورا درن در چندین فیلم داشت.

    لد و دخترش که در سال ۱۹۶۷ به دنیا آمد، در «رزپراکنده»، «همشهری روث» و «وحشی در دل» و «امپراتوری داخلی» دیوید لینچ، فیلمساز فقید، همبازی بودند. این duo مادر و دختر همچنین در سریال HBO به نام «روشنفکری» ظاهر شدند.

    بروس درن، ۸۹ ساله و اولین شوهر از سه شوهر لد، در بیانیه‌ای گفت که او بازیگر «شگفت‌انگیزی» بود اما تا زمانی که در «وحشی در دل» لینچ در نقش مادرش کنار دخترش بازی کرد، «کمی گنج پنهان» به حساب می‌آمد. «احساس می‌کردم آن زمان دنیا واقعاً درخشش او را درک کرد»، درن بزرگ‌تر گفت.

    او ادامه داد: «او به عنوان عضو هیئت مدیره چندین دهه‌ای SAG ارزش زیادی داشت و دیدگاه واقعی یک بازیگر زن را ارائه می‌داد. او زندگی خوبی داشت. همه چیز را همان‌طور که بود می‌دید. او هم‌تیمی بزرگی برای همکاران بازیگرش بود. بامزه، زیرک و باوقار بود.

    «اما مهم‌ترین چیز برای من، او مادر فوق‌العاده‌ای برای دختر نابغه ما بود. و برای این همیشه از او سپاسگزار خواهم بود.»

    لورا درن به صراحت میراث هالیوودی خانواده‌اش را پذیرفته است. در جشنواره بین‌المللی فیلم پالم اسپرینگز در سال ۲۰۲۰، ستاره «مخمل آبی» به حضار گفت که پدرش و لد — که از ۱۹۶۰ تا ۱۹۶۹ ازدواج کرده بودند — او را در شهر کوهستانی نزدیک آیدلوایلد در حین تولید فیلم موتورسوارانه ۱۹۶۶ راجر کورمن به نام «فرشتگان وحشی»، فیلم breakthrough لد، باردار شدند.

    در طول کارنامه‌اش، لد با فیلمسازان برجسته‌ای همکاری کرد، از جمله رومن پولانسکی در «چایناتاون»؛ راب رینر در «ارواح می‌سی‌سی‌پی»؛ و دیوید او. راسل در «جوی». اعتبارات سینمایی او شامل «تعطیلات کریسمس نشنال لمپون»، «مرا در آغوش بگیر، هیجانم بده، ببوسم کن» و «باشگاه قبرستان» و غیره است. او بروس درن را در debut کارگردانی‌اش «خانم مانک» در سال ۱۹۹۵ کارگردانی کرد.

    لد کارنامه سینمایی طولانی‌ای داشت، اما کارنامه تلویزیونی‌اش بسیار گسترده‌تر بود، با نقش‌هایی در برنامه‌هایی به تنوع «گانسموک»، «آلیس»، «اتاق اورژانس»، «ری دونوان» و «شلدون جوان». در سال ۱۹۸۰، او برای کارش در «آلیس» جایزه گلدن گلوب را برد و از ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۷، سه نامزدی امی primetime برای بازی مهمان در «دکتر کوئین، زن پزشکی»، «گریس زیر آتش» و «لمس‌شده توسط فرشته» کسب کرد.

    رز دایان لانیر در ۲۹ نوامبر ۱۹۳۵، از پدری دامپزشک و مادری خانه‌دار به دنیا آمد. او از کودکی表演 را آغاز کرد و در حالی که در مدرسه تکمیلی نیواورلئانز تحصیل می‌کرد، با گروه دیکسی های دی هو جو در کوارتر فرانسوی آواز خواند، طبق وب‌سایتش. پس از رد کردن بورسیه برای تحصیل حقوق در دانشگاه ایالتی لوئیزیانا، به سراغ سرگرمی رفت و با گروهی که توسط جان کری‌رادن، پدر دیوید کری‌رادن ستاره «بیل را بکش»، ایجاد شده بود،表演 کرد.

    لد سپس در کوپاکابانای نیویورک表演 کرد و نقش‌هایی در تولیدات صحنه‌ای مختلف ایفا کرد، از جمله «مسافران پر سر و صدا» با رابرت دنیرو و «زنان سخن می‌گویند» با جین فوندا، طبق وب‌سایتش.

