دسته: فیلم

  • نقد فیلم Rhino – تام هاردی به سبک دیوید اتنبرگ در مأموریتی برای نجات کرن‌های کنیا

    این بازیگر در این مستند، که به بررسی تلاش‌های یک پاسدار محلی برای محافظت از یک گروه کرن در برابر شکارچیان – و از کشته شدن توسط یکدیگر می‌پردازد، نقش روایتگری کمی حواس‌پرت دارد.

    کات کلارک

    در اینجا داستان موفقیت نادری از حیات‌وحش را می‌بینیم. جمعیت کرن سیاه جهان به‌ سختی بیش از شش هزار عدد می‌رسد، زیرا کرن‌ها به‌دلیل از دست رفتن زیستگاه و شکار غیرقانونی به‌آستانه انقراض رسیده‌اند. اما تلاش‌های حفاظتی باعث رونق دوباره کرن‌ها در کنیا شده است؛ اعداد آن‌ها در پناهگاه‌های محصور که «محافظت‌گاه» نامیده می‌شوند، توسط افراد بومی اداره می‌شوند و شکارچیان را از ورود منع می‌کنند، در حال افزایش است.

    تام هاردی روایت‌گری کمی حواس‌پرت به این مستند می‌افزاید، در حالی که به‌سبک دیوید اتنبرگ، با اندکی شیوهٔ اکتشافگر نجیب‌زادهٔ قرن نوزدهم صدا می‌کند. فیلم با این حقیقت شروع می‌شود که در سه سال گذشته، ۱٬۹۰۰ کرن در سراسر آفریقا شکار شده‌اند؛ اما در کنیا هیچ‌یک از آن‌ها شکار نشده است. در محافظت‌گاه بورانا، با پاسدار ارشد کاریزماتیک رامسون کیلوکو آشنا می‌شویم؛ مردی که هر کرن را در قلمرو خود تنها از رد پا و خراش‌های گوشش می‌شناسد.

    اما کرن‌های کنیا به تدریج قربانی موفقیت خود می‌شوند. افزایش تعداد آن‌ها در محافظت‌گاه‌ها سبب رقابت بین نرها می‌شود؛ مردانی که برای حفظ قلمرو خود تا حد مرگ می‌جنگند. تضاد عجیبی به وجود می‌آید: کرن‌هایی که از شکارچیان محافظت شده‌اند، به‌دنبال یکدیگر می‌کشند؛ به همین دلیل برنامه‌ای برای انتقال ۲۱ کرن به فاصلهٔ ۱۰۰ مایلی به محافظت‌گاه لوئسابا تدوین می‌شود—یک استراتژی پرخطر، طبق گفته‌ها. تلاش مشابهی در گذشته به فاجعه منجر شد؛ تمام ۱۱ کرن منتقل‌شده جان خود را از دست دادند.

    اما پیش از اینکه بتوان کرن‌ها را جابه‌جا کرد، کنیا دچار خشکسالی شد؛ وضعیتی که برای ساکنان محلی که زیست‌موفقیتشان به کشاورزی و دامداری وابسته است، فاجعه‌آفرین بود. دسته‌های قهرمانان دزد به مزرعه‌ها ترس می‌اندازند و شکار غیرقانونی در حال افزایش است. به‌طرز عجیبی، فیلم به تهدیدات ناشی از بحران آب و هوایی برای گونه‌های در حال انقراض نمی‌پردازد. اگر برای روایتگری هاردی فضای بیشتری برای توضیح فراهم می‌شد، می‌توانستم با صدای او بیشتر زندگی کنم؛ و احتمالاً بدون برخی انتخاب‌های موسیقی، از جمله یک نسخهٔ بیش از حد احساسی از Knocking on Heaven’s Door.

    ● فیلم Rhino از ۲۸ نوامبر در سینماهای بریتانیا به نمایش می‌رسد.

  • فیلمبرداری «عامل مخفی» با «جاز بصری» در حرکت می‌ماند

    سینماگر ایوگنی الکساندرووا در مصاحبه‌ای با IndieWire دربارهٔ به‌کارگیری اصول مستند و حس دستی در فیلم معمایی دههٔ ۷۰ کلیبر مندونسا فیلو می‌گوید. توسط ماریا ای. گیتس

    فیلمبردار «عامل مخفی» — ساخت

    ماریا ای. گیتس

    عامل مخفی، (به‌نام O AGENTE SECRETO)، واغنر مورا (سمت راست)، ۲۰۲۵. © نئون / تقدیم از مجموعهٔ Everett
    «عامل مخفی»تقدیم از مجموعهٔ Everett

    ایوگنی الکساندرووا، سینماگری متولد روسیه و مقیم پاریس، چشم دقیق و حس حرکت خود را به‌صورت یکسان در مستندها و فیلم‌های روایت‌گونه به‌کار گرفته است؛ از جمله در فیلم کمدی ترسناک «بالکونت‌ها» که به‌کارگردانی نومی مرلان و با همکاری سلین سکیاما نوشته شده، و مستند برجسته سونیا بنس‌لاما «ماخ‌ت»، و هم‌اکنون در فیلم «عامل مخفی» کلیبر مندونسا فیلو؛ فیلمی که برگزیده برتر برای نمایندگی برزیل در دسته بهترین فیلم بین‌المللی اسکار سال جاری است.

    این انتخاب تا حد زیادی به خاطر جذابیت بصری کار الکساندرووا پشت دوربین است، و این جذابیت بصری نشانگر درک شهودی الکساندرووا از فیلمنامه مندونسا فیلو است.

    اکثراً در سال ۱۹۷۷، این حماسهٔ تاریخی‑سیاسی از عناصر نوآر و تریلر برای ایجاد حس دائمی ترس استفاده می‌کند و داستان آرماندو (واغنر مورا)، استاد مخفی‌باز که زندگی‌اش پس از هدف قرارگیری توسط دیکتاتوری نظامی برزیل به کلی واژده شده، را دنبال می‌کند. آرماندو که در طول کارناوال به رسیفی می‌رسد، شغلی در آرشیو ثبت‌نام اجتماعی شهر می‌پذیرد، همان‌طور که تحت نام مستعار مارسیلو مخفی می‌شود.

    وقتی به او یک هدفِ قتل تعیین می‌شود، آرماندو در برابر زمان می‌جنگد تا مدرکی برای وجود مادر مرحوم خود بیابد و سپس با امید به فرار از کشور به‌همراه پسر جوان خود، فرناندو، بپردازد. همان‌طور که در «تصویر ارواح»؛ نامهٔ عاشقانه مندونسا فیلو به سینماها و سالن‌های فیلم‌ساز دوران کودکی‌اش، او به‌دقت رسیفی دههٔ ۷۰ را با لمسی مهربان در «عامل مخفی» بازسازی می‌کند.

    مندونسا فیلو، با استناد به فیلم پیشین الکساندرووا که در برزیل ضبط شده است؛ یعنی «نارا نورمانده» و درامای رشد و بلوغ ۲۰۲۳ «تیائو» تحت عنوان «بی‌قلب»، به الکساندرووا اعتماد کرد تا این جهان لمسی را به‌صورت زنده به تصویر بکشد. اگرچه او یک غیر‌برزیلی است، الکساندرووا از نگاه exotic به کار خود می‌گریزد. او در مصاحبه‌ای با IndieWire در جشنواره فیلم ویرجینیا در ماه اکتبر که در آن جایزهٔ «Craft Award برای فیلمبرداری» را دریافت کرد، گفت: «من به‌ندرت به‌صورت تصویری فکر می‌کنم؛ بیشتر به معنای کاری که انجام می‌دهم فکر می‌کنم». او افزود: «به همین دلیل شاید من کم‌توجه به زیبایی‌شناسی باشم و بیشتر به معنای داستان و به این که برای شخصیت‌ها به‌عنوان انسان‌ها چه معنا دارد، صرف‌نظر از مکانشان، توجه می‌کنم.»

    در حقیقت، او حس‌زدگی مستند را به کارهای داستانی می‌آورد. الکساندرووا می‌گوید که هنگام فیلمبرداری مستند، با واقعیت روبرو می‌شویم، که «یادآوری خوبی برای داستان‌پردازی است، چرا که ما معمولاً فهرست شات‌ها تهیه می‌کنیم، نور را برنامه‌ریزی می‌کنیم، مسیرهای دولی می‌گذاریم؛ اما سپس واقعیت به وقوع می‌پیوندد که ممکن است متفاوت از تصور ما باشد و حتی زیباتر و جالب‌تر باشد.»

