اگر دغدغه کاهش هزینههای سئو سایت خود را دارید، صدرنشین دقیقاً برای شماست. ما در صدرنشین امکانی ویژه به نام «سیستم سفارشیسازی پلن رپورتاژ» داریم که مشابه آن در هیچ جای دیگری (حداقل فعلاً🧐) وجود ندارد. با استفاده از این سیستم، شما میتوانید به جای انتخاب از میان پلنهای آماده [و بعضاً گرانقیمت] رسانهها، هنگام ثبت سفارش رپورتاژ آگهی، هر آنچه را نیاز دارید انتخاب کنید و فقط به همان اندازه هزینه بپردازید!
کاربران ما با این سیستم توانستهاند تا ۵۰ درصد در هزینههای سئو سایت خود صرفهجویی کنند! پس پیشنهاد میکنیم شما هم به جمع کاربران ما بپیوندید تا از مزایای این سیستم بهرهمند شوید.
مسیر صدرنشینی را در کنار هم طی میکنیم!
صدرنشین بهعنوان یک پلتفرم تخصصی سئو و دیجیتال مارکتینگ، در خدمت شماست تا تمام مراحل بهبود سئو سایت را به راحتترین شکل ممکن برایتان فراهم کند. تمام تلاش ما در صدرنشین، ارائه خدمات باکیفیتی است که بتوانیم در مسیر رسیدن به خواستهها و اهدافتان، در کنار شما باشیم. برای رسیدن به این هدف، امکانات و ویژگیهایی منحصربهفرد را ارائه کردهایم تا پاسخگوی دغدغهها و چالشهای شما باشد.
همچنین مشاوران و کارشناسان ما در هر مرحله از فرایندهای سئو و دیجیتال مارکتینگ کسبوکارتان، آماده پاسخگویی به درخواستهای شما هستند.
خدمات صدرنشین
بهبود سئو داخلی
بهینهسازی سئو داخلی سایت با آنالیز محتوا، لینکسازی داخلی و لندینگ پیجها
خرید رپورتاژ آگهی
انتشار اخبار کسبوکار شما در رسانههای معتبر
تولید محتوا
تولید محتوای حرفهای در راستای اهداف شما
افزایش فروش کسبوکار
افزایش فروش کسبوکار اینترنتی شما با تکنیکهای نوین دیجیتال مارکتینگ
جلسات مشاوره
جلسات مشاوره با کارشناسان خبره سئو و دیجیتال مارکتینگ
صاحب رسانه هستید؟
با صدرنشین کسب درآمد کنید!
اگر رسانه معتبری دارید، صدرنشین آماده همکاری با شماست. کافی است با استفاده از دکمه زیر، فرم درخواست را تکمیل کنید تا پس از بررسی و تأیید، سفارشات رپورتاژ آگهی را برای شما ارسال کنیم!
پشتیبانی ۲۴ ساعته صدرنشین
پشتیبانی مشتریان
علاوه بر سیستم پشتیبانی داخل پنل کاربری، میتوانید مستقیماً با اکانت تلگرام زیر در هر ساعت از شبانهروز، درخواست خود را مطرح نمایید.
پشتیبانی رسانهها
صاحبان رسانههای عزیز میتوانند برای تسهیل و تسریع در فرایند پاسخگویی، از طریق اکانت تلگرام زیر، با واحد پشتیبانی ناشران در تماس باشند.
اگرچه در ابتدا این شخصیت را از صحنه کنار گذاشت، بازگشت هیو جکمن بهعنوان لاگان/ولورین به یک موفقیت رکوردشکن تبدیل شد. ۲۴ سال پس از اولین حضورش در ایکسمن، او در کنار رایان رینولدز در ددپول & ولورین بازی کرد که تا بهحال پرفروشترین تجربهٔ او به عنوان این ابرقهرمان بود.
از آن زمان بهبعد، گمانهزنیها بهشدت حول این سؤال میچرخند که جکمن تا چه مدت دیگر ولورین را بازی خواهد کرد. خود فیلم حتی این شایعات را با گفتن ددپول توسط رینولدز تشدید کرد که “تا وقتی که ۹۰ ساله میشوم.” این نقش را دوباره ایفا میکند. شایعات پس از این که مارول تأیید کرد ستارگان اصلی ایکسمن در انتقامجویان: روز قیامت ظاهر خواهند شد، بیشتر شد.
بهتازگی، جکمن دربارهٔ اینکه آیا برای روز قیامت یا دنبالهاش، انتقامجویان: جنگهای مخفی. به MCU باز میگردد یا نه، اظهار نظر کرد. به گزارش Digital Spy، ستارهٔ Song Sung Blue گفت “من دیگر هرگز نخواهم گفت «هرگز».“
“من این را تا روزی که نظرم را تغییر دادم منظور داشتم“, او ادامه داد. “من این را برای چندین سال منظور داشتم. من تا بهحال ده فیلم انجام دادهام، پس فکر میکنم برای یک نسخهٔ هوش مصنوعی از من کافی است!”
بهار امسال، او هنگام مواجهه با سؤال اینکه آیا او یک مخفیانهٔ روز قیامت حضور. “من واقعاً نمیتوانم زیاد بگویم، جز وقتی که میگویید ‘ظاهر شدن’، در واقع شبیه تسلط و نابود کردن تمام شخصیتهای دیگر است—دارم شوخی میکنم“, جکمن شوخی کرد. “من واقعاً چیزی برای افزودن ندارم، و اگر داشتم، راهی خیلی خنک پیدا میکردم تا آن را نگوییم، اما در واقع چیزی برای افزودن ندارم.“
علیرغم ابهام جکمن و عدم تأیید حضور او در روز قیامت یا جنگهای مخفی، احتمال حضورش همچنان زیاد به نظر میرسد. رئیس استودیوهای مارول، کوین فیگی، پیش از این گفته بود: “برنامهها با ددپول و ولورین همیشه یکسان است: ما همیشه میپرسیم که کجا میتوانیم آنها را جا بدهیم و با چه سرعتی.“
با این حال، آیندهٔ جکمن و رینولدز در دنیای سینمایی مارول به شدت به روایت چندجهانی جاری وابسته است، که روز قیامت و جنگهای مخفی را بهعنوان فیلمهای محتملترین برای حضورشان معرفی میکند. مگر اینکه مارول تصمیم به سرمایهگذاری در یک اسپین‑آف بگیرد. به همین ترتیب، به نظر میرسد MCU در مسیر جدیدی با فرانچایز ایکسمن حرکت میکند، چرا که کارگردان Thunderbolts* جیک شریر قرار است بازسازیای را به عهده گیرد.
این، همراه با اینکه ددپول و ولورین در دنیایی متفاوت از MCU اصلی حضور دارند، دوام طولانی آنها را بهعنوان بخشی از این فرانچایز بزرگساز کوتاه میکند. صرفنظر از اینکه جکمن به عنوان ولورین بازگردد یا نه، انتقامجویان: روز قیامت برای اکران در سینماها در تاریخ ۱۸ دسامبر ۲۰۲۶ برنامهریزی شده است.
قراردادهای مالی کریستن بل، جاش گد و ایدینا منزل برای بازگشت به این مجموعه شاید هنگفت به نظر برسد، اما ماجرا پیچیدهتر از این حرفهاست.
دستمزد باورنکردنی ۶۰ میلیون دلاری که کریستن بل، ایدینا منزل و جاش گد برای صداپیشگی شخصیتهایشان در دنبالههای آینده انیمیشن دیزنی، یعنی «یخزده ۳» و «یخزده ۴»، دریافت میکنند، ممکن است برای برخی مبلغی سرسامآور برای کاری به نظر برسد که میتوان آن را با لباس راحتی در خانه انجام داد.
اما این اتفاق بیش از آنکه ناگهانی باشد، یک روند طبیعی و تدریجی است.
وبسایت TheWrap روز چهارشنبه به طور اختصاصی گزارش داد که سه بازیگر اصلی «یخزده» به توافقی دست یافتهاند که ارزش آن برای هر کدام بیش از ۶۰ میلیون دلار است. این قرارداد در صورت تولید و موفقیت هر دو فیلم، میتواند آنها را به پردرآمدترین بازیگران تاریخ انیمیشن تبدیل کند. «یخزده» در حال حاضر مسلماً سودآورترین فرنچایز در امپراتوری دیزنی است؛ دو فیلم این مجموعه هر کدام بیش از ۱ میلیارد دلار فروش داشتهاند و جاذبههای پارکهای موضوعی و فروش محصولات جانبی آن سالانه میلیاردها دلار درآمدزایی میکند.
البته همه از این موضوع خوشحال نیستند.
یکی از کارگردانان انیمیشن که نخواست نامش فاش شود به TheWrap گفت: «برای من دیوانهکننده است که بودجه دستمزد سه ستاره، تقریباً به اندازه هزینه ساخت خود فیلم است؛ ستارههایی که از درآمدهای جانبی نیز پولهای هنگفتی به جیب میزنند، در حالی که کارگردانان و هنرمندانی که سالها از عمر خود را صرف ساخت آن فیلمها میکنند، در مقایسه دستمزدی ناچیز میگیرند و حتی یک ریال هم از حق امتیاز شخصیتهایی که میلیاردها دلار درآمدزایی میکنند، به دست نمیآورند.» او اضافه کرد که بیل شواب شخصیت اولاف را طراحی کرده، اما دستمزدش کسری از مبلغی است که جاش گد دریافت میکند.
این کارگردان افزود: «من با پرداخت دستمزد به صداپیشگان مشکلی ندارم. مسئله من این عدم توازن است.»
اما ریشه این عدم توازن به گذشتههای دور بازمیگردد.
اگرچه دستمزدهای کلان بل، منزل و گد ارزش این بازیگران را برای این فرنچایز طلایی نشان میدهد، اما این ارقام در واقع چندان هم منحصربهفرد نیستند. در حقیقت، ریشه این موضوع را میتوان در یک لحظه بسیار مهم در تاریخ انیمیشن و صداپیشگی جستجو کرد.
یک مرد و یک تابلو نقاشی
در قراردادی که توسط ایجنت بزرگ، مایکل اویتز، تنظیم شد و در حالی که فیلم با سرعت به سمت اکران برنامهریزیشده خود در سال ۱۹۹۲ پیش میرفت، رابین ویلیامز برای ایفای نقش «جینی» در انیمیشن «علاءالدین» والت دیزنی قرارداد امضا کرد. این اتفاق غیرمعمول بود؛ چرا که آثار موفقی مانند «دیو و دلبر» و «پری دریایی کوچولو» بر صداپیشگان باتجربهای تکیه داشتند که نامشان برای عموم مردم چندان شناختهشده نبود. اما این ریسک نتیجه داد و در نهایت، تاریخ سینما را تغییر داد.
ویلیامز پیش از این هم عضوی از خانواده دیزنی بود. او در سال ۱۹۸۰ در فیلم «پاپای» به کارگردانی رابرت آلتمن، که تولید مشترکی با پارامونت پیکچرز بود، بازی کرده بود. سپس در سال ۱۹۸۷ در فیلم «صبح بخیر، ویتنام» که پس از دوره ترک اعتیاد علنی او به کوکائین ساخته شد، ایفای نقش کرد (در آن زمان ویلیامز به شوخی میگفت که دیزنی بازیگرانش را از دم در کلینیک بتی فورد انتخاب میکند). و پس از آن در سال ۱۹۸۹ در فیلم «انجمن شاعران مرده» بازی کرد که برایش نامزدی اسکار بهترین بازیگر مرد را به ارمغان آورد. ویلیامز همچنین در فیلم کوتاه «بازگشت به ناکجاآباد» که بخشی از جاذبه «جادوی انیمیشن والت دیزنی» در استودیوی تازه تأسیس دیزنی-امجیام بود، حضور داشت.
به گفته جیمز بی. استوارت در کتاب «جنگ دیزنی»، این بازیگر ظاهراً به خاطر جهشی که «انجمن شاعران مرده» در حرفهاش ایجاد کرده بود، قدردان بود و موافقت کرد که در «علاءالدین» با «دستمزدی حداقلی، کمتر از ۵۰۰ دلار در روز» کار کند؛ مبلغی که با دستمزد ۸ میلیون دلاری او در آن زمان فاصله زیادی داشت. اویتز در کتاب خاطراتش میگوید که قرار بود ویلیامز برای کل فیلم «علاءالدین» سه روز کار صداپیشگی انجام دهد، اما «بداههپردازیهای او آنقدر خندهدار و پربار بود که مایکل آیزنر فیلمنامه را کنار گذاشت و فیلم را حول محور رابین بازسازی کرد – بدون آنکه دستمزد او را تغییر دهد.»
رابین ویلیامز به همراه باب ایگر در سال ۲۰۰۹ (Adam Larkey/Getty Images)
این فیلم در سراسر جهان بیش از ۵۰۲ میلیون دلار فروش کرد و دو جایزه اسکار برای بهترین ترانه و بهترین موسیقی متن، و همچنین پنج جایزه گرمی دریافت کرد. بخش بزرگی از این موفقیت مدیون اجرای ویلیامز بود که اغلب در نقدها مورد تحسین قرار میگرفت و حتی زمزمههایی برای نامزدی اسکار به راه انداخت (اگر ویلیامز نامزد میشد، اولین اجرای صداپیشگی بود که به این افتخار دست مییافت). به همین دلیل، دیزنی فیلم را با تکیه بر اجرای ویلیامز تبلیغ کرد، تصمیمی که باعث ناراحتی این بازیگر شد. این اولین فیلم انیمیشن دیزنی بود که با حضور یک ستاره بزرگ سینما به موفقیت چشمگیر تجاری و انتقادی دست یافت.
اویتز نقل میکند که به آیزنر گفته بود ویلیامز «پول بیشتری نمیخواهد، اما شایسته قدردانی ویژهای برای کاری است که برای دیزنی انجام داده است.» آیزنر موافقت کرد که یک تابلو نقاشی به ویلیامز هدیه دهد. اویتز در خاطراتش ادعا میکند که خودش آن تابلوی پیکاسو را از گالری پِیس انتخاب کرده بود، نقاشیای به ارزش حدود ۴ میلیون دلار. وقتی آیزنر سعی کرد بگوید که دیزنی مالک تابلو است و آن را به ویلیامز «امانت» میدهد، اویتز با قاطعیت پاسخ داد: «اگر مشتریای به خوبی رابین نداشتم، ۱۵ میلیون دلار طلب میکردم.»
نیازی به گفتن نیست که ویلیامز آن تابلوی پیکاسو را گرفت.
دههها طول کشید تا یک صداپیشه بتواند همان ۱۵ میلیون دلاری را که اویتز تهدید کرده بود برای یک انیمیشن بلند دریافت کند، اما تجربه ویلیامز در «علاءالدین» الگویی برای قراردادهای مشابه شد، به خصوص در دنیای پرسود دنبالهها.
ویلیامز که ناراضی بود، سالها از همکاری با این شرکت خودداری کرد، اما بعدها برای صداپیشگی جینی در «علاءالدین و شاه دزدان»، یک دنباله کمهزینهتر که مستقیماً برای عرضه در شبکه نمایش خانگی در سال ۱۹۹۶ ساخته شد، بازگشت. این بار به او ۱ میلیون دلار پرداخت شد. این فیلم بیش از ۱۰ میلیون نسخه فروخت و ششمین نوار VHS پرفروش سال شد.
یک تغییر پارادایم
تا پیش از «علاءالدین» که تحت رهبری آیزنر و رئیس استودیوی جسورش، جفری کتزنبرگ، ساخته شد، فیلمهای انیمیشن دیزنی ترکیبی از ستارههای واقعی (مانند باب نیوهارت و اوا گابور در «امدادگران» محصول ۱۹۷۷ و دنباله آن در ۱۹۹۰) و هنرمندانی که بیشتر برای کارهای صوتیشان شناخته میشدند (مانند فیل هریس بینظیر که صداپیشه فیلمهای «کتاب جنگل» در ۱۹۶۷، «گربههای اشرافی» در ۱۹۷۰ و «رابین هود» در ۱۹۷۳ بود) را به کار میگرفتند.
آنچه با «علاءالدین» تغییر کرد این بود که این فیلم به عنوان اثری ستارهمحور ساخته و بازاریابی شد.
دیزنی همچنان بر اساس سیاست دیرینه خود بازیگران را انتخاب میکرد: صدای مناسب برای نقش، نه لزوماً مشهورترین یا شناختهشدهترین ستاره. اگرچه انتخاب دمی مور برای نقش اسمرالدای اغواگر در «گوژپشت نتردام» محصول ۱۹۹۷، که در همان تابستانی اکران شد که فیلم جنجالیاش «استریپتیز» به نمایش درآمد، بحثبرانگیز بود، اما احتمالاً تأثیری در افزایش فروش گیشه نداشت.
اما اوضاع زمانی تغییر کرد که کتزنبرگ در سال ۱۹۹۴ استودیو را ترک کرد و به همراه استیون اسپیلبرگ و دیوید گفن، شرکت دریمورکس SKG را تأسیس کرد. کتزنبرگ به عنوان رئیس استودیوی انیمیشن دریمورکس، تصمیم گرفت با انتخاب بزرگترین ستارهها در فیلمهای انیمیشن خود، جادوی «علاءالدین» را تکرار کند.
دو فیلم اول این استودیو که هر دو در سال ۱۹۹۸ اکران شدند، مملو از بازیگران سرشناس بودند: «مورچهای به نام زی» با حضور وودی آلن، جین هکمن، جنیفر لوپز، شارون استون و سیلوستر استالونه. «شاهزاده مصر» نیز وال کیلمر، رالف فاینز، میشل فایفر، جف گلدبلوم، هلن میرن، استیو مارتین و مارتین شورت را در فهرست بازیگران خود داشت.
ادی مورفی و مایک مایرز صداپیشگی قهرمانان غیرمنتظره «شرک» را بر عهده داشتند. (دریمورکس انیمیشن)
گاهی اوقات ریسک کتزنبرگ نتیجه میداد، مانند «شرک» با صداپیشگی مایک مایرز، ادی مورفی و کامرون دیاز که نزدیک به نیم میلیارد دلار فروش کرد و یک فرنچایز محبوب را به وجود آورد. اما گاهی هم به شکلی فاجعهبار شکست میخورد، که بارزترین نمونه آن «سندباد: افسانه هفت دریا» محصول ۲۰۰۳ با بازی برد پیت و کاترین زتاجونز بود که یک شکست تجاری بزرگ محسوب میشود.
یکی از کارگردانان با تجربه در هر دو حوزه لایو-اکشن و انیمیشن میگوید: «صداپیشه هرگز باعث فروش گیشه نمیشود.» این باور رایج در آن زمان بود، و با این حال ستارهها همچنان انتخاب میشدند و دستمزدهایشان روز به روز بیشتر میشد.
قراردادهای بزرگتر، به صورت مداومتر
برای اولین قسمت «شرک»، بازیگران اصلی – مایرز، مورفی و دیاز – دستمزد اولیه خود را به تعویق انداختند و هر کدام بیش از ۳ میلیون دلار از سهم فروش داخلی فیلم به دست آوردند. برای دنباله سال ۲۰۰۴، به هر کدام ۱۰ میلیون دلار پرداخت شد. برای فیلمهای سوم و چهارم، این رقم طبق گزارشها به حدود ۱۵ میلیون دلار افزایش یافت. با توجه به اکران «شرک ۵» در سال ۲۰۲۷ و با در نظر گرفتن افزایش دستمزدها در دنبالههای قبلی، این احتمال وجود دارد که هر یک از آنها برای بازگشت، ۲۰ میلیون دلار دریافت کنند.
این رقم چندان با حدود ۳۰ میلیون دلاری که منزل، بل و گد برای هر یک از دو دنباله «یخزده» دریافت خواهند کرد، فاصله ندارد. گفته میشود این مبلغ شامل حدود ۲۰ میلیون دلار دستمزد اولیه و مابقی به عنوان پاداش وابسته به عملکرد گیشه است.
اما گاهی این دستمزدهای کلان میتواند به اصطکاکهای داخلی منجر شود.
سال گذشته گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه دلیل امتناع میندی کالینگ و بیل هیدر از تکرار نقشهای صوتی خود در «درون و بیرون ۲» این بود که دیزنی/پیکسار درخواستهای افزایش دستمزد آنها را رد کرد. در همین حال، دستمزد ایمی پولر برای این دنباله که در نهایت ۱.۷ میلیارد دلار فروش کرد، به ۱۰ میلیون دلار افزایش یافت.
برای انیمیشن «موآنا ۲» از استودیوی انیمیشن والت دیزنی که آن هم سال گذشته اکران شد، طبق گزارشها دواین جانسون حدود ۲۰ میلیون دلار برای تکرار نقش مائویی، نیمهخدای بازیگوش، دریافت کرد. باز هم: تفاوت چندانی با دستمزد منزل، بل و گد ندارد.
و دنبالههای انیمیشنی عملکرد خوبی دارند. زمانی که تیم آلن و تام هنکس در اولین «داستان اسباببازی» در سال ۱۹۹۷ بازی کردند، هر کدام کمتر از ۵۰ هزار دلار دستمزد گرفتند. تا زمان «داستان اسباببازی ۲» در سال ۱۹۹۹، آنها ۵ میلیون دلار به عنوان دستمزد اولیه و سهمی از فروش ویدئوهای خانگی فیلم (بله، آن زمان سال ۱۹۹۹ بود) دریافت کردند. این فیلم ۵۰۰ میلیون دلار فروش کرد. برای فیلم سوم که ۱ میلیارد دلار فروخت، آنها هر کدام حدود ۱۵ میلیون دلار درآمد کسب کردند. در حالی که مشخص نیست برای «داستان اسباببازی ۴» محصول ۲۰۱۹ (که آن هم ۱ میلیارد دلار فروش کرد) و «داستان اسباببازی ۵» (که تابستان آینده اکران میشود) چه مبلغی دریافت کردهاند، بعید است که دستمزدشان کاهش یافته باشد.
دیزنی بدون شک نگران تأثیری است که دستمزدهای صداپیشگان اصلی «یخزده» بر کسبوکار خود و کل صنعت خواهد گذاشت. برای مثال، سه بازیگر و خواننده اصلی انیمیشن «شکارچیان اهریمن کیپاپ» پس از اینکه فیلم اول به پربینندهترین فیلم تاریخ نتفلیکس تبدیل شده، برای بازگشت در دنباله آن چقدر دستمزد خواهند گرفت؟
اما در فضایی که با کوچکسازی، ادغام و کاهش تعداد فیلمهای موفق تضمینشده در گیشه مواجه است، پرداخت این مبالغ به ستارههای «یخزده» فقط سهیم کردن آنها در یکی از بزرگترین منابع درآمدی استودیو نیست. این یک بیمه برای تضمین این است که قطار پولساز «یخزده» برای سالهای آینده به حرکت خود ادامه خواهد داد.
آکادمی علوم و هنرهای سینمایی روز جمعه اعلام کرد که در این فصل جوایز، در مجموع ۲۰۱ فیلم مستند بلند، ۸۶ فیلم بلند بینالمللی و ۳۵ انیمیشن بلند به ترتیب برای کسب جایزه اسکار در بخشهای بهترین فیلم مستند بلند، بهترین فیلم بلند بینالمللی و بهترین انیمیشن بلند واجد شرایط هستند.
پیش از این، تنها یک بار تعداد بیشتری مستند (۲۳۸ اثر) برای رقابت واجد شرایط شناخته شده بودند. این اتفاق در سالی رخ داد که همهگیری کرونا باعث شد بازه زمانی واجد شرایط بودن آثار از ۱۲ به ۱۴ ماه (۱ ژانویه ۲۰۲۰ تا ۲۸ فوریه ۲۰۲۱) افزایش یابد و مستندهایی که اکران سینمایی نداشتند نیز در نظر گرفته شوند.