    SAG-AFTRA روز دوشنبه لد را برای دهه‌ها خدمت به اتحادیه表演گران، از جمله حضورش در هیئت مدیره ملی SAG، تقدیر کرد. او در سال ۱۹۵۶ به SAG و AFTRA پیوست، مدت‌ها پیش از ادغام این دو اتحادیه در سال ۲۰۱۲. بازیگر جایزه رالف مورگان را برای خدماتش در سال ۲۰۲۵ دریافت کرد.

    شان آستین، رئیس SAG-AFTRA، در بیانیه‌ای گفت: «افتخار داشتم که با او در هیئت مدیره ملی‌مان خدمت کنم و از زمان، بینش و تعهد او به هر بحث و ابتکاری سپاسگزارم. میراث او از طریق بدنه کار فوق‌العاده‌اش و از طریق راه‌های بی‌شماری که اتحادیه و صنعت را برای نسل‌های آینده تقویت کرد، دوام می‌آورد.»

    پس از پایان ازدواجش با بروس درن، لد با ویلیام ای. شیا جونیور ازدواج کرد. آنها در سال ۱۹۷۷ طلاق گرفتند. او برای سومین بار در سال ۱۹۹۹ با رابرت هانتر ازدواج کرد که اوایل امسال درگذشت. علاوه بر درن، ستاره «زنان کوچک» و «دروغ‌های کوچک بزرگ»، لد و بروس درن والدین دختر دوم به نام دایان الیزابت بودند که در سال ۱۹۶۱ به دنیا آمد اما در ۱۸ ماهگی در حادثه غرق شدن درگذشت.

    لورا درن روز دوشنبه درباره مادرش گفت: «او اکنون با فرشتگانش پرواز می‌کند.»

    آسوشیتد پرس به این گزارش کمک کرده است.

  • مایکل چندلر و داستین پویریه به «خانه جاده ۲» ملحق می‌شوند، پس از ایفای نقش کانر مک‌گرگور در بازسازی اصلی

    ترکیب جدید «خانه جاده ۲» شامل تعدادی از مبارزان برجسته است

    UFC 281: پویریه در برابر چندلر

    دنباله‌ی آتی خانه جاده ۲ از آمازون MGM چندین مبارز برجسته را به بازیگران اضافه کرده است؛ آن‌ها در کنار جیک جیلنهال ایفای نقش می‌کنند. این اتفاق پس از آن رخ داده که بازسازی اصلی، پس از پخش در پرایم ویدیو، آمارهای خیره‌کننده‌ای به ثبت رساند.

    در مجموع، شش مبارز حرفه‌ای به بازیگران پیوسته‌اند؛ از جمله ستارگان UFC مانند مایکل چندلر، داستین پویریه، مایکل «ونوم» پیج و استفن «واندربوی» تامپسون. همچنین قهرمان سابق وزن ولترویت UFC، تیرون وودلی، و قهرمان کیک‌باکسینگ سنگین‌وزن GLORY، ریکو ور هوون، در این پروژه حضور دارند.

    کهنه‌کار UFC، جی هیرون، نیز برای این دنباله بازگشته است. او در بازسازی اصلی در نقش مبارزی به نام جکس هریس ظاهر شده بود که در برخی صحنه‌های فلش‌بک با شخصیت دالتون جیلنهال مبارزه می‌کند. این فیلم همچنین با حضور دیو باتیستا، سوپراستار سابق WWE، و آلدیس هاج، ساخته می‌شود.

    وب‌سایت ددلاین برای نخستین بار این خبر را گزارش کرد.

    در بازسازی اصلی خانه جاده که در سال ۲۰۲۴ اکران شد، سوپراستار UFC، کانر مک‌گرگور، در نقش ناکس – یکی از شروران اصلی فیلم – ظاهر شد؛ اما انتظار نمی‌رود که او برای دنباله بازگردد. مک‌گرگور در حال حاضر در حال تمرین است تا شاید در کارت UFC وایت هاوس در ژوئن ۲۰۲۶ به قفس بازگردد و چندلر هم هدف اصلی او به عنوان حریف است.

    هنوز خبری از زمان شروع تولید خانه جاده ۲ در دست نیست، اما گزارش‌ها حاکی از آن است که این فیلم در مقیاس و گستردگی بسیار بزرگ‌تر خواهد بود و فیلم‌برداری در مکان‌های متعددی از جمله بریتانیای کبیر، مالت و ساوانا در جورجیا انجام می‌شود.

