دسته: فیلم

  • آدم بنژین، نامزد اسکار، نسخه کارگردانی فیلم خود درباره کلود لانزمان، سازندهٔ شاهکار «شوآ»، را منتشر می‌کند

    آدم بنژین، نامزد اسکار، نسخه کارگردانی فیلم خود درباره کلود لانزمان، سازندهٔ شاهکار «شوآ»، را منتشر می‌کند

    آدم بنژین، نامزد اسکار، نسخه کارگردانی فیلم خود درباره کلود لانزمان، سازندهٔ شاهکار «شوآ»، را منتشر می‌کند
    مرگ و عشق کلود لانزمان (La mort et l’amour de Claude Lanzmann)
    ‘مرگ و عشق کلود لانزمان (La mort et l’amour de Claude Lanzmann)’ ZDF/Arte

    انحصاری: کارگردان مستند نامزد اسکار آدم بنژین نسخه کارگردانی مستند برندهٔ جایزهٔ خود درباره کلود لانزمان، نویسنده، فیلسوف و فیلم‌ساز فرانسوی چندوجهی که شاهکار هولوکاست شوآ را ساخته، منتشر می‌کند.

    نسخهٔ جدید فیلم بنژین، که فیلم کوتاه او را به طول تمام‌نما توسعه می‌دهد، اولین نمایش خود را در روز یکشنبه بر روی بسترهای VOD تحت عنوان مرگ و عشق کلود لانزمان (La mort et l’amour de Claude Lanzmann) دارد. این نسخه ده سال پس از انتشار فیلم اصلی، به نام کلود لانزمان: ارواح شوآ که نامزد جایزهٔ اسکار شده بود، منتشر می‌شود.

    کلیپی زیر از نسخه کارگردانی مرگ و عشق کلود لانزمان را تماشا کنید.

    کلود لانزمان
    کلود لانزمان HBO

    «در ده سالی که از زمان اولین انتشار فیلم‌مان می‌گذرد، وضعیت و میراث کلود لانزمان به‌عنوان فیلمساز و تاریخ‌نگار تنها رشد کرده است،» بنژین در بیانیه‌ای گفت. «یکی از نکاتی که سال‌ها مکرراً به گوشمان می‌رسید این است که، با طول تنها ۴۰ دقیقه، مردم آرزو می‌کردند فیلم طولانی‌تر باشد. این نسخهٔ جدید به این موضوع می‌پردازد، با نگاهی عمیق‌تر به مسیر پرچالش که به خلق شوآ منجر شد، و همزمان عنوان اصلی برنامه‌ریزی‌شدهٔ فیلم را بازگردانی می‌کند.»

    بنژین افزود: «صدور این نسخهٔ جدید به مناسبت صدمین‌سالگی تولد آقای لانزمان، همزمان با هشتادسالگی پایان جنگ جهانی دوم و همچنین چهلمین سالگی انتشار شوآ در سال ۱۹۸۵، برایم افتخاری بزرگ است. مضامین فیلم امروز بیش‌تر از همیشه مرتبط هستند.»

    در نسخهٔ اصلی فیلم، بنژین مصاحبهٔ طولانی با لانزمان دربارهٔ ساخت شوآ انجام داد و به بررسی «فیلم‌برداری مخفیانه و زیرپوشش از نازی‌های سابق؛ فرایند طولانی ترغیب بازماندگان تراما‌دار هولوکاست به صحبت در صحنه و مصاحبه‌های عاطفی پس از آن؛ مبارزات او بر سر طول و هزینهٔ پروژه؛ و چالش خسته‌کنندهٔ مستند کردن یکی از بزرگ‌ترین فجایع تاریخ جهان؛ و همچنین وقایعی که به‌ سختی جان او را حفظ کردند» پرداخت.

    کلود لانزمان نزدیک کمپ مرگ تریبلینکا هنگام ساخت «شوآ»
    کلود لانزمان نزدیک کمپ مرگ تریبلینکا هنگام ساخت «شوآ» USHMM et YAD VASHEM – مجموعه SHOAH کلود لانزمان

    پس از اکران جهانی آن در جشنواره Hot Docs در سال ۲۰۱۵، کلود لانزمان: ارواح شوآ منجر به مسابقهٔ خرید شد که در آن HBO پیروز شد. این فیلم جوایز متعددی در سرتاسر جهان کسب کرد، از جمله بهترین مستند کوتاه در جشنواره فیلم یهودی ورشو و جایزهٔ مخاطبان در جشنوارهٔ مستند بین‌المللی تسالونیِکی در یونان و نامزد چهار جایزهٔ Canadian Screen Awards، جایزهٔ IDA برای بهترین مستند کوتاه و Cinema Eye Honors.

    کارگردان آدم بنژین
    فیلم‌ساز آدم بنژین آلیسون بولیِر

    در سال ۲۰۱۵، پس از دریافت نامزدی اسکار برای مستندش، من مصاحبه‌ای با بنژین انجام دادم. او آن‌گاه دربارهٔ ساعت‌گذرانی‌اش با لانزمان، مردی با هوش عظیم که (همان‌طور که فیلم نشان می‌داد) شهرتی برای خودبزرگ‌بینی خفیف داشته، برایم گفت.

    «شاید این مصاحبه‌ام زندگی‌ام باشد»، بنژین، روزنامه‌نگار و فیلمساز، به من گفت. «او دقیقاً همان‌طور بود که انتظار داشتم — واضح، شاعرانه، جذاب، بلیغ، فکری و نه چندان سخت‌گیر همان‌طور که می‌تواند باشد. نمی‌دانم این به خاطر برقراری ارتباط خوبمان است یا اینکه او را در هفته‌ای خوب ملاقات کرده بودم. دوست دارم فکر کنم این به خاطر روابطی که برقرار کردیم است، به این معنا که او دیده که من پژوهش‌های فراوانی انجام داده‌ام و کار او را به‌عمق می‌دانم.»

    بنژین افزود، دربارهٔ لانزمان و شوآ، «هولوکاست برای او مفهومی انتزاعی نبود. او یک یهودی در فرانسه در دوران جنگ جهانی دوم بود. [به‌عنوان عضو مقاومت فرانسه] اگر دستگیر می‌شد، کشته می‌شد؛ می‌توانست بر قطار سوار شود و به تبعید برود یا کشته شود. این نکته وقتی که او را می‌بینید [در شوآ] که مقابل یک نازی یا افسر اس‌اس پیشین نشسته و با آن‌ها رفتار صمیمی دارد، می‌گوید: «اوه، نه، من قاضی نیستم، فقط مقاله‌ای می‌نویسم»، بسیار مهم است.»

    به‌علاوه گواهی‌های لانزمان، نسخهٔ اصلی و نسخهٔ توسعه‌یافتهٔ مستند بنژین شامل صحنه‌های پشت‌صحنه‌ای است که پیش از این هرگز نشان داده نشده‌اند و توسط لانزمان و تیم او در دههٔ ۷۰ میلادی به‌تصویر کشیده شد. این صحنه‌ها برای نسخهٔ کارگردانی به‌صورت دیجیتالی بازسازی شده تا کیفیت HD کامل داشته باشند، به‌دست‌اندرکار موزهٔ یادبود هولوکاست ایالات متحده.

    نسخهٔ توسعه‌یافتهٔ فیلم بنژین در وب‌سایت lanzmannfilm.com و همچنین در پلتفرم‌های VOD در دسترس خواهد بود.

    مرگ و عشق کلود لانزمان (La mort et l’amour de Claude Lanzmann) توسط آدم بنژین نوشته، تولید و کارگردانی شده است، با تولید مشترک کیمبرلی وارنر و تولید اجرایی نیک فریزر (Man on Wire). موسیقی متن اصلی توسط جول گودمن ساخته شده (آثار: JFK, Everything is Copy, The Curve)‌است؛ تدوین‌کننده تافی بیدن (آثار: Prosecuting Evil, The Silent Planet)؛ مدیر تصویربرداری الکساندر اوردانیس (آثار: Endless Cookie, Slash/Back)؛ فروش بین‌المللی توسط Cinephil و فروش آموزشی توسط Film Platform انجام می‌شود.

    لانزمان در سال ۲۰۱۸ در سن ۹۲ سالگی درگذشت. در کلیپ انحصاری زیر از مرگ و عشق کلود لانزمان، او دربارهٔ رابطه‌اش با نویسندهٔ بزرگ فرانسوی سیمون دو بووار، شریک رمانتیک او در سال‌های ۱۹۵۲ تا ۱۹۵۹، صحبت می‌کند.

  • نقد «آنا کریستی»: میشل ویلیامز در حاشیهٔ آب

    نقد «آنا کریستی»: میشل ویلیامز در حاشیهٔ آب

    این بازیگر نقش اصلی را در بازآفرینی درخشان توماس کیل از نمایشنامهٔ یوجین اُنیل که دربارهٔ زنی است که گذشته‌اش تهدیدی برای آینده‌اش می‌باشد، ایفا می‌کند.

    نقد «آنا کریستی»: میشل ویلیامز در حاشیهٔ آب
    میشل ویلیامز در درام ۱۹۲۱ «آنا کریستی» در St. Ann’s Warehouse در بروکلین. تصویر: سارا کرولویچ/نیویورک تایمز

    نوشته لورا کولینز‑هگز

    در مزرعهٔ خود در مینه‌سوتا چنین مهی وجود نداشت و آنا کریستوفرسون آن را دوست دارد. در شب بر عرشهٔ قایق باری که پدرش فرمانده آن است و در اطراف پروونس‌تاون، ماساچوست لنگر انداخته، او این ساکن‌گی فراگیر و رمانس را به‌تمامی می‌جوشاند.

    زندگی بر آب برای او کاملاً تازه است، اما چون آنچه تمام‌وقت به‌دنبال‌اش بوده حس می‌کند — او به پدرش، کریس، می‌گوید: «اگر اینجا مکان مناسب من برای جا گرفتن باشد»، که تا یک هفته و نیم پیش تقریباً برای او غریبه بود. او در حالی که راحت و در عنصر خود است، وقتی صدای فریاد درخواست کمک ملوانان غرق‌شده‌ای از دل تاریکی می‌شنود، ناراحت می‌شود. این صدا، شب آرام او را می‌شکند.

    سپس یکی از بازماندگان خود را به عرشه می‌کشد — خونین، کثیف و با ادعای مردانگی‌اش — و آرامش آنا برای همیشه از بین می‌رود. این مت برک است، فنری سفت‌خورده از خشونت به شکل یک ایرلندی که دل او را زودتر از آنچه تصور می‌کنید می‌رباید.

    «آیا من در خواب هستم؟» او وقتی ظاهر می‌شود می‌گوید و جرعه‌ای ویسکی به او می‌دهد. سپس پس از نوشیدن آن و یافتن مسیر خود می‌گوید: «فکر می‌کردم تو یک پری دریایی از دریا هستی که آمده تا به من آزار برسانی.»

    در بازآفرینی درخشانی و مسحورکننده توماس کیل از نمایشنامهٔ درام ۱۹۲۱ یوجین اُنیل «آنا کریستی»، که یک‌شنبه در St. Ann’s Warehouse در بروکلین به صحنه رفت، میشل ویلیامز و تام استوریدج نقش عاشقانی پرآشوب را ایفا می‌کنند. آنا تنها، که از رفتارهای مت خوشش می‌آید، خوشحال است که او او را ستوده می‌کند؛ مت، که به خودنمایی می‌پردازد، ترسناک است اما با حرکات آرام‌بخش رفتار می‌کند، مانند خیال‌پردازی دربارهٔ آینده‌ای خوشبخت و خانه‌های حصاری، تنها چند دقیقه پس از ملاقات (او در کت پالتوی ضدآب به سبک شیک نیو انگلند دیده می‌شود؛ لباس‌ها توسط پل تازویل طراحی شده‌اند).

    نکتهٔ مهم دربارهٔ آنا این است که در دو سال گذشته در مینه‌سوتا، جایی که تحت نام آنا کریستی شناخته می‌شد، به عنوان فاحشه کار می‌کرد. در ابتدای نمایش، وقتی او به سمت شرق و به نیویورک سفر می‌کند، این به‌دلیل نیاز به بهبود است. او امید دارد پدرش، یک مهاجر سوئدی که پانزده سال است او را ندیده، او را سرپناه دهد. در هنگام ورود، تمام این‌ها را به همراه مطمئن کریس، مارتی اوون (مِر وینینگهام؛ بازیگری که آن‌قدر درخشان است که کاش نقش او بزرگتر می‌شد) می‌گوید.

  • خانهٔ «Home Alone» بازسازی می‌شود تا بازتابی از فیلم نمادین کریسمس باشد

    وینتکا، ایلی‌نوی (WLS) — «Home Alone» یکی از محبوب‌ترین فیلم‌های کریسمس تمام دوران است.

