گذشت با جسارت می‌خواند، می‌لرزد و می‌تکان می‌زند در عهد آن لی

گذشت با جسارت می‌خواند، می‌لرزد و می‌تکان می‌زند در عهد آن لی

آمندا سیفرید مسحورکننده، در نقش اصلی فیلم زندگی‌نامه‌ای شاکر حضور دارد؛ فیلمی که حس واقعی تجارب مذهبی شاداب قرن هجدهم را به تصویر می‌کشد.

توسط کارولین سیده

گذشت با جسارت می‌خواند، می‌لرزد و می‌تکان می‌زند در عهد آن لی
عکس: سرچ‌لایت پیکچرز

هدف اکثر آثار تاریخی این است که گذشته را آشنا سازند؛ خطی بین شیوهٔ زندگی گذشته و امروز می‌کشند تا پیوستگی در تجربهٔ انسانی را جست‌وجو کنند. اما نویسنده‑کارگردان مونا فاستوولد در درام تاریخی خود عهد آن لی هدف متفاوتی دارد. اگر گذشته بر فرکانسی متفاوت می‌لرزد که تقریباً حس دنیای بیگانه‌ای را می‌آورد؟ اگر به‌طور واقعی می‌خواند؟

این فیلم در نهایت پیوستگی در تجربهٔ انسانی را می‌یابد، اما مسیر جسورانه و گمراه‌کننده‌ای برای رسیدن به آن می‌پیماید. این اثر با فیلمبرداری بر روی ۷۰ میلی‌متری و به‌هم‌انداختن نقش مسحورکنندهٔ آمندا سیفرید به‌عنوان بنیان‌گذار نام‌دار دین شاکر، عهد آن لی حس واقعی تجارب مذهبی شاداب قرن هجدهم را برای افراد درون آن‌ها بازتاب می‌دهد، نه صرفاً ظاهر آن‌ها از بیرون. به این معناست که رؤیاهای لرزان «کویکرهای لرزان» به شماره‌های موزیکال پرشور تبدیل می‌شوند که مملو از تنفس ریتمیک و رقص‌های پرکاشنی هستند؛ سرودهای کرال ملایم همراه با نغمه‌ای از ناله‌های دایره‌ای در میدسومار. و همچنین به‌دقت به واقعیت‌های خشن گذشته نگاه می‌کند. در زمانی که برای زنی از دست دادن چهار نوزاد پیش از اولین تولدشان عادی نبود، دین کمتر به‌عنوان مجموعه‌ای از اصول اخلاقی عمل می‌کرد و بیشتر به‌عنوان میخی برای بقا به کار می‌رفت؛ یعنی همچون یک میلهٔ پشتیبانی که افراد برای زنده ماندن به آن می‌گرند.

این تجربهٔ آن لی است؛ دومین بزرگ‌سال از هشت برادر و خواهر که در دوران احیای انجیلی در انگلستان به دنیا آمد. از «همزیستی جسمانی» ناراحت و مشتاق یافتن هدفی در میان یکنواختی سرنوشت‌اش، او به جنبش نوظهور شاکر روی می‌آورد؛ جنبشی که به‌دلیل اعترافات علنی دردناک و به‌ویژه اجازه دادن به زنان برای خطابه‌گری شناخته می‌شد. در واقع شاکران بر این باورند که خدا هم مرد و هم زن است—اندیشه‌ای رادیکال برای منچستِر در میانهٔ قرن هجدهم. پس از آن‌که آن لی در حین اعتصاب گرسنگی در زندان، «دیده‌های شگفت‌انگیز و تجلیات الهی» را تجربه کرد، به دو اصل ریشه‌دار باور می‌کند: زنا منبع تمام شرورهاست و او بازگشت دوم مسیح است.

فاستوولد و سیفرید می‌دانند که آن دارای ویژگی‌های رهبری یک فرقه است؛ او اعلام می‌کند همه شاکران باید سوگند عفت بدهند تا گناهان خود را پاک سازند. قدرت متقاعدسازی او آن‌قدر قوی است که برادر کوچکترش ویلیام (لوئیس پولمن) و گروهی کوچک از شاکران را برانگیخته می‌کند تا زندگی‌های پیشین خود را رها کرده و در آمریکا شروعی نو داشته باشند، جایی که او باور دارد ذهن‌های دنیای نو بیشتر قابل انعطاف برای ایده‌های او خواهند بود. چشمان روشن و وسع‌پهن و سوب‌نوای پر زخم سوپرانو که پیش از این سیفرید را به یک جوان جذاب تبدیل کرده بود، اکنون برای انتقال شدت عمیق و تعهد بی‌تزلزل به باورهایش به کار رفته است. «من توسط خدای قادرمتعال مأمور شدم تا انجیل ابدی را به آمریکا موعظه کنم. و یک فرشته به من، این‌جا، این خانه را فرمان داد»، او هنگامی که صاحب‌خانه او را سلام می‌کند، مونولوگ می‌کند.