    بسیاری از اعضای جدید بازیگران تجربه بازیگری قبلی دارند؛ به ویژه ور هوون که حتی فیلم اصلی خودش به نام لوتوس سیاه را داشته و اخیراً در دنباله لانه دزدان ۲ هم ظاهر شده است. وودلی نیز نقش‌های بازیگری گسترده‌ای در گذشته ایفا کرده، از جمله در مستقیم از کامپتون و سریال تلویزیونی کبرا کای.

    هنوز مشخص نیست که آیا فیلم‌برداری خانه جاده ۲ می‌تواند برخی از مبارزان فعال را که نقش‌هایی در فیلم بر عهده دارند، از فعالیت دور کند. چندلر، پیج و تامپسون همگی هنوز در UFC به رقابت ادامه می‌دهند.

    در بازسازی خانه جاده – که بر اساس فیلم ۱۹۸۹ با بازی پاتریک سوایزی ساخته شده – جیلنهال نقش یک مبارز سابق UFC را بازی می‌کند که در نهایت به عنوان نگهبان بار در فلوریدا مشغول به کار می‌شود. او در آنجا با یک رئیس جرمی محلی درگیر می‌شود که قصد دارد تمام زمین‌ها را بخرد تا هتلی لوکس در آنجا بسازد.

  • بازی وحشیانه جنیفر لارنس در درام روانشناختی و بی‌مایه «عشقم، بمیر» بی‌ثمر می‌ماند

    جنیفر لارنس در صحنه‌ای از فیلم «عشقم، بمیر»

    جنیفر لارنس در صحنه‌ای از فیلم «عشقم، بمیر». عکس: کیمبرلی فرنچ/آسوشیتدپرس

    عشقم، بمیر (Die My Love)

    کارگردان: لین رمزی

    نویسندگان: لین رمزی، اندا والش و آلیس برچ، بر اساس رمانی از آریانا هارویچ

    بازیگران: جنیفر لارنس، رابرت پتینسون و سیسی اسپیسک

    رده‌بندی: ندارد؛ ۱۱۸ دقیقه

    اکران در سینماهای منتخب از ۷ نوامبر

    «اوه-اوه… موش پیدا کردیم.»

    تنها چند ثانیه از درام روانشناختی جدید و عذاب‌آور «عشقم، بمیر» گذشته است که کارگردان، لین رمزی، آنچه را که می‌توانست صحنه‌ای روستایی و دل‌انگیز باشد – زوجی جوان که خانه روستایی خود را با چشم‌انداز دشت‌های وسیع و آفتابی در پس‌زمینه نظاره می‌کنند – با تیغ زنگ‌زده‌ای از تهدید، از هم می‌درد.

    این موش‌ها را جکسون (رابرت پتینسون) پیدا می‌کند؛ جوانی خوش‌مشرب اما ژولیده که عشقش، گریس (جنیفر لارنس)، را برای شروع زندگی مشترکشان به ناکجاآبادی در مونتانا آورده است. و موش‌ها کوچک‌ترین مشکل آن‌ها – یا رمزی – هستند.

    این زوج عاشق به خانه‌ای کشاورزی و مخروبه نقل مکان می‌کنند؛ تصمیمی که هم دلایل عملی دارد (والدین جکسون، با بازی سیسی اسپیسک و نیک نولتی، در همان نزدیکی زندگی می‌کنند) و هم متوهمانه (شاید این فضای باز به گریس آزادی لازم برای نوشتن رمانش را بدهد). اما آن‌ها به سرعت در گردابی از افسردگی خشونت‌بار فرو می‌روند.

    اینکه جکسون یک بازنده به‌شدت خودخواه است نیز کمکی نمی‌کند؛ او به محض به دنیا آمدن پسرشان، گریس را عملاً رها می‌کند و آن‌قدر نسبت به روابط خارج از ازدواجش بی‌قید است که بسته‌های کاندوم را همچون خرده‌نان در اطراف پخش می‌کند.

    البته نوزاد و نیاز مداومش به مراقبت و توجه نیز حال روحی گریس را بهتر نمی‌کند، اما با پیش رفتن فیلم، مشخص می‌شود که رمزی تنها به ترسیم تصویری از افسردگی پس از زایمان علاقه‌مند نیست (حتی اگر این موضوع، محور اصلی منبع اقتباس فیلم، یعنی رمان اسپانیایی آریانا هارویچ در سال ۲۰۱۲ باشد).

    چیزی فاسدتر و لاعلاج‌تر در مورد گریس و رابطه‌اش با دنیای بیرون وجود دارد – برخوردی ناخوشایند از خودشیفتگی و خودخواهی، شکنندگی و بی‌توجهی – که دیدگاه رمزی را هدایت کرده و در نهایت آن را تیره و تار می‌کند. فیلم‌ساز که قادر به رسیدن به هیچ چشم‌انداز روایی یا زیبایی‌شناختی روشنی نیست، به ارائه تجربه‌ای پر سر و صدا و خفه‌کننده متوسل می‌شود.

    به گفته توزیع‌کننده، «عشقم، بمیر» نسبت به نسخه‌ای که بهار گذشته در جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد، دوباره تدوین شده است. اما هر تغییری که اعمال شده، بسیار جزئی به نظر می‌رسد، زیرا فیلم همچنان مانند یک کابوس تکراری و کلیشه‌ای است. گرچه رمزی هرگز فیلم‌ساز ظریفی نبوده، اما تاریکی باشکوهی که پیش از این در تمام آثارش از «مورورن کالار» تا «تو هرگز واقعاً اینجا نبودی» به تصویر کشیده بود، صادقانه و فراگیر به نظر می‌رسید – گرداب‌هایی که از افتادن در آن‌ها لذت می‌بردید.

    اینجا اما همه چیز تصنعی است؛ از خانه روستایی که جلوی چشمانمان در حال فروپاشی است گرفته تا صدای وزوز مگس‌ها در طراحی صدای آزاردهنده و تصاویر آتش‌سوزی در جنگل که ابتدا و انتهای سفر گریس را قاب می‌گیرند.

    لارنس و رابرت پتینسون در صحنه‌ای از فیلم «عشقم، بمیر»

    لارنس (چپ) و رابرت پتینسون در صحنه‌ای از فیلم «عشقم، بمیر». عکس: کیمبرلی فرنچ/آسوشیتدپرس

    در فیلمی کنترل‌شده‌تر و کمتر عذاب‌آور، بازی عمیقاً متعهدانه لارنس می‌توانست بحث داغ سال باشد. اما او در اینجا خود را به میان گرگ‌ها انداخته و کارگردانش هیچ حمایت یا پوششی برای او فراهم نکرده است. اگر نتیجه این‌قدر پراکنده، این‌قدر بی‌پایان و این‌قدر مضحک است، این همه عریان و وحشی شدن چه فایده‌ای دارد؟ این بازیگری مصداق بارز داستان «لباس جدید پادشاه» است؛ تلاشی پوچ و عریان شدن برای خود عریانی. و در این میان هیچ‌کس، به جز اسپیسک که با مهارت از پس دیالوگ‌های مضحکی که به او داده شده برمی‌آید، سربلند بیرون نمی‌آید.

    فیلم رمزی از جهات بسیاری یادآور نقطه ابهام دیگری در کارنامه لارنس است: فیلم «مادر!» ساخته دارن آرونوفسکی. اما در حالی که هر دو فیلم در ستاره اصلی، مضامین، لوکیشن خانه روستایی و لحظات به‌خصوص آسیب‌زای مربوط به سینک ظرف‌شویی مشترک هستند، آرونوفسکی دست‌کم برای جنونش منطقی داشت.

    برای شنیدن صدای موش‌های فراوان این فیلم نیازی نیست گوش خود را به دیوار بچسبانید؛ صدای خش‌خش آن‌ها کرکننده است و خدا می‌داند برای چه هدفی. بهتر است این خانه را به آتش کشید و از آن دور شد.

  • «غارتگر: بدلندز» با امید به افتتاحیه جهانی بیش از ۶۰ میلیون دلاری، به دنبال جبران رکود گیشه پاییزی است – پیش‌بینی

    نوشتهٔ آنتونی دالساندرو، نانسی تارتالیونه

    دیمیتریوس شوستر-کولوماتانگی در صحنه‌ای از فیلم «غارتگر: بدلندز»
    «غارتگر: بدلندز» والت دیزنی استودیوز موشن پیکچرز / با مجوز اورت کالکشن

    در زمانی که گیشه پاییزی دچار رکود شده، هالیوود چشم امیدش را به یک موجود فضایی دندان‌نیش‌دار دوخته تا شاید آن را نجات دهد. پیش‌بینی می‌شود فیلم «غارتگر: بدلندز» (Predator: Badlands) از استودیوی قرن بیستم، در پایین‌ترین تخمین، افتتاحیه جهانی ۶۰ میلیون دلاری داشته باشد که بیش از ۲۵ میلیون دلار آن از آمریکا و کانادا خواهد بود.

    این فیلم دومین اثر علمی-تخیلی دیزنی در پاییز امسال پس از «ترون: آرس» (Tron: Ares) است که با بودجه تولید ۲۲۰ میلیون دلاری، تا به امروز در سراسر جهان تنها ۱۳۴.۳ میلیون دلار فروش داشته و عملکردی ناامیدکننده ثبت کرده است. تفاوت این بار در این است که امید می‌رود «غارتگر: بدلندز» علاوه بر پایگاه اصلی طرفداران مرد مسن‌تر خود، بتواند مخاطبان حضوری بیشتری از میان جوانان زیر ۲۵ سال جذب کند. معمولاً فیلم‌های «غارتگر» درجه سنی R (بزرگسال) دارند، اما درجه PG-13 این فیلم امکان گسترش دامنه مخاطبان را فراهم می‌کند.

    «بدلندز» چه نقاط قوتی دارد؟ کارگردانی به نام دن تراکتنبرگ که پیش از این با فیلم «شکار» (Prey) برای هولو، خون تازه‌ای به رگ‌های این فرنچایز قدیمی استودیوی فاکس قرن بیستم تزریق کرده بود؛ فیلمی که در زمان اکرانش در آگوست ۲۰۲۲، به بزرگ‌ترین افتتاحیه تاریخ این سرویس استریم تبدیل شد. در حالی که بیشتر فیلم‌های «غارتگر» بر روی شکار شدن انسان‌ها تمرکز دارند، در «بدلندز» جای شکار و شکارچی عوض شده و این بار شکارچی فضایی، خود به طعمه تبدیل می‌شود. همچنین، نقدهای اولیه پس از اولین نمایش دیشب در هالیوود، امتیاز رضایت‌بخش ۸۸٪ را نشان می‌دهد.

    در ددلاین تماشا کنید

    در آمریکا، پیش‌فروش بلیت‌ها در حد و اندازه «بالرین» (Ballerina) و «حسابدار ۲» (The Accountant 2) (هر دو با افتتاحیه ۲۴.۵ میلیون دلاری در آمریکا) است، اما از «ترون: آرس» (با افتتاحیه ۳۳.۲ میلیون دلاری) عقب‌تر است. با این حال، می‌توان گفت که در حال حاضر تب و تاب برای «غارتگر: بدلندز» بیشتر از «ترون: آرس» است. این فیلم در ۳۷۰۰ سینما در آمریکا و کانادا، شامل تمام سالن‌های آیمکس، PLF و فرمت‌های ویژه، اکران خواهد شد.

    نقطه قوت دیگر «غارتگر» این است که از زمان اکران فیلم اصلی با بازی آرنولد شوارتزنگر در سال ۱۹۸۷، هشت فیلم از این مجموعه ساخته شده است؛ فرنچایزی که عرضه مستمری داشته، در حالی که از مجموعه «ترون» از سال ۱۹۸۲ تنها سه فیلم ساخته شده است. با این حال، باید توجه داشت که افتتاحیه‌های داخلی فیلم‌های «غارتگر» سقف مشخصی دارد و رکورد این مجموعه در اختیار فیلم کراس‌اور «بیگانه علیه غارتگر» (Alien vs. Predator) محصول ۲۰۰۴ با افتتاحیه ۳۸.۲ میلیون دلاری است. در میان فیلم‌های مستقل مجموعه، «غارتگران» (Predators) محصول ۲۰۱۰ به کارگردانی نیمرود آنتال و تهیه‌کنندگی رابرت رودریگز با افتتاحیه داخلی ۲۴.۷ میلیون دلاری، بهترین عملکرد را داشته است. هر رقمی بالاتر از ۲۵ میلیون دلار برای «بدلندز»، آن را به دومین افتتاحیه بزرگ در سری فیلم‌های «غارتگر» تبدیل خواهد کرد.

