تقابل نادر و جذاب بین دو شکارچی گریزنده به تازگی توسط دوربین مسیر ضبط شد و نگاهی به رفتارهای مرموز این گونهٔ در معرض خطر فراهم میکند.
اعتبار: Shutterstock | Indian Defence Review
دنیای طبیعی مملو از لحظات شگفتانگیز است که بسیاری از آنها تا زمانیکه فناوری مدرن امکان مشاهدهٔ مستقیم آنها را میدهد، نادیده میمانند. یکی از این لحظات به تازگی بهخاطر کارهای موزه و مرکز طبیعت چیک‑واک در گراند مارایس، مینهسوتا بهوجود آمد. دوربین مسیر نصبشده توسط این مرکز، برخورد نادر و جذابی بین دو سرکوبی کانادا را به تصویر کشید؛ گونهای که تحت قانون حفاظت از گونههای در معرض خطر بهعنوان تهدید شناسایی شده است.
آشکارسازی رفتار نادر حیات وحش: نقش اساسی موزه و مرکز طبیعت چیک‑واک
موزه و مرکز طبیعت چیک‑واک مدتهاست که به حفاظت و مطالعهٔ حیات وحش مینهسوتا اختصاص دارد. با ابتکارات حفاظتی و بهکارگیری نوآورانه فناوری، مانند دوربینهای مسیر، این مرکز بینشهای ارزشمندی دربارهٔ عادات و رفتارهای گونههای بومی ارائه کرده است. در این فیلم تازه، دو سرکوبی کانادا که در یک درگیری نادر به تصویر کشیده شدهاند، پنجرهای منحصربهفرد به دنیایشان فراهم میکنند. این دوربینها ابزار قدرتمندی برای ردیابی و درک رفتار حیواناتی هستند که به دلیل طبیعت گریزندهٔشان مطالعهٔشان دشوار است.
فیلم دوربین مسیر دو سرکوبی را نشان میدهد — موجوداتی که حضورشان در مسیر بهطور منظم توسط کارمندان چیک‑واک ثبت شده است — که در یک تعامل کوتاه اما پرتنش درگیر هستند. صدای غرغرو سیقسیق فضای اطراف را پر کرده و به این مواجهه رازآلودگی میبخشد. اگرچه دلیل دقیق این درگیری نامشخص باقی مانده است، واضح است که این سرکوبیها در خطر فوری آسیبدیدگی نیستند. رفتار مشاهدهشده میتواند بخشی از ارتباطات قلمرو یا شکل دیگری از تعاملات اجتماعی باشد که هر دو جنبههای مهمی از زیستشناسی آنها را تشکیل میدهند.
راز ارتباطات سرکوبیها: آنچه فیلم نشان میدهد دربارهٔ رفتار اجتماعی آنها
یکی از جذابترین جنبههای فیلم دوربین مسیر، صداهای تولیدشده توسط دو سرکوبی است. این صداهای وهمانگیز — غرغر و سیقسیق — بُعدی مرموز به نزاع میافزایند. اگرچه ممکن است برای ناظر تهدیدآمیز به نظر برسند، این صداها لزوماً نشانهٔ درگیری فیزیکی نیستند. در واقع، این نوع صداگذاری در رفتار سرکوبیها رایج است و میتواند اهداف متعددی داشته باشد؛ از علامتگذاری قلمرو گرفته تا ارتباط با سایر سرکوبیها.
سرکوبی کانادا بهدلیل زندگی تکنفسگیاش شناخته میشود و تمایل شدید به انزوا دارد. اما برخوردهایی نظیر آنچه در دوربین مسیر ثبت شد، نشان میدهند که آنها به شیوههای غیرقابل مشاهدهای ارتباط برقرار مینمایند. هرچند برخی ممکن است تبادل صداها را بهعنوان تعامل خصمانه تفسیر کنند، به همان اندازه ممکن است این سرکوبیها صرفاً «در حال گفتوگو» به روش خود باشند. این جنبهٔ ظریف رفتار آنها پیچیدگی دینامیکهای اجتماعی را برجسته میکند و بر ضرورت تحقیق مستمر دربارهٔ نیازهای بومشناختیشان تأکید مینماید.
در میان عروسی سامنته رث پرابهو و رجا نیدیمورو، تازهترین پست شبکههای اجتماعی ناگا چایتانیا سر و صدا بهوجود آورده و کاربران اینترنت دربارهٔ این تصادف عجیب تعجب میکنند
ناگا چایتانیا پست جدیدی منتشر کرد در میان تصاویری از عروسی سامنته رث پرابهو و رجا نیدیمورو که در حال ویروسی شدناند (اعتبار تصویر: ناگا چایتانیا، اینستاگرام سامنته)
سامنته رث پرابهو در مراسمی صمیمانه، در بنیاد ایشا سادگوورو در کویمباتور، با فیلمساز رجا نیدیمورو عقد نکاح بست. تصاویری از عروسی آنها در اینترنت به سرعت در حال ویروسی شدناند و کاربران به این زوج تازهعروس و داماد تبریک میگویند. در همین حین، همسر سابق سامنته، ناگا چایتانیا، در حساب رسمی اینستاگرام خود پستی منتشر کرد که دومین سال از سریال خود با نام Dhootha را جشن میگیرد. این بازیگر یک تصویر ثابت و پوستر برنامه را به اشتراک گذاشت و درباره پیوندی که این برنامه با مخاطبان ایجاد کرده، تأمل کرد.
پست او را بهصورت پرشور نشان میداد. ناگا چایتانیا با تشکر از سازندگان Dhootha و بینندگان، نوشت: «#dhootha برنامهای است که ثابت کرد اگر بهعنوان یک بازیگر، انتخابی مبتنی بر خلاقیت و صداقت داشته باشید و تمام توان خود را بگذارید… مردم با شما ارتباط برقرار میکنند. آنها انرژی شما را دریافت کرده و به شما باز میگردانند. سپاس! دو سال #dhootha! عشق به تیمی که این کار را ممکن ساخت.»
او تمام کسانی را که برای موفقیت Dhootha تلاش کرده بودند، تگ کرد. اما بهمحض اشتراکگذاری عکس توسط ناگا، طرفداران عشق خود را در بخش نظرات ابراز کردند؛ در حالی که کاربران شبکههای اجتماعی بهسرعت متوجه شدند که این همان روزی است که سامنته رث پرابهو و رجا نیدیمورو رسماً ازدواج کردند.
برای کسانی که با این موضوع آشنایی ندارند، سامنته رث پرابهو و ناگا چایتانیا چندین سال با یکدیگر رابطه داشتند و در سال ۲۰۱۷ ازدواج کردند. آنها جدایی خود را در سال ۲۰۲۱ اعلام کردند که برای هواداران شوکآور بود. هر دو بیانیهای دربارهٔ طلاق در شبکههای اجتماعی خود منتشر کردند و این موضوع را رسمی کردند.