    واغنر مورا در «عامل مخفی»
    واغنر مورا در «عامل مخفی»ویکتور جوکا

    این کمک می‌کند هنگامی که با کارگردانی کار می‌کنید که واقعاً می‌خواهد ابزارهای سینمایی جالب برای روایت داستان به‌کار گیرد، مفید است. الکساندرووا از این که مندونسا فیلو هرگز از وجود دوربین به عنوان بخشی اساسی از روایت صرف‌نظر نمی‌کند، قدردانی کرد. به‌همراه پالت رنگی گرم فیلم، تکنیک‌های مخصوص دوره‌ای مانند زوم‌ها و شات‌های دوپتر تقسیم‌شده به کار رفته‌اند تا بیننده را مستقیماً به ذهنیت یک شخصیت در هر لحظه‌ای ببرند. او افزود: «خواندن فیلمنامهٔ کلیبر برای اولین بار، چون از اتحاد جماهیر شوروی می‌آیم، با من هم‌نوا شد. بنابراین می‌توانستم واقعاً حس کنم فیلمنامه درباره چه می‌گوید.»

    در یکی از صحنه‌های بسیار خارق‌العادهٔ فیلم، شخصیتی مقاله‌ای در روزنامه دربارهٔ پای جدانده می‌خواند که ادعا می‌شود این پا مکان محبوبی برای گردهمایی شبانه را مورد حمله قرار داده است – پوشش بی‌منطقی که ادارات پلیس فاسد برای خشونت دولتی در طول کارناوال ارائه می‌دهند. این صحنه در یک حرکت یکپارچه فیلمبرداری شده است؛ پا را دنبال می‌کند که در پارک تاریک به هرج و مرج می‌انجامد. این صحنه با حس تقویت‌شده نور و تاریکی شبیه یک کتاب کمیک فیلمبرداری شده و الکساندرووا آن را یکی از صحنه‌های استعاری‌ترین فیلم می‌نامد.

    با این حال، همکاران می‌خواستند حس زنده‌ای از دوره بسازند؛ حتی تا رنگ سیمان روی پیاده‌راه‌ها را دقیقاً همان رنگی که در سال ۱۹۷۷ بود، به دست آورند. اگرچه مندونسا فیلو در فیلم‌های قبلی‌اش از لنزهای سری C پان‌اویژن استفاده کرده بود، الکساندرووا پیشنهاد کرد که از سری B پان‌اویژن استفاده کنند که دقیقاً از همان دوره می‌باشد. الکساندرووا گفت: «این لنزها واقعاً به روشنایی واکنش نشان می‌دهند و وقتی رنگ‌های بسیار تاریک و بسیار روشن به هم می‌رسند، انحرافات ظاهر می‌شوند و همچنین می‌توانند تصویر را منحرف کنند.»

    در مورد روند اخیر سینماتوگرافی بسیار صاف که «هیچ‌چیزی بیش از حد روشن یا کم نور نیست»، الکساندرووا گفت که «من دینامیک نورها را به یک پالت بسیار محدود محدود نمی‌کنم. به‌جای آن، کارگردان فیلم‌برداری ترجیح می‌دهد وقتی نور به‌سختی می‌درخشد. من همچنین سایه‌های عمیق را دوست دارم و فکر می‌کنم این به تصویر شخصیت می‌بخشد»، گفت الکساندرووا.

    واغنر مورا «عامل مخفی»
    واغنر مورا در «عامل مخفی»MK2 Films

    این حس جاز بصری در صحنه‌هایی که فیلمبرداری دستی به‌کار رفته، احساس می‌شود؛ مانند صحنهٔ بازگشت زمانی که آرماندو و همسرش فاتیمه با فاشیسم در حال ظهور در یک شام سرنوشت‌ساز درگیر می‌شوند. الکساندرووا تصمیم گرفت به‌دست‌گیری بروید، چون انرژی بازیگر آلیس کاروالیو، که نقش فاتیمه را ایفا می‌کند، به صحنه می‌آورد؛ فاتیمه همسر مرحوم آرماندو، یک دانشمند و رادیکال سیاسی نیز بود. او گفت: «وقتی با دوربین دستی کار می‌کردم، ارتباط قوی‌تری با او داشتم. او یک زن است و من هم زنم؛ بنابراین می‌توانستم از طریق کلمات او، پیامی را که می‌خواست برساند احساس کنم، چرا که در این شام مورد پذیرش قرار نگرفته بود. او به‌عنوان منشی رفتار می‌شد در حالی که در واقع یک دانشمند بود. و حس می‌کردم «برو دختر!» و واقعا در آن لحظه با او همدلی می‌کردم.»

    الکساندرووا این حس شهودی را در تمام مدت فیلمبرداری «عامل مخفی» احساس می‌کرد. اگرچه بیشتر صحنه‌های مورا با دوربین ثابت فیلمبرداری شده بودند، الکساندرووا می‌گوید که با واقعیت روبروست، که «یادآوری خوبی برای داستان است، چرا که ما معمولاً فهرست شات‌ها را می‌نویسیم، نور را برنامه‌ریزی می‌کنیم، مسیرهای دولی می‌گذاریم، اما سپس واقعیت رخ می‌دهد که ممکن است متفاوت از تصور ما باشد و حتی زیباتر و جذاب‌تر باشد.»

    الکساندرووا همچنین برای برخی از صحنه‌های امروزی بسیار استریلی که در آن دانشجویان دربارهٔ سرنوشت آرماندو می‌آموزند و نسخه‌های متنی برای آرشیوی دانشگاهی می‌نویسند، از دست‌گیرهٔ دوربین استفاده کرد. اگرچه مندونسا فیلو و الکساندرووا دربارهٔ این تغییر رادیکال، از جمله فیلمبرداری این صحنه‌ها با آیفون، بحث کردند؛ در نهایت تصمیم گرفتند همان تجهیزات را به کار ببرند ولی رنگ‌ها را در صحنه و پس‌تولید به‌صورت متفاوتی پردازش کنند. این کار اثر فاصله‌گیری ایجاد می‌کند؛ گرما و شادابی گذشته را از واقعیت سرد و کلینیکال زمان حاضر جدا می‌کند. الکساندرووا گفت: «این بسیار جالب است، این مقایسهٔ نحوهٔ واقعی بودن افراد و چگونگی به‌خاطره سپاریدشان.»

    نئون فیلم «عامل مخفی» را چهارشنبه، ۲۶ نوامبر به اکران می‌گذارد.

  • آندره هولند، وندل پیس و سمیرا وایلی با بازی در درامای بوکس «آن‌ها می‌جنگند» (انحصاری)

    آندره هولند، وندل پیس و سمیرا وایلی
    آندره هولند، وندل پیس و سمیرا وایلی
    Jon Kopaloff/Getty Images؛ Michael Loccisano/Getty Images؛ Matt Winkelmeyer/Getty Images

    آندره هولند و وندل پیس پا به رینگ می‌گذارند تا در فیلم واقعی بوکس آن‌ها می‌جنگند بازی کنند. این فیلم بر پایه مستند ۲۰۱۸ با همین عنوان ساخته شده است که داستان یک مبارز خسته‌دل را روایت می‌کند؛ او به یکی از برترین برنامه‌های جوانان بوکس در کشور می‌پیوندد.

    شرکت A/Vantage Pictures به همراه Andscape که زیرمجموعه‌ای از ESPN است، Argent Pictures، North of Now و Mandalay Pictures در همکاری با Harper Road تولید می‌کند.

    Kayla Oaddams/Getty Images

    هولند نقش ولت منیگان، مربی بکسینگ نابغه‌ای را ایفا می‌کند؛ او یک زندانی بازپرورده است که به خانه بازمی‌گردد تا خانواده‌اش را با عشق تمام زندگی‌اش، کتّا (ستاره برنده جایزه امی برای داستان خدمتکار، سمیرا وایلی) بازسازی کند. مسیر او او را به یک باشگاه بکسینگ داخل مرکز تفریحی جوانان واشنگتن دی.سی. می‌رساند که در آستانه بسته شدن است. در آنجا او تحت راهنمایی مربی خردمند اسلیم (پیس) به مربیگری گروهی از پسران می‌پردازد تا برای مسابقات ملی جونیور بکسینگ تمرین کنند؛ که سرانجام به رویارویی دو دوست صمیمی، کوئینسی (توسان فرنکو باتیست) و پینات (آنتونی بی. جنکینز) منجر می‌شود؛ آن‌ها برای کسب جایگاهی در تیم المپیک جونیور ایالات متحده به نزاع می‌پردازند.

    شلدون کاندیس به کارگردانی می‌پردازد. فیلمنامه را همراه با اندرو رنزی، کارگردان مستند اصلی آن‌ها می‌جنگند، نوشته‌اند؛ رنزی همچنین به‌همراه جیسون مایکل برمن و بن رنزو به تهیه‌کنندگی می‌پردازد.

    در بازیگران دیگر می‌توان به مایکلتی ویلیامسون، توری جِی مالون، جی. آلفونس نیچسون، تیناشه کاجی‑بولدن، آماندا وارین و آندره ریو اشاره کرد.