با این حال، عهد آن لی نیز رویکردی غیرقضیه‌آمیز برای درک آن اتخاذ می‌کند، همان‌گونه که او ممکن است خود را درک می‌کرد. اجرای دردناک سیفرید نشان می‌دهد که در فراخوان عفت آن، نشانه‌ای از واکنش به تروما وجود دارد؛ تمایلی برای بازپس‌گیری حس اختیار برای زنان در زمانی که بدن‌هایشان مال خودشان نبود. اگرچه او قاطع است که هر کس که از حفظ عفت امتناع کند باید گروه را ترک کند، اما به همان اندازه پافشاری دارد که پیروانش حق دارند مسیر را به‌صورت آزادانه انتخاب کنند و نه تحت فشار. او برده‌داری را می‌ستزد، کار سخت و جامعه‌پذیری را ارج می‌نهد، بر این باور است که کودکان بدون گناه به دنیا می‌آیند و به جای جنگ، صلح‌دوستی را تشویق می‌کند. «مقدس‌گاه ما عشق است»، شاکران به‌طور واقعی در زیر مه ماه فریاد می‌زنند، در حالی که کلیساهای زیبا را در دشت‌های خلوت می‌سازند. فلسفهٔ آن همزمان رادیکال و سالم است. طبیعتاً مدت کوتاهی طول می‌کشد تا کسی او را جادوگر صدا بزند.

دوگانگی در زندگی آن وجود دارد، همان‌طور که دوگانگی در شاکران نیز دیده می‌شود—دینی که در آن خدا هم مرد و هم زن است؛ جایی که عشق تشویق می‌شود اما سکس ممنوع؛ و ذات این دین به گونه‌ای است که اعضای جدید هرگز به‌صورت زادگاه به آن ملحق نمی‌شوند. فاستوولد این تضادها را بدون تلاش برای اصلاحشان می‌نگرد. در عوض، عهد آن لی نیز این حس دوگانگی را در آغوش می‌گیرد. روایت از سوی پیرو وفادار، خواهرو مریم (توماسین مک‌کنزی) حقایق زندگی آن را مانند یک بیوپیک ساده‌وار بیان می‌کند، در حالی که فیلم خود بسیار عجیب‌تر است—پر از صحنه‌های فراموش‌نشدنی همچون رقص دعایی بر عرش کشتی که در شرایط آب و هوایی مختلف جریان دارد یا مونتاژ تاریک از سکس، تولد و مرگ (همه به لطف رقصان‌ساز سلیا رولسون‑هال و آهنگ‌ساز دنیل بلمبرگ). فیلم‌نامه‌ای که فاستوولد و شریکش، کارگردان برتالیست بریدی کوربت، نوشته‌اند، به سطحی شگفت‌انگیز از رسمی‌گری تاریخی در زبان و دینامیک‌های رابطه‌ای می‌پردازد. با این حال کل پروژه به‌وضوح حس مدرن بودن را در تجرب‌گرایی صرفاً رسمی خود نشان می‌دهد.

انرژی پرشور و شهوانی نیمهٔ اول فیلم، آن را به یکی از جذاب‌ترین تجربه‌های سینمایی سال تبدیل می‌کند و اگرچه نیمهٔ دوم، که آرام‌تر و با سبک‌مندتر است، برای به‌دست آوردن همان حس پیش‌برد تلاش می‌کند، اما هدف خاصی نیز در این دارد. به‌اندازهٔ فاستوولد، آن زنی بود که در دنیایی کثیف و آشوب‌ناک به‌دنیا آمده بود و آرزوی احساس نظم و آرامش داشت—و با تمام نیرو برای خود این را طلب کرد. در این مسیر، او موفق شد به دین نوپایی ساختاری بدهد که برای رشد پس از مرگش (اگرچه نه تا امروز) ضروری باشد. بالاتر از اصول مذهبی‌اش، انجیل واقعی آن، ایده‌ایست که «برای هر چیز جایگاهی وجود دارد و هر چیز در جای خود باشد». و اگرچه عهد آن لی انتظار وفاداری به این ایدئولوژی را ندارند، اما به‌طور حتمی به این باور احترام می‌گذارد.

کارگردان: Mona Fastvold
نویسنده: Mona Fastvold, Brady Corbet
بازیگران: Amanda Seyfried, Thomasin McKenzie, Lewis Pullman, Tim Blake Nelson, Christopher Abbott, Stacy Martin, Matthew Beard, Scott Handy, Viola Prettejohn, Jamie Bogyo, David Cale
تاریخ انتشار: ۲۵ دسامبر ۲۰۲۵

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *