بهدلیل تقاضای فراوان، ستارهٔ کُلمبیایی هماکنون سه کنسرت صمیمی در جنوب فلوریدا در تاریخهای ۲۷، ۲۸ و ۲۹ دسامبر برگزار خواهد کرد.
عکس توسط کوین مازور برای گتی ایمیجز
شکیرا قصد دارد سال را با کنسرتهای پی در پی در Hard Rock Live بهپایان برساند.
بهروای شکیرا، «قوزاباغها دروغ نمیگویند». اگر رسانههای اجتماعی همانقدر صادق باشند، میتوانید قوزاباغ این خوانندهٔ کُلمبیایی را در عمل در تاریخهای ۲۷، ۲۸ و ۲۹ دسامبر در Hard Rock Live ببینید؛ همانطور که امروز حسابهای فیسبوک و اینستاگرام شکیرا اعلام کردند: “پس از این سال شگفتانگیز تور، سال ۲۰۲۵ را با دو کنسرت صمیمی در فلوریدا به پایان میرسانم! تا تاریخ ۲۷ و ۲۸ دسامبر در Hard Rock Live میبینمتان. بگذارید این پایانسال را فراموشنشدنی بسازیم!”
شکیرا در ژوئن گذشته استادیوم بزرگ Hard Rock Stadium را برای دو شب بهکامل فروش رساند. اجرایش توسط New Times ستایش شد. نقد ما اینگونه بود: “رقص او همانقدر دقیق و پر جنبوجوش بود که در میانهٔ دههٔ ۲۰۰۰ دیده میشد، و انرژی بیپایان، حضور فیزیکی خالص و شدت احساسیاش جمعیت را مسحور کرد. او بیش از ۲۰ آهنگ را در یک برنامهٔ ۹۰ دقیقهای اجرا کرد و در آن کلاسیکهای نمادین و آهنگهای جدید را بههم پیوند داد.”
این پست را در اینستاگرام مشاهده کنید
پستی به اشتراک گذاشته شده توسط شکیرا (@shakira)
با لقب “ملکهٔ موسیقی لاتین„، شکیرا پرفروشترین هنرمند لاتین در تاریخ ایالات متحده است. او کار حرفهای ضبط را از دوران نوجوانی آغاز کرد؛ آلبوم ۲۰۰۱ او، «Laundry Service»، باعث شد که به یک ستارهٔ پاپ بینالمللی تبدیل شود و بیش از هر کسی دیگر رکوردهای فروش داشته باشد. در سال ۲۰۰۶، با آهنگ “قوزاباغها دروغ نمیگویند” صدر جدول پاپ ایالات متحده را به خود اختصاص داد.
آلبوم دوازدهم و جدید شکیرا، Las Mujeres Ya No Lloran، در سال 2024 منتشر شد و او را به اولین زنی تبدیل کرد که در چهار دهه مختلف، آلبومهایش در جدول آلبومهای لاتین بیلبورد به رتبه یک دست یافتهاند. تکآهنگ اخیر او که فضای خانوادگی دارد، بخشی از موسیقی متن دنبالهٔ جدید انیمیشن دیزنی «Zootopia 2» است. او به همراه اد شیرن و بلیک اسلاتکین، آهنگ اصلی زبان انگلیسی با عنوان «Zoo» را اجرا و همنویسندگی کرد. در ویدیو، موجودی شاخدار، شاید گنو یا غزال، بهسبک شکیرا لباسپوشی کرده و میخواند: «ما وحشی هستیم و نمیتوانیم مهار شویم/ ما زمین را به یک باغوحش تبدیل میکنیم‑ اوو‑ اوو‑ اوو».
در حال حاضر واضح نیست که چگونه یا چه زمانی میتوانید بلیتهای دو تاریخ دسامبر Hard Rock Live را خریداری کنید، اما کارتاعتبار خود را در دسترس داشته باشید، زیرا اگر تعداد زیادی از هواداران شکیرا بتوانند استادیوم را بهکامل فروش برسانند، بلیتهای این مکان کوچکتر نیز به سرعت تمام میشود.
شکیرا. ساعت ۸ عصر شنبه، ۲۷ دسامبر، یکشنبه، ۲۸ دسامبر و دوشنبه، ۲۹ دسامبر در Hard Rock Live، ۱ Seminole Way، Hollywood؛ ۹۵۴-۷۹۷-۵۵۳۱؛ myhrl.com.
این وبسایت از یک سرویس امنیتی برای محافظت خود در برابر حملات آنلاین استفاده میکند. ما مرورگر شما را بررسی میکنیم تا اتصال امنی برقرار کنیم و شما را ایمن نگه داریم.
جسی باکلی نقش آگنس و جو آلوین نقش بارتولومئو را در فیلم HAMNET به کارگردانی کلوی زائو، محصول Focus Features ایفا میکنند. (Agata Grzybowska)
نوشته توسط هانتر وی نوریس
PHOENIX (AZFamily) — هشداری دربارهٔ اسپویلرهای پیشرو برای هَمنت. فقط بگویم اگر میخواهید یکی از بهترین فیلمهای سال ۲۰۲۵ را ببینید، این فیلم را از دست ندهید.
خلاصه
هَمنت زندگی زناشویی نمایشنامهنویس ویلیام شکسپیر (پول مسکال) و همسرش آگنس (جسی باکلی) را به تصویر میکشد. پس از مرگ پسر جوانشان هَمنت (جاکوبی جیوپ)، آگنس و ویلیام به شیوههای مختلفی غمنوش میشوند که باعث میشود آنها از نظر عاطفی از یکدیگر فاصله بگیرند و این امر الهامبخش ویلیام برای نوشتن نمایشنامهٔ هملت میشود.
