
نمیتوانم جلوی خودم را بگیرم که وقتی دربارهٔ الا مککی با کسی صحبت میکنم، او را شگفتانگیز توصیف کنم، گرچه این هدف من نیست و حتی اگر الا مککی تنها در حس «میتوانید باور کنید که واقعا این اتفاق افتاد؟» شگفتانگیز باشد. برخی چیزها فقط میتوانند با چشم خود مشاهده شوند و اولین فیلم جدید پس از ۱۵ سال از نویسنده‑کارگردان جیمز ال. بروکس، یکی از آنهاست. با اینکه این اثر از دست کسی بهدست آمده که یکی از موفقترین سریالهای تلویزیونی تاریخ را در سیمپسونها همآفرینی کرده و بهخاطر فیلم کلاسیک احساسی عاطفه جایزه بهترین تصویر را برده است، الا مککی حس هنر برونساز دارد — گویی بدون آشنایی با قوانین ساختار روایت یا ضربههای شخصیتی ساخته شده است. هدف این فیلم داشتن لحن کمدی پرسر و شوخی است، اما نه تنها این هدف را از دست میدهد بلکه تمام هدف را نیز از دست میدهد و در جایی میافتد که میپرسید آیا شخصیتها بهتازگی آشکارسازهای مونوکسید کربن خود را بررسی کردهاند یا نه، چون هیچیک از رفتارهایشان شبیه رفتار انسانهای معمولی که با سطح توصیهشدهٔ اکسیژن مینفسند، نیست. الا مککی نمونهٔ برجستهای از سینمای گازریز است؛ به این معنا که یک سادگی نابفکرانه در ویژگیهای بیثباتش وجود دارد که تقریباً دلپذیر است.
به عنوان مثال، در حالیکه بیشتر فیلم دربارهٔ شخصیت اصلی، معاون حاکم ۳۴‑سالهای که توسط اما مککی بازی میشود، است، یک زیرخط داستانی طولانی دربارهٔ برادر کوچکتر الا، کیسی (اسپایک فرن)، وجود دارد که اختلال لحن فیلم را نشان میدهد. کیسی نابغهای تحصیلکرده در MIT است که از زمان پایان رابطهاش با سوزان، زنی که با او در ارتباط بود، به مدت ۱۳ ماه از خانهاش بیرون نرفته است. معلوم میشود که سوزان نه بهطور صریح رابطه را تمام کرده، بلکه نتوانست بلافاصله به درخواست او برای رابطهٔ انحصاری رضایت دهد؛ در این صورت او شمارهاش را تغییر داد تا از رد شدن جلوگیری کند. وقتی الا اشاره میکند که این به معنای این است که کیسی عملاً سوزان را نادیده گرفته، کیسی تصمیم میگیرد با مراجعه به سوزان، سعی در جبران مشکل کند و برای نشان دادن اینکه اضطراب مکانهای باز ندارد، پیاده از یک طرف شهر به طرف دیگر میرود. سوزان (در یک صحنه توسط آیو ادهبری که ظاهری شگفتزده دارد، نقشآفرینی میشود) نه تنها این مرد عرقکرده و دیوانهوار که بیش از یک سال ندیده بود را وقتی سرانجام میرسد به آپارتمانش خوشآمد نمیگوید، بلکه سعی میکند گفتوگویی که او آغاز کرده است، گویی زمان نمیگذرد، هدایت کند. و درست وقتی که من به دوستی نگاه میکردم تا بپرسم آیا این بهسوی سناریوی قتلخودکشی میرود، کیسی برای دومین بار از سوزان میپرسد آیا میخواهد دوستدختر او باشد؛ و او (بدون هشدار) میگوید … بله!
بخشهای متعددی از الا مککی بهگونهای طراحی شدهاند که سبک، شاد و جالب بهنظر برسند، اما در عوض حس بیگانگی میدهند، هرچند تعداد کمی به همان سطوح جذاب عجیب میرسند. برای مثال، این واقعیت که فیلم از پیچیدگیهای گفتاری ناآرامی استفاده میکند تا بهگونهای نامفهوم مکان داستان را که بهوضوح در نیو انگلند (فیلم در رودآیلند تصویربرداری شده) اتفاق میافتد، بدون نام خاصی حفظ کند. یا صحنهای که پس از صعود الای مککی به سمت حاکمیت، وقتی رئیساش بهعنوان وزیر داخلی منصوب میشود، همسر خوشچهره و بیمسئولیتاش، رین (جک لودن)، میخواهد بهعنوان همحاکم غیررسمی اعلام شود؛ این تغییر نقش بهقدری کارتونی است که بهطرز ناخواسته نشان میدهد او از دوران دبیرستان این برنامه را داشته است. سپس نحوهٔ رفتار عمهٔ مهربان و بیادبانهی الای مککی، هلن (جیمی لی کریتیس)، که خواهرزادهاش را با یک دیدار ناگهانمحسوس با پدر خیانتکار که سالها ندیده است، غافل میکند، و کشف اینکه همان پدر، ادی (وودی هارلسون)، تنها سعی دارد روابطش را با فرزندانش ترمیم کند، زیرا زنی که با او در ارتباط است و فقط بهصورت گذرا دیده شده، تهدید میکند که در غیر این صورت او را ترک خواهد کرد.
و این همه بدون اینکه حتی به کومیل ننجیانی بهعنوان پلیس دولتی دلپذیر که جزو تیم امنیتی الای مککی و علاقهمند پشتیبان است، یا بکی آن بیکر بهعنوان مادرزن مکیاولگونهای که صاحب زنجیرهٔ پیتزا است، یا جولی کاونر بهعنوان منشی دلسوز که همچنین به دوربین نگاه میکند و روایت میکند، گویی این صدا پس از فیلمبرداری اضافه شده تا تمام این خطوط داستانی را منظم کند، باشد. الا مککی بزرگترین مشکلی که دارد این است که سعی میکند محتوای یک فصل کامل از یک سریال تلویزیونی را در یک فیلم سینمایی جای دهد، و خطوط داستانی که اگر فضای کافی برای گسترش داشتند میتوانستند منطقی باشند، اما بهجای آن بهصورت علائم عجیب و غیرمنطقی خلاصه شدهاند که شخصیتها تصمیماتی اتخاذ میکنند که نشانگر آسیب مغزی است نه درونمایهٔ عمیق. بروکس مسئول کارهای تعریفکنندهٔ فرهنگ است و حتی اگر از نظر کیفیت خیلی دور باشد، الا مککی گاهی ذهن را به یاد نمایش مری تايلر مور پیشگام در محیط کار و کمدی رمانتیک شیک اخبار پخش میاندازد — بهویژه زمانی که آلبرت بروکس بهعنوان رئیس صعودی الای مککی میآید و بهعنوان تنها بازیگری که بهنظر میرسد درک واضحی از هدف کارگردان دارد، برجسته میشود. بهسادگی یک انسجام پایهای را از دست دادهاست، گویی چیزی اساسی دربارهٔ چگونگی روایت یک داستان فراموش شده است.
جیمز ال. بروکس، که ۸۵ سال دارد، فقط سه فیلم در این هزاره ساخته است، و فیلم قبلیاش، رمان عاشقانهٔ بازیکن حرفهای سافتبال/سوء استفادهٔ شرکتی چطور میدانی، شاید حتی بیشتر گیجکننده باشد. حداقل ایدهٔ متحرک الا مککی واضح است، حتی اگر اجرای آن بهطور ناامیدانهای شل باشد. الا مککی دربارهٔ زنی است که تلاش سختکوشانهاش برای کار واقعی یک سیاستمدار، او را غیرقابل انتخاب میکند چون دیگران او را بسیار زننده میدانند. او شبیه لیزا سیمپسون است، حتی تا این که در اولین جلسهٔ مجلس ایالتی، بهطور تصادفی تمام افراد را ساعاتی در کنار خود محبوس میکند بدون هیچاستراحتی، بهدلیل اشتیاق بیحد و حصر. اما همچنین واضح است که برای بروکس، که تصمیم گرفته فیلماش را بهصورت قطعهٔ دورهای سال ۲۰۰۸ بسازد تا از هر گونه نیاز به اشاره به ترمپ جلوگیری کند، الا مککی بهعنوان داستانی روحانی در قالب فانتزی هیلاری کلینتون عمل میکند، حتی تا حدی که حاکم در حال ترک است — او که صحنه را به الا میسپارد و در کار با جمعیت مشکلی ندارد — به نام بیل است. الا که هیچگاه بیشتر از زمانی که دربارهٔ اجرای سیاستی برای کاهش فقر از طریق جذب شرکتهای خمیردندان بهعنوان حامی آموزش بهداشتی دهان و دندان صحبت میکند، هیجانزده نمیشود، نمایندهٔ یک واقعیت جایگزین است که هرگز وجود نداشته است. او دختری است که هرگز فرصت رهبری نداشته، زنی که با عبور از بارهای مردان ناامیدکنندهٔ زندگیاش برای اجرای ایدهآلهای نو‑لیبرالاش میجنگد. حس سرگیجهای که فیلم نسبت به او دارد، از همه چیزهای دیگر برجستهتر است.
دیدگاهتان را بنویسید