بلاگ

  • هتل گرند بوداپست و یک کوسه مکانیکی: داخل نمایشگاه جدید وِس اندرسون در لندن

    در نمایشگاه ده‌ها شیء از آرشیوهای شخصی وِس اندرسون به نمایش گذاشته شده‌اند که بسیاری از آن‌ها برای اولین بار در بریتانیا به نمایش می‌رسند.

    در نمایشگاه ده‌ها شیء از آرشیوهای شخصی وِس اندرسون به نمایش گذاشته شده‌اند که بسیاری از آن‌ها برای اولین بار در بریتانیا به نمایش می‌رسند. – کپی‌رایت مت الکساندر PA Media Assignments

    موزه طراحی لندن امروز نمایشگاه جدیدی را به افتخار وِس اندرسون، فیلم‌سازی که به‌خاطر آثار بصری چشم‌نوازی‌اش مشهور است، افتتاح کرد.

    این اولین بازنگری به آثار سینمایی متمایز کارگردان آمریکایی، که با همکاری لا سینیما‌تِک فرانسه در پاریس ساخته شد و در مارس ۲۰۲۵ به نمایش درآمد.

    در نمایشگاه ده‌ها شیء از آرشیوهای شخصی وِس اندرسون به نمایش گذاشته شده‌اند که بسیاری از آن‌ها برای اولین بار در بریتانیا به نمایش می‌رسند.

    داستان‌های طراحی پشت فیلم‌های نمادین وِس اندرسون را کشف کنید

    وِس اندرسون: آرشیوها به فهرست آثاری که کارگردان طی سه دهه ساخته است، می‌پردازد.

    این نمایشگاه مهم، سیر تحول فیلم‌های وِس اندرسون را از آزمایش‌های اولیهٔ دههٔ ۱۹۹۰ تا تولیدات اخیر، به‌همراه همکاری‌های او با همکاران خلاق کلیدی و دیرینه، ترسیم می‌کند.

    این نمایشگاه بیش از ۷۰۰ شیء را که هنر دقیق کارگردان در ساخت فیلم را به نمایش می‌گذارد، گردآوری می‌کند.
    این نمایشگاه بیش از ۷۰۰ شیء را که هنر دقیق کارگردان در ساخت فیلم را به نمایش می‌گذارد، گردآوری کرده است. لوک هیز

    به بازدیدکنندگان این فرصت داده می‌شود تا داستان‌های طراحی پشت فیلم‌های برنده جایزه و نمادین همچون هتل گرند بوداپست، داستان شگفت‌انگیز هنری شُگر، آقای فاکس و جزیره سگ‌ها را بررسی کنند.

    «از جذابیت ملانکولیک تنن‌بیام‌های سلطنتی تا ماجراجویی جوان‌پسند پادشاهی ماه، کشف کنید که چگونه چشم‌انداز منحصربه‌فرد اندرسون و تعهد او به جزئیات، برخی از تأثیرگذارترین فیلم‌های بصری و احساسی زمان اخیر را خلق کرده‌اند»، موزه می‌گوید.

    هتل گرند بوداپست و یک کوسه مکانیکی

    این نمایشگاه بیش از ۱۰۰ شیء را که به‌صورت دقیق هنر کارگردان در ساخت فیلم را از طریق استوری‌بردهای اصلی، عکس‌های پلاریو، طرح‌ها، نقاشی‌ها، دفترچه‌های دست‌نویس، عروسک‌ها، مدل‌های مینیاتوری، و ده‌ها لباس پوشیده توسط شخصیت‌های محبوب، به نمایش می‌گذارد، گردآوری می‌کند.

    یکی از نکات برجسته، مدل بزرگ به رنگ صورتی شکرالودهٔ هتل گرند بوداپست است که برای ضبط نمای ساختمان در فیلم ۲۰۱۴ به کار رفته است. این مدل با بیش از ۳ متر عرض، یکی از بزرگ‌ترین و شناخته‌شده‌ترین قطعات در نمایشگاه می‌باشد.

    این نمایشگاه شامل عروسک‌های اصلی استاپ موشن است.
    این نمایشگاه شامل عروسک‌های اصلی استاپ موشن است. لوک هیز

    همچنین دستگاه‌های فروش خودکار از شهر شهاب و کت پشمی FENDI که گوینث پالترو به‌عنوان مارگو تنن‌بام در تنن‌بیام‌های سلطنتی پوشیده بود، به نمایش گذاشته شده‌اند.

    عروسک‌های اصلی استاپ موشن موجودات دریایی تخیلی، از جمله کوسه‌ای مکانیکی با طرح جگوار که در زندگی زیرآب به همراه استیو زیسو ظاهر می‌شود، آقای فاکس که سوئیت کوردورو شناخته‌شده‌اش را به تن دارد، و سگ نمایشی نات‌میگ همراه با صحنه‌های مینیاتوری وجود دارند.

    وِس اندرسون: آرشیوها به فهرست آثاری که کارگردان در طول سه دهه ساخته است، می‌پردازد.
    وِس اندرسون: آرشیوها به فهرست آثاری که کارگردان در طول سه دهه ساخته است، می‌پردازد. لوک هیز

    همچنین اشیائی از فیلم بلند اخیر او، طرح فینیقی به نمایش گذاشته شده‌اند. این موارد شامل یک پیپ از دان‌هیل و خنجر جواهرآراسته‌ای است که توسط هنرمند معاصر و مجسمه‌ساز هارومی کلوسوسکاد رولا ساخته شده است.

    این نمایش شامل نمایش چهار فیلم کوتاه است: فیلم کوتاه ۱۴ دقیقه‌ای Bottle Rocket؛ هتل شوالیه (۲۰۰۷)، پیش‌درآمدی برای دراجیلینگ لیمیتد؛ و کاستلو کاوالکانتی (۲۰۱۳) که با همکاری پرادا ساخته شده است.

    علاوه بر وسایل و صحنه‌های تمام‌شده، این نمایشگاه شامل مواد در حال پیشرفت و ماکت‌ها نیز می‌شود و به تنوع تکنیک‌های سنتی و دست‌ساز فیلم‌سازی که کارگردان همچنان در آثار خود گرامی می‌دارد، به‌ویژهٔ مرتبط با عروسک‌ها و انیمیشن استاپ موشن، می‌پردازد.