نظرات من
چه در مدرسه از خواندن آثار او خسته شده باشید و چه نه، ویلیام شکسپیر یکی از بزرگترین نویسندگان تمامعصر است. این واقعیت که هنوز پس از قرنها به اجرا، اقتباس و بحث دربارهٔ آثار او میپردازیم، گواهی کافی بر تواناییهای اوست. آنچه آثار او را قادر میسازد تا از نسلها و رسانههای هنری عبور کند، این است که داستانها، شخصیتها و تمهایش جهانی و بیزمان هستند. بررسی وضعیت انسان از طریق تراژدی و کمدی تئاتری، این داستانها را قادر ساخت تا آزمون زمان را بگذرانند.
قبل از آنکه نظریهپردازان توطئهای ادبی به من حمله کنند تا درباره این که شکسپیر واقعاً این همه چیز را ننوشته یا وجود نداشته یا … حرف بزنند، باید بگویم که من در این باره بهصورت علمی زیاد تسلط ندارم. آشنایی من با شکسپیر صرفاً به کلاسهای دبیرستان و اقتباسات سینمایی مختلفی که در طول سالها دیدهام محدود میشود. از برخی آثار او لذت بردم (مکبث مورد علاقهام است) اما خودم را طرفدار صریح نمیدانم. آنچه که من طرفدار آن هستم، فیلمهای عالی است و هَمنت یکی از بزرگترین فیلمهایی است که تا به امروز در زندگیام دیدهام.
چلو زائو به اوج بازگشت
هَمنت نباید تعجب کرد که اینقدر عالی باشد، چرا که توسط کلوی زائو نوشته و کارگردانی شده است. او در مراسم اسکار 93ام در سال 2021 برای فیلم نومادلند جایزهٔ بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را به دست آورد و این موفقیت او را بهعنوان یک فیلمساز مستقل برجسته پس از دو اثر کمبودجهٔ اولیهاش، آهنگهای که برادرم به من آموخت و سوار تثبیت کرد. بهعنوان یک مهاجر چینی که بهطور اختصاصی داستانهایی دربارهٔ مرزهای روستایی آمریکا روایت میکند، صدای کارگردانی قدرتمندی با دیدگاهی منحصربهفرد بهدست آورد.
همانطور که برای بسیاری از فیلمسازان مستقل امروز اتفاق میافتد، پس از آنکه زائو سر و صدا کرد، دیزنی به او دسترسی داد تا یکی از پروژههای خود در دنیای سینمایی مارول را بهعنوان کارگردان هدایت کند. او ابتدا در مسابقه کارگردانی بلک ویدو حضور داشت، اما بهجای آن با ارائهٔ طرح خود برای ابدیها نظر کوین فیگی، سرپرست دنیای سینمایی مارول، را جلب کرد. فیلم ابدیها بهعنوان یکی از جسورانهترین فیلمهای دنیای سینمایی مارول شناخته شد، اما در نهایت بسیار ضعیف بود. من صددرصد مسئولیت این عدم موفقیت را به زائو نمیسپارم و صریحاً حتی آن را یک فیلم واقعی در کارنامهٔ او نمیدانم.
پذیرش ضعیف ابدیها و برخی افراد که فکر میکردند نومادلند خستهکننده است و “بخوراندن اسکار” (اصطلاحی که من دوست ندارم) باعث شد بهنظر برسد زائو بهناحق توسط مخاطبان کنار گذاشته شده است. خوشبختانه همچنان فیلمسازانی مانند استیون اسپیلبرگ و سام مندس حضور دارند که هنر فیلمسازی را ارج مینهند، و بهعنوان تهیهکنندگان هَمنت، هر دو میدانستند کلوی زائو بهترین گزینه برای اقتباس رمان 2020 مگی اوفارل برای پردهٔ بزرگ است.
اگرچه زائو از فیلمسازان افسانهای و کیف پولهای پر رونق آنها حمایت مالی این پروژه را داشته، اما هَمنت کاملاً اثر اوست. در حالی که او از محیط مدرن و روستایی آمریکا به سرزمینهای کشاورزی انگلستان قرن ۱۶ام منتقل شده، همچنان در حوزهٔ درام و شخصیتمحور خود راحت است که به او امکان میدهد داستانهای صادقانه را از طریق لنزی زیبا و حساس به تصویر بکشد.
صحنهسازی سینمایی
هَمنت ابتدا این احساس را میدهد که فیلمی بیوپیک از ویلیام و آگنس شکسپیر (نکته جالب: نام واقعی او آنه هاتهوی) باشد که زندگیشان را در زمان صعود ویلیام به شهرت روایت میکند. ما روزی را میبینیم که آنها ملاقات میکنند؛ ویلیام به آگنس دل میبازد و بهسرعت عاشق میشوند، و آگنس باردار اولین فرزندشان سوزانا (بودی ریه بریثناچ) میشود. خانوادهٔ آگنس او را تبعید میکند و خانواده شکسپیر او را میپذیرند و بهسرعت پس از آن ازدواج میکنند.
دوازده سال اول زندگی مشترک ویلیام و آگنس از طریق کارگردانی، نگارش و تدوین مؤثر به تصویر کشیده میشود. زائو فقط بر لحظات مهم رابطه آنها تمرکز میکند و با زبان و نشانههای بصری بهدقت مکان و زمان وقوع در زندگی این شخصیتها را نشان میدهد. در یک صحنه، آگنس باردار سوزانا است؛ در صحنهٔ بعد سوزانا متولد میشود؛ سپس به کودکدختری که در حال رشد است و آگنس با شکمی باردار جدید که دوقلوهای هَمنت و جودیت را درآورده، برش میخورد.
داستانسرایی بصری ماهر در هَمنت همیشه بهظهر میآید؛ زائو بهطور کامل به مخاطب اعتماد میکند. او این اتفاقات را در زندگی خانواده شکسپیر بهصورت نمایشی شبیه به یک نمایشنامه صحنهساز میکند، با فضاهای ساده و برداشتهای طولانی و گسترده. او و همدستیار تدویناش، افونسو گونسالویز، فیلم را گویی روی صحنه نمایش است تدوین میکنند و با استفاده از بریدگیهای تند یا محو شدن بهسیا̀ه برای نشان دادن تغییرات صحنه بهره میگیرند.
