در حال برقراری یک اتصال امن هستیم.
این وبسایت از یک سرویس امنیتی برای محافظت از خود در برابر حملات آنلاین استفاده میکند. ما مرورگر شما را بررسی میکنیم تا یک اتصال امن برقرار کنیم و شما را در امان نگه داریم.
…
این وبسایت از یک سرویس امنیتی برای محافظت از خود در برابر حملات آنلاین استفاده میکند. ما مرورگر شما را بررسی میکنیم تا یک اتصال امن برقرار کنیم و شما را در امان نگه داریم.
…


عنوان مقاله بهخوبی همه چیز را میگوید. در مقاله نظری امروز، با استفاده از اطلاعات موجود تا کنون و با حدسهای مستدل، سعی میکنیم بفهمیم سادی سینک در مرد عنکبوت: روز نو چه نقشی را ایفا میکند.
سادی سینک اولین بار توسط Deadline در مارس ۲۰۲۵ تأیید شد که بخشی از بازیگران مرد عنکبوت: روز نو است. جزئیات کمی دربارهٔ نقش او منتشر شد مگر اینکه کاراکتری «مهم» باشد. از آن زمان، رسانهها و هواداران در سراسر شبکههای اجتماعی بهطور فراوان فانت‑کستهای مختلفی دربارهٔ هویت او ارائه دادند. این فانت‑کستها شامل برخی از شخصیتهای مشهور مارول با موهای قرمز مانند مری جین واتسون، ژان گری، فایرستار، ریچل کول و حتی نسخهای از میدِی پارکر بودهاند. نظریههای دیگر او را بهعنوان گِوِن استی یا حتی بهعنوان ضدقهرمانهای چندجهانی همچون شاترا و ملکه عنکبوت معرفی کردهاند.
امروز، تمام اطلاعاتی که بهصورت عمومی از منابع معتبر در اختیار داریم، بههمراه برخی اطلاعات درونی خودم، مرور میکنیم و سعی میکنیم یک حدس مستدل ارائه دهیم که سرانجام پاسخی قطعی به این سؤال بدهد سادی سینک چه نقشی را ایفا میکند. با این توضیح، بگذارید مستقیماً وارد موضوع شویم.
اولین نکتهای که معمولاً برای کشف شخصیت مینگریم، ظاهر اوست. ظاهر میتواند نشانگر قویای برای شخصیتی باشد که سادی سینک ایفا میکند. و از آنچه میتوانیم ببینیم، این شخصیت موهای زنجبیلی دارد، ژاکت زرد میپوشد، لباس نظامی با الگوی مخفی، شلوار و بوتهای نبرد، که از طریق تصاویر سادی سینک در صحنه تأیید شده است.
اکنون، این ظاهر میتواند به شخصیت انسانی یا زمینیتر که دارای تخصص نظامی یا رزمی است اشاره کند، نه به یک تهدید چندجهانی. با این حال، ممکن است این یک ترفند بسیار پیچیدهٔ یک ضدقهرمان باشد، بنابراین نمیتوانیم فقط بر پایهٔ ظاهر تصمیمگیری کنیم. برای حل این معمای پرتلاش، به اطلاعات بیشتری نیاز داریم.
دومین نکتهای که باید به آن نگاه کنیم، آنچه توسط خبرگیران و رسانههای معتبر به ما اطلاع داده شده است. اولین جزئیاتی که بهدست آمد این بود که سادی ممکن است یک همپیمان باشد، با توجه به حضورش در صفحهنمایش بهعنوان مکس میفیلد در استرینجر تینگز، اما این لزوماً درست نیست. بر اساس توصیف فهرست بازیگریاش، او «زن باهوش و آزاد‑روح، با گذشتهٔ مرموز، ارادهساز، هوشمند و بهسادگی ترسیده نمیشود».
و با توجه به نفوذ اخیر تریلر، واضح است که او جدی است. اما این نیز سرنخی بزرگ دربارهٔ شخصیت او به ما داد. او لزوماً در سمت پیتر نیست، اما بهنظر نمیرسد که کاملاً ضدقهرمان باشد، چرا که در حال حاضر تحت نظارت «پَنِیشِر» بازیگر جان برنثال در فیلم قرار دارد.
شخصیت او حداقل بهنظر میرسد پیچیده باشد. این شخصیت بسیار پیچیده در حال فرار از دپارتمان کنترل خسارت (Department of Damage Control) است؛ جایی که در گزارش اختصاصی قبلیام اعلام کردم ترامِل تیلمان نقش رئیس جدید DODC را ایفا میکند و در مرد عنکبوت: روز نو ظاهر میشود تا شخصیت سادی سینک را که بهنظر میرسد جهشگر یا حداقل فردی با تواناییهای کنترلنشده دارد، دستگیر کند.
در مورد تواناییها، گزارشهای اخیر نشان میدهند که او میتواند شکل را تغییر دهد. نکتهٔ جالب این است که در مصاحبهای با EW، سینی خودش گفت: «بسیاری از مردم فراموش میکنند که رنگ مو میتواند تغییر کند» وقتی در مورد نقشش در مرد عنکبوت: روز نو سؤال شد. بسیاری این جمله را به رنگ موهای او نسبت دادند، ولی شاید او بهنحوی هوشمندانه به نقش تغییرشکلساز اشاره میکرد.
علاوه بر این، گزارشهایی مبنی بر حضور یک ضدقهرمان زن در این فیلم منتشر شد که میتواند همزمان ذهن چندین نفر را کنترل کند؛ همچنین بر پایهٔ صحنههای تریلر نشتشده، افکتهای ذهنگشا و توهمانگیز زیادی بهکار رفته است. این بهنظر میرسد شباهت زیادی به دکتر استرنج دارد، هرچند دکتر استرنج در این فیلم حضور نخواهد داشت. میتوانم تأیید کنم که در این فیلم صحنههای توهممانند با حضور چندین شخصیت، نه فقط پیتر پارکر، به چشم خواهد خورد.
بنابراین، واضح است که موارد زیادی در اینجا در جریان است و با در نظر گرفتن آشفتگی شایعات و سرنخها دربارهٔ نقش سادی سینک در ماههای اخیر، سعی در شناسایی یک شخصیت خاص ممکن است دشوار باشد.
خبرگیران و رسانههای این حوزه، از جمله خودم، در طول چند ماه از مِیدِی پارکر به شاترا و ژان گری رفتهاند، تمام سرنخهای جدید این صحنه را تعقیب میکنند و بهنظر میرسد هر جزئیات جدیدی که منتشر میشود، با آنچه پیشتر گزارش داده بودیم، تضاد دارد. به همین دلیل است که اکثر خبرگیران از اعلام اینکه چه کسی سادی سینک ایفا میکند، میترسند؛ زیرا هیچکس دوست ندارد اشتباه کند و اعتبارش خسارت ببیند.
با این حال، در یکی از جلسات تفکری شبانهام، که بهگونهای آن را «آموزش‑نامهٔ تفکری» مینامم، یک ایده جالب پیدا شد. چهاگر تمام سرنخهای این فیلم فریبداده‑کننده نباشند؟ چهاگر بهجای تمرکز بر جزئیات کوچک، بهکل تصویر بزرگ نگاه کنیم؟ اگر همه سرنخها صحیح باشند، سادی سینک نقش یک شخصیت زن ضدقهرمان با موهای قرمز، برخی آموزشهای نظامی یا تخصص، گذشتهای پیچیده، توانایی تلهپاتی، قابلیت «تغییر شکل» و طبقهبندی بهعنوان جهشگر توسط DODC باشد. و فکر میکنم ممکن است مرتکب اصلی را پیدا کرده باشیم.
احتمالاً این شخصیتی نیست که انتظار میرفتید، نه؟ بگذارید خلاصهای سریع از مری واکر را برایتان ارائه دهم و سعی کنم شما را متقاعد کنم که چرا فکر میکنم سادی سینک این نقش را در روز نو ایفا میکند.

والکر در کتابهای کمیک در سال ۱۹۸۸ معرفی شد و از ابتدا شخصیتی پیچیده بود؛ او تحت تأثیر گذشتهٔ تلخ خود از سوءاستفادهٔ کودکی قرار گرفته بود که منجر به پیدایش شخصیتهای جایگزین در او بهدلیل اختلال هویت تجزیهای شد. علاوه بر این، بهدلیل فشار روانی عمیق ناشی از سوءاستفادهٔ پدر، شخصیت دیگر او توانست تواناییهای روانی نهفتهاش را بیدار کند که بعدها بهعنوان جهشگر شناخته شد.
بهتدریج، او تواناییهای تکنیرویی و تلهپاتی خود را توسعه داد و همچنین بهعنوان یک هنرپیشهٔ رزمی و مبارز نزدیکبهدست در مبارزات نزدیک مهارت پیدا کرد. او بهعنوان یک مزدور خیابانی بدنام شناخته شد که توجه «کینگپین» را جلب کرد و یکی از مهمترین دستیاران او شد. او با شخصیتهای معروفی مانند داروویل و مرد عنکبوت برخورد داشته است. او رابطهای پیچیده با داروویل داشته که در نهایت او را بهعنوان رهبر موقت «هند» در رویداد کمیک «شدوِلندز» معرفی کرد.
از همان ابتدا، این شخصیت چندین نکته را پوشش میدهد. ابتدا، ظاهر او شبیه به شخصیت ناشناختهٔ سادی سینک در فیلم است؛ موهای قرمز، پیشانی مشابه و یونیفرم نظامی رزمی.
دوم اینکه طبقهبندی مری بهعنوان جهشگر در کتابهای کمیک، که بهطور اتفاقی «جهشگر صفر» پس از حوادث «خانهٔ M» نامیده میشود، با طبیعت جهشگری شخصیت ناشناختهٔ سادی سینک در فیلم همراستا است و همچنین دلیل تعقیب او توسط DODC بهدلیل جهشگریاش را تأیید میکند.
سوم اینکه تواناییهای روانی او با صحنههای کنترل ذهن که در فیلم دیده میشود، همراستا هستند؛ بهطوری که در تریلر نشتشده، چندین نگهبان تحت تأثیر یک نیروی ناشناخته قرار میگیرند، و دیدن اینکه شخصیت سادی با دست باز و بیسلاح به نگهبانان نزدیک میشود، بهمنظور نشاندادن داشتن توانایی مخفی میتواند منجر به این باشد.

در مورد بخش تغییر شکل مهارتهای او، این نیز با تائیفید مری سازگار است؛ چرا که مری بهدلیل تشخیص اختلال هویت تجزیهای (DID) شناخته میشود. در کمیکها، هر بار که مری واکر به شخصیت تائیفید مری تبدیل میشود، ظاهرش فیزیکی تغییر میکند؛ نیمی از چهرهاش به رنگ سفیده تبدیل میشود، موها و بدنش نیز تغییر میکنند. این بهخوبی بازتابی از افراد مبتلا به DID است، اگرچه بسیار اغراق شده. این نیز بهصورت زیرکانه به اشارهٔ سادی به تغییر رنگ موهایش میپردازد.
جالب است که DID مری دلیل حضور برُس بَنر (Bruce Banner) در فیلم میشود. بهطور عمومی شناخته شده که در دنیای MCU، دکتر بَنر شخصیتی با هویت دوگانهٔ «هُلک» دارد و توانسته است هم هوش و هم قدرت را در کنار هم ترکیب کند؛ این امکان را میدهد که هر دو، هُلک و بَنر، بهصورت مسالمتآمیز همزیست شوند.
اگر این مهمترین دلیل باشد که پیتر برای جستوجوی بَنر در روز نو میرود، شاید او در ابتدای فیلم برخوردی با شخصیت سادی—بهصورت یک مری خوشطبع—داشته باشد و بعدها با شخصیت ضدقهرمانش روبرو شود. اگر او متوجه شود که مری شخصیتهای متعدد دارد، شاید بهدلیل این که پیتر به دکتر بَنر رجوع میکند تا برای کنترل شخصیتهای جایگزین مری، کمک بخواهد.
در نهایت، بعید است که پیتر در همان لحظه به کمک رادیواکتیویتهٔ گاما بَنر نیاز داشته باشد، و شاید بَنر خوشش بیاید که بتواند بهعنوان دکتر بَنر به شخصی که وضعیت او شبیه به خود اوست، کمک کند؛ نه فقط بهعنوان هُلک، بلکه بهعنوان انسانی که میتواند با تجربهٔ خود به مری کمک کند تا با چالشهای تراژیک خود مبارزه کند و مکانیزمهای مقابلهای را پیدا کند.
اتصال جالب دیگری حضور «هند» است. به یاد داشته باشید که در یک گزارش اختصاصی قبلی، درباره «شخصیت تاریک، زنانه، با ظاهر سایبرپانک الهامگرفته از ژاپن، دارای کاتانا و مرتبط با سامورایی و شینوبی (که اکنون میدانیم به «هند» تعلق دارند)» صحبت کرده بودیم. در کمیکها، تائیفید مری یکی از رهبران «هند» در عصر Shadowlands در غیاب داروویل بود و از آن برای انجام فعالیتهای غیرقانونی بهدست کینگپین استفاده میکرد. او در این دوران از کاتانا استفاده میکرد. این یک نکتهٔ دیگر است که نشان میدهد سادی سینک میتواند ماری واکر باشد.

