در اقتباس صادقانهٔ کتاب ساموئل توسط Angel Studios، نسبت به لباسهای غنی و بهدقت طراحیشده، شخصیتها بافت کمتری نشان میدهند.

اگر تنها چیزی که دربارهٔ داستان شخصیت کتاب مقدس که نامش در عنوان است میدانید یا بهخاطر میآورید این است که او غول عظیمجثی را با یک سنگپرتاب ساده شکست، شاید فیلم «دیوید» برای شما شگفتیهایی داشته باشد — که مهمترین آن این است که پس از این نبرد مشهور و بهنظر میرسد نقطهٔ اوج فیلم، به مدت یک ساعت کامل ادامه مییابد. اما فیلمهای Angel Studios بهطور کلی برای مخاطبانی که فقط بهصورت سطحی با کتاب مقدس آشنا هستند، ساخته نشدهاند و این اثر انیمیشنی براق، بهتر است بر روی بینندگانی باشد که میتوانند پیشبینی کنند که هرچرخش داستانی در پیش است. این گروه جمعیتی قابلتوجهی هستند: فیلمی که آخر هفته گذشته بهصورت گسترده توسط برنت داوز و فیلیپ کانینگهام منتشر شد، در فروش بلیت بهطور چشمگیری عملکرد بالایی داشت و در رتبهٔ دوم پس از «آواتار: آتش و خاکستری» قرار گرفت و بهطرز مناسبی «فیلم اسفنجبابی: جستوجوی شلوارک»، که میتوان آن را بهعنوان رقیبی مشابه «گولیات» در نظر گرفت، شکست داد.
این نتیجه، دقیقاً به هدف میرسد برای داستانی که میآموزد هرگز نباید افراد متواضع و دیندار را وقتی در مقابل ثروتمندان و فسادگران قرار میگیرند، دست کم گرفت. (یا هر توصیف اخلاقی که به اسفنجبابی میخورد.) اما «دیوید» موفقیت خود را با اقتباس از کتاب راهنمای استودیویهای انیمیشن بسیار قدرتمند بهدست میآورد: در تمام جنبهها، از طراحی شخصیتها تا موسیقی اصلی، نشانههای واضحی از دیزنی و دریمورکس — بهویژه اثر مبتنی بر کتاب مقدس «شاهزاده مصر» — مشاهده میشود، که منجر به یک سرگرمی خانوادگی کارآمد میشود، اما بهقدری دقیقساخته شده که احساسبرانگیزی واقعی ندارد. ایمان در «دیوید» به وفور موجود است؛ اما روحیهٔ عمیق کمتر حس میشود.
با چشمهای باز و بزرگمانند پیکسار و مویی که بهصورت پیچوپیچ برنجهای تیره بهدقت آرایش شده، دیوید جوان (بهصدا آوردن براندون انگمن) در اینجا بهعنوان یک شخصیت شجاع و دلیر، در قالب قهرمان کارتونیک معمولی ظاهر میشود. او بهعنوان یک موسیقیدان مشتاق و پسر چوپان سستدست معرفی میشود که بهدقت گلهٔ پدرش را در حومهٔ بیتلحم مراقبت میکند، پیش از آنکه بهسرعت به آهنگ کلیشهای «میخواهم» خود بپردازد؛ اولین آهنگ از چند قطعه شادِ مبتنی بر قالب، اما بهسرعت فراموششدنی، که توسط هنرمند مسیحی برنده جایزه گرمی، جاناس مییرن، ساخته شده است. همانطور که هر قهرمان برافراشت با این موقعیت آرزوهای بزرگتری دارد، اما پس از اینکه شجاعانه گوسفندان خود را از شیر موهبتی نجات داد، به حضور پیامبر ساموئل (برایان استیوال) فراخوانده میشود که این پسر ناباور را بهعنوان شاه آیندهٔ اسرائیل منصوب میکند.
در همینحین، شاه فعلی، ساؤول (آدام مایکل گولد)، که ناامید و خشمزده است، با ردّ خدا مواجه میشود و از طرف پادشاه فیلستینی، آکیس (کمدین بریتانیایی آسییم چادری، که بازگشتی به کلیشههای کمدستِ طنز است) اعلام جنگ میشود. دیوید به دربار ساؤول دعوت میشود تا با نواختن ماهرانهٔ لیرا اضطرابهای شاه را آرام کند، اما این کودک بهزودی یک دارایی نظامی غیرمنتظره میگردد: صحنهٔ مشهور مواجهه با گالیات که در یک مزرعهٔ وسیع از گلهای خرمسرخ بهطوری خیرهکننده به تصویر کشیده شده است؛ زمانی که موجودی بهدشتیی بحجم یخکوهی میخورد، گلبرگها مانند کاغذهای رنگی پاشیده میشوند.
در حدود دقیقهٔ ۵۰، این صحنه نقطهٔ اوج هم روایتگری و هم زیبایی فیلم را نشان میدهد؛ فیلمی که با طول ۱۱۰ دقیقهٔ نسبتاً یکنواخت، ممکن است صبر کودکان کوچکتر را تحتتسلط قرار دهد. هر اتفاقی که پس از آن میافتد؛ چون دیوید به مردی قوی و دلسخت تبدیل میشود (اکنون توسط خواننده‑ترانهسرای مسیحی فیِل ویکهام به صدا درآورده میشود) و نهایتاً بر سر تختی که بهحق متعلق به اوست، ساؤول را به چالش میکشد، بهصورت نسبتاً روالمند پیش میرود. با گسترش بر پایه مینیسریال «دیوید جوان» سال ۲۰۲۳ از Angel Studios، داوز و کانینگهام واضحاً به کتاب ساموئل وفادار میمانند — این ژانر برای آزادی خلاقانهٔ چشمگیری نیست — اما همچنان به قواعد آشنای سفر قهرمانانهٔ هر فیلم هالیوودی پایبندند.
هیچیک از اینها نقطه ضعفی نخواهد بود اگر دیوید شخصیت بیشتری داشته باشد، اما او همچنان یک تکیهگاه کسلکننده و بیروح برای فیلم باقی میماند، که بهدلیل لحن عمومی بیطنز و بیانی نوشتار، محصور است. شخصیتهای جانبی نیز بهطرح مشابهی فاقد ذکاوت یا جزئیات هستند، در حالیکه اجراهای صوتی فیلم (بهجز کاریکاتور عجیب چادری) کافی هستند اما بهویژه متمایز نیستند. بنابراین، چهرههای روی صفحه شاید کمتاثیرترین عنصر از طراحی بصری کلیً چشمگیر فیلم باشند.
با این حال، هرآنچه در اطرافشان قرار دارد بهوضوح تجسم یافته و گاهی حتی الهامبخش است. «دیوید» چیزی جز نمایش شگفتانگیز توانمندیهای فنی خانه انیمیشن افریقای جنوبی، Sunrise Productions، نیست؛ که در اینجا هم در مقیاس بزرگ، در چشماندازهای غبارآلود و زیر آفتاب سوزان اسرائیل باستان، و هم در جزئیات کوچک و انعطافپذیر آتش و آب، به نمایش درآمده است. یک قطعهٔ موسیقی به نام «بافندگی» نه بهخاطر آهنگ، بلکه بهدلیل بهکارگیری بصریاش در کارگاه پر مشغول بافت که زیر کولههای پنبهای رنگپستلی قرار دارد، برجسته میشود. در واقع، منسوجات شاید شگفتی مستمر «دیوید» باشند، زیرا حتی پارچهٔ خاکستری هیسن کت چوپان شخصیت اصلی با بافت و جزئیات ملموسی بازسازی شده است. لذت بردن از این مواد ممکن است تا حدودی با اصول فیلم در تضاد باشد، اما ارج نهادن به جزئیات کوچک خلاف آن نیست.
دیدگاهتان را بنویسید