زائو هرگز غرایز سینمایی خود را فراموش نمیکند؛ همیشه زمان مناسب برای نزدیککردن دوربین و ضبط نکات ظریف بازیگران که اجراهای استادانهای ارائه میدهند، میداند. ترکیبهای تصویری زائو و نورپردازی خیرهکنندهٔ Łukasz Żal در هَمنت جوی ملانتیک و سرکوبگر به فیلم میبخشد که بهخوبی زندان ذهنی شخصیتها را نشان میدهد. نور طبیعی و منابع آتش مانند شمعها و شومینهها احساس گرمایی را که از پشت صفحه به مخاطب میرسد، القا میکند.
تراژدی و کمدی
بهاندازهٔ اینکه هَمنت دربارهٔ عشق است، در عین حال دربارهٔ دلشکستگی نیز میباشد. نمیتوان یکی را بدون دیگری داشت و طبیعتاً تراژدی نهایی اگر پیشزمینهٔ خوشگذران نباشد، تأثیر کمتری دارد. بهجز مشکلاتی که مردم آن زمان معمولاً با آن مواجه بودند، زندگیشان در کل نسبتاً خوب بهنظر میرسید. زائو حتی طنز واقعیتری را به داستان میافزاید. ویلیام و آگنس خانوادهای سالم دارند و همه چیز با پیشرفت فزایندهٔ وی بهعنوان نمایشنامهنویس در لندن، بهنظر میرسد در مسیر صعود است. او قادر است امکانات بیشتری فراهم کند و آنها را به خانههای بهتری منتقل کند، اما خوشیها نمیتوانند برای همیشه ادامه یابند.
تمام اطلاعاتی که قبل از دیدن هَمنت داشتهام این بود که فیلم دربارهٔ مرگ پسر شکسپیر است که او را برانگیخت تا نمایشنامهٔ هملت را بنویسد. بنابراین منتظر لحظهٔ سقوط „کفش“ بودم و چون از سن دقیق مرگ هَمنت آگاه نبودم، تصور میکردم این لحظه زمانی است که آگنس او و جودیت را به دنیا میآورد. اما در واقع هَمنت بدون عوارض به دنیا میآید و جودیت که در ابتدا بهنظر میرسد ممی است، پس از محبت خالص مادرش نجات مییابد.
حتی اگر این صحنه بهگونهای خوشنتیجه باشد که هَمنت و جودیت دو نوزاد سالم باشند، همه چیز پیش از آن بهطرز دردناکی سرایت میکند. فریادهای وحشیانهٔ جسی باکلی هنگام زایمان، برای بیننده اضطرابآور است، همانگونه که او جودیت را زنده میکند، احساس یأس خالص و تسکین واضحی را بهوجود میآورد. همه اینها بهقدری واقعی است که ذهن شما میخواهد واکنش «جنگ یا گریز» نشان دهد و حس میکنید در حال تماشا کردن اتفاقی هستید که نباید ببینید.
ما فرصتی مییابیم تا کمی زمان را با هَمنت و جودیت (اولیویا لاینز) در کودکیشان سپری کنیم پیش از اینکه همهچیز بهسختی فرو بریزد؛ این لحظات بالاترین اوجهایی است که داستان تا انتها میتواند ارائه دهد. جاکوبی جیوپ و اولیویا لاینز هر دو با شیمی طبیعی خواهر و برادر دوقلو، حضور میدارند که صحنه ابتلا به طاعون را حتی دردناکتر میکند. مهم نیست فقط مرگ هَمنت، بلکه نحوهٔ مرگ او که فکر میکند برای خواهر دوقلوش فداکاری میکند، نیز جنبهٔ تراژیک دیگری دارد.
شکسپیر در غم
وقتی هَمنت در آغوش آگنس میمیرد، او فریاد اولیهٔ دردناک و پر از غم میزند که از آن شبنامهها ساخته میشود. ویلیام هنگام اولین باری که بدن هَمنت را میبیند، واکنش محتاطانهای دارد و نمیداند چگونه تمام این را پردازش کند. این همان لحظهای است که جسی باکلی و پل مسکال فرصتی برای نمایش استعدادی بزرگ خود دارند.
جسی باکلی تنها بهترین اجرا در حرفهٔ خود را ارائه نمیدهد، بلکه اجرایی برای تمام عمر است؛ اجرایی که در تاریخ سینما بهخاطر خواهد ماند. او تمام طیف احساساتی را که میتوانید تصور کنید، بهعنوان آگنس از مراحل غم عبور میکند، بهطور بینظیری به تصویر میکشد.
پل مسکال در نیمهٔ دوم روایت نقش پسزمینه بیشتری ایفا میکند؛ زمانی که بیشتر در لندن بهسراغ هملت مشغول است. او بهگونهای بهنظر میرسد که میخواهد از درد خالص در چشمانش بهسختی فرو بریزد، وجود خود را میاندیشد و حتی به خودکشی میاندیشد. بیتردید، «بودن یا نبودن» است.
ویلیام هَمنت را در یک برزخی تصور میکند که بهصورت صحنهای با پردههای ساختهشده و تنها یک درب که به تاریکی مطلق میبرد، نمایش داده میشود. جاکوبی جیوپ در این صحنهها دلسوز است، چون کودکی ترسیده و کاملاً تنهاست و بهنظر میرسد هنوز نمیفهمد که جان خود را از دست داده است. این تفکر هولناک برای هر والدینی است که پس از یک تراژدی چنین چیزی را تصور میکند.
سوگ کردن یا نه
با اولین سه فیلم خود، زائو توانست اجراهای فوقالعادهای از بازیگرانش بهدست آورد، بسیاری از آنها پیش از این بهطور جدی بازیگری نکرده بودند. نومادلند با بازی فرانس مَکدورمَند و دیوید استراتیرن نیز همراه بود اما علاوه بر آن شامل دهها فرد واقعی مسافرهای ون بود که تقریباً خودشان نقش خود را ایفا میکردند. فرانس مَکدورمَند برای نومادلند اسکار دریافت کرد، اما بیایید واقعیت را بپذیریم، او همیشه برتر است، ولی این نشان داد که زائو توانست اجراهای عالی از هر کسی که جلوی دوربین میایستد استخراج کند، چه تجربهدار باشد چه نه.
آگاه که آگنس شخصیت اصلی است و همه چیز از دید او روایت میشود، ویلیام بهنظر میرسد تنها یک همسر فاصلهدار است که نمیخواهد دردهای همسرش را تحمل کند. او بهطور مداوم در کار خود غرق میشود و بیشتر وقتش را در لندن، دور از آگنس و خانوادهاش میگذراند. هرگاه آگنس سعی میکند او را به گفتوگو دعوت کند، او بیشتر عقبنشینی میکند و بهنظر سخطآمیزتر میشود.
هرکس روش خاص خود را برای سوگواری دارد؛ اعتبار چگونگی مدیریت این غم بحثی کاملاً جداگانه است، اما حقیقت این است که غمگذاری یک اندازهگیری یکسان نیست. زائو نمیتوانست این را بهتر از صحنهٔ آخر فیلم نشان دهد، زمانی که آگنس اجرای اولین نمایش هملت را مشاهده میکند. او تماشا میکند که نمایش بهطور اساسی داستان تراژیک پسر خودش را بازگو میکند و در نهایت میفهمد: ویلیام تمام این مدت در حال غمگساریدن است.
برادر بزرگتر جاکوبی جیوپ، نوآ جیوپ، در اجرای نمایش در انتهای فیلم نقش هملت را به عهده میگیرد؛ این انتخاب بازیگری نابغهآمیز است. برای آگنس، دیدن مردی که دقیقاً شبیه پسرش شده است، نه تنها مرزهای واقعیت و تخیل را درهم میریزد، بلکه بهصورت غیرمستقیم او را قادر میسازد تا پسرش را دوباره زنده ببیند. این نشان میدهد که اگرچه هیچچیز نمیتواند قلب کسی را پس از از دست دادن فرزند بهطور کامل درمان کند، شاید هنر بهترین دارو باشد که میتوان یافت.
قلب خود را باز نگه دارید
بسیاری از مردم دیالوگهای شعری شکسپیر را خستهکننده میدانند، بهویژه وقتی
اریوو با اجرای آهنگ «Feeling Good» اثر نینا سیمون، مراسم را افتتاح کرد
تامی مکآردل، هدی فیلیپس
سینتیا اریوو در رژه شكرگزاری ماسی – NBC
نکات مهم
سینتیا اریوو رژه شكرگزاری ماسی ۲۰۲۵ را در روز پنجشنبه، ۲۷ نوامبر آغاز کرد
اجرای اریوو در رژه، ۱۰ روز پس از این بود که به دلیل از دست دادن صدا، از اکثر مصاحبهها در پیشنمایش Wicked: For Good نیویورک صرفنظر کرد
او آهنگ «Feeling Good» اثر نینا سیمون را بههمراه اسکاتینگ (آواز بیکلام) اجرا کرد
الفابا خود نیز برای افتتاح رژه شكرگزاری ماسی ۲۰۲۵ حضور دارد.
Wicked: For Good؛ ستاره سینتیا اریوو روز پنجشنبه، ۲۷ نوامبر، در شهر نیویورک ظاهر شد تا با افتتاح رژه، روز شكرگزاری را جشن بگیرد. این بازیگر و خواننده برنده جوایز تونی و گرمی، هنگام آغاز رژه، آهنگ «Feeling Good» اثر نینا سیمون را (به همراه اسکاتینگ) اجرا کرد؛ این اتفاق ده روز پس از از دست دادن صدا و بهدلیل آن، در پریمیر Wicked: For Good نیویورک از اکثر مصاحبههای مطبوعاتی خودداری کرد.
اریوو تنها با یک پیانوی همراه اجرا کرد. او پوشاکی یکدست رنگ سرمهای، مناسب برای تعطیلات پاییزی، به تن داشت. کت بلند سرمهایاش با کلاهی که بر سر داشت، هماهنگ بود و هنگام آواز خواندن، جواهرات فراوانی بر تن کرده بود.
سینتیا اریوو در رژه شكرگزاری ماسی – NBC
پس از اجرا، اریوو با هدا کتب و سافانا گاتری گفتوگو کرد تا درباره Wicked: For Good و کتاب تازهاش Simply More: کتابی برای هر کسی که به او گفتهاند بیش از حد است صحبت کند. او همچنین برنامههای شكرگزاری خود را بهصورت طعنهآمیز فاش کرد (هشدار اسپویلر: او در حال استراحت است).
استودیو یونیورسال پیش از نمایش نخستین Wicked در نیویورک در ۱۷ نوامبر، اعلام کرد که اریوو صدا را از دست داده است؛ همبازی او آرایانا گرانده نیز در همبستگی با اریوو، از اکثر مصاحبههای مطبوعاتی در این رویداد خودداری کرد، زیرا قبلاً بیشتر مصاحبههای خود را برای ترویج دوقسمتی Wicked با اریوو انجام میداد. هر دو زن در قرقرهٔ قرمز (red carpet) برای عکاسی حضور یافتند و بهطور مختصر در یک لایواستریم برگزار شده در پریمیر شرکت کردند.
هنگامی که اریوو بهتنهایی در برنامه The Tonight Show برای ترویج فیلم، چهارشنبه، ۱۹ نوامبر، ظاهر شد، هنوز با صدای آرامی صحبت میکرد. او در همان مصاحبه گفت: «او هنوز در دسترس نیست، اما حضور دارد». سپس افزود: «او کمی جذاب است».
اریوو جز ۲۸ موزیسین و خوانندهای است که در رژه شكرگزاری روز شكرگزاری حضور دارند، از جمله بستا ریمز، کالم اسکات، کریستوفر جکسون، کولبی کایلات، سیرا، لینای ویلسون، تیانا تیلور و دیگران.
Wicked: For Good هماکنون در سینماها به نمایش گذاشته شده است.
موسیقیدان آرژانتینی این برنامه را به یک شب پر از سرور و آوازخوانی جمعی تبدیل کرد و هواداران را با شبی احساسی از کلاسیکهای راک لاتین به هم پیوند داد.
آیکون آرژانتینی شبی فراهم کرد که به اندازه یک اعتراف صمیمی در اتاق نشیمن نزدیک بود و همانند سرودی انفجاری در یک آرنا، پرانرژی بود.
عکس: @LantzMartin
فیتو پائز شب پنجشنبه، Hard Rock Live در Seminole Hard Rock Hollywood را به کلیسایی از نوستالژی، راک پیانو و احساس Albiceleste تبدیل کرد؛ کنسرت دو ساعتهای گسترده اجرا کرد که برای میامی دلیل ماندگاری او به عنوان یکی از دوستداشتنیترین و ماندگارترین چهرههای موسیقی آمریکای لاتین را یادآور شد. پس از یک اجرا با فروش کامل در YouTube Theatre لسآنجلس و در مسیر به Kings Theatre نیویورک — که در آنجا دو جایزه گرمی لاتین اخیر خود و نامزدی برای گرمی ۲۰۲۶ را جشن خواهد گرفت — این نماد آرژانتینی شبی فراهم کرد که به اندازه یک اعتراف صمیمی در اتاق نشیمن نزدیک بود و همانند سرودی انفجاری در آرنا پرشور بود.
آنچه این شب را بهویژه قدرتمند کرد، حس اجتماع بود. مخاطبان ترکیبی پرشور و وفادار از آرژانتینیها، ونزوئلاییها، کلمبیاییها، اروگوئهایها و ساکنان میامی بودند که هر بیت را گویی پائز آن را بهطور شخصی در پاسپورتشان نوشته است، خواندند. پرچمها میلرزیدند، زوجها در آغوش گرفتند گویی زمان برای آنها متوقف شده بود و ردیفهای کامل سالن را به یک گروه همصدای واحد تبدیل کردند.
پائِئز برنامه را با نیروی احساسی یک فینالِ بزرگترین هیتها آغاز کرد؛ با «El amor después del amor» شروع کرد. عکس: @LantzMartin
پائِئز برنامه را با نیروی احساسی یک فینالِ بزرگترین هیتها آغاز کرد، با «El amor después del amor» و فوراً به نسخهای قدیمی و نادرت اجرا شده از «Dos días en la vida» رفت. از همان لحظه، کنسرت بدون از دست دادن سرعت به پرواز در آمد. او به «11 y 6» رفت، سپس «Cuando el circo llega al pueblo»، «Circo Beat»، «Llueve sobre mojado» و «Un vestido y un amor» را اجرا کرد. بخش اول با تنظیمی کلاسیک از «Tráfico por Katmandú»، هدیهای برای هواداران قدیمی، به پایان رسید.
آنچه این شب را بهویژه قدرتمند کرد، حس همبستگی بود. عکس: @LantzMartin
شب در بخشهای مختلف پیش رفت، هر بخش لحن خاص خود را داشت. بخش دوم شامل «Cable a tierra»، «La canción de las bestias» و «La buena estrella» بود؛ این قطعات با عمق و وزن هنرمندی که هر واژهاش را زندگی کرده، ارائه شدند. یک پیشدرآمد کوتاه سازهای ساز، تعویض لباس را نشان داد و سپس پائِئز برای بخش چهارم پرانفجار بازگشت.
این بخش میانی، قلب احساسی و موسیقیای شب بود. «Maldivina y Turbialuz» به نسخهای دردناک از «Tumbas de la gloria» پیش رفت، سپس «Paranoica fierita suite» و «Al lado del camino»؛ آخری یکی از قویترین تشویقهای شب را بهدست آورد. سپس او به مجموعهای از کلاسیکها وارد شد که تقریباً مراسمی شد: «La rueda mágica»، «Brillante sobre el mic», «Ciudad de pobres corazones» و «A rodar mi vida»، که سالن را به یک گروه همصدای بزرگ تبدیل کرد.
بخش پایانی حاکی از جشن بود. عکس: @LantzMartin
بخش پایانی نغمهای از جشن به همراه داشت. پائِئز امید و نور را با «Sale el sol» انتخاب کرد و با «Mariposa tecknicolor» به پایان رساند؛ لحظهای که جمعیت را به اوج سرور برد. مردم بر صندلیها ایستادند، دستها را بلند کردند و کورس را فریاد زدند گویی سرودی از سرزمین مشترکشان بود.
مخاطبان ترکیبی پرشور و وفادار از آرژانتینیها، ونزوئلاییها، کلمبیاییها، اروگوئهایها و ساکنان میامی بودند. عکس: @LantzMartin
اجرای پائِئز ثابت کرد آنچه هواداران دههها میدانند: او صرفاً کنسرت نمیدهد؛ بلکه تجربههای احساسی میآفریند که حس جامعه، شفا و عمق شخصی را به ارمغان میآورند. برای یک شب، میامی به روساریو، بوینوسآیرس، هر جایی که قلبی یکبار شکسته و از طریق ترانههای او دوباره یاد گرفته عشق کند، تبدیل شد.
برای یک شب، میامی به روساریو، بوینوسآیرس، هر مکانی که قلبی یکبار شکسته و از طریق ترانههای او دوباره یاد گرفته عشق کردن تبدیل شد. عکس: @LantzMartin
ایستگاه بعدی او روز یکشنبه، Kings Theatre بروکلین است؛ برخی بلیطهای باقیمانده در وبسایت رسمی او موجود هستند، هرچند پس از شبنشینیای همچون این، تصور میشود که بهزودی تمام شوند.
گلیندا و الفبا همچنان «خیلی خیلی محبوب» در گیشه هستند.
«Wicked: For Good»، بازآفرینی یونیورسال از بخش دوم پدیدهٔ موزیکال، در هفتهٔ افتتاحیه خود با 147 ملیون دلار از ۴٬۱۱۵ سالن آمریکایی مقام یک را کسب کرد. آمار نهایی روز دوشنبه کمی پایینتر از پیشبینی 150 ملیون دلاری روز یکشنبه بود. این فیلم رکوردی برای اقتباسهای برادوی به دست آورد و بازگشایی 2024 «Wicked» را که پیشتر با 112.5 ملیون دلار در همان بازهٔ پیش از عید شکرگزاری معیار را تعیین کرده بود، شکست داد. این فروش بلیتها همچنین بهعنوان دومین بازگشایی بزرگ سال شناخته میشوند؛ تنها «فیلم ماینکرفت» در آوریل (162 ملیون دلار) از آن پیشی گرفته و بازگشایی «لیلو و استیچ» در ماه مه (146 ملیون دلار) کمتر از آن است.
«Wicked: For Good» همچنین 76 ملیون دلار دیگر در گیشههای بینالمللی جمعآوری کرد و مجموع جهانی خود را به 223 ملیون دلار رساند. این رقم بزرگترین آغاز بینالمللی و جهانی برای اقتباس موزیکال صحنهای است و پیشین خود «Wicked» را که در سطح بینالمللی 50.2 ملیون دلار و در مقیاس جهانی 164.2 ملیون دلار کسب کرده بود، پشت سر گذاشت. نسخهٔ دوم مخاطبان خود را در خارج از کشور گسترش داد؛ این امر مهم است زیرا فیلم اول بیش از حد در شمال امریکا جذب مخاطب کرده بود.
محبوب در Variety
«این، فیلمسازی هالیوودی با جذابیت گسترده در بهترین شکل خود است»، گفت دیوید ای. گروس، مدیر شرکت مشاورهای فیلم Franchise Entertainment Research. «تبلیغات کلامی قوی فروش را در طول تعطیلات عید شکرگزاری و تا دسامبر تقویت خواهد کرد. این یک موفقیت بزرگ است.»
اگرچه نیمهٔ دوم «Wicked» نسبت به بخش نخست پرشور نمایش صحنه تاریکتر است، اما 71٪ مخاطبان، که اکثراً زن بودند، همچنان از «For Good» دل بستهاند. این فیلم در نظرسنجی خروجی CinemaScore نمره «A» دریافت کرد که همانند نسخهٔ اول است. به کارگردانی جان م. چو، «Wicked: For Good» بهعنوان پایاننامهای ضروری برای سفر حماسی الفبا و گلیندا در مسیر راه آجری زرد معرفی شده است. این بخش زمانی آغاز میشود که جادوگر و مادام موریبل سعی میکنند تمام اورز را علیه جادوگر جدید غرب (سینثیا ایریوو) بهدست آورند. در همین حال، دوست صمیمی پرانرژی و دوستدار رنگ صورتی الفبا، شخصیت عمومی خود را بهعنوان گلیندا نیک (آریانا گرانده) میپذیرد. همانطور که اقتباس اولیه نشان داد، محبت عمومی نسبت به محصول موزیکال و موسیقی جذاب آن، احتمالاً فروش تکراری را در طول سال تقویت خواهد کرد.
«فیلم نخست زمینه را برای این اتفاق فوقالعاده فراهم کرد»، میگوید جیم اور، رئیس توزیع داخلی یونیورسال. «این آخر هفته برای اکران فیلم مناسب است بهدلیل دوره تعطیلات پیش رو. ما میدانستیم که توانایی پخش دارد و این امتیازهای مخاطبان نشان از دورهٔ طولانی مشابه برای فیلم اول دارد.»
«Wicked: For Good» نقش ارتقاء ضروری برای گیشهها را ایفا میکند؛ که در هفتههای اخیر بهدلیل عدم حضور یک بلاکبال بزرگ، فروشها کاهش داشتهاند. اگرچه دو محصول پیشرو، «Zootopia 2» دیزنی و «Avatar: Fire and Ash» به انتهای سال شاد میآیند، اما انتظار میرود مجموع کل درآمدهای داخلی فقط ۳٪ پیشی از سال ۲۰۲۴ داشته باشد تا نیمهشب شب سال نو. این وضعیت چندان بد نیست، بهجز اینکه درآمدهای سال گذشته تقریباً ۲۴٪ کمتر از دورههای پیش از همهگیری بودهاند.
«این عملکرد فراتر از انتظار «Wicked: For Good» مسیر بسیار قویای برای صنعت فراهم میکند»، میگوید پل درگارابدیان، سرپرست روندهای بازار در Comscore. ««Wicked: For Good» جنبش لازم را به بازار تز injection میکند و این جریان تا انتهای تعطیلات ادامه خواهد یافت.»
همانطور که «Wicked: For Good» بر گیشه داخلی سایه افکنده بود، دو فیلم جدید دیگر، «Sisu: Road to Revenge» اکشنتریلر خونین با رتبه R از سونی و «Rental Family» درامکمدی سِرچلایت، در اکرانهای خود بهظاهر کمرنگ ظاهر شدند.
«Rental Family»، با بازی برندان فریزر بهعنوان یک بازیگر تنها و در تلاش برای ایفای نقشهای جانشین برای افراد غریبه در ژاپن، در مقام پنجم با ۳٫۳ ملیون دلار از ۱۹۲۵ سینما به اکران رسید. نقدها و امتیازهای مخاطبان قوی هستند (۸۶٪ در Rotten Tomatoes و نمره «A» در CinemaScore)، که میتواند به فیلم کمک کند تا در طول تعطیلات بقا داشته باشد.