فهرست امسال فیلمهای مستند واجد شرایط، شامل عناوینی است که در جوایز پیشدرآمد جامعه مستندسازان موفق بودهاند؛ از جمله «همسایه بینقص» (The Perfect Neighbor) و «آخرالزمان در مناطق استوایی» (Apocalypse in the Tropics) از نتفلیکس، «بیا مرا در روشنایی ببین» (Come See Me in the Good Light) از اپل و «اورول: ۲+۲=۵» (Orwell: 2+2=5) از شرکت نئون. این فهرست همچنین شامل دو فیلم تحسینشده است که توسط چهرههای مشهور درباره والدین معروفشان ساخته شدهاند: «مادر من جین» (My Mom Jayne) از اچبیاو و «استیلر و میرا: هیچچیز از دست نرفته است» (Stiller & Meara: Nothing Is Lost) از اپل که به ترتیب توسط ماریسکا هارگیتی و بن استیلر کارگردانی شدهاند. علاوه بر این، چندین اثر مرتبط با ناآرامیهای اخیر در خاورمیانه نیز در این فهرست حضور دارند، از جمله «درهمتنیده: جنگ پوسترهای اسرائیل-فلسطین در خیابانهای نیویورک» (Torn: The Israel-Palestine Poster War on New York City Streets) از هِمدِیل/متالوکس و آثار توزیعشده به صورت مستقل مانند «همزیستی، مزخرفه!» (Coexistence, My Ass!)، «نگهداشتن لیات» (Holding Liat) و «روحت را کف دستت بگذار و راه برو» (Put Your Soul on Your Hand and Walk).
مهمترین غایب این فهرست، «چشمان غنا» (The Eyes of Ghana)، مستندی به کارگردانی بن پراودفوت، مستندساز دو بار برنده اسکار، است که هنوز به دنبال شرکت پخشکننده میگردد. هالیوود ریپورتر تأیید کرده است که در آخرین لحظات تصمیم گرفته شد این فیلم برای فصل جوایز بعدی نگه داشته شود. دیگر مستندهای مطرحی که انتظار میرفت در فهرست باشند اما به دلیل عدم ارسال یا عدم احراز شرایط لازم حضور ندارند، عبارتند از: «مارک به روایت سوفیا» (Marc by Sofia) از شرکت A24، پرترهای از مارک جیکوبز به کارگردانی سوفیا کوپولا، برنده اسکار، و فیلم «اسلای زنده است! (یا بار نبوغ سیاهپوستان)» (Sly Lives! (aka the Burden of Black Genius)) از هولو به کارگردانی کوئستلاو، دیگر برنده اسکار.
فهرست فیلمهای بینالمللی واجد شرایط شامل پنج فیلم بسیار تحسینشده است که توسط شرکت نئون، پخشکننده فیلم «انگل» (Parasite)، در آمریکا توزیع میشوند و این احتمال وجود دارد که همگی نامزد اسکار شوند: «ارزش عاطفی» (Sentimental Value) از نروژ، «مأمور مخفی» (The Secret Agent) از برزیل، «هیچ انتخاب دیگری نیست» (No Other Choice) از کره جنوبی، «صراط» (Sirât) از اسپانیا و «فقط یک تصادف بود» (It Was Just an Accident) از فرانسه. فیلم «فقط یک تصادف بود» که برنده نخل طلای جشنواره کن شد، توسط جعفر پناهی، فیلمساز ایرانی، کارگردانی شده است اما تصویر مثبتی از ایران ارائه نمیدهد؛ به همین دلیل، ایران فیلم بسیار کمترشناختهشده «علت مرگ: نامعلوم» (Cause of Death: Unknown) را معرفی کرد، در حالی که فرانسه به دلیل تأمین بخش عمدهای از بودجه فیلم، «فقط یک تصادف بود» را به اسکار فرستاد.
کشورهای دیگری نیز آثار جالبی را معرفی کردهاند، از جمله ژاپن با فیلم «کوکوهو» (Kokuho) از شرکت GKIDS که درباره اجراکنندگان کابوکی است و اکنون پرفروشترین فیلم غیرانیمیشنی تاریخ این کشور محسوب میشود؛ عراق با فیلم «کیک رئیسجمهور» (The President’s Cake) از سونی کلاسیکس که دو جایزه از جشنواره کن دریافت کرد؛ بلژیک با فیلم «مادران جوان» (Young Mothers) از موزیک باکس که میتواند اولین نامزدی اسکار را برای برادران ژان-پیر داردن و لوک داردن در کارنامه درخشانشان به ارمغان آورد؛ و تایوان با فیلم «دختر چپدست» (Left-Handed Girl) از نتفلیکس که شان بیکر، برنده اسکار برای فیلم «آنورا»، یکی از نویسندگان آن است.
در همین حال، دستکم سه کشور مستندهای تحسینشدهای را برای رقابت در بخش بهترین فیلم بینالمللی معرفی کردهاند: اوکراین با «۲۰۰۰ متر تا آندریئیوکا» (2000 Meters to Andriivka) از PBS، مستندی درباره مبارزه یک جوخه اوکراینی برای بازپسگیری شهری از اشغالگران روس که توسط مستیسلاو چرنوف کارگردانی شده است، کسی که دو سال پیش اسکار بهترین مستند بلند را از آن خود کرد؛ مقدونیه شمالی با «افسانه سیلیان» (The Tale of Silyan) از نشنال جئوگرافیک، ساخته تامارا کوتفسکا که فیلم سال ۲۰۱۹ او، «سرزمین عسل» (Honeyland)، نامزد اسکار بهترین فیلم بینالمللی و بهترین مستند بلند شده بود؛ و دانمارک با «آقای هیچکس علیه پوتین» (Mr. Nobody Against Putin)، فیلمی درباره تلاشهای تبلیغاتی ولادیمیر پوتین که هنوز به دنبال شرکت پخشکننده در آمریکا است.