    شلدون کاندیس
    Frazer Harrison/Getty Images

    مانند هر فیلم خوبی، داستان پشت‌صحنهٔ آن‌ها می‌جنگند نیز پر از پیچ‌وخم‌های خاص خود بود. این فیلم دومین طول‌کشیدهٔ منتظرشدهٔ کاندیس است؛ او ۱۳ سال پیش فیلمی با نام Luv را در جشنواره ساندنس کارگردانی کرد که در آن با تهیه‌کنندگان برمن و رنزو همکاری کرد. برمن و رنزو بعدها با کار بر روی فیلم ۲۰۱۵ با ریچارد گیرِ The Benefactor و سپس مستند آن‌ها می‌جنگند با رنزی آشنا شدند. زمانی که زمان توسعهٔ آن‌ها می‌جنگند به عنوان فیلم بلند فرا رسید، نقش واسطه‌گری را برای پیوند کاندیس و رنزی ایفا کردند.

    این فیلم به تازگی تولید خود را به پایان رسانده و روی پلتفرم‌های Disney+ و Hulu به نمایش در خواهد آمد. این پروژه از حمایت کمیسیون فیلم مریلند و اعتبار مالیات فیلم‌سازی مریلند بهره‌مند شد.

    آندره هولند توسط WME، Anonymous Content و Del Shaw نمایندگی می‌شود. وندل پیس توسط Paradigm و Frankfurt Kurnit نمایندگی می‌شود. شلدون کاندیس توسط مدیر Trey Witter و Del Shaw نمایندگی می‌شود. سمیرا وایلی توسط Innovative و Johnson Shapiro نمایندگی می‌شود. آنتونی بی. جنکینز توسط Paradigm، Rebel Creative Group و Yorn Levine نمایندگی می‌شود. توسان فرنکو باتیست توسط Innovative نمایندگی می‌شود. مایکلتی ویلیامسون توسط Paradigm، Medavoy Management و Myman Greenspan نمایندگی می‌شود. توری جِی مالون توسط Paonessa Talent Agency نمایندگی می‌شود. جی. آلفونس نیچسون توسط CESD Talent Agency، AC Management و Jackoway Austen نمایندگی می‌کند. تیناشه کاجی‑بولدن توسط Atlanta Models and Talent و Patty Woo Management نماینده می‌شود. آماندا وارین توسط Buchwald، Alchemy Entertainment و Ginsburg Daniels نمایندگی می‌کند. آندره ریو توسط Buchwald، Entertainment 360 و Yorn Levine نمایندگی می‌شود.

  • «Rush Hour 4» پس از درخواست گزارش‌شده ترامپ توسط پارامونت پیکچرز توزیع خواهد شد

    توسط جیک کویل

    جکی چان، از سمت چپ، برت رتنا و کریس تاکر در مهمانی پس از نمایش «Rush Hour 3» در لس‌آنجلس، 30 ژوئیه 2007 حضور یافتند. (عکس AP/مت سایلز، فایل)
    جکی چان، از سمت چپ، برت رتنا و کریس تاکر در مهمانی پس از نمایش «Rush Hour 3» در لس‌آنجلس، 30 ژوئیه 2007 حضور یافتند. (عکس AP/مت سایلز، فایل)

    نیویورک (AP) — پس از گزارش مداخلهٔ رئیس‌جمهور دونالد ترامپ، پارامونت پیکچرز برنامه‌ریزی کرده است تا «Rush Hour 4» ساخته برت رتنا را توزیع کند؛ پروژه‌ای که هالیوود پس از اتهامات قبلی دربارهٔ سوء‌رفتار جنسی کارگردان، از آن دوری کرده بود.

    پارامونت پیکچرز روز سه‌شنبه در حال اتمام مذاکرات برای توزیع این فیلم بود، طبق گفتهٔ شخصی نزدیک به مذاکرات که خواست هویت خود را محفوظ نگه دارد زیرا مجاز به اعلام قرارداد نبود. پارامونت قرار است هزینهٔ توزیع فیلم را دریافت کند؛ نه اینکه مالی‌ آن را تأمین کند.

    در سال ۲۰۱۷، در جریان جنبش #MeToo، شش زن ادعای آزار جنسی توسط رتنا را در گزارشی از روزنامه لس‌آنجلس تایمز مطرح کردند. وارنر برادرز، که قرارداد هم‌مالی ۴۵۰ میلیون دلاری با شرکت تولیدی او داشت، روابط خود را با رتنا قطع کرد. رتنا که این اتهامات را تکذیب کرده است، تا به امروز در این دهه هنوز فیلمی تولید نکرده است.

    اما روز یکشنبه، وب‌سایت Semafor گزارش داد که ترامپ شخصاً از پارامونت طلب کرد تا «Rush Hour 4» را به عهده بگیرد. پارامونت به تازگی در یک معامله هشت میلیارد دلاری با Skydance ادغام شد که برای تکمیل آن نیاز به تأیید مراجع نظارتی دولت ترامپ داشت. ترامپ به رئیس جدید استودیوی این شرکت، دیوید الیسون، که پسر لری الیسون، رئیس اجرایی اوراکل و حامی سرسخت ترامپ، تحسین کرده است.

    کاخ سفید روز چهارشنبه بلافاصله نظری نداد.

    رتنا پس از اینکه وارنر برادرز، که سه فیلم قبلی این مجموعه را منتشر کرده بود، به این پروژه علاقه نشان نداد، در حال عرضهٔ «Rush Hour 4» بود. این فیلم قرار بود جکی چان و کریس تاکر را دوباره در سری‌اکشن‑کمدی که در سال ۱۹۹۸ آغاز شد، با دنباله‌هایی در سال‌های ۲۰۰۱ و ۲۰۰۷، به یک تیم دوباره پیوند دهد.

    رتنا موفق شد یک فیلم دیگر، مستندی درباره ملانیا ترامپ، تولید کند. اوایل سال جاری، Amazon MGM Studios این مستند را با مبلغی حدود ۴۰ میلیون دلار خریداری کرد. این مستند قرار است ۳۰ ژانویه در سینماها به نمایش درآید.

  • ۳ نفر به اتهام قتل در تیراندازی کمین‌وار از خوانندهٔ ۲۲‑سالهٔ لاتین در نورث‌ریج، دی‌اِی می‌گوید

    لوگوی KABC

    نورث‌ریج، لس آنجلس (KABC) — سه مرد به اتهام قتل در ارتباط با تیراندازی به ماریا دی لا رزا، خوانندهٔ جوان لاتین ۲۲ ساله‌ای که در حمله‌ای کمین‌وار در نورث‌ریج کشته شد، توسط دادستان‌ها روز چهارشنبه تأیید شد.

    این تیراندازی کمی پیش از ساعت ۱:۲۵ صبح روز شنبه، در نزدیکی خیابان برایانت و خیابان تامپا رخ داد؛ به گفته دفتر دادستان کل شهرستان لس آنجلس، متهمان به نزدیک شدن به یک خودرو پارک شده، از سه نفر داخل آن پول طلب کردند و سپس به شلیک پرداختند. هر سه نفر داخل خودرو مصدوم شدند.

    “این یک حملهٔ بی‌رحمانه و هدفمند بود که زندگی یک زن جوان و هنرمند را به‌دست گرفت و صدمهٔ عمیق و مادام‌العمر به خانوادهٔ او و دو بازماندهٔ او وارد کرد”، ناتان هوچمن، دادستان شهرستان لس آنجلس در بیانیه‌ای گفت. “دفتر من این پرونده را به‌شدت پیگیری خواهد کرد تا اطمینان حاصل شود مسئولان این خشونت بی‌معنی و کشنده به‌طور کامل پاسخگو باشند.”

    دی لا رزا، که به‌صورت حرفه‌ای با نام DELAROSA شناخته می‌شود، به‌طور مرگبار توسط گلوله‌ها کشته شد. دو نفر دیگر از قربانیان آسیب‌های جدی دریافت کردند.

    دی لا رزا به بیمارستان منتقل شد که پس از آن به‌عنوان کشته تشخیص داده شد. در زمان تیراندازی، دی لا رزا در صندلی مسافر خودرو نشسته بود.

    فرانسسکو اوتیلیو گایتن و بنی لیکون‌گومِز، هر دو ۲۷ ساله، و ادواردو لوپز، ۲۱ ساله، که همگی ساکن نورث‌ریج هستند، روز سه‌شنبه به اتهام قتل و دو حساب سرقت درجه دوم به‌صورت کوشش که از تیراندازی ناشی می‌شود، متهم شدند.

    گایتن روز شنبه بازداشت شد و به‌جای وثیقهٔ ۲٫۱۸ میلیون دلاری در بازداشت نگه‌داشته می‌شود. لیکون‌گومز که روز یکشنبه بازداشت شد، با وثیقهٔ ۲٫۲۸ میلیون دلاری در بازداشت نگه‌داشته می‌شود. لوپز همچنان در فرار است.

    زنی که در یک قتل کمین‌وار در نورث‌ریج شلیک شد و کشته شد، یک خوانندهٔ ۲۲‑سالهٔ مشتاق بود.

    لیکون‌گومز قرار بود روز چهارشنبه در دادگاه سان فرناندو حاضر شود، اما جلسه تا ۷ ژانویه موکول شد؛ همان روز که گایتن نیز برای حضور در دادگاه برنامه‌ریزی شده است.

    دِیانیرا دی لا رزا، مادر قربانی، به ای‌ویدنس نیوز گفت که به دنبال یافتن پاسخ‌ها درباره مرگ دخترش است. خانواده می‌گویند جهان نه تنها یک انسان مهربان و زیبا را از دست داده است، بلکه یک ستارهٔ موسیقی نوظهور را نیز از دست داده است.

    «او آن‌قدر جوان بود… آن‌ها زندگی‌اش را دزدیدند»، مادر گفت.

    سرویس خبری سیتی به این گزارش کمک کرد.

  • «The Blind Side» صدر رتبه‌بندی فیلم‌های ورزشی قرن ۲۱ قرار گرفت

    تصویر توسط ESPN

    برخی از فیلم‌های ورزشی جایزه اسکار می‌برند، برخی تبدیل به آثار کلاسیکِ پرطرفدار می‌شوند و برخی دیگر صرفاً به عنوان فیلمی آرامش‌بخش برای تماشا در لحظه‌ای کوتاه تبدیل می‌شوند.

    بر اساس نظرسنجی ورزشی دانشگاه ستون هال، یک عنوان به‌عنوان فیلم ورزشی معین‌کننده این قرن بر جلب توجه قرار گرفت.

    در طول ۲۵ سال گذشته، فیلم «The Blind Side» به‌عنوان فیلم ورزشی مورد علاقه‌ترین آمریکایی‌ها بود که با فاصله‌ای کوچک، فیلم دیگر برجسته فوتبالی «Remember the Titans» را از صدر فهرست کنار زد.

    «ما همیشه درباره این‌که ورزش چگونه فرهنگ را شکل می‌دهد صحبت می‌کنیم»، دانیل لادیک، استاد بازاریابی در مدرسهٔ بازرگانی استیلمن دانشگاه ستون هال و روش‌شناس این نظرسنجی، اضافه کرد. «در اینجا دو فیلم از محبوب‌ترین ورزش آمریکا را می‌بینیم که با چالش‌های نژادی‌ای که بازیکنان و مربیان به‌دلیل زمان و مکان خود با آن مواجه شدند، ترکیب می‌کنند. و چه کسی می‌تواند فراموش کند که این فیلم‌ها اجراهای مهربانانه‌ای نیز دارند که یکی از آنها برنده جایزه اسکار است.»

    بهترین فیلم‌های ورزشی از سال ۲۰۰۰ به بعد

    عنوان جمعیت
    عمومی
    هواداران
    ورزش
    غیر
    هواداران
    هواداران
    دلداده
    هواداران
    عادی
    مرد زن ۱۸-
    ۳۴
    ۳۵-
    ۵۴
    ۵۵+
    The Blind Side 30% 36% 20% 35% 37% 23% 36% 20% 29% 22%
    Remember the Titans 26% 34% 14% 35% 33% 26% 25% 18% 31% 27%
    Talladega Nights 22% 27% 14% 29% 26% 25% 19% 15% 27% 18%
    Happy Gilmore 2 21% 26% 15% 29% 25% 23% 20% 21% 22% 21%
    Dodgeball 21% 25% 16% 28% 23% 27% 16% 21% 28% 20%
    Million Dollar Baby 20% 24% 14% 22% 25% 18% 21% 13% 22% 23%
    Creed 20% 27% 9% 33% 25% 24% 16% 21% 25% 15%
    Friday Night Lights 18% 26% 7% 30% 24% 19% 17% 13% 22% 19%
    Moneyball 17% 23% 7% 30% 20% 22% 11% 14% 18% 17%
    Secretariat 15% 19% 8% 16% 20% 14% 15% 7% 10% 11%
    Love & Basketball 13% 17% 7% 24% 14% 11% 15% 11% 21% 12%
    Bend it Like Beckham 12% 16% 7% 17% 16% 11% 14% 13% 14% 10%
    Ali 12% 16% 6% 22% 13% 15% 9% 7% 16% 10%
    The Wrestler 11% 14% 6% 19% 12% 15% 7% 7% 14% 11%
    Miracle 10% 15% 2% 16% 11% 9% 8% 10% 10% 10%
    I, Tonya 10% 13% 6% 16% 11% 9% 11% 12% 11% 7%
    F1: The Movie 9% 15% 2% 24% 10% 11% 7% 17% 11% 3%
    The Fighter 8% 11% 3% 14% 10% 10% 6% 9% 9% 6%
    The Iron Claw 8% 11% 3% 14% 9% 9% 6% 10% 9% 8%
    42 7% 11% 1% 13% 10% 9% 5% 6% 8% 5%
    King Richard 7% 9% 3% 10% 9% 7% 6% 5% 7% 4%
    Invictus 6% 9% 3% 12% 7% 8% 5% 7% 7% 6%
    Hustle 6% 8% 2% 11% 7% 6% 6% 7% 8% 5%
    Challengers 6% 8% 2% 11% 7% 5% 6% 14% 4% 2%
    Sugar 3% 5% 0% 6% 5% 3% 3% 4% 4% 2%
    Senna 2% 4% 1% 5% 3% 3% 2% 4% 2% 2%
    Murderball 2% 4% 1% 7% 2% 4% 1% 4% 4% 1%
    Offside 2% 3% 0% 4% 2% 3% 1% 3% 2% 2%
    The Damned United 2% 4% 0% 5% 3% 3% 1% 4% 2% 1%
    Other 4% 5% 2% 5% 4% 4% 3% 4% 5% 4%
    بدون‌پاسخ 21% 8% 41% 6% 8% 19% 23% 25% 16% 22%

    نظرسنجی که در تاریخ‌های ۳ تا ۶ اکتبر انجام شد، ۱,۵۱۹ بزرگسال آمریکایی را مورد بررسی قرار داد و از آنها خواست تا فیلم ورزشی محبوب خود را که حدوداً در یک‌چهارم قرن گذشته منتشر شده است، انتخاب کنند. ستون‌ها درصد پاسخ‌دهندگانی را نشان می‌دهند که هر فیلم را برگزیده‌اند. از آن‌جا که به پاسخ‌دهندگان اجازه داده شد بیش از یک گزینه را انتخاب کنند، درصدها مجموعاً بیش از ۱۰۰٪ می‌شود.

    «The Blind Side» با ۳۰٪ جمعیت عمومی را رهبری کرد و پس از آن «Remember the Titans» با ۲۶٪ قرار گرفت. «Talladega Nights» (۲۲٪)، «Happy Gilmore 2» (۲۱٪) و «Dodgeball» (۲۱٪) نیز در ردهٔ بالایی حضور داشتند؛ همراه با «Million Dollar Baby»، «Creed» و «Friday Night Lights».

    در ادامه مهم‌ترین نکات استخراج‌شده از نظرسنجی آورده شده‌اند.

    «The Blind Side» به‌عنوان بهترین فیلم ورزشی از سال ۲۰۰۰ شناخته شد، بر پایه نظرسنجی دانشگاه Seton Hall. Ralph Nelson/Warner Bros./به‌نمایندگی Everett Collection

    فوتبال صحنه را در دست دارد

    «The Blind Side» و «Remember the Titans» به ترتیب شمارهٔ ۱ و ۲ بودند و بیش از نیمی از تمام پاسخ‌ها را تشکیل می‌دادند (۳۰٪ و ۲۶٪). «Friday Night Lights» (۱۸٪) نیز به جمع ده فیلم برتر پیوست و داستان‌های مرتبط با فوتبال در بخش‌های پایین‌تر لیست نیز حضور داشتند.

    این الگو در میان افرادی که خود را طرفدار ورزش می‌دانستند، حتی قوی‌تر است. در این گروه، «The Blind Side» به ۳۶٪ و «Remember the Titans» به ۳۴٪ ارتقا یافت. همچنین «Friday Night Lights» (۲۶٪) به‌ویژه از طرف هواداران پرشور مورد توجه ویژه قرار گرفت. این ستون‌های احساسی در صدر، نشانگر این است که لیگ‌های NFL و فوتبال دانشگاهی در تقویم واقعی ورزشی حاکم هستند.

    برای بسیاری از آمریکایی‌ها، واژه «فیلم ورزشی» فوراً ذهن را به کلاه‌خودی، پدال و سخنرانی‌های بزرگ روی میدان گریدیرون می‌کشاند.

    ویل فرل در «Talladega Nights» یک انتخاب محبوب در میان کمدی‌های ورزشی است. Sony Pictures/به‌نمایندگی Everett Collection

    هواداران و غیرهواداران به‌اندازه‌ای که فکر می‌کنید، فاصله ندارند

    یکی از جالب‌ترین جداسازی‌های نظرسنجی، میزان کوچک فاصله بین هواداران ورزشی و غیرهواداران بود.

    در میان غیرهواداران، «The Blind Side» همچنان با ۲۰٪ در صدر بود و پس از آن «Dodgeball» (۱۶٪)، «Happy Gilmore 2» (۱۵٪)، «Remember the Titans» (۱۴٪) و «Talladega Nights» (۱۴٪) قرار گرفتند. این اعداد نسبت به مقادیر هواداران کمتر بودند، اما عناوین تقریباً یکسان هستند. حتی افرادی که به‌دقت ورزش را دنبال نمی‌کنند، به همان ترکیب فیلم‌های خوش‌روح فوتبال و کمدی‌های سبک دست می‌یابند.

    در میان هواداران ورزشی به‌طور کلی، همین فیلم‌ها با قطعه‌های بزرگ‌تری از سهم کل، در ردهٔ بالا قرار دارند. هواداران پرشور «Creed» (۳۳٪)، «Friday Night Lights» (۳۰٪) و «F1: The Movie» (۲۴٪) را بالا بردند؛ در حالی که «The Fighter» (۱۴٪)، «The Iron Claw» (۱۴٪) و «42» (۱۳٪) نیز پذیرش بیشتری یافتند.

    نتیجه‌گیری: برای گریه کردن به‌دلیل داستان یک تیم کوچک یا خندیدن به یک توپ که به صورت کسی پرتاب می‌شود، نیازی به دانستن نحوهٔ خواندن دفاع ندارید.

    «Million Dollar Baby» یکی از فیلم‌های برنده اسکار در فهرست محبوب‌ترین فیلم‌های ورزشی از سال ۲۰۰۰ به‌بعد است. Warner Brothers/به‌نمایندگی Everett Collection

    تماشای راحت بر فیلم‌های پرآوازه ارج می‌نشیند

    اگر اسکارها بر اساس این نظرسنجی جوایزشان را اعطا می‌کردند، شب اسکار بسیار متفاوت به‌نظر می‌آمد.

    برندگان اسکار و درام‌های پرآوازه در میان میانهٔ نتایج پراکنده بودند. «Million Dollar Baby» (۲۰٪) و «I, Tonya» (۱۰٪) حضور یافتند، همچون «The Fighter» (۸٪)، «King Richard» (۷٪) و «Invictus» (۶٪). اما این فیلم‌ها به‌مراتب عقب‌تر از فیلم‌هایی بودند که مردم برای آرامش خود به آن‌ها می‌چسبیدند.

    فیلم‌هایی که مردم می‌گویند بارها و بارها تماشا می‌کنند، آن‌هاست که آسان می‌توان به آن‌ها ارجاع داد، به‌راحتی دنبال می‌شوند و به‌صورت احساسی ساده‌اند. وقتی در هر روزی به‌دنبال گزینه‌های استریم می‌گردید، اگر داستان مایکل اوهر ظاهر شود، یا رقصی در سالن قفل‌روغن T.C. Williams High School به تصویر کشیده شود یا ویل فرل در حال انجام هر عملی ورزشی به‌نظر برسد، بینندگان جذب می‌شوند.

    نظرسنجی نشان می‌دهد که برای اکثر تماشاگران، «بهترین» فیلم ورزشی آن فیلمی نیست که منتقدان را تحت تأثیر قرار داده باشد، بلکه آن فیلمی است که به‌قدری آشناست که می‌توان آن را در پس‌زمینه روشن کرده و در حین بررسی نتایج ورزشی ادامه داد.

    از چپ، «Happy Gilmore 2» در گروه سنی ۱۸-۳۴ محبوب است، در حالی که «Love & Basketball» و «Remember the Titans» توسط افراد ۳۵-۵۴ گرم‌دلانه به‌خاطر سپرده می‌شوند. از چپ: اسکات یامانو/نتفلیکس/به‌نمایندگی Everett Collection؛ New Line Cinema/به‌نمایندگی Everett Collection؛ Getty Images

    تقسیم نسلی

    دسته‌های سنی کاملاً متفاوت نبودند، اما تمایزهای ظریفی در آنچه که به‌نظر می‌رسد وجود داشت.

    انتخاب‌های سردبیر


    • کدام فیلم‌های ورزشی بیشترین جستجو را در تمام دوران داشته‌اند؟Alex Kennedy


    • دالوین کوک با لابیک ویلیامز ملاقات می‌کند؟ چگونه تایریک ویتزرز شخصیت کامرون کد را به‌حیات آورد؟Brianna Williams


    • به‌ترین مبارز فیلمی تاریخ چه کسی است؟ متخصصان MMA نظر می‌دهندRyan Hockensmith

    • ۱۸-۳۴: بزرگ‌سالان جوان توجه قابل‌توجهی به کمدی‌ها و عناوین جدید نشان دادند. «Happy Gilmore 2»، «Dodgeball» و پروژه‌های «F1: The Movie» همگی عملکرد خوبی داشتند و «Challengers» در این گروه بهترین نگاه خود را داشت. «Creed» نیز قوی بازی کرد.

    • ۳۵-۵۴: این گروه نقطهٔ عطف بسیاری از این فیلم‌هاست. «Remember the Titans» در اینجا ۳۱٪ می‌شود و «Love & Basketball» به ۲۱٪ می‌رسد. اکثر افراد در این رده سنی به‌انداز کافی از زمان گذشته این فیلم‌ها را به‌عنوان تجربهٔ سینمایی به‌خاطر می‌سپارند و به اندازه کافی جوان هستند تا آن‌ها را دوباره روی استریم یا کابل تماشا کنند.

    • ۵۵+: پاسخ‌دهندگان مسن‌تر تمایل به درام‌های کلاسیک داشتند. «Remember the Titans» و «Million Dollar Baby» همچنان قوی باقی مانده‌اند، در حالی که کمدی‌ها و فیلم‌های جدید کمتر مورد توجه قرار گرفتند.

    نسل‌ها به‌طور کامل توافق نداشتند — «The Blind Side» و «Remember the Titans» در تمام دسته‌ها ثابت بودند. اما ردهٔ دوم بر اساس زمان اولین مشاهدهٔ فیلم‌ها توسط پاسخ‌دهندگان تغییر کرد.

    ۲۱٪ می‌گویند: «هیچ‌کدام از موارد بالا»

    پرصدا‌ترین آمار شاید همان آماری باشد که به‌نظر بی‌اهمیت می‌آید: ۲۱٪ از پاسخ‌دهندگان در جمعیت عمومی «بدون‌پاسخ» را انتخاب کردند. در میان غیرهواداران این رقم به ۴۱٪ ارتقاء یافت و برای هواداران ورزشی به ۳۶٪ افزایش یافت.

    به‌عبارت دیگر، تقریباً یک نفر از پنج نفر فیلم ورزشی مورد پسند خود را از ۲۵ سال گذشته نداشتند — یا حداقل به‌حدی قوی احساس نکردند که یکی را از لیست انتخاب کنند. این به این معنا نیست که آن‌ها ورزش یا فیلم تماشا نمی‌کنند؛ ممکن است روایت‌گری ورزشی آن‌ها از سریال‌ها یا مستند‑سریال‌ها باشد که در این نظرسنجی گنجانده نشده‌اند.

    این هم یک چالش و هم فرصتی برای سازندگان فیلم‌های ورزشی است، چرا که داده‌ها نشان می‌دهند مخاطبی بزرگ و نامحدود و بی‌تعیین وجود دارد. برای افرادی که در دستهٔ «بدون‌پاسخ» هستند و به‌دنبال راهی برای ورود می‌گردند، این نظرسنجی می‌تواند به‌عنوان راهنمای برنامه‌ریزی عمل کند.

    «Friday Night Lights» یکی از فیلم‌های محبوب فوتبال در ۲۵ سال گذشته است. Universal/به‌نمایندگی Everett Collection

    خواندن میان‌خط‌ها: رتبه‌بندی فیلم‌ها شباهت زیادی به زندگی واقعی دارد

    داده‌ها نشانگر سلسله‌مراتبی هستند که بازتابی از فضای ورزشی است. عناوین فوتبالی در صدر می‌نشینند و ترکیبی از احساسات و نمایش‌ها را تقویت می‌کنند. درست پس از آن کمدی‌ها قرار دارند که به‌عنوان سروصدای پس‌زمینه برای پخش‌های شبانه و بازدیدهای گروهی تبدیل شده‌اند. عناوین پرآوازه در فاصله‌های میانی حضور دارند — مورد احترام ولی همیشه بازدید نشده.

    هواداران ورزشی و غیرهواداران نزدیک‌تر از آنچه انتظار می‌رفتند هستند و به‌سوی بسیاری از فیلم‌های یکسان کشیده می‌شوند، در حالی که بزرگ‌ترین شکاف در درصد افرادی است که به‌طور کامل سؤال را رد می‌کنند. این بخش «هیچ‌کدام از موارد بالا» نشانگر تغییر عادات و روش‌های متفاوت مصرف داستان‌های ورزشی است.

    این فهرست صرفاً رتبه‌بندی فیلم‌ها نیست: تقاطعی از احساس، روتین و فرهنگ ورزشی را ترسیم می‌کند و نشان می‌دهد کدام داستان‌ها هنوز وزن خود را دارند یا به پس‌زمینه کشیده شده‌اند و چقدر فضا برای فیلم ورزشی نوپدید باقی مانده است.

    اما نتایج نظرسنجی نباید به‌جای شما تصمیم‌گیری کنند. خودتان ۲۵ فیلم برتر را رتبه‌بندی کنید، عناوین را به ترتیب دلخواه خود بکشید و ببینید لیست شما نسبت به دیگران چگونه می‌آید.

    یادداشت سردبیر: فهرست فیلم‌های استفاده‌شده در این نظرسنجی از طریق یک فرایند چندمرحله‌ای انتخاب شده است. نظرسنجی ورزشی ستون هال با رتبه‌بندی ۲۰۲۰ The Athletic از ۱۰۰ فیلم ورزشی برتر آغاز شد، سپس مجموعه را به فیلم‌های منتشر شده از سال ۲۰۰۰ به بعد محدود کرد و فهرست را به ۳۰ عنوان محدود کرد. نامزدهای اضافی از هفت فهرست «بهترین فیلم‌های ورزشی» از The Hollywood Reporter، Rotten Tomatoes، IndieWire، Vulture، Forbes، Time Out و Time Magazine، با ورودی ESPN استخراج شد. برای اینکه فیلمی وارد شود، باید در حداقل سه تا از هشت فهرست بررسی‌شده ظاهر شود، و چند عنوان نهایی بر پایه بازبینی داخلی ویژغی حذف شدند.

    نظرسنجی ورزشی ستون هال از تاریخ ۳ تا ۶ اکتبر بر اساس نمونه‌ای نماینده از ۱,۵۱۹ بزرگسال در آمریکا انجام شد. این نظرسنجی که توسط مؤسسهٔ Sharkey در دانشکدهٔ بازرگانی استیلمن دانشگاه ستون هال حمایت شد، نمونه‌ای ملی از YouGov plc. به‌دست آورد و بر اساس معیارهای سرشماری ایالات متحده برای سن، جنسیت، نژاد، تحصیلات، درآمد و جغرافیا وزن‌دار شد و دارای حاشیه خطای +/-۲.۵ درصد است.

  • فیلم رویای قطار نتفلیکس زیبا، احساس‌انگیز و حس کمبودی دارد

    کتاب جایزه‌دار دنیس جانسون همواره دشوار برای اقتباس بود.

    نوشتهٔ ریبکا آنین

    رابرت (با بازی جوئل ادگرتون) با گلدیس (فیلیسی جوز) و یک نوزاد
    نتفلیکس

    رمان کوتاه جایزه‌دار دنیس جانسون، رویای قطار—منبع یک فیلم جدید نتفلیکس که پیش از این در جشنواره فیلم ساندنس به اکران رسیده بود—در سال ۲۰۰۲ نخست در مجله Paris Review منتشر شد و سپس در سال ۲۰۱۱ به‌صورت کتاب در دسترس قرار گرفت. می‌توانید آن را در حدود ۷۰ تا ۹۰ دقیقه بخوانید، اما به طرز عجیبی این بازه کوتاه زمان، گویی بی‌پایان به‌نظر می‌رسد. پیش از این‌که متوجه شوید، خود را در دل جنگل می‌یابید، همانند رابرت گرینیر، مرد قرن 20th که جانسون به‌عنوان موضوع خود انتخاب کرده است.

    گرینیر، یتیمی که در سن شش یا هفت سالگی با قطار به آیداهو فرستاده شد و مقصدش روی کت او نشان‌دار بود، آدمی عادی است — کارگری که از ساختن راه‌آهن، پیوستن به تیم‌های فصلی چوب‌برداری، و در سال‌های بعد با گاری حمل بار، معاش خود را به‌دست می‌آورد. «او یک معشوق داشت — همسرش، گلدیس — که یک هکتار زمین، دو اسب و یک گاری در مالکیت خود داشت»، جانسون در نزدیکی پایان رمان، زندگی گرینیر را در فهرستی خلاصه می‌کند که او را به‌عنوان موجودی از زمان، طبقه و مکان خود می‌نگارد: «او هرگز مست نبود. هیچ‌گاه اسلحه‌ای خرید یا با تلفن صحبت نکرد. به‌طور منظم سوار قطار بود، بارها با خودرو سفر کرد و یک‌بار نیز در هواپیما… او هرگز نمی‌دانست والدینش چه کسانی بوده‌اند و وارثی نیز برای او باقی نگذاشت.»

    گرینیر نامی برجسته نیست، اما جادوی این رمان کوتاه در این است که زندگی او را برای خواننده عظیم جلوه می‌دهد. شخصیت اصلی جانسون مردی ملایم، سخت‌کوش، با باورهای خرافی و قابل اطمینان است؛ کسی که به‌ندرت تحصیلات رسمی دیده و ذهنش همواره در جستجوی درک معنا و هدف زندگی است. برداشت این مرد از شهر کوچک‌اش، تیم‌های چوب‌برداری که در آن کار می‌کند و جایگاه او در تاریخ، برای خواننده اهمیت عمیقی پیدا می‌کند. هنگامی که رمان در یک توالی تصویری به پایان می‌رسد و فریاد «پسری گرگ‌ماهی» که گرینیر در نمایش عجیب سیرک می‌بیند، با صداهای دیگر زمان مقایسه می‌شود — سوت قطار، آوازهای اپرا، بوق‌های مه‌پوش و نی‌های بگ‌پایپ — خواننده کاملاً درک می‌کند که جانسون قصد دارد چه حس و تفکری را منتقل کند.

    نسخهٔ فیلمی این رمان کوتاه به کارگردانی کلینت بنتلی می‌خواهد مخاطبان همان‌گونه که دوست‌داران رمان به گرینیر اهمیت می‌دهند، به او دلبستگی نشان دهند. جوئل ادگرتون نقش گرینیر را به عهده دارد، فیلیسی جوزس نقش گلدیس و ویلیام اچ. میسی نقش یک همکار چوب‌بر باتجربه را ایفا می‌کند. نگاه صریح ادگرتون و غم خشنودی‌اش، فضای جنگلی فیلم (در ایالت واشنگتن فیلم‌برداری شده) و روایت ویل پاتون که شامل جملاتی است که مستقیماً از رمان جانسون اقتباس شده‌اند، ترکیب می‌شود تا همان حس شگفت‌انگیز را درباره طرح بزرگ جهان، کوچک‌بودن زندگی انسان و عظمت زمان و فضا که در رمان به آن پرداخته می‌شود، منتقل کند.

    اما برای طرفداران منبع اصلی، فیلم‌سازیِ ضروری رویای قطار ممکن است حس کند که چیزی در آن کم است. رمان کوتاه جانسون از «دسته‌هایی از مطالب به‌نظر نامرتبط» تشکیل شده بود که در این یک ظرف کوچک جا می‌گیرند، همان‌طور که آنتونی دور در بررسی کتاب‌نامه نیویورک تایمز در سال ۲۰۱۱ نوشت: «تب‌های پراکنده، حکایات حاشیه‌ای، تبعید چینی، کودک بزرگی با قلب ضعیف». در رویای قطار، اتفاقاتی می‌افتد، حتی تا چند صفحهٔ آخر، که به‌نظر می‌رسد به‌هم می‌پیوندند و نوعی پایان‌بندی ارائه می‌دهند، اما هرگز به‌نهایت نرسیده نمی‌شود. هنگام خواندن، حس می‌کنید که در کنار بستر مرگ گرینیر نشسته‌اید، همان‌گاه که او اولین داستان‌هایی را که به ذهنش می‌آیند بازگو می‌کند — افراد، تعامل‌ها و موقعیت‌هایی که بزرگ‌ترین تأثیر را بر او گذاشته‌اند، مهم نیست که آیا او توانست معنای آن‌ها را کشف کند یا نه.

    بنتلی و هم‌نویسنده‌اش گرگ کوئدَر در نسخهٔ فیلمی خود بیشتر بر بخش‌های متعارف داستان تمرکز می‌کنند. واضح‌ترین این بخش، ازدواج کوتاه‌مدت گرینیر در سنی حدود سی‌سالگی با گلدیس است که در یک آتش‌سوزی جنگل، هنگام کار در تیم چوب‌برداری، به‌همراه دختر نوزادش کیت می‌میرد. این صحنه در فیلم به‌عنوان رویداد اصلی — تقریباً تنها — محرک زندگی گرینیر محسوب می‌شود. ما بسیاری از بازگشت‌های خاطره‌ای به زمان او با گلدیس و کیت می‌بینیم؛ کیت در فیلم به‌صورت دو ساله (سنی مناسب برای راه رفتن و حرف زدن خوش‌طبع) نشان داده می‌شود، در حالی‌که در رمان جانسون چهار ماهه بود. این تغییر اساسی باعث می‌شود دوران کوتاه زندگی خانگی گرینیر در فیلم وزن بیشتری پیدا کند. در ابتدا، همان‌طور که جانسون می‌نویسد، گرینیر «به‌خاطر کیت کوچیک دل‌سوز فکر می‌کند و دوباره با صدای بلند با خودش می‌گوید: «او هرگز حتی رشد نکرد تا یک سبزه شود.»» سپس، با تسکین اندکی غم، گرینیر بیشتر به گلدیس فکر می‌کند تا به دخترش: «گاهی به کیت، کودک زیبا، فکر می‌کند، اما نه زیاد. داستان او آن‌قدر غم‌انگیز نیست. او به‌ندرت بیدار می‌شد، چه برسد به زنده بودن.» اما در فیلم دختر، که پر از شیرینی کودکی است، توسط گرینیر و همسرش «کتی» نامیده می‌شود.

    به‌وضوح، مرگ‌های کیت و گلدیس در رمان تأثیر عمیقی بر گرینیر می‌گذارند، اما نه به‌صورت خودانتقاد‌پذیر، بازگشت‌های مداوم «باید آنجا بود برای آنها» که در فیلم دیده می‌شود. گرینیر کتابی در دنیایی زندگی می‌کند که اتفاقات وحشت‌ناکی دیگر نیز رخ می‌دهد و اثراتشان گاهی مبهم یا ناشناخته می‌مانند. دو روایت مستقل که به‌صورت کوتاه شده یا حذف شده‌اند، زندگی گرینیر را در رمان نشانه‌دار می‌کنند. یکی از این روایت‌ها، ملاقات گرینیر جوان با رانده‌کن (که «بومر» می‌نامند) است که در جنگل در وضعیت وحشت‌ناکی دراز کشیده بود. این مرد به گرینیر می‌گوید که توسط رانده‌کن دیگری سرقت شده؛ او «سیم زانو» او را قطع کرده و او را برای مردن به گانگرن رها کرده است. سپس اعتراف می‌کند: این بومر قبلاً خواهرزاده‌اش را مورد تجاوز جنسی قرار داده بود؛ او باردار شد، توسط پدرش (به‌منظور «دفع آن‌جان ضعیف از شکم») ضرب و شتم شد و مرد. این همان رویدادی بود که این بومر را بر ریل‌ها راه‌اندازی کرد: «از آن زمان به‌بعد، من هرگز صد یاردی از این مسیرهای قطاری دور نشده‌ام.»

    دومین روایت، داستان «کوتنای باب»، همسایۀ بومی‌امریکایی گرینیر است که در فیلم به شخصیت دوست‌داشتنی و همکار مغازه‌دار ایگناتیوس جک (ناتانیل آرکاند) تبدیل شده است. «کوتنای باب مردی ثابت‌قلب بود که همیشه از الکل خودداری می‌کرد و اغلب در مشاغل شهر کار می‌کرد، همانند گرینیر، و سال‌ها با یکدیگر آشنا بودند»، جانسون می‌نویسد. ما او را فقط معرفی می‌کنیم، سپس چند صفحهٔ بعد، جانسون درباره مرگ او می‌نویسد. باب شاندی — ترکیبی از لیموناد و آبجو — را از دو کارگر کانادایی می‌گیرد و به آن‌ها باور می‌کند وقتی می‌گویند «او می‌تواند این را بدون عواقب بنوشد، زیرا عصاره لیمو اثر الکل را خنثی می‌کند». برای اولین بار، باب مست می‌شود و روی ریل‌های مسیر می‌افتد، جایی که «توسط یک سلسلهٔ قطارها رانده می‌شود». تا عصر بعد، «کوتنای باب برای یک‌چهارم مایل در امتداد مسیر ریل‌ها به‌صورت پراکنده بود»، می‌نویسد جانسون.

    مواجهه با رانده‌کن، گرینیر جوان را که هدف‌نگرش نداشت، به‌سوی مسیر درست هدایت می‌کند. داستان باب کوتنای شاید به‌دلیل اینکه ناگهان تراژدی از هیچ‌جا می‌آید — همانند آتش‌سوزی که خانواده‌اش تجربه کردند — در زندگی گرینیر اهمیت داشته باشد. اما فیلم به‌دنبال معانی آسان‌فهم برای این برخوردها است و با حذف داستان بومر و سرنوشت باب کوتنای، و به‌جای آن افزودن صحنه‌ای که مردی سیاه‌پوست با تفنگ به‌یک کارگر در اردوگاه چوب‌برداری می‌گوید که برادرش را «به‌دلیل رنگ پوستش» کشته است، این هدف را محقق می‌کند.

  • پرا بهاس — ساندیپ ردی وانگا: «اسپیریت» آغاز فیلمبرداری شد؛ مراسم محورت در حیدرآباد با حضور چیرانجیوی به‌عنوان مهمان ویژه

    اسپیریت به کارگردانی ساندیپ ردی وانگا و با حضور پرا بهاس، رسماً از تاریخ ۲۳ نوامبر امروز در صحنه رفت. تیم تولید مراسم محورت را برای علامت‌گذاری آغاز فیلمبرداری برگزار کرد که در آن تریپتی دیمر، تهیه‌کننده بوشان کومار، پرنای ردی وانگا، شیو چانا و ستارهٔ بزرگ چیرانجیوی به‌عنوان مهمان ویژه حضور یافتند. اگرچه پرا بهاس برای مراسم حضور داشت، اما در عکس‌هایی که تیم تولید منتشر کرد، دیده نشد.

    شروع فیلمبرداری پرا بهاس — ساندیپ ردی وانگا «اسپیریت»؛ مراسم محورت در حیدرآباد با حضور چیرانجیوی به‌عنوان مهمان ویژه

    پرا بهاس — ساندیپ ردی وانگا: آغاز فیلمبرداری «اسپیریت»؛ مراسم محورت در حیدرآباد با حضور چیرانجیوی به‌عنوان مهمان ویژه

    این فیلم اولین همکاری وانگا با پرا بهاس را نشان می‌دهد و از اکتبر به‌تدریج انتظارها در حال افزایش بوده است، زمانی که کارگردان برای تولد این بازیگر سورپرایزی ویژه منتشر کرد. در ۲۴ اکتبر، وانگا آنچه را «داستان صوتی» نامید، یک تیزر صوتی‌محور که لحن فیلم اسپیریت را تعیین می‌کند، رونمایی کرد.

    در این تیزر، پس‌زمینه‌ای از یک زندان باز می‌شود و یک تبادل گفت‌وگوی تنش‌برانگیز بین سرکوبگر و تیم او را نشان می‌دهد که برای اداره یک افسر پلیس پیشین که به زندانی تبدیل شده آماده می‌شوند. جذاب‌ترین لحظه زمانی بروز می‌کند که صدای پرا بهاس می‌شنویم که می‌گوید: «آقا، از کودکی یک عادت بد دارم»، که به شخصیت پر شدت او اشاره دارد.

    این اثر که توسط T-Series و Bhadrakali Pictures تولید شده، اسپیریت به‌عنوان یک درام اکشن با مقیاس جهانی و بزرگ معرفی می‌شود؛ در این فیلم پرا بهاس نقش یک پلیس سفت‌و‌سخت و بی‌پایان را ایفا می‌کند. تریپتی دیمر نیز در نقش کلیدی به او پیوسته و شور و هیجان فیلم را افزوده است.

    «داستان صوتی» که به زبان‌های تلگو، هندی، تامیل، کانادا و مالایالامی منتشر شده، پیش‌اکنون تعامل آنلاین چشمگیری برانگیخته است. با انتشار این تیزر در روز تولد پرا بهاس، سازندگان نگاهی ابتدایی به پروژه‌ای ارائه دادند که ساندیپ ردی وانگا آن را به‌عنوان یکی از بلندپروژه‌ترین کارهای خود توصیف می‌کند.

    اکنون که فیلمبرداری آغاز شده، اسپیریت به فاز بعدی تولید پیش می‌رود و جزئیات بیشتری در ماه‌های آینده پیش‌بینی می‌شود.

    همچنین بخوانید: ساندیپ ردی وانگا و پرا بهاس؛ «اسپیریت» با بخش بیشتری از صحنه‌های برهنگی

  • گیشه سینما: «Wicked: For Good» با پیش‌نمایش‌های پرتقاضا ۳۰٫۸ میلیون دلار، بیشترین رقم سال

    WICKED: FOR GOOD (معروف به WICKED: ACT II یا WICKED: PART TWO)، آرینا گراند به عنوان گلیندا، 2025. © یونیورسال پیکچرز / با تشکر از مجموعه اِوِرت
    © یونیورسال / با تشکر از مجموعه اِوِرت

    «Wicked» بار دیگر جادوی خود را بر گیشه سینما می‌پراکند.

    دنباله موزیکال یونیورسال «Wicked: For Good» در پیش‌نمایش‌ها ۳۰٫۸ میلیون دلار درآمد کسب کرد، که بزرگ‌ترین جمع‌آوری پیش‑افتتاحی سال را نشان می‌دهد. اما این رکورد با یک نکته همراه است. معمولاً درآمد پیش‌نمایش‌ها فقط از اکران‌های روز پنجشنبه به دست می‌آید، اما یونیورسال فیلم را چند روز زودتر به نمایش گذاشت. اکران‌های طرفداران روز دوشنبه که توسط آمازون پرایم حمایت شد، ۶٫۱ میلیون دلار به‌دست آورد، در حالی که اکران‌های روز چهارشنبه ۶٫۵ میلیون دلار جمع کردند. پیش‌نمایش‌های روز پنجشنبه که شامل دو جلسه از «Wicked» و «For Good» بود، ۱۸٫۲ میلیون دلار درآمد داشته‌اند.

    رکورد پیشین سال متعلق به «سوپرمَن» تولید وانر برازرز بود که در پیش‌نمایش‌های پنجشنبه ۲۲٫۵ میلیون دلار درآمد داشته و سپس در آخر هفته افتتاحیه‌اش ۱۲۵ میلیون دلار جمع‌آوری کرد.

    «Wicked: For Good»، ادامه‌دار بسیار منتظر شده‌ی حس صورتی‑سبز سال گذشته، در مسیر کسب بین ۱۵۰ تا ۱۸۰ میلیون دلار این آخر هفته است. این فیلم می‌تواند اولین فروش گیشه بزرگ‌ترین رقم سال را به‌دست آورد. در حال حاضر، رکورد متعلق به «A Minecraft Movie» اقتباس بازی ویدئویی تولید وانر برازرز است که در پیش‌نمایش‌های پنجشنبه ۱۰٫۶ میلیون دلار کسب کرد و به سمت اکران ۱۶۲ میلیون دلاری پیش رفت. یونیورسال با احتیاط پیش‌بینی می‌کند که این آخر هفته ۱۲۵ میلیون دلار افتتاحیه داشته باشد، اما هیجان طرفداران پس از ظاهر شدن گلیندا توسط آرینا گراند و ال‌فابا توسط سینیثیا اِریو در پاییز گذشته به‌عنوان نمادهای فرهنگ پاپ، بسیار بالاست.

    سال گذشته، فیلم اصلی «Wicked» به کارگردانی جون ام. چو در پیش‌نمایش‌ها ۱۹٫۲ میلیون دلار کسب کرد و در همان آخر هفته پیش‌قبل از عید شکرگزاری به ۱۱۲٫۵ میلیون دلار گسترش یافت. یک سال بعد، گروه بازیگری شامل جانی بایلی، ایتن اسلیتر، جف گلدبام، میشل یو، بوون یانگ و دیگران، داستان پیش‌درآمد «جادوگر اوز» را به پایان می‌رسانند. «Wicked» اول به تقویت گیشه عید شکرگزاری سال گذشته به رقم رکورد ۴۲۰ میلیون دلار همراه با «Gladiator II» و «Moana 2» کمک کرد. «Zootopia 2» دوستانه برای خانوادهٔ دیزنی، هفتهٔ آینده اکران می‌شود و دنبالهٔ انیمیشن و «Wicked: For Good» در تعطیلات سعی خواهند کرد تا به ارتفاعات مشابه گیشه‌ای دست یابند.

    همچنین در این آخر هفته، دنبالهٔ اکشن سونی «Sisu: Road to Revenge» با پیش‌بینی ۳ میلیون دلار فروش اولیه می‌رسد و در پیش‌نمایش‌های پنجشنبه ۵۷۵٬۰۰۰ دلار کسب کرد. همچنین فیلم «Rental Family» تولید سرچ‌لایت، به کارگردانی برندان فریزر، اکران می‌شود — که پیش‌بینی می‌شود فروش اولیه‌اش در رقم‌های یک‌رقمی پایین باشد.

  • تیزر جدید «Return to Silent Hill» شما را به مواجهه با شیاطین درونی دعوت می‌کند

    توسط ایزایا کولبرت

    نفس عمیق.
    نفس عمیق. © Konami

    اگرچه ماه اکتبر پشت سر مانده است، به این معنی نیست که نتوانیم تریلر دیگری برای یک فیلم ترسناک ببینیم. از نظر کونوامی، نوامبر زمان اوج Silent Hill است. به‌طور دقیق‌تر، نگاهی نزدیک به تریلر رسمی فیلم کارگردان مایکل گنز که به‌زودی عرضه می‌شود، Silent Hill 2 با عنوان Return to Silent Hill.

    Return to Silent Hill نشان می‌دهد که کارگردان اصلی فیلم Silent Hill سال ۲۰۰۶، مأموریتی عظیم برای اقتباس Silent Hill 2 (که می‌توان گفت بهترین بازی Silent Hill است؛ حتی می‌توانید با یک دیوار مشاجره کنید) را بر عهده می‌گیرد. در این داستان، جیمز ساندرسون (با بازی جِرمی ایروین، مشهور به نقش در Warhorse) به شهر منزوی و مه‌آلودی که نام آن همان شهر است، برای جستجوی همسرش مری (هانا امیلی اندرسون) می‌رود. او با وحشت‌هایی روبرو می‌شود و در کنار آن، به‌عنوان «مرد‌زن»‌ی ادعایی، با گناهان عمیق خود مواجه می‌گردد. در کنار ایروین و اندرسون، ایوی تمپل‌تون در نقش لارا، پیرس ایگان در نقش ادی دمبرووسکی و رابرت استرنج به‌عنوان «هرم سرخ» (که به‌نام دیگر Pyramid Head شناخته می‌شود) در این وحشت‌های خوشمزه و تاریک حضور دارند.

    آنچه می‌توانیم به‌صورت مثبت دربارهٔ فیلم آینده بگوییم، فراتر از این‌که تریلر آن را به‌عنوان یک اثر ضروری معرفی کرده، این است که موسیقی متن آن به‌صراحت تأثیرگذار خواهد بود. این به‌دلیل بازگشت آهنگساز سری، آکیرا یاماواکا، امکان‌پذیر شده است. در واقع، در یک کلیپ اختصاصی چند ماه پیش، گنز تأکید کرد که اگر یاماواکا در کارسازی موسیقی حضور نداشت، حتماً از ساخت فیلم خودداری می‌کرد. برای کسانی که دربارهٔ Silent Hill اطلاعات کافی ندارند، این جمله یکی از واضح‌ترین نکات گنز بود تا اطمینان بدهد که کارگردان ارزش موسیقی متن را که در DNA بازی‌ها، به‌ویژه Silent Hill 2، می‌داند. همچنین گنز از دموی Death Stranding تولیدکننده Kojima Productions، یعنی P.T. (که به‌سرعت لغو شد) به‌عنوان نقطه مرجع برای Return to Silent Hill استفاده کرده است؛ این نکته نشان می‌دهد که فیلم می‌تواند به انتظارات بالای مخاطبان پاسخ دهد. خدا می‌داند که پرکارهای جیمز و ماریا واقعی نیستند.

    در اخبار دیگر مرتبط با Silent Hill، آقا، این فرنچایز مسیر خود را به‌طور شگرف تغییر داده است. از زمان اعلان اولیهٔ Return to Silent Hill در پخش زندهٔ بزرگ Silent Hill کونوامی در سال 2022، این سری ترس روان‌شناختی بار دیگر ضربات قوی (یادآور این‌که پس از سال‌ها بی‌تحرکی هنوز می‌تواند بازی بسازد) با عناوینی چون Silent Hill 2 Remake از تیم Bloober و Silent Hill f. از NeoBards Entertainment داشته است. نسخهٔ اول به‌قدرِ موفق شد که اکنون Bloober Team برنامه دارد بازی اصلی Silent Hill را بازسازی کند. به‌علاوه، Silent Hill f در حال تبدیل به رمان است و بازیگر اصلی آن، کاناتسو کاتو، به‌سرعت تبدیل به یک حس شگفت‌زده‌ی یوتیوبی شد؛ او در اولین پخش زندهٔ خود بیش از ۱٫۷ میلیون بازدید کسب کرد و در حین عبور از Silent Hill f در هر لحظه دچار ترساندن‌های ناگهانی شد. ما واقعاً به دوران پوسترهای مه بازگشته‌ایم.

    زمان نشان خواهد داد که آیا بازگشت گنز به ساخت فیلم‌های Silent Hill همان‌گونه میوه می‌دهد، به‌خصوص که دیگر از بخش‌های دوم نظیر Pyramid Head برای ایجاد ترس‌های ارجاعی استفاده نخواهد کرد و به‌جای آن، این موجود غول‌پیکر واقعی بر روی پردهٔ بزرگ جیمز را ترسانده خواهد کرد.

    Return to Silent Hill در تاریخ ۲۳ ژانویهٔ ۲۰۲۶ در سینماها اکران می‌شود.