  • لیرِیکال مدیا خط لاین مایلاژ را خریداری کرد و بخش انیمیشن را تحت رهبری جیکوب رابینسون راه‌اندازی کرد

    جیکوب رابینسون و دانیل دومینگز از لیرِیکال انیمیشن
    جیکوب رابینسون و دانیل دومینگز
    آلیسون بیسینز/ایِرن فورمان دومینگز

    انحصاری: لیرِیکال مدیا خط لاین مایلاژ را خریداری کرده و لیرِیکال انیمیشن را برای پاسخ به تقاضای جهانی در زمینه انیمیشن‌های بزرگسال، به‌ویژه فیلم‌های انیمیشنی، راه‌اندازی کرده است.

    شرایط معامله فاش نشد.

    سه شریک لاین مایلاژ به‌همراه جیکوب رابینسون به‌عنوان رئیس لیرِیکال انیمیشن، دانیل دومینگز به‌عنوان کارگردان خلاق، و برد گریبر به‌عنوان مشاور و مشاور تولید به تیم ملحق می‌شوند.

    به‌صورت کلی، این تیم پانزده فصل از سریال‌های انیمیشن بزرگسال تولید کرده است. پروژه‌های جاری اعلام‌شده شامل Hell Followed With Us، اقتباسی انیمیشنی از رمان پرفروش نوجوانان که با همکاری لیلی واكووی (سه‌گانه ماتریکس) در حال توسعه است، می‌شود. همچنین این شرکت در حال تولید یک فیلم انیمه‌ای بر پایه بازی Death Stranding، بازی ماجراجویی‑اکشن ساخته شده توسط Kojima Productions و منتشر شده توسط Sony Interactive Entertainment است. این فیلم که توسط آرون گوزیکاوکی نوشته شده، برای عرضه به بازار آماده می‌شود و بحث‌های انتخاب بازیگر در حال حاضر در جریان است.

  • سرعت به سمت سینما برای «سیسو: راه انتقام»، برداشت دیوانه‌وار فنلاند از «فوری رِد»

    مردی که به انتقام می‌کوشد، کامیونی با سوراخ‌های گلوله در شیشه جلو رانندگی می‌کند.
    جورما توممیلا در فیلم «سیسو: راه انتقام». (سونی پیکچرز)

    نمایش اکشن چشم‌نوازی سال، مردی ۶۶ ساله را در یک کامیون سرعت‌گیر به تصویر می‌کشد. «سیسو: راه انتقام» هدف خود را در عنوان اعلام می‌کند — این یک نسخه کم‌هزینه و پرجنب‌وجوش از «مد مکس: فورِی رِد» است.

    سال ۱۹۴۶ است و مکان داستان در بخشی از فنلاند است که به تازگی به اتحاد جماهیر شوروی پیوسته است. قهرمان‌مان، تکاور خسته فنلاندی به نام آاتامی کورپی (جورما توممیلا)، چهره‌اش را خاک پوشانده است. پس از این‌که در طول جنگ نازی‌ها را کشت، او به یک حمام گرم و دلپذیر نیاز دارد. (می‌توانید فیلم «سیسو» به کارگردانی جالماری هلندر در سال ۲۰۲۲ را برای دیدن آن قتل‌عام ببینید، اما من فقط از اینجا شروع می‌کنم.)

    متأسفانه، کورپی نمی‌تواند استراحت کند. خانه‌ چوپ‌خانه‌اش حالا در سرزمین شوروی قرار دارد. بنابراین کورپی خانه‌اش را تخریب می‌کند، چوب‌ها را در یک کامیون بار می‌گذارد و همراه با سگش که در صندلی جلو سوار است، ۷۵ مایل به سمت مرز جدید فنلاند می‌شتابد، در حالی‌که توسط یک آدم‌سخت برابر تعقیب می‌شود: افسر شیطانی ارتش سرخ ایگور دراگانوف (استیون لانگ از «آواتار») که مأموریت دارد این شورشی عامه‌پسند را نابود کند.

    در زبان فنلاندی، «سیسو» به معنای پشتکار و استقامت است. اما زیرنویس لازم نیست. این داستان از طریق انفجارها، شلیک گلوله‌ها، نگاه‌های خیره‌دار و لبخندهای خشک روایت می‌شود. افسر روسی لانگ به انگلیسی صحبت می‌کند؛ کورپی توممیلا هیچ حرفی نمی‌زند — شخصیت سکوت می‌کند. اما او از یک دسته موتور سیکلت و یک هواپیما پیشی می‌گیرد. باید ببینید او با قطار چه می‌کند.

    دوازده فیلمی که بیشترین انتظار را در این فصل تعطیلات داریم

    از نامزدهای تازه‌ساز اسکار همچون «مارتی سوپریم» به بازی تیموتی شالامی تا بازآفرینی «آناکوندا»، هفته‌های پایانی سال ۲۰۲۵ برای همه چیز دارد.

    «سیسو: راه انتقام» سرودی است از کلاسیک‌های پرشتاب همچون «دی‌هارد» و «ژنرال» اثر بستر کیتن. ادای احترام صریح هلندر می‌تواند به همان اندازه در بنزین نوشته شود و شعله‌ور گردد. مطمئنم که در این فیلم «فک‌ها» و «لوونی‌تونز» را نیز دیده‌ام، و حالا زمان مناسبی است برای اشاره به این که پروژهٔ بعدی او بازسازی «رامبو» است.

    با این حال، خیره‌کننده‌ترین ترفند هلندر این است که او فیلمی ساخته که هنوز کاملاً به سبک خودش است. ترکیب او حس تازگی می‌بخشد، همان‌طور که موسیقی پرآواز جوری سپا و توماس واینولا با جسارت بوق‌های بلند انیوی موریونه و صداهای «وا‑وا‑واا» را می‌دزد، در حالی که آوازهای گلوئی فنلاندی خود را به آن می‌افزاید.

    ماجراجویی همچون یک سریال ساختاربندی شده است که هر بخش با تهدیدی به‌ظاهر غیرممکن به نمایش می‌گذارد. به‌سرعت دو نکته واضح می‌شود. نخست، کورپی به‌طرز سرسختی سخت‌الکشدنی است و دراگانوف می‌داند این تعقیب تا زمان دیدن جسد دشمن‌اش پایان نمی‌یابد. (هرچیز کمتر از این به این معنی است که کورپی فرار کرده و در حال برنامه‌ریزی حرکت بعدی است.) دوم، دراگانوف خنده‌دار لانگ هر کس را که در راه او قرار بگیرد، ناکام می‌کند. وقتی یکی از دوچرخه‌سواران روسی خود را زیر می‌زند، با نارضایتی ناله می‌کند. چگونه جرات می‌کند این مرد تبدیل به مانع سرعت شود؟

    هلندر و ویراستار جوهو ویرولاینن، صحنه‌های خونبار را به‌گونه‌ای به‌مانند کمدی فیزیکی تنظیم می‌کنند. آنها ریتمی چابک برای این دارند که یک قربانی چند بار می‌تواند پیش از آنکه به پخش شدن برسد، از فاجعه دوری کند. خشونت آن‌چنان فراوان است که تبدیل به کمدی می‌شود؛ حتی دو بار ما را به خنده‌دست از یک سر قطع‌شده می‌اندازد.