    «غارتگر: بدلندز» پیش‌نمایش‌های ویژه‌ای برای طرفداران در سالن‌های ممتاز در روز چهارشنبه خواهد داشت و پس از آن، پیش‌نمایش‌های عمومی از ساعت ۲ بعدازظهر پنجشنبه آغاز می‌شود.

    «غارتگر: بدلندز» این آخر هفته به تمام بازارهای بین‌المللی راه می‌یابد. اکران از روز چهارشنبه در بازارهای مهمی چون فرانسه، کره، هلند و اندونزی آغاز می‌شود. روز پنجشنبه نیز کشورهای استرالیا، برزیل، آلمان، ایتالیا و مکزیک به جمع اکران‌کنندگان می‌پیوندند. در نهایت، روز جمعه، چین، هند، ژاپن، اسپانیا و بریتانیا نیز اکران را تکمیل می‌کنند. پیش‌بینی فروش بین‌المللی این فیلم بین ۳۵ تا ۳۸ میلیون دلار است.

    فیلم قبلی این مجموعه، «غارتگر» (The Predator) محصول ۲۰۱۸ به کارگردانی شین بلک، با در نظر گرفتن نرخ‌های امروزی، در بازارهای خارجی مشابه به فروش ۴۹ میلیون دلاری در افتتاحیه دست یافت. با این حال، بازار جهانی فعلی با چالش‌هایی روبروست و آن رقم همچنین شامل ۱۹ میلیون دلار فروش از چین بود؛ رقمی که انتظار نمی‌رود «بدلندز» به آن دست یابد. فیلم با بازی ال فانینگ در روز جمعه در پیش‌فروش‌های چین پیشتاز بود، اما در حال حاضر برای سایر روزهای آخر هفته این جایگاه را ندارد.

    بدون احتساب چین، فیلم «غارتگر» محصول ۲۰۱۸ بهترین عملکرد خود را در بازارهای مکزیک، بریتانیا، ژاپن، استرالیا، برزیل و دیگر بازارهای بزرگ اروپایی به ثبت رساند. آن قسمت در نهایت به فروش جهانی ۱۴۶ میلیون دلاری دست یافت که ۹۵ میلیون دلار آن (با نرخ‌های امروزی) از گیشه بین‌المللی بود.

    برای تبلیغ فیلم جدید، فانینگ، دیمیتریوس شوستر-کولوماتانگی و تراکتنبرگ هفته گذشته در یک مراسم فرش قرمز ویژه در سینمای BFI Imax Waterloo لندن شرکت کردند. آن‌ها همچنین در پنل کامیک-کان لندن (MCM) حضور یافتند و در ماه سپتامبر نیز در یک گفتگو در کامیک-کان سن‌دیگو در مالاگا شرکت کردند.

    فیلم «کریستی» با بازی سیدنی سوئینی
    «کریستی» بلک بر

    علاوه بر «غارتگر: بدلندز»، مجموعه‌ای از فیلم‌های جدید رده‌بالا برای مخاطبان بزرگسال نیز در آمریکای شمالی اکران می‌شوند که انتظار می‌رود همگی فروش افتتاحیه پایینی در حدود ۱ تا ۴ میلیون دلار داشته باشند. این فیلم‌ها شامل «کریستی» (Christy) با بازی سیدنی سوئینی در نقش بوکسور زن، کریستی مارتین، از شرکت بلک بر (Black Bear) (اکران در ۲۰۰۰ سینما، امتیاز ۶۶٪ در راتن تومیتوز)؛ «نورنبرگ» (Nuremberg) از سونی پیکچرز کلاسیکس و والدن مدیا (۱۷۰۰ سینما، امتیاز ۶۸٪)؛ «نفت سارا» (Sarah’s Oil) از آمازون ام‌جی‌ام استودیوز (هنوز امتیازی ندارد)؛ و فیلم درام «بمیر عشق من» (Die My Love) با بازی جنیفر لارنس و رابرت پتینسون که توسط موبی (Mubi) با قیمت ۲۴ میلیون دلار خریداری شده است (۱۹۰۰ سینما، امتیاز ۷۹٪) می‌شوند.

