دسته: فیلم

  • تماشای «انقلاب آمریکایی» در بحران چهارم ما

    آخرین اثر کن برنز، روایت‌گری مستحکم است. همچنین به هزینهٔ جهل ما از تاریخ‌مان می‌پردازد.

    واشنگتن در حال تشویق آمریکایی‌ها (موزه هنر دانشگاه پرینستون)

    واشنگتن در حال تشویق آمریکایی‌ها (موزه هنر دانشگاه پرینستون)

    در حین بحث دربارهٔ کار او و گفت‌وگوی طولانی‌اش با روایت آمریکایی، کن برنز اغلب نسخه‌ای از نقل‌قولی که به‌طولانی‌مدت به مارک توین نسبت داده می‌شود، به اشتراک می‌گذارد. «تاریخ خودش را تکرار نمی‌کند»، این ضرب‌المثل می‌گوید، «اما قافیه دارد».

    فیلم‌ساز دقت کرد که وقتی تابستان گذشته دربارهٔ «انقلاب آمریکایی» با هم صحبت کردیم، بیان کند که توین این را گفته است. بررسی کوتاهی نشان می‌دهد که هیچ‌کس نمی‌تواند شواهد قطعی برای این‌که توین، پدر ادبیات آمریکا، این عبارات را گفته یا نوشته باشد پیدا کند؛ اما این روایت جذاب است و نه تنها مخاطبان به آن جذب می‌شوند، بلکه به‌پشت سرشان می‌چسبد.

    به‌هرحال، این‌که این نقل قول از توین یا شخص دیگری سرچشمه گرفته باشد، اعتبار احساس آن را کمتر نمی‌کند.

    «آنچه مطالعهٔ تاریخ به تو می‌گوید این است که ما همیشه در تقسیم بوده‌ایم»، برنز توضیح داد و افزود که هر بار که به نقطهٔ بحرانی می‌رسیم، تازه به‌نظر می‌رسد.

    من این را اقتباس کردم چون مردم همیشه می‌گویند «تاریخ خودش را تکرار می‌کند» – هرگز. «هیچ چیز نوینی زیر خورشید نیست» نشان می‌دهد که طبیعت بشر تغییر نمی‌کند، برنز به من گفت. و جالب این است که در این پروژه دربارهٔ انقلاب آمریکایی، لحظه‌ای وجود داشت که طبیعت بشر تغییر کرد. تا آن لحظه، همه به‌عنوان موضوع بودند. اما اکنون، تعداد کمی از مردم به‌عنوان شهروند شناخته می‌شدند؛ این یک لحظهٔ متمایز است.

    برنز به‌طور معمول به‌عنوان راوی آمریکا شناخته می‌شود، به این معنا که مصاحبه‌هایش در طول تور کشوری که او سال جاری آغاز کرد، حاوی اسکریپت‌های جذابی هستند که پیش از رونمایی از «انقلاب آمریکایی» بارها تکرار می‌شود. برخی از این مصاحبه‌ها به اغراق می‌رسند؛ مثلاً او «انقلاب آمریکایی» را مهم‌ترین رویداد تاریخ جهان پس از تولد مسیح می‌نامد.

    اما بخشی از این رفتار قابل درک است؛ چرا که ما در عصر اقتصاد توجه زندگی می‌کنیم که به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای با تمایل به فراموش یا بازنویسی بخش‌های وسیعی از تاریخ آمریکا همراه است.

    (استیفنیا برگر) دیوید اشمیت، سارا بوتستین و کن برنز

    بازدید برنز از سیاتل در جولای همزمان با رأی‌گیری کنگره بود که بر پایهٔ دستورالعمل دونالد ترامپ و روایت غلط، سعی در پس‌گرداندن تقریباً ۱.۱ میلیارد دلار بودجه فدرالی از شرکت پخش عمومی (Corporation for Public Broadcasting) داشت. این شرکت خصوصی غيرانتفاعی بود که به رادیوی ملی عمومی (National Public Radio) و سرویس پخش عمومی (Public Broadcasting Service) مالی تأمین می‌کرد، اما بخش عمدهٔ پول آن به ایستگاه‌های محلی سراسر کشور و سایر دریافت‌کنندگان گرنت اختصاص یافت. تمام سازمان‌هایی که از حمایت CPB بهره‌مند شدند، در ماه سپتامبر پرداخت‌های نهایی گرانت خود را دریافت کردند.

    با این حال، برنز و PBS در حال پشتیبانی از منابع آموزشی هستند که هدفشان ارتباط دانش‌آموزان با روایت‌های فراوانی است که داستان پیدایش ملت ما را تشکیل می‌دهد. این کار در کنار تلاش گسترده‌ای که در شش شب و ۱۲ ساعت انجام شده، به‌عنوان یکی از بسیاری از حقایق، تعهد برنز به استخراج حقایق سختی که زیر اساطیر راحت نهفته‌اند، را تأکید می‌کند.

    (مجموعهٔ جامعه تاریخی پنسیلوانیا) جیمز فورتن

    اما تعیین اینکه چه کسی شایستگی شهروندی را دارد، باعث تقسیم‌پذیری و درگیری خونین فراتر از میدانی جنگ شد. حتی در زمان تأسیس، زمانی که اعلامیهٔ استقلال برجستهٔ ما بر برابری انسان‌ها به‌عنوان حقیقتی آشکار تأکید می‌کرد، نخستین اروپاییان‑آمریکایی‌ها، از جملهٔ جورج واشنگتن و نویسندهٔ این سند، توماس جفرسون، به آن اصل وفادار نبودند.

    این مستند با استاندارد مستمر برنز در روایت‌گری چشم‌گشا مطابقت دارد و به‌صورت پیوسته به قلمروهای تاریخ آمریکا می‌پردازد که به‌جز دانشگاهیان و دیگر متخصصان، کم‌عناصر به آن دست یافته‌اند.

    اعضای سیزده مستعمره مجبور به قانع‌سازی برای حذف کینه‌های متقابل‌شان شدند. شهرهای کوچک بین کسانی که خود را طرفدار آزادی‌خواهان (Patriots) می‌نامیدند و طرفداران وفادار به بریتانیا (Loyalists) تقسیم می‌شد. کارشناسان متعددی بیش از یک بار، انقلاب را به‌عنوان یک جنگ داخلی توصیف می‌کنند.

    حیات‌بخشی به این دیدگاه‌ها توسط گالاکسی از بازیگرانی انجام می‌شود که صدای خود را به فیلم می‌سپارند؛ از جملهٔ تام هانکس، مایکل گری‌آیز، مری استریپ، مورگان فریمن، ایتن و مایا هاوک، و در یک اشارهٔ متا‑متنی، پل جیامتِی که نقش جان آدامز را (نقشی که همراه با هم‌بازی خود لورا لینی در مینی‌سریال سال ۲۰۰۸ ایچ‌بی‌او، «جان آدامز» ایفا کرده بود) صدا می‌دهد.

    این اثر نمونهٔ کلاسیک برنز است که توسط همکار قدیمی‌اش پیتر کویوت روایت می‌شود و از نظر لحن و سنگینی به «جنگ داخلی» (1990) و «جنگ» (2007) شباهت دارد، اما به‌طور کامل با تأثیر عاطفی دردناک «جنگ ویتنام» (2017) برابری نمی‌کند. این به این معنی است که مستند با استاندارد ثابت برنز در روایت‌گری چشم‌گشا همخوانی دارد و به‌صورت پیوسته به قلمروهای تاریخ آمریکا می‌پردازد که به‌جز پژوهشگران و متخصصان، تعداد کمی از مردم به آن دست یافته‌اند.

    هنگامی که رئیس‌جمهور کنونی ایالات متحده سعی در سفیدپوشی تاریخ آمریکا به‌منظور ایجاد نسخه‌ای «ملی‌گرایانه» دارد، ورود این سری به‌ویژه به موقع به‌نظر می‌رسد. برنز صرفاً می‌خواهد صادق‌ترین روایت را دربارهٔ آغازهای آمریکا ارائه ندهد، بلکه داستانی را نشان دهد که این دوران چقدر پیچیده، خطرناک، طاقت‌فرسا و در نهایت الهام‌بخش بوده است.

    برنز گفت: «بخشی از دینامیک‌های تغییر و شکل‌گیری ایالات متحده به تمام این عناصر مختلفی که در این سیزده مستعمره که به اقیانوس اطلس، به سواحل شرقی متکی‌اند، مربوط می‌شود. این حقیقتاً شگفت‌انگیز است. و اگر ما این ماجرا را ساده‌سازی کنیم، به‌صورت یک محصول مادیسن ایوِن (Madison Avenue) عرضه کنیم — که همان انقلاب ماست، چون هیچ عکسی وجود ندارد، هیچ خبرنامه‌ای نیست، تا حدی رومانتیزه شده است. این کار آسان‌تر است. اگر فقط یک نقاشی باشد، نمی‌تواند این‌چقدر خشونت‌آمیز باشد.»

    (گالری هنر دانشگاه ییل) اعلامیه استقلال

    با شروع جشن‌های ۲۵۰ سالگی آمریکا در سال ۲۰۲۶ و در زمانی که کشور به‌طرزی خطرناک تقسیم شده است، کار برنز، بوتستین و اشمیت بار دیگر ما را به این نکته یادآوری می‌کند که پیش از این به لبهٔ خطر رسیده‌ایم.

    این هدف از ارائهٔ آرامش نیست. «آنچه مطالعهٔ تاریخ به ما می‌گوید این است که ما همیشه در تقسیم بوده‌ایم»، برنز توضیح داد و افزود که هر بار که به نقطهٔ بحرانی می‌رسیم، تازه به‌نظر می‌رسد.

    برنز و همکارانش سال‌ها در پروژه‌های خود غرق هستند؛ پژوهش برای «انقلاب آمریکایی» در حدود یک دهه پیش، در اواخر دورهٔ دوم باراک اوباما آغاز شد. او در حال حاضر بر روی پروژه‌ای دربارهٔ دوره بازسازی (Reconstruction) کار می‌کند.

