
درام شکسپیر با بازی پل مسکل و جسی باکلی دارای بازیگران درخشان است اما «سودآور» است و فاقد ظرافت است – «قلبها را میکشد و مسیرهای اشک را با بیرحمی مطلق هدف میگیرد».
بدون شک، برای بسیاری از مردم همنت یکی از فیلمهای سال خواهد بود. بههمراه موجی از نقدهای پرستشی، مطمئناً در دهها فهرست «بهترینهای ۲۰۲۵» ظاهر میشود و در هزارها برگهٔ رأی اسکار حضور خواهد یافت. این مسأله اصلاً شگفتانگیز نیست.
این فیلم از رمان شاعرانهٔ مگی اوفرل اقتباس شده است؛ یکی از پرفروشترین و پرستایشپذیرترین کتابهای قرن بیست و یکم. شخصیت کلیدی دیگر پشت صحنه کارگردان و همنویسنده است: چلوئه ژائو (اوفرل نیز بهعنوان همنویسنده مشارکت داشته) که فیلم برنده اسکار Nomadland را ساخته است. در جلوی دوربین، این اثر دو بازیگر جوان و جذاب ایرلندی، جسی باکلی و پل مسکل، را به نمایش میگذارد. و نابغهٔ خلاق دیگر، ویلیام شکسپیر، نیز در این کار حضور دارد. مفهوم رمان و فیلم این است که مرگ تراژیک پسر یازدهسالهٔ شکسپیر – همنت که عنوان فیلم از او گرفته شده – بهعنوان منبع الهام برای نوشتن بزرگترین نمایشنامهٔ زبان انگلیسی، هملت، عمل کرده است. در انگلستان الیزابتی، یک سرفصل ابتدایی به ما اطلاع میدهد که نامهای همنت و هملت میتوانستند بهجای هم استفاده شوند.
اما آیا همنت به وعدهٔ ستارههای درخشانی که پشت آن قرار دارند میرسد؟ این سؤال است. درست است که بسیاری از بینندگان تحت تأثیر آن قرار گرفتهاند، اما چلوئه ژائو و مگی اوفرل بخشهای زیادی از جادوی رمان را حذف کردهاند — ساختار سفر در زمان، ریتمهای جذاب متن، مونولوگهای درونی و جزئیات ریز و ملموس — بهطوری که آنچه باقی مانده است، عمیق یا اصیلتری نسبت به هر درام تاریخی دیگری نیست که در زمانهای گذشته صحنهسازی میشود.
صحنههای اولیهٔ این فیلم چندان از Shakespeare in Love (۱۹۹۸) فاصله ندارند. جسی باکلی نقش دختری کشاورز به نام آنی هاثاوِی یا آگنس که خانوادهاش او را به این نام صدا میکنند، بازی میکند و پل مسکل نقش پسر سازندهٔ دستکش و معلم لاتین پارهکار به نام ویل را ایفا میکند. شایعهای وجود دارد که آگنس دختر یک جادوگر جنگل باشد؛ او سعی نمیکند این شایعه را رد کند: نیمهٔ وقتش را در دل جنگل میگذراند، همراه با یک شاهین خانگی، در حال جمعآوری گیاهان دارویی و قارچها برای تهیهٔ مرهم و معجون. برای تأکید بر اینکه او یکی است با طبیعت، یک صحنه را میبینیم که دوربین از بالا به آسمان از طریق شاخههای در حال صدا زدن نگاه میکند؛ تصویری که در سالهای اخیر تبدیل به نماد شده است. همزمان، ویل در زیر شیروانیاش پیشنویس اولیهٔ رمان رومئو و جولیت را مینویسد؛ از صحنههای نخستین واضح است که همنت فیلمی صریح و ساده نخواهد بود.
باکلی بازیای بسیار بهسبک خودش ارائه میدهد. همانند بسیاری از شخصیتهای او، آگنس یک شورشی سرسخت، زمیندار و صادقتر از هرکس در اطرافش است. طبیعتاً، ویل که مردی مضطرب است بهزودی دلبسته میشود و میگوید: «آرزو دارم که به تو متعهد شوم». این رمانس گرم و شیرین است، اما چندان قابل باور بهنظر نمیرسد. شکسپیرهای تازهعروسی زندگیای ایدهآل و همانند کارتپستال با دخترشان سوزانا و دوقلوهای دوستداشتنیشان، همنت (جاکوبی جیوپ) و جودیت (اولیویا لینز) میگذرانند. (یکی از نکات داستانی این است که دوقلوها بهطرز عجیبی شبیه هم هستند؛ بنابراین تأسف است که بازیگرها اصلاً بههم شبیه نیستند.) استراتفورد‑آپون‑آون بهطرز عجیبی خالی از خانهها و مردم است. مکالمات ساختگی پر از نقلقولهایی از نمایشنامههای شکسپیر و توضیحاتی است که همهٔ حاضرین در صحنه قبلاً میدانستند. پدر زورگوِ ویل او را دو بار «بیفایده» مینامد (و در بار دوم ویل او را از گلو میگیرد و به دیوار میکوبد، دقیقاً همانطور که شخصیت مسکل در فیلم Normal People به برادر دوستدخترش ضربه میزد، اما با صدای بلندتر).
ممکن است سختگیرانه باشد که یک درام تاریخی را بهدلیل پیروی از قالبهای این ژانر سرزنش کنیم، اما این قالبها در فیلمی به کارگردانی چلوئه ژائو بهشدت ناهمخوان بهنظر میرسند. ما در مورد پروژهٔ ناکام مارول او، Eternals، صحبت نمیکنیم، اما Nomadland و فیلم پیشین او، The Rider، بهدلیل طبیعتگراییشان مسحورکننده بودند. تماشای آنها همانند گوشدادن به افراد واقعی در محیطهای واقعی بود. همنت، با اجراهای پرسر، ارجاعهای مطالعهشده و لحن جدیآمیز خود، بیشتر شبیه بایوپیکهای موسیقی است که شخصی میگوید: «هی، جان، میخواهیم از پنیلین به استروبری فیلدز برویم تا الینور ریگبی را ببینیم؟»
پس چرا اینقدر از آن تحت تأثیر قرار گرفتهاند؟ پاسخ ساده این است که فیلم بر دلها میکشد و مسیرهای اشک را با بیرحمیتی مطلق هدف میگیرد. وقتی ویل با بلاک نویسندگی مواجه میشود، در میان شب فریاد میزند و مشتهایش را بر روی میز میکوبد؛ این صحنه میتواند نامزدی اسکار برای مسکل را تضمین کند. و وقتی جودیت و سپس همنت بهشدت به طاعون مبتلا میشوند، آگنس با فریادهای پرسر و ناشنیده از ته دل میپرید که قطعاً نامزدی اسکار برای باکلی را تضمین میکند. این صحنهها طبیعتاً ناراحتکنندهاند. چگونه میتوانند نباشند، وقتی پسری کوچک در درد و رنج فراوان فریاد میزند و مادرش با زاری پرشور فریاد میکند؟ اما چون ما میدانیم از دست دادن یک کودک چهقدر دلخراش است، این صحنهها بهنظر میرسد بیشتر تحریککننده (سئول) هستند تا بینش عمیق.
فیلم همچنین در صحنهای که پس از مرگ همنت، آگنس برای دیدن اولین اجرای هملت در تئاتر گلوب میرود، همانطور که رفتارهای تحریکآمیز نشان میدهد. ویل هنگام ارائهٔ دیالوگهای خود بهناراحتی میگریزد؛ تمام تماشاگران سالن بهصورت جمعی بهحالت هیپنوتیزم میافتند و سمفونیهای ماکس ریچتر در قطعهٔ «On the Nature of Daylight» (که در Arrival نیز به کار رفته و در بسیاری از فیلمها شنیده میشود) برای چند دقیقه فضا را پر میکند. اگر صحنههای ابتدایی همنت برایتان جذاب بود، پایان غیرقابل باور ممکن است شما را بهسیلاب اشک بکشاند. اما چون چلوئه ژائو بهشدت سعی میکند این اثر را القا کند، بینندگان دیگر ممکن است بهیاد خطی از مکبث دربارهٔ قصهای که پر از سر و صدا و خشم است اما بههیچ چیز اشاره نمیکند، بیفتند.
این بینندگان همچنین دربارهٔ ادعای مرکزی فیلم که شکسپیر هملت را در واکنش به سوگ خود نگاشته است، تردید دارند. این فرضیت کاملاً قابلقبول است؛ چرا که نمایش بهموضوع سوگواری، پدران و پسران میپردازد، اما چلوئه ژائو برای یافتن ارتباطات روشنتر دیگری دچار مشکل میشود. یکی از مثالهای پیوند همنت/هملت این است که پسزمینهٔ صحنهٔ نمایش با یک جنگل عمیقسبز رنگآمیزی شده که بینندگان را به جنگلی که ویل و آگنس ملاقات کردند، یادآور میشود. ولی هملت در جنگل تنظیم نشده است؛ بنابراین استفادهٔ طراحان صحنهٔ گلوب از این پسزمینه منطقی بهنظر نمیرسد.
یک پیوند ظاهری دیگر این است که در نمایش صحنهای از مبارزهٔ شمشیر وجود دارد و همنت و ویل در باغ تمرینهای نمایش شمشیری میکردند. باز هم، این ممکن است برای بینندگان فیلم احساسیزا باشد چون صحنهٔ مبارزهٔ شمشیری را یک ساعت پیش مشاهده کردهاند. اما آیا این بازتاب چیزی روشنکننده دربارهٔ تبدیل زندگی به هنر میگوید؟ یا صرفاً ما را بهحالت غمانگیز میکشاند؟
آگنس در ادامهٔ نمایش سؤال دیگری میپرسد: «این همه چهارتباطی با پسرم دارد؟». رمان پاسخهای جذابی برای این سؤال میدهد، اما فیلم بهاندازهٔ کافی ظرافت ندارد تا همانند را ارائه دهد.
★★☆☆☆
دیدگاهتان را بنویسید