  • لطفاً صبر کنید

    در حال برقراری اتصال امن هستیم.

    این وب‌سایت از سرویس امنیتی برای محافظت خود در برابر حملات آنلاین استفاده می‌کند. در حال بررسی مرورگر شما برای برقراری اتصال امن و حفظ امنیت شما هستیم.

  • نقد: فیتو پاِئز شبی پر از سرور در Hard Rock Live عرضه کرد

    موسیقی‌دان آرژانتینی این برنامه را به یک شب پر از سرور و آوازخوانی جمعی تبدیل کرد و هواداران را با شبی احساسی از کلاسیک‌های راک لاتین به هم پیوند داد.

    خواننده‌ای در صحنه جلوی جمعیتی که دستشان را بالا برده‌اند.

    آیکون آرژانتینی شبی فراهم کرد که به اندازه یک اعتراف صمیمی در اتاق نشیمن نزدیک بود و همانند سرودی انفجاری در یک آرنا، پرانرژی بود.

    عکس: @LantzMartin

    فیتو پائز شب پنجشنبه، Hard Rock Live در Seminole Hard Rock Hollywood را به کلیسایی از نوستالژی، راک پیانو و احساس Albiceleste تبدیل کرد؛ کنسرت دو ساعته‌ای گسترده اجرا کرد که برای میامی دلیل ماندگاری او به عنوان یکی از دوست‌داشتنی‌ترین و ماندگارترین چهره‌های موسیقی آمریکای لاتین را یادآور شد. پس از یک اجرا با فروش کامل در YouTube Theatre لس‌آنجلس و در مسیر به Kings Theatre نیویورک — که در آنجا دو جایزه گرمی لاتین اخیر خود و نامزدی برای گرمی ۲۰۲۶ را جشن خواهد گرفت — این نماد آرژانتینی شبی فراهم کرد که به اندازه یک اعتراف صمیمی در اتاق نشیمن نزدیک بود و همانند سرودی انفجاری در آرنا پرشور بود.

    آنچه این شب را به‌ویژه قدرتمند کرد، حس اجتماع بود. مخاطبان ترکیبی پرشور و وفادار از آرژانتینی‌ها، ونزوئلایی‌ها، کلمبیایی‌ها، اروگوئه‌ای‌ها و ساکنان میامی بودند که هر بیت را گویی پائز آن را به‌طور شخصی در پاسپورتشان نوشته است، خواندند. پرچم‌ها می‌لرزیدند، زوج‌ها در آغوش گرفتند گویی زمان برای آن‌ها متوقف شده بود و ردیف‌های کامل سالن را به یک گروه هم‌صدای واحد تبدیل کردند.

    مردی در صحنه در حال نواختن پیانو.
    پائِئز برنامه را با نیروی احساسی یک فینالِ بزرگ‌ترین هیت‌ها آغاز کرد؛ با «El amor después del amor» شروع کرد. عکس: @LantzMartin

    پائِئز برنامه را با نیروی احساسی یک فینالِ بزرگ‌ترین هیت‌ها آغاز کرد، با «El amor después del amor» و فوراً به نسخه‌ای قدیمی و نادرت اجرا شده از «Dos días en la vida» رفت. از همان لحظه، کنسرت بدون از دست دادن سرعت به پرواز در آمد. او به «11 y 6» رفت، سپس «Cuando el circo llega al pueblo»، «Circo Beat»، «Llueve sobre mojado» و «Un vestido y un amor» را اجرا کرد. بخش اول با تنظیمی کلاسیک از «Tráfico por Katmandú»، هدیه‌ای برای هواداران قدیمی، به پایان رسید.

    مردی در جمعیت در یک کنسرت ایستاده است.
    آنچه این شب را به‌ویژه قدرتمند کرد، حس همبستگی بود. عکس: @LantzMartin

    شب در بخش‌های مختلف پیش رفت، هر بخش لحن خاص خود را داشت. بخش دوم شامل «Cable a tierra»، «La canción de las bestias» و «La buena estrella» بود؛ این قطعات با عمق و وزن هنرمندی که هر واژه‌اش را زندگی کرده، ارائه شدند. یک پیش‌درآمد کوتاه سازهای ساز، تعویض لباس را نشان داد و سپس پائِئز برای بخش چهارم پرانفجار بازگشت.

    این بخش میانی، قلب احساسی و موسیقی‌ای شب بود. «Maldivina y Turbialuz» به نسخه‌ای دردناک از «Tumbas de la gloria» پیش رفت، سپس «Paranoica fierita suite» و «Al lado del camino»؛ آخری یکی از قوی‌ترین تشویق‌های شب را به‌دست آورد. سپس او به مجموعه‌ای از کلاسیک‌ها وارد شد که تقریباً مراسمی شد: «La rueda mágica»، «Brillante sobre el mic», «Ciudad de pobres corazones» و «A rodar mi vida»، که سالن را به یک گروه هم‌صدای بزرگ تبدیل کرد.

    خواننده‌ای در صحنه جلوی جمعیتی که دستشان را بالا برده‌اند.
    بخش پایانی حاکی از جشن بود. عکس: @LantzMartin

    بخش پایانی نغمه‌ای از جشن به همراه داشت. پائِئز امید و نور را با «Sale el sol» انتخاب کرد و با «Mariposa tecknicolor» به پایان رساند؛ لحظه‌ای که جمعیت را به اوج سرور برد. مردم بر صندلی‌ها ایستادند، دست‌ها را بلند کردند و کورس را فریاد زدند گویی سرودی از سرزمین مشترکشان بود.

    خواننده‌ای در صحنه جلوی جمعیتی که دستشان را بالا برده‌اند.
    مخاطبان ترکیبی پرشور و وفادار از آرژانتینی‌ها، ونزوئلایی‌ها، کلمبیایی‌ها، اروگوئه‌ای‌ها و ساکنان میامی بودند. عکس: @LantzMartin

    اجرای پائِئز ثابت کرد آنچه هواداران دهه‌ها می‌دانند: او صرفاً کنسرت نمی‌دهد؛ بلکه تجربه‌های احساسی می‌آفریند که حس جامعه، شفا و عمق شخصی را به ارمغان می‌آورند. برای یک شب، میامی به روساریو، بوینوس‌آیرس، هر جایی که قلبی یکبار شکسته و از طریق ترانه‌های او دوباره یاد گرفته عشق کند، تبدیل شد.

    مردی با عینک آفتابی در حال نواختن پیانو.
    برای یک شب، میامی به روساریو، بوینوس‌آیرس، هر مکانی که قلبی یکبار شکسته و از طریق ترانه‌های او دوباره یاد گرفته عشق کردن تبدیل شد. عکس: @LantzMartin

    ایستگاه بعدی او روز یکشنبه، Kings Theatre بروکلین است؛ برخی بلیط‌های باقی‌مانده در وب‌سایت رسمی او موجود هستند، هرچند پس از شب‌نشینی‌ای همچون این، تصور می‌شود که به‌زودی تمام شوند.

  • «دنیای دوم» نشان می‌دهد که بشریت در یک جامعهٔ آینده‌نگر چگونه اشتباه می‌کند

    نوشتهٔ Kenna Hughes-Castleberry

    رمان اولین اثر جیک کورِل با عنوان «دنیای دوم» مریخی تازه مستقل را که تحت تأثیر مباحث واقعی سیاست فضایی، فناوری‌های نزدیک به آینده و تناقض‌های انسانی که هنگام ترک زمین با خود می‌آوریم، به تصویر می‌کشد.

    تصویر جلد کتاب «دنیای دوم» کورِل

    تصویر جلد کتاب «دنیای دوم» کورِل (حق تصویر: تصویر جلد توسط Books Forward، پس‌زمینه توسط Pixabay)

    اگر بشریت سرانجام بر روی سیاره‌ای دیگر تمدنی می‌سازد و بلافاصله اشتباهات قدیمی خود را تکرار کند، چه می‌شود؟ این سؤال، محور رمان «دنیای دوم»، اولین اثر تند و انتقادی جیک کورِل است. این داستان که در زمینهٔ ظهور یک ملت جداگانهٔ مریخی رخ می‌دهد، روایت‌گر فلیپ بوچن، پسر قدرتمندترین رهبر مستعمره، است که در دو دههٔ پرآشوب پیشرفت‌های علمی، نمایش‌های سیاسی و دردهای رشد فرهنگی بر روی سیارهٔ سرخ، مسیر خود را می‌پیماید.

    کورِل طنز خود را بر پایهٔ علم واقعی نزدیک به آینده می‌نهد. مریخ او نه یک خیال دوردست است، بلکه گسترش منطقی گفت‌وگوهای جاری دربارهٔ اکتشاف فضایی است؛ از گسترش بخش خصوصی تا اخلاق استقرار در جهان‌های دیگر. با حفظ قابلیت تصدیق فناوری و رفتارهای انسانی که بیش از حد آشنا هستند، کورِل دنیایی می‌آفریند که هم آینده‌نگر است و هم به‌طرز ناخوشایند آشنا به نظر می‌رسد.

    نتیجه یک داستان است که کاوش فضایی را جدی می‌گیرد و در عین حال پوچ‌بودن طبیعت انسانی را در آغوش می‌کشد. کورِل با ترکیب سادگی علمی اندی ویِر و لبهٔ انتقادی فوننوگات، مریخی را تجسم می‌کند که به همان اندازه توسط فیزیک، به همان اندازه توسط سیاست، خودخواهی و جاه‌طلبی شکل گرفته است.

    در گفت‌وگوی پرسش و پاسخ زیر، او دربارهٔ علم، طنز و مباحث واقعی سیاست‌گذاری که الهام‌بخش «دنیای دوم» بوده‌اند، صحبت می‌کند؛ این کتاب در فوریهٔ ۲۰۲۶ منتشر خواهد شد.

    فضا: «دنیای دوم» از مریخ هم به عنوان مرز واقعی و هم به عنوان نماد استفاده می‌کند. چه چیزی به‌طور خاص شما را به مریخ جذب کرد و چگونه تعادل بین قابلیت علمی واقعی فضایی و طنز و تخیل پیش‌بینی‌گر را برقرار کردید؟

    کورِل: من همیشه به هرچیزی که به فضای بیرونی مرتبط باشد، علاقه داشته‌ام. این موضوع دورترین لبه‌های تخیل ما را فعال می‌کند؛ گستردگی، فیزیک‌های عجیب، ناشناخته. آینده نیز همان حس شگفتی ذاتی و امکانات بی‌پایانی دارد. اما در روایت، اگر بیش از حد به جلو بروید یا از آنچه در واقع در کیهان مشاهده کرده‌ایم دور شوید، می‌تواند انتزاعی و کمتر قابل ارتباط شود. یک مریخ نزدیک به آینده برایم نقطه میانی ایده‌آل به‌نظر می‌رسید، به‌ویژه که مردم در حال برنامه‌ریزی برای مستعمره‌سازی هستند. این سیاره‌ای کاملاً جداگانه است، اما همچنان همسایهٔ نزدیک ماست — نسبی‌ً. ساختن دنیایی بر روی سیارهٔ سرخ به من آزادی خلاقانهٔ بی‌نظیری داد، در حالی که همه چیز به تجربهٔ ما پیوند خورده بود…

    هدف من این بود که جهان را از لحاظ علمی قابل تصدیق نگه دارم، سپس به‌اندازه‌ای آن را خم کنم که خنده‌دار باشد. چیزی که ممکن است امروز برای ما مضحک به‌نظر برسد، اما برای شخصیت‌های ساکن در آن واقعیت کاملاً طبیعی به‌نظر می‌آید.