در حالی که چایتانیا برای دومین بار با بازیگر سوبیتا دولیپالا ازدواج کرد، بازیگر Kushi امروز با رجا ازدواج کرد. جالب این است که عروسی سامنته تنها سه روز پیش از اولین سالگرد ازدواج چایتانیا و سوبیتا برگزار شد. بازیگر سری «Made in Heaven» و بازیگر «Thandel» پیمان خود را در استودیوی نمادین Annapurna Studios در حیدرآباد، در تاریخ ۴ دسامبر ۲۰۲۴، تعهد کردند.
برای دریافت بهروزرسانیهای بیشتر، به Pinkvilla سر بزنید.
همچنین بخوانید:عکسهای نادیده: تازهعروس و داماد سامنته رث پرابهو و رجا نیدیمورو پس از عروسیشان با خانواده و دوستان وقت میگذرانند
تبلیغات و محتوای شخصیسازیشده، سنجش تبلیغات و محتوا، پژوهش مخاطبان و توسعهٔ خدمات
ذخیرهسازی و/یا دسترسی به اطلاعات در دستگاه
چگونه میتوانم انتخابام را تغییر دهم؟
اگر رضایت ندهیم چه میشود؟
منافع مشروع چگونه کار میکند؟
آیا باید برای همه موارد رضایت بدهم؟
دادههای شخصی شما پردازش میشود و اطلاعات دستگاه شما (کوکیها، شناسههای یکتا و سایر دادههای دستگاه) ممکن است توسط 141 فروشنده TCF و 69 شریک تبلیغاتی ذخیره، دسترسییافته و بهاشتراکگذاری شود یا بهطور خاص توسط این سایت استفاده شود.
برخی از فروشندگان ممکن است دادههای شخصی شما را بر پایهٔ منافع مشروع پردازش کنند؛ شما میتوانید با مدیریت گزینههای زیر، نسبت به این پردازش اعتراض کنید. برای مدیریت یا لغو رضایت خود در تنظیمات حریمخصوصی و کوکیها، به دنبال لینکی در پایین این صفحه یا منوی سایت بگردید.
سه روز تا اکران دوهرندهر باقی مانده و هیجان برای فیلمی که رانور سینگ در آن بازی میکند، به‑تدریج در حال افزایش است. پس از ارائه برخی از بزرگترین و ویروسیترین اخبار اختصاصی درباره این فیلم اکشنپُر، بولیوود هانگاما اکنون فهرست برشهای دوهرندهر را به شما ارائه میدهد.
بولیوود هانگاما اولین کسی بود که به شما اعلام کرد زمان اکران دوهرندهر انتظار میرود ۳ ساعت و ۳۲ دقیقه باشد. سند تأییدیه سانسور هماکنون زمان دقیق فیلم – ۲۱۴٫۰۱ دقیقه – را تایید کرده است. به عبارت دیگر، این فیلم ۳ ساعت ۳۴ دقیقه و ۱ ثانیه طول دارد که طولانیترین فیلم در ۱۷ سال اخیر برای بالیوود محسوب میشود. آخرین فیلمی با چنین زمان طولانی، جوده آکر (۲۰۰۸) بود؛ این اثر تاریخی نیز ۲۱۴ دقیقه طول داشت.
علاوه بر این، دوهرندهر گواهی با درجه «A» دریافت کرده است. بهعبارت دیگر، این اولین فیلم رانور سینگ در ۱۵ سال گذشته است که بهعنوان فیلم برای بزرگسالان طبقهبندی شده است.
حالا به بخش برشها میپردازیم. از سازندگان خواسته شد که برای متن هشدار هندی، صدای راهنمایی (voice‑over) اضافه کنند. به همین دلیل، مدت زمان هشدار برای جا دادن صدای ضبطشده افزایش یافت. در صحنههایی که شخصیتها مواد اعتیادآور مصرف میکنند، پیامهای ثابت ضددارویی و ضدسیگار افزوده شد.
در ابتدای فیلم، تصاویر خشونتبار حذف و با نماهای مناسب جایگزین شدند. در نیمه دوم، اعضای CBFC (هیئت مرکزی صدور گواهی فیلم) از سازندگان درخواست کردند تا تصاویری که خشن هستند کاهش یابند. نام شخصیت یک وزیر بهطور «متناسب» تغییر یافت. در نهایت، یک کلمه توهینآمیز بیصدا شد.
یک تغییر دیگر که در طول فرآیند سانسور اعمال شد این بود که سازندگان موسیقی و صحنههای اضافه به تیتراژ پایانی افزودند.
پس از انجام این تغییرات، گواهیسنجی سانسور در تاریخ ۲ دسامبر به سازندگان دوهرندهر تحویل داده شد. با حمایت استودیوهای جیئو و B62 Studios، این فیلم همچنین با حضور سانجی دات، آکشای خانا، آر. مادهوان، آرجون رامپال و سارا آرجون به تصویر کشیده شده است. به کارگردانی آدیتیا دار، این فیلم در تاریخ ۵ دسامبر در سینماها اکران میشود.
همچنین بخوانید: رونمایی از موسیقی دوهرندهر؛ رانور سینگ صحنه را مشتعل میکند؛ آواز «غفار» را میخواند که توسط رقصندگان Kings United به هوا میکشاند
صفحات بیشتر: مجموعه فروش گیشه دوهرندهر
برچسبها : Aditya Dhar, Akshaye Khanna, Arjun Rampal, اخبار بالیوود, CBFC, CBFC (هیئت مرکزی صدور گواهی فیلم), سانسور, هیئت سانسور, هیئت صدور گواهی فیلم, هیئت مرکزی صدور گواهی فیلم, Dhurandhar, انحصاری, اخبار, R Madhavan, Ranveer Singh, Sanjay Dutt, Sara Arjun
تیموتی شالام نقش اصلی یک کمدی ورزشی پینگ‑پنگمحور دههٔ ۱۹۵۰ به کارگردانی جاش سفدی است که در تاریخ ۲۵ دسامبر در سینماها به نمایش درمیآید.
تیموتی شالام در «مارتِی سوپریم».
A24/از جانب Everett Collection
نقدها برای Marty Supreme منتشر شدهاند — و اینها نوید فصل جوایز بزرگی را برای تیموتی شالام میرسانند.
فیلم A24 به کارگردانی جاش سفدی (Uncut Gems, Good Time) ساخته شده است؛ او همچنین فیلمنامه را با همکار دیرینهاش رانالد برونستین نوشت. شالام نقش مارتِی ماوزر، یک تاجر متولد و بازیکن بااستعداد پینگ‑پنگ، که بهصورت آزاد از چهرهٔ واقعی قهرمان تنیس روی میز ایالات متحده، مارتِی ریسمن، الهام گرفته، ایفا میکند.
فیلمی که در اکتبر بهطور ناگهانی در جشنوارهٔ فیلم نیویورک به نمایش درآمد، تا بعدازظهر سهشنبه امتیاز ۹۵ درصد از سوی منتقدان در Rotten Tomatoes را دریافت کرده است. علاوه بر تحسین کلی فیلم، شالام بهویژه برای نقشش در این اثر، سر و صداهای اسکار را بهدست آورده است. بازیگر Dune پیشتر به The Hollywood Reporter گفت که سالها برای تمرین این ورزش صرف کرده است.
برای مشاهدهٔ نظرات منتقدان دربارهٔ این فیلم که در تاریخ ۲۵ دسامبر در سالنهای سینما به نمایش میرسد، ادامه بخوانید؛ ستارگان فیلم عبارتند از گوینت پالترو؛ تایلر، خالق؛ کوین اولری؛ فران درچر؛ و اودسا آزین.
THR دیوید رونی، سرنویس ارزیابی فیلم، مینویسد: «این اثر اصیل که چارچوب ژانری را میشکند، یک کمدی ورزشی پرشور، مطالعهٔ شخصیتی پویا، تجسمی لرزان از نیویورک اوایل دههٔ ۵۰ است — به علاوه بازنگریای از تمام این عناصر. میتوانید آن را بهعنوان ترکیبی از Uncut Gems و Catch Me If You Can تصور کنید و شاید تا نصف راه برسید.» رونی همچنین افزوده است: «این فیلم تصویری دینامیک از زندگی در حرکت دائمی است؛ Marty Supreme شگفتانگیز است. توصیف چیزی بهعنوان «سفر وحشی» یکی از کلیشههای پرکار در نقلقولهاست — مانند «چه سفری!»، «سفر هیجانانگیز تابستان!» و «سفر بیوقفه شبیهسوارانه!» — اما برای این تجربهٔ حسپوششی، این توصیف کاملاً جا میافتد.»
رونی همچنین اجرای گوینت پالترو را ستایش میکند، که پس از پنجسال غیبت، بازگشت قدرتمند او به بازیگری را نشان میدهد؛ او میگوید: «این یکی از بهترین کارهای اوست. بازی زنی که رضایت شخصی را بهجای راحتی مادی و امنیت، بهعنوان همسر زینتی در یک ازدواج بیعشق میفروشد، او را به حالتی ملانکولیک و زیباپذیر میکشاند که یادآور نقش او در The Royal Tenenbaums است.» او ادامه میدهد: «این یک اجرا زیباست.»
جانی اولکسینسکی از New York Post مینویسد: «این یک نوشیدنی Mountain Dew سینمایی است. تا آخر دو ساعت و نیم، شما کاملاً پرانرژی خواهید شد.» او ادامه میدهد: «این فیلم باعث میشود که بهطور شدید و مکرر بخندید و حتی کمی سرخ شوید. دل و اشتیاق فراوانی در مسیر پرشور و شلوغ مارتِی برای رسیدن به قله وجود دارد. گروه بازیگران نیویورک دههٔ ۱۹۵۰ آنقدر اصیل است که انگار سازندگان فیلم یک دلِی کوچک در مرکز شهر را ربودهاند. چه برندهای است Marty Supreme! سفدی، تیمش و بهویژه ستارهٔ برترش، بهترین فیلم سال را سرو میکنند.»
کلاریز لاگری در The Independent اجرای شالام را ستایش میکند. او مینویسد: «اگر Marty Supreme برای نشان دادن اینکه تیموتی شالام میتوانست بهراحتی با نمادهای نیو‑هالیوود دههٔ ۷۰، همانند هاروی کیتل و ژنا رولندز، رقابت کند، وجود داشته باشد، پس این نکته ثابت شد. او واقعاً یکی از بزرگترین استعدادهای ماست.»
او (شالام) اندامهایش را با حرکات پرشور میچرخاند و با اشتیاق به جلو میجهد، و همان انرژی جذاب و ناپایدار را دارد که در اجراهای اولیهٔ آل‑پاسینو مشهود بود. نحوهٔ نزدیک شدن دوربین به پوست پر از جوشهای کوچک، ابروی یکپارچه و زیبا، و عینکهای سیمی دائمی، تمام تمرکز را به چشمان بازیگر میکشاند؛ جایی که همانند پاسینو، تمام آسیبپذیری مشهود میشود.
کارین جیمز از BBC مینویسد: «اجرای شالام به عنوان مارتِی ماوزر آنقدر جذاب است که میتوانید دایرهٔ کارهای او خارج از صحنه را کنار بگذارید. و در حالی که سال گذشته نقش او به عنوان باب دیلان در A Complete Unknown بهتر از خود فیلم بود، Marty Supreme به همان اندازه تازه، خندهدار و هیجانانگیز برای تماشا است،» در نقد خود اضافه میکند. «فیلم پر از چرخشهای غیرمنتظره است. بهنظر میرسد فیلمی ورزشی باشد، اما در واقع دربارهٔ یک شکستخورده واقعی به نام مارتِی است.»
The Guardian نویسنده پیتر برادشو از گاردین مینویسد: «Marty Supreme شبیه یک فیلم ورزشی رفتار نمیکند: صحنههای مونتاج تمرین یا صحنهای که مارتِی تکنیک خود را بهصدا توضیح میدهد وجود ندارد… بلکه خود فیلم شبیه به یک بازی پینگ‑پنگ است؛ ریتم و روح تنیس روی میز در هر صحنه حضور دارد و اثر مسحورکنندهٔ صدای در‑در‑های شگفتانگیز و خیرهکنندهٔ بازی بهصورت جلو‑پشت به چشم میخورد… Marty Supreme در برد خود از تعهد و زخمهای احساسی قرار دارد و شالام بهصورت طنز یک نوسان بیوقفهٔ سیمزنده را به نمایش میگذارد که توسط خشم و خوددلسوزی تقویت شده است.»
جیمی گراهام از مجله Empire مینویسد: «در فیلمی که پر از اجراهای بهشدت پرشور است (از جمله بازیگران غیرحرفهای که فضای شلوغ نیویورک را پر میکنند)، ستاره اصلی برتری واضح دارد و بزرگتر از زندگی به نظر میرسد، گرچه همه چیز را بهگونهای سفت و منظم نگه میدارد. وقتی آهنگ «Everybody Wants To Rule The World» از گروه Tears For Fears در صداگذاری میپیچد، ممکن است به یاد داشته باشید که این بازیگری است که علناً اعلام کرده است در جستجوی عظمت است و آرزوی بردن اسکار را دارد. این میتواند لحظهٔ او باشد.»
در نوامبر ۲۰۲۵، Bollywood Hungama خبر داد که اکشای کومار برای بازسازی Sankranthiki Vasthunam (۲۰۲۵) دوباره با آنیس بازمی همکاری خواهد کرد؛ بازیگران این نسخه شامل ونکاتش، آیشواریا راجش و میناکشی چودری خواهند بود. در جشنوارهٔ بینالمللی ششمپنجام فیلم هند (IFFI) که بهتازگی در گوآ به پایان رسید، سیرش از Sri Venkateswara Creations تأیید کرد که این فیلم واقعاً در دست ساخت است.
در گفتگویی با گوِلته در IFFI، سیرش فاش کرد که بازسازی فیلم Sankranthiki Vasthunam در دست ساخت است و اکشای کومار در آن بازی خواهد کرد. نسخهٔ اصلی توسط آنیل راویپودی کارگردانی و توسط دیل راجو و سیرش تولید شد. او همچنین اعلام کرد که حداقل شش اثر از Sri Venkateswara Creations در سال ۲۰۲۶ منتشر خواهد شد.
اما این همه نیست. سیرش همچنین فاش کرد که قصد دارند فیلمی با حضور ستارهٔ بزرگ سلمان خان بسازند که کارگردانی آن به وامشی پایدپالی، شناختهشده بهدلیل کارگردانی فیلمهای محبوبی چون Munna (۲۰۰۷)، Brindavanam (۲۰۱۰)، Yevadu (۲۰۱۴)، Oopiri (۲۰۱۶)، Maharshi (۲۰۱۹) و Varisu (۲۰۲۳)، سپرده میشود.
در نهایت، سیرش همچنین تأیید کرد که خانهسازان معتبرشان فیلمی با حضور ستارهٔ بزرگ پاوان کالین نیز تولید خواهد کرد.
ماه گذشته، Bollywood Hungama مقالهای منتشر کرد که مینویسد: «آنیس و اکشای از طرح داستان شخصیت اصلی که بین همسر و دوستپسر پیشینش گیر کرده است و فیلم Sankranthiki Vasthunam بر پایهٔ آن ساخته شده، خوشش آمده است. با این حال، نسخهٔ اصلی طعم تلگو بسزایی داشت. برای اینکه فیلم برای مخاطبان هندی قابلقبول باشد، آنیس بازمی فیلم را بازتصور میکند و طرح اصلی را دستنخورده نگه میدارد.»
مقاله همچنین ادعا کرد که کارهای نگارشی بهسریع پیش میروند و سازندگان هدف دارند فیلم بدون عنوان را در فوریه ۲۰۲۵ بر روی صحنهها بگذارند. این فیلم بازسازی نیست، بلکه بازتصوری از نسخهٔ اصلی است که فیلمنامهاش شامل صحنههای جدید میشود. «۶۰ درصد آن از سکانسهای تازه تشکیل شده و تنها ۴۰ درصد از صحنههای اصلی استفاده میشود تا جوهرهٔ داستان دستنخورده بماند.»
همچنین بخوانید: احمد خان لحظهای مفرح از پشت صحنه فیلم Welcome to the Jungle را با حضور اکشای کومار، دیشا پاتانی، ارشاد وارسی، جکلین فرناندز و دیگران به اشتراک میگذارد
برچسبها: Akshay Kumar, Anees Bazmee, Bollywood, News, Remake, Salman Khan, Sankranthiki Vasthunam, South, South Cinema, Sri Venkateswara Creations, Vamshi Paidipally
اخبار بالیوود – بهروزرسانیهای زنده
برای دریافت آخرین اخبار بالیوود، بهروزرسانیهای فیلمهای نوین بالیوود، آمار فروش گیشه، انتشار فیلمهای جدید، اخبار بالیوود به زبان هندی، اخبار سرگرمی، خبرهای زنده بالیوود امروز و پیشنمایش فیلمهای ۲۰۲۵، ما را دنبال کنید و تنها از طریق Bollywood Hungama از جدیدترین فیلمهای هندی مطلع بمانید.
اختصاصی: در یک موقعیت رقابتی، یونیورسال پیکچرز فیلم کوتاه Portrait of God را از دیلان کلارک، کارگردان نوظهور، بهدست آورد؛ این طرح پیشنهادی دنیای فیلم کوتاه ترسناک ویروسی با همان نام را گسترش میدهد.
نوشته شده توسط کلارک و جو روسو (The Inheritance)، این فیلم نخستین همکاری تهیهکنندگان سام ریمی و جوردن پیل، دو تن از بزرگترین نامهای دنیای ترسناک، است که پیش از این هرگز با یکدیگر کار نکردهاند.
هرچند جزئیات داستان فیلم بلند هنوز مخفی ماندهاند، داستان کوتاه حول محور یک زن جوان مذهبی میچرخد که پاسخ نگرانکنندهای به سؤال «خدا چگونه بهنظر میرسد؟» پیدا میکند. این داستان با نقل قولی از عهد عتیق — «هیچکس نمیتواند من را ببیند و زنده بماند» — آغاز میشود؛ میا را در تاریکی میبینیم که در حال تمرین یک ارائهٔ تصویری دربارهٔ یک اثر هنری به نام «Portrait of God» است. به گفتهٔ او، برای برخی که به نقاشی نگاه میکنند، تصویر کاملاً سیاه بهنظر میرسد، اما دیگران میگویند در تاریکی شخصی را میبینند — شخصی که بارها و بارها با جزئیات ثابت توصیف شده است. این کوتاهفیلم با سادگی و در عین حال تهدیدآمیز بودن، نقطهنظر مخالفی نسبت به مفهوم خدا بهعنوان موجودی مهربان ارائه میدهد. پس از تماشای این پرتره، مراقب باشید.
Portrait of God از زمان پخش در آگوست ۲۰۲۲، بیش از ۸.۶ میلیون بازدید در یوتیوب بهدست آورده است. پیل و وین روزنفلد این اقتباس سینمایی را از طریق قرارداد first‑look با استودیو Monkeypaw Productions تولید خواهند کرد، بههمراه ریمی و رومل آدام از طریق Ghost House Pictures و روسو. کریس روزاتی که پروژه را به Monkeypaw آورد، نقش تهیهکننده اجرایی را بر عهده دارد و سام ایونسون همتولید خواهد شد. خوزه کاناس نظارت بر پروژه برای Ghost House را بر عهده دارد، در حالی که کیت او برای Monkeypaw و معاون اجرایی توسعهٔ تولید سارا اسکات برای یونیورسال نظارت میکند.
مشاهده در Deadline
دیلان کلارک را با تهیهکنندهای که برای جایزه امی نامزد شده است برای The Batman و The Penguin اشتباه نگیرید؛ او یک کارگردان ژانری است که در فضای ترسناک یوتیوب پیروان زیادی پیدا کرده است. او به تقاطع ترسناک با مذهب و/یا فناوری جذب میشود و دیگر فیلمهای کوتاه او نیز میلیونها بازدید آنلاین کسب کردهاند. کلارک در دوران کودکی بین آلمان و اتریش بزرگ شد و به فیلمسازی علاقهمند شد، سپس مدرک تولید سینما و فیلمنامهنویسی را از کالج Ithaca دریافت کرد. در حال حاضر، او در حال نوشتن و کارگردانی اقتباس فیلم کوتاه Story Time است، به همراه زاک اولکویچ و LD Entertainment که نقش تولید را بر عهده دارند. او توسط ۳ Arts، UTA و Ginsburg Daniels Kallis نمایندگی میشود.
Monkeypaw تازه از انتشار فیلم ترسناک Him با مضمون فوتبال به کارگردانی جاستین تیپینگ که تایریک ویترز و مارلون ویانس در آن نقشآفرینی میکنند، عبور کرده است. در حالی که پیل یکبار قرار بود پس از Nope در دسامبر گذشته، اثر کارگردانی بعدی خود را ارائه دهد، این پروژه بارها به تعویق افتاد و اخیراً کاملاً از برنامهٔ یونیورسال در سپتامبر حذف شد. پیل و Monkeypaw توسط CAA و Yorn, Levine, Barnes نمایندگی میشوند.
Ghost House اخیراً تولید Play Dead — یک تریلر بقا که بهعنوان ترکیبی از Don’t Breathe و 1917 — توصیف شده — و همچنین Evil Dead Burn را به پایان رسانده است. سِبَستین وانیکِک کارگردان ششمین بخش از سری فیلمهای Evil Dead بود که برای انتشار در ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶ برنامهریزی شده است. گام بعدی Ghost House، قسمت هفتم هنوز بدون عنوان از این فرنچایز است که فرانسیس گالاپی نویسنده و کارگردان آن خواهد شد. ریمی و Ghost House توسط CAA و استیوارت بروکمن و مهدی صالحی در هنسن، جیکوبسون، تلر نمایندگی میشوند.
روسو توسط Untitled Entertainment، Fictional Entity و Yorn Levine نمایندگی میشود.
سریال مستند چهارقسمتهای دربارهٔ مغول زندانی که توسط رقیبش تولید شده است، برای انتشار در روز سهشنبه برنامهریزی شده؛ اما سؤالهایی دربارهٔ قانونی بودن بخشی از فیلمهای استفادهشده برانگیخته میشود.
شان «دیدی» کمبسBryan Steffy/WireImage
تیم شان «دیدی» کمبس دربارهٔ مستند جدید نتفلیکس که توسط رقیب دیرینهاش، رپر ۵۰ سنت، ساخته شده است، صراحتاً واکنش نشان دادهاند. آنها این سریال را که شامل فیلمهایی است که مغول گرفتار در روزهای پیش از دستگیریاش در سپتامبر ۲۰۲۴ از زندگیاش ضبط کرده بود، «یک قطعهٔ توهینآمیز و شرمآور» مینامند و آن را «نادرست»، «غیرقانونی» و «توهین غیرضروری و عمیقاً شخصی» توصیف میکنند.
بیانیهٔ تند سخنگوی کمبس ساعاتی پس از این که برنامه Good Morning America بخشی را پخش کرد که شامل مصاحبهای با ۵۰ سنت (نام اصلیاش کورتیس جکسون) و الکس استپلتون، کارگردان مستند «Sean Combs: The Reckoning» بود، منتشر شد. در همان بخش، صحنههایی از سریال مستند کمبس که در روزهای پیش از دستگیری او ضبط شده بود نیز به نمایش درآمد. در حال حاضر، کمبس در حال اجرای حکم پنجاه ماههای است که بهدلیل اتهاماتی از محاکمه فدرال این تابستان دربارهٔ قاچاق جنسی و جرائم سازمانی (racketeering) صادر شده؛ این محاکمه با حکم دوگانه به پایان رسید؛ او به اتهامات مربوط به قانون مان (Mann Act) محکوم شد، اما در اتهامات قاچاق جنسی و RICO تبرئه شد؛ این اتهامات میتوانستند او را به حبس ابد محکوم کنند.
مارتی ریسمن شخصیتی نسبتاً بدنام در دنیای زیرزمینی تنیس روی میز (که بهعنوان پینگپونگ شناخته میشود) نیویورک اواخر دههٔ ۱۹۴۰ بود؛ مردی در اوایل بیستسالگی که بازیکنان آماتور را فریب میداد و در باشگاه تنیس روی میز برادوی لارنس شرطهای سنگین بر خود میبست. سپس، در سالهای ۱۹۵۸ و ۱۹۶۰، قهرمان تکنفره مردان ایالات متحده در این ورزش نسبتاً ناشناخته شد، ضمن کسب عناوین دیگری که زبانپرتوی او در طول زندگی جمعآوری کرده بود. به دلیل شوخطبعی چابک و اندام لاغرش، او با لقب «سوزن» شناخته میشد.
بهصورت کلی از ریسمن و کتابی که او دربارهٔ آن دوره نوشت و بهعنوان جوانی که باور فوقالعادهای به مهارتهایش در بازی داشت، مارتی سوپریم کارگردان/همنویسندهٔ جوش سفدی فیلمی فوقالعادهاعتمادبهنفس دربارهٔ مردی سریعسخن، پرادعا، بااستعداد و گاهی خودخواه به نام مارتی موزر ساخته است. او مشتاق بود فروشگاه کفش عمو را رها کند تا به افتخار واقعی در دنیای پینگپونگ دست یابد؛ امری که در آن زمان در سراسر جهان محبوبتر از آمریکا بود و در سال ۱۹۵۲ پس از جنگ، تقریباً بهعنوان یک شوخی بهنظر میرسید، سالی که فیلم در آن زمان اتفاق میافتد.
بهعبارت دیگر، مارتی آدمی خاص است. او در محاصرهٔ مادری ستمگر، دوستدختری باردار که همزمان ازدواج کرده، نیاز مبرمی به کسب پول و مهمترین نکتهی آن، باور به اینکه میتواند در ورزشی که اعتبارش فقط خارج از نیویورک و آمریکا دارد، برتری پیدا کند و به صدر صعود کند، زندگی میکند.
مشاهده در Deadline
مرتبط: A24 ارائه مشارکتهای ۷۰MM برای ‘مارتی سوپریم’
آثار جاش سفدی و همنویسنده، همتولیدکننده و همویرایشگر او، رونالد برونستین، قطعاً یک بیوگرافی نیست بلکه تصویری تخیلی از شخصیتی از نوع «چه چیزی سامی را به حرکت در میآورد» که از قسمت لوئر اِست ساید نیویورک میآید. او بههر روشی که میداند برای کسب پول — و بله، خوشبختی — میجستد. با انتخاب بینقص تیموتی شالام، نامزد اسکار، بهعنوان ستارهٔ اصلی، شما در این سفر پرهیجان مرد جوانی که شتابزده است اما گاهی بدترین دشمن خود میشود، همراه میشوید. همانطور که انتظار میرود، شالام در این نقش بهطور شگفتانگیزی میدرخشد، بهاندازهای قدرتمند که آدام سندلر در فیلم پویای دیگر سفدی (با همکاری برادرش بنی) در سال ۲۰۱۹، Uncut Gems، که بهطور مشابه دیوانهوار اما درخشان بود، نقش مردی که سعی در بقا با ذکاوت و سختکوشی در ناحیهٔ الماس شهر دارد، ایفا کرد. «مارتی سوپریم» بهوضوح کار همین کارگردان است که بهنظر میرسد به حاشیههای نیویورکیها جذب میشود که رویایشان را روی لبهٔ کابوس میسازند.
