جکی چان، از سمت چپ، برت رتنا و کریس تاکر در مهمانی پس از نمایش «Rush Hour 3» در لسآنجلس، 30 ژوئیه 2007 حضور یافتند. (عکس AP/مت سایلز، فایل)
نیویورک (AP) — پس از گزارش مداخلهٔ رئیسجمهور دونالد ترامپ، پارامونت پیکچرز برنامهریزی کرده است تا «Rush Hour 4» ساخته برت رتنا را توزیع کند؛ پروژهای که هالیوود پس از اتهامات قبلی دربارهٔ سوءرفتار جنسی کارگردان، از آن دوری کرده بود.
پارامونت پیکچرز روز سهشنبه در حال اتمام مذاکرات برای توزیع این فیلم بود، طبق گفتهٔ شخصی نزدیک به مذاکرات که خواست هویت خود را محفوظ نگه دارد زیرا مجاز به اعلام قرارداد نبود. پارامونت قرار است هزینهٔ توزیع فیلم را دریافت کند؛ نه اینکه مالی آن را تأمین کند.
در سال ۲۰۱۷، در جریان جنبش #MeToo، شش زن ادعای آزار جنسی توسط رتنا را در گزارشی از روزنامه لسآنجلس تایمز مطرح کردند. وارنر برادرز، که قرارداد هممالی ۴۵۰ میلیون دلاری با شرکت تولیدی او داشت، روابط خود را با رتنا قطع کرد. رتنا که این اتهامات را تکذیب کرده است، تا به امروز در این دهه هنوز فیلمی تولید نکرده است.
اما روز یکشنبه، وبسایت Semafor گزارش داد که ترامپ شخصاً از پارامونت طلب کرد تا «Rush Hour 4» را به عهده بگیرد. پارامونت به تازگی در یک معامله هشت میلیارد دلاری با Skydance ادغام شد که برای تکمیل آن نیاز به تأیید مراجع نظارتی دولت ترامپ داشت. ترامپ به رئیس جدید استودیوی این شرکت، دیوید الیسون، که پسر لری الیسون، رئیس اجرایی اوراکل و حامی سرسخت ترامپ، تحسین کرده است.
کاخ سفید روز چهارشنبه بلافاصله نظری نداد.
رتنا پس از اینکه وارنر برادرز، که سه فیلم قبلی این مجموعه را منتشر کرده بود، به این پروژه علاقه نشان نداد، در حال عرضهٔ «Rush Hour 4» بود. این فیلم قرار بود جکی چان و کریس تاکر را دوباره در سریاکشن‑کمدی که در سال ۱۹۹۸ آغاز شد، با دنبالههایی در سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۷، به یک تیم دوباره پیوند دهد.
رتنا موفق شد یک فیلم دیگر، مستندی درباره ملانیا ترامپ، تولید کند. اوایل سال جاری، Amazon MGM Studios این مستند را با مبلغی حدود ۴۰ میلیون دلار خریداری کرد. این مستند قرار است ۳۰ ژانویه در سینماها به نمایش درآید.
نورثریج، لس آنجلس (KABC) — سه مرد به اتهام قتل در ارتباط با تیراندازی به ماریا دی لا رزا، خوانندهٔ جوان لاتین ۲۲ سالهای که در حملهای کمینوار در نورثریج کشته شد، توسط دادستانها روز چهارشنبه تأیید شد.
این تیراندازی کمی پیش از ساعت ۱:۲۵ صبح روز شنبه، در نزدیکی خیابان برایانت و خیابان تامپا رخ داد؛ به گفته دفتر دادستان کل شهرستان لس آنجلس، متهمان به نزدیک شدن به یک خودرو پارک شده، از سه نفر داخل آن پول طلب کردند و سپس به شلیک پرداختند. هر سه نفر داخل خودرو مصدوم شدند.
“این یک حملهٔ بیرحمانه و هدفمند بود که زندگی یک زن جوان و هنرمند را بهدست گرفت و صدمهٔ عمیق و مادامالعمر به خانوادهٔ او و دو بازماندهٔ او وارد کرد”، ناتان هوچمن، دادستان شهرستان لس آنجلس در بیانیهای گفت. “دفتر من این پرونده را بهشدت پیگیری خواهد کرد تا اطمینان حاصل شود مسئولان این خشونت بیمعنی و کشنده بهطور کامل پاسخگو باشند.”
دی لا رزا، که بهصورت حرفهای با نام DELAROSA شناخته میشود، بهطور مرگبار توسط گلولهها کشته شد. دو نفر دیگر از قربانیان آسیبهای جدی دریافت کردند.
دی لا رزا به بیمارستان منتقل شد که پس از آن بهعنوان کشته تشخیص داده شد. در زمان تیراندازی، دی لا رزا در صندلی مسافر خودرو نشسته بود.
فرانسسکو اوتیلیو گایتن و بنی لیکونگومِز، هر دو ۲۷ ساله، و ادواردو لوپز، ۲۱ ساله، که همگی ساکن نورثریج هستند، روز سهشنبه به اتهام قتل و دو حساب سرقت درجه دوم بهصورت کوشش که از تیراندازی ناشی میشود، متهم شدند.
گایتن روز شنبه بازداشت شد و بهجای وثیقهٔ ۲٫۱۸ میلیون دلاری در بازداشت نگهداشته میشود. لیکونگومز که روز یکشنبه بازداشت شد، با وثیقهٔ ۲٫۲۸ میلیون دلاری در بازداشت نگهداشته میشود. لوپز همچنان در فرار است.
زنی که در یک قتل کمینوار در نورثریج شلیک شد و کشته شد، یک خوانندهٔ ۲۲‑سالهٔ مشتاق بود.
لیکونگومز قرار بود روز چهارشنبه در دادگاه سان فرناندو حاضر شود، اما جلسه تا ۷ ژانویه موکول شد؛ همان روز که گایتن نیز برای حضور در دادگاه برنامهریزی شده است.
دِیانیرا دی لا رزا، مادر قربانی، به ایویدنس نیوز گفت که به دنبال یافتن پاسخها درباره مرگ دخترش است. خانواده میگویند جهان نه تنها یک انسان مهربان و زیبا را از دست داده است، بلکه یک ستارهٔ موسیقی نوظهور را نیز از دست داده است.
«او آنقدر جوان بود… آنها زندگیاش را دزدیدند»، مادر گفت.
برخی از فیلمهای ورزشی جایزه اسکار میبرند، برخی تبدیل به آثار کلاسیکِ پرطرفدار میشوند و برخی دیگر صرفاً به عنوان فیلمی آرامشبخش برای تماشا در لحظهای کوتاه تبدیل میشوند.
بر اساس نظرسنجی ورزشی دانشگاه ستون هال، یک عنوان بهعنوان فیلم ورزشی معینکننده این قرن بر جلب توجه قرار گرفت.
در طول ۲۵ سال گذشته، فیلم «The Blind Side» بهعنوان فیلم ورزشی مورد علاقهترین آمریکاییها بود که با فاصلهای کوچک، فیلم دیگر برجسته فوتبالی «Remember the Titans» را از صدر فهرست کنار زد.
«ما همیشه درباره اینکه ورزش چگونه فرهنگ را شکل میدهد صحبت میکنیم»، دانیل لادیک، استاد بازاریابی در مدرسهٔ بازرگانی استیلمن دانشگاه ستون هال و روششناس این نظرسنجی، اضافه کرد. «در اینجا دو فیلم از محبوبترین ورزش آمریکا را میبینیم که با چالشهای نژادیای که بازیکنان و مربیان بهدلیل زمان و مکان خود با آن مواجه شدند، ترکیب میکنند. و چه کسی میتواند فراموش کند که این فیلمها اجراهای مهربانانهای نیز دارند که یکی از آنها برنده جایزه اسکار است.»
بهترین فیلمهای ورزشی از سال ۲۰۰۰ به بعد
عنوان
جمعیت عمومی
هواداران ورزش
غیر هواداران
هواداران دلداده
هواداران عادی
مرد
زن
۱۸- ۳۴
۳۵- ۵۴
۵۵+
The Blind Side
30%
36%
20%
35%
37%
23%
36%
20%
29%
22%
Remember the Titans
26%
34%
14%
35%
33%
26%
25%
18%
31%
27%
Talladega Nights
22%
27%
14%
29%
26%
25%
19%
15%
27%
18%
Happy Gilmore 2
21%
26%
15%
29%
25%
23%
20%
21%
22%
21%
Dodgeball
21%
25%
16%
28%
23%
27%
16%
21%
28%
20%
Million Dollar Baby
20%
24%
14%
22%
25%
18%
21%
13%
22%
23%
Creed
20%
27%
9%
33%
25%
24%
16%
21%
25%
15%
Friday Night Lights
18%
26%
7%
30%
24%
19%
17%
13%
22%
19%
Moneyball
17%
23%
7%
30%
20%
22%
11%
14%
18%
17%
Secretariat
15%
19%
8%
16%
20%
14%
15%
7%
10%
11%
Love & Basketball
13%
17%
7%
24%
14%
11%
15%
11%
21%
12%
Bend it Like Beckham
12%
16%
7%
17%
16%
11%
14%
13%
14%
10%
Ali
12%
16%
6%
22%
13%
15%
9%
7%
16%
10%
The Wrestler
11%
14%
6%
19%
12%
15%
7%
7%
14%
11%
Miracle
10%
15%
2%
16%
11%
9%
8%
10%
10%
10%
I, Tonya
10%
13%
6%
16%
11%
9%
11%
12%
11%
7%
F1: The Movie
9%
15%
2%
24%
10%
11%
7%
17%
11%
3%
The Fighter
8%
11%
3%
14%
10%
10%
6%
9%
9%
6%
The Iron Claw
8%
11%
3%
14%
9%
9%
6%
10%
9%
8%
42
7%
11%
1%
13%
10%
9%
5%
6%
8%
5%
King Richard
7%
9%
3%
10%
9%
7%
6%
5%
7%
4%
Invictus
6%
9%
3%
12%
7%
8%
5%
7%
7%
6%
Hustle
6%
8%
2%
11%
7%
6%
6%
7%
8%
5%
Challengers
6%
8%
2%
11%
7%
5%
6%
14%
4%
2%
Sugar
3%
5%
0%
6%
5%
3%
3%
4%
4%
2%
Senna
2%
4%
1%
5%
3%
3%
2%
4%
2%
2%
Murderball
2%
4%
1%
7%
2%
4%
1%
4%
4%
1%
Offside
2%
3%
0%
4%
2%
3%
1%
3%
2%
2%
The Damned United
2%
4%
0%
5%
3%
3%
1%
4%
2%
1%
Other
4%
5%
2%
5%
4%
4%
3%
4%
5%
4%
بدونپاسخ
21%
8%
41%
6%
8%
19%
23%
25%
16%
22%
نظرسنجی که در تاریخهای ۳ تا ۶ اکتبر انجام شد، ۱,۵۱۹ بزرگسال آمریکایی را مورد بررسی قرار داد و از آنها خواست تا فیلم ورزشی محبوب خود را که حدوداً در یکچهارم قرن گذشته منتشر شده است، انتخاب کنند. ستونها درصد پاسخدهندگانی را نشان میدهند که هر فیلم را برگزیدهاند. از آنجا که به پاسخدهندگان اجازه داده شد بیش از یک گزینه را انتخاب کنند، درصدها مجموعاً بیش از ۱۰۰٪ میشود.
«The Blind Side» با ۳۰٪ جمعیت عمومی را رهبری کرد و پس از آن «Remember the Titans» با ۲۶٪ قرار گرفت. «Talladega Nights» (۲۲٪)، «Happy Gilmore 2» (۲۱٪) و «Dodgeball» (۲۱٪) نیز در ردهٔ بالایی حضور داشتند؛ همراه با «Million Dollar Baby»، «Creed» و «Friday Night Lights».
در ادامه مهمترین نکات استخراجشده از نظرسنجی آورده شدهاند.
«The Blind Side» بهعنوان بهترین فیلم ورزشی از سال ۲۰۰۰ شناخته شد، بر پایه نظرسنجی دانشگاه Seton Hall. Ralph Nelson/Warner Bros./بهنمایندگی Everett Collection
فوتبال صحنه را در دست دارد
«The Blind Side» و «Remember the Titans» به ترتیب شمارهٔ ۱ و ۲ بودند و بیش از نیمی از تمام پاسخها را تشکیل میدادند (۳۰٪ و ۲۶٪). «Friday Night Lights» (۱۸٪) نیز به جمع ده فیلم برتر پیوست و داستانهای مرتبط با فوتبال در بخشهای پایینتر لیست نیز حضور داشتند.
این الگو در میان افرادی که خود را طرفدار ورزش میدانستند، حتی قویتر است. در این گروه، «The Blind Side» به ۳۶٪ و «Remember the Titans» به ۳۴٪ ارتقا یافت. همچنین «Friday Night Lights» (۲۶٪) بهویژه از طرف هواداران پرشور مورد توجه ویژه قرار گرفت. این ستونهای احساسی در صدر، نشانگر این است که لیگهای NFL و فوتبال دانشگاهی در تقویم واقعی ورزشی حاکم هستند.
برای بسیاری از آمریکاییها، واژه «فیلم ورزشی» فوراً ذهن را به کلاهخودی، پدال و سخنرانیهای بزرگ روی میدان گریدیرون میکشاند.
ویل فرل در «Talladega Nights» یک انتخاب محبوب در میان کمدیهای ورزشی است. Sony Pictures/بهنمایندگی Everett Collection
هواداران و غیرهواداران بهاندازهای که فکر میکنید، فاصله ندارند
یکی از جالبترین جداسازیهای نظرسنجی، میزان کوچک فاصله بین هواداران ورزشی و غیرهواداران بود.
در میان غیرهواداران، «The Blind Side» همچنان با ۲۰٪ در صدر بود و پس از آن «Dodgeball» (۱۶٪)، «Happy Gilmore 2» (۱۵٪)، «Remember the Titans» (۱۴٪) و «Talladega Nights» (۱۴٪) قرار گرفتند. این اعداد نسبت به مقادیر هواداران کمتر بودند، اما عناوین تقریباً یکسان هستند. حتی افرادی که بهدقت ورزش را دنبال نمیکنند، به همان ترکیب فیلمهای خوشروح فوتبال و کمدیهای سبک دست مییابند.
در میان هواداران ورزشی بهطور کلی، همین فیلمها با قطعههای بزرگتری از سهم کل، در ردهٔ بالا قرار دارند. هواداران پرشور «Creed» (۳۳٪)، «Friday Night Lights» (۳۰٪) و «F1: The Movie» (۲۴٪) را بالا بردند؛ در حالی که «The Fighter» (۱۴٪)، «The Iron Claw» (۱۴٪) و «42» (۱۳٪) نیز پذیرش بیشتری یافتند.
نتیجهگیری: برای گریه کردن بهدلیل داستان یک تیم کوچک یا خندیدن به یک توپ که به صورت کسی پرتاب میشود، نیازی به دانستن نحوهٔ خواندن دفاع ندارید.
«Million Dollar Baby» یکی از فیلمهای برنده اسکار در فهرست محبوبترین فیلمهای ورزشی از سال ۲۰۰۰ بهبعد است. Warner Brothers/بهنمایندگی Everett Collection
تماشای راحت بر فیلمهای پرآوازه ارج مینشیند
اگر اسکارها بر اساس این نظرسنجی جوایزشان را اعطا میکردند، شب اسکار بسیار متفاوت بهنظر میآمد.
برندگان اسکار و درامهای پرآوازه در میان میانهٔ نتایج پراکنده بودند. «Million Dollar Baby» (۲۰٪) و «I, Tonya» (۱۰٪) حضور یافتند، همچون «The Fighter» (۸٪)، «King Richard» (۷٪) و «Invictus» (۶٪). اما این فیلمها بهمراتب عقبتر از فیلمهایی بودند که مردم برای آرامش خود به آنها میچسبیدند.
فیلمهایی که مردم میگویند بارها و بارها تماشا میکنند، آنهاست که آسان میتوان به آنها ارجاع داد، بهراحتی دنبال میشوند و بهصورت احساسی سادهاند. وقتی در هر روزی بهدنبال گزینههای استریم میگردید، اگر داستان مایکل اوهر ظاهر شود، یا رقصی در سالن قفلروغن T.C. Williams High School به تصویر کشیده شود یا ویل فرل در حال انجام هر عملی ورزشی بهنظر برسد، بینندگان جذب میشوند.
نظرسنجی نشان میدهد که برای اکثر تماشاگران، «بهترین» فیلم ورزشی آن فیلمی نیست که منتقدان را تحت تأثیر قرار داده باشد، بلکه آن فیلمی است که بهقدری آشناست که میتوان آن را در پسزمینه روشن کرده و در حین بررسی نتایج ورزشی ادامه داد.
از چپ، «Happy Gilmore 2» در گروه سنی ۱۸-۳۴ محبوب است، در حالی که «Love & Basketball» و «Remember the Titans» توسط افراد ۳۵-۵۴ گرمدلانه بهخاطر سپرده میشوند. از چپ: اسکات یامانو/نتفلیکس/بهنمایندگی Everett Collection؛ New Line Cinema/بهنمایندگی Everett Collection؛ Getty Images
تقسیم نسلی
دستههای سنی کاملاً متفاوت نبودند، اما تمایزهای ظریفی در آنچه که بهنظر میرسد وجود داشت.
انتخابهای سردبیر
کدام فیلمهای ورزشی بیشترین جستجو را در تمام دوران داشتهاند؟Alex Kennedy
دالوین کوک با لابیک ویلیامز ملاقات میکند؟ چگونه تایریک ویتزرز شخصیت کامرون کد را بهحیات آورد؟Brianna Williams
بهترین مبارز فیلمی تاریخ چه کسی است؟ متخصصان MMA نظر میدهندRyan Hockensmith
۱۸-۳۴: بزرگسالان جوان توجه قابلتوجهی به کمدیها و عناوین جدید نشان دادند. «Happy Gilmore 2»، «Dodgeball» و پروژههای «F1: The Movie» همگی عملکرد خوبی داشتند و «Challengers» در این گروه بهترین نگاه خود را داشت. «Creed» نیز قوی بازی کرد.
۳۵-۵۴: این گروه نقطهٔ عطف بسیاری از این فیلمهاست. «Remember the Titans» در اینجا ۳۱٪ میشود و «Love & Basketball» به ۲۱٪ میرسد. اکثر افراد در این رده سنی بهانداز کافی از زمان گذشته این فیلمها را بهعنوان تجربهٔ سینمایی بهخاطر میسپارند و به اندازه کافی جوان هستند تا آنها را دوباره روی استریم یا کابل تماشا کنند.
۵۵+: پاسخدهندگان مسنتر تمایل به درامهای کلاسیک داشتند. «Remember the Titans» و «Million Dollar Baby» همچنان قوی باقی ماندهاند، در حالی که کمدیها و فیلمهای جدید کمتر مورد توجه قرار گرفتند.
نسلها بهطور کامل توافق نداشتند — «The Blind Side» و «Remember the Titans» در تمام دستهها ثابت بودند. اما ردهٔ دوم بر اساس زمان اولین مشاهدهٔ فیلمها توسط پاسخدهندگان تغییر کرد.
۲۱٪ میگویند: «هیچکدام از موارد بالا»
پرصداترین آمار شاید همان آماری باشد که بهنظر بیاهمیت میآید: ۲۱٪ از پاسخدهندگان در جمعیت عمومی «بدونپاسخ» را انتخاب کردند. در میان غیرهواداران این رقم به ۴۱٪ ارتقاء یافت و برای هواداران ورزشی به ۳۶٪ افزایش یافت.
بهعبارت دیگر، تقریباً یک نفر از پنج نفر فیلم ورزشی مورد پسند خود را از ۲۵ سال گذشته نداشتند — یا حداقل بهحدی قوی احساس نکردند که یکی را از لیست انتخاب کنند. این به این معنا نیست که آنها ورزش یا فیلم تماشا نمیکنند؛ ممکن است روایتگری ورزشی آنها از سریالها یا مستند‑سریالها باشد که در این نظرسنجی گنجانده نشدهاند.
این هم یک چالش و هم فرصتی برای سازندگان فیلمهای ورزشی است، چرا که دادهها نشان میدهند مخاطبی بزرگ و نامحدود و بیتعیین وجود دارد. برای افرادی که در دستهٔ «بدونپاسخ» هستند و بهدنبال راهی برای ورود میگردند، این نظرسنجی میتواند بهعنوان راهنمای برنامهریزی عمل کند.
«Friday Night Lights» یکی از فیلمهای محبوب فوتبال در ۲۵ سال گذشته است. Universal/بهنمایندگی Everett Collection
خواندن میانخطها: رتبهبندی فیلمها شباهت زیادی به زندگی واقعی دارد
دادهها نشانگر سلسلهمراتبی هستند که بازتابی از فضای ورزشی است. عناوین فوتبالی در صدر مینشینند و ترکیبی از احساسات و نمایشها را تقویت میکنند. درست پس از آن کمدیها قرار دارند که بهعنوان سروصدای پسزمینه برای پخشهای شبانه و بازدیدهای گروهی تبدیل شدهاند. عناوین پرآوازه در فاصلههای میانی حضور دارند — مورد احترام ولی همیشه بازدید نشده.
هواداران ورزشی و غیرهواداران نزدیکتر از آنچه انتظار میرفتند هستند و بهسوی بسیاری از فیلمهای یکسان کشیده میشوند، در حالی که بزرگترین شکاف در درصد افرادی است که بهطور کامل سؤال را رد میکنند. این بخش «هیچکدام از موارد بالا» نشانگر تغییر عادات و روشهای متفاوت مصرف داستانهای ورزشی است.
این فهرست صرفاً رتبهبندی فیلمها نیست: تقاطعی از احساس، روتین و فرهنگ ورزشی را ترسیم میکند و نشان میدهد کدام داستانها هنوز وزن خود را دارند یا به پسزمینه کشیده شدهاند و چقدر فضا برای فیلم ورزشی نوپدید باقی مانده است.
اما نتایج نظرسنجی نباید بهجای شما تصمیمگیری کنند. خودتان ۲۵ فیلم برتر را رتبهبندی کنید، عناوین را به ترتیب دلخواه خود بکشید و ببینید لیست شما نسبت به دیگران چگونه میآید.
یادداشت سردبیر: فهرست فیلمهای استفادهشده در این نظرسنجی از طریق یک فرایند چندمرحلهای انتخاب شده است. نظرسنجی ورزشی ستون هال با رتبهبندی ۲۰۲۰ The Athletic از ۱۰۰ فیلم ورزشی برتر آغاز شد، سپس مجموعه را به فیلمهای منتشر شده از سال ۲۰۰۰ به بعد محدود کرد و فهرست را به ۳۰ عنوان محدود کرد. نامزدهای اضافی از هفت فهرست «بهترین فیلمهای ورزشی» از The Hollywood Reporter، Rotten Tomatoes، IndieWire، Vulture، Forbes، Time Out و Time Magazine، با ورودی ESPN استخراج شد. برای اینکه فیلمی وارد شود، باید در حداقل سه تا از هشت فهرست بررسیشده ظاهر شود، و چند عنوان نهایی بر پایه بازبینی داخلی ویژغی حذف شدند.
نظرسنجی ورزشی ستون هال از تاریخ ۳ تا ۶ اکتبر بر اساس نمونهای نماینده از ۱,۵۱۹ بزرگسال در آمریکا انجام شد. این نظرسنجی که توسط مؤسسهٔ Sharkey در دانشکدهٔ بازرگانی استیلمن دانشگاه ستون هال حمایت شد، نمونهای ملی از YouGov plc. بهدست آورد و بر اساس معیارهای سرشماری ایالات متحده برای سن، جنسیت، نژاد، تحصیلات، درآمد و جغرافیا وزندار شد و دارای حاشیه خطای +/-۲.۵ درصد است.
کتاب جایزهدار دنیس جانسون همواره دشوار برای اقتباس بود.
نوشتهٔ ریبکا آنین
نتفلیکس
رمان کوتاه جایزهدار دنیس جانسون، رویای قطار—منبع یک فیلم جدید نتفلیکس که پیش از این در جشنواره فیلم ساندنس به اکران رسیده بود—در سال ۲۰۰۲ نخست در مجله Paris Review منتشر شد و سپس در سال ۲۰۱۱ بهصورت کتاب در دسترس قرار گرفت. میتوانید آن را در حدود ۷۰ تا ۹۰ دقیقه بخوانید، اما به طرز عجیبی این بازه کوتاه زمان، گویی بیپایان بهنظر میرسد. پیش از اینکه متوجه شوید، خود را در دل جنگل مییابید، همانند رابرت گرینیر، مرد قرن 20th که جانسون بهعنوان موضوع خود انتخاب کرده است.
گرینیر، یتیمی که در سن شش یا هفت سالگی با قطار به آیداهو فرستاده شد و مقصدش روی کت او نشاندار بود، آدمی عادی است — کارگری که از ساختن راهآهن، پیوستن به تیمهای فصلی چوببرداری، و در سالهای بعد با گاری حمل بار، معاش خود را بهدست میآورد. «او یک معشوق داشت — همسرش، گلدیس — که یک هکتار زمین، دو اسب و یک گاری در مالکیت خود داشت»، جانسون در نزدیکی پایان رمان، زندگی گرینیر را در فهرستی خلاصه میکند که او را بهعنوان موجودی از زمان، طبقه و مکان خود مینگارد: «او هرگز مست نبود. هیچگاه اسلحهای خرید یا با تلفن صحبت نکرد. بهطور منظم سوار قطار بود، بارها با خودرو سفر کرد و یکبار نیز در هواپیما… او هرگز نمیدانست والدینش چه کسانی بودهاند و وارثی نیز برای او باقی نگذاشت.»
گرینیر نامی برجسته نیست، اما جادوی این رمان کوتاه در این است که زندگی او را برای خواننده عظیم جلوه میدهد. شخصیت اصلی جانسون مردی ملایم، سختکوش، با باورهای خرافی و قابل اطمینان است؛ کسی که بهندرت تحصیلات رسمی دیده و ذهنش همواره در جستجوی درک معنا و هدف زندگی است. برداشت این مرد از شهر کوچکاش، تیمهای چوببرداری که در آن کار میکند و جایگاه او در تاریخ، برای خواننده اهمیت عمیقی پیدا میکند. هنگامی که رمان در یک توالی تصویری به پایان میرسد و فریاد «پسری گرگماهی» که گرینیر در نمایش عجیب سیرک میبیند، با صداهای دیگر زمان مقایسه میشود — سوت قطار، آوازهای اپرا، بوقهای مهپوش و نیهای بگپایپ — خواننده کاملاً درک میکند که جانسون قصد دارد چه حس و تفکری را منتقل کند.
نسخهٔ فیلمی این رمان کوتاه به کارگردانی کلینت بنتلی میخواهد مخاطبان همانگونه که دوستداران رمان به گرینیر اهمیت میدهند، به او دلبستگی نشان دهند. جوئل ادگرتون نقش گرینیر را به عهده دارد، فیلیسی جوزس نقش گلدیس و ویلیام اچ. میسی نقش یک همکار چوببر باتجربه را ایفا میکند. نگاه صریح ادگرتون و غم خشنودیاش، فضای جنگلی فیلم (در ایالت واشنگتن فیلمبرداری شده) و روایت ویل پاتون که شامل جملاتی است که مستقیماً از رمان جانسون اقتباس شدهاند، ترکیب میشود تا همان حس شگفتانگیز را درباره طرح بزرگ جهان، کوچکبودن زندگی انسان و عظمت زمان و فضا که در رمان به آن پرداخته میشود، منتقل کند.
اما برای طرفداران منبع اصلی، فیلمسازیِ ضروری رویای قطار ممکن است حس کند که چیزی در آن کم است. رمان کوتاه جانسون از «دستههایی از مطالب بهنظر نامرتبط» تشکیل شده بود که در این یک ظرف کوچک جا میگیرند، همانطور که آنتونی دور در بررسی کتابنامه نیویورک تایمز در سال ۲۰۱۱ نوشت: «تبهای پراکنده، حکایات حاشیهای، تبعید چینی، کودک بزرگی با قلب ضعیف». در رویای قطار، اتفاقاتی میافتد، حتی تا چند صفحهٔ آخر، که بهنظر میرسد بههم میپیوندند و نوعی پایانبندی ارائه میدهند، اما هرگز بهنهایت نرسیده نمیشود. هنگام خواندن، حس میکنید که در کنار بستر مرگ گرینیر نشستهاید، همانگاه که او اولین داستانهایی را که به ذهنش میآیند بازگو میکند — افراد، تعاملها و موقعیتهایی که بزرگترین تأثیر را بر او گذاشتهاند، مهم نیست که آیا او توانست معنای آنها را کشف کند یا نه.
بنتلی و همنویسندهاش گرگ کوئدَر در نسخهٔ فیلمی خود بیشتر بر بخشهای متعارف داستان تمرکز میکنند. واضحترین این بخش، ازدواج کوتاهمدت گرینیر در سنی حدود سیسالگی با گلدیس است که در یک آتشسوزی جنگل، هنگام کار در تیم چوببرداری، بههمراه دختر نوزادش کیت میمیرد. این صحنه در فیلم بهعنوان رویداد اصلی — تقریباً تنها — محرک زندگی گرینیر محسوب میشود. ما بسیاری از بازگشتهای خاطرهای به زمان او با گلدیس و کیت میبینیم؛ کیت در فیلم بهصورت دو ساله (سنی مناسب برای راه رفتن و حرف زدن خوشطبع) نشان داده میشود، در حالیکه در رمان جانسون چهار ماهه بود. این تغییر اساسی باعث میشود دوران کوتاه زندگی خانگی گرینیر در فیلم وزن بیشتری پیدا کند. در ابتدا، همانطور که جانسون مینویسد، گرینیر «بهخاطر کیت کوچیک دلسوز فکر میکند و دوباره با صدای بلند با خودش میگوید: «او هرگز حتی رشد نکرد تا یک سبزه شود.»» سپس، با تسکین اندکی غم، گرینیر بیشتر به گلدیس فکر میکند تا به دخترش: «گاهی به کیت، کودک زیبا، فکر میکند، اما نه زیاد. داستان او آنقدر غمانگیز نیست. او بهندرت بیدار میشد، چه برسد به زنده بودن.» اما در فیلم دختر، که پر از شیرینی کودکی است، توسط گرینیر و همسرش «کتی» نامیده میشود.
بهوضوح، مرگهای کیت و گلدیس در رمان تأثیر عمیقی بر گرینیر میگذارند، اما نه بهصورت خودانتقادپذیر، بازگشتهای مداوم «باید آنجا بود برای آنها» که در فیلم دیده میشود. گرینیر کتابی در دنیایی زندگی میکند که اتفاقات وحشتناکی دیگر نیز رخ میدهد و اثراتشان گاهی مبهم یا ناشناخته میمانند. دو روایت مستقل که بهصورت کوتاه شده یا حذف شدهاند، زندگی گرینیر را در رمان نشانهدار میکنند. یکی از این روایتها، ملاقات گرینیر جوان با راندهکن (که «بومر» مینامند) است که در جنگل در وضعیت وحشتناکی دراز کشیده بود. این مرد به گرینیر میگوید که توسط راندهکن دیگری سرقت شده؛ او «سیم زانو» او را قطع کرده و او را برای مردن به گانگرن رها کرده است. سپس اعتراف میکند: این بومر قبلاً خواهرزادهاش را مورد تجاوز جنسی قرار داده بود؛ او باردار شد، توسط پدرش (بهمنظور «دفع آنجان ضعیف از شکم») ضرب و شتم شد و مرد. این همان رویدادی بود که این بومر را بر ریلها راهاندازی کرد: «از آن زمان بهبعد، من هرگز صد یاردی از این مسیرهای قطاری دور نشدهام.»
دومین روایت، داستان «کوتنای باب»، همسایۀ بومیامریکایی گرینیر است که در فیلم به شخصیت دوستداشتنی و همکار مغازهدار ایگناتیوس جک (ناتانیل آرکاند) تبدیل شده است. «کوتنای باب مردی ثابتقلب بود که همیشه از الکل خودداری میکرد و اغلب در مشاغل شهر کار میکرد، همانند گرینیر، و سالها با یکدیگر آشنا بودند»، جانسون مینویسد. ما او را فقط معرفی میکنیم، سپس چند صفحهٔ بعد، جانسون درباره مرگ او مینویسد. باب شاندی — ترکیبی از لیموناد و آبجو — را از دو کارگر کانادایی میگیرد و به آنها باور میکند وقتی میگویند «او میتواند این را بدون عواقب بنوشد، زیرا عصاره لیمو اثر الکل را خنثی میکند». برای اولین بار، باب مست میشود و روی ریلهای مسیر میافتد، جایی که «توسط یک سلسلهٔ قطارها رانده میشود». تا عصر بعد، «کوتنای باب برای یکچهارم مایل در امتداد مسیر ریلها بهصورت پراکنده بود»، مینویسد جانسون.
مواجهه با راندهکن، گرینیر جوان را که هدفنگرش نداشت، بهسوی مسیر درست هدایت میکند. داستان باب کوتنای شاید بهدلیل اینکه ناگهان تراژدی از هیچجا میآید — همانند آتشسوزی که خانوادهاش تجربه کردند — در زندگی گرینیر اهمیت داشته باشد. اما فیلم بهدنبال معانی آسانفهم برای این برخوردها است و با حذف داستان بومر و سرنوشت باب کوتنای، و بهجای آن افزودن صحنهای که مردی سیاهپوست با تفنگ بهیک کارگر در اردوگاه چوببرداری میگوید که برادرش را «بهدلیل رنگ پوستش» کشته است، این هدف را محقق میکند.
اسپیریت به کارگردانی ساندیپ ردی وانگا و با حضور پرا بهاس، رسماً از تاریخ ۲۳ نوامبر امروز در صحنه رفت. تیم تولید مراسم محورت را برای علامتگذاری آغاز فیلمبرداری برگزار کرد که در آن تریپتی دیمر، تهیهکننده بوشان کومار، پرنای ردی وانگا، شیو چانا و ستارهٔ بزرگ چیرانجیوی بهعنوان مهمان ویژه حضور یافتند. اگرچه پرا بهاس برای مراسم حضور داشت، اما در عکسهایی که تیم تولید منتشر کرد، دیده نشد.
پرا بهاس — ساندیپ ردی وانگا: آغاز فیلمبرداری «اسپیریت»؛ مراسم محورت در حیدرآباد با حضور چیرانجیوی بهعنوان مهمان ویژه
این فیلم اولین همکاری وانگا با پرا بهاس را نشان میدهد و از اکتبر بهتدریج انتظارها در حال افزایش بوده است، زمانی که کارگردان برای تولد این بازیگر سورپرایزی ویژه منتشر کرد. در ۲۴ اکتبر، وانگا آنچه را «داستان صوتی» نامید، یک تیزر صوتیمحور که لحن فیلم اسپیریت را تعیین میکند، رونمایی کرد.
در این تیزر، پسزمینهای از یک زندان باز میشود و یک تبادل گفتوگوی تنشبرانگیز بین سرکوبگر و تیم او را نشان میدهد که برای اداره یک افسر پلیس پیشین که به زندانی تبدیل شده آماده میشوند. جذابترین لحظه زمانی بروز میکند که صدای پرا بهاس میشنویم که میگوید: «آقا، از کودکی یک عادت بد دارم»، که به شخصیت پر شدت او اشاره دارد.
این اثر که توسط T-Series و Bhadrakali Pictures تولید شده، اسپیریت بهعنوان یک درام اکشن با مقیاس جهانی و بزرگ معرفی میشود؛ در این فیلم پرا بهاس نقش یک پلیس سفتوسخت و بیپایان را ایفا میکند. تریپتی دیمر نیز در نقش کلیدی به او پیوسته و شور و هیجان فیلم را افزوده است.
«داستان صوتی» که به زبانهای تلگو، هندی، تامیل، کانادا و مالایالامی منتشر شده، پیشاکنون تعامل آنلاین چشمگیری برانگیخته است. با انتشار این تیزر در روز تولد پرا بهاس، سازندگان نگاهی ابتدایی به پروژهای ارائه دادند که ساندیپ ردی وانگا آن را بهعنوان یکی از بلندپروژهترین کارهای خود توصیف میکند.
اکنون که فیلمبرداری آغاز شده، اسپیریت به فاز بعدی تولید پیش میرود و جزئیات بیشتری در ماههای آینده پیشبینی میشود.
همچنین بخوانید: ساندیپ ردی وانگا و پرا بهاس؛ «اسپیریت» با بخش بیشتری از صحنههای برهنگی
«Wicked» بار دیگر جادوی خود را بر گیشه سینما میپراکند.
دنباله موزیکال یونیورسال «Wicked: For Good» در پیشنمایشها ۳۰٫۸ میلیون دلار درآمد کسب کرد، که بزرگترین جمعآوری پیش‑افتتاحی سال را نشان میدهد. اما این رکورد با یک نکته همراه است. معمولاً درآمد پیشنمایشها فقط از اکرانهای روز پنجشنبه به دست میآید، اما یونیورسال فیلم را چند روز زودتر به نمایش گذاشت. اکرانهای طرفداران روز دوشنبه که توسط آمازون پرایم حمایت شد، ۶٫۱ میلیون دلار بهدست آورد، در حالی که اکرانهای روز چهارشنبه ۶٫۵ میلیون دلار جمع کردند. پیشنمایشهای روز پنجشنبه که شامل دو جلسه از «Wicked» و «For Good» بود، ۱۸٫۲ میلیون دلار درآمد داشتهاند.
رکورد پیشین سال متعلق به «سوپرمَن» تولید وانر برازرز بود که در پیشنمایشهای پنجشنبه ۲۲٫۵ میلیون دلار درآمد داشته و سپس در آخر هفته افتتاحیهاش ۱۲۵ میلیون دلار جمعآوری کرد.
«Wicked: For Good»، ادامهدار بسیار منتظر شدهی حس صورتی‑سبز سال گذشته، در مسیر کسب بین ۱۵۰ تا ۱۸۰ میلیون دلار این آخر هفته است. این فیلم میتواند اولین فروش گیشه بزرگترین رقم سال را بهدست آورد. در حال حاضر، رکورد متعلق به «A Minecraft Movie» اقتباس بازی ویدئویی تولید وانر برازرز است که در پیشنمایشهای پنجشنبه ۱۰٫۶ میلیون دلار کسب کرد و به سمت اکران ۱۶۲ میلیون دلاری پیش رفت. یونیورسال با احتیاط پیشبینی میکند که این آخر هفته ۱۲۵ میلیون دلار افتتاحیه داشته باشد، اما هیجان طرفداران پس از ظاهر شدن گلیندا توسط آرینا گراند و الفابا توسط سینیثیا اِریو در پاییز گذشته بهعنوان نمادهای فرهنگ پاپ، بسیار بالاست.
سال گذشته، فیلم اصلی «Wicked» به کارگردانی جون ام. چو در پیشنمایشها ۱۹٫۲ میلیون دلار کسب کرد و در همان آخر هفته پیشقبل از عید شکرگزاری به ۱۱۲٫۵ میلیون دلار گسترش یافت. یک سال بعد، گروه بازیگری شامل جانی بایلی، ایتن اسلیتر، جف گلدبام، میشل یو، بوون یانگ و دیگران، داستان پیشدرآمد «جادوگر اوز» را به پایان میرسانند. «Wicked» اول به تقویت گیشه عید شکرگزاری سال گذشته به رقم رکورد ۴۲۰ میلیون دلار همراه با «Gladiator II» و «Moana 2» کمک کرد. «Zootopia 2» دوستانه برای خانوادهٔ دیزنی، هفتهٔ آینده اکران میشود و دنبالهٔ انیمیشن و «Wicked: For Good» در تعطیلات سعی خواهند کرد تا به ارتفاعات مشابه گیشهای دست یابند.
همچنین در این آخر هفته، دنبالهٔ اکشن سونی «Sisu: Road to Revenge» با پیشبینی ۳ میلیون دلار فروش اولیه میرسد و در پیشنمایشهای پنجشنبه ۵۷۵٬۰۰۰ دلار کسب کرد. همچنین فیلم «Rental Family» تولید سرچلایت، به کارگردانی برندان فریزر، اکران میشود — که پیشبینی میشود فروش اولیهاش در رقمهای یکرقمی پایین باشد.
اگرچه ماه اکتبر پشت سر مانده است، به این معنی نیست که نتوانیم تریلر دیگری برای یک فیلم ترسناک ببینیم. از نظر کونوامی، نوامبر زمان اوج Silent Hill است. بهطور دقیقتر، نگاهی نزدیک به تریلر رسمی فیلم کارگردان مایکل گنز که بهزودی عرضه میشود، Silent Hill 2 با عنوان Return to Silent Hill.
Return to Silent Hill نشان میدهد که کارگردان اصلی فیلم Silent Hill سال ۲۰۰۶، مأموریتی عظیم برای اقتباس Silent Hill 2 (که میتوان گفت بهترین بازی Silent Hill است؛ حتی میتوانید با یک دیوار مشاجره کنید) را بر عهده میگیرد. در این داستان، جیمز ساندرسون (با بازی جِرمی ایروین، مشهور به نقش در Warhorse) به شهر منزوی و مهآلودی که نام آن همان شهر است، برای جستجوی همسرش مری (هانا امیلی اندرسون) میرود. او با وحشتهایی روبرو میشود و در کنار آن، بهعنوان «مردزن»ی ادعایی، با گناهان عمیق خود مواجه میگردد. در کنار ایروین و اندرسون، ایوی تمپلتون در نقش لارا، پیرس ایگان در نقش ادی دمبرووسکی و رابرت استرنج بهعنوان «هرم سرخ» (که بهنام دیگر Pyramid Head شناخته میشود) در این وحشتهای خوشمزه و تاریک حضور دارند.
آنچه میتوانیم بهصورت مثبت دربارهٔ فیلم آینده بگوییم، فراتر از اینکه تریلر آن را بهعنوان یک اثر ضروری معرفی کرده، این است که موسیقی متن آن بهصراحت تأثیرگذار خواهد بود. این بهدلیل بازگشت آهنگساز سری، آکیرا یاماواکا، امکانپذیر شده است. در واقع، در یک کلیپ اختصاصی چند ماه پیش، گنز تأکید کرد که اگر یاماواکا در کارسازی موسیقی حضور نداشت، حتماً از ساخت فیلم خودداری میکرد. برای کسانی که دربارهٔ Silent Hill اطلاعات کافی ندارند، این جمله یکی از واضحترین نکات گنز بود تا اطمینان بدهد که کارگردان ارزش موسیقی متن را که در DNA بازیها، بهویژه Silent Hill 2، میداند. همچنین گنز از دموی Death Stranding تولیدکننده Kojima Productions، یعنی P.T. (که بهسرعت لغو شد) بهعنوان نقطه مرجع برای Return to Silent Hill استفاده کرده است؛ این نکته نشان میدهد که فیلم میتواند به انتظارات بالای مخاطبان پاسخ دهد. خدا میداند که پرکارهای جیمز و ماریا واقعی نیستند.
در اخبار دیگر مرتبط با Silent Hill، آقا، این فرنچایز مسیر خود را بهطور شگرف تغییر داده است. از زمان اعلان اولیهٔ Return to Silent Hill در پخش زندهٔ بزرگ Silent Hill کونوامی در سال 2022، این سری ترس روانشناختی بار دیگر ضربات قوی (یادآور اینکه پس از سالها بیتحرکی هنوز میتواند بازی بسازد) با عناوینی چون Silent Hill 2 Remake از تیم Bloober و Silent Hill f. از NeoBards Entertainment داشته است. نسخهٔ اول بهقدرِ موفق شد که اکنون Bloober Team برنامه دارد بازی اصلی Silent Hill را بازسازی کند. بهعلاوه، Silent Hill f در حال تبدیل به رمان است و بازیگر اصلی آن، کاناتسو کاتو، بهسرعت تبدیل به یک حس شگفتزدهی یوتیوبی شد؛ او در اولین پخش زندهٔ خود بیش از ۱٫۷ میلیون بازدید کسب کرد و در حین عبور از Silent Hill f در هر لحظه دچار ترساندنهای ناگهانی شد. ما واقعاً به دوران پوسترهای مه بازگشتهایم.
زمان نشان خواهد داد که آیا بازگشت گنز به ساخت فیلمهای Silent Hill همانگونه میوه میدهد، بهخصوص که دیگر از بخشهای دوم نظیر Pyramid Head برای ایجاد ترسهای ارجاعی استفاده نخواهد کرد و بهجای آن، این موجود غولپیکر واقعی بر روی پردهٔ بزرگ جیمز را ترسانده خواهد کرد.
Return to Silent Hill در تاریخ ۲۳ ژانویهٔ ۲۰۲۶ در سینماها اکران میشود.
پوستر مستند «Silent Flood» یک منظرهٔ دو بهیک را نشان میدهد؛ زندگی آرام روستایی در بالا و شهری ویرانشده توسط جنگ در پایین، که تمهای تضاد و همزیستی فیلم را برجسته میکند.
مستند Silent Flood ساخته کارگردان اوکراینی دیمیترو سُخولیتکی‑سوبچوک، جایزه بهترین فیلمبرداری IDFA را بهدست آورد؛ یکی از بالاترین افتخارات جشنواره بینالمللی مستند آمستردام (IDFA) که بزرگترین جشنواره مستند جهان محسوب میشود.
این فیلم در تاریخ ۱۶ نوامبر در مسابقهٔ اصلی IDFA بهنمایش رسید، جایی که تنها ۱۲ مستند از سراسر جهان انتخاب شده بودند.
با همکاری چهار فیلمبردار — ایوان موراراش، الکساندر کوروتون، ویچسلاو تسویتکوو و سُخولیتکی‑سوبچوک — مستند به بررسی یک جامعهٔ مذهبی دورافتاده میپردازد که در کنار رودخانهٔ دنیستر در اوکراین ساکن است. این گروه بدون برق و در میان طبیعت زیسته و با سیلابهای مکرر روبهرو است و در نهایت با جنگ تمامعیار مواجه میشود.
کارگردان دیمیترو سُخولیتکی‑سوبچوک و تیمش جایزه بهترین فیلمبرداری IDFA 2025 را در صحنه آمستردام دریافت میکنند، در حالی که تصویر برنده از مستند “Silent Flood” در پسزمینه نمایش داده میشود.
هیئت داوران به انسجام بصری و عمق احساسی فیلم اشاره کردند: «هر فریم مانند یک نقاشی است. در کشوری که طولانیمدت تحت تأثیر جنگ بوده، فیلم جامعهای صلحطلب را به تصویر میکشد که دنیایش حس ابدیت و شکنندگی دارد. علیرغم فیلمبرداری توسط چهار نفر، این اثر از نظر بصری یکپارچه و بهطرز عمیقیاثرگذار باقی میماند.»
Silent Flood تحسینهای شدیدی از منتقدان بینالمللی دریافت کرد. Screen Daily آن را بهعنوان “یک پرترهٔ شعرآلود که بهصورت ظریف به جنگ مینگرد، از طریق نور، مه و فضا” Variety آن را “شاعری تصویری و بهطرز شگفتانگیزی یکپارچه” نامید. انجمن بینالمللی مستند (IDA) به “خلوص نادر مشاهداتی.” اشاره کرد.
در یکی از صحنهها، جامعه نان دستساز خود را به سربازان اوکراینی میفرستد؛ بهصورت ساکت زندگی صلحآمیز خود را به جبهههای جنگ متصل میکند.
«این فیلم با یک جمله آغاز شد — دربارهٔ یک جامعهٔ مذهبی در غرب اوکراین»، گفت کارگردان تولید کارینا کوستینا. «اکنون، پس از پنج سال کار، ما در IDFA بهنمایش میگذاریم و جایزهٔ فیلمبرداری را بهدست میآوریم.»
یک کالسکهٔ اسبدار در شبح خود از یک تونل طلایی درخشان درختان در غروب عبور میکند — یکی از صحنههای نمادین فیلم که آرامش بصری و ابدیت را به تصویر میکشد.
در سخنرانی پذیرش خود، سُخولیتکی‑سوبچوک به مقیاس و هزینهٔ جنگ اشاره کرد: «این فیلم دربارهٔ مقیاس است — زمان، چشمانداز و اکنون مقاومت. در سال ۲۰۲۲، روسیه ۱۱۰۰ پهپاد به سوی اوکراین پرتاب کرد. در سال ۲۰۲۴ — بیش از ۱۰٬۰۰۰. امسال — تقریباً ۵۰٬۰۰۰. بسیاری از مکانهایی که در فیلم دیدید، هماکنون تحت اشغال هستند.»
Silent Flood محصولی از TABOR است که بهصورت مشترک با Elemag Pictures، MDR و ARTE تولید شده است. این فیلم با همکاری بیش از یک دوجین شریک اروپایی و اوکراینی، از جمله Netflix، Docudays UA، مؤسسه گوته، مؤسسهٔ اوکراین و یوریمِجِس ساخته شده است.
اوایل امسال، مستند Militantropos به کارگردانی یلیزاویتا اسمیت، آلینا گورلووا و سیمون موزگووی، در فهرست نامزدهای جایزه فیلم اروپا قرار گرفت. این فیلم که در جشنواره کن بهنمایش درآمد، نشان میدهد جنگ چگونه زندگیها را در سراسر اوکراین از طریق یک لنز انسانی مشترک تغییر میدهد.
