دسته: فیلم

  • Failed to load content from the source.

  • پس از دوران دی‌سی، زکری لِوی با ادامهٔ نمرهٔ قوی مخاطبان در Rotten Tomatoes، فیلم جدیدی عرضه می‌کند

    زکری لِوی با لبخند پهن روی فرش قرمز برای شازام
    زکری لِوی با لبخند پهن روی فرش قرمز برای شازام
    اعتبار: ماریو میتس/تصاویر کاور

    نفت سارا در Rotten Tomatoes با واکنش مثبت مخاطبان مواجه شده است. درام تاریخی که در اوایل قرن بیستم می‌گذرد، داستان دختر جوان سیاه‌پوست سارا رکتور (نایا دیسیر-جانسون) را دنبال می‌کند که قطعه‌ای از زمینی غنی از نفت به او واگذار می‌شود و او این زمین را در مقابل انواع افراد بی‌رحم دفاع می‌کند، با کمک یک جستجوگر نفتی مهربان تگزاسی به نام برت اسمیت (زکری لِوی).

    لِوی به‌خاطر حضور در مجموعه‌ای از فیلم‌های ابرقهرمانی شناخته شده است؛ شامل فیلم‌های دنیای سینمایی مارول ثور: جهان تاریک و ثور: راگناروک و همچنین فیلم‌های دنیای گسترده دی‌سی شازام! و شازام! خشم خدایان.

    اگرچه نفت سارا هنوز به‌دلیل کمبود نظرات منتقدان، نمرهٔ رسمی Tomatometer در Rotten Tomatoes را به دست نمی‌آورد، بیش از ۱۰۰ نظر کاربر به آن نمرهٔ ثابت ۹۷٪ از طرف مخاطبان در Popcornmeter بخشیده‌اند. اگرچه این نمره با افزودن نظرات جدید ممکن است تغییر کند، اما به‌اندازه‌ای بالا است که حتی اگر ۵ امتیاز یا بیشتر کاهش یابد، همچنان می‌تواند پس از رسیدن به آستانهٔ کافی نظرات، به وضعیت Verified Hot تبدیل شود.

    علاوه بر این‌که Popcornmeter تقریباً کامل است، اکثر نمرات فردی کاربران برای این فیلم نیز قوی هستند. اکثریت این نمرات، چهار‌نیم یا پنج ستاره از حداکثر پنج ستاره را به فیلم اختصاص داده‌اند. بسیاری از این نقدها بازیگری را به‌عنوان نکتهٔ برجسته در نفت سارا برجسته می‌دانند و توصیف‌های مکرر از گرم‌دلی و آموزندگی فیلم دریافت کرده است.

    این نمره بالای مخاطبان، روند قوی Rotten Tomatoes را برای لِوی از زمان پایان حضورش در DCEU با فیلم ۲۰۲۳ شازام! خشم خدایان ادامه می‌دهد. تا کنون، او در پنج فیلم پس از آن نقش‌آفرینی کرده است که عمدتاً نمرات نسبتا پایین در Rotten دریافت کرده‌اند؛ عبارتند از Spy Kids: Armageddon (۵۴٪)، Chicken Run: Dawn of the Nugget (۸۳٪)، Harold and the Purple Crayon (۲۷٪)، The Unbreakable Boy (۴۳٪) و نفت سارا (نامشخص).

    علیرغم اینکه این ستاره در جلب نظر منتقدان با دشواری مواجه است، او در میانهٔ یک مسیر امتیازهای Verified Hot در Popcornmeter قرار دارد که با فیلم ۲۰۲۴ Harold and the Purple Crayon (۸۹٪) آغاز شد. The Unbreakable Boy با نمرهٔ حتی بهتر ۹۷٪ ادامه داد و این امتیاز با نمرهٔ فعلی نفت سارا برابر است، که می‌تواند به‌زودی به وضعیت Verified Hot تبدیل شود.

    اگرچه به‌نظر می‌رسد مخاطبان و منتقدان دربارهٔ فیلم‌های جدید زکری لِوی به‌طور مستمر اختلاف نظر دارند، برای اینکه یک نقد کاربر در Rotten Tomatoes تأیید شود، کاربر باید بلیط تماشا را از طریق Fandango خریداری کرده باشد، شرکتی که مالک Rotten Tomatoes است.

    هر سه فیلم جدید او عملکرد متوسطی در گیشه داشته‌اند؛ به‌طوری که Harold کاملاً شکست خورد و ۳۲٫۲ میلیون دلار در مقابل بودجهٔ تخمینی ۴۰ میلیون دلار کسب کرد. پس از آن، The Unbreakable Boy تنها ۷٫۲ میلیون دلار درآمد داشت. هم‌اکنون پیش‌بینی می‌شود نفت سارا در رتبهٔ چهارم با درآمد آغازین حدود ۴٫۴ میلیون دلار ظاهر شود.

    اگرچه نفت سارا احتمالاً فیلمی با بودجهٔ بزرگ نبود و می‌توانست موفقیت گیشه‌ای خود را داشته باشد، اما این حقیقت که هر سه فیلم اخیر لِوی مخاطبان محدودی داشته‌اند، می‌تواند نشان‌دهندهٔ گروه‌های خود‌انتخابی باشد که عمدتاً به‌دلیل داشتن عناصری که برایشان جذاب بود، این فیلم‌ها را تماشا کرده و به‌طبع در ارزیابی‌هایشان نمره‌های مثبت فراوانی اختصاص داده‌اند.

    پوستر نفت سارا

    نفت سارا

    بازیگران

    • پرترهٔ زکری لِویزکری لِوی – برت اسمیت
    • تصویر جایگزین بازیگراننایا دیسیر-جانسون – سارا
    • پرترهٔ سونیکوا مارتین-گرینسونیکوا مارتین-گرین – رز
    • پرترهٔ گرت دیلاهنت در افتتاحیه لس آنجلس فیلم 'شیری' نتفلیکسگرت دیلاهنت – دیوَنن

    نفت سارا داستان واقعی سارا رکتور، دختری سیاه‌پوست آمریکایی در اوایل دههٔ ۱۹۰۰ در اوکلاهما را روایت می‌کند که نفت را در زمینی که به او اختصاص داده شده بود، کشف می‌کند. او با فشارهای خارجی از جانب کاوشگران نفت، به جامعه‌اش و جستجوگران نفتی تگزاسی تکیه می‌کند و در نهایت در سن ۱۱ سالگی به یکی از اولین میلیونرهای زن آمریکایی‑سیاه‌پوست کشور تبدیل می‌شود.

  • جعبه‌فیلم آخر هفته: «Predator: Badlands» صدر بازار را با رکورد جدید فرانچایز در عرضهٔ اولین مرحله به دست می‌آورد

    صحنه‌ای از فیلم «Predator: Badlands» استودیوهای 20th Century. عکاسی به‌دست‌اندرستان استودیوهای 20th Century. © 2025 استودیوهای 20th Century. تمام حقوق محفوظ است.

    نکات کلیدی

    درآمد کل سه‌روزهٔ آخر هفته:
    ۸۳٬۰۲۷٬۸۵۸ دلار | +۳۳٫۷٪ نسبت به هفتهٔ گذشته / +۱۷٫۱٪ نسبت به آخر هفتهٔ ۴۵، ۲۰۲۴

    در نهایت خبر خوشی داریم. فیلم Predator: Badlands استودیو 20th Century به‌طور برابر با فیلم موفق سال گذشته Alien: Romulus افتتاح شد و با ثبت رکورد ۴۰ میلیون دلاری برای فرنچایز، به‌همراه نقدهای مثبت و واکنش‌های خوشایند مخاطبان، دستاوردی چشمگیر کسب کرد. این فیلم تقریباً نیمی از کل فروش جعبه‌فیلم را تشکیل می‌داد؛ Badlands با کمک چند فیلم تازه‌وارد متوسط و عناوین مستحکم قبلی، اولین پیروزی سال به‌سال ما در زمینهٔ هفته‌ها را به ارمغان آورد و این رکورد در سال ۲۰۲۴ زمانی که Venom: The Last Dance برای سومین بار به صدر رسید، پیشی گرفت.

    • عنوان برتر: Predator: Badlands (20th Century) | $40M / 3,725 پرده / $10,738 PSA | هفته ۱
    • افتتاحیه برتر: Predator: Badlands (20th Century) | $40M / 3,725 پرده / $10,738 PSA | هفته ۱
    • بهترین PSA: Sentimental Value (Neon) | $200K / 4 پرده / $50,000 PSA | هفته ۱

    ۱. Predator: Badlands
    استودیوهای 20th Century | اخبار
    $40M هفتهٔ افتتاحیهٔ ۳ روزه | $80M کل جهانی

    پس از پیش‌بینی اولیه کم، فیلم Predator: Badlands استودیوهای 20th Century با تخمین ۴۰ میلیون دلار عرضهٔ ابتدایی بر روی 3,725 پرده و متوسط فروش هر پرده ۱۰,۷۳۸ دلار، به‌صورت چشمگیری موفق شد. اگرچه انتظار می‌رفت این فیلم به‌عنوان شمارهٔ ۱ بدون رقیب جدید اصلی باشد، این عملکرد حداقل ۱۰ میلیون دلار بیش از پیش‌بینی‌های ما بود. اگر این عدد تا دوشنبه ثابت بماند، به‌عنوان بزرگ‌ترین افتتاحیهٔ بدون تنظیم برای هر فیلمی در فرانچایز تقریباً چهارده‌سالهٔ «Predator» محسوب می‌شود و رکورد فیلم AVP: Alien Vs. Predator با ۳۸٫۲۹ میلیون دلار فروش داخلی در سال ۲۰۰۴ را می‌شکند.

    این فیلم همچنین در همان سطح فروش بازسازی ۲۰۲۴ «Alien: Romulus» (افتتاح ۴۲ میلیون دلار / متوسط فروش هر پرده ۱۰,۸۱۲ دلار) قرار دارد که نشانه‌ای مثبت برای سلامت هر دو فرنچایز است. همانند «Romulus»، «Badlands» در مسیر عبور از ۱۰۰ میلیون دلار در ایالات متحده است. این فیلم جدید همچنین باعث شد تا دیزنی به‌عنوان دومین استودیوی ۴ میلیارد دلاری در سال پس از Warner Bros. شناخته شود، با کسب ۴٫۰۷۰ میلیارد دلار در سطح جهانی.

    در ادامه می‌توانید نحوهٔ توزیع درآمد سه‌روزه را ببینید که شامل ۴٫۸ میلیون دلار پیش‌نمایش‌های پنج‌شنبه (بالای پیش‌نمایش پنج‌شنبهٔ «The Predator» که ۲٫۵ میلیون دلار بود)…

    • جمعه – ۱۵٫۶ میلیون دلار
    • شنبه – ۱۴٫۳ میلیون دلار
    • یکشنبه – ۱۰٫۱ میلیون دلار

    هر دو فیلم «Predators» (۲۰۱۰) و «The Predator» (۲۰۱۸) با حدود ۲۴ میلیون دلار بازده آغاز کردند و هر دو با درآمد ناامیدکنندهٔ ۵۱‑۵۲ میلیون دلار به پایان رسیدند؛ در حالی که این نسخهٔ جدید پیش از فریم بعدی این رقم را عبور خواهد کرد. بخشی از موفقیت «Badlands» می‌تواند منسوب به این باشد که این فیلم یک داستان مستقل و دسترس‌پذیر با ارتباط به فرنچایز «Alien» است و در عین حال با ردهٔ سنی PG‑13 مناسب نوجوانان و پیش‌دوران است. تاریخچهٔ تبدیل فرانچایزهای معمولاً با ردهٔ R به PG‑13 پر از شکست بوده است (مانند «Conan the Destroyer»، «RoboCop 3»، «Terminator: Salvation»، «Live Free or Die Hard» و غیره). با این حال، «AvP» دو دهه پیش قابلیت انعطاف در رده‌بندی را نشان داد؛ علاوه بر این کارگردان دن تراکتنبرگ صحنه‌ای از خشونت غیرانسانی کامل را به‌دقت طراح کرد تا با ردهٔ PG‑13 همخوانی داشته باشد و در عین حال شدت خاص سری را حفظ کند. حضور یک موجود فضایی و یک ربات به‌عنوان قهرمانان، عدم استفاده از الفاظ توهین‌آمیز (F‑Bomb) را نیز پنهان نگه داشت.

    شاید مهم‌ترین عامل، بازخورد دهان‌به‌دهنی بود. شایعات مثبت در شبکه‌های اجتماعی هم‌زمان با نزدیک شدن به جمعه گسترش یافت که تراکتنبرگ پس از پیش‌نمونهٔ مورد علاقهٔ Hulu به نام «Prey»، یک «home run» دیگر به‌دست آورده است. امتیاز انتقادی Rotten Tomatoes با وضعیت Certified Fresh ۸۵٪ بود، در حالی که امتیاز مخاطبان بیش از ۹۵٪ بود به‌علاوه بهترین نمرهٔ «A‑» در CinemaScore برای این فرنچایز. امتیاز PostTrak ۴٫۵ از ۵ ستاره بود؛ اما شگفت‌انگیزتر این بود که هر دو گروه کودک و والدین ۵ از ۵ ستاره دریافت کردند؛ امتیاز کلی ۹۱٪ مثبت بود.

    نحوهٔ تقسیم‌بندی فرمت‌ها به شرح زیر بود…

    ۲D – ۸۳٪

    ۲D سنتی – ۴۱٪
    ۲D PLF – ۲۶٪
    ۲D IMAX – ۱۳٪
    ۲D Motion – ۱٪
    ScreenX – ۲٪

    ۳D – ۱۷٪

    ۳D سنتی – ۸٪
    ۳D PLF – ۳٪
    ۳D IMAX – ۲٪
    ۳D Motion – ۴٪

    اگرچه نقش اصلی زنانه توسط ال فانیگ ایفا می‌شود، توزیع مخاطبان فیلم به‌سوی مردان (۷۳٪) نسبت به زنان (۲۷٪) متمایل بود. حتی با ردهٔ PG‑13 قابل دسترس، تنها ۶٪ از خریداران بلیت زیر ۱۷ سال بودند؛ در حالی که بیشترین سهم (۴۷٪) در گروه سنی ۱۸‑۳۴ ساله بوده است. هواداران مسن‌تر این فرنچایز نیز با یک‌چهارم جمعیت در رده سنی بالای ۴۵ سال حضور یافتند. توزیع دموگرافیک‌ها به‌صورت زیر بود…

    • سفیدپوست – ۴۰٪
    • هیسپانیک – ۲۸٪
    • آفریقایی‑آمریکایی – ۱۷٪
    • آسیایی – ۸٪
    • بومی آمریکایی/سایر – ۷٪

    در سطح جهانی، پیش‌بینی فروش ۸۰ میلیون دلاری «Predator: Badlands» نیز به‌عنوان بهترین رکورد برای این فرنچایز محسوب می‌شود و رکورد «The Predator» با ۷۳٫۵ میلیون دلار فروش جهانی در ۲۰۱۸ را می‌شکند. در بازارهای خارجی، درآمد برابر با بازار داخلی بود؛ ۴۰٫۰ میلیون دلار از ۵۲ کشور اصلی. در فرمت IMAX، این فیلم ۱۰٫۸ میلیون دلار در سطح جهان به دست آورد که ۵٫۹ میلیون دلار آن در شمال آمریکا (۱۵٪ از فروش داخلی) بود.

    Predator: Badlands – آخر هفتهٔ افتتاحیه
    ده بازار برتر خارجی

    چین | ۷٫۴ میلیون دلار
    انگلستان | ۳٫۲ میلیون دلار
    مکزیک | ۲٫۳ میلیون دلار
    فرانسه | ۱٫۸ میلیون دلار
    ژاپن | ۱٫۷ میلیون دلار
    استرالیا | ۱٫۶ میلیون دلار
    کره | ۱٫۶ میلیون دلار
    آلمان | ۱٫۵ میلیون دلار
    اسپانیا | ۱٫۴ میلیون دلار
    برزیل | ۱٫۱ میلیون دلار

    سایر عملکردهای قابل توجه

    فیلم واقعی «Sarah’s Oil» از آمازون/ام‌جی‌ام، دربارهٔ دختری سیاه‌پوست جوان در اوکلاهما در دههٔ ۱۹۰۰ که بر روی زمین خود نفت کشف می‌کند، دومین اکران تازه‌نمایش بزرگ آخر هفته بود؛ با ۴٫۴۵ میلیون دلار از ۲,۴۱۰ پرده و متوسط فروش هر پرده ۱٬۸۵۰ دلار. زکری لِوی و نایا دسیر‑جانسون در فیلم شمارهٔ ۴ به ایفای نقش می‌پردازند.

    فیلم سونی «Nuremberg» که به محاکمهٔ هِرمَن گوئینگ پس از جنگ جهانی دوم می‌پردازد، در رتبهٔ ۵ قرار گرفت؛ تخمین ۴ میلیون دلار از ۱,۸۰۲ پرده و متوسط فروش هر پرده ۲٬۲۲۰ دلار. نمرهٔ انتقادی ۶۸٪ بود، لذا انتظار دریافت جوایز اسکار زیادی نباید داشت؛ با این حال بازیگران برنده‌ جوایز اسکار «راسل کراو» و «رامی ملک» در نقش‌های اصلی حضور دارند.

    درام‌کمدی تاریک موبی «Die My Love» با حضور دو ستاره بزرگ جنیفر لاورس و رابرت پتینسون، در رتبهٔ ۸ آغاز شد اما هیچ تک‌نقشی نداشت؛ تنها ۲٫۸ میلیون دلار از ۱,۹۸۳ پرده و متوسط فروش هر پرده ۱٬۴۲۸ دلار. فیلم لین رامی نظرات نسبتاً مثبت دریافت کرد؛ نمره انتقادی Rotten Tomatoes ۷۷٪ بود، ولی نمره مخاطبان ۴۵٪ و CinemaScore به‌صورت فاجعه‌آمیز «D+» ارزیابی شد.

    آخر هفتهٔ بعدی

    شروع به گرم شدن اوضاع در فریم بعدی می‌شود؛ ابتدا پارامونت با شرط‌بندی بزرگ بر روی گلن پاول، که در اقتباس پرحرکت استیون کینگ به کارگردانی ادگار رایت، «The Running Man» (نسخهٔ قبلی آن در سال ۱۹۸۷ با حضور آرنولد شوارتزنگر) نقش پیشرو را ایفا می‌کند. گویی یک پروژهٔ پرهزینه کافی نبوده است؛ جسی ایزنبرگ و وودی هارلسون برای بار سوم در فیلم جادویی «Now You See Me: Now You Don’t» بازمی‌گردند. دو فیلم قبلی لاینز‌گیت به ترتیب با ۲۹ میلیون و ۲۲ میلیون دلار افتتاح شدند. کارگردان اوز پرکینز و برچسب مورد علاقه‌اش نیون، داستان ترسناک محدودی با نام «Keeper» را ارائه می‌دهند؛ این فیلم در حین توقف پروژهٔ موفق «The Monkey» ساخته شده است و ستارهٔ آن، تاتیانا ماسلنی، در آن حضور دارد.

  • فیلم زندگی‌نامه‌ای ورزشی جدید سیدنی سوئینی به روند ناامیدکننده گیشه در سال ۲۰۲۵ ادامه می‌دهد

    سیدنی سوئینی در حال لبخند زدن روی فرش قرمز برای فیلم «کریستی»
    سیدنی سوئینی در حال لبخند زدن روی فرش قرمز برای فیلم «کریستی»

    به نظر می‌رسد فیلم کریستی (Christy) قرار است به روند ناامیدکننده ستاره‌اش، سیدنی سوئینی، ادامه دهد. در این فیلم، ستاره فیلم «هر کسی جز تو» (Anyone But You) نقش کریستی مارتین، قهرمان واقعی بوکس را بازی می‌کند و بازیگرانی چون بن فاستر، کیتی اوبراین, ایتن امبری، جس گیبور و مریت ویور نیز در کنار او حضور دارند. نقدهای فیلم کریستی متوسط بوده و امتیاز ۶۶٪ را در وب‌سایت راتن تومیتوز برای آن به همراه داشته است.

    به گزارش وب‌سایت ددلاین، تا صبح روز شنبه، پیش‌بینی می‌شود فروش افتتاحیه سه روزه فیلم کریستی در گیشه داخلی به ۱.۲۵ میلیون دلار از ۲,۸۱۴ سالن سینما برسد. با این حساب، این فیلم در رتبه یازدهم و پس از «ترون: آرس» (Tron: Ares) کار خود را آغاز خواهد کرد. هرچند این احتمال وجود دارد که با افزایش فروش در روز شنبه، تا پایان آخر هفته به جمع ۱۰ فیلم برتر راه پیدا کند، اما این عملکرد همچنان به روند ناامیدکننده گیشه برای سیدنی سوئینی ادامه می‌دهد.

    دلیل این امر آن است که کریستی سومین فیلم متوالی این ستاره در سال ۲۰۲۵ است که با فروش سه روزه کمتر از ۲ میلیون دلار اکران می‌شود. فیلم‌های قبلی سیدنی سوئینی که چنین عملکردی داشتند، تریلر بقای «بهشت» (Eden) به کارگردانی ران هاوارد (که با ۱.۰۵ میلیون دلار در ۶۶۴ سینما اکران شد) و تریلر جنایی نئو-وسترن «آمریکانا» (Americana) (که با حدود ۵۰۰,۰۰۰ دلار در ۱,۱۰۰ سینما اکران شد) بودند.

