چگونه سازندگان «طاعون» ترس‌های اوایل نوجوانی را از طریق موسیقی و فیلمبرداری به تصویر می‌کشند

چگونه سازندگان «طاعون» ترس‌های اوایل نوجوانی را از طریق موسیقی و فیلمبرداری به تصویر می‌کشند
چگونه سازندگان «طاعون» ترس‌های اوایل نوجوانی را از طریق موسیقی و فیلمبرداری به تصویر می‌کشند
با تشکر از The Space Program، جشنواره فیلم کن

صرف‌نظر از عنوان هشداردهنده، می‌توانست به‌منطقی شروع به تماشای «طاعون» چارلی پولینگر کند و گمان کرد که این یک درام رشد نوجوانی (YA) است — نسخهٔ مدرن «۴۰۰ ضربه» یا «خوش‌آمدگویی به خانه عروسک» مردانه، دربارهٔ گروهی از پسران نوجوان که تابستان خود را در یک اردوگاه پلو آبی می‌گذرانند. اما همان‌طور که فیلم پیش می‌رود، نه تنها روایت آن به‌تدریج تاریک‌تر می‌شود، بلکه ظاهر و حس فیلم به‌نحوی که به‌نازیبانه مخاطب را از حس امنیت پویا دور می‌کند و به تاریک‌ترین حوزه‌های روانی اوایل نوجوانی می‌برد.

به‌دلیل تنظیم فیلم در یک اردوگاه پلو آبی، بخش عمده‌ای از آن در اطراف و داخل یک استخر سرپوشیده رخ می‌دهد. هر کسی که صبح زود به یک YMCA رفته باشد، نور فلورسنت سخت این فضاها را می‌شناسد. بر این اساس، دو بخش اول فیلم روشن و پرنور هستند و گاهی به‌نظر می‌رسد که تقریباً استریل شده‌اند.

در شات ابتدایی، دوربین کاملاً در استخر غوطه‌ور می‌شود و اولین از چندین شات زیرآبی را معرفی می‌کند که پسران به داخل آب می‌پرند، پاهایشان می‌چرخند و سكونی آب را می‌شکنند. در حالی که آبی شست‌وشو شده با کلر استخر بی‌چون و چرا واضح است، فیلمبردار استیون برِکون می‌گوید او و پولینگر سعی داشتند از شات‌های زیرآبی کلیشه‌ای دوری کنند. «شات زیرآبی کلاسیک یک تبلیغ عطر است که زنی در لباس‌های پهن و جریان‌دار می‌پوشد و پرتو نوری شبیه به نور خدایان بر آن می‌تابد»، برِکون به Variety می‌گوید. «این اصلاً به آنچه ما می‌خواستیم این ماده به‌نظر برسد نزدیک نیست و ما در واقع از تمرکز عمیق، مانند یک نقاشی، الهام گرفته بودیم.»

برای به‌دست آوردن شات‌های زیرآبی، برِکون توضیح می‌دهد که اپراتور دوربین در زیر سطح آب بود و دستورها را از طریق بلندگوها دریافت می‌کرد. «به‌طور اساسی می‌توانستم از طریق یک میکروفن بزرگ که زیرآب قرار داشت با او صحبت کنم؛ بنابراین دستورهای کج‌وباز می‌آمد و او فقط با سر تکان دادن «بله» یا «نه» تأیید می‌کرد که من را شنیده است.»

حتی وقتی دوربین کمتر ثابت می‌شود و دور پسرانی که در آب می‌خرند می‌چرخد، به‌نظر می‌رسد به‌صورت تصادفی بالا و پایین می‌جنبد، برِکون می‌گوید که این کار دقیق‌تر از آنچه به‌نظر می‌رسد برنامه‌ریزی شده بود. او می‌گوید دوربین «روی یک سازه شناوری است که می‌توانید آن را به‌سطحی دقیق تنظیم کنید که تقریباً نیمی در آب و نیمی خارج باشد. و با فشار دادن آن روی سطح میان این پسرها و تمام پرتاب‌های آب، انرژی بسیار آشوب‌گری دارد»، اما «به‌طور بسیار دقیق نقشه‌برداری شده بود. در لحظه هیچ‌گونه جستجوی زیادی وجود نداشت چون ما باید با پسرها خیلی ایمنی می‌داشتیم. می‌دانید، نجات‌بازها در هر گوشه‌ای از قاب حضور داشتند.»