    ABC7 شیکاگو هم‌اکنون به‌صورت ۲۴ ساعته پخش می‌کند. برای مشاهده اینجا کلیک کنید.

    این فیلم کلاسیک تعطیلاتی ۳۵ سال پیش به نمایش رسید. اکنون، خانهٔ نمادینی که در آن به تصویر کشیده شد، دوباره در کانون توجه قرار گرفته است.

    این خانه بازسازی داخلی شد و اوائل سال جاری به فروش رسید.

    اکنون، ABC7 متوجه شد که این خانه بازسازی می‌شود تا به شکلی که در سال ۱۹۹۰ بود بازگردد، زمانی که برای اولین بار تماشاگران فیلم توانستند داخل آن را ببینند.

    John Abendshien مالک پیشین خانهٔ وینتکا است. او خاطرات خوشی از روزهایی که برای فیلم‌برداری این فیلم صرف شد، دارد.

    Abendshien گفت که او و خانواده‌اش در آنجا ماندند و در حین فیلم‌برداری، آن را تماشا کردند.

    او خاطره‌نامه‌ای به نام «Home but Alone No More» نوشته است.

  • «زوتوپیا ۲» جایگاه شماره 1 فروش‌نامه را پس می‌گیرد؛ یک میلیارد دلار کلی‌فروش در سطح جهان

    «زوتوپیا ۲» جایگاه شماره 1 فروش‌نامه را پس می‌گیرد؛ یک میلیارد دلار کلی‌فروش در سطح جهان

    «زوتوپیا ۲» پس از هفتهٔ سوم اکران خود با ۲۶٫۳ میلیون دلار، دوباره جایگاه یک‌ام فروش‌نامه را به‌دست آورد.

    «زوتوپیا ۲» جایگاه شماره 1 فروش‌نامه را پس می‌گیرد؛ یک میلیارد دلار کلی‌فروش در سطح جهان
    این تصویر منتشر شده توسط دیزنی نشان می‌دهد نک وایلد (با صدای جیسون بتمان)، در سمت چپ، و جودی هاپس (با صدای گینفیر گودوین) در صحنه‌ای از «زوتوپیا ۲». (دیزنی از طریق AP) – آسوشیتد پرس

    نیویورک — نیویورک (آ‌پی) — «زوتوپیا ۲» پس از هفتهٔ سوم اکران خود با ۲۶٫۳ میلیون دلار، دوباره جایگاه یک‌ام فروش‌نامه داخلی را به‌دست آورد؛ طبق برآوردهای استودیویی که یک‌شنبه اعلام شد، دنبالهٔ انیمیشنی شرکت والت دیزنی به دومین فیلم سال تبدیل شد که یک میلیارد دلار فروش جهانی کسب کرده است.

    با اکران «آواتار: آتش و خاکستر» در جمعه، این آخر هفته نسبتاً آرامی در سالن‌های سینما بود. هیچ اکران جدید عمده‌ای صورت نگرفت و فیلم‌های ادامه‌دار «زوتوپیا ۲» و «پنج شب فِردی ۲» برای تصاحب جایگاه اول به رقابت پرداختند.

    برتری به «زوتوپیا ۲» رسید؛ این فیلم به‌سرعت ۱٫۱۴ میلیارد دلار فروش بلیت جهانی را به‌دست آورد، که به‌ویژه به‌دلیل موفقیت عظیمش در چین است. در چین، این فیلم ۵۲۲٫۴ میلیون دلار فروش داشته و «زوتوپیا ۲» را به بزرگ‌ترین موفقیت هالیوودی در این کشور در سال‌های اخیر تبدیل کرده است.

    تنها عنوان هالیوودی دیگر در سال ۲۰۲۵ که فروش جهانی‌اش از یک میلیارد دلار فراتر رفت، «لیلو و استیچ» دیزنی (۱٫۰۴ میلیارد دلار) بود. با این حال، پرفروش‌ترین فیلم سال، بلاک‌باستر چینی «نه‌ژا ۲» است که تقریباً دو میلیارد دلار فروش تنها در چین داشته است.

    در هفتهٔ دوم اکران، دنبالهٔ «پنج شب فِردی ۲» ساختهٔ یونیورسال پکچرز و بلوم‌هاوس پروداکشنز، ۱۵٫۴ میلیون دلار جمع‌آوری کرد؛ که کاهش شدیدی به‌اندازه ۷۰٪ نسبت به اکران اولیه‌ای که فراتر از انتظارها بود، نشان داد. با این حال، با مجموع داخلی ۹۵٫۵ میلیون دلار، این تولید ۳۶ میلیون دلاری برای بلوم‌هاوس یک موفقیت بزرگ است و یک فرنچایز ترسناک دیگر به پرتفوی این شرکت افزوده است.

    نقدی‌ترین اکران جدید این آخر هفته، فیلم «الا مک‌کی» ساختهٔ جیمز ال. بروک بود؛ که پس از ۱۵ سال اولین فیلم کارگردانی‌اش محسوب می‌شود. «الا مک‌کی» تنها ۲٫۱ میلیون دلار از ۲۵۰۰ مکان فروش به دست آورد که آن را به یکی از بدترین اکران‌های گستردهٔ سال تبدیل کرد.

    اما انتظارات فروش‌نامه برای «الا مک‌کی»، درام کمدی دربارهٔ یک زن ۳۴ ساله (نقش جدیدِ اِما مکی) که به‌عنوان فرماندار ایالت خود منصوب می‌شود، زیاد نبود. نقدها (۲۲٪ «تازه» در Rotten Tomatoes) ضعیف بودند و گونه‌ای از درام‌های کمدی برنده جوایز که بروکس («نشانه‌های محبت»، «اخبار پخش») سال‌ها به‌دست آورده بود، امروزه به‌ندرت مخاطبان وسیعی در سالن‌های سینما پیدا می‌کند. «الا مک‌کی»، با حضور بازیگرانی همچون جیمی لی کورتیس، آیو ادبیری و وودی هرلسون، هزینهٔ ساخت ۳۵ میلیون دلار داشت.