    اگرچه این فیلم‌های سال ۲۰۲۵ به اندازه برخی از آثار قبلی سوئینی اکران گسترده‌ای نداشته‌اند، این بخشی از یک افت کلی در گیشه برای این ستاره از زمان موفقیت بزرگش با فیلم «هر کسی جز تو» در سال ۲۰۲۳ محسوب می‌شود. آن کمدی رمانتیک که گلن پاول نیز در آن ایفای نقش کرده بود، با بودجه‌ای ۲۵ میلیون دلاری به فروش خیره‌کننده ۲۲۰.۳ میلیون دلار دست یافت.

    با این حال، فیلم بعدی او، ابرقهرمانی پرهزینه «مادام وب» (Madame Web) در سال ۲۰۲۴، یک شکست تجاری بود و با بودجه ۱۰۰ میلیون دلاری، تنها ۱۰۰.۵ میلیون دلار فروش کرد. او این روند را با فیلم ترسناک «معصوم» (Immaculate) در سال ۲۰۲۴ ادامه داد که ۳۵ میلیون دلار فروش داشت؛ هرچند این رقم در مقایسه با بودجه ۹ میلیون دلاری فیلم، عملکرد بسیار بهتری محسوب می‌شد.

    در حالی که کریستی این روند منفی را ادامه می‌دهد، این واقعیت که پرفروش‌ترین افتتاحیه او در سال جاری تاکنون بوده، نشانه خوبی است. به احتمال زیاد، این ستاره سریال «سرخوشی» (Euphoria) به‌زودی در گیشه به روند صعودی بازخواهد گشت، زیرا او در فیلم آینده «خدمتکار» (The Housemaid) که در تاریخ ۱۹ دسامبر در سینماها اکران می‌شود، ایفای نقش می‌کند.

    در این فیلم تریلر به کارگردانی پل فیگ (کارگردان «یک لطف ساده») بازیگران دیگری چون آماندا سایفرد و برندون اسکلنار نیز حضور دارند. در حالی که سرنوشت نهایی کریستی هنوز نامشخص است، این واقعیت که «خدمتکار» از تیم بازیگری و عوامل پرستاره‌ای بهره می‌برد و بر اساس رمانی پرفروش از فریدا مک‌فادن ساخته شده است، به این معناست که دوره رکود سیدنی سوئینی در گیشه ممکن است پیش از پایان سال ۲۰۲۵ به پایان برسد.

    از پوشش خبری گیشه در ScreenRant لذت می‌برید؟ برای ثبت‌نام در خبرنامه هفتگی من (حتماً در تنظیمات خود گزینه «گیشه» را علامت بزنید) و دریافت تحلیل‌های اختصاصی، پیش‌بینی‌ها و موارد دیگر، روی لینک زیر کلیک کنید:

    ثبت‌نام کنید

  • رامی ملک با وجود بردن اسکار، برای گرفتن نقش در درام تاریخی جدید و جنجالی‌اش «جنگید»

    رامی ملک
    رامی ملک

    رامی ملک شاید برای ایفای نقش فردی مرکوری در فیلم «راپسودی بوهمی» (Bohemian Rhapsody) در سال ۲۰۱۸ جایزه اسکار را از آن خود کرده باشد، اما جدیدترین نقش او تفاوت چشمگیری با آن دارد. ملک در فیلم جدید «نورنبرگ» (Nuremberg) نقش داگلاس کلی را بازی می‌کند و به‌تازگی درباره سختی‌های به دست آوردن این نقش صحبت کرده است.

    «نورنبرگ» در تاریخ ۷ نوامبر در سینماها اکران شد و ملک در مصاحبه با Page Six درباره جدیدترین اثر سینمایی خود که راسل کرو نیز در آن حضور دارد، صحبت کرد. او به این رسانه گفت که چقدر برای به دست آوردن این نقش سختی کشیده است: «من خودم را برای این نقش پیش انداختم و مطمئنم بازیگران دیگری هم نامزد این نقش بودند، اما من واقعاً آن را دنبال کردم و برایش جنگیدم.»

    ملک افزود که اشتیاق او برای این نقش، یادآور روزهای آغازین فعالیتش در عرصه بازیگری بوده است. او گفت: «[این اشتیاق] مرا به یاد جوانی‌ام انداخت که نقش‌های کوچکی پیشنهاد می‌شد و آدم از خوشحالی سر از پا نمی‌شناخت. همین که آن احساس… از بین نرفته بود، کافی بود تا به من بگوید، ‘وای، این یک هنر جادویی است که ما فرصت داریم بخشی از آن باشیم’ و وقتی با داستانی مثل این روبرو می‌شوی، [این هنر] به شکلی استثنایی عمیق و تأثیرگذار می‌شود.»

    «نورنبرگ» یک درام تاریخی است که بر اساس کتاب «نازی و روانپزشک» نوشته جک الهای ساخته شده است. در این فیلم، ملک نقش داگلاس کلی، روانپزشکی را بازی می‌کند که وظیفه دارد تشخیص دهد آیا هرمان گورینگ (با بازی کرو) از نظر قانونی صلاحیت روانی برای محاکمه در دادگاه نورنبرگ را دارد یا خیر. در نهایت، گورینگ در تمام اتهامات، از جمله جنایت علیه بشریت، گناهکار شناخته و به اعدام با طناب دار محکوم شد. اما پیش از اجرای حکم، او با کپسول سیانید پتاسیم خودکشی کرد.

    ملک همچنین اعتراف کرد که پیش از گرفتن این نقش، اطلاعات زیادی درباره این موضوع نداشته است. او گفت: «فکر می‌کنم به اندازه هر کسی که تاریخ خوانده، در این باره می‌دانستم.» او افزود که پس از خواندن کتابی که فیلم بر اساس آن ساخته شده، «بلافاصله مجذوب» داستان شده است. او گفت: «می‌دانستم که این داستان می‌تواند به یک فیلم شگفت‌انگیز تبدیل شود.»

    این فیلم منتقدان و تماشاگران را دو دسته کرده است

    فیلم نورنبرگ
    فیلم نورنبرگ

    این فیلم از هم‌اکنون باعث ایجاد دودستگی میان تماشاگران و منتقدان شده است. در وب‌سایت راتن تومیتوز، «نورنبرگ» امتیاز ۶۸ درصدی منتقدان را دارد، اما امتیاز بسیار بالاتر ۹۸ درصدی تماشاگران را به دست آورده است. این فیلم در این وب‌سایت نقد و بررسی، نزدیک به ۱۰۰ نقد از منتقدان و بیش از ۱۰۰ امتیاز از سوی تماشاگران دریافت کرده است. نشریه دیلی بیست گفته که «نورنبرگ» با وجود «نیت خیر»، «داستان واقعی خود را با لعابی هالیوودی و پیش‌پاافتاده پوشانده است.»

    رسانه Asynchronous Media در نقد خود در راتن تومیتوز نوشت: «نورنبرگ بازی استثنایی راسل کرو و دیدگاه‌های جالب درباره شکل‌گیری دادگاه‌های نورنبرگ را فدای مجموعه‌ای بی‌ارزش از کنایه‌های قابل‌هضم و تشابهی سطحی با فضای سیاسی مدرن کرده است.» با این حال، وب‌سایت Screen Zealots در نقد خود این فیلم را «روایتی هوشمندانه و تأثیرگذار از یکی از مهم‌ترین محاکمات حقوقی تاریخ» توصیف کرده است.

    نظرات تماشاگران در راتن تومیتوز عمدتاً مثبت بوده است. یکی از کاربران به نام ecmartinson نوشت: «واقعاً فکر می‌کنم رامی ملک در نقش داگلاس کلی عالی بود.» کاربر دیگری به نام inna k نیز افزود: «روایتی تاریخی و عالی از دادگاه‌های نورنبرگ. بازیگری فوق‌العاده و یک درس تاریخ عالی که در مدارس تدریس نمی‌شود.»

    «نورنبرگ» توسط جیمز وندربیلت نوشته و کارگردانی شده است و علاوه بر ملک و کرو، بازیگرانی چون جان اسلتری، مارک اوبراین، کالین هنکس، ورن اشمیت، لیدیا پکهام، ریچارد ای. گرانت و مایکل شنون نیز در آن ایفای نقش می‌کنند. این فیلم اولین نمایش جهانی خود را در سپتامبر ۲۰۲۵ در جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو تجربه کرد و با استقبال مثبتی روبرو شد.

    فیلم «نورنبرگ» هم‌اکنون در سینماها در حال اکران است.

  • گیشه: «غارتگر: بدلندز» شکار را با افتتاحیه ۱۵.۶ میلیون دلاری آغاز کرد

    گیشه فیلم غارتگر بدلندز
    Walt Disney Studios Motion Pictures / Courtesy Everett Collection

    قسمت جدید مجموعه علمی-تخیلی «غارتگر: بدلندز» (Predator: Badlands) در صدر جدول گیشه قرار گرفته است، در حالی که مجموعه‌ای از فیلم‌های جدید با مخاطب بزرگسال مانند «بمیر عشق من» (Die My Love) با بازی جنیفر لارنس، «کریستی» (Christy) با بازی سیدنی سوئینی و «نورنبرگ» (Nuremberg) با حضور راسل کرو و رامی ملک، در رتبه‌های پایین‌تر جدول کار خود را آغاز کرده‌اند.

    این قسمت از مجموعه «غارتگر» با احتساب فروش روز جمعه و پیش‌نمایش‌ها در ۳۷۲۵ سالن سینما، به فروش ۱۵.۶ میلیون دلاری دست یافت. این رقم، فیلم را در مسیری قرار می‌دهد که بسیار فراتر از پیش‌بینی‌های اولیه ۲۵ تا ۳۰ میلیون دلاری ظاهر شود. برای مقایسه، «بیگانه: رومولوس» (Alien: Romulus) — یکی دیگر از مجموعه‌های علمی-تخیلی احیا شده توسط دیزنی پس از ادغام با استودیوی فاکس قرن بیستم در سال ۲۰۱۹ — در ماه اوت ۲۰۲۴ به افتتاحیه ۴۲ میلیون دلاری دست یافته بود.

    «غارتگر: بدلندز» حتی این شانس را دارد که اگر در روز شنبه فراتر از انتظار ظاهر شود، به پرفروش‌ترین افتتاحیه تاریخ مجموعه «غارتگر» در سینماها تبدیل شود. این رکورد در حال حاضر با ۳۸ میلیون دلار در اختیار فیلم مشترک «بیگانه علیه غارتگر» (Alien vs. Predator) محصول سال ۲۰۰۴ است. البته باید توجه داشت که مجموعه «غارتگر» در سال‌های اخیر از پرده سینماها دور بوده است. دو قسمت آخر آن — پیش‌درآمد «شکار» (Prey) محصول ۲۰۲۲ و انیمیشن آنتولوژی «غارتگر: قاتل قاتلان» (Predator: Killer of Killers) محصول امسال — مستقیماً در هولو و دیزنی پلاس منتشر شدند. کارگردان دن تراکتنبرگ که هر دو فیلم قبلی را ساخته بود، برای کارگردانی «بدلندز» با درجه‌بندی سنی PG-13 نیز بازگشته است. در این فیلم دیمیتریوس شوستر-کولاماتانگی در نقش یک غارتگر جوان و رانده‌شده و ال فانینگ در نقش همراه اندرویدی بدون پایش به ایفای نقش می‌پردازند.

    دیزنی ۱۰۵ میلیون دلار برای تولید «غارتگر: بدلندز» و مبالغ بیشتری برای بازاریابی آن هزینه کرده است. این بودجه قابل توجهی است، اما بسیار کمتر از بودجه ۱۸۰ میلیون دلاری است که این استودیو برای فیلم علمی-تخیلی ناموفق اخیر خود، «ترون: آرس» (Tron: Ares) صرف کرد. «بدلندز» از افتتاحیه ۳۳ میلیون دلاری «آرس» فراتر خواهد رفت و همچنین نقدهای بهتری برای تقویت تبلیغات دهان‌به‌دهان در هفته‌های آینده در اختیار دارد. مخاطبان نیز از فیلم استقبال کرده‌اند، به‌طوری‌که مؤسسه نظرسنجی سینمااسکور بر اساس رأی تماشاگران اولیه، به آن امتیاز «A-» داده است.

    در میان دیگر اکران‌های گسترده این هفته، «نفت سارا» (Sarah’s Oil) محصول استودیوی آمازون ام‌جی‌ام بهترین عملکرد را داشته و پس از کسب ۱.۷ میلیون دلار در روز جمعه و پیش‌نمایش‌ها در ۲۴۱۰ سالن، در مسیر کسب جایگاه چهارم جدول است. پیش‌بینی می‌شود فروش آخر هفته آن به ۴.۴ میلیون دلار برسد. این درام با درجه‌بندی سنی PG که داستانش در اوایل دهه ۱۹۰۰ می‌گذرد و درباره یکی از اولین زنان سیاه‌پوستی است که میلیونر شد، محصول واندر پراجکت و کینگدام استوری است. منتقدان زیادی آن را نقد نکرده‌اند، اما سینمااسکور بالاترین امتیاز ممکن یعنی «A+» را به آن داده است.

    شرکت سونی پیکچرز کلاسیکس درام دادگاهی تاریخی «نورنبرگ» را پس از نمایش اولیه در جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو در ماه سپتامبر، در ۱۸۰۲ سالن سینما اکران کرده است. این فیلم برای کسب جایگاه پنجم رقابت می‌کند و در روز جمعه و پیش‌نمایش‌ها حدود ۱.۴ میلیون دلار فروش داشته است. نقدهای این اثر تاریخی به کارگردانی جیمز وندربیلت عمدتاً مثبت هستند، اما به سختی می‌توان آن را محبوب منتقدان دانست. سونی پیکچرز کلاسیکس در ماه ژوئن حقوق پخش این فیلم را از تهیه‌کنندگان آن یعنی والدن مدیا و بلواستون انترتینمنت خریداری کرد.