اولین تیزر از دنبالهٔ «بازیهای گرسنگی: سپیدهدم در روز برداشت»
“بگذارید پنجاهمین بازی گرسنگی آغاز شود!” لایونسگیت اولین تیزر نمایشی از دنبالهٔ حماسی جدید خود به نام بازیهای گرسنگی را فاش کرده است — این اثر با عنوان بازیهای گرسنگی: سپیدهدم در روز برداشت شناخته میشود. این فیلم پیشداستان داستانهای اصلی بازیهای گرسنگی است، اما در عین حال دنبالهای برای فیلم اخیر بازیهای گرسنگی: سرود پرندگان و مارها میباشد که در سال ۲۰۲۳ به اکران رسید. این تیزر دقیقاً یک سال پس از تاریخ انتشار آماده شده است — این فیلم قرار است در تاریخ ۲۰ نوامبر ۲۰۲۶ در سینماها اکران شود. سپیدهدم در روز برداشت به دنیای پانم باز میگردد و داستان هیمیتچ آبنثی جوان را که ۲۴ سال پیش از وقایع بازیهای گرسنگی رخ میدهد، دنبال میکند؛ این روایت از صبح روز برداشت پنجاهمین بازی گرسنگی، که بهعنوان Quarter Quell دوم شناخته میشود، آغاز میشود. آیا اتفاق بزرگی در اینجا رخ خواهد داد؟ این اثر دارای بازیگرانی برجسته است: Joseph Zada در نقش Haymitch، Jesse Plemons در نقش Plutarch Heavensbee، Ralph Fiennes در نقش رئیسجمهور Coriolanus Snow، Glenn Close در نقش Drusilla Sickle، Kieran Culkin در نقش Caesar Flickerman، Elle Fanning در نقش جوان Effie Trinket، Mckenna Grace در نقش تریبوت Maysilee Donner، Maya Hawke در نقش Wiress، Whitney Peak، و Kelvin Harrison Jr. این فیلم همچنین یک برپایی متفاوت از مسابقات گرسنگی در کوهها به نمایش میگذارد که بهطرز چشمگیری به فیلم Midsommar شبیه است. در ادامه ببینید.
در ادامه، تیزر فرانسیس لورنس برای بازیهای گرسنگی: سپیدهدم در روز برداشت در یوتیوب آمده است:
بازیهای گرسنگی: سپیدهدم در روز برداشت به دنیای پانم ۲۴ سال پیش از وقایع اصلی بازیهای گرسنگی بازمیگردد؛ این روایت از صبح روز برداشت پنجاهمین بازی گرسنگی، که بهعنوان Quarter Quell دوم شناخته میشود، آغاز میشود.بازیهای گرسنگی: سپیدهدم در روز برداشت بار دیگر توسط کارگردان برجستهٔ فرانسیس لورنس به کارگردانی شده است، کارگردانیگر فیلمهای Constantine، I Am Legend، Water for Elephants، Hunger Games: Catching Fire + Mockingjay 1 & 2 + The Ballad of Songbirds & Snakes، Red Sparrow، Slumberland و The Long Walk. فیلمنامه توسط بیلی ری نوشته شده است. این فیلم بر پایهٔ رمان نوشتهٔ سوزان کولینز است که در سال ۲۰۲۵ منتشر شد. این اثر توسط نینا جیکوبسون، برد سیمپسون و فرانسیس لورنس تولید شده است. لایونسگیت فیلم بازیهای گرسنگی: سپیدهدم در روز برداشت را بهصورت جهانی از تاریخ ۲۰ نوامبر ۲۰۲۶ در سینماها به نمایش خواهد گذاشت — دقیقاً یکسال پس از امروز. چه کسی میخواهد این فیلم را تماشا کند؟
انحصاری: برای رویهای نوین از فیلم پیشرو اِکسورسیست، بلومهاوس‑اتامیک مونستر جدی عمل میکند؛ همانطور که Deadline گزارش داد، اسکارلت جانسون، نامزد دو بار اسکار، مقرر شده است که در قسمت بعدی این فرانچایز شناختهشدهی ترسناک، به قلم و کارگردانی مایک فلاناگان، نقشآفرینی کند.
«اسکارلت یک بازیگر درخشان است که اجراهای مسحورکنندهاش همیشه حس واقعگرایی و اصالت دارند؛ از فیلمهای ژانری تا بلاکباسترهای تابستانی، و من نمیتوانستم خوشحالتر از این باشم که او به این فیلم اِکسورسیست میپیوندد»، فلاناگان گفت.
حضور جانسون نشان واضحی است بر این که استودیوی تولیدکننده بهطور جدی به نسخهٔ جدید این فرانچایز میاندیشد، پس از اینکه فیلم قبلی، اِکسورسیست: بلیفور (2023)، عملکرد ضعیفی با ۶۵٫۵ میلیون دلار در ایالات متحده/کانادا و ۱۳۶٫۲ میلیون دلار در سرتاسر جهان داشت. این پس از آن است که NBCUni، Peacock و بلومهاوس حقوق این اثر را از مورگان کریک به ارزش ۴۰۰ میلیون دلار در ژوئیهٔ ۲۰۲۱ خریدند. دیوید گوردن گرین، کارگردان آن فیلم، از ادامهٔ پروژه کنار رفت.
استودیوی تولیدکننده با تعدادی از استعدادهای برتر جلسات برگزار میکرد. اما پس از اینکه جانسون در بازراهاندازی فرانچایز دنیای ژوراسیک در تابستان گذشته با فیلم دنیای ژوراسیک: تولد دوباره که حدود ۸۶۹ میلیون دلار فروش جهانی داشت، نقشآفرینی ایدهآلی به نظر میرسید. پس از جلسهای با تهیهکنندگان و فلاناگان، جانسون تصمیم گرفت رهبری بازراهاندازی یک فرانچایز دیگر را بر عهده گیرد. افراد داخلی به Deadline اطلاع دادند که زمانبندی با چند پروژهٔ پیشرو باید تنظیم شود، اما این فیلم احتمالاً بعدیترین پروژهٔ او برای فیلمبرداری خواهد بود. این پروژه همچنین اولین فیلم ترسناک واقعی را برای جانسون در طول دوران طولانی و موفقش به ارمغان میآورد.
این فیلم داستانی کاملاً نو در دنیای اِکسورسیست روایت میکند و دنبالهٔ اِکسورسیست: بلیفور نیست. این فیلم توسط بلومهاوس‑اتامیک مونستر، مورگان کریک انتِرْتینمنت و فلاناگان — که علاوه بر نوشتن و کارگردانی نیز مسئول تولید است — تحت پرچم شرکت Red Room Pictures به تولید میرسد. الکساندرا مگیسترو نیز بهعنوان تهیهکننده اجرایی برای Red Room Pictures فعالیت میکند. دیوید رابینسون برای مورگان کریک انتِرْتینمنت تهیه میکند. جیسن بلوم و رایان تورک به ترتیب بهعنوان تهیهکننده و تهیهکننده اجرایی برای بلومهاوس‑اتامیک مونستر ایفای نقش میکنند.
جانسون اخیراً کارگردانی خود را با درامای ایلنور بزرگ تولید سونی پیکچرز کلاسیکس آغاز کرد، که بهطور جهانی در جشنوارهٔ فیلم کن به نمایش درآمد.در ادامه میتوان او را در فیلم جیمز گری ببر کاغذی، کناری میلس تلر و آدم درایور یافت. او جایزهٔ تونی را برای بهترین عملکرد بازیگری یک بازیگر برجسته در نمایش برای نمایشنامهٔ ۲۰۱۰ نگاهی از پل دریافت کرد. جانسون همچنین جایزهٔ بهترین بازیگر زن بفتا را در سال ۲۰۰۴ برای فیلم گمشده در ترجمه اثر سوفیا کوپول بهدست آورد. او در سال ۲۰۱۹ به دلیل ایفای نقشهایش در داستان ازدواج نوح بامباچ و جو جو خرگوش تائیکا وایتی، برای نقش اصلی و نقش مکمل دو بار نامزدی اسکار شد و به این ترتیب دوازدهمین بازیگری شد که در یک سال دو بار نامزد اسکار میشود.
جانسون توسط CAA و Yorn Levine LLC نمایندگی میشود.