    بنابراین وقتی می‌گوید که دانستن این‌که آمریکا دوره‌های تاریک دیگری هم داشته است، کمی آرامش‌بخش است، می‌توان دلیل افکار او را درک کرد.

    «این همان‌جاست که فکر می‌کنم داستان‌های خوب به ما کمک می‌کنند. دودویی بودن جهان امروز ما … اصلاً وجود ندارد»، او گفت. «هیچ مرزی وجود ندارد، همان‌طور که لئوناردو داوینچی می‌گفت. اما نمی‌توانم دوره‌ای را تصور کنم که از هر‌نوع تقسیم‌پذیری عظیم و احساس مردم آن زمان مبنی بر اینکه این پایان است، خالی باشد.»

    با این حال، غیرقابل‌تردید است که احساس می‌کنیم «انقلاب آمریکایی» به‌طرز عجیبی مرتبط با زمان حال است. بسیاری از آثار برنز نیز این‌گونه، صرفاً به‌تصادف به‌دست آمده‌اند. این همان طبیعت نگاه دقیق به گذشته و روایت آن با بصیرت واضح است.

    «انقلاب آمریکایی» در ساعت ۸ شب یک‌شنبه، ۱۶ نوامبر به نمایش می‌رسد و در طول شش شب متوالی در ایستگاه‌های عضو PBS پخش خواهد شد.

  • فیلم‌های صمیمی ضبط‌شده توسط خواهر سلنا، قلب گنجینۀ مستند جدید دربارهٔ خوانندهٔ مرحوم است

    توسط سوفیا هاناله سانچز

    سلنا کوینتانیلا پریز هنگام بازدید از یک مدرسه متوسطه محلی در کورپوس کریستی، تگزاس در ۱۴ نوامبر ۱۹۹۴ مشاهده می‌شود.

    سلنا کوینتانیلا پریز در بازدیدی از یک مدرسه متوسطه محلی در کورپوس کریستی، تگزاس، در تاریخ ۱۴ نوامبر ۱۹۹۴ دیده می‌شود.

    جورج گونگورا/USA Today Network/Imagn

    در ابتدا، در سال ۱۹۹۷، فیلمی زندگی‌نامه‌ای به کارگردانی گریگوری ناوا با بازی جنیفر لوپز ساخته شد. سپس، در سال ۲۰۲۰، سریال دراماتیک نتفلیکس عرضه شد. امروز، ملکهٔ مرحوم موسیقی تجانو، سلنا کوینتانیلا پریز، داستان خود را مستقیماً از سوی خانواده و هم‌نوازانش می‌شنویم.

    به‌طریق‌های مختلف، باید از خواهرش سوزت کوینتانیلا تشکر کرد که مستند نتفلیکس «سلنا و لوس دینوس» را که دوشنبه به‌تصویر کشیده شد، فراهم کرد.

    «من آن‌کس مزاحم دوربین بودم، مثل روزهای قبل»، کوینتانیلا در مصاحبه‌ای تازه با سی‌ان‌ن گفت. «این‌قدر فیلم دارم که همهٔ مردها با نگاه ‘اوه، نه دوباره!’ به من نگاه می‌کنند.»

    در دهه‌های ۸۰ و ۹۰، کوینتانیلا که امروزه به‌عنوان مدیرعامل شرکت سرگرمی خانوادگی Q Productions فعالیت می‌کند، در نقش درامر در گروه نوظهور خانواده بود؛ این موضوع الهام‌بخش عنوان مستند شد. او دوربینی داشت و تمایل به ضبط لحظات شاد و خنده‌دار خانواده و هم‌نوازانش در سفرهایشان داشت.

    «من حتی فکر نمی‌کردم این لحظات را برای نمایش یا ضبط کنم؛ فقط می‌خواستم زندگی‌مان را ثبت کنیم»، او گفت.

    این لحظات تصادفی که لبخندها را می‌دزدند، مستندی را که می‌توانست خسته‌کننده باشد، به پرتره‌ای بسیار شخصی از خواننده تبدیل می‌کند؛ خواننده‌ای که در سال ۱۹۹۵ به قتل رسید. «سلنا و لوس دینوس» – که از نام گروهی که پدرش در دوران جوانی نوازنده بود الهام گرفته – مملو از نگاهی صمیمانه به گنجینه‌های ویدیویی، عکاسی و سایر فیلم‌های پیشین خانواده است که تا به‌حال نشان داده نشده‌اند.

    «در مستند صحنه‌ای هست که من نامه‌ای را می‌خوانم که او برایم نوشته بود»، هم‌نواز و همسر آیندهٔ خوانندهٔ مرحوم، کریس‌ پرز به سی‌ان‌ن گفت. «فقط خوشحال بودم که بخشی از این پروژه هستم و تیم تولید اینجا می‌آیند و با احترامی خاص با من صحبت می‌کنند.»

    سوزت کوینتانیلا در نمایش افتتاحیه «سلنا و لوس دینوس» در جشنوارهٔ فیلم ساندنس ۲۰۲۵ در پارک سیتی، یوتا در تاریخ ۲۶ ژانویه ۲۰۲۵ حضور دارد.

    سوزت کوینتانیلا در مراسم افتتاحیه «سلنا و لوس دینوس» در جشنوارهٔ فیلم ساندنس ۲۰۲۵ در پارک سیتی، یوتا، در تاریخ ۲۶ ژانویه ۲۰۲۵ حضور یافت.

    آرتورو هولمز/Getty Images

    در میان ویدئوهای خانگی، مصاحبه‌های دقیق، نامه‌های عاشقانه — و حتی نگاهی به یادداشت‌های دست‌نویس کوینتانیلا پرز که در زمان یادگیری زبان اسپانیایی برای برقراری ارتباط بهتر با مخاطبان مکزیکی‌اش نوشته بود — مستند به بینندگان یادآوری می‌کند که پشت این ستاره، شخصی بود که داستانش بسیار زود به پایان رسید.

    مستند به‌طور مساوی به پیروزی‌ها و سختی‌های خوانندهٔ متولد تگزاس می‌پردازد؛ مثلاً چگونه در اواخر دههٔ ۸۰، با عبور از موانع جنسیتی، نژادپرستی و فقر در صحنهٔ مردسالار موسیقی تجانو، تبدیل به یکی از نخستین موسیقیدانان آمریکایی با ریشه لاتین شد که از بازار اسپانیایی به بازار انگلیسی قدم گذاشت. پنجمین آلبوم استودیویی او — شامل دو تک‌آهنگ مشهور انگلیسی «Dreaming of You» و «I Could Fall in Love» — پس از مرگ او منتشر شد.

    در سال ۱۹۹۵، در حالی که ۲۳ سال داشت و پیشاپیش برنده جایزهٔ گرمی بود، کوینتانیلا پرز توسط رئیس باشگاه هوادارانش یولاندا سالدیوار، که امسال درخواست رهایی‌اش رد شد، کشته شد. با این‌همچنین، در طول زندگی کوتاهش، نوری، ارتباط‌پذیری و جذابیتی را ساطع کرد که همچنان امروز میلیون‌ها نفر را به خود جلب می‌کند.

    برای اینکه همهٔ این موارد را در یک چارچوب درک کنیم، پیش از شوق بی‌نظیر بد بانی، انفجار لاتین ریکی مارتین بود؛ و پیش از آن، سلنا کوینتانیلا پریز حضور داشت.

    اگرچه تمام شهرت، شکوه و تراژدی در داستان سلنا نهفته است، کارگردان مستند جدید به‌دنبال چیزی بیش از این بود.

    «(مستند) تبدیل داستان آن‌ها به یک «هالیوودی‌سازی» نیست؛ بلکه خود آن‌ها داستانشان را مستقیم برای شما روایت می‌کنند»، کارگردان ایزابل کاسرو به میزبانی ویکتور بلک‌ول، مجری برنامهٔ «First of All» در سی‌ان‌ن گفت. «برای ما واقعاً مهم بود که چیزی بسازیم که نسبت به آثار پیشین، حس متفاوتی بدهد.»

    برخی از این تفاوت‌ها شامل تصویر جامع‌تری از کوینتانیلا پرز به‌عنوان هنرمندی قدرتمند و توانمند برای زنان در اوایل دههٔ ۹۰ است. در یک قطعهٔ آرشیوی، یک مجری مرد مسن از خوانندهٔ جوان که بستن قرمز و لگ‌های هماهنگ به تن دارد می‌پرسد تا «چرخش»ی برای مخاطبان انجام دهد. او پس از یک چرخش سریع و زیبا، همان درخواست را از او می‌کند و حتی تشویق می‌کند تا مخاطبان او را تشویق کنند. او نمی‌چرخید، اما پیام او واضح شد.

    علاوه بر این، لحظات صریحی از دوران کودکی او وجود دارد، از جمله مصاحبه‌هایی که در آن به‌طور صادقانه دربارهٔ فشارهای مالی بر او و برادران و خواهرانش برای تأمین مخارج خانواده سخن می‌گوید.

    به کارگردانی کاسرو و تولید اجرایی توسط خواهران سوزت و ای‌بی کوینتانیلا سوم، این پروژه مسیری را که کوینتانیلا پریز و گروهش طی کردند و پیروزی نهایی او — میراثی جهانی که فراتر از طول عمر اوست — به تصویر می‌کشد.

    سلنا واقعی

    به‌طبیعت خود کوینتانیلا پریز به‌سرعت خطر فراموش شدن را ندارد؛ به‌نظر می‌رسد نام او همچنان همان قدرت جذب جمعیت را که در اوج شهرتش داشت، حفظ کرده است.

    زمانی که شرکت آرایشی MAC مجموعه‌ای از محصولات زیبایی الهام گرفته از این ستاره را عرضه کرد، در همان روز به‌تمامی فروش رسید. مراسم افشای ستاره صورتی‌اش در راه‌پیمایی هالیوود، بیشترین حضور تاریخی را به‌دست آورد. همچنین، زمانی که زنجیره فروشگاه‌های مواد غذایی تگزاس H‑E‑B مجموعه‌ای محدود از کیف‌های قابل‌استفادهٔ ویژه به‌احترام به این خواننده منتشر کرد، وب‌سایت دچار اختلال شد و فروشگاه‌ها هفته‌ها خالی ماندند.

    برای کوینتانیلا، احترام به خواهرش در این مستند بیشتر به‌جای نمایش جذابیت‌ها، بر جنبه انسانی او تأکید داشت.

    اخیراً، علاقهٔ پایدار به کوینتانیلا پریز با ابزارهای پیشرفته‌تری همچون هوش مصنوعی ترکیب شده است؛ تجاربی که شاید به‌نوعی صدای او را بازگردانند، اما هنوز نتوانسته‌اند اثر عمیق او را به‌دست آورند، همان‌طور که کوینتانیلا بر این باور است.

    «صادقانه بگویم، فناوری‌های هوش مصنوعی را می‌بینم»، او گفت. «برخی از این موارد واقعاً شگفت‌انگیز هستند، اما زیبایی آنچه او به‌عنوان یک انسان و یک هنرمند می‌آورد، هوش مصنوعی هرگز نمی‌تواند آن را تقلید کند. آن‌ها می‌توانند ظاهر فیزیکی او را شبیه‌سازی کنند، اما هیچ‌چیز بهتر از اصل وجود ندارد.»

    در سنت اصیل مکزیکی، داستان خوانندهٔ «عشق ممنوع» همچنان به نسل‌های جدید روایت می‌شود — و بازنویسی می‌شود — به‌امید اینکه زندگی او هرگز فراموش نشود.

    «در واقع این یک جعبهٔ زمان است که به سال ۲۰۲۵ می‌آورد. من اهمیت نسل جوان هواداری که به‌دنبال سلنا می‌گردند و می‌خواهند بیشتر دربارهٔ او بدانند، می‌فهمم»، سوزت کوینتانیلا گفت. «و در طول سال‌ها، برخی چیزها مبهم شده‌اند.»

    او افزود: «فکر می‌کنم این یکی از دلایلی است که این مستند این‌قدر مهم است، زیرا اگر کسی تازه به‌دنبال سلنا باشد، نسخهٔ هوش مصنوعی او را کشف نمی‌کند. واضح است که این، سلنا واقعی است.»

  • ‘In Your Dreams’ کارگردان الکس وو دربارهٔ چگونگی الهام‌گیری صحنه‌ها از بازدیدهای کودکی در Chuck E. Cheese و سواری دیزنی ‘It’s a Small World’

    IN YOUR DREAMS - In Your Dreams یک ماجراجویی کمدی درباره استیوی (۱۲) و برادر کوچکش الیوت (۸) است که به مناظر پوچ و غیرمنطقی رؤیای خود سفر می‌کنند. اگر این دو خواهر و برادر بتوانند در برابر زراف‌عروسکی طعنه‌آمیز، غذاهای صبحانه زامبی و ملکه کابوس‌ها مقاومت کنند، شوالیهٔ شن رویای نهایی آن‌ها را برآورده می‌کند... یک خانوادهٔ کامل. Cr: Netflix © 2024
    NETFLIX

    آخرین اثر انیمیشنی نتفلیکس، “In Your Dreams”، دربارهٔ دو برادر و خواهر جوان است که در دنیای شگفت‌انگیز و رؤیایی سفر می‌کنند و به دنبال شوالیهٔ شن افسانه‌ای می‌گردند تا امید داشته باشند که بتواند خانواده‌شان را بهبود بخشد. کارگردان الکس وو که پیش از این به‌عنوان داستان‌نویس در فیلم‌های «Cars 2» و «Incredibles 2» پیکسار کار کرده بود، اولین فیلم کارگردانی خود را با داستانی عمیقاً شخصی به نمایش می‌گذارد.

    «وقتی ۶ یا ۷ ساله بودم، یک صبح بیدار شدم و مادرم کیف‌هایش را بسته بود»، وو به Variety دربارهٔ منشا فیلم گفت. «او درِ ورودی ایستاده بود و من اصلاً نمی‌دانستم چه می‌شود. او مجبور شد به آرامی به من و برادرم بگوید که می‌خواهد برای حل مسائل خانواده‌مان رفته و راه حلی پیدا کند. من دقیقاً نمی‌دانستم این به چه معناست، اما می‌دانستم که اوضاع در حال تغییر است».

    وقتی وو در سال ۲۰۱۶ پیکسار را ترک کرد، «In Your Dreams» یکی از اولین ایده‌های او بود. در حالی که فیلم‌هایی دربارهٔ فضای رؤیا با موفقیت ساخته شده‌اند (مانند «Inception»)، تا به حال در دنیای انیمیشن چنین داستانی روایت نشده بود. وو برای این چالش آماده بود.

    در فیلم (که هم‌اکنون روی نتفلیکس در حال پخش است)، استیوی (با صدای جولی هوانگ‑راپاپورت) و الیوت (با صدای الیاس جانسن) متوجه می‌شوند که ازدواج والدینشان تحت فشار است. مادر (کریستین میلیوتی) می‌خواهد به دولاث نقل مکان کند تا استادیار شود، در حالی که پدر (سیمو لیو) می‌خواهد در همان‌جا بماند. استیوی تصمیم می‌گیرد خانواده را محکم نگه دارد و به همراه برادر کوچکش از دنیای رویایی برای یافتن شوالیهٔ شن استفاده می‌کند تا رویای خود را به واقعیت تبدیل کند.

    در حین کار با تیم خلاق، وو به‌طور نزدیک با طراح صحنه استیو پیلچر همکاری کرد تا جهان «In Your Dreams» را به‌وجود آورد. تخت‌های پرواز، صبحانه‌های انیمیشنی، موجودات شنی و رودخانه‌ای شناور از توپ‌های حفره‌ای همگی جزئی از روایت تصویری بودند. اگرچه فانتزی به نظر می‌رسیدند، تمام‌چیز ریشهٔ خود را در واقعیت داشت. پیتزاپی «Polly’s Pizzeria» از بازدیدهای کودکی وو از Chuck E Cheese الهام گرفته بود و رودخانهٔ شناور با بیورهای انیمیشنی از سواری «It’s a Small World» دیزنی الهام می‌گرفت.

    در ادامه، وو و پیلچر با Variety دربارهٔ روند کاری خود و چگونگی ریشه‌دار کردن این اثر انیمیشنی در واقعیت صحبت می‌کنند.

    الکس، «In Your Dreams» برای شما از کجا آغاز شد؟

    این همزمان با تأسیس شرکت‌مان رخ داد. من در سال ۲۰۱۶ پیکسار را ترک کردم و سال یا دو سال اول را صرف خیال‌پردازی دربارهٔ ایده‌های مختلف برای فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی که می‌خواستیم ببینیم، کردم. به این نتیجه رسیدیم که دادن تنش و اهمیت به یک فیلم رویایی دشوار است، چون در آن همه چیز می‌تواند اتفاق بیفتد؛ این، چالش بزرگ بود. می‌دانستیم می‌خواهیم کاری در دنیای رؤیا انجام دهیم، اما برای داستان به یک هستهٔ احساسی نیاز داشتیم. در همین لحظه بود که به خاطره‌ای که وقتی ۶ یا ۷ ساله بودم برایم رخ داد، اشاره کردم. یک صبح بیدار شدم و مادرم کیف‌هایش را بسته بود. او درِ ورودی ایستاده بود و من اصلاً نمی‌دانستم چه می‌شود. او مجبور شد به آرامی به من و برادرم بگوید که می‌خواهد برای رفع مشکلات خانوادگی رفته و راه‌حلی پیدا کند. من دقیقاً معنی این را نمی‌دانستم، اما می‌دانستم که اوضاع در حال تغییر است. بخش عمده‌ای از این فیلم از همان تجربه الهام گرفته است.

    بخش عمدهٔ تعارض‌ها در دنیای رویایی رخ می‌دهد. دربارهٔ ظاهر بصری آن چه گفتگوهایی داشتید؟

    استیو پیلچر: ابتدا یک دنیای واقعی وجود داشت و سپس یک دنیای رویایی. من با الکس دربارهٔ محل رشد او صحبت کردم و در Google به دنبال Arden Hills، مینه‌سوتا و خیابان‌های محله‌ای که الکس در آن زندگی می‌کرد، گشت زدم. ما تمام این پارامترها را بررسی کردیم تا این جهان را بسازیم، زیرا وقتی به دنیای رویایی می‌روید، طبیعتاً با آن و سبک زندگی ساکنان آن ارتباط برقرار می‌کنید.

    رودخانهٔ حفره‌بالای توپ‌ها
    NETFLIX
    رودخانهٔ حفره‌بالای توپ‌ها بسیار شبیه سواری «It’s a Small World» دیزنی به نظر می‌رسد — اما در دنیای شما به یک کابوس تبدیل شده است. ایدهٔ این چیست؟

    وو: این کاملاً عمدی بود. همه چیز در دنیای رویایی بر پایهٔ چیزی در دنیای واقعی بود. در فیلم، آن‌ها به «Polly’s Pizzeria» می‌روند. من در کودکی زیاد به Chuck E Cheese می‌رفتم و زمان زیادی آن‌جا می‌گذراندم. آنجا برایم جذاب بود؛ اما با نگاه به عقب می‌بینم که کمی نامنظم و طنزآمیز است. این رودخانهٔ حفره‌بالای توپ‌ها از تجربه‌هایی که در Chuck E Cheese داشته‌ام الهام گرفته است. وقتی بچه بودم، برای اولین بار به «It’s a Small World» رفتیم و آن‌را بسیار ترسناک یافتم چون در یک تونل تاریک بودیم. واقعاً شگفت‌انگیز است — می‌بینی تمام این انیماتریک‌ها و صحنه‌های ست‌نشده — اما برای یک کودک می‌تواند ترسناک باشد چون نمی‌دانی به کجا می‌روی. به همین دلیل تصمیم گرفتم نسخهٔ کابوس‌وار «Polly’s Pizzeria» را در همان محیط تنظیم کنم.

    «Breakfast Town» در مقابل است. این شهر پر رنگ و شاد است و پر از غذاهای انیمیشنی می‌باشد. این ایده چگونه به حقیقت پیوست؟

    وو: این بخشی از پیشنهاد اولیه بود. الهام‌بخش آن این بود که مادرم برایمان هر یکشنبه صبح نان تست فرانسوی می‌پخت. استیوی نماد زمان خوشحالی کامل خانواده برای او بود. ما می‌دانستیم اگر این مکان خوشی او باشد، طبیعتاً او این رویای خوشایند را خواهد داشت.

    پیلچر: یکی از مواردی که در ابتدا در تخته‌طرح‌ها مشاهده کردیم این بود که قلعه از وافل ساخته شده بود. ما ایدهٔ تبدیل آن به یک دنیا بر پایهٔ کاردستی را داشتیم. اگر یک کودک با غذاهایش بازی کند و شهر صبحانه خودش را بسازد، استیوی می‌تواند از کارتن‌های شیر برای ساختمان‌ها استفاده کند. چون این وافل نان تست فرانسوی بود، ایدهٔ ما این بود: «بگذاریم یک شهر صبحانه با تم قرون‌وسطی فرانسوی بسازیم».

    پیلچر: همچنین متوجه شدیم که برخی عناصر می‌توانند فیلم را از مسیر اصلی خارج کنند. یک کودک چه چیزی استفاده می‌کند؟ چسب سفید، چوب‌های بستنی، کاغذ مقوا — که به‌صورت خام و به‌صورت قطعاتی از کارتن شیر چسبانده می‌شود.

    شهر صبحانه
    NETFLIX
    زمانی که آن‌ها با شوالیهٔ شن ملاقات می‌کنند، تصویر بسیار جالبی به‌وجود می‌آید. انیمیشن‌سازی شن چقدر دشوار است، به‌ویژه در دنیایی که قلعه‌های شنی، موجودات شنی و خود شوالیهٔ شن وجود دارند؟

    وو: این یک چالش بزرگ بود. سؤال این بود: «چگونه شوالیهٔ شن، موجودات شنی و محیطشان را متمایز کنیم و از تبدیل شدن به یک تودهٔ قهوه‌ای بزرگ جلوگیری کنیم؟»

    پیلچر: وقتی شخصیت‌هایی مانند شوالیهٔ شن و موجودات شنی دارید، آن‌ها به‌صورت منحنی طراحی می‌شوند. برای تکمیل آن‌ها از خطوط مستقیم استفاده می‌کنیم که تصمیم گرفتیم با مکعب‌ها بسازیم. در سراسر جهان از مکعب‌ها بهره می‌بریم. طراحی قلعه‌های شنی بر پایهٔ سطل‌های شن بود — وقتی سطل‌ها را پر شنی می‌کنید و وارونه می‌گذارید، شکل هرمی شکل می‌گیرد.

    وو: موجودات شنی نور داخلی داشتند که به تفکیک آن‌ها از پس‌زمینه کمک می‌کرد. آن‌ها شخصیت‌های زنده بودند، در حالی که قلعه یک شیء ثابت بود و درون آن نوری وجود نداشت.

    NETFLIX
    احساس می‌کنم در فیلم تعداد زیادی نشانهٔ مخفی (Easter egg) وجود دارد. آیا نشانه‌ای وجود دارد که برای شما برجسته باشد؟

    پیلچر: در مکان پیتزا، سوارهایی به نام «Go! Go! Cory Carson» وجود دارد که کودکان بر روی آن سوار می‌شوند. ما فکر کردیم این را بگذاریم چون جزئی از نتفلیکس است.

    وو: بر روی تخت الیوت برچسب‌های «Go! Go! Cory Carson» چسبیده‌اند. ایده این است که وقتی او پنج ساله بود، این برنامه را می‌دید و برچسب‌ها را تماماً روی تختش می‌چسباند. همچنین، هنگام معرفی اولیه استیوی که در حال آماده شدن است، او دست‌مردی به یک گربه خوش‌شانس می‌زند. یک برچسب یادآور روی آن می‌نویسد: «حافظ‌گر خود را پیدا کن». او در «شهر صبحانه» این را پشت یخچال پیدا می‌کند.

    این مصاحبه ویرایش و خلاصه شده است.

  • صندوق‌نمایی: «اکنون تو را می‌بینی ۳» با ۲۱٫۳ میلیون دلار مقام اول را به‌دست آورد؛ «مرد دویدن» با اکران ۱۷ میلیون دلاری به‌طور ناامیدکننده سقوط کرد

    اکنون تو را می‌بینی
    با تشکر از Lionsgate

    «اکنون تو را می‌بینی: اکنون تو را نمی‌بینی» ترفند جادویی جذابی اجرا کرد و از فیلم اکشن پر بودجهٔ گلین پاول، «مرد دویدن»، و همچنین دومین آخرۀ هفتهٔ «پریداتور: سرزمین‌های بد»، که بازسازی مورد تحسین منتقدان از مجموعهٔ طولانی‌مدت هیولاهاست، پیشی گرفت.

    فیلم سوم «اکنون تو را می‌بینی» در این آخرۀ هفته ۲۱٫۳ میلیون دلار درآورد، که برای یک سری فیلم که از سال ۲۰۱۶ ورودی جدیدی نداشته است، نتیجه‌ای قوی محسوب می‌شود. این فیلم همچنین در ۶۴ کشور بین‌المللی ۵۴٫۲ میلیون دلار در این آخرۀ هفته به‌دست آورد و جمع‌کل جهانی به ۷۵٫۵ میلیون دلار رسید.

    «این هنوز یک مجموعهٔ قابل ادامه است»، می‌گوید پول درگارابدیان، رئیس بخش روندهای بازار در ComScore. «تماشاگران بین‌المللی واقعاً برای این فیلم به‌خوبی عمل کردند».

    این خبر خوبی برای Lionsgate است، استودیویی که پشت ماجراجویی فریب‌کاری ۹۰ میلیونی قرار دارد و در ماه‌های اخیر نتوانسته موفقیت‌های زیادی به‌دست آورد (فهرست فیلم‌های ناموفق شامل «Ballerina» و «Good Fortune» می‌شود). این می‌تواند نشانگر تغییری در سرنوشت استودیو باشد؛ با «خانه‌دار»، اقتباسی از کتاب پرفروش فریدا مک‌فادن که در دسامبر به‌سینما می‌رود؛ «مایکل»، فیلم‌زندگی‌نامه‌ای از مایکل جکسون؛ و «بازی‌های گرسنگی: طلوع برداشت» که در سال ۲۰۲۶ اکران می‌شود، آماده‌اند. روبن فلیشر که پیش از این «Venom» و «Zombieland» را کارگردانی کرده بود، کارگردانی «اکنون تو را می‌بینی: اکنون تو را نمی‌بینی» را بر عهده داشت؛ در این فیلم ستارگانی همچون جسی ایسنبرگ، وودی هارلسون، ایسا فیشر و دیو فرانکو به‌عنوان گروهی از جادوگران که افراد فاسد یک‌درصدی را فریب می‌دهند، بازگشت کرده‌اند. فیلم چهارم نیز در دست تهیه است.

    «ما دقیقاً آنچه مخاطبان می‌خواستند به آن‌ها دادیم»، می‌گوید کوین گریسون، رئیس توزیع داخلی Lionsgate. او استدلال کرد که «اکنون تو را می‌بینی: اکنون تو را نمی‌بینی» توانست با بازگرداندن بازیگران اصلی سری و افزودن نسل جدیدی از ستارگان مانند جستیس اسمیت، دومینیک سسا و آریانا گرینبلات، مخاطبان خود را گسترش دهد. «بازیگر جدید به جذب جوانان به تئاترها کمک کرد»، گریسون افزود.

    «مرد دویدن»، که گلین پاول را با فیلمساز محبوب در فرهنگ پاپ ادگار رایت ترکیب کرد، در مقایسه با «اکنون تو را می‌بینی: اکنون تو را نمی‌بینی» چاره‌ای جز قرار گرفتن در مقام دوم با ۱۷ میلیون دلار کم‌اثر نداشت. بین‌المللی، این فیلم ۱۱٫۲ میلیون دلار کسب کرد و مجموع جهانی آن به ۲۸٫۲ میلیون دلار رسید. این نتیجه نگران‌کننده است، چرا که پارامونت برای ساخت این فیلم ۱۱۰ میلیون دلار هزینه کرد. این همچنین اولین سقوط گلین پاول است از زمانی‌که او با فیلم‌های موفق‌مانند رمانتیک کمدی «هر کس به جز تو»، «تاپ گان: ماوریک» و «تویسترس» مخاطبان را جذب کرده بود. همچنین خبر بدی برای ادگار رایت است که پس از فیلم آخرین شب در سوهو که در سال ۲۰۲۱ به‌هنگام شیوع اومیکرن اکران شد، به یک موفقیت باکس‌آفیس نیاز داشت. پارامونت پیش از تعطیلات آخر هفته امید داشت این فیلم با بیش از ۲۰ میلیون دلار افتتاحیه داشته باشد. «مرد دویدن» مدت‌ها پیش قبل از آنکه دیوید الیسون، موسس اسکای‌دنس، در ماه آگوست کنترل پارامونت را به‌دست آورد، تصویب و تولید شد.

    «این پروژه در آب می‌میرد»، می‌گوید جف بوک، تحلیل‌گر در روابط نمایشگاه‌ها. «به اندازه کافی تکانه ندارد تا از فصل تعطیلات پیش‌رو عبور کند».

