دسته: فیلم

  • «سیل ساکت»، مستند دربارهٔ یک جامعه دینی در اوکراین که توسط شرکت فیلموتور پیش از اکران در IDFA خریداری شد (انحصاری)

    سیل ساکت
    از طرف تابور

    شرکت فروش مستقر در پراگ، فیلموتور، حقوق فروش بین‌المللی مستند «سیل ساکت» به کارگردان اوکراینی دیمیترو سخولیتکی‑سوبچوک را پیش از اکران جهانی آن در مسابقه بین‌المللی IDFA به‌دست آورد.

    فیلم بر جامعه‌ای دینی متمرکز است که در یک درهٔ زیبا و شگفت‌انگیز رودخانه‌ای در غرب اوکراین ساکن است. این یک روستای آفتابی است که پر از خندهٔ کودکان خانواده‌های بزرگ می‌باشد. با این حال، زندگی آرام این جامعه بارها توسط سیل‌ها و جنگ مختل می‌شود. هر دو نیروهای بی‌امان و بی‌رحمی هستند که جان می‌گیرند. مردم جامعه برای غلبه بر عواقب سیل متحد می‌شوند. سیل‌ها زندگی جامعه را تغییر می‌دهند، همان‌گونه که جنگ کشور را دگرگون می‌کند.

    در کنار این جامعه، تحولات را می‌نگریم که در آن جنگ امروز با جنگ‌های پیشین درهم می‌آمیزد، اما احساس خانه هرگز از کسی سلب نمی‌شود.

    «همیشه به ارتباطات نامحسوس بین مردم و مکان‌هایی که در آن زندگی می‌کنند جذب شدم»، سخولیتکی‑سوبچوک گفت. ««سیل ساکت» از این شیفتگی پدید آمد — جامعه‌ای منزوی در کنار رودخانه که با طبیعت در عمق هماهنگی زندگی می‌کند، اما همواره تحت فشار نیروهای طبیعی است. این روستای مخفی را سال‌ها پیش در سفرهای رودخانه‌ای‌ام کشف کردم و حس کردم به دوران کودکی خود بازگشته‌ام، به زمانی که به‌نظر می‌رسید متوقف شده بود. مردم آنجا با این‌قدر صمیمیت و صداقت مرا پذیرفتند که بارها به آن‌جا برگشتم. دنیای آن‌ها، شکل‌گرفته از سیل‌ها و اکنون از جنگ، نشانگر ناپایداری و چرخه‌بودن زندگی است — یادآور این که هیچ‌چیز به‌طور کامل دست نخورده نمی‌ماند.»

    «ما پروژه «سیل ساکت» را از سال ۲۰۲۲ که در حال توسعه بود، پیگیری می‌کردیم؛ به تمثیل ظریف موجود در داستان جذب شدیم و نتیجه فراتر از انتظار بود. این یک جشن سینمایی جذاب با روایت و ریتم منحصربه‌فرد است»، پتر میتریک از فیلموتور گفت.

    فیلم توسط کارینا کوستینا و یوجین راچکوسکی برای تابور اوکراین تولید شده و به‌همت تانجا جورجیوا‑والدهاور برای الی‌ماگ پیکچرز آلمان هم‌تولید می‌شود. MDR میدتلدویشر راندفونک نیز به‌عنوان هم‌تولیدکننده، به‌صورت مشارکتی با Arte در این پروژه حضور دارد.

    فیلم اول‌طولانی سخولیتکی‑سوبچوک، «پامفیر»، توسط TorinoFilmLab، Midpoint و Cinefondation Residence توسعه یافت و در سال ۲۰۲۲ به‌عنوان بخشی از هفتهٔ کارگردانان در کن انتخاب شد. این فیلم در دستهٔ کشف اروپایی از جوایز فیلم اروپا نامزد شد.

  • کارگردان اصلی «تفنگ برهنه» می‌گوید بازسازی «سعی داشت سبک ما را کپی کند»: «همه برای پول در این کار هستند»

    تفنگ برهنه، لیام نیسون، 2025. © پارامونت پیکچرز /به‌اجازه کلکسیون ایورت
    © پارامونت /به‌اجازه کلکسیون ایورت

    دیوید زوکر، که کارگردانی دو فیلم اول «تفنگ برهنه» را به عهده داشته است، اخیراً به نشریه «Woman’s World» گفت که از بازسازی به رهبری لیام نیسون و پاملا اندرسون تحت‌تاثیر قرار نگرفته است. او افزود که این فیلم «کاملاً نتوانست سبک هجوآمیز کلاسیکی» که توسط زوکر، برادرش جری و جیم‌آبراهمز پایه‌گذاری شده بود، به درستی به کار گیرد.

    «برادرم جری و شریک‌مان جیم‌آبراهمز پنجاه سال پیش به ساخت کمدی‌های هجوآمیز پرداختند و ما سبک خاص خودمان را پایه‌گذاری کردیم — به طوری که به‌نظر می‌رسد این کار ساده باشد، واضح است»، زوکر توضیح داد. «مردم شروع به تقلید آن کردند، همان‌طور که سِث مک‌فارلین برای «تفنگ برهنه» جدید همین کار را کرد. او کاملاً این سبک را از دست داد.»

    سِث مک‌فارلین یکی از تهیه‌کنندگان اصلی این پروژه بود و طبق IMDb «متن‌های ادبی تکمیلی» را به آن افزود. آکیوا شافر، هم‌بنیان‌گذار گروه «Lonely Island»، کارگردانی فیلم را بر عهده گرفت و همراه با دن گرگور و داگ ماند فیلمنامه را نوشت.

    زوکر همچنین نسبت به هزینهٔ تولید «تفنگ برهنه» 2025 انتقاد کرد. این بازسازی دارای برچسب قیمت ۴۲ میلیون دلار بود، در حالی‌که نسخهٔ اصلی او در سال ۱۹۸۸ تنها ۱۴٫۵ میلیون دلار هزینه شد، به‌گزارش AFI. اما اگر این مبلغ را با درنظر گرفتن تورم به‌روز کنیم، ۱۴٫۵ میلیون دلار تقریباً معادل ۳۸ میلیون دلار در سال ۲۰۲۵ می‌شود، که اختلاف کمی با بودجهٔ «تفنگ برهنه» جدید دارد.