    با توجه به اینکه مجموع فروش بلیت در سال جاری تقریباً برابر با فروش‌های ناامیدکننده سال گذشته است، بر اساس داده‌های Comscore، هالیوود امیدوار است که دورهٔ تعطیلات پیش‌رو، که به‌طور سنتی شلوغ‌ترین دورهٔ رفتن به سینما در سال است، سال ۲۰۲۵ را با نتایج مثبت به‌پایان برساند. فیلم‌های در دسترس شامل «آواتار: آتش و خاکستر»، «فیلم اسفنج‌باب: جست‌وجوی اسکواِرپنت»، «مارتِی سوپریم»، «اناکوندا» و «سانگ سونگ بلو» هستند.

    با انتشار نهایی اعداد داخلی در روز دوشنبه، این فهرست برآوردهای فروش بلیت جمعه تا یکشنبه در سالن‌های سینمایی ایالات متحده و کانادا را بر اساس داده‌های Comscore شامل می‌شود:

    1. «زوتوپیا ۲»، ۲۶٫۳ میلیون دلار.

    2. «پنج شب فِردی ۲»، ۱۹٫۵ میلیون دلار.

    3. «ویکد: برای همیشه»، ۸٫۶ میلیون دلار.

    4. «دورندهر»، ۳٫۵ میلیون دلار.

    5. «الان می‌بینی من: الان نمی‌بینی»، ۲٫۴ میلیون دلار.

    6. «جوجوتسو کایسن: اجرا»، ۲٫۱ میلیون دلار.

    7. «الا مک‌کی», ۲٫۱ میلیون دلار.

    8. «دکتر سوس: چطور گرینچ کریسمس را دزدید» (۲۰۰۰)، ۱٫۹ میلیون دلار.

    9. «ابدیت»، ۱٫۸ میلیون دلار.

    10. «هامنت»، ۱٫۵ میلیون دلار.

  • پیتر گرین، بازیگر «پالپ فیکشن» و «ماسک»، در سن ۶۰ سالگی درگذشت

    پیتر گرین، بازیگر «پالپ فیکشن» و «ماسک»، در سن ۶۰ سالگی درگذشت

    آقای گرین، که در طول کار چهارده‌ساله‌اش به‌طرز شگفت‌انگیزی نقش‌های شرور را ایفاء می‌کرد، جمعه در آپارتمانش در منهتن کشف شد که مرده بود، به‌ گفتهٔ مدیرش.

    پیتر گرین، بازیگر «پالپ فیکشن» و «ماسک»، در سن ۶۰ سالگی درگذشت
    پیتر گرین در نیویورک در سال ۲۰۱۰. نیویورک تایمز یک بار کار او را «به‌طور ترسناکی اصیل» توصیف کرد. اعتبار… دیسره ناوارو/کلکسیون اوریت، از طریق Alamy Stock Photo

    پیتر گرین، بازیگر کاراکتری که مسیر حرفه‌ای‌اش را از طریق به تصویر کشیدن نقش‌های ترسناک و بی‌رحم در فیلم‌هایی نظیر «پالپ فیکشن»، «ماسک» و ده‌ها اثر سینمایی و تلویزیونی دیگر ساخت، در نیویورک درگذشت. او ۶۰ سال داشت.

    مرگ آقای گرین روز شنبه توسط مدیرش، گرگ ادواردز، تأیید شد؛ او گفت که این بازیگر جمعه در آپارتمان‌اش در محلهٔ لوئر ایست ساید منهتن در وضعیت مرده یافت شد. همسایه‌ای از پخش مداوم موسیقی به مدت ۲۴ ساعت شکایت کرده بود و یک بازدید سلامت انجام شد. آقای ادواردز دلیل مرگ را اعلام نکرد.

    در طول کار چهارده‌ساله‌اش، آقای گرین به‌راحتی در کفش‌های یک شرور قدم گذاشت و مجموعه‌ای از شخصیت‌ها را به وجود آورد که با سادیسم و فساد اخلاقی خود مخاطبان را ناآرام می‌کردند.

    در فیلم «پالپ فیکشن» (۱۹۹۴) به کارگردانی کوئنتین تارانتینو، آقای گرین نقش زِد، نگهبانی بود که به‌صورت جنسی رئیس جنایتکار مارسِلوس والاس (با بازی وینگ رم‌س) را مورد تجاوز قرار می‌داد. در همان سال، او در نقش مافیاسیست دوریان به‌همراه جیم کری در کمدی «ماسک» ظاهر شد. در سال ۲۰۰۱، او در فیلم «روز تمرین» (Training Day) نقش یک افسر پلیس فاسد را در کنار دنزل واشینگتن و ایتن هوک ایفا کرد و موافقت کرد تا قتل یک افسر بازنشسته مواد مخدر را پنهان کند.

    آقای ادواردز گفت: «ظاهر و توانایی او در ایفای نقش شرور بی‌نظیر بود»، افزود: «او یکی از بزرگ‌ترین بازیگران کاراکتری جهان بود.»

    آقای گرین اغلب در صحنه‌کار خود به‌صورت لحظه‌ای عمل می‌کرد؛ این می‌توانست کارگردانان را مسحور یا آن‌ها را ناامید کند. او دوست داشت «افکار و احساسات خود را به شخصیت وارد کند»، همان‌طور که آقای ادواردز گفت.

  • ما چه‌وقت تصمیم می‌گیریم جابه‌جایی مجسمهٔ راکی؟ این‌جا آنچه می‌دانیم را می‌خوانید

    ما چه‌وقت تصمیم می‌گیریم جابه‌جایی مجسمهٔ راکی؟ این‌جا آنچه می‌دانیم را می‌خوانید

    ما چه‌وقت تصمیم می‌گیریم جابه‌جایی مجسمهٔ راکی؟ این‌جا آنچه می‌دانیم را می‌خوانید
    مجسمهٔ راکی در موزهٔ هنر فیلادلفیا. (نیک کاریوکی/بیلی پن)

    مجسمه‌های راکی به‌زودی جابه‌جا می‌شوند.

    بله، مجسمه‌ها، به صورت جمع.

    نماد شناخته‌شده — و ظاهراً جنجال‌برانگیز — در حال جابجا شدن است. اما خیلی دور نیست.

    پس از آنکه از سال ۲۰۰۶ در پایهٔ پله‌های موزهٔ هنر فیلادلفیا مستقر بود، به‌نظر می‌رسد این مجسمهٔ اصلی در سال ۲۰۲۶ به بالای پله‌ها صعود کند. این مجسمه (در نهایت) جایگزین یک نسخهٔ تکراری خواهد شد که در سال گذشته در آنجا حضور داشته است.

    این جابه‌جایی بخشی از پیشنهادی بود که توسط Creative Philadelphia، بخش هنرهای شهر، به کمیسیون هنر فیلادلفیا در روز چهارشنبه ارائه شد. این کمیسیون تأیید نهایی نداد و به‌نظر می‌رسد پس از اعتراض عمومی، برنامه‌ها تغییر کرده‌اند.

    این‌جا آنچه که تا به‌حال می‌دانیم.

    ما دربارهٔ چند مجسمهٔ راکی صحبت می‌کنیم؟

    بهتر است ابتدا سه مجسمهٔ راکی که قرار است در موردشان صحبت کنیم، شناسایی و برچسب‌گذاری کنیم.

    بازیگر راکی بالبوآ، سیلوستر استالون، به مجسمه‌ساز A. Thomas Schomberg سفارش داد تا مجسمهٔ نمادین راکی را برای فیلم‌برداری “Rocky III” خلق کند و شومبرگ سه نسخه ساخت. بگذارید مجسمه‌ای که در “Rocky III” به چشم می‌خورد و برآورد می‌شود که هر سال حدود ۴ میلیون گردشگر را جذب می‌کند — طبق Creative Philadelphia — آن را «راکی A» بنامیم.

    در فیلم، بالبوآ با کمک رقیبی که به همراهی‌اش تبدیل شد، آپولو کرِید، جیمز «کلاببر» لنگ را شکست و همچنین «Thunderlips» را که یک کشتی‌گیر به بازی هالک هوگان بود، شکست داد. (اگرچه این موضوع برای توضیح ما مهم نیست، اما بگذارید بگوییم — «III» بهترین فیلم این مجموعه بود!)

    بین سال‌های ۱۹۸۱ و ۲۰۰۶، مجسمه A مقداری جابه‌جا شده بود که در پادکست «The Statue» از WHYY به‌خوبی توضیح داده شده است.

    مجسمه B نیز در همان زمان ساخته شد. این مجسمه سال گذشته برای اولین بار در فستیوال «RockyFest» به‌سر پله‌های موزه رسید، که به‌صورت امانت از خود استالون بود.

    مجسمه C جدیدترین ورود به فِلِدی است و به‌طور واضح، در حال حاضر ثابت‌ترین است. این مجسمه در اواخر نوامبر در فرودگاه بین‌المللی فیلادلفیا رونمایی شد و به‌عنوان یک عنصر دائمی در ترمینال A‑West، بین درِهای A15 و A16 باقی می‌ماند. این همان اطلاعاتی است که برای مرحلهٔ فعلی دربارهٔ مجسمه C باید دانست.

    جابه‌جایی‌های راکی

    پیشنهاد این هفته این بود که مجسمهٔ اصلی، مجسمه A، به ملک استالون بازگردانده شود و در نهایت مجسمه B به‌نزدیک درِ ورودی اصلی موزهٔ هنر منتقل شود، «در فاصله‌ای راحت از پله‌ها». هزینهٔ این کار برای شهر ۱۵۰٬۰۰۰ دلار برآورد می‌شد.

    اما یک تغییر در جلسه رخ داد.

    «در پاسخ به بازخوردهای قوی و صمیمانهٔ عمومی، آقای استالون به‌نهایه تصمیم گرفت که دیگر به پیشبرد تعویض پیشنهادی مجسمه ادامه ندهیم»، والی گِی، افسر ارشد فرهنگی Creative Philadelphia، در جلسهٔ روز چهارشنبه فاش کرد. «این نتیجه نشان‌دهنده تعهد مشترک ما به گوش دادن عمیق به جامعه و انجام کاری است که برای هر دو هنر و مردمی که آن را گرامی می‌دارند، بهترین باشد.»

    بنابراین، برنامهٔ پیشنهادی اکنون این است که مجسمه A را برای نمایشگاه ۲۰۲۶ به موزه بیاورند و مجسمه B را در جلوی موزه نگه دارند.

    موزه طی دهه‌ها رابطهٔ دوگانهٔ عشق/نفرتی با مفهوم در آغوش گرفتن مجسمهٔ راکی داشته است. هم‌اکنون در سمت عشق است و مجسمه A را در نمایشگاه «Rising Up: Rocky and the Making of Monuments» که از ۲۵ آوریل تا ۲ اوت برگزار می‌شود، به نمایش می‌گذارد. این نمایشگاه همزمان با سالگرد پنجاهم فیلم نخستین راکی است و ایده‌ای دربارهٔ زمان‌بندی انجام اولین بخش‌های تعویض مجسمه به ما می‌دهد.

    پس از پایان نمایشگاه، مجسمه B به استالون بازمی‌گردد و مجسمه A (اصلی) به مکان نهایی خود در بالای پله‌ها منتقل می‌شود. این کار فضایی در پایین پله‌ها ایجاد می‌کند که توسط یک مجسمهٔ دیگر متعلق به شهر پر می‌شود — احتمالاً مرتبط با راکی نیست (شاید مجسمهٔ قهرمان کشتی‌گیر سنگین‌وزن واقعی فیلی­دی، «Smokin» جو فریزر، که اکنون در خارج از Stateside Live مستقر است!) — طبق Creative Philadelphia.

    چه زمانی این موضوع روشن می‌شود؟

    جزئیات نهایی همچنان باید توسط کمیسیون هنر فیلادلفیا تأیید شوند، که جلسهٔ بعدی‌اش در ۱۴ ژانویه برگزار می‌گردد.

    «ما این را نیز به عنوان فرصتی می‌بینیم تا در گفتگوی در حال تحول دربارهٔ اینکه چه چیزی به‌عنوان «هنر» شناخته می‌شود و چه چیزی شایستگی داشتن جایگاهی در مکان‌های شهری ارزشمند ما را دارد، پیشرفت کنیم»، این پیشنهاد بیان کرد. «مجسمهٔ راکی نمونهٔ واضحی از این تحول است. اهمیت هنری آن نه توسط نهادها شکل گرفته، بلکه توسط میلیون‌ها نفر که سال به‌سال با آن در تعامل هستند، ساخته شده است. با رسمی‌سازی قرارگیری آن بر بالای پله‌ها، می‌خواهیم به این ارتباط عمومی ادای احترام کنیم، این مکان نمادین را تقویت کنیم و تجربهٔ ساکنان و بازدیدکنندگان را ارتقا دهیم.»