در نهایت، اگر سؤال و جوابهای من را اینجا مطالعه کردهاید، ممکن است بهخاطر داشته باشید که در یکی از سرنخی که دنبال میکردم، شخصیت سادی سینک میتوانست یکی از چهرههای «سگا جهشگر» باشد. تاریخچه تائیفید مری در کمیکهای مارول بهخصوص در رابطه با جهشگر، بهویژه بهدلیل اینکه او نتیجهٔ آزمایشی بهنام Project Psyche (که بهعنوان Weapon IX شناخته میشود) است.
با خود میپرسم: پس از تکمیل Weapon IX، چه پروژه جهشگر معروفی به سراغ آمد؟ اگر جوابتان Weapon X بود (مانند ولفرین، سابرتوث و دیگر اصول جهشگرهای مشهور)، پس درست حدس زدید.
شایعهای که از یک منبع دربارهٔ داستان «سگا جهشگر» شنیدهام این است که در نهایت معلوم خواهد شد ایالات متحده طی سالهای طولانی برنامهٔ Weapons Plus را در MCU اجرا میکرده است؛ و با نزدیک شدن سگا جهشگر به درهای ما، حضور X‑Men که در آستانهٔ ظهورشان هستند، و احتمال حضور Weapon IX در یک فیلم MCU پیش از معرفی جهشگران، برایم بیش از حد تصادفی بهنظر میرسد.
همانگونه که در تمام مقالههای نظری اینگونه است، ممکن است در اینجا اشتباه کنم و دلایل متعددی برای این وجود داشته باشد. نکتهٔ اصلی که ممکن است مطرح شود این است که ما قبلاً ماری واکر را در دنیای Marvel/Netflix در فصل دوم آیرن فست داشتهایم و این شخصیت از لحاظ فنی هنوز زنده است.
در حال حاضر، نمیدانیم آیا دنیای Netflix بهصورت کامل در MCU ادغام شده است یا فقط یک دنیای مجاور که در آن رویدادهای مشابهی در MCU رخ دادهاند. آنها بهصورت گزیده تصمیم میگیرند چه اتفاقاتی رخ داده یا نرسیدهاند. بهاحتمال زیاد، رویدادهای آیرن فست بهصورت ۱۰۰٪ به MCU منتقل نشدهاند و داستانسرایی ماری واکر میتواند یکی از آنها باشد.
نقطهٔ دیگر این است که او ممکن است صرفاً یک شخصیت اصلی جدید باشد یا شخصیتی دیگر که هنوز شناسایی نکردهایم. اما زمان نشان خواهد داد.
بهنظر شما سادی در مرد عنکبوت: روز نو چه نقشی ایفا میکند؟ نظرات خود را در شبکههای اجتماعی بیان کنید یا به دیسکورد ما ( از طریق Patreon ) بپیوندید تا این موضوع و سایر سکانسهای سگا چندجهانی را با دیگر طرفداران مارول به بحث بگذارید!


“ما اینجا آمدیم تا آناکوندا بسازیم – حالا توی خودش افتادیم!” 🐵 سونی پیکچرز یک تریلر رسمی نهایی برای بازسازی جدید آناکوندا منتشر کرده است؛ یک کمدی اکشن ساده که در روز کریسمس در سینماها به نمایش میرسد. نسخهٔ اصلی آناکوندا یک کلاسیک دههٔ ۹۰ است؛ فیلم اکشن کاملاً مسخرهای با بازی جِیلو و آیس کیوب که بهطور ناخواسته خندهدار است ولی در عین حال ترسناک هم میباشد. این بازسازی با طنز فراوان و یک مفهوم متای دیوانهوار پیش میرود. دو دوست در میانهٔ بحران میانسالی خود قرار دارند – پس تصمیم میگیرند فیلم مورد علاقهشان را دوباره بسازند، اما هنگام ورود به جنگل با حوادث غیرمنتظرهای مواجه میشوند. اوضاع زمانی جدی میشود که یک آناکوندا غولپیکر واقعی ظاهر میشود و صحنهٔ شلوغ و کمدی آنها به وضعیت مرگبار تبدیل میکند. بازیگران این فیلم پل راد و جک بلک بهعنوان گریف و داگ، بههمراه استیو زان، تاندیوی نیوتن، دانیلا ملچیر و سلتون مللو هستند. نحوهٔ تبلیغ این فیلم و عجیب بودن این تریلرها من را به این فکر میاندازد که احتمالاً بهکل بهوحش خواهد بود. اما شاید برای برخی خندهآور باشد و آنها امیدوارند همین کافی باشد تا کمی درآمد گیشه بهدست آید. نظر شما چیست؟
در اینجا تریلر رسمی نهایی (بههمراه پوستر) برای فیلم آناکوندا به کارگردانی تام گورمیگان، از یوتیوب سونی، موجود است:


برای دیدن صحنههای بیشتر میتوانید تریلر رسمی اول فیلم آناکوندا به کارگردانی تام گورمیگان را همینجا دوباره مشاهده کنید.
داگ (جک بلک) و گریف (پل راد) از زمان کودکی دوستان صمیمی بودهاند و همواره رویای بازسازی فیلم مورد علاقهٔ تمامعصرشان، «کلاسیک» سینمایی آناکوندا را داشتهاند. 🐍 زمانی که بحران میانسالی آنها را به تصمیم نهایی میرساند، به عمق جنگل آمازون میرسند تا فیلمبرداری را آغاز کنند. اما وقتی یک آناکوندا غولپیکر واقعی ظاهر میشود، صحنهٔ شلوغ و کمدی آنها به وضعیت بسیار مرگبار تبدیل میشود. فیلمی که مشتاقانه میخواهند بسازند؟ شاید همین باعث مرگشان شود. آناکوندا توسط نویسنده/تولیدکننده/سینماگر آمریکایی تام گورمیگان کارگردانی شده است؛ کارگردانی فیلمهای That Awkward Moment و The Unbearable Weight of Massive Talent پیش از این. فیلمنامه توسط تام گورمیگان و کوین ایتن نوشته شده است. تولید این فیلم به عهده براد فولر، اندرو فرم، کوین ایتن و تام گورمیگان است. سونی پیکچرز بازسازی آناکوندا را بهصورت سینمایی در سرتاسر کشور از روز پنجشنبه، ۲۵ دسامبر ۲۰۲۵، یعنی در روز کریسمس، به نمایش میگذارد. به نظر خوب میآید؟

Kartik Aaryan، Ananya Panday، کارگردان Sameer Vidwans، تهیهکنندگان Karan Johar، Apoorva Mehta و Shareen Mantri Kerdia در مراسم رونمایی از تیزر Tu Meri Main Tera Main Tera Tu Meri در یک چندسینما در مومبی حضور یافتند. این فیلم در تاریخ ۲۵ دسامبر در سینماها به نمایش میرسد، در زمانی که موج Dhurandhar سرسختانه ادامه دارد. همزمان، Avatar: Fire And Ash آماده عرضه در تاریخ ۱۹ دسامبر است که همچنین پردههای نمایش را اشغال خواهد کرد. Ikkis نیز قرار بود در کریسمس به اکران برسد، اما در تاریخ ۱ ژانویهٔ ۲۰۲۶ به تعویق افتاد؛ این تصمیم در ۱۷ دسامبر اعلام شد. با این حال، Tu Meri Main Tera Main Tera Tu Meri با مخالفت دو رقیب بزرگ روبرو خواهد شد و ممکن است منجر به بروز مشکلات بهاشتراکگذاری صحنهها شود.

کارن جوهر وقتی از او سؤال شد، اینگونه پاسخ داد: “بهعنوان تهیهکننده، معتقدم که جایگاهی برای تعداد زیادی از فیلمها وجود دارد. برای هر فیلم فرصتی برای عملکرد وجود دارد. همچنین احساس میکنم فیلم ما Tu Meri Main Tera Main Tera Tu Meri بسیار متفاوت از سایر فیلمهایی است که در سالنهای سینما به نمایش گذاشته میشوند.”
او افزود: “من بهشدت به موفقیت Dhurandhar افتخار میکنم. تبریک صمیمانهام را به کل تیم اعلام میکنم؛ این یک فیلم شگفتانگیز است. درباره Avatar: Fire And Ash بهترین نظرات را شنیدهام؛ اما نظرات شگفتانگیز دیگری درباره فیلممان نیز شنیدهام! میدانم که این یک انتشار بهمناسبت کریسمس است؛ یک اکران جشنوارهای است.”
کارن جوهر ادامه داد: “همچنین مایلم از این فرصت استفاده کنم و بگویم که مشتاقانه منتظر تماشای Ikkis هستم. این فیلم برای همهمان بسیار خاص است. برای من دلیل شخصی نیز وجود دارد. ما ارادت، احترام و تقدیر فراوانی نسبت به دارام جی (دهامندرا) داریم. از دست دادن او برای همه ما یک ضایعهٔ بزرگ بود. تماشای آخرین فیلم او برای ما بهعنوان هواداران و دوستداران سینما معنای ویژهای دارد. همچنین، این film فیلم آگاستیا ناندا است؛ من او را سالها میشناسم. دینوو (تهیهکننده دینش ویجان) دوست بسیار نزدیکی است.”
کارن جوهر با خوشحالی پایان داد: “پس، فکر میکنم همهٔ ما میتوانیم در سینماها بهطرز فوقالعادهای موفق باشیم. تمام توان باید در صندوق فروش سینمای هندی متمرکز باشد. وقتی ما پیشرفت میکنیم، شما هم پیشرفت میکنید؛ و وقتی شما پیشرفت میکنید، ما پیشرفت میکنیم!”


دهوراندَر همچنان نه تنها بهدلیل عملکرد قویاش در گیشه، بلکه بهخاطر قرارداد عظیم OTT، توجهها را به خود جلب میکند.
به گزارشها، فیلمی که رانویر سینگ در آن نقشآفرینی میکند و توسط آدیتیا دار کارگردانی شده است، معیار جدیدی را در نتفلیکس تعیین کرده و فشارپا ۲ اثر آلو آرجون را در رقابت OTT پشت سر گذاشته است.
طبق بیانات منابع صنعتی، حقوق OTT دهوراندَر حدود ۲۸۵ کرور روپیه به فروش رسیده است که این رقم تا کنون بالاترین قرارداد نتفلیکس برای یک فیلم هندی به شمار میآید.
پیشتر فشارپا ۲ با فروش OTT تخمینی نزدیک به ۲۷۵ کرور روپیه رکورد را در اختیار داشت. با این معامله، دهوراندَر این نقطه عطف را شکست و رکورد جدیدی ثبت کرد.
این قیمت هنگفت نشان از تقاضای قوی برای فیلم دارد؛ حتی پیش از اتمام دوره نمایش سینمایی. تمایل نتفلیکس برای سرمایهگذاری این مبلغ عظیم، نشانگر اطمینان پلتفرم از دسترسی گسترده و جذابیت بلندمدت فیلم است.
همزمان با هیجان OTT، دهوراندَر همچنین عملکردی فوقالعاده در سینماها دارد.
طبق گزارش Sacnilk، این فیلم بیشترین مجموعه درآمد در هفته دوم سینمای هندی را ثبت کرده و پیشیگیر رکورد قبلی فشارپا ۲ بوده است. شگفتآور این است که این دستاورد را تنها در پنج روز به دست آورده.
تجمع بازیگران فیلم شامل رانویر سینگ، آکشای خانا، ر. مدهوان، آرجون رامپال، سانجی دات، سارا آرجون و راکش بیدی است و بازیگران دیگری نیز در نقشهای کلیدی حضور دارند. این فیلم بهعنوان قسمت اول یک سری دو‑قسمتی برنامهریزی شده طراحی شده است.
داستان حول یک مأموریت اطلاعاتی دهساله میچرخد که در آن یک مأمور مخفی هندی به دنیای زیرزمینی جنایی و سیاسی کراچی نفوذ میکند.
با ترکیب جاسوسی، اکشن و درام، این فیلم بستر داستانی گستردهتری را برای ادامه در قسمت دوم فراهم میکند.
با رقمهای شکستهکننده رکوردهای گیشه و قرارداد OTT بیسابقه، دهوراندَر بهطور قطعی بهعنوان یکی از بزرگترین فیلمهای هندی در سالهای اخیر تثبیت شده است.


در حدود یک دههی گذشته، قهرمان واقعی اکشن، تام کریس با کارهای شجاعانهاش در فیلمهای «ماموریت: غیرممکن»، تاپ گان: ماوریک، چند فیلم «جک ریچر» و همچنین آمریکن مید ما را شگفتزده کرده است. اما میدانید که این فیلمها چه نکتهای را ندارند؟ هیچکدام از آنها «تام» (TC) را نمیدیدند که میرقصد — و میحفَر — در یک جفت چکمهٔ کابویی و (بهنظر میرسد) مقدار قابلقبولی پروتز به تن داشته باشد. اینجاست که «کمدی با مقیاس فاجعهبار» آلخاندرو جی. اینیاریتو، Digger، که اولین تیزر نمایشیاش امروز ظهر منتشر شد، وارد میشود. ویدیو را در زیر ببینید؛
توپیک تاندر هواداران، خوشحال باشید — بهنظر میرسد روح لس گروسمن یک وسیلهٔ تازه یافته! یا حداقل حرکات او همینطور است. وقتی به تیزرها نگاه میکنیم، Digger تقریباً فقط یک تبلیغ است و بهندرت جزئیات بیشتری نشان میدهد، اما بهعنوان اولین نگاهی به حماسهی ۳۵ میلیمتری VistaVision اینیاریتو — نوشته شده بههمراه همکاران بردمن الکساندر دینلاریس و نیکلاس جاکوبون، و نمایشنامهنویس برجسته سابینا برمن — بهوضوح حس چیزی کاملاً نو و منحصر به فرد را از سوی فیلمساز و بازیگر اصلی القا میکند. در حالی که جزئیات داستان هنوز کاملاً مخفی ماندهاند (بهجز گزارشهای غیرتأییدشدهای مبنی بر این که کریس نقش مردی را ایفا میکند که میخواهد قبل از وقوع فاجعه، نجاتبخش بشریت باشد)، اینیاریتو در کنهای Cannes اوایل امسال وعده داد که او و کریس «یک کمدی خشن، وحشی با مقیاس فاجعهبار» برای سینما تماشاکنندگان در نظر دارند. «این دیوانهکننده است»، کارگردان در همان زمان گفت. «ترسناک، خندهدار و زیباست.»
با فهرست پرکار برای این پروژه (آنتومیا آف آ فول بههمراه ساندرا هُلر، جِسی پلمونز، جان گودمن، سوفی وایلد (از تاک تو می)، مایکل سوتهبارگ، ریز احمد، اِما دیآرسی)، کریس برای اولین بار پس از بیش از یک دهه از قالب اکشن خارج میشود و همهٔ پیشبینیها دربارهٔ آنچه او و اینیاریتو میپزند نامعلوم باقی میماند؛ میتوان گفت که ما کاملاً درگیر این پروژه هستیم و برای انتشار Digger در اکتبر ۲۰۲۶ آمادهایم. حتی میتوانید بگویید که ما کاملاً «حفاری» میکنیم. (ببخشید، نه.)
فقط برای اطلاع شما، ممکن است ما از طریق لینکهای این وبسایت کمیسیون یا جبران دیگری دریافت کنیم — بخوانید که چرا باید به ما اعتماد کنید.

بنیامین تراولتا، ۱۵ ساله، از طریق اهدای تخمک توسط بازیگر ریللی کیو، نوهدختر الویس پریسی، به دنیا آمد، بر پایه مدارک موجود در دعوای جاری علیه پریسلا پریسی.

نوشته دیوید کی. لی و سامانتا کوکینهم
فرزند کوچکترین جان تراولتا، نوهٔ بزرگ الویس پریسی است که از طریق اهدای تخمک توسط نوهدختر «پادشاه راکاند-رول»، ریللی کیو، به دنیا آمده است؛ این ادعا در دعوایی که علیه این خانواده مشهور جاری است، مطرح شده است.
ریلی کیو — دختر لیسا ماری پریسی و نوهدختر الویس و پریسلا پریسی — یک «جاگر قدیمی» دریافت کرد و «بین ۱۰٬۰۰۰ تا ۲۰٬۰۰۰ دلار» در ازای اهدای تخمکی که منجر به تولد بن تراولتا در سال ۲۰۱۳ شد، بر اساس اسنادی که توسط وکلای شرکای تجاری پیشین پریسلا ارائه شده است.
بریژیت کروزه و کوین فیالکو، فرزند پریسلا پریسی، ناوارون گارسیا را در یک شکایت مدنی شهرستان لسآنجلس به تخلف از قرارداد متهم کردهاند. این دو همچنین دعوای دیگری علیه پریسلا پریسی دارند که ادعای تقلب و نقض قرارداد را مطرح میکند.
بهگفته وکلای کروزه و فیالکو، مذاکراتی درباره اهدای تخمک از لیسا ماری پریسی که در اوایل دهه ۲۰۱۰ حدود چهل سالگی خود را داشت، به همسر تراولتا، کیلی پرستون مرحوم، صورت گرفت.
اما این معامله خراب شد، چون تراولتا «نمیخواست تخمکهایی با هروئین داشته باشد» و آنها ترتیبی دادند که ریللی کیو تخمکهای خود را به تراولتا بدهد تا کیلی بتواند پسری به نام بن تراولتا به دنیا آورد، به نقل از کروزه و فیالکو.
بهگفته شاکیان، «به ریللی کیو یک جگوار قدیمی داده شد و برای این معامله بین ۱۰٬۰۰۰ تا ۲۰٬۰۰۰ دلار پرداخت شد».
عکسای از یادداشتی دستنویس روی ادوات هتل که جزئیات معامله را توضیح میداد، در دادخواست ارائه شد.

بن تراولتا در نوامبر ۲۰۱۰ بهعنوان سومین فرزند تراولتا و پرستون به دنیا آمد.
بزرگترین فرزندشان، جت، تنها ۱۶ سال داشت که در تعطیلات خانوادگی در باهاما در ۲ ژانویهٔ ۲۰۰۹ بهدلیل تشنج درگذشت. پرستون در زمان مرگش، ۱۲ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ۵۷ ساله بود؛ او به سرطان پستان مبتلا بود.
فرزند دیگر این زوج، الّا بلو تراولتا، ۲۵ ساله، بازیگر، خواننده و مدل است.
نمایندگان تراولتا، کیو و گارسیا در روز پنجشنبه به درخواستهای اظهار نظر پاسخ ندادند.
وکیل پریسلا پریسی، مارتی سینگر، ادعاهای کروزه و فیالکو را «ننگین» توصیف کرد اما بهطور مستقیم به ادعای اهدای تخمک نپرداخت.
«بریژیت کروزه، کوین فیالکو و همدستانشان نشان دادهاند که هیچ میلهای برایشان خیلی پایین نیست؛ هیچ خط اخلاقیای وجود ندارد که از عبور از آن خودداری کنند تا از مسئولیت سنگین خود در مقابل پریسلا پریسی فرار کنند»، مارتی سینگر در بیانیهای گفت.
«در یک تلاش کاملاً نامناسب برای اعمال فشار بیش از حد بر پریسلا به منظور پسگیری ادعاهای قانونی و صادقانهاش، کروزه و همدستانش همچنین به فرزند، پسرعموی و دستیار پریسلا شکایت کردهاند. این ادعاهای شگفتانگیز جدید هیچگونه ارتباطی با ادعاهای موجود در این پرونده ندارند. رفتار کروزه، فیالکو و وکلای جدیدشان (که در حال حاضر در چهارمین مجموعه وکیل خود هستند) ننگین است و بهطور حتمی در دادگاه مورد بررسی قرار خواهد گرفت.»
دیلن موپری، لورین ویلسون و کلویی ملِس مشارکت کردند.


کاپیتان برگشت — و او حالا پدر است!
استودیوی مارول بالاخره اولین تیزر «انتقامجویان: Doomsday» را به صورت آنلاین منتشر کرد، پس از این که پنجشنبهٔ گذشته در سینماها همراه با نمایشهای اولیهٔ «آواتار: آتش و خاک» پخش شد.
تیزر اول فاش کرد که استیو راجرز، انتقامجوی پرچمدار که توسط کریس ایوانز به تصویر کشیده شده است، در ماجرای تیمی بعدی مارول باز خواهد گشت؛ این فیلم برای ۱۸ دسامبر ۲۰۲۶ برنامهریزی شده است. در یک تحول، کاپیتان آمریکا بهعنوان پدر یک نوزاد معرفی میشود.
مارول بهتدریج در حال آمادهسازی «Doomsday» است که کمتر از یک سال دیگر در سینماها به نمایش میرسد. طبق گزارشها، تیزرهای بیشتری که بر شخصیتهای دیگر تمرکز دارند، در هفتههای آتی منتشر خواهند شد. تریلر کاپیتان آمریکا پیش از انتشار سینماییاش بهصورت آنلاین نشت کرد و این هفته نیز تیزری متمرکز بر تور در نشتهای شبکههای اجتماعی ظاهر شد. انتظار میرود این تیزر نیز همانند تیزر کاپیتان، همراه با نمایش «آواتار: آتش و خاک» از روز پنجشنبه در سینماها پخش شود.
جو و آنتونی روسو، که پیشتر فیلمهای «کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان»، «کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی»، «انتقامجویان: جنگ بینهایت» و «انتقامجویان: پایان بازی» را کارگردانی کردهاند و برای «Doomsday» برمیگردند، بیانیهای کوتاه در صفحه اینستاگرام خود منتشر کردند.
«شخصیتی که زندگی ما را تغییر داد»، دربارهٔ کاپیتان آمریکا نوشتند. «داستانی که ما را همه به اینجا کشاند. همیشه قرار بود به این نقطه بازگردد…»
تیزر که در یک مزرعهٔ آرام اتفاق میافتد، با سوار شدن استیو بر موتور سیکلت به سمت خانهاش آغاز میشود، در حالی که نسخهٔ پیانوی تم «انتقامجویان» در پسزمینه پخش میشود. کلاهخود آبی او یادآور لباس کاپیتان آمریکا است که او آن را بیرون میآورد و بهنظرتان مینگرد. او یک نوزاد را در آغوش دارد و با افتخار نگاه میکند؛ تیزر با عبارت «استیو راجرز برای «انتقامجویان: Doomsday» بازخواهد گشت» به پایان میرسد. در انتهای تیزر، شمارش معکوسی آغاز میشود که تا زمان اکران «Doomsday» در سینماها بهپایان میرسد.
طرفداران مارول برای آخرین بار کاپیتان آمریکا، انتقامجوی بنیانگذار، را در لحظات پایانی «انتقامجویان: پایان بازی» سال ۲۰۱۹ دیدند. پس از نجات جهان از شرور بنفش به نام تانوس، کاپیتان آمریکا این مأموریت شخصی را بر عهده گرفت که سنگهای بینهایت گمشده را به مکانهای مناسب خود در طول زمان بازگرداند. پس از اتمام مأموریت سفر زمانی، استیو پیر به خط زمان اصلی MCU بازگشت و سپر قرمز‑و‑سفید ویبرانیوم خود را به دستیار پیشیناش، سام ویلسون (آنتونی مککی)، واگذار کرد؛ او را از «باز» به کاپیتان آمریکا جدید ارتقا داد. پس از سپردن سپر به سام، استیو دوباره به زمان گذشته بازگشت تا با محبوباش پگی کارتر (هیلی آتوِل) دوباره متحد شود.
پس از آنکه استیو در فیلم اصلی «کاپیتان آمریکا» ناپدید شد و در یخ منجمد شد، پگی پیر شد اما هرگز عشق خود به او را از دست نداد. اکنون با فناوری سفر زمان از طریق قلمرو کوانتومی، این دو توانستند ازدواج کنند و طی دههها زندگیشان را همراه هم سپری کنند.
آیا این تیزر به این معناست که استیو بهنحوی به خط زمان اصلی MCU بازمیگردد تا به انتقامجویان بپیوندد؟ آیا این همان کاپیتان است یا نسخهای متفاوت از قهرمان پیر که در پایان «پایان بازی» حضور داشت؟ و نوزاد کیست؟ آیا او یا او دارای توانهای «سوپرسولجر» مشابه کاپیتان است؟
مارول همچنین اولین پوستر «Doomsday» را منتشر کرد که با رنگ سبز، شبیه به رنگهای لباس شناختهشدهٔ دکتر دوم، تزئین شده است.
Doomsday در راه است. ۱۸ دسامبر ۲۰۲۶. #AvengersDoomsday pic.twitter.com/d34QH4BVDU
فنیاً، این اولین بازگشت ایوانز به MCU پس از «پایان بازی» نیست. در فیلم پر فروش میلیارد دلاری سال ۲۰۲۴ «دِدپول و ولورین»، او برای یک نقش کوتاه خندهدار به عنوان فانوس انسانی برگشت؛ نقشی که در فیلم «چهار نفر عالی» شرکت فاکس از سال ۲۰۰۵ بهعنوان قهرمان اصلی او ایفا کرده بود.
در یک پروفایل Esquire دربارهٔ مککی که اوایل این سال منتشر شد، پیش از این که «باز» پیشین نقش کاپیتان را در «کاپیتان آمریکا: دنیای تازه» بر عهده بگیرد، ایوانز گفت که «بهخوشی بازنشسته» است و گزارشهای مربوط به بازگشت او به مارول را رد کرد.
«این دروغ است»، ایوانز دربارهٔ شایعهٔ بازگشتش در آن زمان گفت و توضیح داد که این گزارشها «هر چند سال یکبار» رخ میدهند، از زمانی که او در «پایان بازی» از صحنه رفت.
«من دیگر به آن پاسخ نمیدهم»، او افزود. «آره، نه — بهخوشی بازنشستهام!»
ایوانز تنها ستارهٔ اصلی «انتقامجویان» نیست که برای «Doomsday» بازمیگردد. رابرت داونی جونیور نیز بازمیگردد، اما نه بهعنوان تونی استارک. در عوض، او زرهٔ مرد آهنی خود را کنار میگذارد تا نقش شریرش نهایی، دکتر دوم، در فیلم عبور از چندجهان را ایفا کند. سایر قهرمانان بازگشتی شامل کریس همسورث بهعنوان تور، مککی، دنی رامیرز، سباستین استن، پل راد، تام هیدلستون، لتیشیا رایت، وینستون دوک، سیمو لیو، پدرو پاسکل، ونسلا کربی، جوزف کوئن، ایبون ماس‑باچراچ، فلورانس پوغ، دیوید هاربور، وايت راسل، هانا جان‑کامن و لیویس پولمن نیز میباشند. از جهان «ایکسمن»، پاتریک استوارت، ایان مککنلن، کلسِی گرامر، آلن کمینگ، جیمز مارسدن، چانیگ تاتوم و ربکا رومیجن نیز به MCU خواهند پیوست.

شرکت تولیدی نویسنده کتابهای کمیک، Tiny Onion، کیسی گنزالس را بهعنوان مدیر چندرسانهای بهکار گرفته تا بهسرعت در مسیر پیشرفت انیمیشن پیشتاز باشد.

جیمز تاینیون IV در حال بهانیمیشن شدن است.
نویسنده کتابهای کمیک که پشت عناوین Something Is Killing the Children و The Nice House on the Lake قرار دارد، به همراه شرکت تولیدیاش Tiny Onion، در عرصهٔ انیمیشن برای بزرگسالان گام بزرگی برمیدارند. آنها برنامهای قدرتمند از عناوین را بر پایهٔ ایدهها و آثار خالق راهاندازی میکنند.
در هماهنگی با این حرکت، Tiny Onion کیسی گنزالس را که ده سال گذشته را در همکاری با فِرد سِیبرت در FredFilms میگذراند، بهعنوان مدیر چندرسانهای جذب کرده تا بر توسعهٔ پروژههای انیمیشنی شرکت نظارت داشته باشد.
فهرست Tiny Onion در سه جهت پیش میرود. اولین پروژه، اقتباس کتاب کمیک برنده جایزهٔ The Woods است که توسط Boom! Studios منتشر شده و بههمراه هنرمند مایکل دیالیناس (Wynd, Teenage Mutant Ninja Turtles) خلق شده است.
Tiny Onion حق استفاده از این اثر را از Boom! خریداری کرده است. در این اقتباس، Tynion و دیالیناس بهعنوان تهیهکنندگان اجرایی برای Tiny Onion فعالیت خواهند کرد. استیون کریستی و متِ نورکجیر نیز بهعنوان تهیهکنندگان اجرایی این سریال برای Boom! در خدمت خواهند بود.
“The Woods داستان ترسناکی بود که کار من را در حوزهٔ کتابهای کمیک تحت مالکیت خالق راهاندازی کرد,” گفت تاینیون، که با نوشتن مجموعههای پرفروش بتمن در صنعت کتابهای کمیک به شهرت رسید. “فکر میکنم میتوانید طرح اولیهٔ آن را در تقریباً هر داستانی که از آن بهبعد نوشتم، ببینید. هنوز حس میکنم که شاید بهترین ایدهام باشد؛ دنیای و شخصیتهایی که مایکل و من خلق کردیم، واضحاً در ذهنم زندهاند. نمیتوانم صبر کنم تا آنها را برای مخاطب جدید بهحیات آورم. ده سال گذشته را صرف رویای یافتن مکانی که بتوانم این داستان را در قالب انیمیشن بهحقیقت برسانم، کردهام و خوشحالم که Tiny Onion در این مسیر در را برایم گشود.”
این کتاب کمیک که ۳۶ شماره داشت، جایزه انجمن خدمات کتابخانهای جوانان (Young Adult Library Services Association) را بهدست آورد و همچنین جایزه GLADD Media برای کتاب کمیک برجسته را دریافت کرد. این کتاب همچنین مشارکت چندسالهای با Boom! آغاز کرد که منجر به خلق Something Is Killing the Children شد؛ این اثر به پرفروشترین کتاب کمیک تاریخ Boom! تبدیل شد و هماکنون بهطور همزمان بهعنوان یک فیلم ژندهاکشن و یک سریال انیمیشنی در Blumhouse در حال توسعه است.
«انتشار اولین شماره The Woods در سال ۲۰۱۴، آغازگر یک ماجراجویی خلاقانهٔ هیجانانگیز و پربار همراه با تیم درخشانی جیمز تاینیون IV و مایکل دیالیناس بود»، استیون کریستی، رئیس توسعهٔ Boom! در بیانیهای اعلام کرد. «ما مشتاقیم که این کتاب شگفتانگیز، نقطهٔ مرکزی فهرست جدید انیمیشن Tiny Onion باشد و نمیتوانیم صبر کنیم تا یک مخاطب جدید کلان، دنیای خلقشده توسط جیمز و مایکل را کشف کنند.»
«اما Woods تنها بخشی از این فهرست است. تاینیون همچنین در حال توسعه اقتباسی از سریال علمی‑تخیلی‑ترسناک خود در Image Comics به نام W0rldTr33 است که برای نتفلیکس برنامهریزی شده است. تاینیون و همآفرین هنرمند فرناندو بلانکو بهعنوان تهیهکنندگان اجرایی در این سریال حضور خواهند یافت؛ اشلی کاردف (Fear The Walking Dead) بهعنوان سر برنامهریزی (showrunner) و تهیهکنندهٔ اجرایی نامبرداری شده است. شین بیکلئو از Green Street Pictures نیز بهعنوان تهیهکنندهٔ اجرایی خدمت میکند و تیم بهتازگی گیوم دوس از Aesten Studio (Splinter Cell: Deathwatch, Flee) را برای هدایت توسعهٔ بصری و کارگردانی هنری این سریال به کار گرفته است.»