در جلسه پرسش و پاسخ پس از نمایش در لسآنجلس که حضور داشتم، شالام دربارهٔ اینکه چه کسی میتوانست این نقش را در زمان گذشته ایفا میکرد، نظر داد و شاید به آل پاکینو اشاره کرد. شاید آل پاکینو در «Dog Day» جوان میتوانست نقش را بهخوبی ایفا کند، اما این فیلم و شخصیت به زمانهای پیشتر، به سال ۱۹۶۱ و «فست» ادی فِلِسون پل نیومن بازمیگردد، مردی که از سالن بهسالن پینگپونگ میگذشت و حریفان بیخبر را میگرفت تا در نهایت همه چیز فروپاشید. «مارتی سوپریم» برای شالام همانند «هستِلر» است، و در حین تماشا بهگونهای امیدوار شدم که این فیلم هم بهصورت سیاهوسفید باشد، اما با مهارتهای تاریک فیلمبردار داریوش خنجی، در دستهای خوبی هستیم. میتوانید بوی این محیط و این دوره را حس کنید، و شالام، همانطور که نیومن پیش از او بود، از ایفای نقشی که تا حدی در رویای خود گیر کرده و گاهی بهطور کامل غیرقابل تحمل است، نهراسیده است.
این یک ستارهٔ سینمای نوین است که نقش کاملاً غیرستارهای را ایفا میکند. جالب است ببینیم که هواداران جوان او از «وانکا» و «دون» چگونه سعی میکنند به این شخصیت نزدیک شوند. مهم نیست. شالام (که همچنین تولیدکننده است) شایستگی دریافت تحسین را دارد؛ او فراتر از ایفای نقش دیلان جوان خودشیفته در نیویورک ده سال پس از آن در A Complete Unknown میگردد تا ماجراهای مرد جوانی را به تصویر بکشد که مشتاق است به جهان نشان دهد واقعی است — حتی اگر همانند فِلِسون، «آبهای ساکن» آنقدر عمیق نباشند.
اما بچه، مارتی در کار با راکت مهارت دارد.
مرتبط: شالام در ‘مارتی سوپریم’ با Buzzcut در لایواستریم برای تبلیغ فیلم جوش سفدی شگفتزده میشود
جوش سفدی در این فیلم بیش از ۱۰۰ شخصیت رنگارنگ از زمان و مکان روایتشده حضور داده است، با سرعتی اضطرابی که برای مدت زمان تقریباً ۲ ساعت و ۲۵ دقیقه (۲¼ ساعت) توقف نمیکند. در میان آنها، ریچل میزِلر (اودسا آژن)، باردار و متاهل، دوستدختری کاملاً مناسب برای مارتی است. او تنها کسی در زندگی اوست که تقریباً دقیقاً شبیه اوست؛ یک هاسلر در دل که احساساتش را به سطوح افراطی میبرد و آماده است فرصتی برای متفاوت بودن بگیرد. سپس کی استون (گوینت پالترو)، بازیگر فرسودهای که همه چیز را برای زندگیای که «مطمئنتر» میداند (بهنظر او) کنار گذاشته است؛ همسرش، میلیتون راکول (شخصیت منفی برنامه Shark Tank، کیون او’ لیری)، یک غول قلمنویسی و مؤثر است. او وارد زندگی مارتی میشود، همانطور که این جوان سعی میکند راکول را برای حمایت مالی متقاعد کند و با پولی که اضطراری برای جهانی شدن نیاز دارد، مسیر او را به اوج بالاتر برساند. این دو روح متفاوت که در یک رابطهٔ تجاری به هم میپیوندند، بهنظر میرسد کامل باشد؛ یکی با رویای صعود به نورافکن، دیگری در نقطهٔ مخالف آن.
تهیهکنندگان: ایلی بوش، آنتونی کتاگاس، شالام، سفدی و برونستین.
عنوان: مارتی سوپریم توزیعکننده: A24 Films تاریخ انتشار: ۲۵ دسامبر ۲۰۲۵ کارگردان: جوش سفدی نویسندگان: جوش سفدی و رونالد برونستین بازیگران: تیموتی شالام، گوینت پالترو، تایلر اوکونما، کوین او’ لری، ایبل فرارا، فران درشر، ایموری کوهن، اودسا آژن، کوتو کاواگوتچی، ساندرا برنارد، فرید هیچینگر، دیوید مِمت، گزا روهریگ رده سنی: R مدت زمان: ۲ ساعت ۲۹ دقیقه
گینت پالترو، اودسا آژین و تایر، خالق، نیز در این ماجرای یک قهرمان مشتاق تنیس میز که میکوشد با پینپانگ از محلهٔ Lower East Side منهتن دههٔ ۱۹۵۰ فرار کند، بازی میکنند.
تیموتی شالامِه در «مارتِی سوپریم».A24
با اشاره به اولین بار از زمان تکآغاز سال ۲۰۰۸ که جاش سافدی بدون برادر و همکار دیرینهاش بنّي یک فیلم بلند را کارگردانی کرد، Marty Supreme بهطرز پارادوکسی، فیلمسازانهترین اثر سافدی تا کنون است. بهوسیلهی تیموتی شالامِه، بازیگری پرانرژی که نقش یک اپراتور مغرور در پی دستیابی به شکوه جهانی تنیس میز را بازی میکند، این اثر اصلی که مرزهای ژانر را بهچالش میکشد، کمدی ورزشی هیجانانگیزی، مطالعهای پرجنبوجوش از شخصیت، و تجسمی زنده از نیویورک اوائل دههٔ ۵۰ میلادی — بههمراه بازنگری تمامی این عناصر است. میتوانید این فیلم را بهمانند ترکیبی از Uncut Gems و Catch Me If You Can تصور کنید و نیمی راه را پیمودهاید.
جاش سافدی مدتها خود را بهعنوان شاگرد مارتین اسکورسیزی میشناسد و میتوانید انرژی هیجانانگیز بی‑باپی مشابه Mean Streets یا Goodfellas را که در رگهای این فیلم جریان دارد، احساس کنید. اما Marty Supreme همچنین نشانگر اثر کارگردانی با استعداد است که با امضای ویژه خود و پیوند عمیق با نیویورک در گذشته و حال، فضای خاص خود را میسازد. در حالی که ماجراجوییهای مارتِی در خودابرازی او را به لندن، پاریس، سارایوو، تانژ، قاهره و توکیو میبرد، زادگاه سافدی جایی است که قلب فیلم در آن میتپد.
مارتِی سوپریم
نتیجهگیری — رنگارنگ، پویا و بهطور دیوانهوار منحصر بهفرد.
تاریخ انتشار: پنجشنبه، ۲۵ دسامبر بازیگران: Timothée Chalamet, Gwyneth Paltrow, Odessa A’zion, Tyler Okonma, Kevin O’Leary, Abel Ferrara, Fran Drescher, Emory Cohen, Sandra Bernhard کارگردان: Josh Safdie نویسندگان: Ronald Bronstein, Josh Safdie رده R، ۲ ساعت و ۲۹ دقیقه
یکی از موضوعات کلیدی برای گفتوگوهای حول این فیلم، استفاده جسورانهاش از موسیقی است؛ از موسیقی متن درخشان اورکستری دنیل لوپاتین تا قطعاتی که هر دو فضای دههٔ ۵۰ و حس دههٔ ۸۰ فیلمسازی را تداعی میکنند. هر اثر دوره میانهٔ قرن که با آهنگهای گروه Tears for Fears – بهترتیب «Change» و «Everybody Wants to Rule the World» – باز و بسته میشود، به روش سنتی عمل نمیکند. (قطعهٔ موسیقی پیتر گابریل «I Have the Touch» بهطرز هیجانانگیزی است.) همانقدر که پروازهای پرکاشی شبیه پینپانگ لوپاتین، انفجارهای سینثپاپ نیز ایدهٔ مارتِی را بهعنوان یک رویایپذیر پرآشوب که هیچ محدودیتی برای خود قائل نمیشود و بهسرعت به سوی آینده میشتابد، تقویت میکند.
اگرچه فیلم تخیلی است، سافدی و همکار ثابتاش رونالد برونستین از زندگی مارتِی ریسمن، یک نابغه یهودی نیویورک در تنیس میز در دههٔ ۵۰ که سعی میکرد پینپانگ را به یک پدیدهٔ جهانی تبدیل کرده و احترام برابر با سایر ورزشها را به دست آورد، الهام گرفتند.
شخصیت تِیموتی شالامِه با نام مارتِی ماوزر در سال ۱۹۵۲، که در فروشگاه کفشهای محله Lower East Side تحت نظارت عموِش موری (لارى «راسٹو» اسلومن) کار میکرد، معرفی میشود و با دوستدختر دوران کودکیاش رچِل (اُدسا آژین) که از آن زمان ازدواج کرده، رابطهٔ مخفیانهای در انبار دارد. در یک صحنهٔ عناوین بامزه که حس شوخطبعی سرسخت فیلم را نشان میدهد، سافدی نتایج بیولوژیکی این رابطهٔ کاری را با جزئیات میکروسکوپی روی پرده نشان میدهد، در حالی که آهنگ نمادین «Forever Young» از Alphaville بهپسزمینه مینوازد.
با توجه به توان فروش ذاتی این پسر، موری میخواهد برادرزادهاش را بهعنوان مدیر فروشگاه منصوب کند، اما مارتِی فقط میخواهد حقوقی که به او بدهکارند را جمعآوری کرده و به لندن برود تا در مسابقات قهرمانی تنیس میز رقابت کند. وقتی عمو در زمان بسته شدن غیبت میکند، مارتِی سعی میکند با گفتوگوی سریع همکارش لوید (رالف کولوسی) را متقاعد کند تا پول موجود در گاوصندوق دفتر را به او بدهد، و وقتی این کار نتیجه نداد، اسلحهای از میز موری بیرون میکشد. چه این حرکت جسورانه او سرقت باشد چه جمعآوری بدهی، در صحنهای خندهدار بعداً به او باز خواهد گشت.
از لحظات نخستین حضورش بر روی پرده، با جسارت فیزیکی شبیه به خرگوش دراکل و گفتوگوی پرسرعت، شالامِه حس یک مرد جوان بیشرم را که با ترکیبی از جرأت، بیاخلاقی و باور راسخ به خود به سمت عظمت میراند، منتقل میکند.
بهجز رچِل، مارتِی یک حامی در بهترین دوستش، رانندهٔ تاکسی والی (تایلر اوکونما، معروف به رپر تایلر، The Creator) دارد. والی همچنین بهعنوان شریک گاهی توطئهگرانهاش در باشگاه تنیس میز لورنس، که بهنام مالک مهربان آن (ستارهٔ سابق NBA، جورج گِروین) نامگذاری شده، سرویس میدهد.
اما مادر نگرانپیشه و سرکوبگر او، ربکا (فران درشر)، از این که او شغل ثابت خود در خردهفروش را رها کرده و به دنبال یک رویای ساختگی از ستارهبودن در ورزشی که کسی به آن اهمیت نمیدهد، مخالف است.
بهسرعت که مارتِی به لندن میرسد، او بهنوعی از خوابگاههای خراب فرار میکند و به هتل ریتز میرسد، جایی که فدراسیون تنیس میز اقامت دارد. قبل از بهچالش کشیدن قهرمان فعلی مجارستانی بِلَ کلیتسکی (گِزا رُهرِیگ، از فیلم Son of Saul)، به خبرنگاران میگوید: «ببین، من کاری به کلیتسکی میکنم که آشویتز نتوانست.» وقتی آنها شوکه میشوند، اضافه میکند: «اشکالی ندارد، من یهودیام؛ میتوانم این را بگویم.»
در ریتز، او با کی استون (گینت پالترو)، ستارهٔ سینمایی دههٔ ۱۹۳۰ که بهسخنهای او در مورد کارهای سینماییاش با شوخی میگوید که پیش از تولد او بازیگری را ترک کرده، ملاقات میکند.
اما مارتِی بهراحتی دلنگیر نمیشود. مهارت گفتوگو او را متقاعد میکند تا از یک رویداد تبلیغاتی شرکت قلمهای متعلق به همسر میلیاردرشان میلتون راکول (کیون اولری) صرفنظر کند و در نیمهنهایی مسابقه به او نگاه کند. کی با اینکه میداند او یک فرصتیطلب است، با مارتِی رابطهٔ جنسی دارد — نگاه او بر شانهٔ برهنهاش در آینه هنگام اولین شب مشترکشان، بسیاری چیزها میگوید.
راکول و همکاران تجاریاش در میان مخاطبان حضور مییابند تا دیناموی ژاپنی اندو (کوتو کاواگوچی) را ببینند که بهسختی مارتِی را شکست میدهد. اما درخشندگی نمایش کودک بهاندازهای راکول را تحت تأثیر قرار میدهد که برای او یک فرصت در ژاپن در قالب یک سری مسابقات در برابر اندو بهمنظور تبلیغ قلمهایش پیشنهاد میکند. مارتِی، با این حال، از این که انتظار دارد هر بار ببازد، خشمگین میشود، نه اینکه قهرمان ملی را بیاحرم کند. او راه میرود و بهجای آن، در نیمهزمان نمایش ترفندهای شوت با کلیتسکی بهعنوان یک برنامهٔ شوخی در تور هارلم گلوبتریترها شرکت میکند.