    دو اکران جدید مهم این آخرۀ هفته به‌گونه‌ای کمی متفاوت به دموگرافی‌های مختلف جذب کردند. مخاطبان «مرد دویدن» ۶۳٪ مرد و ۷۰٪ بین ۱۸ تا ۴۴ سال سن داشتند، در حالی که جمعیتی که در ابتدای «اکنون تو را می‌بینی: اکنون تو را نمی‌بینی» حضور یافتند ۵۴٪ زن و ۶۵٪ بالای ۲۵ سال سن بودند.

    «مرد دویدن» دومین تلاش برای اقتباس رمان دیستاپیک استیفن کینگ است؛ اولین تلاش یک فیلم پر زرق‌ و برق ۱۹۸۷ با آرنولد شوارتزنگر بود. همچنین شوارتزنگر با «پریداتور: سرزمین‌های بد» ارتباط دارد، زیرا در نسخهٔ اصلی این سری در سال ۱۹۸۷ که در اوج شهرت او به‌عنوان قهرمان اکشن به صحنه رفت، بازی کرد. در دومین آخرۀ هفتهٔ خود، «پریداتور: سرزمین‌های بد» ۶۸٪ کاهش شد و به ۱۳ میلیون دلار رسید تا مجموع فروش داخلی این اثر شرکت 20th Century Studios به ۶۶٫۳ میلیون دلار برسد. هزینهٔ ساخت این فیلم ۱۰۵ میلیون دلار بود و به‌صورت جهانی ۱۳۶٫۳ میلیون دلار درآمد داشته است.

    سرتاسر دیگر اکران جدید مهم آخرۀ هفته، «کیپر» از شرکت Neon، جدیدترین اثر ترسناک مستقل از نویسنده‑کارگردان اوسگود پارکینز، فقط ۲٫۵ میلیون دلار کسب کرد و در رتبهٔ هفتم وارد شد. این رقم سایه‌ای کم‌رنگ نسبت به فیلم‌های قبلی پارکینز همچون «لانگ‌لِگز» (۲۲ میلیون دلار) و «مونکی» (۱۴ میلیون دلار) است که در آخرۀ هفتهٔ اکران خود به‌دست آوردند. منتقدان فیلم را به‌دقت نقد کردند و مخاطبان نیز به‌نظر می‌رسیدند که با ارزیابی «D+» موافقت کردند، بنابراین تبلیغات دهان به دهان موثر نخواهد بود. تنها نکته مثبت این است که «کیپر» تنها ۶ میلیون دلار هزینه‌ساز تولید شد. پارکینز قصد دارد با فیلم‌سال آینده «جوانان» که در آن تاتیانا ماسلانی و نیکول کیدمان بازی می‌کنند، دوباره لمس تجاری خود را به دست آورد.

    «پشیمانی از تو» از پارامونت، اقتباسی از رمان کولین هوور با همین نام، در هفتمین آخرۀ هفتهٔ چهارم خود جایگاه چهارم را گرفت و ۴ میلیون دلار درآمد داشت. این باعث شد مجموع فروش داخلی‌اش به ۴۴٫۹ میلیون دلار برسد. «تلفن سیاه ۲» از یونیورسال نیز در پنج‌گروه ششم قرار گرفت و ۲٫۶ میلیون دلار کسب کرد تا مجموع فروش داخلی‌اش پس از پنج هفته به ۷۴٫۷ میلیون دلار برسد.

    خبر مهمی در این راستا، «یک نبرد پس از دیگری» پس از هشت هفته اکران، به ۷۰ میلیون دلار در گیشه داخلی و ۲۰۰ میلیون دلار در سطح جهان رسید. این نتیجه‌ای قوی برای یک فیلم هیجانی با رده سنی R است که برای مخاطبان بزرگسال هدف‌گذاری شده، به‌جز این‌که شرکت Warner Bros. برای کارگردان پل توماس اندرسن و لئوناردو دی‌کاپریو ۱۴۰ میلیون دلار برای تولید فیلم اختصاص داد. منتقدان آن را شاهکاری توصیف کردند و فیلم سر و صدای جوایز اسکار را به‌دست آورد، اما چون «یک نبرد پس از دیگری» برای برآوردن نقطه سر به‌سر حدود ۳۰۰ میلیون دلار نیاز داشت، استودیو با کاهشی بسیار سنگین روبرو است.

    به‌طور کلی، گیشه داخلی به‌اندازه بیش از ۷۵ میلیون دلار رسید که اندکی بالاتر از دوره مشابه سال گذشته بود، زمانی که کمدی تعطیلاتی «رد وان» با بازی دوین جانسون درآمدی برابر با ۷۳٫۲ میلیون دلار به‌دست آورد. آخرۀ هفتهٔ آینده «ویکد: برای همیشه» را به صحنه می‌آورد که به مالکان سینماها امیدی تازه می‌دهد پس از اینکه آنها با یکی از بدترین افت‌های تاریخ کسب‌وکار فیلم مواجه شدند. برای تحریک بازار، یونیورسال فیلم «ویکد» را دوباره اکران کرد و ۱٫۲ میلیون دلار جمع‌آوری کرد.

    «ما در آرامش پیش از طوفان شکرگزاری هستیم»، می‌گوید درگارابدیان. «امورات در آستانهٔ شعله‌ور شدن‌اند».

  • SSMB29: ماحش بابو، فیلم ماجراجویی جنگلی اس اس رجا‌مولی تاریخ انتشار را قطعی کرده؛ برای اکران در ۲۵ مارس ۲۰۲۷ – گزارش

    فیلم SSMB29 به‌کارگردانی اس اس رجا‌مولی و بازیگری ماحش بابو، به‌عنوان یک ماجراجویی جنگلی سراسری شناخته می‌شود که پریانکا چوپرا جوناس و پریتیوراج ساکوماران نقش‌های هم‌ستاره را ایفا می‌کنند.

    ماحش بابو، فیلم SSMB29 اس اس رجا‌مولی تاریخ انتشار را قطعی کرده؛ برای اکران در ۲۵ مارس ۲۰۲۷ - گزارش
    ماحش بابو، فیلم SSMB29 اس اس رجا‌مولی تاریخ انتشار را قطعی کرده؛ برای اکران در ۲۵ مارس ۲۰۲۷ – گزارش (PC: Sri Durga Arts/SVCC, IG/X)

    فیلم SSMB29 با حضور ماحش بابو در نقش اصلی، تمام توان خود را برای رونمایی از عنوان در تاریخ ۱۵ نوامبر ۲۰۲۵ متمرکز کرده است. پیش از رویداد گلوب‌تریتر، گزارشی جدید نشان می‌دهد که این فیلم در تاریخ ۲۵ مارس ۲۰۲۷ در سینماها به نمایش درخواهد آمد.

    SSMB29: فیلم با بازی ماحش بابو به کارگردانی اس اس رجا‌مولی، در ۲۵ مارس ۲۰۲۷ به‌سینما می‌رسد

    به‌گزارش سرویس Lets Cinema، پروژه سینمایی مورد انتظار، تاریخ انتشار خود را به ۲۵ مارس ۲۰۲۷ تعیین کرده است؛ تاریخی که بیش از یک سال و نیم از امروز فاصله دارد. با این حال، تا کنون این اطلاعات تنها در قالب گزارش است و تأییدیه رسمی از سوی سازندگان هنوز صادر نشده است.

    جالب است که پینکویلا پیشتر گزارش داد سازندگان در ابتدا قصد داشتند SSMB29 را به‌صورت دو بخش منتشر کنند، اما پس از بازنگری تصمیم گرفتند این پروژه را به‌عنوان یک فیلم تک‌قسمتی به‌پایان برسانند.

    ما همچنین گزارش دادیم که سازندگان برنامه‌ریزی کرده‌اند فیلم‌برداری را در طول سال ۲۰۲۶ ادامه دهند و نهایتاً با هدف انتشار در سال ۲۰۲۷.

    اطلاعات بیشتر درباره SSMB29

    SSMB29 یک فیلم ماجراجویی سراسری است که در آینده عرضه خواهد شد و نقش اصلی آن بر عهده ماحش بابو است. به‌کارگردانی اس اس رجا‌مولی پس از موفقیت چشمگیر فیلم RRR، طبق گزارش‌ها این اثر ماجراجوی قدرتمند را به‌عنوان یک کاوشگر سخت‌گیر که از اساطیر آفریقا و شخصیت ایندیانا جونز (نقش هریسون فورد) الهام گرفته، به تصویر می‌کشد.

    همچنین این فیلم با پریانکا چوپرا جوناس به‌عنوان نقش اصلی زنانه به صحنه می‌آید؛ این حضور نشان‌دهندهٔ بازگشت او به سینمای هندی پس از درام رمانتیک ۲۰۱۹ «آسمان صورتی است» است که در آن به‌همراه فرحان آختار بازی کرده بود.

    به‌تازگی، سازندگان پوستر اولین نگاه این بازیگر را رونمایی کردند و او را به‌نام مانداکینی معرفی کردند. زن خطرناک که توسط پریانکا ایفا می‌شود، حس قوی اکشن و جذابیت دارد؛ او در ساری زرد روشن و با اسلحه‌ای در دست، به‌طرز خیره‌کننده‌ای ظاهر می‌شود.

    پریانکا چوپرا در نقش مانداکینی را ببینید

    پیش از رونمایی از اولین نگاه پریانکا، سازندگان همچنین پریتیوراج ساکوماران را به‌عنوان اصلی‌ترین ضدقهرمان فیلم معرفی کردند. پوستر اولین نگاه او او را به نام کومبا، یک ابرشرور با زمینه علمی، به تصویر می‌کشد.

    نگاه اول پریتیوراج ساکوماران را ببینید

    با توجه به اینکه عنوان رسمی فیلم قرار است در رویداد گلوب‌تریتر در حیدرآباد در تاریخ ۱۵ نوامبر ۲۰۲۵ فاش شود، این برنامه در داخل هند از طریق JioHotstar پخش خواهد شد.

    همچنین بخوانید: نقد «Inspection Bungalow»: کمدی ترسناک شابارش ورما ایده‌های جذابی داشت، اما اجرا ناصحیح بود

    اعتبار: Lets Cinema

  • پاپ: سینما فراتر از یک صفحه‌نمایش است؛ امید را به‌عمل می‌آورد

    پاپ لئو چهاردهم، بازیگران، فیلمسازان، کارگردانان و نویسندگان فیلمنامه را در واتیکان برای یک جلسه می‌پذیرد و از آنان می‌خواهد که امروز در جهان ما «شاهدان امید، زیبایی و حقیقت» باشند.

    نوشته: Kielce Gussie

    قصر آپوستولیک واتیکان صبح شنبه مملو از بازیگران، فیلمسازان و نویسندگان فیلمنامه بود، در حالی که پاپ لئو چهاردهم با اعضای دنیای سینما ملاقات کرد.

    نزدیک به 130 سال پس از اکران اولین فیلم در پاریس در سال ۱۸۹۵، پاپ بر اهمیت مستمر سینما تأکید کرد.

    سینما از صرفاً خیره‌کردن مخاطبان با جلوه‌های بصری، به «بیان تمایل به تعمق و درک زندگی، بازگو کردن عظمت و ناپایداری آن و به تصویر کشیدن آرزوی بی‌نهایت» تبدیل شد.

    فراتر از تصاویر متحرک

    پاپ لئو تشکر خود را از نمایندگی سینما ابراز کرد: «هنری مردمی در والاترین معنا، برای همه هدف‌گذاری شده و در دسترس همه است». فراتر از صرفاً سرگرمی، فیلم‌ها روایت‌گر مسیر روحانی افراد هستند.

    او استدلال می‌کند که این بزرگ‌ترین مشارکت سینما برای بشریت است. این کمک می‌کند «مخاطبان به بررسی زندگی خود بپردازند، به پیچیدگی تجارب خود با چشمان نو بنگرند و جهان را گویی برای اولین‌بار مورد بررسی قرار دهند».

    این خودنگری مردم را تشویق می‌کند تا بخشی از امیدی را که برای زندگی به‌تمامی یک شخص ضروری است، دوباره بیابند.

    پاپ لئو تأیید کرد که سینما بیش از صرفاً تصاویری متحرک است، چرا که «امید را به حرکت در می‌آورد».

    (از چپ به راست): کِیت بلانشِت، اسپایک لی، تونیا لویس لی و ویگو مورتنسن به سخنرانی پاپ گوش می‌دهند
    (از چپ به راست): کِیت بلانشِت، اسپایک لی، تونیا لویس لی و ویگو مورتنسن به سخنرانی پاپ گوش می‌دهند (@Vatican Media)

    نگاهی به درون خودمان

    پاپ اشاره کرد که ورود به یک سینما به معنای عبور از یک آستانه است. در تاریکی سالن، حس‌های ما تقویت می‌شوند و ذهن‌مان نسبت به چیزهایی که شاید هرگز تصور نمی‌کردیم، بازتر می‌شود.

    آثار به افراد می‌رسند که به دنبال سرگرمی هستند، اما همچنین در جستجوی معنا، زیبایی و عدالت می‌باشند. در دنیایی که صفحه‌نمایش‌ها به‌صورت پیوسته در زندگی روزمره ما حضور دارند، سینما می‌تواند صفحه‌نمایشی باشد که بیش از این ارائه می‌دهد.

    پاپ لئو تأکید کرد «این تقاطع خواست‌ها، خاطرات و پرسش‌هاست». ذهن‌های ما آموزش می‌بینند و تخیل‌مان گسترش می‌یابد.

    سینما: قلب تپنده جوامع

    پاپ اشاره کرد که تئاترها و سینماها «قلب‌های تپندهٔ جوامع ما هستند، زیرا به انسانیت بیشتر آن‌ها کمک می‌کنند».

    با این حال، این اماکن فرهنگی در حال کاهش‌اند. او برجسته کرد که «هنر سینما و تجربهٔ سینمایی» در خطرند.

    پاپ این مؤسسات را تشویق کرد که تسلیم نشوند، بلکه به کار و همکاری ادامه دهند تا ارزش فرهنگی و اجتماعی آنها را حفظ کنند.

    او گفت: «هنر ما را به سوی آنچه ممکن است باز می‌کند». زیبایی فرار از واقعیت نیست، بلکه ندایی است.

    پاپ توضیح داد: «وقتی سینما اصیل باشد، نه تنها تسکین می‌دهد، بلکه به چالش می‌کشد». سینما به ما کمک می‌کند تا به پرسش‌های عمیق در دل خود بنگریم.

    سینما و سال جوبیلی

    در سال جوبیلی، ما دعوت شده‌ایم تا به سوی امید حرکت کنیم و حضور این‌همه هنرمند از سراسر جهان نمونه‌ای از این امید است.

    پاپ ذکر کرد که تمام حاضرین نیز زائران امید هستند. اما سفرشان «به کیلومتر نه، بلکه به تصاویری، کلمات، احساسات، خاطرات مشترک و آرزوهای جمعی» سنجیده می‌شود.

    با تأمل بر تقدیر کلیسا از کار بازیگران، کارگردانان، نویسندگان و فیلمسازان، پاپ لئو تمایل خود را برای تجدید دوستی میان کلیسا و سینما ابراز کرد.

    پاپ گفت: «سینما کارگاهی از امید است، مکانی که مردم می‌توانند دوباره خود و هدفشان را بیابند». او از همه حاضرین درخواست کرد تا سینما را به هنری از روح تبدیل کنند.

    سینما می‌تواند شاهد امید، زیبایی و حقیقت باشد — امری که جهان امروز به شدت به آن نیاز دارد. پاپ لئو از همه فعالان سینما خواست تا این فراخوان را برای گواهی بر امید، زیبایی و حقیقت تقویت کنند.

    او آنان را به این چالش دعوت کرد که از مواجهه با مشکلات جهان امروز نترسند. پاپ گفت: «سینمای خوب درد را سوءاستفاده نمی‌کند؛ بلکه آن را شناختن و کاوش می‌کند». او افزود این همان کاری است که «تمام کارگردانان بزرگ انجام داده‌اند».

    صدایی دادن به احساسات پیچیده و گاهی تاریک که در دل‌مان می‌یابیم، «یک عمل محبت‌آمیز» است، پاپ گفت.

    در پایان، پاپ لئو چهاردهم اشاره کرد که فیلم‌سازی یک تلاش جمعی است و نیازمند همکاری با تمام انواع حرفه‌ای‌ها است — از کارگردانان و مسئولین لوازم صحنه تا برق‌کاران و آرایشگران.

    او گفت که هر کس در ایجاد محصول نهایی نقش مهمی دارد، چرا که ترکیب استعدادها و توانایی‌هایشان به همه مشارکت‌کنندگان کمک می‌کند تا «کاریزمای منحصربه‌فرد خود را در فضایی همکارانه و برادری به نمایش بگذارند».

    در پایان جلسه، هر یک از هنرمندان فرصت یافتند تا به پاپ لئو سلام کنند.

    بازیگر آمریکایی کِیت بلانشِت یک دستبند به پاپ داد و فیلمساز آمریکایی اسپایک لی یک پیراهن بسکتبال سفارشی تیم نیویورک نیکز به او تقدیم کرد.

    از خواندن مقاله ما سپاسگزاریم. می‌توانید با مشترک شدن در خبرنامهٔ روزانه ما به‌روز بمانید. فقط اینجا کلیک کنید

  • شکست گیشه: «حالا می‌بینی من 3» با ۷۵٫۵ میلیون دلار به‌سرعت به‌سوی پیروزی جهانی پیش رفت، در حالی‌که «Running Man» با ۲۸ میلیون دلار دچار ناکامی شد

    فیلم بزرگ‌مقیاس پارامونت «The Running Man» با عملکردی بسیار پایین‌تر از انتظار آغاز شد و اولین رکورد افت گیشه برای بازیگر گلن پاول پس از رسیدن به مقام ستاره سینما بود.

    آریانا گرینبلات به عنوان جون، جسی آیزنبرگ به عنوان دنیل اطلس، و دیو فرانکو به عنوان جک وایلد در «حالا می‌بینی من: حالا نمی‌بینی».
    «حالا می‌بینی من: حالا نمی‌بینی»Katalin Vermes/Lionsgate

    Lionsgate حالا می‌بینی من: حالا نمی‌بینی در گیشه جادوی خود را می‌چرخاند؛ در یک پیروزی شگفت‌انگیز پیش از فیلم پر هزینه‌ پارامونت The Running Man صحنه را به‌دست گرفت.

    فیلم به کارگردانی روبن فلیشر، حالا می‌بینی من 3 — که هزینه‌بر هم نیست — با حدود ۲۱٫۳ میلیون دلار از ۳٬۴۰۳ سینما صدر جدول داخلی را پس از شروعی بهتر از انتظار در جمعه با جمع‌آوری ۸٫۴ میلیون دلار به‌دست آورد. در بازارهای خارجی، با گشودن در ۶۴ کشور و فروش ۵۴٫۲ میلیون دلار، به‌سرعت به‌جمع کل ۷۵٫۵ میلیون دلار رسید؛ در حالی‌که Running Man فقط ۲۸٫۲ میلیون دلار کسب کرد.

    از میان ترفندهای این فیلم؟ زنان به‌صورت فراوان برای دیدن قسمت سوم این سری طولانی‌ساکن دربارهٔ گروهی از جادوگران دزدی‌ر، حضور می‌یابند و تا کنون ۵۴ درصد کل بلیت‌های فروخته‌شده در آمریکای شمالی را به خود اختصاص داده‌اند. علاوه بر این، نمرات خروجی قوی بین تماشاگران ایالات متحده، نقدهای متوسط را جبران می‌کند؛ شامل نمره B+ در CinemaScore و رتبهٔ ۸۰ درصدی مخاطبان در Rotten Tomatoes.

    فیلم بازیگران سرسخت سری را دوباره با هم می‌آورد: جسی آیزنبرگ، وودی هارلسون، دیو فرانکو و ایزلا فیشر. شخصیت‌های آن‌ها که به‌عنوان «چهار سوار» شناخته می‌شوند، با سه جادوگر جوان به‌صورت بازی‌های جستیس اسمیت، آریانا گرینبلات و دومینیک سسا ترکیب می‌شوند.

    در مسیر به‌سوی آخر هفته، حالا می‌بینی من 3 پیش‌بینی می‌شد در محدودهٔ ۱۹ میلیون دلار در بازار داخلی افتتاح شود، در حالی‌که Running Man پیش‌بینی می‌شد با ۲۴ تا ۲۵ میلیون دلار صدر جدول را به‌دست آورد (برای انصاف، پارامونت با احتیاط‌تری ۲۰ میلیون دلار را پیش‌بینی کرد). تا صبح شنبه، استودیو بر پایهٔ درآمد جمعهٔ ۶٫۴ میلیون دلار از ۳٬۵۳۴ سینما، تخمین خود را به ۱۷ تا ۱۹ میلیون دلار کاهش داد.

    این بازه بیش از حد خوش‌بینانه بود. در روز یکشنبه، پارامونت گزارش کرد که فیلم با ۱۷ میلیون دلار افتتاح شد، گرچه استودیوهای رقیب نشان می‌دهند که نزدیک به ۱۶ میلیون دلار باشد (آمارهای دوشنبه نشان خواهد داد کدام‌یک درست است). این خبر در خارج از کشور حتی بدتر بود؛ جایی که Running Man با تخمین ۱۱٫۲ میلیون دلار از ۵۸ بازار اولیه، از جمله پیش‌نمایش‌های پولی، به‌سرعت پیش رفت.

    به کارگردانی ادگار رایت، بازیگران Running Man توسط گلن پاول رهبری می‌شوند. این فیلم اولین شکست گیشه‌ای این بازیگر پس از شهرتی است که پس از بازی در مجموعه‌ای از فیلم‌های موفق همچون Twisters، Anybody But You و Top Gun: Maverick به دست آورد. او در میان تعداد زیادی از بازیگران برجسته‌ای قرار دارد که فیلم‌های اخیرشان در گیشه به‌سختی فروش رفته است و این مسأله بحث پرشوری درباره این‌که تا چه اندازه می‌توان یک بازیگر را مقصر افت یک فیلم دانست، به‌وجود آورده است؛ در مورد پاول نیز سؤال برانگیخته می‌شود که آیا او موفق به کسب مقام قهرمان اصلی شده است (برخی تردید دارند که آیا انتخاب او برای نقش یک قهرمان خشم‌زده منطقی بوده است).

    در این مورد نمی‌توان واکنش مخاطبان را مقصر دانست، چون نمرات خروجی Running Man مشابه حالا می‌بینی من 3 است. همچنین این فیلم نقدهای نسبتاً بهتری دارد. یکی از تفاوت‌های بزرگ بین این دو فیلم ترکیب جنسیتی است؛ Running Man به‌شدت مردانه (۶۴ درصد) است، یعنی با فیلم پرفروش Predator: Badlands رقابت می‌کند.

    فیلم رایت دومین اقتباس سینمایی از رمان دیستوپی ۱۹۸۲ اثر استفن کینگز است، پس از فیلم ۱۹۸۷ همان‌نام با بازی آرنولد شوارتزنگر. داستان حول محور یک پدر ناامید و خشم‌زده می‌چرخد که در یک برنامه واقع‌گرایانهٔ مرگبار ظاهر می‌شود؛ برنامه‌ای که از جامعه‌ٔ طبقاتی‌ای که بسیاری از افراد آن پول کافی برای زندگی ندارند، بهره‌برداری می‌کند. جاش برولین، ویلیام اچ. میسی، لی پِیس و ایمیلیا جونز نیز در این فیلم بازی می‌کنند.

    Running Man در مقام دوم قرار گرفت، به دنبال آن 20th Century/Disney Badland در سومین مقام با تخمین ۱۳ میلیون دلار برای مجموع داخلی ۶۶٫۳ میلیون دلار — در حال حاضر دومین عملکرد بهتر این مجموعه پس از Predator vs Alien (۸۰٫۳ میلیون دلار)، بدون در نظر گرفتن تورم. به‌صورت جهانی، روز یکشنبه با مجموع ۱۳۶٫۳ میلیون دلار به پایان رسید؛ عددی درخشان که دومین جایگاه این سری در نرخ‌های ارز فعلی و بدون چین است.

    فیلم محبوب مخاطبان و منتقدان در ایالات متحده با افت شدیدی برابر ۶۸ درصد مواجه شد، اما افراد داخلی دیزنی پیش‌بینی می‌کنند که در روزهای آینده بازدهی‌اش جبران شود.

    فیلم sleeper hit ‘Regretting You’ تولید شده توسط Constantin Films و Paramount، پس از یک ماه ادامه داد و با کسب ۴ میلیون دلار دیگر، مجموع داخلی خود را به ۴۵ میلیون دلار رسانده است.

    شرکت‌های Universal و Blumhouse فیلم Black Phone 2 را در پنجمین آخر هفته‌اش به‌عنوان پنجمین فیلم برتر داخلی تکمیل کردند؛ با تخمین ۲٫۶۵ میلیون دلار برای مجموع داخلی ۷۵ میلیون دلار و ۱۲۷٫۷ میلیون دلار مجموع جهانی.

    از طرف Sony Pictures Classics، فیلم Nuremberg ۲٫۶ میلیون دلار درآمد کسب کرد و مجموع ۱۰ روزه در ایالات متحده به ۸٫۷ میلیون دلار رسید.

    فیلم Keeper ساخته اوسوگود پرکینز، دیگری که در این آخر هفته به‌صورت گسترده اکران شد، با ۲٫۵ میلیون دلار در ۱٬۹۵۰ سینما، به‌طوری مهیب و ناامیدکننده آغاز شد؛ این پایین‌ترین شروع کارگردان پس از موفقیت‌های همچون Longlegs. فیلم منتشر شده توسط شرکت Neon در مقام هفتم قرار گرفت، پس از دریافت نمره D+ در CinemaScore و نظرسنجی‌های خروجی بسیار ضعیف (رقبا نشان می‌دهند که درآمد کمتری مثل ۱٫۳ میلیون دلار داشته است). این آخر هفته برای Neon کاملاً ناموفق نبود؛ فیلم امیدآور اسکار Sentimental Value به‌خوبی گسترش یافت و در مجموع ۲۸ سینما اکران شد، با میانگین فروش هر مکان ۱۳٬۵۸۰ دلار، که برترین عملکرد در این آخر هفته بود.

    دست‌آورد بزرگ این آخر هفته به فیلم مورد علاقه جوایزی پال تامس اندرسون، One Battle After Another تعلق گرفت؛ این فیلم پس از پایان اکران روز یکشنبه، مجموع جهانی ۲۰۰ میلیون دلار را به ثمر رساند، شامل مجموع داخلی ۷۰٫۲ میلیون دلار و ۱۳۰٫۱ میلیون دلار فروش در خارج از کشور.

    هم‌چنین انتشار مجدد فیلم Wicked توسط یونیورسال در آستانه اکران Wicked: For Good در آخر هفتهٔ بعدی، به‌خوبی سودآور بود؛ با ۱٫۲ میلیون دلار از ۲۱۹5 سینما. از کارگردان جان م. چو، دوماستین قسمت این اثر دو‌قسمتی قرار است رکوردهای بیشتری را برای اقتباس سینمایی از یک موسیقی‌نامهٔ برادوی به‌دست آورد.

  • ماهش بابو، اس.اس. راجماولی و پریانکا چوپرا جوناس در ماجراجویی حماسی با عنوان «واراناسی»؛ نخستین فیلمبرداری به نمایش گذاشته شد

    واراناسی
    SRI DURGA ARTS/SHOWING BUSINESS

    کارگردان اس.اس. راجماولی عنوان و اولین نگاه از ادامه‌کاری پرانتظار خود را که پس از فیلم برنده جایزهٔ آکادمی «RRR» ساخته می‌شود، افشا کرد.

    فیلم‌ساز در یک مراسم رونمایی در حیدرآباد، فیلم «واراناسی» را معرفی کرد؛ پروژه‌ای که در آن ستارهٔ سینمای تلگو، ماهش بابو، همراه با پریانکا چوپرا جوناس و پریتوویراج سوکوماران حضور دارند.

    آسمان شبانهٔ خنک بالای شهر فیلم‌سازی راموجی، با فریاد ۵۰٬۰۰۰ هوادار پرشور ماهش بابو که شعار «Jai Babu, Jai Jai Babu» را فریاد می‌زدند، طنین‌انداز شد و مراسم رونمایی عنوان را به‌صورت پرشور آغاز کرد.

    بازیگر-موسیقیدان شروتی حاسان قطعهٔ پرطرفدار «Sanchaari» از فیلم را بر روی صحنه اجرا کرد؛ این قطعه توسط ام.ام. کیراوانی، برنده جایزهٔ اسکار برای «Naatu Naatu» از «RRR» ساخته شده بود.

    محبوب در Variety

    کیراوانی همچنین معرفی موسیقی برای شخصیت اصلی ضدقهرمان «Kumbha» که توسط سوکوماران ایفای نقش می‌کند، ارائه داد. چوپرا جوناس نقش شخصیتی به نام «Mandakini» را بر عهده دارد. ماهش بابو نقش «Rudhra» را بازی می‌کند.

    تصویری که افشا شد بر روی یک صفحهٔ ال‌ای‌دی غول‌پیکر پخش شد؛ لازم بود چندین بار سعی شود تا روشن شود، در حالی که هواداران صبر می‌کردند. این فیلم هزاران سال را از دوران باستان تا روزگار مدرن در بر می‌گیرد. یکی از صحنه‌ها الهام گرفته از بخشی از حماسهٔ هندی «Ramayana» است، راجماولی گفت.

    «از کودکی بارها درباره ساخت یک پروژه رؤیایی به‌مانند «Mahabharata» فکر کرده‌ام. حتی هنگام آغاز این فیلم تصمیم گرفتم یک ستون اساسی از «Ramayana» را به‌کار ببرم»، کارگردان افزود.

    «ما به مدت ۶۰ روز فیلمبرداری کردیم. پژوهش به‌طور کامل انجام شد. هر روز یک چالش بود. هر بخش زیرمجموعه‌های خود را داشت و هر زیر بخش به تفکر تازه نیاز داشت — برنامه‌ریزی جدید، چالش‌های نو. پس از عبور از این مسیر، فکر می‌کنم این یکی از به‌یادماندنی‌ترین صحنه‌های فیلم‌هایم خواهد شد. و بدون شک برای فیلم‌های ماهش نیز — این صحنه به‌یادماندنی‌ترین خواهد بود. زیباتر از آنچه تصور می‌کنید خواهد بود و براق‌تر از آنچه می‌توانید تصور کنید»، او اضافه کرد.

    چندین صحنه در فیلم به‌صورت فرمت IMAX فیلمبرداری شده‌اند که برخی از آن‌ها بر روی صفحهٔ ال‌ای‌دی صد‌فوتی به نمایش درآمدند.

    چوپرا جوناس و سوکوماران نیز در این مراسم صحبت کردند.

    «این بزرگ‌ترین برند سینمای هند است که با نشان دادن جاه‌طلبی خود و تیم فنی و بازیگران تمام توان خود را به کار می‌گیرد تا به آن اوج که هدف دارد دست یابد»، سوکوماران گفت. «این بار اس.اس. راجماولی دوباره، سینمای هند را به جهان می‌برد؛ این‌بار بزرگ‌تر، امیدوار به بهتر شدن و بی‌شک جسورانه‌تر از همان پیشین».

    چوپرا جوناس افزود: «Rajamouli‑sir، من فقط می‌گویم شما واقعاً بینش‌داری هستید که سینمای هند را به‌گونه‌ای به جهان آورده‌اید که هیچ‌کس پیش از شما انجام نداده است».

    تشویق‌های پرسر و صدا به‌سوی ماهش بابو اختصاص یافت که گفت: «من همه را به‌فخر می‌آورم. مهم‌تر این است که کارگردانم را بیش از پیش خوشحال می‌کنم. تمام هند به ما افتخار خواهد کرد».

    پروژه تحت برند Sri Durga Arts و Showing Business تولید می‌شود. تهیه‌کنندگان شامل K.L. Narayana و S.S. Karthikeya هستند. برنامه‌ریزی برای اکران جهانی سینمایی در تابستان ۲۰۲۷ انجام شده است.

    تماشا کنید نخستین تصاویر «واراناسی» را در اینجا:

  • «سیل ساکت»، مستند دربارهٔ یک جامعه دینی در اوکراین که توسط شرکت فیلموتور پیش از اکران در IDFA خریداری شد (انحصاری)

    سیل ساکت
    از طرف تابور

    شرکت فروش مستقر در پراگ، فیلموتور، حقوق فروش بین‌المللی مستند «سیل ساکت» به کارگردان اوکراینی دیمیترو سخولیتکی‑سوبچوک را پیش از اکران جهانی آن در مسابقه بین‌المللی IDFA به‌دست آورد.

    فیلم بر جامعه‌ای دینی متمرکز است که در یک درهٔ زیبا و شگفت‌انگیز رودخانه‌ای در غرب اوکراین ساکن است. این یک روستای آفتابی است که پر از خندهٔ کودکان خانواده‌های بزرگ می‌باشد. با این حال، زندگی آرام این جامعه بارها توسط سیل‌ها و جنگ مختل می‌شود. هر دو نیروهای بی‌امان و بی‌رحمی هستند که جان می‌گیرند. مردم جامعه برای غلبه بر عواقب سیل متحد می‌شوند. سیل‌ها زندگی جامعه را تغییر می‌دهند، همان‌گونه که جنگ کشور را دگرگون می‌کند.

    در کنار این جامعه، تحولات را می‌نگریم که در آن جنگ امروز با جنگ‌های پیشین درهم می‌آمیزد، اما احساس خانه هرگز از کسی سلب نمی‌شود.

    «همیشه به ارتباطات نامحسوس بین مردم و مکان‌هایی که در آن زندگی می‌کنند جذب شدم»، سخولیتکی‑سوبچوک گفت. ««سیل ساکت» از این شیفتگی پدید آمد — جامعه‌ای منزوی در کنار رودخانه که با طبیعت در عمق هماهنگی زندگی می‌کند، اما همواره تحت فشار نیروهای طبیعی است. این روستای مخفی را سال‌ها پیش در سفرهای رودخانه‌ای‌ام کشف کردم و حس کردم به دوران کودکی خود بازگشته‌ام، به زمانی که به‌نظر می‌رسید متوقف شده بود. مردم آنجا با این‌قدر صمیمیت و صداقت مرا پذیرفتند که بارها به آن‌جا برگشتم. دنیای آن‌ها، شکل‌گرفته از سیل‌ها و اکنون از جنگ، نشانگر ناپایداری و چرخه‌بودن زندگی است — یادآور این که هیچ‌چیز به‌طور کامل دست نخورده نمی‌ماند.»

    «ما پروژه «سیل ساکت» را از سال ۲۰۲۲ که در حال توسعه بود، پیگیری می‌کردیم؛ به تمثیل ظریف موجود در داستان جذب شدیم و نتیجه فراتر از انتظار بود. این یک جشن سینمایی جذاب با روایت و ریتم منحصربه‌فرد است»، پتر میتریک از فیلموتور گفت.

    فیلم توسط کارینا کوستینا و یوجین راچکوسکی برای تابور اوکراین تولید شده و به‌همت تانجا جورجیوا‑والدهاور برای الی‌ماگ پیکچرز آلمان هم‌تولید می‌شود. MDR میدتلدویشر راندفونک نیز به‌عنوان هم‌تولیدکننده، به‌صورت مشارکتی با Arte در این پروژه حضور دارد.

    فیلم اول‌طولانی سخولیتکی‑سوبچوک، «پامفیر»، توسط TorinoFilmLab، Midpoint و Cinefondation Residence توسعه یافت و در سال ۲۰۲۲ به‌عنوان بخشی از هفتهٔ کارگردانان در کن انتخاب شد. این فیلم در دستهٔ کشف اروپایی از جوایز فیلم اروپا نامزد شد.

  • کارگردان اصلی «تفنگ برهنه» می‌گوید بازسازی «سعی داشت سبک ما را کپی کند»: «همه برای پول در این کار هستند»

    تفنگ برهنه، لیام نیسون، 2025. © پارامونت پیکچرز /به‌اجازه کلکسیون ایورت
    © پارامونت /به‌اجازه کلکسیون ایورت

    دیوید زوکر، که کارگردانی دو فیلم اول «تفنگ برهنه» را به عهده داشته است، اخیراً به نشریه «Woman’s World» گفت که از بازسازی به رهبری لیام نیسون و پاملا اندرسون تحت‌تاثیر قرار نگرفته است. او افزود که این فیلم «کاملاً نتوانست سبک هجوآمیز کلاسیکی» که توسط زوکر، برادرش جری و جیم‌آبراهمز پایه‌گذاری شده بود، به درستی به کار گیرد.

    «برادرم جری و شریک‌مان جیم‌آبراهمز پنجاه سال پیش به ساخت کمدی‌های هجوآمیز پرداختند و ما سبک خاص خودمان را پایه‌گذاری کردیم — به طوری که به‌نظر می‌رسد این کار ساده باشد، واضح است»، زوکر توضیح داد. «مردم شروع به تقلید آن کردند، همان‌طور که سِث مک‌فارلین برای «تفنگ برهنه» جدید همین کار را کرد. او کاملاً این سبک را از دست داد.»

    سِث مک‌فارلین یکی از تهیه‌کنندگان اصلی این پروژه بود و طبق IMDb «متن‌های ادبی تکمیلی» را به آن افزود. آکیوا شافر، هم‌بنیان‌گذار گروه «Lonely Island»، کارگردانی فیلم را بر عهده گرفت و همراه با دن گرگور و داگ ماند فیلمنامه را نوشت.

    زوکر همچنین نسبت به هزینهٔ تولید «تفنگ برهنه» 2025 انتقاد کرد. این بازسازی دارای برچسب قیمت ۴۲ میلیون دلار بود، در حالی‌که نسخهٔ اصلی او در سال ۱۹۸۸ تنها ۱۴٫۵ میلیون دلار هزینه شد، به‌گزارش AFI. اما اگر این مبلغ را با درنظر گرفتن تورم به‌روز کنیم، ۱۴٫۵ میلیون دلار تقریباً معادل ۳۸ میلیون دلار در سال ۲۰۲۵ می‌شود، که اختلاف کمی با بودجهٔ «تفنگ برهنه» جدید دارد.

    «نباید برای کمدی‌ها هزینهٔ زیادی صرف کرد و یکی از قوانین ما مربوط به جلوه‌های فنی است»، زوکر گفت. «بودجه‌های بزرگ و کمدی در تضاد هستند و در «تفنگ برهنه» جدید می‌توانید ببینید که هزینهٔ هنگفتی برای صحنه‌های پر از جلوه‌های فنی صرف شده است، در حالی که سعی کرده‌اند سبک ما را کپی کنند.»

    کارگردان «Airplane!» افزود که احساس می‌کند «تفنگ برهنه» جدید صرفاً به دلایل مالی ساخته شده است. زوکر اظهار کرد: «همه حالا برای پول درگیر هستند و این به‌نظر می‌رسد تنها دلیل باشد که می‌خواستند «تفنگ برهنه» جدیدی بسازند.»