  • تریلرها

    تریلرها

    پیشنمایش کامل انیمیشن کمدی «مزرعه‌ی حیوانات» به کارگردانی اندی سِرکیس

    تریلرها

    «مزرعه‌ی حیوانات: چهار پا خوب، دو پا بد.» Angel Studios پیش‌نمایش رسمی کامل نسخه جدید انیمیشنی داستان کلاسیک مزرعه‌ی حیوانات را منتشر کرد. این پیش‌تر اقتباس شد و به فیلم‌های دیگری تبدیل شده بود، اما این‌بار یک ماجراجویی کمدی سه‌بعدی از استاد موشن‌کپچر و فیلمساز انگلیسی Andy Serkis است. او می‌گوید: «مزرعه‌ی حیوانات اورول هرگز این‌چنین مرتبط نبوده است. در دورانی که قدرت، تبلیغات و نابرابری جوامع ما را شکل می‌دهند، یادآوری این داستان هشداردهنده بیش از پیش ضروری است. این فیلم تنها برای سرگرمی نیست — بلکه یادآوری این است که دموکراسی، آزادی و صداقت بسیار شکننده‌اند و باید محافظت شوند. امید من این است که مخاطبان پس از تماشا، تحت تأثیر، متفکر و انگیزه‌مند شوند تا برای ارزش‌های مهم ایستادگی کنند.» با صدای Seth Rogen در نقش ناپلئون، Gaten Matarazzo در نقش لاکی، Steve Buscemi در نقش آقای ویهمپر، Glenn Close در نقش فریدا پیلینگتون، Laverne Cox در نقش اسنوبال، Kieran Culkin در نقش اسکویلر، Woody Harrelson در نقش باکسر، Jim Parsons در نقش کارل بره، Andy Serkis در نقش آقای جونز و راندولف خروس، Kathleen Turner در نقش بنجامین خر، و Iman Vellani در نقش خوک‌های کوچک پوف و تمی. چرخش علمی‑تخیلی در این نسخه دیوانه‌کننده است، اما اگر بیدار کننده‌ای برای برخی باشد، چرا که نه.

    در اینجا پیش‌نمایش رسمی جدید (+ پوستر) برای فیلم مزرعه‌ی حیوانات اندی سِرکیس، مستقیم از یوتیوب:

    پیشنمایش سِرکیس از «مزرعه‌ی حیوانات»

    پیشنمایش سِرکیس از «مزرعه‌ی حیوانات»

    وقتی گروهی از حیوانات مزرعه به شورش می‌پردازند و کشاورز سهل‌نظرشان را از زمین می‌رانند، زندگی خوب می‌شود و آرزوی آینده‌ای آزاد و عادلانه در دسترس است. اما درگیری‌های قدرت بین برخی از بدنام‌ترین شخصیت‌های ادبی رخ می‌دهد و واقعیت زندگی در جهانی که برای بشر طراحی شده است، داستان تمثیلی و انتقادی «مزرعه‌ی حیوانات» را پیچیده و فاسد می‌کند. مزرعه‌ی حیوانات به کارگردانی بازیگر / تولیدکننده / هنرمند / فیلمساز انگلیسی Andy Serkis ساخته شده است؛ او پیش از این فیلم‌های Breathe، Mowgli: Legend of the Jungle و Venom: Let There Be Carnage را کارگردانی کرده است. فیلمنامه توسط فیلمساز نیکلاس استولر (از فیلم‌های Forgetting Sarah Marshall, Get Him to the Greek, The Five-Year Engagement, Neighbors, Neighbors 2: Sorority Rising، Storks و Bros) نوشته شده است. این اثر مستقیماً از رمان مشهور جورج اورول با همین نام که در سال ۱۹۴۵ منتشر شد، اقتباس شده است. این فیلم توسط اندی سِرکیس، آدم نایگل، دیو روزن‌بام و جاناتان کاوندیش تولید و توسط استودیوی Cinesite انیمیشن‌سازی شده است. این اثر در جشنواره فیلم آنسی ۲۰۲۵ به نمایش درآمد. Angel Studios این فیلم «مزرعه‌ی حیوانات» سِرکیس را از ۱ مه ۲۰۲۶ در سراسر کشور در سینماها به نمایش می‌گذارد. آیا کسی به این علاقه‌مند است؟

  • فیلم جنایی واقعی با امتیاز ۹۹٪ در Rotten Tomatoes، شگفت‌انگیز، در حال تسخیر سرویس‌های استریمینگ

    فیلم جنایی واقعی با امتیاز ۹۹٪ در Rotten Tomatoes، شگفت‌انگیز، در حال تسخیر سرویس‌های استریمینگ

    فیلم جنایی واقعی با امتیاز ۹۹٪ در Rotten Tomatoes، شگفت‌انگیز، در حال تسخیر سرویس‌های استریمینگتصویر از پارامونت پیکچرز

    چند وقت پیش نت‌فلیکس مستند جنایی واقعی بسیار تحسین‌شده The Perfect Neighbor را منتشر کرد که کلیشه‌های این ژانر را به‌چالش کشید و به‌عنوان یک پدیده شناخته شد. The Perfect Neighbor به اولین فیلم در جدول بازدیدهای داخلی سرویس پخش تبدیل شد و در نهایت برتری یافت بر اثرهایی مانند KPop Demon Hunters، معمایی به کارگردانی Keira Knightley با نام The Woman in Cabin 10، و فیلم اکشن Liam Neeson به نام The A-Team. در حال حاضر نیز اتفاق مشابهی در حال رخ دادن است؛ فیلم تازه‌released Predators تبدیل به موفقیت فوری برای پارامونت+ شده است. این فیلم در تاریخ ۸ دسامبر در سرویس پخش منتشر شد و با پیشی گرفتن از سه اثر Tom CruiseMission: Impossible — The Final Reckoning، American Made و Top Gun: Maverick، به رتبه یک رسید.

    کارگردانی شده توسط David Osit، این فیلم مسیر صعود و سقوط سریال تلویزیونی واقع‌گرای To Catch a Predator را که از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۷ پخش شد، دنبال می‌کند. همانند The Perfect Neighbor، Predators نیز در جشنواره فیلم Sundance امسال به‌صورت پریمیر به نمایش درآمد. این فیلم برای توزیع توسط MTV Documentary Films به‌دست آمد و در سپتامبر به‌صورت سینمایی منتشر شد. Predators پس از انتشار، تحسین‌های گسترده‌ای کسب کرد و در حال حاضر امتیاز نزدیک به ۹۹٪ را در سایت تجمیعی Rotten Tomatoes دارد. نظرسنجی وب‌سایت این‌گونه می‌گوید: «یک مستند سوزان‌دهنده و به‌طوری فکری دقیق، Predators به بررسی انگیزه‌های پشت عدالت عمومی می‌پردازد تا پیامدهای اخلاقی نگران‌کننده تبدیل تروماهای واقعی به نمایش را آشکار سازد.»