ظاهر دستی این سکانس توسط صدا و نمرهٔ موسیقی تکمیل می‌شود که به‌صورت همزمان هر بار که دوربین زیر آب می‌رود و دوباره به سطح می‌آید، صدای موسیقی را قطع و وصل می‌کند. «من تقریباً مطمئنم که حذف واقعی صدای موسیقی توسط دیمین (Volpe) و دیو (Paterson) در بخش صدا انجام شد. اما من در آنجا بودم. در آن جلسات حاضر شدم»، آهنگساز جوهان لنکس به Variety می‌گوید.

در حالی که فیلمبرداری به‌تدریج از روشنایی فریبندهٔ یک رمان رشد (Bildungsroman) به تاریکی یک فیلم ترسناک تبدیل می‌شود، موسیقی از ابتدای فیلم با احساس اضطراب‌زا ثابت می‌ماند و به مخاطبان می‌گوید که همه چیز برای این گروه از کودکان خوب نیست. «موسیقی ترسناک است، اما به‌طور دیوانه‌وار عجیب هم است»، لنکس می‌گوید. «ما می‌خواستیم از ابتدا این‌طور هشدار بدهیم که چیزهای بی‌منطق و دیوانه‌وار قرار است اتفاق بیافتند.»

انرژی تهدیدآمیز توسط ویژگی‌های سورئال و گاهی حدی موسیقی تقویت می‌شود. «فقط صدای من را می‌شنوید که در این میکروفن فریاد می‌زنم»، لنکس ادامه می‌دهد و خاطرنشان می‌کند که اگرچه موسیقی در تمام طول فیلم عجیب است، اما افزایشی‌های ظریف در طول پیشرفت فیلم وجود دارد. «فکر نمی‌کنم در یک‑سوم یا نصف اول فیلم سازهای زهی حضور داشته باشند. سپس این صداهای خشن و پرنرمی که از سازهای زهی می‌آیند، بر روی وکال‌ها می‌چسبند و در نهایت جایگزین آن‌ها می‌شوند دقیقاً همان‌وقت که لذت به‌نوعی تمام می‌شود»، لنکس توضیح می‌دهد. «به‌علاوه، این صداهای درون‌ساز تنش‌زا که به‌صورت افزایشی در راهروها می‌جوشند نیز وجود دارد. فکر می‌کنم در اوایل فیلم یک صدای کوتاه‌تر وجود دارد و سپس یک صدای حدود سه یا چهار دقیقه طولانی در انتها پخش می‌شود.»

در تصویر و صدای «طاعون» شکاف‌های واضحی از قالب تیره‌وار آن وجود دارد. به‌ویژه وقتی که بچه‌ها در نیمهٔ فیلم به‌خفای شب بیرون می‌روند، یک تک‌شات طولانی دستی آنها را در یک کوچه به‌جشن می‌گیرد.

«احتمالاً این صحنه بیش‌ترین نسخهٔ افراطی آنچه من «sandbox» می‌نامم است»، برِکون می‌گوید. «در اینجا خطوط کلی وجود داشتند که به‌خوبی تنظیم و نقشه‌برداری شده بودند، اما درون آن فقط آشفتگی بود که به آن‌ها اجازه می‌داد به هر جهتی بروند. از نظر رویکرد واقعی، من تمام تلاشم را کردم تا ما را به تعهد به یک ناحیهٔ بیش از ۱۸۰ درجه برسانم، فکر می‌کردیم دور می‌زنیم و طرف دیگر را می‌گیریم، اما بچه‌ها در حلقه می‌چرخیدند و همه چیز را انجام می‌دادند، بنابراین خیلی سریع به یک ناحیهٔ ۳۶۰ درجه تبدیل شد که چالش‌هایی به همراه داشت. به‌عنوان فیلمبردار، می‌خواهید همه در نور پس‌زمینه باشند و نمی‌خواهید لحظات زیادی نور جلو داشته باشید. بنابراین سعی می‌کردم با صحنه‌ای که در مقابل‌مان پیش می‌رفت هماهنگار شوم، اما هیچ‌وقت نسخه‌ای از من که فکر کنم «واااو، صبر کنید، این طرز نمایشی نیست که می‌خواهم» وجود نداشت. به‌جای آن، حس می‌شد «نه، بچه‌ها به ما می‌گویند چه باید باشد».

صحنه در نقطه اوج خود می‌رسد وقتی که یکی از پسران یک سی‌دی را در یک بوم‌باکس می‌اندازد و یک آهنگ پاپ ایتالیایی پخش می‌شود. اگرچه این آهنگ می‌تواند به‌راحتی به‌عنوان یک قطعهٔ نادر اما مناسب در صحنه شناسایی شود، اما در واقع یک قطعهٔ اصیل است که لنکس برای فیلم ساخته است. «بیایید خودمان یک چیز بنویسیم. چرا نه؟»، لنکس می‌گوید و به این نکته اشاره می‌کند که «دنیای صوتی فیلم ۹۰٪ از یک چیز تشکیل شده و سپس این چیز دیگر وارد می‌شود. این عمدی است. نمی‌تواند بیشتر از این با سایر موارد مخالف باشد. من واقعا آن را به‌عنوان یک ساختار و شکل دوست دارم.»

آهنگ با عنوان «Corsa Notturna» نام دارد و شامل صدای ایتالیایی یک کودک است. این یکی از معدود صدای‌های موزیک‌نامه‌ای است که به خود لنکس تعلق ندارد. این آهنگ دوباره در پایان فیلم بازمی‌گردد، در یک صحنه رقص که بار دیگر تکنیک‌های نوآورانهٔ دوربین را به نمایش می‌گذارد.

در حین رقص آزادانهٔ شخصیت اصلی، ما با او می‌چرخیم تا وقتی که یک اثر منحصربه‌فرد بروز می‌کند و به‌نظر می‌رسد که چرخش ادامه دارد در حالی که به‌طور یکپارچه بین پسر و نمایهٔ چرخان او برش می‌زند. اما برِکون توضیح می‌دهد که این شات اصلاً برش نیافته است. تیم یک آینهٔ شش‌وجهی چرخان ساخته بود که بازیگر درون آن ثابت بود، به‌طوری که گاه‌به‌گاه در شات معکوس ظاهر می‌شد در حالی که حرکت دایره‌ای به‌سوی بیرون حفظ می‌شد.

«وقتی که او قسمتی از تصویر می‌شود و از نگاه مردم به سوی او تا فقط او می‌پیچد، به‌طور واقعی سرعت می‌گیرد. او دیگر خود نمی‌چرخد و شروع می‌کند که وضعیت لحظه‌ای را ارزیابی کند، اما این با این واقعیت که این آینه به‌سرعت بیشتری می‌چرخد، متناقض است»، برِکون می‌گوید. این یک اثر «ترانس‑ف‑ایکسینگ» است که فیلم را به‌پایان می‌رساند و به‌طور مؤثری داستان را که سرگیجه می‌کشد، در بر می‌گیرد.

تأثیرات «طاعون» متنوع هستند. برِکون و لنکس اشاره می‌کنند که از «Raw»، «Carrie» و «The Shining» الهام گرفته‌اند، اما همچنین از «Full Metal Jacket»، «۸ ½»، «The Dark Knight» و «Superbad» برای شکل‌گیری ظاهر و صدا استفاده کرده‌اند. نتیجهٔ کار چیزی کاملاً منحصر به فرد است: یک فیلم ترسناک رشد و بلوغ که به بررسی جنبه‌های اجتماعی، روانی و جسمی تجربهٔ بزرگ‌شدن می‌پردازد.

«طاعون» در ماه مه در جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد. شرکت IFC حقوق توزیع آن را در ماه اوت به‌دست آورد و فیلم را در تاریخ ۲۴ دسامبر در سینماها به اکران می‌رساند.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *