هِما مالینی درباره ملاقات با مادر دهارمندرا گفت و به یاد آورد که چقدر گرمپذیرانه او را در آغوش گرفت و برکت داد. او افشا کرد که ساتوانت بدون اطلاع هیچیک از اعضای خانواده برایش آمد.

هِما مالینی و ازدواج دهارمندرا غیرمتعارف بود. او پیش از این مردی متأهل با چهار فرزند بود که تصمیم به عقد نکوه با «دختر رویایی» گرفت. اگرچه هِما پیش از ازدواجش با این ستاره، با همسر اول دهارمندرا، پراکاش کور، ملاقات کرده بود، اما پس از ازدواج با دهارمندرا فاصلهای را حفظ کرد و دیگر هرگز او را ندید. هِما بهتنهایی با دو دختر دهارمندرا، اِشا دیول و آحانا دیول، زندگی میکرد و دهارمندرا بهطور منظم از آنها بازدید میکرد. اما تمام اعضای خانواده دهارمندرا از هِما دور نماندند. مادر دهارمندرا، ساتوانت کور، وقتی اولین دخترشان، اِشا، به دنیا آمد، برای ملاقات با هِما آمد.
دهارمندرا در ۲۴ نوامبر پس از مدتی بیماری، درگذشت.
هِما به یاد میآورد که پس از تولد اِشا مادر همسرش را ملاقات کرد
در زندگینامهٔ «هِما مالینی: فراتر از دختر رویا»، نوشتهٔ رام کامال موخرجی، هِما دربارهٔ ملاقات با مادر دهارمندرا صحبت کرد و به یاد آورد که چقدر گرمپذیرانه او را در آغوش گرفت و برکت داد. او افشا کرد که ساتوانت بدون اطلاع هیچیک از اعضای خانواده برایش آمد.
«مادر دهارمجی، ساتوانت کور، به همان اندازه گرم و دلنواز بود. به یاد دارم که پس از بارداری اِشا، یکبار در استودیوی دوبلهای در جوهو برای ملاقات من آمد. او به هیچیک از ساکنان خانه اطلاع نداد. من پای او را لمس کردم، او مرا در آغوش گرفت و گفت: «پسرم، همیشه خوشحال باش». خوشحال شدم که آنها از حضور من راضی بودند.» او نوشت.
پدر دهارمندرا و پدر هِما بههمدیگر مشتدوانی میکردند
نه تنها مادر دهارمندرا، بلکه پدر او، کوئال کیشان سینگ دیول، نیز بهویژه به او علاقهمند بود. هِما به رابطهٔ کوئال با پدرش، وی.اس. رامانوجام چاکراوارثی، و این که پدر دهارمندرا با او مشتدوانی میکرد، اشاره کرد.
«او برای چای به خانهام میآمد تا با پدر یا برادرم ملاقات کند. بهجای دست دادن، بههمدیگر مشتدوانی میکرد و پس از پیروزی میگفت: «شما کره، گھی و لسی بخورید؛ ایدلی و سامبار قدرت نمیدهند». پدرم همراهشان میخندید. او (پدر دهارمندرا) مردی بسیار شاد بود.» هِما به یاد آورد.
هِما درباره عدم ملاقات با همسر اول دهارمندرا
در مورد عدم عبور از مسیر همسر اول دهارمندرا، پراکاش کور، این بازیگر فیلم شُلالی گفت که «نمیخواست کسی را مزاحمت کند». هِما افزود که هرگز با پراکاش صحبت نکرده است، اما او و دخترانش به او احترام میگذارند.
«من خوشحالم با تمام کارهایی که دهارمجی برای من و دخترانم انجام داد. او نقش پدر را ایفا کرد، همانطور که هر پدری میکند. فکر میکنم از این رضایت دارم. امروز من زنی شاغل هستم و موفق شدم کرامت خود را حفظ کنم، زیرا تمام زندگیام را به هنر و فرهنگ اختصاص دادهام. اگر وضعیت حتی اندکی متفاوت بود، امروز نمیتوانستم همانجایگاه خود را داشته باشم.» او نوشت.
«هیچکس اینگونه نمیخواهد باشد»: هِما درباره زندگی جدا از دهارمندرا
اگرچه هِما بیان کرد که «نمیخواهد کسی را مزاحمت کند» و از خانواده دهارمندرا و همسر اولش فاصله میگیرد، او نیز اذعان کرد که ترتیب زندگی او با خانوادهٔ اولش ایدهآل نبوده است.
او گفت: «هیچکس نمیخواهد اینگونه باشد؛ اینهم اتفاق میافتد. بهصورت خودکار، آنچه پیش میآید را باید بپذیریم. در غیر این صورت هیچکس حس نخواهد کرد که میخواهد اینگونه زندگی کند. هر زنی میخواهد شوهر و فرزندی داشته باشد، همانند یک خانوادهٔ عادی. اما در جایی، اوضاع از مسیر خود منحرف شد… من احساس بدی نسبت به این ندارم و نه رنجکشیدهام. من با خودم خوشحالم. دو فرزند دارم و آنها را بهخوبی بزرگ کردهام.»
«کارهایی که هِما انجام داد را نمیکردم»: پراکاش کور درباره ازدواج هِما با همسرش
دهارمندرا در سال ۱۹۵۴، وقتی که ۱۹ ساله بود، با پراکاش کور ازدواج کرد؛ در آن زمان او هنوز ستاره نبود و وارد صنعت سینما نشده بود. پس از تبدیل شدن به بازیگر، وقتی برای اولین بار در صحنهٔ فیلم «تم حسین مین جاوان» (۱۹۷۰) با همستارهاش هِما مالینی ملاقات کرد، به او دلبست.
در سال ۱۹۸۱، در گفتوگویی با «استاردست»، پراکاش کور دربارهٔ ازدواج دوم خود صحبت کرد و حتی همسرش را در برابر برچسب «زنعلاقه» (womaniser) دفاع کرد. او گفت: «چرا فقط همسر من؟ هر مردی میتوانست هِما را برتر از من بداند. چه جرأت دارد کسی همسرم را زنعلاقه صدا کند، در حالی که نیمی از صنعت همین کار را میکند؟»
پراکاش از انتخاب دهارمندرا برای ازدواج دوباره دفاع کرد و بیان کرد که تمام بازیگران مرد رابطههای نامشروع دارند. «همهٔ قهرمانان رابطه دارند و برای بار دوم ازدواج میکنند. او شاید بهترین همسر نباشد، اگرچه برای من بسیار مهربان است، اما قطعاً بهترین پدر است. فرزندانش او را بسیار دوست دارند. او هرگز آنها را نادیده نمیگیرد»، او افزود.
اما پراکاش از اینکه هِما تصمیم بگیرد با دهارمندرا که پیش از این همسر دارد ازدواج کند، تأیید نکرد. او گفت: «میتوانم بفهمم که هِما چه میگذرد؛ او هم باید با جهان، خویشاوندان و دوستانش مواجه شود. اما اگر جای هِما بودم، کاری که او انجام داد را نمیکردم. بهعنوان یک زن، میتوانم احساسات او را درک کنم؛ اما بهعنوان همسر و مادر، این کار را تأیید نمیکنم».
دیدگاهتان را بنویسید