فهرست انیمیشنهای بلند نیز شامل آثار پرفروش عظیمی مانند «شیطانکش: کیمتسو نو یایبا قلعه بینهایت» (Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba Infinity Castle) از کرانچیرول است که اکنون پرفروشترین فیلم ژاپنی تمام دوران و پرفروشترین فیلم بینالمللی در تاریخ آمریکا و همچنین پنجمین فیلم پرفروش سال ۲۰۲۵ به شمار میرود. آثار موفق سرویسهای استریم مانند «شکارچیان اهریمن کیپاپ» (KPop Demon Hunters) از نتفلیکس که اکنون پربینندهترین فیلم این پلتفرم است؛ آثار مستقل تحسینشدهای چون «آرکو» (Arco) از شرکت نئون، یک فیلم فرانسویزبان محبوب منتقدان که ناتالی پورتمن از تهیهکنندگان آن است؛ و عناوین موردانتظاری مانند «زوتوپیا ۲» (Zootopia 2) از دیزنی نیز در این فهرست حضور دارند.
در میان انیمیشنهایی که انتظار میرفت در رقابت حضور داشته باشند اما در فهرست آثار واجد شرایط قرار ندارند، چه به دلیل عدم ارسال و چه به دلیل عدم احراز شرایط لازم، میتوان به «نژا ۲» (Ne Zha 2) از A24، «پدینگتون در پرو» (Paddington in Peru) از سونی و «اسمورفها» (Smurfs) از پارامونت اشاره کرد.
در بخشهای مستند بلند و فیلم بینالمللی، پیش از اعلام نامزدهای نهایی، یک فهرست کوتاه منتشر میشود، در حالی که در بخش انیمیشن بلند، نامزدها مستقیماً انتخاب میشوند. رأیگیری برای فهرست کوتاه از ۸ تا ۱۲ دسامبر ۲۰۲۵ (۱۸ تا ۲۲ آذر ۱۴۰۴) انجام میشود و این فهرست در تاریخ ۱۶ دسامبر (۲۶ آذر) اعلام خواهد شد. رأیگیری برای نامزدهای نهایی در تمام بخشها از ۱۲ تا ۱۶ ژانویه ۲۰۲۶ (۲۳ تا ۲۷ دی ۱۴۰۴) صورت میگیرد و نامزدها در تاریخ ۲۲ ژانویه ۲۰۲۶ (۳ بهمن ۱۴۰۴) معرفی خواهند شد.
در ادامه، فهرست کامل انیمیشنها، مستندها و فیلمهای بینالمللی واجد شرایط ارائه میشود.
انیمیشنهای بلند واجد شرایط
سی و پنج انیمیشن بلند برای رقابت در بخش بهترین انیمیشن بلند در نود و هشتمین دوره جوایز اسکار واجد شرایط هستند. برخی از این فیلمها هنوز اکران لازم برای احراز صلاحیت را نداشتهاند و باید این شرط و سایر قوانین این بخش را برای راهیابی به مرحله رأیگیری برآورده کنند.
برای انتخاب پنج نامزد نهایی، اعضای شاخه انیمیشن به طور خودکار واجد شرایط رأیدهی در این بخش هستند. اعضای آکادمی خارج از شاخه انیمیشن نیز میتوانند برای شرکت در این رأیگیری ثبتنام کنند، اما باید حداقل تعداد مشخصی از فیلمها را تماشا کرده باشند تا واجد شرایط رأیدهی شوند. فیلمهایی که در بخش انیمیشن بلند ارائه شدهاند، ممکن است در بخشهای دیگر جوایز اسکار، از جمله بهترین فیلم، نیز واجد شرایط باشند. انیمیشنهای بلندی که به عنوان نماینده رسمی کشورشان در بخش فیلم بلند بینالمللی معرفی شدهاند، در این بخش نیز واجد شرایط هستند.
“All Operators Are Currently Unavailable”
“Arco”
“The Bad Guys 2”
“Black Butterflies”
“Boys Go to Jupiter”
“Chainsaw Man – The Movie: Reze Arc”
“ChaO”
“Colorful Stage! The Movie: A Miku Who Can’t Sing”
“David”
“Demon Slayer: Kimetsu no Yaiba Infinity Castle”
“Dog Man”
“Dog of God”
“Dragon Heart – Adventures Beyond This World”
“Elio”
“Endless Cookie”
“Fixed”
“Gabby’s Dollhouse: The Movie”
“In Your Dreams”
“KPop Demon Hunters”
“The Legend of Hei 2”
“Light of the World”
“Little Amélie or the Character of Rain”
“Lost in Starlight”
“A Magnificent Life”
“Mahavatar Narsimha”
“Night of the Zoopocalypse”
“Olivia & las Nubes”
“100 Meters”
“Out of the Nest”
“Scarlet””Slide”
“The SpongeBob Movie: Search for SquarePants”
“Stitch Head”
“The Twits”
“Zootopia 2”
فیلمهای مستند بلند واجد شرایط
دویست و یک فیلم بلند برای رقابت در بخش فیلم مستند بلند در نود و هشتمین دوره جوایز اسکار واجد شرایط هستند. برخی از این فیلمها هنوز اکران لازم برای احراز صلاحیت را نداشتهاند و باید این شرط و سایر قوانین این بخش را برای راهیابی به مرحله رأیگیری برآورده کنند. فیلمهای مستند بلندی که جایزه یکی از جشنوارههای مورد تأیید را کسب کردهاند یا به عنوان نماینده رسمی کشورشان در بخش فیلم بلند بینالمللی معرفی شدهاند، در این بخش نیز واجد شرایط هستند. فیلمهایی که در بخش فیلم مستند بلند ارائه شدهاند، ممکن است در بخشهای دیگر جوایز اسکار، از جمله بهترین فیلم، نیز واجد شرایط باشند. اعضای شاخه مستند برای انتخاب فهرست کوتاه و نامزدها رأی میدهند. فهرست کوتاه ۱۵ فیلمی در روز سهشنبه، ۱۶ دسامبر ۲۰۲۵ (۲۶ آذر ۱۴۰۴)، اعلام خواهد شد.
“Abby’s List, A Dogumentary”
“Ada – My Mother the Architect”
“Afternoons of Solitude”
“The Age of Disclosure”
“Ai Weiwei’s Turandot”
“The Alabama Solution”
“All God’s Children”
“The Altar Boy, the Priest and the Gardener”
“Always”
“Amakki”
“American Sons”
“Among Neighbors”
“animal.”