همهٔ پروژههای این فهرست بر پایهٔ کتابهای کمیک تاینیون نیستند. The Tipsy Dragon یک مفهوم اصلی از تاینیون است که در میخانهای در جهانی رخ میدهد که دوران قهرمانان و افسانهها مدتها به پایان رسیده؛ و بارمن و مشتریان آن بیتفاوت نسبت به نقش فرضی خود در نبرد باستانی میان خیر و شر، که درست در آستانهٔ در میخانه است، رفتار میکنند.
Tiny Onion در حال کار بر روی این سریال کمدی انیمیشنی بزرگسالان با شرکت تولیدی Irony Point است. این سریال توسط دانیل پاول (Ugly Americans) توسعه مییابد. رِی جِی فرید، مایک لیچ و زاک اسمیلویتز (Our Cartoon President) برای نوشتن و مشارکت در تولید به این پروژه پیوستهاند.
گنزالس، استخدام جدید Tiny Onion، کار خود را در عرصهٔ انتشارات آغاز کرد؛ او برای First Second رمانهای گرافیکی را ویراستاری میکرد و سری «Science Comics» را که شامل عناوینی چون برندهٔ جایزه ایزنر «Battling Boy»، نامزد جایزه هوگو «The Divine» و برنده جایزهٔ کتاب سبز «Coral Reefs» بود، راهاندازی کرد. سپس به عنوان سرنویس و تهیهکننده در Frederator فِرد سِیبرت منتقل شد، جایی که انیمهٔ محبوب Get in the Robot را راهاندازی کرد و سپس به Crunchyroll، بزرگترین سرویس پخش انیمه جهان، پیوست. در FredFilms، او کارتونهای اصلی ایجادی از جمله کلیپ ویروسی «The Summoning» را توسعه داد که اکنون بهصورت مجموعهٔ سهکتبی برای Oni Press اقتباس میشود.
در Tiny Onion، گنزالس عشق خود به کتابهای کمیک را با تجربهاش در شکلدهی برنامههای برتر ترکیب خواهد کرد.
این استخدام و حرکت به سوی انیمیشن در همان زمانی رخ میدهد که انیمیشن برای بزرگسالان و بهطور کلی، روند صعودی خود را در فرهنگ عمومی ادامه میدهد. در آمازون، اقتباس Invincible اثر رابرت کرکمن در میان تمام نمایشهای سرویس تا کنون در سهپروژهٔ برتر قرار دارد، در حالی که نتفلیکس بخش قابلتوجهی از این حوزه را به خود اختصاص داده است.
«من همیشه انیمیشن و کتابهای کمیک را بهعنوان خواهران میدیدم؛ هر دو رسانه داستانها را با انرژی و سبکی بهوجود میآورند که در فیلمهای زندهاکشن امکانپذیر نیست.» تاینیون میگوید. «بهیاد ندارم دورهای از زندگیام بوده باشد که به هر دو هنر علاقه نداشتهام. در سالهای اخیر، هیجانانگیزترین لحظه برایم این بوده که کتابهای کمیک معاصر را میبینم که به انیمیشن میپیشروند، و از زمانی که Tiny Onion را آغاز کردم، اولویت من این بوده است که آثارم را در قالب انیمیشن بهحیات برسانم.»
این شرکت با سرمایهگذاری اولیه از Lyrical Media، شرکتی مستقر در لسآنجلس و نیویورک که داستانهای منحصر بهفرد را در قالبهای چندرسانهای شامل فیلم، تلویزیون، بازیهای ویدئویی و رمانهای گرافیکی توسعه، تولید و تأمین مالی میکند، پشتیبانی میشود.
بهعنوان پاسخی به رشد انیمیشن، Lyrical Media بهتازگی Lyrical Animation را راهاندازی کرده تا به این تقاضا پاسخ دهد. این بخش بهسرپرستی متخصصین انیمیشن جیکوب رابینسون، دانیل دومینگز و براد گریبر، مشغول توسعه اقتباسی از بازی ویدئویی Death Stranding است. Tiny Onion در همکاری نزدیک با Lyrical Animation بر فهرست انیمیشن خود کار خواهد کرد.
تاینیون توسط UTA، Brillstein Entertainment Partners و کیتلین دیموتا در Troy & Gould نمایندگی میشود.


آدیوی سِش، که در دو سال اخیر بهطور بیوقفه بر روی دو پروژه متفاوت کار کرده و هر دو را خودش نوشته است، در نقش یک شخصیت پرمخاطب در فیلم بعدیاش «داکویت» ظاهر خواهد شد.
فیلم به کارگردانی شنیل دیو تازهکار، با بازی مرونال تاکور در نقش اصلی زن، همچنین نخستین حضور در تلوود برای بازیگر‑فیلمساز بالیوودی آنورگ کاشیاپ را نشان میدهد. تیزر «داکویت» که امروز اوایل رونمایی شد، بلافاصله واکنش قوی دریافت کرد.
در مورد فیلم گفت سِش: “ما این فیلم را به دو زبان فیلمبرداری کردیم — یک نسخهٔ کامل به زبان تلوگو و یک نسخهٔ کامل به زبان هندی. این فیلم توسط یک جوان تلوگو و یک جوان هندی بهصورت مشترک ساخته شد و ما فیلمنامه را با هم نوشتیم. شنیل دیو بهترین دوست من از ایالات متحده است و از نظر فنی، او داکویت را به سبک آمریکایی ساخته است. در صحنه، راهنماییهای بینظیر آنورگ کاشیاپ را دریافت کردیم. مرونال تاکور جواهر تاج فیلم ماست — قلبی که در اجرا گذاشت، واقعاً فراتر از حد معمول است.”
سِش افزود که فیلم عمدتاً بهخاطر سوپریا یارلاگادا وجود دارد، که آن را در مقیاس بینالمللی بهوجود آورد. “ادغام «کاننه پیتارو» در فیلم ایدهٔ او بود. ما مفتخریم که استودیوی آناپورنا فیلم را ارائه میدهد و سانیل نرنگ و جانهوی نرنگ نیز تهیهکنندگان آن هستند”، او گفت.
او اضافه کرد که تریلر سینمایی و آهنگها قبلاً تدوین شدهاند و هر بخش از محتوا قرار است چیز جدیدی را نشان دهد.
سِش همچنین تأیید کرد که تیزر هندی که برای انتشار در این عصر در یک رویداد بمبئی برنامهریزی شده است، متفاوت از نسخه تلوگو خواهد بود.