    در همین حال، شرکت موبی فیلم «بمیر عشق من» به کارگردانی لین رمزی و با بازی جنیفر لارنس و رابرت پتینسون را در ۱۹۸۳ سالن سینما به نمایش درآورده است. این گسترده‌ترین اکران تاریخ این شرکت مستقل‌محور است که سال گذشته فیلم «ماده» (The Substance) را در ۱۹۴۹ سالن اکران کرد و به افتتاحیه ۳.۲ میلیون دلاری رسید. آن فیلم ترسناک در نهایت به فروش داخلی ۱۷ میلیون دلار و فروش جهانی ۷۷ میلیون دلار دست یافت و به یکی از مدعیان مهم فصل جوایز تبدیل شد.

    امید است که موبی چشم‌انداز بلندمدت مشابهی برای «بمیر عشق من» داشته باشد که در روز جمعه و پیش‌نمایش‌ها حدود ۱ میلیون دلار فروش داشته است. این شروع ضعیفی است، با توجه به اینکه این شرکت در معامله‌ای که پر سر و صداترین قرارداد جشنواره فیلم کن امسال بود، این درام پرستاره را به قیمت ۲۴ میلیون دلار خریداری کرد. مخاطبان عام از این فیلم هنری استقبال نکرده‌اند و سینمااسکور امتیاز افتضاح «D+» را برای آن ثبت کرده است.

    شرکت بلک‌بر پیکچرز که در خطر قرار گرفتن در خارج از ده فیلم برتر جدول است، اولین تجربه خود را به‌عنوان یک توزیع‌کننده با اکران «کریستی» با بازی سیدنی سوئینی در نقش بوکسور کریستی مارتین آغاز کرده است. این درام که در ۲۰۱۱ سالن سینما اکران شده، با فروش تقریبی ۶۷۰ هزار دلاری در روز جمعه و پیش‌نمایش‌ها، شروع بسیار آرامی داشته است. بلک‌بر سعی داشته تا با نمایش اولیه در جشنواره تورنتو، «کریستی» را به‌عنوان یک مدعی اسکار بهترین بازیگر زن معرفی کند. نقدهای این فیلم نیز مانند «نورنبرگ» قابل احترام اما نه چندان فوق‌العاده هستند. تماشاگران با دادن امتیاز «B+» در سینمااسکور، از فیلم رضایت داشته‌اند.

    به نظر می‌رسد جایگاه دوم به درام «پشیمانی از تو» (Regretting You) از شرکت پارامونت برسد که در روز جمعه ۲.۲ میلیون دلار دیگر فروخت و پیش‌بینی می‌شود با افت ناچیز ۷ درصدی، سومین آخر هفته خود را با فروش ۷.۳ میلیون دلاری به پایان برساند. این اقتباس از کتاب کالین هوور از زمان اکران، فروش پایداری داشته و انتظار می‌رود تا پایان روز یکشنبه به فروش داخلی ۳۸ میلیون دلاری برسد.

    در جایگاه سوم، «تلفن سیاه ۲» (Black Phone 2) از شرکت یونیورسال در روز جمعه ۱.۵ میلیون دلار کسب کرد و پیش‌بینی می‌شود در چهارمین هفته اکران خود با افتی تنها ۳۸ درصدی نسبت به هفته قبل، ۵.۲ میلیون دلار بفروشد. انتظار می‌رود فروش داخلی این دنباله از شرکت بلوم‌هاوس تا پایان یکشنبه به ۷۰ میلیون دلار برسد که کمی از قسمت قبلی خود در سال ۲۰۲۲ (۷۲ میلیون دلار پس از چهار هفته) عقب‌تر است.

    فیلم مهیج و آدم‌ربایی «بوگونیا» (Bugonia) از شرکت فوکس فیچرز برای کسب جایگاه پنجم رقابت می‌کند. این فیلم در روز جمعه ۱.۱ میلیون دلار فروخت و پیش‌بینی می‌شود در دومین آخر هفته اکران گسترده خود با افت ۲۶ درصدی به فروش ۳.۷ میلیون دلاری دست یابد. این همکاری مجدد یورگوس لانتیموس و اما استون باید تا پایان یکشنبه به مجموع فروش داخلی ۱۲.۵ میلیون دلاری برسد.

  • جیکوب الوردی درباره این‌که روتین آرایشی ۱۱ ساعته برای «فرانکشتاین» چرا «زمان مناسب» بود، توضیح می‌دهد | ویدیو

    این بازیگر در نقش موجود در اقتباس گیلرمو دل‌تورو بازی می‌کند

    جیکوب الوردی (برنامه The Tonight Show به میزبانی جیمی فالون)
    جیکوب الوردی (برنامه The Tonight Show به میزبانی جیمی فالون)

    جیکوب الوردی از ۱۱ ساعت صرف‌شده برای تبدیل کامل به نقش «فرانکشتاین» راضی بود — حتی اگر تمام این زمان پیش از این بود که بتواند صحنه‌ای را در نقش خود فیلم‌برداری کند.

    در حضورش در برنامهٔ The Tonight Show به میزبانی جیمی فالون در روز جمعه، الوردی گفت تجربهٔ طولانی در صندلی آرایش برای او زمان کافی فراهم کرد تا به‌طور کامل در نقش غوطه‌ور شود.

    «خب، در واقع، این مدت زمان تقریباً ایده‌آل بود. در زمان فیلم‌برداری این‌قدر زمان برای غوطه‌ور شدن در نقش ندارید»، او توضیح داد.

    او افزود: «خب، این زمان دقیقاً مناسب بود تا بتوانم تا حدودی همهٔ این چیزها را پشت سر بگذارم و تبدیل به چیزی دیگر شوم، گمان می‌کنم. امیدوارم.»

    از این بازیگر پرسیده شد که دربارهٔ راه رفتن خود در فیلم چه فکر می‌کند، چیزی که برای شخصیتش توسعه داده بود.

    «اول از همه، به این فکر کردم که چطور احساس می‌شود وقتی می‌خواهی پای‌ات را از حالت خستگی بیدار کنی، در حالی که مدت طولانی روی آن نشسته‌ای»، او گفت. «و این‌که مغزت به آن گوش نمی‌دهد. مسائلی از این‌دسته، مثلاً پای شخص دیگری چگونه روی بدنت حرکت می‌کند؟»

    او همچنین با یک معلم بُوتو کار کرد که به او کمک کرد تا رقص ژاپنی بُوتو، که معمولاً موضوعات تاریک‌تری دارد، درک کند و از آن برای توسعهٔ حرکات شخصیتش بهره برد.

    مصاحبهٔ جیکوب الوردی را در ویدیوی بالا ببینید.

  • نگاه کنید، بازگشت خونین ‘کیِل بیل’ به سینماها در ماه آینده

    برای اولین بار، دو فیلم ‘کیِل بیل’ سرانجام در یک فیلم ترکیبی چهار ساعتهٔ دسامبر به نام ‘ماجرای خونین کامل’ گرد هم آمده‌اند.

    کیِل بیل – اومه تورمن
    © Lionsgate

    اگر به دنبال چیزی برای انتظار در این فصل تعطیلات هستید، کوئنتین تارانتینو کیِل بیل دوسِری دوباره در سینماها به‌صورت فیلم ترکیبی، ماجرای خونین کامل.

    از 5 دسامبر، “حماسهٔ تک، بدون رده‌بندی” می‌تواند یا در فرمت 35 یا 70 میلی‌متری تماشا شود و شامل یک صحنهٔ انیمه‌ای پیش از این ندیده‌ شده از Production I.G که به خاطر گست در شِل مشهور است. چون دو فیلم در یک اثر ترکیب شده‌اند، ماجرای خونین کامل بیش از چهار ساعت طول می‌کشد، اما نگران نشوید: لاینس‌گیت یک استراحت ۱۵‑دقیقه‌ای در برنامه دارد. همچنین به نام خود وفادار می‌ماند و خیلی خون‌آلود، که می‌توانید در تریلر زیر مشاهده کنید.

    در سال‌های 2003 و 2004 منتشر شدند، فیلم‌های کیِل بیل به بازی اومه تورمن در نقش بیترکس کیدو، یک آدم‌کش پیشین که پس از آنکه هم‌دست‌هایش از گروه «مارهای مرگبار» سعی کردند در شب عروسی‌اش او و فرزند نوزادش را بکشند، به دنبال انتقام می‌گردد. این فیلم‌ها از فیلم‌های کونگ‌فو دههٔ 1970 الهام گرفته‌اند و بازیگرانی چون ویویکا ای. فاکس، لوسی لیو و دیوید کارادین (متوفی) در آن حضور دارند؛ هر دو فیلم نقدهای مثبت دریافت کردند و تورمن برای هر دو نامزد جایزه گلدن گلوب شد. آنها همچنین درآمد زیادی کسب کردند—$180.9 میلیون برای فیلم اول و $150.3 میلیون برای فیلم دوم، به‌طوری که فیلم اول بالاترین فروش‌هفتهٔ افتتاحیه در کارنامه تارانتینو را به‌دست آورد.

    تارانتینو پیش از این ماجرای خونین کامل را چند بار به نمایش گذاشته بود، اما این بار برای اولین بار به‌صورت سراسری اکران می‌شود. او همچنین اشاره کرده که مایل به ساخت فیلم سوم است و در سال 2021 گفت دوست دارد دختر واقعی تورمن، مایا هاوک، را به‌عنوان نسخهٔ بزرگسال دختر بیترکس، بی.بی، در حالی که از دست آدم‌کش‌ها فرار می‌کنند، حضور دهد. اما از آنجایی که او ظاهراً پس از فیلم دهم خود بازنشسته می‌شود، شاید این برنامه در سرنوشتی نباشد؛ همان‌طور که انتشار خانگی برای ماجرای خونین کامل نیز ممکن است وجود نداشته باشد.

    بلیت‌های کیِل بیل: ماجرای خونین کامل به‌زودی افزایش خواهند یافت.

  • بازاریابی هتل‌های EDITION: کاش من هم اینقدر مطمئناً خیال‌پردازی می‌کردم

    قصد ندارم گستاخ و بی‌ادب باشم، اما کنجکاوم بدونم آیا من تنها کسی هستم که این حس رو دارم؟

    بازاریابی EDITION واقعاً آزاردهنده و دور از واقعیته

    به عنوان کسی که عاشق صنعت هواپیمایی و هتلداریه، طبیعتاً به نحوه بازاریابی برندهای مسافرتی خیلی علاقه‌مندم. می‌فهمم که به طور کلی، تبلیغات و موقعیت‌یابی برندها باید الهام‌بخش باشه و کمی اغراق کنه، اما گاهی شرکت‌ها از خط قرمز عبور می‌کنن.

    برای مثال، اخیراً در مورد همکاری دلتا با سرآشپز ژوزه آندرس برای وعده‌های غذایی داخل پرواز نوشتم. عالیه. اما چیزی که کمتر عالی بود، روش‌های مسخره‌ای بود که دلتا این همکاری رو تبلیغ کرد؛ جایی که شرکت هواپیمایی ادعا کرد (نه سرآشپز) که “کیوریتور تجربیات طعمی” است و “در لبه پیشرو نوآوری‌های آشپزی” قرار داره. لطفاً، بس کنید!

    به هر حال، در این پست می‌خوام در مورد معادل هتلداری دلتا در این زمینه حرف بزنم — منظورم EDITION هست. EDITION یکی از برندهای “لوکس” ماریوت هست و معمولاً جنجالیه، چون به نظرم برندی هست که وعده‌های بزرگ می‌ده اما تحویلش کمتر از انتظاره.

    اخیراً یک شب رو در هتل سنگاپور EDITION گذروندم که کاملاً دلپذیر بود. یک EDITION معمولی بود و من EDITION رو برندی نسبتاً تکراری و بدون تنوع زیاد بین شعبه‌های جهانی می‌دونم.

    با این حال، چیزی که نتونستم ازش بگذرم، این بود که هتل چطور خودش رو به عنوان بهترین چیز تاریخ جا زده. وقتی وارد اتاق می‌شید، تلویزیون یک پیام خوشامدگویی نمایش می‌ده. به جای چیزی مثل “خوشامدید، امیدواریم اقامت خوبی داشته باشید، اگر کاری نیاز داشتید بگید تا بهترش کنیم”، پیام اساساً بهتون می‌گه که چطور باید در مورد اقامتتون احساس کنید:

    • “این هتل یک واحه جادویی از سبک زندگی لوکس واقعی است که هنوز در سنگاپور ندیده شده”
    • “حتی قبل از ترک هتل، خودتون رو در حال برنامه‌ریزی برای بازگشت پیدا می‌کنید”
    • “از اقامتتون در نسل جدیدی از سبک زندگی لوکس که قبلاً در سنگاپور ندیده شده، لذت ببرید”
    پیام خوشامدگویی تلویزیون در سنگاپور EDITION
    پیام خوشامدگویی تلویزیون در سنگاپور EDITION

    برای ثبت، پایین عکس اتاق من رو می‌بینید. کسی تحت تأثیر قرار می‌گیره؟

    اتاق مهمان سنگاپور EDITION
    اتاق مهمان سنگاپور EDITION

    قصد ندارم فقط این هتل رو هدف بگیرم، چون واقعاً خوب بود. اما چیزی که ازش متنفرم، اینه که برند EDITION مدام بهتون می‌گه بهترین و اصیل‌ترین چیز روی زمینه، در حالی که در نهایت تجربه‌ای تکراری و متوسط (همون‌طور که جوونا این روزها می‌گن) تحویل می‌ده.

    فقط به بیانیه‌های مطبوعاتی در مورد افتتاح هر ملک EDITION نگاه کنید. یک آشغال‌دان از صفت‌های اغراق‌آمیز خالص هست، نمی‌دونم چطور دیگه توصیفش کنم. هر بیانیه مطبوعاتی فرمول یکسانی داره. برای مثال، افتتاح مادرید EDITION در سال ۲۰۲۲:

    مادرید EDITION یک غافلگیری کامل و نتیجه‌ای کاملاً غیرمنتظره است که کاملاً منحصربه‌فرده. چیزی کاملاً نو هست که قبلاً هرگز ندیده شده. جایی که نتیجه کلی بیشتر از مجموع اجزای فردیش هست. جایی که ۱+۱=۱۰ می‌شه.