    Space.com: داستان شما یک ملت مریخی تازه‌استقلال را تصور می‌کند که با هویت سیاسی، فرهنگ و میراث درگیر است. گفت‌وگوهای واقعی درباره سیاست فضایی، اخلاق مستعمره‌سازی و ملی‌گرایی سیاره‌ای چگونه بر ساختن جهان‌سازی شما تأثیر گذاشت؟

    ساختن جهان‌سازی همیشه بخش مورد علاقه من در فرایند نوشتن بوده و از به‌کارگیری مسائل واقعی جهانمان و ترکیب آن‌ها در یک مکان کاملاً تخیلی لذت می‌برم. وقتی به سیاست فضایی و اخلاق مستعمره‌سازی می‌نگریم، می‌بینیم که همه چیز هنوز به‌طور کامل تثبیت نشده است. هیچ‌کس «مالک» مریخ یا ماه نیست. حتی بر روی زمین، مرزها و مالکیت زمین به‌دلیل تصمیمات ما وجود دارد و اختیار تنها از توانایی اجرای آن می‌آید. امروزه اوضاع پیچیده‌تر است، اما این همچنان پایه‌ای است که همه چیز بر آن استوار است. در آغاز آمریکا، مستعمره‌نشینان زمین بومی را به‌سادگی چون توانستند تصرف کردند. مستعمره مریخ من به‌سرعت تبدیل به تمثیل کاملی برای سیزده مستعمرهٔ اولیه شد و خلاء بین سیارات به‌مانند یک اقیانوس اطلس بسیار بزرگ شد. الگو آشنا بود. در مستعمره‌سازی، ابتدا کاوشگران می‌آیند، سپس سرمایه‌گذاران، پس سیاست‌مداران. شرکتی شبیه به SpaceX به‌احتمال زیاد اولین بار به مریخ خواهد رسید — در این مورد هم به‌عنوان کاوشگر و هم سرمایه‌گذار عمل می‌کند. و جنبش استقلال مریخی در نهایت شبیه یک انقلاب شرکتی خواهد شد؛ اعتصابی اتحادیه در لباس‌های فضایی. اما همه این‌ها همان الگوست، فقط با برندینگ متفاوت.

    Space.com: بسیاری از آثار علمی‑تخیلی مریخ را به‌عنوان درگاه فرار بشر — یک آغاز تازه — می‌نگرند. در «دنیای دوم»، نقص‌های خود را با خود می‌آوریم. به‌نظر شما بزرگ‌ترین مانع واقعی که از ساختن جهانی بهتر در فضا جلوگیری می‌کند چیست؟

    طبیعت انسانی — به‌ویژه طمع — بزرگ‌ترین مانع است. می‌توانیم انسان‌ها را از زمین ببریم، اما هنوز غرایز، اضطراب‌ها و جاه‌طلبی‌های خود را با خود می‌آوریم؛ این ویژگی‌ها را نمی‌توان از یک گونه حذف کرد. اما دیدگاه من کاملاً بدبینانه نیست. اگر به تاریخ نگاه کنیم، خودمان را به‌صورت گام‌به‌گام و قابل‌توجهی بهبود داده‌ایم. در مورد ایالات متحده، با کنار گذاشتن سیاست، می‌توانیم بپذیریم که مؤسسان جمهوری، دمکراسی را ایجاد کردند که گامی بزرگ نسبت به زندگی تحت سلطنت بود. از آن زمان تا کنون در حال پالایش و تنظیم هستیم. اشتباهاتی رخ دادند و همچنان رخ می‌دهند؛ این وضعیت کامل نیست و به‌احتمال زیاد هیچ جامعهٔ فضایی آینده‌نگر نیز کامل نخواهد بود. پیشرفت به بازاری از ایده‌ها نیاز دارد و برای وجود چنین مارکتی، مردم نمی‌توانند همه یک‌سان باشند. تنوع فکری نوآوری را به همراه دارد، البته به همراه بازیگران بد، ایده‌های ناآینده و گاهی خطاهای فاجعه‌آمیز؛ شما تمام طیف را دریافت می‌کنید و باید خوب را همراه با بد بپذیریم. در این معادله، «بد» تقریباً همیشه طمع است. اگر انگیزه‌های فضایی با ساختن جهانی بهتر هم‌راستا نباشند، اگر سود بر هدف برتری داشته باشد، فقط به‌دلیل حضور در یک سیارهٔ جدید ما ناگهان روشن‌فکر نخواهیم شد. چه زمین، مریخ یا یک سیارک که استخراج می‌کنیم باشد، چالش یکسان است: اگر پول ما را به سوی یک یوتوپیا در فضا هدایت نکند، این اتفاق رخ نخواهد داد.

    Space.com: تأثیرات شما از صدای علمی‑تخیلی مستحکم مانند اندی ویِر تا روایت‌گران بی‌منطق‌تر گسترش می‌یابد. چگونه ترکیبی از واقع‌گرایی علمی، تخیل پیش‌بینی‌گر و شوخ‌طبعی را ایجاد می‌کنید در حالی که همچنان به جدیت کاوش فضایی احترام می‌گذارید؟

    من کاملاً معتقدم که استقرار در فضا حتمی است. انسان‌ها همواره کاوشگر بوده‌اند، در جستجوی مکان‌های بهتر، مواد بهتر، سیستم‌های بهتر — به عبارت دیگر، پیشرفت. در طول تاریخ، مردم علیه پیشرفت می‌جنگیدند، اما همیشه بازنده بودند. افرادی که در کالسکه‌های اسبی سرمایه‌گذاری کرده بودند، نسبت به خودروها خوشحال نبودند، اما خودروها برای محافظت از صنعت کالسکه‌ها از میان نخواهند رفت؛ زیرا صنعت خودرو سودآورتری دارد. به همان شکل، مستعمره‌سازی در مریخ صرفاً یک فرضیه نیست؛ در حال پیشرفت است. مردم هم‌اکنون به‌طور فعال در پی آن هستند. و پس از استقرار در مریخ، به سمت ماه‌های مشتری یا زحل می‌نگریم. پس از آن، به سیارات خارج از منظومهٔ شمسی چشم می‌دوزیم. این فقط مسألهٔ افق زمانی است.

  • Chevy Chase می‌پذیرد که ترک SNL یک ‘خطا’ بود در مستند جدید (انحصاری)

    مستند سی‌ان‌ن «I’m Chevy Chase and You’re Not» شامل مصاحبه‌هایی با Chase، Lorne Michaels، Beverly D’Angelo، Martin Short، Goldie Hawn و دیگران است.

    نوشته Wesley Stenzel

    Chevy Chase در «I’m Chevy Chase and You’re Not»
    Chevy Chase در «I’m Chevy Chase and You’re Not». اعتبار: CNN Films
    • کارگردان ماریینا زنوویچ در مستند جدید سی‌ان‌ن I’m Chevy Chase and You’re Not با Chevy Chase مصاحبه می‌کند.
    • در تریلر انحصاری این پروژه، Chase می‌گوید: «ترک SNL یک اشتباه بود» پس از تنها یک سال حضور در برنامه.
    • مستند همچنین شامل مصاحبه‌هایی با Lorne Michaels، Beverly D’Angelo، Martin Short، Dan Aykroyd، Goldie Hawn و دیگران است.