    «نباید برای کمدی‌ها هزینهٔ زیادی صرف کرد و یکی از قوانین ما مربوط به جلوه‌های فنی است»، زوکر گفت. «بودجه‌های بزرگ و کمدی در تضاد هستند و در «تفنگ برهنه» جدید می‌توانید ببینید که هزینهٔ هنگفتی برای صحنه‌های پر از جلوه‌های فنی صرف شده است، در حالی که سعی کرده‌اند سبک ما را کپی کنند.»

    کارگردان «Airplane!» افزود که احساس می‌کند «تفنگ برهنه» جدید صرفاً به دلایل مالی ساخته شده است. زوکر اظهار کرد: «همه حالا برای پول درگیر هستند و این به‌نظر می‌رسد تنها دلیل باشد که می‌خواستند «تفنگ برهنه» جدیدی بسازند.»

  • کارگردان اصلی «The Naked Gun» از دنباله سِث مک‌فارلین خوشش نمی‌آید: «او کاملاً هدف را از دست داد»

    لیام نیسون در «The Naked Gun» (۲۰۲۵)
    لیام نیسون در «The Naked Gun» (۲۰۲۵)فرانک ماسی/ پارامونت پیکچرز/ از سوی Everett Collection

    اگرچه کارگردان اصلی Naked Gun، دیوید زوکر، یکی از معدود افرادی است که از دنباله‌ ارثی سِث مک‌فارلین لذت نمی‌برد، او سعی نمی‌کند قوانین خود را برای ساخت یک هجوآمیز خوب انحصاری کند.

    با وجود موفقیت‌های نقدی و تجاری فیلمی که لیام نیسون در آن به ایفای نقش می‌پردازد، زوکر اخیراً اظهار کرد که فیلم تولیدی مک‌فارلین «کاملاً هدف را از دست داد» و این را به بودجه کلان این کمدی پارامونت نسبت داد.

    «برادرم جری و شریک‌مان جیم آبراهامز، پنجاه سال پیش به ساخت کمدی‌های هجوآمیز پرداختیم و سبک خاص خودمان را پایه‌گذاری کردیم — به‌طوری‌که کار به‌ظاهر آسان به‌نظر می‌رسید، واضح است»، او در گفت‌وگو با Woman’s World توضیح داد. «مردم شروع به تقلید از آن کردند، همانند سِث مک‌فارلین برای Naked Gun جدید. او کاملاً هدف را از دست داد.»

  • پریانکا: «سینما جشن در سرزمین تِلگو است»

    پریانکا: «سینما جشن در سرزمین تِلگو است»

    ستارهٔ بالیوود، پریانکا چوپرا جوناس، فضا را در حیدرآباد روشن کرد و با شور و هیجان به هواداران خوش‌آمد گفت.

    «سلام حیدرآباد! باید شب را با انرژی‌تان روشن کنیم»، او گفت و به فضای پرانرژی شهر تمجید کرد.

    او افزود: «در حیدرآباد، سینما جشن است و طرفداران تِلگو در همه‌جا فیلم‌ها را دوست دارند».

    در مورد اولین حضور بسیار مورد انتظارش در سینمای تِلگو، پریانکا اظهار داشت که خوش‌شانس است که جزئی از این پروژهٔ عظیم باشد.

    او گفت: «خوشحالم که با ماهش بابو و راجامولی وارد سینمای تِلگو می‌شوم. احساس خوش‌شانسی می‌کنم».

    پریانکا از کارگردان موسیقی م. م. کیراوانی به‌خاطر ترک پرفروش «سانچاری» تحسین کرد و گفت: «این فقط آغاز تعداد زیادی هیت‌های دیگر است».

    او سپس به ستارهٔ مالایالام پریتھیوراج ساکوماران، که نقش یک ضدقهرمان قدرتمند را بازی می‌کند، گفت: «در فیلم تو ترسناک به‌نظر می‌رسی، اما در زندگی واقعی تو بسیار مهربان و شیرین هستی».

    از تیم برای انتخاب نقش منداکانی تشکر کرد و گفت: «از اینکه من را برای فیلمی که فراتر از هر تصور ممکن است برگزیدید، متشکرم».

    او همچنین به هم‌بازی‌اش عشق ورزید و گفت: «ماهش بابو شگفت‌انگیز، افسانه‌ای و حتی از یک شیر قدرتمندتر است. من خانواده‌تان را دوست دارم؛ از اینکه من را مانند یکی از اعضای خانواده‌تان پذیرفتید، سپاسگزارم».

    پریانکا حتی به هواداران قول داد که به‌زودی تِلگو یاد می‌گیرد. «تا زمان پایان این فیلم، قادر خواهم بود به‌صورت روان به تِلگو صحبت کنم»، او اطمینان داد.

    او سخنرانی خود را با گفتار نمادین ماهش بابو از فیلم Dookudu — «Mind lo fix ayithe, blind ga veltā» — به پایان برد و جمعیت را به شور و هیجان انداخت.

  • «پلنگ سیاه ۳» رسماً فیلم بعدی راین کوگلر است

    به‌خواست‌تان، در نهایت کوگلر تأیید کرد: فیلم بعدی که روی پردهٔ بزرگ می‌آید، یک «پلنگ سیاه» دیگر خواهد بود.

    پلنگ سیاه
    © مارول استودیو

    به‌زودی به دنیای واکاندا بازمی‌گردیم؛ راین کوگلر اعلام کرده است که پلنگ سیاه ۳ پروژهٔ بعدی‌اش خواهد بود.

    در یک پانل دربارهٔ گناهکاران در رویداد Contenders Film به‌دست‌دادگان Deadline، نویسنده‑کارگردان تأیید کرد که سه‌قسطی «پلنگ سیاه ۳» «فیلم بعدی» در برنامهٔ اوست. اگر کسی به‌جز شما می‌پرسید، می‌گفتم: «نمی‌توانم تأیید یا رد کنم». اما ما به‌شدت روی آن کار می‌کنیم.

    راین کوگلر تأیید می‌کند که «پلنگ سیاه ۳» فیلم بعدی‌اش است #DeadlineContenders pic.twitter.com/15OH9hpMPY

    — Deadline (@DEADLINE) ۱۵ نوامبر ۲۰۲۵

    پرسش دربارهٔ این‌که آیا کوگلر به «پلنگ سیاه» باز خواهد گشت، هرگز وجود نداشته است؛ مسأله تنها «چه زمانی» بود. مارول چندین قهرمان دیگر دارد که منتظر دنباله‌هایشان هستند و مدتی در حاشیه مانده‌اند. با این حال، دو فیلم پلنگ سیاه عملکرد خوبی در گیشه داشته‌اند و شوری، ام‑باکو و نامور برای انتقام‌جویان: روز نابودی و جنگ‌های مخفی قطعی در برنامه‌اند. فیلم سوم تقریباً مسلم بود، به‌ویژه پس از نوامبر گذشته که دنزل واشنگتن به‌طرز شوخی اشاره کرد که کوگلر او را برای نقش مرموزی در نظر دارد؛ چیزی که کارگردان بعدها تأیید کرد.

    مارول پیش از این برنامه‌ای برای فیلم‌های نامعلومی از MCU که در چند سال آینده برنامه‌ریزی شده‌اند، به‌خصوص چهار فیلمی که انتظار می‌رود در سال ۲۰۲۸ منتشر شوند، اعلام کرده بود. می‌بینیم که پلنگ سیاه ۳ در برنامه کلی چه جایگاهی می‌گیرد و چگونه تحت تأثیر ماجراهایی که واکاندی‌ها در روز نابودی و جنگ‌های مخفی تجربه می‌کنند، قرار می‌گیرد. تا آن زمان، دو فیلم اول و مینی‌سریال انیمیشنی تازهٔ چشمان واکاندا بر روی Disney+ در دسترس‌اند. اما اگر به دنبال آثار بیشتری از کوگلر هستید، همیشه می‌توانید گناهکاران و نسخهٔ آیندهٔ او از پرونده X. را ببینید.

  • شین اونوی لنن مستند «جان و یوکو» و خاطرات خانوادگی را به اشتراک می‌گذارد

    مصاحبه‌های سینمایی

    آیلسا چانگ از NPR با شین اونوی لنن دربارهٔ آنچه مادرش به او آموخته است، و مستند جدید دربارهٔ والدین مشهورش، یک به یک: جان و یوکو. گفتگو می‌کند.

    آیلسا چانگ، میزبان: تنها نمایش کامل‌مدتی که جان لنن پس از جدایی بیتلز اجرا کرد، در سال ۱۹۷۲، کنسرت‌های «یک به یک» در مادیسن اسکوئیر گاردن نیویورک بود. این اجراها نور به شرایط بسیار نامناسب یک مرکز برای کودکان معلول انداختند. جان لنن و همسرش، یوکو او نو، به‌تازگی به ایالات متحده نقل مکان کرده بودند و یک مستند جدید به نام «یک به یک: جان و یوکو» به ۱۸ ماهی که در یک آپارتمان گرینویچ ویلیج زندگی می‌کردند و به فعالیت‌های سیاسی اختصاص دادند، می‌پردازد. این مستند هم‌اکنون در HBO به‌صورت استریم در دسترس است و پسرشان، شین اونوی لنن، تهیه‌کننده اجرایی فیلم بود. او می‌گوید اصل راهنمایی که پشت فعالیت‌های سیاسی والدینش بود، ساده بود.

    شین اونوی لنن: می‌دونی، صلح و عشق پاسخ هستند. در یک نقل قول معروف پدرم می‌گوید که نمی‌توان با خشونت با کسی مبارزه کرد، چون خشونت زبانی است که «قدرت‌ها» می‌فهمند. اما چیزی که آن‌ها نمی‌توانند تحمل کنند، عشق و شوخ‌طبعی است. به نظرم این دقیقاً تمام ماجرا را خلاصه می‌کند.

    چانگ: به‌نظر می‌رسید والدینش در فعالیت‌های سیاسی جدانشدنی بودند. منظورم این است که ترکیب اسم‌های جان و یوکو به‌تنهایی یک موجودیت مستقل داشت. بنابراین از شین پرسیدم که چقدر سخت بود برای مادرش هویتی جدا و متمایز از پدرش بسازد؟

    س. لنن: این یک داستان پیوسته بود که در تمام طول زندگی‌ام ادامه داشت و فکر می‌کنم یک پایان خوش دارد؛ چرا که در حدود یک دههٔ اخیر، روشن شد که جهان به تقدیر مادرم برای آنچه که اوست، رسیده است. اما می‌خواهم این نکته را کمی متفاوت بیان کنم؛ او نیازی به ساختن هویت نداشت، چون او یکی از قوی‌ترین و متمایزترین هویت‌ها را دارد که تا به حال در کسی ندیده‌ام.

    چانگ: (خنده).

    س. لنن: اما بیشتر این است که جهان باید به‌سوی شناخت او به‌عنوان همان‌که هست، پیش می‌رفت…

    چانگ: بله.

    س. لنن: …یا همان‌که او هست.

    چانگ: بله. برای کسانی که هنوز نمی‌دانند، یوکو او نو پیش از آشنایی با پدرتان یک کارنامه هنری بزرگ و پرجنب‌وجوش داشته است. در واقع، او همچنان این کارنامه بزرگ و پرشور را ادامه می‌دهد. به‌نظر می‌رسد که دید عموم نسبت به یوکو او نو بازنشانی واقعی پیدا کرده است؛ از زنی که به‌گمان باعث جدایی بیتلز شد تا زنی که همیشه چشم‌انداز هنری و صدای منحصر به‌فردی داشته و هنوز هم دارد، همان‌طور که اشاره کردید…

    س. لنن: خب، یک نکته‌ای که مادرم همیشه می‌گفت این بود که تمام انرژی منفی، همان‌طور که می‌دانید، نفرتی که به‌سوی یوکو وجود دارد، را می‌گیرد و می‌گوید این انرژی فقط انرژی است؛ می‌توان آن را به هر چیزی که می‌خواهید تبدیل کرد. او همیشه می‌گفت که این انرژی منفی را به چیزی مولد و خلاق تبدیل می‌کند. من او را در این کار می‌دیدم؛ هرگز این انرژی او را پایین نگرفت و هرگز مانع خلق و ارائهٔ خود او نشد. واقعا فکر می‌کنم این کار به او پاداش داده است. در نهایت، این باعث شد که احساس خوبی نسبت به زندگی‌ام داشته باشم، چون هرگز نمی‌دانید مردم چه زمانی به‌خوبی قدر شما را درک می‌کنند، اگر فقط ادامه دهید و تسلیم نشوید.

    چانگ: به نظرت هنوز بیشترین سوءتفاهم در مورد یوکو او نو چیست؟

    س. لنن: خوب، بیشترین سوءتفاهم این است که مردم فکر می‌کنند او نمی‌تواند آواز بخواند.

    (خنده)

    س. لنن: چون می‌خواهم بگویم…

    چانگ: شما باید این مستند را ببینید، دوستان…

    س. لنن: بله.

    چانگ: …چون بله، من با شما موافقم.

    س. لنن: راستی، می‌فهمم. من مردم را برای عدم قدردانی از سبک خاصی از صداهای آزمایشی مادرم سرزنش نمی‌کنم. اما نکتهٔ ناخوشایندی که به‌نظر من وجود دارد این است که این نوع پیشرو و صدای فریادآمیز او، به‌طور قابل‌توجهی زیبایی آهنگ‌های سنتی و زیبایی که او نیز می‌سراید، زیرساخت می‌کند.

    چانگ: بله.

    س. لنن: تقریباً هیچ‌کس این‌ها را نمی‌شنود چون به آن‌ها توجهی نمی‌شود. اما من فکر می‌کنم او به‌خوبی می‌خواند و می‌نویسد و جنبه‌های متعددی در واژگان موسیقی‌اش دارد.

    چانگ: می‌دانید، من تمام عمرم طرفدار بزرگ بیتلز بوده‌ام، اما تا وقتی این مستند را تماشا نکردم، هرگز صحنه‌ای از پدرتان که آهنگ «مادر» را می‌خواند، ندیده بودم. این آهنگ دربارهٔ احساس پدر شما نسبت به از دست دادن هر دو والدینش است، یک نوع فقدان متفاوت. تماشای چهرهٔ پدرتان در حین خواندن «مادر» برای من بسیار تأثیرگذار بود و من را به فکر دربارهٔ شما انداخت. احساس شما هنگام دیدن این اجرا که پدرتان به‌دنبال سوگ از فقدان والدینش می‌خواند، چطور بود؟ چون به‌وضوح، شما نیز باید از فقدان یکی از والدین‌تان سوگواری کنید. نظر شما دربارهٔ این موضوع چیست، چه چیزی را با پدرتان در مورد از دست دادن حداقل یک والدین به اشتراک گذاشتید؟

    س. لنن: خب، می‌دانید، باید بگویم این اجرا سنگین است، رفیق. این یک اجرای سنگین بود، به‌خصوص همان‌که به‌آن اشاره کردید. اما چیزی که بیشتر به یاد دارم این است که لحظه‌ای او کلید اشتباهی را روی وُرلِیتزر می‌زند و یک لبخند شیطنت‌آمیز می‌دهد…

    چانگ: (خنده).

    س. لنن: …و به‌نوعی به مخاطبان لبخند می‌زند، گویی این اشتباه را می‌پذیرد. این برای من خلاصهٔ پدرم است.

    چانگ: بله.

    س. لنن: حتی در جدی‌ترین لحظات، او همیشه می‌توانست شوخی کند یا شما را به خنده ‌بیندازد.

    چانگ: عشق و شوخ‌طبعی.

    س. لنن: بله، دقیقاً. بنابراین فکر می‌کنم این جوهرهٔ زیبایی مورد علاقه‌ام دربارهٔ جان و یوکو این است که آن‌ها دربارهٔ مسائل جدی صحبت می‌کنند، اما با شوخ‌طبعی و سرگرمی فراوان این کار را انجام می‌دهند. منظورم این است که به «پروتست در تخت» نگاه کنید، می‌دانید؟ خیلی خنده‌دار است. آن‌ها به‌طور واقعی…

    چانگ: (خنده) در تخت.

    س. لنن: آن‌ها در تخت بودند و همه به آن‌ها می‌خندیدند. حتی امروزه می‌بینم مردم دربارهٔ «پروتست در تخت» صحبت می‌کنند، می‌گویند آن‌ها خدمتکار داشتند و در حال اعتراض بودند. می‌پرسند چرا خودشان تخت‌ خود را نمی‌ساختند؟ من می‌گویم شما فقط به این کار افتادید…

    چانگ: درست.

    س. لنن: …چون تمام این کار برای جلب توجه به جنبش صلح بود. خنده‌دار بود و آن‌ها می‌دانستند که خنده‌دار است.

    چانگ: خب، تو و پدرت به‌طرز مشهور تاریخ تولد مشترکی یعنی ۹ اکتبر دارید؛ که به‌طور اتفاقی، شین، تاریخ تولد پدر من نیز ۹ اکتبر است.

    س. لنن: واقعاً؟

    چانگ: بله.

    س. لنن: جالب است.

    چانگ: بله. تو…

    س. لنن: آیا حس می‌کنید ویژگی‌های شخصیتی مشترکی میان شما وجود دارد؟

    چانگ: اوه خدای من! پدرم طرفدار بزرگ پدرت است. بله، پدرم می‌تواند به‌طور کامل در سنگین‌ترین لحظات جدی بخندد، حتی وقتی همه‌مان احساس سنگینی می‌کنیم (خنده).

    س. لنن: بله. بله.

    چانگ: پس یک ارتباط وجود دارد.

    س. لنن: بله.

    چانگ: اما می‌خواستم از تو بپرسم – تو اکنون ۵۰ ساله‌ای. تو یک دهه از سنی که پدرت در زمان مرگش داشت، بزرگ‌تر هستی.

    س. لنن: بله.

    چانگ: چقدر به این موضوع فکر می‌کنی، درباره این‌که چقدر طولانی‌تر از پدرت زندگی کرده‌ای؟

    س. لنن: کمی عجیب است. احساس می‌کنم – این یک چالش وجودی است چون او را که در اواخر سی‌سالگی‌اش بود می‌بینم و او را بزرگ‌تر از من می‌بینم. نمی‌توانم جلوی این را بگیرم. نمی‌دانم آیا این …

    چانگ: چون او پدرت است.

    س. لنن: …آیا این تغییر می‌کند؟ بله، دقیقاً. یا همان‌طور که می‌دانید، این شبیه به روشی است که مادرم به من نگاه می‌کند و هنوز من را کودک می‌بیند.

    چانگ: بله.

    س. لنن: …و این احساس به‌نظر می‌رسد هرگز تمام نمی‌شود. پس کمی دیس‌پوزیشن شناختی وجود دارد، بگویم. برایم سخت است باور کنم که من بزرگ‌تر از او بوده‌ام. ولی همچنین، به دلایلی، شاید ژن‌های ژاپنی‌ام یا هرچیز دیگری، احساس می‌کنم که شاید همچنان از او جوان‌تر به‌نظر می‌آیم.

    چانگ: آسیایی‌ها پیر نمی‌شوند.

    س. لنن: بله، دقیقاً. من می‌گویم «زردها پیر نمی‌شوند».

    چانگ: (خنده) این قافیه بهتر است.

    (خنده) بله، اما نمی‌دانم آیا این از نظر سیاسی صحیح است یا نه.