    طعنه‌آمیز اینه که وقتی به برندهایی فکر می‌کنم که ملکهاشون “کاملاً منحصربه‌فرد” و “چیزی که قبلاً ندیده شده” هستن، EDITION شاید آخرین رتبه رو بگیره. بیشتر ملکهاش خیلی شبیه هم هستن (اونایی که واقعاً منحصربه‌فرد یا جالبن، استثنا هستن نه قاعده).

    حتی به بیانیه مطبوعاتی سال ۲۰۲۳ در مورد افتتاح سنگاپور EDITION نگاه کنید. البته ورود این هتل سطح شهر رو چند پله بالاتر برد و چیزی بود که قبلاً ندیده شده:

    ورود سنگاپور EDITION سطح رو چند پله بالاتر می‌بره با اضافه کردن ترکیبی فراموش‌نشدنی از تجربیات متمایز و مفاهیم اصیل با ضریب سبک زندگی و لوکس که شهر هرگز ندیده. جوهر سنگاپور رو جذب می‌کنه اما به شیوه‌ای نو و مدرن ارائه می‌ده و پیچ و تابی منحصربه‌فرد اضافه می‌کنه.

    یا این جواهر:

    مثل یک نمایش تئاتری، هر طبقه سنگاپور EDITION شخصیت متفاوتی می‌گیره و تجربیات مهمان منحصربه‌فردی ارائه می‌ده. هر عنصر فردی به تنهایی ایستاده، اما وقتی ترکیب بشن، مجموع اجزای فردی بیشتر از مجموعشون می‌شه و کیمیاگری ایجاد می‌کنه که جادو اتفاق می‌افته.

    یا این یکی، که باعث می‌شه تعجب کنم آیا واقعاً در هتل دیگه‌ای اقامت کردم:

    در هسته معماری و طراحی داخلی سنگاپور EDITION، دسترسی seamless به طبیعت با منظره‌های گسترده و سبزیجات ادغام‌شده در سراسر وجود داره، از جمله یک پارک آسمانی و باغ غرق‌شده پر از گیاهان که فرار آرامش‌بخشی از منطقه شلوغ خرید اورچارد رود سنگاپور ارائه می‌ده.

    در هتلی که پر از خاطرات فراموش‌نشدنیه، سنگاپور EDITION لحظه bravura خودش رو برای استخر شنا و تراس پشت‌بام نگه می‌داره. قابل دسترسی از طریق بار The Roof، استخر با تخت‌های روز دراز و ۴۳ متری از نوک تا نوک کشیده شده و مثل یک سفینه فضایی تمام‌سفید روی حیاط باغ نه طبقه پایین شناور به نظر می‌رسه.

    پایین عکس “پارک آسمانی” هتل رو می‌بینید.

    “پارک آسمانی” سنگاپور EDITION
    “پارک آسمانی” سنگاپور EDITION

    در عین حال، پایین اینه که واقعاً چطور به نظر می‌رسه.

    استخر پشت‌بام سنگاپور EDITION
    استخر پشت‌بام سنگاپور EDITION
    بار پشت‌بام سنگاپور EDITION
    بار پشت‌بام سنگاپور EDITION

    همچنین، یک “سفینه فضایی تمام‌سفید”؟ خدای مهربان، لطفاً مواد روان‌گردان رو پاس بدید! این فقط نوک کوه یخه، اما فکر می‌کنم نکته‌ام رو رسوندم.

    چرا اصلاً برام مهمه و آیا واقعاً فرقی داره؟

    چرا اصلاً در مورد این می‌نویسم؟ بالاخره، تقریباً هر کسب‌وکاری کمی در بازاریابی خودش اغراق می‌کنه. شاید من اقلیت باشم، اما واقعاً ناراحت می‌شم وقتی شرکتی اساساً مشتریانش رو با توصیف تجربه‌ش گول می‌زنه و اصلاً بازتاب‌دهنده چیزی نیست که مهمان‌ها واقعاً تجربه می‌کنن.

    مثل این، شعار زنجیره فست‌فود چکرز قبلاً “باید غذا بخوری” بود، نه “ما در لبه پیشرو نوآوری‌های آشپزی هستیم”.

    بیایید صادق باشیم در مورد برند EDITION. این بیشتر یک برند هتل upscale هست که قیمت‌های هتل لوکس می‌گیره، با طراحی اتاق ساده، مداوم و ژنریک، عطر بیش از حد در لابی، و خیلی مقرون‌به‌صرفه برای مالکان (با توجه به عدم مزایای بونوی، طراحی ساده، درآمد از خروجی‌های غذا و نوشیدنی و غیره).

    چیزی که EDITION خوب انجام می‌ده، ایجاد خروجی‌های غذا و نوشیدنی ترندی هست، اما این واقعاً بخش اصلی تجربه مهمان‌نوازی نیست (چون هم مهمان‌های هتل و هم افراد خارجی می‌تونن ازش لذت ببرن).

    به نظرم کاملاً دروغینه که مدام برند رو به عنوان چیزی که استاندارد شهرها رو بالا می‌بره،不像 هیچ چیز قبلاً ندیده شده، و ادعا کنه هر هتلی خیلی منحصربه‌فرده. به نظر من، املاک EDITION antithesis منحصربه‌فرد بودن هستن.

    اما هی، شاید من اقلیت باشم و بقیه یا برند رو مثل من نمی‌بینن یا به این مقدار دروغ اهمیت نمی‌دن. فقط حس می‌کنم برند در مدیریت انتظارات افتضاح عمل می‌کنه. اما حدس می‌زنم این روزها “جعل کن تا بسازی” راه عادلانه‌ای برای تجارت محسوب می‌شه.

    برخلاف هر چیزی که قبلاً ندیده شده، ظاهراً!
    برخلاف هر چیزی که قبلاً ندیده شده، ظاهراً!

    خلاصه

    در حالی که رایجه هتل‌ها خودشون رو با ادعاهای بلندپروازانه بازاریابی کنن، فکر نمی‌کنم هیچ گروه هتلی به اندازه EDITION در این زمینه اغراق کنه. برند مدام خودش رو به عنوان تنظیم‌کننده استاندارد لوکس، ارائه هتل‌های منحصربه‌فرد که قبلاً ندیده شدن، و جایی که ۱+۱=۱۰ توصیف می‌کنه.

    نمی‌تونم باور کنم کسی حقوق می‌گیره تا آشغالی مثل این تولید کنه. اما هی، شاید شغل پاره‌وقت یک اینترن باشه و فقط از ChatGPT بخواد چیزی مسخره بنویسه.

    نظر شما در مورد بازاریابی EDITION چیه؟

  • مارینای هابرد جاذبه‌های گردشگری جان‌پس را به‌دست می‌آورد

    ۶ نوامبر ۲۰۲۵ – مارینای هابرد مستقر در مادیرا بیچ، کشتی دزد دریایی «رویال کونکست»، برنامه «دلفین کوئست» و تورهای قایق‌کوسه را که سه جاذبه گردشگری دیرینه و از جاذبه‌های موجود در دهکده جان‌پس می‌باشند، خریداری کرده است. این مارینای خانوادگی که نزدیک به یک قرن در جامعه محلی نقش اساسی دارد، به‌کارگیری این کسب‌وکارها را ادامه خواهد داد. سازمان حمل‌ونقل خورشیدساحلی پنلاس به‌تازگی مارینای هابرد را برای مدیریت فری جدید در خلیج تمپا برگزیده است.