«Sisu 2» در رتبه ششم با ۲٫۶ ملیون دلار از ۲٬۲۲۲ سالن بهدست آمد، که هنوز کمتر از پیشبینیهای حدود ۳ ملیون دلاری بود. این فروش بلیتها نسبت به نسخهٔ قبلی، «Sisu» ۲۰۲۲، که با ۳٫۳ ملیون دلار آغاز شد و به ۷ ملیون دلار در ایالات متحده و ۱۴ ملیون دلار در سراسر جهان رسید، کمتر است.
عنوانهای باقیمانده، شامل «Now You See Me: Now You Don’t»، «Predator: Badlands» و «The Running Man»، در پنجگانهٔ بهترینها حضور داشتند.
مکان دوم به «Now You See Me 3» تعلق گرفت که در دومین هفته اکران خود ۹٫۱ ملیون دلار افزود، که نسبت به اکران اولیه ۵۶٪ کاهش داشت. این ماجراجویی توهمسازانهٔ Lionsgate جمعآوری ۳۶٫۸ ملیون دلار در داخلکشور کرده است. فیلمی که هزینهٔ تولید آن ۹۰ ملیون دلار بود، در خارج از کشور با ۱۰۹ ملیون دلار فروش کرد و مجموع جهانی 146 ملیون دلار را بهدست آورد. نسخهٔ چهارم این سری در حال آمادهسازی است.
«Predator: Badlands» در رتبهٔ سوم با ۶٫۵ ملیون دلار در سومین هفتهٔ اکران خود قرار گرفت، در حالی که «The Running Man» در رتبهٔ چهارم با ۶٫۱ ملیون دلار در دومین هفتهٔ اکران خود عقبنشینی کرد. هر دو فیلم بودجهٔ بزرگی دارند که بازپرداخت آنها دشوار است، زیرا صاحبین سینما نیمی از فروش بلیتها را بهدست میآورند. «Badlands»، که هزینهٔ تولید آن ۱۰۵ ملیون دلار بود، ۷۶ ملیون دلار در داخلکشور و ۱۵۹٫۶ ملیون دلار در سطح جهان کسب کرده است. «The Running Man»، که قیمتگذاری آن ۱۱۰ ملیون دلار است، تنها ۲۷ ملیون دلار در شمالامریکا و ۴۸٫۳ ملیون دلار در سراسر جهان به دست آورده است. بهتر است بهدویدن ادامه بده، مرد.
این سایت از سرویس امنیتی برای محافظت در برابر حملات اینترنتی استفاده میکند. ما مرورگر شما را بررسی میکنیم تا اتصال ایمن برقرار شود و شما را در امان نگه داریم.
به نظر میرسد گلیندا و الفابا همچنان در گیشه «بسیار بسیار محبوب» هستند.
«شرور: برای همیشه»، محصول یونیورسال که پرده دوم این موزیکال پرطرفدار را روایت میکند، در آخر هفته افتتاحیهاش با فروش ۱۵۰ میلیون دلاری در ۴٬۱۱۵ سینمای آمریکای شمالی، رتبه اول گیشه را به خود اختصاص داد. این فیلم رکورد اقتباسهای برادوی را شکست و از افتتاحیه فیلم «شرور» (۲۰۲۴) که با فروش ۱۱۲.۵ میلیون دلاری در همین بازه زمانی پیش از عید شکرگزاری رکورددار بود، پیشی گرفت. این میزان فروش همچنین پس از «فیلم ماینکرفت» (۱۶۲ میلیون دلار) در ماه آوریل و بالاتر از بازسازی «لیلو و استیچ» (۱۴۶ میلیون دلار) در ماه مه، به عنوان دومین افتتاحیه بزرگ سال رتبهبندی میشود.
«شرور: برای همیشه» ۷۶ میلیون دلار دیگر نیز در گیشه بینالمللی به دست آورد و مجموع فروش جهانی خود را به ۲۲۶ میلیون دلار رساند. این فیلم بزرگترین افتتاحیه جهانی و بینالمللی را برای یک اقتباس موزیکال صحنهای رقم زد و از قسمت قبلی خود، «شرور»، که با ۵۰.۲ میلیون دلار در سطح بینالمللی و ۱۶۴.۲ میلیون دلار در سطح جهانی کار خود را آغاز کرده بود، سبقت گرفت. قسمت دوم توانست مخاطبان بیشتری در خارج از آمریکای شمالی جذب کند که این امر بسیار مهم است، زیرا فروش قسمت اول بیشتر متکی به بازار داخلی بود.
دیوید اِی. گراس، مدیر شرکت مشاوره سینمایی «فرنچایز اینترتینمنت ریسرچ» میگوید: «این فیلم نمونهای عالی از فیلمسازی هالیوودی با جذابیت گسترده است. تبلیغات دهانبهدهان مثبت، فروش فیلم را در طول تعطیلات شکرگزاری و تا ماه دسامبر تضمین خواهد کرد. این یک موفقیت بزرگ است.»
اگرچه نیمه دوم «شرور» بسیار تاریکتر از پرده اول پر زرقوبرق این نمایش است، اما مخاطبان که ۷۱ درصد آنها را زنان تشکیل میدادند، همچنان شیفته «برای همیشه» شدند. این فیلم در نظرسنجیهای سینمااسکور، مانند قسمت اول، امتیاز «A» را از تماشاگران دریافت کرد. «شرور: برای همیشه» به کارگردانی جان ام. چو، به عنوان پایانبندی حماسی و دیدنی سفر الفابا و گلیندا در جاده آجری زرد معرفی شده است. داستان این قسمت از جایی آغاز میشود که جادوگر و مادام موریبل تلاش میکنند تا تمام سرزمین آز را علیه «جادوگر شریر غرب» (با بازی سینتیا اریوو) بشورانند. در همین حین، دوست صمیمی و شاداب الفابا، که عاشق رنگ صورتی است، هویت عمومی خود را به عنوان «گلیندای خوب» (با بازی آریانا گرانده) میپذیرد. همانند اقتباس اول، انتظار میرود که محبوبیت این موزیکال و موسیقی متن جذاب آن، باعث تماشای چندباره فیلم توسط مخاطبان در ادامه سال شود.