    چانگ: (خنده).

    (بخش صوتی آهنگ «مادر»)

    جان لنن: (می‌خواند) خداحافظ، خداحافظ.

    چانگ: شین اونوی لنن تهیه‌کننده اجرایی مستند جدید «یک به یک: جان و یوکو» است. خیلی خوشحالم که با تو صحبت کردم، شین. واقعاً همین‌طور بود.

    س. لنن: ممنون.

    (بخش صوتی آهنگ «مادر»)

    جان لنن: (می‌خواند) پدر، تو من را ترک کردی. اما من هرگز تو را ترک نکردم.

  • مدیر KISS درباره مستند تور وداعی آینده: 'شما یک سمت کاملاً متفاوت از KISS می‌بینید که تا به‌حال می‌دیدیم نیست'

    در یک پنل گفتگو که در تاریخ ۱۵ نوامبر در برنامهٔ “KISS Kruise: Landlocked In Vegas” در مجموعهٔ هتل و کازینو Virgin Hotels در لاس‌وگاس برگزار شد، مدیر طولانی‌مدت KISS Doc McGhee دربارهٔ وضعیت مستند تمام‌طولانیِ آینده که به تور وداعی پنج ساله و شامل ۲۵۰ تاریخ «End Of The Road» می‌پردازد، صحبت کرد؛ این تور در دسامبر ۲۰۲۳ با دو نمایش نمادین در Madison Square Garden نیویورک به پایان رسید.

    «ما همیشه سعی کرده‌ایم آنچه انجام می‌دهیم را به‌دقت به تصویر بکشیم»، McGhee گفت (به‌دست Clay Marshall برای BLABBERMOUTH.NET). «باید روش «پرنده‌ بر روی دیوار» (fly‑on‑the‑wall) را به کار می‌گرفتیم، زیرا اگر این کار را نکنیم، همه تبدیل به بازیگر می‌شوند و کار خسته‌کننده می‌شود. واقعاً باید راه‌حلی پیدا می‌کردیم و تنها راه این است که افرادی را داشته باشیم که به آن‌ها اعتماد کنیم تا تمام روز در کنار ما بنشینند و فیلم‌برداری کنند. ما این کار را به‌مدت پنج سال انجام دادیم — از سال ۱۹ آغاز کردیم — بنابراین برای ما مهم بود که از قالب معمول KISS/WWE دور بمانیم. KISS به نحوی شبیه WWE است — همیشه «روشن»‌اند و این‌چنین. می‌خواستیم تمام لحظات الهام‌بخش را به‌دست آوریم تا قلب KISS را ببینید. این کار زمان‌بر بود و ما هزاران ساعت از این مواد داریم. ما این‌ها را به‌مدت دو سال تدوین می‌کنیم تا چیز مناسب را پیدا کنیم و فکر می‌کنم ترکیبی عالی به‌دست آورده‌ایم. فکر می‌کنم وقتی آن را می‌بینید، سمت کاملاً متفاوتی از KISS می‌بینید که تا به‌حال به آن عادت نداریم. این پیوند را می‌بینید. فکر می‌کنم این تجربه فوق‌العاده‌ای خواهد بود که سپس ما را به بایوپیک (فیلم بلند پیش رو ‘Shout It Out Loud’) می‌برد و سپس به نمایش آواتار. در حال حاضر ستون‌های اصلی را برای آینده آماده کرده‌ایم.»

    مستند هنوز تاریخ انتشار تعیین نکرده است. McGhee توضیح داد: «یکی از چیزهایی که همیشه سعی می‌کنیم انجام دهیم این است که تا زمانی که آماده نباشیم، هیچ‌چیزی را منتشر نمی‌کنیم. چه نمایش آواتار باشد یا هر چیز دیگری، اگر طولانی‌تر شود، طولانی‌تر می‌شود. اگر این پروژه طولانی‌تر شود، طولانی‌تر می‌شود. اگر فیلم طولانی‌تر شود… ما این فیلم را هفت سال است که در حال ساخت آنیم. نیازی به ساخت یک فیلم نداریم و نیازی به ساخت یک مستند نداریم. ما باید یک مستند فوق‌العاده، یک نمایش آفاتار فوق‌العاده و بهترین فیلم موجود را بسازیم و فکر می‌کنم بهترین تیم را برای این کار داریم.»

    اگرچه این گروه دیگر به‌صورت فعال به تورهای زنده نمی‌پردازد، McGhee می‌گوید که پروژه‌هایی مانند مستند، نمایش آواتار و بایوپیک نشان می‌دهند که «پایان واقعی مسیر» برای KISS هنوز در چشم‌انداز نیست. «در دنیای امروز، فناوری‌ای که در اختیار داریم و تیم افرادی که جمع‌آوری کرده‌ایم، در واقع، جایی که فکر می‌کردم سرعت کارم کم می‌شود، من فقط سخت‌تر کار می‌کنم»، او با خنده گفت. «من بر این باورم که آنچه در دسترس داریم تا به جهان ارائه دهیم، به‌خصوص در زمینهٔ KISS، فراتر از همه ما ادامه خواهد یافت.»

    KISS سفر وداعی خود را در ژانویهٔ ۲۰۱۹ آغاز کرد ولی به‌دلیل همه‌گیری کووید‑۱۹ در سال ۲۰۲۰ مجبور به تعلیق شد.

    “End Of The Road” در ابتدا برای پایان در ۱۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۱ در شهر نیویورک برنامه‌ریزی شده بود. این تور پس از اجراى KISS از آهنگ کلاسیک “Detroit Rock City” در برنامهٔ “America’s Got Talent” در سپتامبر ۲۰۱۸ اعلام شد.

    McGhee از سال ۱۹۸۴ تا ۱۹۹۱ BON JOVI را مدیریت کرد؛ دوره‌ای که آن‌ها با آلبوم‌های “Slippery When Wet” و «New Jersey» به بزرگ‌ترین موفقیت‌های تجاری خود رسیدند. او همچنین در طول دههٔ ۱۹۸۰ MÖTLEY CRÜE را مدیریت کرد و به ایجاد Moscow Music Peace Festival در سال ۱۹۸۹ کمک کرد؛ این جشنواره ۱۰۰٬۰۰۰ نفر را جذب کرد و در ۵۹ کشور پخش شد.

    در سال ۱۹۹۵، McGhee مدیریت KISS را آغاز کرد و نظارت بر تجدید دیدار گروه با Ace Frehley و Peter Criss را بر عهده گرفت؛ این تجدید دیدار باعث شد که تور پربازدهٔ ۱۹۹۶ به‌دست آید. سال ۲۰۲۵ نشانگر سی‌امین سال فعالیت او به‌عنوان مدیر این گروه است.

    KISS آخرین اجرا در Madison Square Garden را همراه با خبری که چهار عضو گروه قصد دارند پس از جدایی به‌عنوان آواتارهای دیجیتال ادامه یابند، به‌تمام رساند. گروه در انتهای نمایش اعلام شگفت‌انگیزی کرد؛ خواننده/گیتاریست Paul Stanley به طرفداران گفت: «عشق و قدرت شما ما را جاودانه کرد. اکنون عصر جدید KISS آغاز می‌شود.» این کنسرت ۲۳ آهنگی همچنین به‌صورت زنده از طریق PPV.COM پخش شد.

    KISS بیش از ۲۵ سال پیش یک «تور وداعی» دیگر برگزار کرده بود. پس از یک وقفهٔ کوتاه، گروه از سال ۲۰۰۳ به‌صورت متناوب به تورپردازی ادامه داد.

    “KISS Kruise: Landlocked In Vegas” در تاریخ‌های ۱۴ تا ۱۶ نوامبر در Virgin Hotels لاس‌وگاس برگزار می‌شود.

    این رویداد ویژهٔ طرفداران KISS Army، که به‌صورت مشترک توسط Pophouse، Topeka و Vibee تولید می‌شود، به‌سیماى پنج‌دههٔ کاری گروه و پنجاهمین سالگرد KISS Army می‌پردازد. علاوه بر اجراهای «بدون نقاب» KISS، این هفته‌­‌آخر شامل حضور QUIET RIOT، Stephen Pearcy و Warren DeMartini برای اجرای موسیقی RATT، Bruce Kulick، Sebastian Bach، BLACK ‘N BLUE، KUARANTINE، School Of Rock و دیگران است.

    KISS پیش‌تر یک برنامهٔ مقیم ۱۲ برنامه‌ای در Planet Hollywood لاس‌وگاس در سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ تنظیم کرده بود، اما در نهایت تمام تاریخ‌ها لغو شد.

    KISS باس/خواننده Gene Simmons به Rolling Stone در مصاحبه‌ای در نوامبر ۲۰۲۳ گفت که کنسرت دوم Madison Square Garden از «End Of The Road» نشاندهنده «آخرین حضور KISS در میکاپ» خواهد بود.

  • فیلم‌سری تقلبی Malice یک «manny» از جهنم را بدون هیچ‌گونه ظرافتی به نمایش می‌گذارد

    جک وایت‌هال و دیوید دوچوونی در سری جدید بازی‌های ذهنی Prime Video به صحنه می‌آیند

    فیلم‌سری تقلبی Malice یک "manny" از جهنم را تقریباً بدون ظرافت به نمایش می‌گذارد

    هر برنامه‌ای که در آن دیوید دوچوونی نقش یک میلیاردر پر خودپسندی و خودسازگاری بیش از حد را ایفا می‌کند، حداقل شایستۀ نگاه است، نه؟ این بازیگر جذابیت طبیعی‌اش را از روزهای The X-Files به‌ارث برده و همان‌طور که تمام هواداران The Larry Sanders Show می‌دانند، می‌تواند بسیار شوخ‌طبع باشد. وقتی ظاهر و نحوهٔ ارائهٔ او را به آن اضافه می‌کنیم، این بازیگر باتجربه به‌خوبی برای پرداختن به شخصیتی مناسب است که عبارات بسیار نامناسب و توهین‌آمیز می‌گوید و آن را با جذابیتی مثل “من همان‌چیزی‌ام که هستم” به‌ظاهر می‌پوشاند؛ چیزی که به‌نظر می‌رسد (بر طبق زبان بدنش) همیشه کشنده است. “من نمی‌خواهم دختر زیبا و ۱۶ ساله‌ام در یک چادر توسط یک پسر صورت‌پیمپلیک، که بوی کتامین می‌گیرد و از ایتون می‌آید، به‌طریقی نامناسب لمس شود”، شخصیت او در Malice در یک صحنه‌ای در مقابل همان دختر، به بزرگسالان می‌گوید. “این در واقع یک بار نیم‌پرده‌ای بود”، او به‌ساده‌گی به یک افسر پلیس در حضور همسرش، نات (Game Of Thrones‘ Carice van Houten) توضیح می‌دهد. “نات و من قانونی داریم: ساکس خیانت نیست — حداقل این قانون من است”، او مستی‌وار با لبخندی به «مَنِی» جدیدی (واژهٔ او) به نام آدام (جک وایت‌هال، کمدین و خالق Bad Education) در همان کلاب استریپی که پیش‌تر ذکر شد، می‌گوید. او همچنین به‌طور مکرר به‌کوچکترش می‌گوید “ساکت شو”. متوجه می‌شوید.

    از همان دو دقیقهٔ اولیه می‌توانید درک کنید که دنیای جیمی، سرمایه‌گذار خطری که به‌نظر می‌رسد با آهنگ “Sweet Thing” میک جگر (در بین تمام آهنگ‌های ۱۹۹۳، چه‌کس، حتی خوانندهٔ استونز، این قطعه را این‌قدر دوست دارد؟) تکان می‌خورد، سرانجام فرو می‌ریزد؛ این امر Malice را به‌طرز تسکینی جذاب‌تر می‌کند. ما این‌را می‌دانیم چون این سریال از نویسنده جیمز وود (آداپتاسیون BBC One از رمان ایوِلین واو با عنوان Decline And Fall که جک وایت‌هال نیز در آن نقش داشت) به‌طرز واضحی می‌نویسد، با نشان دادن یک مار واقعی در علف‌های جزیرهٔ یونانی جیمی، جایی که خانواده‌اش با آدام ملاقات می‌کند و به‌سرعت تحت تأثیر او قرار می‌گیرد. اگر این تمثیل برای روشن شدن ما کافی نبوده باشد، می‌بینیم آدام هر بار که یکی از کارفرمایان جدیدش به او پشت می‌کند، نقش خود را رها می‌کند. (این صحنه به‌معنی «سگ چشم‌نگری» نیست—وایت‌هال در این زمینه به‌خوبی می‌آید—اما حتی بدون اینکه طرح‌های خود را به‌صوت بلند بگوید، نیت‌هایش به‌وضوح نمایان می‌شود.) افزون بر این، او یک مار دیگر هم دارد که به آن می‌گوید “برو و آشوبی ایجاد کن” با نگاهی تهدیدآمیز.