    به‌نظر می‌رسد که تعادل بر روی ژانر جنایات واقعی می‌چرخد

    در نقد خود، Emma Kiely از سایت Collider فیلم را «روح‌انگیز» توصیف کرد و نوشت: «در حالی که Predators سبک مینیمالیستی دارد، اوزیت هیچ زاویه یا دیدگاهی از موضوعات مطرح‌شده را نادیده نمی‌گیرد. مصاحبه‌هایی با بازیگرانی که برای به‌دام انداختن جنایتکاران نقش کودک در دسترس جنسی ایفا می‌کردند، نسخه‌های تقلیدگر از کریس هانسِن که خود را واگردی می‌دانستند، و خود هانسِن، اطمینان می‌دهند که هیچ نکته‌ای در گفت‌و‌گوی پر از جزئیات نادیده نماند.» Predators تنها مستند سال نیست که به موضوع جرایم واقعی و تأثیرات آن بر جامعه می‌پردازد؛ فیلم Citizen Sleuth به دنبال یک پادکست‌نویس می‌گردد که یک مرگ محلی را بررسی می‌کند بدون اینکه به‌درستی روزنامه‌نگاری انجام دهد. Citizen Sleuth امتیاز کامل ۱۰۰٪ در RT دارد و برای اجاره در منزل در دسترس است. برای به‌روزرسانی‌های بیشتر به Collider سر بزنید.

    تصویر فیلم Predators

    Predators

    تاریخ انتشار
    ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۵
    مدت زمان
    ۹۶ دقیقه
    کارگردان
    David Osit
    تولید‌کنندگان
    Kellen Quinn, J. Gonçalves

    بازیگران

    • تصویر نمونه بازیگردیوید Osit (نقش خودش)
    • تصویر نمونه بازیگرکریس Hansen (نقش خودش) (صحنه آرشیوی)
    ژانر
    مستند
  • لطفاً صبر کنید

    در حال برقراری اتصال امن.

    این وب‌سایت از یک سرویس امنیتی برای محافظت از خود در برابر حملات آنلاین استفاده می‌کند. ما مرورگر شما را بررسی می‌کنیم تا اتصال امنی برقرار شود و شما را ایمن نگه داریم.

  • الا مک‌کی سینمای گاز‌ریز خالص است

    الا مک‌کی سینمای گاز‌ریز خالص است

    الا مک‌کی سینمای گاز‌ریز خالص است
    عکس: کلیر فولگر/استودیوهای قرن بیستم/کلکسیون اورِت

    نمی‌توانم جلوی خودم را بگیرم که وقتی دربارهٔ الا مک‌کی با کسی صحبت می‌کنم، او را شگفت‌انگیز توصیف کنم، گرچه این هدف من نیست و حتی اگر الا مک‌کی تنها در حس «می‌توانید باور کنید که واقعا این اتفاق افتاد؟» شگفت‌انگیز باشد. برخی چیزها فقط می‌توانند با چشم خود مشاهده شوند و اولین فیلم جدید پس از ۱۵ سال از نویسنده‑کارگردان جیمز ال. بروکس، یکی از آن‌هاست. با این‌که این اثر از دست کسی به‌دست آمده که یکی از موفق‌ترین سریال‌های تلویزیونی تاریخ را در سیمپسون‌ها هم‌آفرینی کرده و به‌خاطر فیلم کلاسیک احساسی عاطفه جایزه بهترین تصویر را برده است، الا مک‌کی حس هنر برون‌ساز دارد — گویی بدون آشنایی با قوانین ساختار روایت یا ضربه‌های شخصیتی ساخته شده است. هدف این فیلم داشتن لحن کمدی پرسر و شوخی است، اما نه تنها این هدف را از دست می‌دهد بلکه تمام هدف را نیز از دست می‌دهد و در جایی می‌افتد که می‌پرسید آیا شخصیت‌ها به‌تازگی آشکارسازهای مونوکسید کربن خود را بررسی کرده‌اند یا نه، چون هیچ‌یک از رفتارهایشان شبیه رفتار انسان‌های معمولی که با سطح توصیه‌شدهٔ اکسیژن می‌نفسند، نیست. الا مک‌کی نمونهٔ برجسته‌ای از سینمای گاز‌ریز است؛ به این معنا که یک سادگی ناب‌فکرانه در ویژگی‌های بی‌ثباتش وجود دارد که تقریباً دلپذیر است.

    به عنوان مثال، در حالی‌که بیشتر فیلم دربارهٔ شخصیت اصلی، معاون حاکم ۳۴‑ساله‌ای که توسط اما مک‌کی بازی می‌شود، است، یک زیرخط داستانی طولانی دربارهٔ برادر کوچکتر الا، کیسی (اسپایک فرن)، وجود دارد که اختلال لحن فیلم را نشان می‌دهد. کیسی نابغه‌ای تحصیل‌کرده در MIT است که از زمان پایان رابطه‌اش با سوزان، زنی که با او در ارتباط بود، به مدت ۱۳ ماه از خانه‌اش بیرون نرفته است. معلوم می‌شود که سوزان نه به‌طور صریح رابطه را تمام کرده، بلکه نتوانست بلافاصله به درخواست او برای رابطهٔ انحصاری رضایت دهد؛ در این صورت او شماره‌اش را تغییر داد تا از رد شدن جلوگیری کند. وقتی الا اشاره می‌کند که این به معنای این است که کیسی عملاً سوزان را نادیده گرفته، کیسی تصمیم می‌گیرد با مراجعه به سوزان، سعی در جبران مشکل کند و برای نشان دادن اینکه اضطراب مکان‌های باز ندارد، پیاده از یک طرف شهر به طرف دیگر می‌رود. سوزان (در یک صحنه توسط آیو اده‌بری که ظاهری شگفت‌زده دارد، نقش‌آفرینی می‌شود) نه تنها این مرد عرق‌کرده و دیوانه‌وار که بیش از یک سال ندیده بود را وقتی سرانجام می‌رسد به آپارتمانش خوش‌آمد نمی‌گوید، بلکه سعی می‌کند گفت‌و‌گویی که او آغاز کرده است، گویی زمان نمی‌گذرد، هدایت کند. و درست وقتی که من به دوستی نگاه می‌کردم تا بپرسم آیا این به‌سوی سناریوی قتل‌خودکشی می‌رود، کیسی برای دومین بار از سوزان می‌پرسد آیا می‌خواهد دوست‌دختر او باشد؛ و او (بدون هشدار) می‌گوید … بله!

    بخش‌های متعددی از الا مک‌کی به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که سبک، شاد و جالب به‌نظر برسند، اما در عوض حس بیگانگی می‌دهند، هرچند تعداد کمی به همان سطوح جذاب عجیب می‌رسند. برای مثال، این واقعیت که فیلم از پیچیدگی‌های گفتاری ناآرامی استفاده می‌کند تا به‌گونه‌ای نامفهوم مکان داستان را که به‌وضوح در نیو انگلند (فیلم در رود‌آیلند تصویربرداری شده) اتفاق می‌افتد، بدون نام خاصی حفظ کند. یا صحنه‌ای که پس از صعود الای مک‌کی به سمت حاکمیت، وقتی رئیس‌اش به‌عنوان وزیر داخلی منصوب می‌شود، همسر خوش‌چهره و بی‌مسئولیت‌اش، رین (جک لودن)، می‌خواهد به‌عنوان هم‌حاکم غیررسمی اعلام شود؛ این تغییر نقش به‌قدری کارتونی است که به‌طرز ناخواسته نشان می‌دهد او از دوران دبیرستان این برنامه را داشته است. سپس نحوهٔ رفتار عمهٔ مهربان و بی‌ادبانه‌ی الای مک‌کی، هلن (جیمی لی کریتیس)، که خواهرزاده‌اش را با یک دیدار ناگهان‌محسوس با پدر خیانتکار که سال‌ها ندیده است، غافل می‌کند، و کشف اینکه همان پدر، ادی (وودی هارلسون)، تنها سعی دارد روابطش را با فرزندانش ترمیم کند، زیرا زنی که با او در ارتباط است و فقط به‌صورت گذرا دیده شده، تهدید می‌کند که در غیر این صورت او را ترک خواهد کرد.

    و این همه بدون اینکه حتی به کومیل ننجیانی به‌عنوان پلیس دولتی دلپذیر که جزو تیم امنیتی الای مک‌کی و علاقه‌مند پشتیبان است، یا بکی آن بیکر به‌عنوان مادرزن مکیاول‌گونه‌ای که صاحب زنجیرهٔ پیتزا است، یا جولی کاونر به‌عنوان منشی دلسوز که همچنین به دوربین نگاه می‌کند و روایت می‌کند، گویی این صدا پس از فیلم‌برداری اضافه شده تا تمام این خطوط داستانی را منظم کند، باشد. الا مک‌کی بزرگ‌ترین مشکلی که دارد این است که سعی می‌کند محتوای یک فصل کامل از یک سریال تلویزیونی را در یک فیلم سینمایی جای دهد، و خطوط داستانی که اگر فضای کافی برای گسترش داشتند می‌توانستند منطقی باشند، اما به‌جای آن به‌صورت علائم عجیب و غیرمنطقی خلاصه شده‌اند که شخصیت‌ها تصمیماتی اتخاذ می‌کنند که نشانگر آسیب مغزی است نه درون‌مایهٔ عمیق. بروکس مسئول کارهای تعریف‌کنندهٔ فرهنگ است و حتی اگر از نظر کیفیت خیلی دور باشد، الا مک‌کی گاهی ذهن را به یاد نمایش مری تايلر مور پیشگام در محیط کار و کمدی رمانتیک شیک اخبار پخش می‌اندازد — به‌ویژه زمانی که آلبرت بروکس به‌عنوان رئیس صعودی الای مک‌کی می‌آید و به‌عنوان تنها بازیگری که به‌نظر می‌رسد درک واضحی از هدف کارگردان دارد، برجسته می‌شود. به‌سادگی یک انسجام پایه‌ای را از دست داده‌است، گویی چیزی اساسی دربارهٔ چگونگی روایت یک داستان فراموش شده است.

    جیمز ال. بروکس، که ۸۵ سال دارد، فقط سه فیلم در این هزاره ساخته است، و فیلم قبلی‌اش، رمان عاشقانهٔ بازیکن حرفه‌ای سافتبال/سوء استفادهٔ شرکتی چطور می‌دانی، شاید حتی بیشتر گیج‌کننده باشد. حداقل ایدهٔ متحرک الا مک‌کی واضح است، حتی اگر اجرای آن به‌طور ناامیدانه‌ای شل باشد. الا مک‌کی دربارهٔ زنی است که تلاش سخت‌کوشانه‌اش برای کار واقعی یک سیاستمدار، او را غیرقابل انتخاب می‌کند چون دیگران او را بسیار زننده می‌دانند. او شبیه لیزا سیمپسون است، حتی تا این که در اولین جلسهٔ مجلس ایالتی، به‌طور تصادفی تمام افراد را ساعاتی در کنار خود محبوس می‌کند بدون هیچ‌استراحتی، به‌دلیل اشتیاق بی‌حد و حصر. اما همچنین واضح است که برای بروکس، که تصمیم گرفته فیلم‌اش را به‌صورت قطعهٔ دوره‌ای سال ۲۰۰۸ بسازد تا از هر گونه نیاز به اشاره به ترمپ جلوگیری کند، الا مک‌کی به‌عنوان داستانی‌ روحانی در قالب فانتزی هیلاری کلینتون عمل می‌کند، حتی تا حدی که حاکم در حال ترک است — او که صحنه را به الا می‌سپارد و در کار با جمعیت مشکلی ندارد — به نام بیل است. الا که هیچ‌گاه بیشتر از زمانی که دربارهٔ اجرای سیاستی برای کاهش فقر از طریق جذب شرکت‌های خمیردندان به‌عنوان حامی آموزش بهداشتی دهان و دندان صحبت می‌کند، هیجان‌زده نمی‌شود، نمایندهٔ یک واقعیت جایگزین است که هرگز وجود نداشته است. او دختری است که هرگز فرصت رهبری نداشته، زنی که با عبور از بارهای مردان ناامیدکنندهٔ زندگی‌اش برای اجرای ایده‌آل‌های نو‑لیبرال‌اش می‌جنگد. حس سرگیجه‌ای که فیلم نسبت به او دارد، از همه چیزهای دیگر برجسته‌تر است.