  • فاجعه در گیشه: فروش سینمای آمریکای شمالی به پایین‌ترین حد خود از سال ۱۹۹۷ رسید

    آخر هفته هالووین نتوانست به فروش رونق ببخشد و در نتیجه، ضعیف‌ترین عملکرد ماهانه گیشه در سه دهه اخیر (به استثنای دوران همه‌گیری کرونا) رقم خورد.

    فروش ناامیدکننده... فیلم «تلفن سیاه ۲»
    فروش ناامیدکننده… فیلم «تلفن سیاه ۲»

    درآمد گیشه در ماه اکتبر به سطحی سقوط کرده که از اواخر دهه ۱۹۹۰ بی‌سابقه بوده است و آخر هفته هالووین نیز به بدترین آخر هفته سال تا به امروز تبدیل شد.

    بر اساس گزارشی در نشریه ورایتی، مجموع فروش سینماها در آمریکای شمالی در ماه اکتبر به ۴۲۵ میلیون دلار (معادل ۳۲۳ میلیون پوند) رسید. این رقم، بدون در نظر گرفتن اکتبر ۲۰۲۰ که فروش به دلیل تأثیر شدید همه‌گیری کووید-۱۹ بر سینماها تنها ۶۳ میلیون دلار بود، پایین‌ترین میزان از اکتبر ۱۹۹۷ (با فروش ۳۸۵ میلیون دلار) محسوب می‌شود.

    عوامل متعددی در این نتایج ضعیف مقصر دانسته شده‌اند. مهم‌تر از همه، کمبود فیلم‌های پرفروش احتمالی بود؛ تنها فیلم پرهزینه اکران‌شده «ترون: آرس» بود که با بودجه گزارش‌شده ۱۸۰ میلیون دلاری، در آمریکای شمالی ۶۷ میلیون دلار و در سراسر جهان ۱۳۳ میلیون دلار فروش داشت که ناامیدکننده بود.

    عملکرد فیلم‌های به اصطلاح «فصل جوایز» نیز مأیوس‌کننده بود. فیلم «ماشین درهم‌کوبنده» با بازی دواین جانسون، درام «بعد از شکار» با موضوع جنبش #من_هم با بازی جولیا رابرتس و فیلم زندگی‌نامه‌ای-موسیقایی «اسپرینگستین: مرا از ناکجاآباد نجات بده» همگی کمتر از حد انتظار فروختند.

    پایان ماه اکتبر معمولاً با اکران فیلم‌های ترسناک به گیشه رونق می‌بخشد، اما امسال که هالووین مصادف با روز جمعه بود و بخش بزرگی از مخاطبان هدف سرگرم برنامه‌های دیگری بودند، فروش آخر هفته از ۳۱ اکتبر تا ۲ نوامبر با مجموع ۴۸.۳ میلیون دلار به پایین‌ترین حد خود در سال رسید. نبود اکران‌های موفق ژانر وحشت نیز به این ناامیدی دامن زد: فیلم پیشتاز این فصل، «تلفن سیاه ۲»، در آخر هفته هالووین تنها ۸ میلیون دلار فروخت و فیلم پر سر و صدای «شلبی اوکس» نیز با اکران در بیش از ۱۷۰۰ سالن سینما، تنها ۷۷۰ هزار دلار فروش داشت که عملکردی بسیار ضعیف محسوب می‌شود.

    حضور در سینما طی آخر هفته هالووین در آمریکای شمالی همچنین تحت تأثیر مسابقات نهایی «ورلد سریز» بیسبال قرار گرفت که در ساعات اولیه صبح روز ۲ نوامبر به پایان رسید.

    جف باک، تحلیلگر گیشه از شرکت Exhibitor Relations، به ورایتی گفت: «اکران‌های اصلی این ماه نتوانستند انتظارات را برآورده کنند. به همین سادگی.»

    او افزود: «به جز فیلم نسبتاً موفق «تلفن سیاه ۲»، فیلم‌های ترسناک کافی برای جذب تماشاگران وجود نداشت. این مسئله‌ای بود که باید به سادگی پیش‌بینی می‌شد.»

    با این حال، همه اخبار بد نبودند: فیلم «جشن رسمی اکران یک دختر نمایش» از تیلور سوئیفت در تنها آخر هفته اکران خود با استقبال گسترده‌ای مواجه شد و بین ۳ تا ۵ اکتبر ۳۴ میلیون دلار فروش داشت.