    می‌بینید، آدم قانع شده است که جیمی به نحوی به او صدمه زده است (دلیل دقیق آن تا زمان بسیار دیرتر این شش‌قسمت طولانی آشکار نمی‌شود) و برای نابود کردن او، به‌صورت مخفیانه نفوذ می‌کند و در زندگی او و عزیزانش، از جمله دوستان نزدیک (با بازیکریستین آدامز و رزا جافری)، و نیز همسر و فرزندانش دست‌کاری می‌کند. به‌زودی، آدم برای این کار از سم، یک چوب کریکت، مواد مخدر، مشروبات الکلی و عکس‌های مخرب استفاده می‌کند و خود نیز هنگامی که دیوارها به‌تدریج به او فشار می‌آورند، دچار اضطراب می‌شود. در نگاه اولیه، این ترکیب می‌تواند یادآور یک دنباله‌ داستانی دربارهٔ کلاهبردار مخفی‌شده در طبقهٔ بالا جامعه باشد، مشابه Ripley. اما حتی با داشتن منازل ساحلی دلنشین در Malice و زندگی‌گرایانهٔ طبقهٔ یک‌درصدی آدم، این احساس می‌شود که بیش از حد اغراق شده و نامناسب است. مینیسریال استیون زایلین بیشتر شبیه به یک مطالعهٔ صبورانه و هنرمندانهٔ شخصیت بود. و مقایسهٔ Malice با کمدی‌های تقلبی مانند The Cable Guy (یا فیلم‌های انتقام‌جو مانند Clifford که از ناامیدی‌های دههٔ ۹۰ هستند) صرفاً به‌دلیل اشتراک در خط داستانی مشابه، مشابه‌سازی بی‌معنی می‌شود. این برنامه بیشتر یک نمایش پر از نقطهٔ تعلیق است، به‌گونه‌ای اعتیادآور که شاید بخواهید تمام آن را در طول یک پرواز طولانی بپزید، اما پس از اتمام شاید نیازی به بحث دربارهٔ آنچه دیده‌اید با همراه سفرتان نداشته باشید.

    البته هیچ مشکلی در این یا هر برنامهٔ دیگری که برای پیشبرد سریع داستان متکی باشد وجود ندارد، و چندین پیچ‌وخم در Malice دوباره شما را جذب می‌کند. اما برخی از دیالوگ‌های چشم‌مریزونی و واضح این سریال سخت‌گیرانه‌اند. به‌عنوان مثال، دیالوگی بین شخصیت‌های وایت‌هال و آدامز را در نظر بگیرید که یک گروه از دوستان ثروتمند در حال جذب توسط این معلم خوش‌مشرب هستند:

    “درست است، پس زئوس در ناكسوس بزرگ شد. و همان‌جا است که، طبق اسطوره‌ها، در نقش یک قو، او Nemesis را فریب داده و به او تجاوز کرده است”

    “Nemesis، همان … الههٔ انتقام”

    “انتقام و قصور، بله. او فقط به تنبیه و خشونت محدود نبود. هدفش تعادل بود”

    Malice در تاریخ ۱۴ نوامبر روی Prime Video به‌ نمایش می‌رسد

  • فیلم لابوبو در دست‌ساخت سونی (انحصاری)

    استودیوی فیلم‌سازی این هفته قراردادی بسته تا پدیده اسباب‌بازی را به‌عنوان یک فیلم تمام‌طول توسعه دهد.

    یک مهمان کت چرمی روشن به رنگ زیتونی پوشیده که مچ‌سرپنبه‌اش طرح مار سبز دارد و از آستین بیرون می‌آید، یک حلقه نقره‌ای رنگ و مانیکور براق قرمز نوک‌تیز دارد؛ در عین حال کیف مینی با دسته بالای بوم منوگرام لوئی‌وی‌تون به رنگ قهوه‌ای، با دستگیره‌های موچیده از چرم واهتا طوسی، برچسب‌های چرمی، زیپ طلایی و قفل طلا، و طرح کدوی زرد‑نارنجی حمل می‌شود؛ دو نماد عروسکی لابوبو به کیف وصل شده‌اند — یکی یک عروسک کرمی با لباس نخی صورتی و کمان هماهنگ، دیگری عروسکی خاکستری‑آبی با گوش‌های خرگوش در لباس قهوه‌ای منوگرام گوچی GG که با نشان دو G سیاه و جزئیات طلایی تکمیل شده است. صحنه‌ای بیرون از Rotate، در هفتهٔ مد کپنهاگ، در تاریخ ۷ آگوست ۲۰۲۵ در کپنهاگ، دانمارک.
    دو نماد عروسکی لابوبوEdward Berthelot/Getty Images

    لابوبو، خط اسباب‌بازی‌های عروسکی از موجودات کمی نامرتب اما بامزه، می‌تواند به پردهٔ بزرگ سینما راه یابد.

    سونی پیکچرز، خانهٔ فیلم‌های Jumanji و از طریق بخش انیمیشن خود KPop Demon Hunters، حقوق تصویری این برند چینی عروسکی را به دست آورده تا فیلمی بسازد و در صورت موفقیت، یک فرنچایز راه‌اندازی کند.

    در این مرحله هیچ تهیه‌کننده یا فیلمساز به پروژه متصل نشده است، چرا که قرارداد تازه این هفته امضا شد. همچنین هنوز زود است بگوییم که فیلم پیشنهادی به‌صورت فیلم زنده یا انیمیشن خواهد بود.

    سونی نظری نداده است.

    طراحی توسط Kasing Lung، هنرمند هانگ‌کنگی‌زاد که در اروپا مستقر است، انجام شد و در ابتدا توسط How2 Work به‌عنوان بخشی از یک مجموعه فیگورهای هیولا ساخته شد. لابوبو پس از این که خرده‌فروشی چینی Pop Mart در سال ۲۰۱۹ تولید و توزیع آن را به‌عهده گرفت، سریعاً به محبوبیت رسید.

    چند سال طول کشید، اما لابوبو اخیراً به‌دلیل دو عامل اصلی به‌سرعت محبوب شد. اولین عامل این است که Pop Mart از فروش آن‌ها در «باکس‌های کور» (blind boxes) استفاده می‌کند؛ به این معنا که خریدار تا زمان باز کردن بسته نمی‌داند چه عروسکی به‌دست می‌آورد، که همین امر تقاضا را تحریک می‌کند. این رویکرد همچنین بازاری ثانویهٔ بسیار گرم ایجاد می‌کند؛ کلکسیونرها برای به‌دست آوردن عروسک‌های دلخواه هزینه‌های گزاف می‌پردازند، چه از طریق خرید آنلاین، فروش‌های پاپ‑آپ یا در فروشگاه‌های فیزیکی سنتی. نسخه‌های محدود و حراجی‌ها برخی اقلام را به قیمت شش‌رقمی رسانده‌اند.

    عامل دوم، پذیرش این اسباب‌بازی‌ها توسط برخی سلبریتی‌ها بود؛ به‌ویژهً لیسا، عضوی از گروه K‑pop بلک‌پینک، که در سال ۲۰۲۴ از آن‌ها به‌عنوان اکسسوری استفاده کرد.

    این اسباب‌بازی‌ها ابتدا در بازارهای جنوب‑شرق آسیا به‌عنوان یک حس‌پدیده شناخته شدند و سپس به‌سرعت در سرتاسر جهان گسترش یافتند. بنا بر گزارش‌ها، سود Pop Mart در اوایل امسال با افزایشی ۳۵۰ درصدی مواجه شد. لابوبو نام عروسک اصلی این خط است که همراه با شخصیت‌هایی چون رهبر Zimomo، همراه Mokoko و دوست‌پسر Tycoco از دیگر شخصیت‌ها تشکیل می‌شود.

    هنوز زود است بگوییم که لابوبو به‌مانند Beanie Babies از موج‌های مد گذرا عبور کند یا به‌مانند Hello Kitty ماندگار بماند.

    در حالی که پیش‌تر پروژه‌های هالیوودی الهام‌بخش اسباب‌بازی‌ها بودند، در دههٔ اخیر روند معکوسی رخ داد و اسباب‌بازی‌ها اکنون به‌سود تولید فیلم‌ها الهام می‌دهند. The Lego Movie که در سال ۲۰۱۴ به‌دست آمد، شاید یکی از نخستین برندهایی باشد که بدون داشتن داستان یا شخصیت‌های پیش‌ساخته، موفق به تولید یک اثر بزرگ توسط استودیوی معتبر شد و بازخوردهای مثبت منتقدان و موفقیت تجاری را به‌دست آورد. اخیراً Barbie نیز چنین الگویی را دنبال کرد؛ این فیلم بیش از یک میلیارد دلار درآمد جهانی کسب کرد و هشت نامزدی اسکار دریافت کرد. این هفته سونی و Mattel Films اعلام کردند که در حال توسعهٔ فیلمی بر پایهٔ View Master هستند.

  • فیلم رجنیکانت با کامال حسان به مانع جدی برخورد؛ کارگردان سوندار سی پس از اعلان، از پروژه کناره‌گیری کرد

    نوشته سانتانو داس

    Thalaivar 173: اوایل این ماه، کامال حسان به‌صورت رسمی اعلام کرد که فیلمی با حضور رجنیکانت خواهد ساخت و تمامی جزئیات آن را منتشر کرد.

    هواداران با شور و شادمانی فراوان واکنش نشان دادند که خبر رسمی دربارهٔ همپیوستگی رجنیکانت و کامال حسان پس از دهه‌ها منتشر شد. اما اکنون فیلم، پیش از شروع حتی تولید، با مانع جدی روبرو شده است. کارگردان سوندار سی که پیش‌تر به این پروژه متصل بود، تصمیم به کنار رفتن از فیلم گرفته است. همسر کارگردان، خوشبو سوندار، بیانیه رسمی را در حساب شبکه‌اجتماعی خود منتشر کرد و چند دقیقه پس از آن آن را حذف کرد.

    سوندار سی چند روز پیش به‌عنوان کارگردان فیلم اعلام شد.
    سوندار سی چند روز پیش به‌عنوان کارگردان فیلم اعلام شد.

    سوندار سی با اشاره به «شرایط غیرقابل اجتناب» از فیلم کناره‌گیری کرد

    بیانیهٔ رسمی سوندار سی اکنون توسط چندین کاربر در پلتفرم X به اشتراک گذاشته شده است. در این بیانیه نوشته شده: «با قلبی سنگین به اطلاع شما می‌رسانم که به‌دلیل شرایط پیش‌بینی‌نشده و غیرقابل اجتناب، تصمیم سختی گرفته‌ام تا از پروژه معتبر Thalaivar 173 کناره‌گیری کنم.»

    همچنین ادامه داد: «در زندگی، لحظاتی می‌آید که باید مسیر از پیش تعیین‌شده را طی کنیم، حتی اگر از آرزوهای‌مان فاصله داشته باشد. ارتباط من با این دو نماد برایم از دیرباز برقرار بوده و همیشه آن‌ها را در بالاترین احترام نگه می‌دارم. لحظات ویژه‌ای که در چند روز گذشته به‌اشتراک گذاشتیم، برایم برای همیشه گرامی خواهد ماند. آن‌ها به من درس‌های باارزشی آموخته‌اند و من همچنان به دنبال الهام و حکمت آن‌ها در مسیر پیشرفت خود خواهم بود.»

    «لطفاً عذرخواهی صادقانه من را بپذیرید»

    فیلمساز به رجنیکانت و کامال حسان عذرخواهی کرد و افزود: «اگرچه از این فرصت کنار می‌روم، همچنان به دنبال راهنمایی‌های تخصصی آن‌ها هستم. از صمیم قلب از هر دو برای در نظر گرفتن من برای این اثر بزرگ سپاسگزارم. لطفاً عذرخواهی صادقانه من را بپذیرید اگر این خبر برای کسانی که مشتاقانه منتظر این پروژه بودند، ناامیدکننده بوده است. من متعهد هستم که این کمبود را جبران کنم و وعده می‌دهم که همچنان سرگرمی‌هایی ارائه دهم که روحیهٔ شما را بالا نگه دارد.»

    سوندار سی در پایان نوشت: «از حمایت بی‌وقفه و درک شما صمیمانه سپاسگزارم. این برای من جهان معنا دارد و مشتاقم لحظات بیشتری را با هم بسازیم.»

    هر دو رجنیکانت و کامال از پیش از انتشار فیلم «کولی» به‌طرز چشمک‌زن همکاری خود را نشان می‌دهند. کامال آخرین بار در اثر «Thug Life» به کارگردانی مانی رتناّم حضور یافت و هم‌اکنون در حال فیلمبرداری برای پروژه‌ای است که هنوز اعلام نشده. هنوز هیچ‌اطلاع‌رسانی رسمی دربارهٔ کارگردان این فیلم صورت نگرفته است.