“Antidote”
“Apocalypse in the Tropics”
“Architecton”
“Are We Good?”
“Art for Everybody”
“Art Spiegelman: Disaster Is My Muse”
“The Art Whisperer”
“Artfully United”
“Assembly”
“BTS ARMY: Forever We Are Young”
“Becoming Led Zeppelin”
“Being Eddie”
“Below the Clouds”
“Benita”
“Between the Mountain and the Sky”
“Beyond the Gaze: Jule Campbell’s Swimsuit Issue”
“Billy Idol Should Be Dead””BLKNWS: Terms & Conditions”
“Blum: Masters of Their Own Destiny”
“Bodyguard of Lies”
“Brothers after War”
“Can’t Look Away: The Case against Social Media”
“Caterpillar”
“Champions of the Golden Valley”
“Checkpoint Zoo”
“Cheech & Chong’s Last Movie”
“Child of Dust”
“Chronicles of Disney”
“Coexistence, My Ass!”
“Come See Me in the Good Light”
“Complicated”
“Cover-Up”
“Cracking the Code: Phil Sharp and the Biotech Revolution”
“Cutting through Rocks”
“Dalit Subbaiah”
“The Dating Game”
“Deaf President Now!”
“Democracy Noir”
“Diane Warren: Relentless”
“Dog Warriors”
“Drop Dead City”
“The Duel We Missed”
“El Canto de las Manos”
“Elie Wiesel: Soul on Fire”
“The Encampments”
“Endless Cookie”
“Europe’s New Faces”
“Facing War”
“Fatherless No More”
“Fiume o Morte!”
“Folktales”
“Food Delivery: Fresh from the West Philippine Sea”
“For the Living”
“14 Short Films about Opera”
“From Island to Island”
“Ghost Boy”
“Girl Climber”
“Go to the People”
“Goodbye Horses: The Many Lives of Q Lazzarus””Grand Theft Hamlet”
“Heaven. Poste Restente”
“Heightened Scrutiny”
“Holding Liat”
“I Know Catherine, the Log Lady”
“I, Poppy”
“I Was Born This Way”
“If You Tell Anyone”
“I’m Not Everything I Want to Be”
“I’m Only Blind”
“Imago”
“In Limbo”
“In Waves and War”
“In Whose Name?”
“Israel Palestine on Swedish TV 1958 -1989”
“It’s Never Over, Jeff Buckley”
“Janis Ian: Breaking Silence”
“The King of Color”
“The Last Class”
“The Last Holocaust Secret”
“The Last Philadelphia”
“The Last Twins”
“Li Cham (I Died)”
“The Librarians”
“Life After”
“Lilith Fair: Building a Mystery – The Untold Story”
“Liza: A Truly Terrific Absolutely True Story”
“Love+War”
“Mahamantra – The Great Chant”
“The Man Who Saves the World?”
“A Man with Sole: The Impact of Kenneth Cole”
“Marlee Matlin: Not Alone Anymore”
“Meanwhile”
“Men of War”
“Mighty Indeed”
“Mr. Nobody against Putin”
“Mistress Dispeller”
“Monk in Pieces”
“My Armenian Phantoms”
“My Mom Jayne: A Film by Mariska Hargitay”
“My Undesirable Friends: Part I – Last Air in Moscow”
“Natchez””The New Yorker at 100”
“Night in West Texas”
“1985: Heroes among Ruins – The Triumph of the People”
“Norita”
“Of Mud and Blood”
“One to One: John and Yoko”
“Orwell 2+2=5”
“Our Time Will Come”
“Out of Plain Sight”
“Paint Me a Road Out of Here”
“Paparazzi”
“The Parish of Bishop John”
“Pavements”
“The Perfect Neighbor”
“The Pool”
“Predators”
“Prime Minister”
“The Prince of Nanawa”
“Put Your Soul on Your Hand and Walk”
“Rebel with a Clause”
“Remaining Native”
“Riefenstahl”
“Rise Up! 14 Short Films about Alliance for Positive Change”
“River of Grass”
“The Road between Us: The Ultimate Rescue”
“The Rose: Come Back to Me”
“Row of Life”
“Sanatorium”
“A Savage Art”
“Schindler Space Architect”
“Secret Mall Apartment”
“Seeds”
“Selena y Los Dinos”
“Sensory Overload”
“76 Days Adrift”
“Shari & Lamb Chop”
“The Shepherd and the Bear”
“Shoot the People”
“Shuffle”
“The Six Billion Dollar Man”
“67 Bombs to Enid”
“Slumlord Millionaire””Songs from the Hole”
“Soul of a Nation”
“Speak.”
“Stans”
“Steve Schapiro: Being Everywhere”
“Stiller & Meara: Nothing Is Lost”
“Stop the Insanity: Finding Susan Powter”
“Story of My Village”
“Strange Journey: The Story of Rocky Horror”
“The Stringer”
“Suburban Fury”
“Sudan, Remember Us”
“Supercar Saints”
“Swamp Dogg Gets His Pool Painted”
“The Tale of Silyan”
“Thank You Very Much”
“There Was, There Was Not”
“Third Act”
“This Ordinary Thing”
“Through the Fire (The Eaton Fire: The Aftermath)”
“Torn: The Israel -Palestine Poster War on New York City Streets”
“Trade Secret”
“Trains”
“Twin Towers: Legacy”
“2000 Meters to Andriivka”
“Unbanked”
“UnBroken”
“Under the Flags, the Sun”
“Unseen Innocence”
“Viktor”
“Viva Verdi!”
“WTO/99”
“Walk with Me”
“Walls – Akinni Inuk”
“We Were Here – The Untold History of Black Africans in Renaissance Europe”
“Welded Together”
“The White House Effect”
“Who in the Hell Is Regina Jones?”
“Wisdom of Happiness”
“The Wolves Always Come at Night”
“Worth the Fight”
“Writing Hawa”
“Yalla Parkour”
“Yanuni”
“Zodiac Killer Project”
فیلمهای بلند بینالمللی واجد شرایط
هشتاد و شش کشور یا منطقه فیلمهایی را ارائه کردهاند که برای رقابت در بخش فیلم بلند بینالمللی در نود و هشتمین دوره جوایز اسکار واجد شرایط هستند.