    Chevy Chase از یکی از تصمیمات تعیین‌کنندهٔ مسیر حرفه‌ای‌اش پشیمان است.

    کمدین افسانه‌ای در مستند جدید سی‌ان‌ن فیلم‌ها I’m Chevy Chase and You’re Not به مسیر تلویزیونی و سینمایی‌اش می‌پردازد و تریلری که Entertainment Weekly به‌صورت انحصاری در زیر نمایش می‌دهد، ستارهٔ Community را نشان می‌دهد که برای یک اشتباه خاص پشیمان است.

    «ترک SNL یک اشتباه بود»، Chase در پیش‌نمایش می‌گوید.

    پس از اینکه در فصل افتتاحیهٔ ۱۹۷۵ به عنوان ستارهٔ برجستهٔ Saturday Night Live شد، Chase قبل از نیمهٔ دوم فصل دوم در سال ۱۹۷۶ این سریال اسکچ را ترک کرد. او در طول مدت کوتاه حضورش در این برنامه دو جایزهٔ امی برای بازیگری و نوشتن کسب کرد.

    I’m Chevy Chase and You’re Not شامل مصاحبه‌هایی با بسیاری از همکاران برجستهٔ Chase در دنیای سینما و تلویزیون است. Dan Aykroyd، که در SNL با این کمدین هم‌به بازی درآید و پس از آن در فیلم ۱۹۸۵ Spies Like Us و فیلم ۱۹۹۱ Nothing But Trouble دوباره همکاری کرد، در تریلر مستند او را «هیجان‌انگیز و بااستعداد» توصیف می‌کند.

    Chevy Chase در «Saturday Night Live» حدود ۱۹۷۵
    Chevy Chase در «Saturday Night Live» حدود ۱۹۷۵. اعتبار: Everett Collection

    Goldie Hawn، که در فیلم‌های ۱۹۷۸ Foul Play و ۱۹۸۰ Seems Like Old Times هم‑پایهٔ Chase بود، او را در پیش‌نمایش «بسیار، بسیار بامزه» می‌نامد. او بعدها اظهار می‌کند: «Chevy قلبی عمیق دارد و این بخش دیگر مرد وحشی اوست.»

    Martin Short، که در فیلم ۱۹۸۶ Three Amigos هم‌ستارۀ این کمدین بود، می‌گوید Chase همیشه «آماده بود تا گفته‌ای طعنه‌آمیز یا جسورانه بکند»، و خاطرنشان می‌کند که همکار پیشینش در اوج دوران کاری «موفقیت‌های عظیم سینمایی» را تجربه کرده بود.

    سرپرست SNL، Lorne Michaels، که بعداً دوباره با Chase همکاری کرد و در نوشتن و تولید Three Amigos مشارکت داشت، توضیح می‌دهد که این بازیگر در برابر وسوسه‌های ناشی از شهرت سینمایی آسیب‌پذیر بود. او می‌گوید: «نیروهایی که او را می‌کشاند، پول، قدرت و همهٔ آن‌هاست». «و وقتی هالیوود تو را می‌خواهد، در این کار بسیار مهارت دارد.»

    دریافت روزانهٔ اخبار سرگرمی، به‌روزرسانی‌های سلبریتی‌ها و برنامه‌های پیشنهادی با خبرنامهٔ EW Dispatch ما.

    مستند به کارگردانی ماریینا زنوویچ است؛ او پیش از این پروژه‌هایی دربارهٔ رابین ویلیامز، ریچارد پرایور، رومان پولانسکی و لنس آرمسترانگ به عهده داشته است.

    «من همیشه عاشق چالش بوده‌ام و Chevy به‌طور قطع یک چالش برای من بود. می‌خواستم شخص واقعی پشت مرد محافظه‌کار و درگیر را که اغلب در دوربین می‌بینیم، بفهمم»، کارگردان در یک بیانیه مطبوعاتی گفت. «در زیر ظاهر شجاعانه، فردی عمیقاً خودآگاه پیدا کردم که لایه‌های طنز و احساس دارد و او را بسیار پیچیده‌تر از ظاهر عمومی‌اش می‌سازد.»

    تولید‌شده توسط CNN Films و West Buttermilk به‌همراه Propagate Content، Five All in the Fifth Productions و Sky، I’m Chevy Chase and You’re Not در تاریخ ۱ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۸ عصر به وقت ET/PT روی CNN پخش می‌شود. این مستند از ۲ ژانویه به‌صورت استریم در سرویس پخش آنلاین CNN در دسترس خواهد بود.

  • ستارهٔ محبوب بالی‌وود دهرمندرا در سن ۸۹ سالگی درگذشت

    ستارهٔ بالی‌وود دهرمندرا (در روز هشتاد و هشتمین تولدش در ۸ دسامبر ۲۰۲۳) در بیش از ۲۵۰ فیلم در طول یک کارنامه شش‌دهه‌ای شگفت‌انگیز (SUJIT JAISWAL)
    ستارهٔ بالی‌وود دهرمندرا (در روز هشتاد و هشتمین تولدش در ۸ دسامبر ۲۰۲۳) در بیش از ۲۵۰ فیلم در طول یک کارنامه شش‌دهه‌ای شگفت‌انگیز (SUJIT JAISWAL)(SUJIT JAISWAL/AFP/AFP)

    ستارهٔ بسیار محبوب بالی‌وود هندی دهرمندرا که به‌خوبی در کمدی‌های عاشقانه و فیلم‌های اکشن پرسرعت بازی می‌کرد، در روز دوشنبه در سن ۸۹ سالگی درگذشت.

    «گذشت دهرمندرا جی نشانگر پایان یک دوره در سینمای هندی است»، وزیر اعظم نارندرا مودی در بیانیه‌ای در شبکه‌های اجتماعی گفت.

    «او یک شخصیت نمادین سینما، بازیگر شگفت‌انگیزی بود که جذابیت و عمق را به هر نقشی که ایفا می‌کرد می‌آورد.»

    این بازیگر اخیراً حالش خوب نبود و به بیمارستانی در بمبئی بستری شد.

    در طول یک کارنامه شش‌دهه‌ای شگفت‌انگیز، دهرمندرا در بیش از ۲۵۰ فیلم حضور یافت، به‌عنوان نماینده مجلس خدمت کرد و با یکی از بالاترین جوایز مدنی هند تجلیل شد.

    در دههٔ ۱۹۸۰، دهرمندرا در مجموعه‌ای از فیلم‌های اکشن نقش‌آفرینی کرد که باعث شد لقب «هی‑من» برای او به‌دست آید.

    نقش نمادین‌ترین دوران او احتمالاً نقش قهرمان دل‌نشین ویرو بود که در فیلم کلاسیک ۱۹۷۵ «شولای» (به معنی «جمره‌ها») ایفا کرد.

    پدر شش فرزند همچنین در زمینهٔ تولید فیلم فعالیت داشت و فیلم‌هایی با بازی پسرانش سنی و بابی دیول تولید کرد.

    آخرین فیلم او «ایکیس» به کارگردانی اسریام راگاوان (به معنی «بیست‌و‑یک») است که برای انتشار در ماه آینده برنامه‌ریزی شده است.

    abh/mtp

  • «۹۵ لاک هندی برای هر نیمسال به‌خاطر دختر کاریسما کاپور پرداخت شد»، وکیل پریا سچدف رسید را در دادگاه نشان می‌دهد، در میانهٔ نبرد حقوقی بر سر ارث سنجای کاپور

    در یک جلسهٔ دادگاه عالی دهلی، تیم حقوقی پریا کاپور شواهد محکمی ارائه داد که ادعاهای مربوط به تقلب در وصیت‌نامه سنجای کاپور را رد می‌کند. اسنادی همچون رسیدهای هزینه و ردپای دیجیتالی، این ادعاها را خنثی کردند؛ در عین حال دادگاه به بررسی نحوهٔ تنظیم و اصالت وصیت‌نامه پرداخت. این پرونده تا ۲۱ نوامبر ادامه خواهد یافت.

    «۹۵ لاک هندی برای هر نیمسال به‌خاطر دختر کاریسما کاپور پرداخت شد»، وکیل پریا سچدف رسید را در دادگاه نشان می‌دهد، در میانهٔ نبرد حقوقی بر سر ارث سنجای کاپور

    در روز سوم نبرد حقوقی بر سر وصیت‌نامهٔ صنعت‌گر مرحوم سنجای کاپور، دادگاه عالی دهلی به بررسی ردّی دقیق از سوی تیم حقوقی پریا کاپور نسبت به ادعاهای مطرح‌شده توسط طرف کاریسما کاپور پرداخت. برای کسانی که با جزئیات آشنا نیستند، فرزندان کاریسما و همسر بیوهٔ سنجای کاپور در میانهٔ یک دعوای قانونی برای ارث‌برداری از اموال به ارزش ۳۰٬۰۰۰ کرور هندی او هستند. فرزندان کاریسما دادخواستی تنظیم کردند که ادعا می‌کند پریا وصیت‌نامه را تقلبی ساخته است. در جلسهٔ قبلی، دختر کاریسما ادعا کرد که دو ماه هزینهٔ تحصیلی‌اش پرداخت نشده است. این امر باعث شد دادگاه به هر دو طرف هشدار دهد که از نمایشی‌گری دراماتیک خودداری کنند.

    با این حال، وکیل پریا، شیل ترهان، اسناد گسترده‌ای ارائه داد تا ادعای پیشین مبنی بر عدم پرداخت هزینه‌های دانشگاهی فرزندان را رد کند. او رسیدی به مبلغ ۹۵ لاک هندی برای هر نیمسال نشان داد که تأیید می‌کند پرداخت قبلاً انجام شده است و بیان کرد که قسط بعدی برای نیمسال دوم تنها در ماه دسامبر موعد دارد.

    فرزندان کاریسما کاپور وصیت‌نامه سنجای کاپور را به چالش می‌کشند؛ تضادهای آشکار را برجسته می‌سازند

    این مستقیماً با جلسهٔ قبلی در تضاد بود، که در آن وکیل نمایندهٔ دختر کاریسما ادعا کرد دو ماه هزینه پرداخت نشده‌اند. پس از رفع مسأله هزینه‌ها، دادگاه به موضوع اصلی، یعنی اصالت وصیت‌نامهٔ سنجای، که کاریسما و فرزندانش به آن اعتراض دارند، پرداخت. سپس تیم دفاع تمام توالی مراحل تدوین وصیت‌نامه را برای دادگاه توضیح داد.

    آن‌ها توضیح دادند پیش‌نویس اولیه بر روی لپ‌تاپ نیتین شارما، وکیلی که مسئول تهیهٔ سند بود، تهیه شده است. بیانیهٔ سوگندی او این ادعا را با اسکرین‌شات‌ها، تاریخچهٔ فایل‌ها و متادیتا تأیید کرد. شارما حتی لپ‌تاپ خود را در دادگاه نشان داد و به دادگاه اجازه داد تا جزئیات را به‌صورت مستقیم بررسی کند.

    تیم دفاع سپس جدول زمانی ویرایش‌ها را تفکیک کرد: سنجای پیش‌نویس را در ۱۰ مارس ۲۰۲۵ بازبینی کرد، بازخورد خود را در روزهای پس از آن ارسال کرد و نسخهٔ نهایی در ۱۷ مارس ۲۰۲۵ تکمیل شد. این تاریخ‌نگاری دقیقاً با اقرار طرف مدعیان که سنجای در همان روز به دهلی رسیده بود، هماهنگ بود. سوابق سفر ارائه‌شده در دادگاه با متادیتا مطابقت پیدا کرد و یک توالی زمانی دیجیتالی و فیزیکی بدون درز ایجاد کرد.

    زنجیرهٔ نگهداری سند نیز به‌صورت کامل تشریح شد؛ از ایجاد فایل ورد تا تبدیل آن به پی‌دی‌اف امضاشده، از ردپای ایمیل بین شارما و حسابدار دینش اگرال تا تغییر نام، ارجاع و نهایتاً لحظه‌ای که سنجای در ساعت ۵:۰۱ بعدازظهر در گروه واتس‌اپ دفتر خانواده به وصیت‌نامه دست یافت. همهٔ این مراحل توسط لاگ‌ها، اسکرین‌شات‌ها و بیانیه‌های سوگندی پشتیبانی شدند.

    ادعای جدید مدعیان — اینکه امضای موجود در وصیت‌نامه ممکن است اصیل نباشد — به‌تاکید رد شد. تیم دفاع اشاره کرد که همان امضا توسط کاریسما و فرزندان برای دریافت منافع به ارزش ۲٬۰۰۰ کرور هندی از صندوق خانواده RK به‌کار رفته بود. آن‌ها تا پیش از این مسألهٔ وصیت‌نامه، اصالت امضا را هرگز زیر سؤال نگرفتند؛ این مناقشه فقط به دارایی‌های شخصی باقیماندهٔ سنجای، از جمله سهم ۶٫۵٪ او در AIPL و برخی املاک بین‌المللی، مربوط می‌شود.

    هر دو شاهد معتبر، شارما و اگرال، در بیانیه‌های سوگند خود تأیید کردند که امضا اصیل و به‌درستی شاهد داشته شده است. ایمیل‌های ارائه‌شده در دادگاه نشان دادند که پس از وفات سنجای، دینش اگرال بلافاصله با مجری وصیت‌نامه تماس گرفت. مجری اصل وصیت‌نامه را در تاریخ ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵ دریافت کرد — تحویلی که مدعیان به‌صورت کتبی تصدیق کردند. در چندین هفته پس از فوت سنجای، مدعیان درخواست وصیت‌نامه نداشتند و تمرکز خود را بر اسناد تراست متمرکز کردند؛ این رفتار ادعای پنهان‌سازی آن را تضعیف می‌کند.

    ادعای دیگری — اینکه وصیت‌نامه به‌دلیل عدم ثبت مشکوک به نظر می‌رسد — نیز رد شد. تیم دفاع توضیح داد که ثبت وصیت‌نامه بر اساس قوانین هند الزامی نیست و در دهلی نیازی به پروبیت (ثبت قانونی) نیست. علاوه بر این، چون بخش عمده‌ای از دارایی‌های غیرمنقول سنجای در خارج از کشور قرار دارد، پروبیت در هیچ شرایطی ضروری نخواهد بود. موارد حقوقی مرتبط نیز برای تقویت این استدلال‌ها ارائه شد.

    قبل از پایان جلسه، تیم دفاع بر رفتار پریا کاپور از زمان وفات سنجای کاپور تأکید کرد و اشاره کرد که او بیش از ۱ کرور هندی برای آموزش، بهداشت و رفاه کلی فرندان صرف کرده است؛ تماماً مطابق با دستورات تراست و وصیت‌نامه. همزمان، وکیل ارشد راجیو نیار که نمایندهٔ پریا بود، به دادگاه گفت که این یک «سنت سالم» است که شوهر دارایی‌های خود را به همسر می‌سپارد. او با اشاره به وصیت‌نامهٔ پدر همسرم اظهار کرد: «هیچ نکتهٔ مشکوکی در این نیست که همسر تمام دارایی‌های خود را به همسر سپارد. همان‌طور که در وصیت‌نامهٔ پدر همسرم آمده است که تمام دارایی‌ها به همسر او داده شد. این یک سنت سالم است که شاید هنوز ادامه دارد.»

    در میانهٔ این مبارزهٔ حقوقی پرمخاطب، به گزارش‌ها، بازیگر قرارداد مسکن خود در منطقه بندرا وست (مومبای) را تمدید کرده است. طبق اسنادی که توسط اسکور یاردز بررسی شده‌اند، بازیگر فیلم «دل تو پاگل هی» قرارداد جدیدی به‌مدت یک سال به‌ارزش ۶۶٫۱۲ لاک هندی برای خانهٔ لوکس خود امضا کرده است.

    در همین حین، در یک مصاحبهٔ اخیر، پسرعمو کاریسما، آرمین جین، دربارهٔ نحوهٔ مقابلهٔ خانوادهٔ کاپور با برخی حوادث اخیر از جمله درگذشت سنجای کاپور و حمله به سعیف علی خان سؤال شد. جین بیان کرد که آن‌ها همانند یک سپاه متحد ایستاده‌اند و این در DNA خانوادهٔ کاپور است که همیشه می‌توانند بازگردند. او گفت: «در زمان‌های خوب و بد، خانوادهٔ کاپور برای یکدیگر بسیار قوی هستند. ما همانند یک سپاه متحد می‌شویم. این از دوران راج کاپور‑کریشنا کاپور آغاز شد و من این ویژگی را در مادرم دیده‌ام. او همیشه لبخند بر لب دارد. با وقوع برخی حوادث اخیر و تلفات فراوان در داخل خانواده‌مان، اوضاع بسیار غم‌انگیز و دشوار بوده است. اما بخش بهترین و هدف برنامهٔ «ناهار با کاپورها» این است که خانواده در هر لحظه در کنار یکدیگر باشد. بازگشت پس از سقوط، کاملاً بخشی از DNA ماست. این یک ویژگی نسل به نسل است.»

  • برک لین زرد شد تا فیلم جدید ویکد را جشن بگیرد

    برک لین (BBC) به رنگ زرد رنگ‌آمیزی شده
    به «برک لین زرد» خوش آمدید؛ زیر باران!

    برک لین، خیابانی در شرق لندن، به رنگ زرد رنگ‌آمیزی شد تا انتشار فیلم جدید ویکد – «ویکد: For Good» را جشن بگیرد.

    این نصب هنری از طریق همکاری یونیورسال انگلستان، کارخانه آبجوسازی ترومن و شورأ تاور هاملتز به‌وجود آمد.

    شش هنرمند برای نقاشی دیوارنگاره‌های موضوعی ویکد در امتداد مسیر مأمور شدند؛ از جمله: تایا دِ لا کروز، جیمز کوکرن (به‌نام جیمی سی)، تام بلکفورد، آقای سنز، سوفی مس و نیکلاس دیكسون.

    آقای سنز به بی‌بی‌سی گفت که پس از تماشای فیلم ویکد همراه با دخترانش، طرفدار آن است و دربارهٔ این نقاشی اظهار داشت: «من مجبور شدم این کار را در دو روز انجام دهم، و واضح است که در این هوای بسیار سرد، کار دشواری بود.»

    آقای سنز در مقابل دیوارنگارهٔ خود ایستاده است که شخصیت‌های اصلی ویکد را نشان می‌دهد
    آقای سنز از میان گروهی از هنرمندانی بود که برای نقاشی دیوارنگاره‌ها در طول برک لین دعوت شده بودند.

    ایندیا یانگ، مدیر عملیات رویدادهای کارخانه آبجوسازی ترومن، گفت: «هیچ‌جایی مثل برک لین نیست و در ترومن، خانهٔ نمادین خلاقیت و فرهنگ شرق لندن، تخیل و فردیت در مرکز توجه قرار می‌گیرند.»

    در همکاری با Wicked: For Good، ما بسیار خوشحالیم که برک لین زرد را با یک تحول شگفت‌انگیز به زندگی می‌آوریم.

    یونیورسال انگلستان – یک تابلو خیابانی با تم «ویکد» برای برک لین، نصب شده در امتداد جاده
    برک لین زرد تا دوم دسامبر در همان مکان باقی خواهد ماند.