بازیگر سِلینا جایتلی دادخواست خشونت خانگی علیه شوهرش، پیتر هاگ، را به دلیل سوءاستفاده عاطفی و لفظی، خشونت بدنی و کنترل مالی ثبت کرده است. مهمترین دغدغه او حق سرپرستی فرزندانشان است؛ بهطوریکه دادگاه اتریشی برای او یک ساعت دسترسی تلفنی روزانه را اعطا کرده است. جایتلی همچنین ادعا میکند که شوهرش او را منزوی کرده و بر امور مالی و مدارکش کنترل داشته است.

سِلینا جایتلی چند سالی است که از صحنه دور بوده و بسیاری فکر میکردند که این بازیگر، بهدلیل ازدواج خوشبخت و زندگی در خارج از کشور، از بالیوود جدا شده است. اما بهطور شگفتآور، سِلینا اعلام کرد که روز سهشنبه دادخواست خشونت خانگی علیه شوهرش، کارآفرین اتریشی پیتر هاگ، ثبت کرده است. وکیل او توضیح داد که درخواست طلاق شامل سواستفاده عاطفی و لفظی، خشونت بدنی، دستکاری، اجبار و کنترل مالی است. علاوه بر این، سِلینا در چند پروندهٔ دیگر نیز پیگیر است — کمک برای برادرش که بهصورت «غیرقانونی» در امارات بازداشت است، یک دعوی مدنی مربوط به ملک در بمبئی، و روند طلاقی که پیتر در اتریش آغاز کرده است.
با این حال، بزرگترین نبرد او در حال حاضر «حق سرپرستی فرزندانش» است. وکیل سِلینا، نیهاریکا کارانجوالا، به خبرگزاری News18 گفت: «او در پروندهای که در دادگاه اتریش در حال بررسی است، میجنگد. فرزندانش مهمترین اولویت او هستند. ما نیز درخواست حق سرپرستی و دسترسی به آنها را در پروندهٔ داخلی مطرح کردهایم. خوشبختانه، دو روز پیش، دادگاه اتریشی در روند طلاق، برای او دسترسی یک ساعت روزانه به صورت تلفنی فراهم کرده است.»
سِلینا جایتلی ادعا میکند که تنها سه هفته پس از زایمان از خانه بیرون رانده شد؛ اظهارات تکاندهندهای! «او میتواند روزانه با فرزندانش ارتباط برقرار کند. پیش از این، پیتر برای مدتی تماس میان او و فرزندان را قطع کرده بود»، نیهاریکا اضافه میکند.
هنگام پرسیده شد آیا احتمال طلاقگیری وجود داشته است، وکیل روشن کرد: «اگرچه او از وجود خیانت در طول ازدواج اطلاعی ندارد، اما پس از تولد اولین جفت دوقلوها، از خواهر شوهرش شنیده بود که او در زمان آشنایی، خود را مجرد نشان داده بود، در حالی که در واقع در یک رابطهٔ زندگی مشترک با زنی دیگر بود.»
به گفته نیهاریکا، ازدواج از همان ابتدا با مشکلاتی مواجه بوده است. «ازدواج از بدو شروع مورد سوءاستفاده بوده است؛ اما از سال ۲۰۱۷ بهخصوص، سه اتفاق رخ داد که سِلینا را بهسوی افسردگی عمیق سوق داد.» در دوران بارداری دوم برای جفت دوقلوهایش، او پدرش را از دست داد، سپس یکی از نوزادانش بهدلیل دیسپلازی سمت چپ قلب درگذشت، و چند ماه بعد، مادرش نیز بهدلیل یک نوع سرطان پیشرونده درگذشت.
وکیل افزود که مسائل مالی نیز منبع پیوستهای از فشار بوده است. «او از سِلینا خواست تمام کارتهای اعتباری و نقدیاش را به او بدهد تا بهعنوان مسئول مالی عمل کند. او تمام پساندازهای سِلینا را برای تأمین زندگیشان صرف میکرد. سِلینا نمیتوانست دربارهٔ حقوق و دستمزدهای او سؤال کند، چراکه او در این موقعیت خشمگین میشد. وقتی به گفتگو پرداخته شد، سِلینا متوجه شد که او املاک خریداریشده در وین را در سال گذشته بدون اطلاع او فروخته است. او همواره به سِلینا میگفت که پولی نیست و این باعث مشاجره میشد.»
نیهاریکا ادعا میکند که پیتر سالها بدون شغل بوده و سِلینا را متقاعد کرده تا درآمد اجاره ملکش در بمبئی را به حساب شخصی خود منتقل کند. آنها در طول سالها بهموجب شغل پیتر به مکانهای مختلف جابهجا میشدند — ابتدا در بمبئی، سپس در دوبی، بعد در سنگاپور، دوباره به دوبی، و در نهایت به یک روستای کوهستانی و آرام در اتریش که او ادعا میکند سِلینا را منزوی نگه داشته است. «در ابتدا، آنها در خانه سِلینا در بمبئی همزیستی میکردند. سپس به دلیل شغل او به دوبی رفتند. همه برای حمایت از شغل او بهآن مکان منتقل شدند… پس از انجام این سند هدیه، او شغلش را رها کرد و آنها را به یک روستای کوچک آلپ در اتریش منتقل کرد. در آنجا، او سِلینا را بهطور کامل منزوی کرد»، او میگوید.
«در این مرحله، او کسی نداشت. والدینش درگذشتند و فرزندانش هنوز کوچک بودند. او به سختی زبان آنجا را میفهمید. و انجام هر کاری بدون او برایش بسیار دشوار شد»، نیهاریکا افزود.
او افزون بر این فاش کرد: «پیتر تمام مدارک و گذرنامهٔ سِلینا را نزد خود نگه داشته بود. روزی که سِلینا به دنبال مکانی آرام برای گفتوگوی با وکیل خود میگشت، مکانی را یافت که او مدارک را در آن مخفی کرده بود. سپس با کمک یک همسایه، بهسرعت به هند بازگشت و پروندهها را در اینجا به دادگاهها ارجاع داد تا عدالت اجرا شود.»
در طول سالها، به گزارشها، سِلینا بارها به هند بازگشت، اما هر بار پیتر او را متقاعد میکرد تا به اتریش بازگردد. او حتی با یک وکیل اتریشی مشورت کرد تا گزینههای قانونیاش را درک کند. این بار، با این حال، او در دومین هفتهٔ اکتبر به هند سفر کرد و در اوایل نوامبر به تیم کارانجوالا و شرکا مراجعه کرد تا رسماً مبارزهٔ حقوقی را آغاز کند.
دیدگاهتان را بنویسید