جیم اور، رئیس توزیع داخلی یونیورسال، میگوید: «فیلم اول زمینه را برای تبدیل شدن این فیلم به یک رویداد خارقالعاده فراهم کرد. این آخر هفته به دلیل نزدیکی به دوره تعطیلات، زمان بسیار خوبی برای اکران یک فیلم است. ما میدانستیم که فیلم پتانسیل فروش طولانیمدت را دارد و امتیازات بالای تماشاگران نیز نشاندهنده مسیری مشابه با فیلم اول است.»
«شرور: برای همیشه» جان تازهای به گیشه بخشیده است که در هفتههای اخیر به دلیل نبود یک فیلم پرفروش بزرگ، دچار رکود شده بود. اگرچه دو اکران آینده، یعنی «زوتوپیا ۲» از دیزنی و «آواتار: آتش و خاکستر»، به پایان خوش سال کمک خواهند کرد، اما انتظار میرود که فروش کلی داخلی تا پایان سال ۲۰۲۵، تنها ۳ درصد بیشتر از سال ۲۰۲۴ باشد. شاید این آمار بد به نظر نرسد، اما باید در نظر داشت که فروش سال گذشته نیز حدود ۲۴ درصد کمتر از دوران پیش از همهگیری کرونا بود.
پل درگارابدیان، رئیس بخش تحلیل بازار در شرکت «کاماسکور» میگوید: «عملکرد فراتر از انتظار «شرور: برای همیشه» زمینهساز یک پایان قدرتمند برای این صنعت خواهد بود. این فیلم انرژی بسیار مورد نیازی را به بازار تزریق میکند و این روند تا پایان تعطیلات ادامه خواهد داشت.»
در حالی که «شرور: برای همیشه» بر گیشه داخلی سایه افکنده بود، دو اکران جدید دیگر، یعنی تریلر اکشن خونین و درجه R سونی با نام «سیسو: جاده انتقام» و کمدی-درام «خانواده اجارهای» از سرچلایت، در افتتاحیه خود عملکرد ضعیفی داشتند.
«خانواده اجارهای» با بازی برندن فریزر در نقش یک بازیگر تنها و در حال تقلا که شغل نه چندان جذابی را برای ایفای نقشهای جایگزین برای غریبهها در ژاپن به دست میآورد، با فروش ۳.۳ میلیون دلاری از ۱٬۹۲۵ سینما در رتبه پنجم قرار گرفت. نقدهای مثبت و امتیازات بالای تماشاگران (۸۶ درصد در راتن تومیتوز و امتیاز «A» در سینمااسکور) میتواند به ماندگاری این فیلم در طول فصل تعطیلات کمک کند.
«سیسو ۲» با فروش ۲.۶ میلیون دلاری از ۲٬۲۲۲ سینما، پایینتر از پیشبینیهای ضعیف ۳ میلیون دلاری، در رتبه ششم قرار گرفت. این میزان فروش از قسمت قبلی، «سیسو» محصول ۲۰۲۲، که با ۳.۳ میلیون دلار افتتاح شد و در نهایت به ۷ میلیون دلار در گیشه داخلی و ۱۴ میلیون دلار در سطح جهانی رسید، کمتر است.
فیلمهای قدیمیتر از جمله «حالا مرا میبینی: حالا نمیبینی»، «غارتگر: بدلندز» و «مرد فراری» پنج رتبه برتر جدول را تکمیل کردند.
رتبه دوم به «حالا مرا میبینی ۳» رسید که در دومین آخر هفته اکران خود با افت ۵۶ درصدی، ۹.۱ میلیون دلار به فروش خود اضافه کرد. این فیلم ماجراجویانه و شعبدهبازی محصول لاینزگیت، مجموع فروش داخلی خود را به ۳۶.۸ میلیون دلار رسانده است. این فیلم که با بودجه ۹۰ میلیون دلاری ساخته شده، در بازارهای بینالمللی با فروش ۱۰۹ میلیون دلاری بسیار موفقتر بوده و مجموع فروش جهانی خود را به ۱۴۶ میلیون دلار رسانده است. ساخت قسمت چهارم آن نیز از هماکنون در دستور کار قرار دارد.
«غارتگر: بدلندز» با فروش ۶.۵ میلیون دلاری در سومین آخر هفته اکرانش در جایگاه سوم قرار گرفت، در حالی که «مرد فراری» با فروش ۶.۱ میلیون دلاری در دومین هفته نمایش خود، با فاصله کمی در رتبه چهارم ایستاد. هر دو فیلم، پروژههایی پرهزینه هستند که برای بازگرداندن بودجه خود با چالش مواجه خواهند شد، زیرا سینماداران نیمی از فروش بلیت را برای خود برمیدارند. «بدلندز» که با بودجه ۱۰۵ میلیون دلاری ساخته شده، ۷۶ میلیون دلار در داخل و ۱۵۹.۶ میلیون دلار در سراسر جهان فروش داشته است. «مرد فراری» نیز که برچسب قیمت ۱۱۰ میلیون دلاری دارد، تنها ۲۷ میلیون دلار در آمریکای شمالی و ۴۸.۳ میلیون دلار در سراسر جهان فروخته است. به نظر میرسد این مرد باید به فرار کردن ادامه دهد.
این وبسایت از سرویس امنیتی استفاده میکند تا خود را در برابر حملات آنلاین محافظت کند. ما مرورگر شما را بررسی میکنیم تا اتصال امنی برقرار کنیم و شما را ایمن نگه داریم.