تمام اینها در واقع زمینهساز یک سفر افسانهای است که در آن مارتِی بیوقفه به دنبال رویاهایش میدود، از تحقیرها و خصومتها عبور میکند و سرانجام ژاپن را بهصورت دلخواه خود دوباره بررسی میکند. رچِل که باردار است، وقتی پس از هشت ماه بیتماس مارتِی دوباره ظاهر میشود، خشمگین میشود و در حالی که همسر خشن و کثیفش ایره (امیوری کُهن) فکر میکند کودک مال اوست، او مارتِی را بهعنوان راه فرار خود میگیرد. پدر شدن دقیقاً مطابق نقشهٔ بزرگ مارتِی نیست، اما رچِل در زیرکی و استقامت، رقیبی برای او میشود.
برخی از صحنههای پرخوشی نشان میدهند سافدی در مدیریت هرجومرج پرسرعت توانمند است، در عین حال به اثر فضای لازم برای تنفس میدهد. بارزترین آن یک فرود است که در یک هتل کمدرآمد نیویورک آغاز میشود، جایی که مارتِی بهظاهر وارد مدار ایزرا موشکین میشود، یک دغلکار که ابِل فرارا با نیرومندی بدجثمی آن را به تصویر کشیده است.
ایزرا بهاشتباه به مارتِی اعتماد میکند تا سگ عزیزش را پس از یک حادثه به دامپزشک ببرد، که منجر به یک سیر دیوانهوار از حوادث میشود که در آن هم والی و هم رچِل در زمانهای مختلف دخیل میشوند؛ شامل فرار شتابزده از یک سالن بولینگ، آتشسوزی در ایستگاه بنزین، فرار سگی (شاید اوج سورئالیستیک کارگردان تصویری داروس خاندجی)، تلاش فاجعهبار برای کلاهبرداری و یک درگیری اسلحهای در دل طبیعت نیوجرسی که رچِل در آن با خطر زایمان زودرس مواجه میشود. (به حضور نقش کوتاه بامزهٔ پن جیلِت دقت کنید.)
اینکه بخشی از همهٔ این رویدادها بههمراه ملودی هیپنوتیک «The Order of Death» از Public Image Ltd. پیش میرود، تنها نمونهای از نحوهٔ شکلگیری لحن توسط سافدی با بازیگوشی فرهنگ پاپ در طول دههها است.
کی دوباره وارد داستان میشود وقتی که در حال تمرین یک نمایش برادوی است (همبازیاش و کارگردان آن به ترتیب توسط فرد اِچینگر و دیوید مامات بازی میشوند) و مارتِی بهصورت آرام به تئاتر میآید تا به دنبال شوهرش بگردد. اما راکول دیگر نمیخواهد با این تبلیغکننده خودخواه کاری داشته باشد؛ تنها کی به او علاقه نشان میدهد که حتی پس از اینکه او سعی میکند او را فریب دهد، همچنان ادامه مییابد. کاری که مارتِی برای بازگشت تحت حمایت راکول مجبور میشود انجام دهد، چشمانلرزاندن است.
در این بخش بهخصوص، پالترو برخی از بهترین کارهای خود را ارائه میدهد. او نقش زنی را ایفا میکند که بهجای رضایت شخصی، راحتی مادی و امنیت را بهعنوان همسر مدالی در یک ازدواج بیعشق میپذیرد؛ او از یک ظرافت غمانگیز و شکسته بهره میبرد که نقش او در فیلم «The Royal Tenenbaums» را یادآور میشود. او مارتِی را دقیقاً همانطور که هست میبیند، اما بهصورت رؤیایی بهپیشرفت بیوقفهاش جذب میشود؛ شاید این یادآوری دلنشینی از آرزوهای رها شدهٔ خود باشد. این یک اجرای زیبا است.
شالامِه خشنکامی مارتِی را هرگز پنهان نمیکند؛ این شخصیت را بهحدی میرساند که در حد یک آدم خودپرست – خب، شاید حتی یک آدم واقعی – باشد، حتی برای نزدیکترین افرادش. با این حال، او زیرقهرمانی بهطرز عجیبی دلنشین است که موتور داخلیاش بهندرت کاهش مییابد. اشتیاق بیحوصله او برای شناخت، او را بهعنوان نماد کامل شهر نیویورک میسازد؛ شهری که با جاهطلبی سرسخت خود تغذیه میشود. میزان پذیرش مخاطبان برای تحول نجاتبخش مارتِی به سمت لطافت و آسیبپذیری در صحنهٔ پایانی، احتمالاً در سطوح مختلفی متفاوت خواهد بود.
همانند کاری که در Uncut Gems انجام داد، خاندژی بهدقت زبان بصری الکتریکی را با ریتمهای پرانرژی تدوین برونستاین و سافدی همگام میکند، که تأثیر صدای دیوارهای بزرگ لوباتین را بازتاب میدهد. کارگردان تصویربرداری (DP) مهارتی خاص در برجسته کردن چهرههای خارقالعاده در میان جمعیتهای شلوغ دارد. بیتردید، ارزشمندترین کمککننده پشتصحنه، بازآفرینی دقیق دورهای توسط طراح صحنهٔ باتجربه جک فیسک است که هم در صحنههای استیج صدا و هم در مکانهای نیویورک بهکار رفته. این تجربه گویی کتابی عکاسی شگفتانگیز از شهر در روزگاران گذشته را ورق میزند، از بالا تا پایین.
سافدی جمعی بزرگ از بازیگران ترکیبی از بازیگران باتجربه و افراد غیرحرفهای را بهطرز یکپارچهوار بهکار میگیرد، شامل قهرمانان واقعی پینپانگ چون کاواگچی. اوکونما اولین بازیگری پرشور خود را اجرا میکند، همانطور که اولری که در سری «Shark Tank» شناخته شده، نقش یک کوسهای که به مخالفت واکنش منفی نشان میدهد، بازی میکند، و اسحاق میزرها نیز بهعنوان روابطعمومی در برنامهٔ کی نقش خندهداری دارد. اما اجراهای برجسته متعلق به آزion شگفتانگیز است؛ در یک تغییر ۱۸۰ درجه نسبت به نقش او در «I Love LA»، او مستی رچِل نسبت به مارتِی لغزنده را در ابتدا بهنظر بیتقدیر میکند، اما بهتدریج شجاعتی را نشان میدهد که برای همراهی با او الزامی است.
هر رشتهای بهصورت داستانی معنادار درآورده نمیشود — ایدهٔ مارتِی دربارهٔ توپهای پینپانگ نارنجی برای برجسته شدن در برابر یونیفرمهای سفید، ساختاری زیاد برای یک شوخی بصری واضح است — اما بهعنوان یک پرترهٔ پویا از زندگی در حرکت دائمی، مارتِی سوپریم شگفتانگیز است. توصیف چیزی بهعنوان «سفر وحشی» یکی از عبارات تکراری است — «چه سفری!»، «سفر هیجانانگیز تابستان!»، و «سفر رولرکستری بیپایان!» — اما برای این تجربهٔ حسی جامع، بهخوبی میخورد.