فیلم بلند بینالمللی به یک فیلم سینمایی (با مدت زمان بیش از ۴۰ دقیقه) گفته میشود که خارج از ایالات متحده تولید شده و دیالوگهای آن عمدتاً (بیش از ۵۰ درصد) غیرانگلیسی باشد.
اعضای آکادمی از تمام شاخهها میتوانند برای شرکت در مرحله مقدماتی رأیگیری ثبتنام کنند و باید حداقل تعداد مشخصی از فیلمها را تماشا کرده باشند تا واجد شرایط رأیدهی در این بخش شوند. فهرست کوتاه ۱۵ فیلمی در روز سهشنبه، ۱۶ دسامبر ۲۰۲۵ (۲۶ آذر ۱۴۰۴)، اعلام خواهد شد.
آلبانی، “Luna Park”
آرژانتین، “Belén”
ارمنستان، “My Armenian Phantoms”
استرالیا، “The Wolves Always Come at Night”
اتریش، “Peacock”
آذربایجان، “Taghiyev: Oil”
بنگلادش، “A House Named Shahana”
بلژیک، “Young Mothers”
بوتان، “I, the Song”
بولیوی، “The Southern House”
بوسنی و هرزگوین، “Blum: Masters of Their Own Destiny”
برزیل، “The Secret Agent”
بلغارستان، “Tarika”
کانادا، “The Things You Kill”
شیلی، “The Mysterious Gaze of the Flamingo”
چین، “Dead to Rights”
کلمبیا، “A Poet”
کاستاریکا، “The Altar Boy, the Priest and the Gardener”
به نظر میرسد گلیندا و الفابا همچنان در گیشه «بسیار بسیار محبوب» هستند.
«شرور: برای همیشه»، محصول یونیورسال که پرده دوم این موزیکال پرطرفدار را روایت میکند، در آخر هفته افتتاحیهاش با فروش ۱۵۰ میلیون دلاری در ۴٬۱۱۵ سینمای آمریکای شمالی، رتبه اول گیشه را به خود اختصاص داد. این فیلم رکورد اقتباسهای برادوی را شکست و از افتتاحیه فیلم «شرور» (۲۰۲۴) که با فروش ۱۱۲.۵ میلیون دلاری در همین بازه زمانی پیش از عید شکرگزاری رکورددار بود، پیشی گرفت. این میزان فروش همچنین پس از «فیلم ماینکرفت» (۱۶۲ میلیون دلار) در ماه آوریل و بالاتر از بازسازی «لیلو و استیچ» (۱۴۶ میلیون دلار) در ماه مه، به عنوان دومین افتتاحیه بزرگ سال رتبهبندی میشود.
«شرور: برای همیشه» ۷۶ میلیون دلار دیگر نیز در گیشه بینالمللی به دست آورد و مجموع فروش جهانی خود را به ۲۲۶ میلیون دلار رساند. این فیلم بزرگترین افتتاحیه جهانی و بینالمللی را برای یک اقتباس موزیکال صحنهای رقم زد و از قسمت قبلی خود، «شرور»، که با ۵۰.۲ میلیون دلار در سطح بینالمللی و ۱۶۴.۲ میلیون دلار در سطح جهانی کار خود را آغاز کرده بود، سبقت گرفت. قسمت دوم توانست مخاطبان بیشتری در خارج از آمریکای شمالی جذب کند که این امر بسیار مهم است، زیرا فروش قسمت اول بیشتر متکی به بازار داخلی بود.
دیوید اِی. گراس، مدیر شرکت مشاوره سینمایی «فرنچایز اینترتینمنت ریسرچ» میگوید: «این فیلم نمونهای عالی از فیلمسازی هالیوودی با جذابیت گسترده است. تبلیغات دهانبهدهان مثبت، فروش فیلم را در طول تعطیلات شکرگزاری و تا ماه دسامبر تضمین خواهد کرد. این یک موفقیت بزرگ است.»
اگرچه نیمه دوم «شرور» بسیار تاریکتر از پرده اول پر زرقوبرق این نمایش است، اما مخاطبان که ۷۱ درصد آنها را زنان تشکیل میدادند، همچنان شیفته «برای همیشه» شدند. این فیلم در نظرسنجیهای سینمااسکور، مانند قسمت اول، امتیاز «A» را از تماشاگران دریافت کرد. «شرور: برای همیشه» به کارگردانی جان ام. چو، به عنوان پایانبندی حماسی و دیدنی سفر الفابا و گلیندا در جاده آجری زرد معرفی شده است. داستان این قسمت از جایی آغاز میشود که جادوگر و مادام موریبل تلاش میکنند تا تمام سرزمین آز را علیه «جادوگر شریر غرب» (با بازی سینتیا اریوو) بشورانند. در همین حین، دوست صمیمی و شاداب الفابا، که عاشق رنگ صورتی است، هویت عمومی خود را به عنوان «گلیندای خوب» (با بازی آریانا گرانده) میپذیرد. همانند اقتباس اول، انتظار میرود که محبوبیت این موزیکال و موسیقی متن جذاب آن، باعث تماشای چندباره فیلم توسط مخاطبان در ادامه سال شود.
جیم اور، رئیس توزیع داخلی یونیورسال، میگوید: «فیلم اول زمینه را برای تبدیل شدن این فیلم به یک رویداد خارقالعاده فراهم کرد. این آخر هفته به دلیل نزدیکی به دوره تعطیلات، زمان بسیار خوبی برای اکران یک فیلم است. ما میدانستیم که فیلم پتانسیل فروش طولانیمدت را دارد و امتیازات بالای تماشاگران نیز نشاندهنده مسیری مشابه با فیلم اول است.»
«شرور: برای همیشه» جان تازهای به گیشه بخشیده است که در هفتههای اخیر به دلیل نبود یک فیلم پرفروش بزرگ، دچار رکود شده بود. اگرچه دو اکران آینده، یعنی «زوتوپیا ۲» از دیزنی و «آواتار: آتش و خاکستر»، به پایان خوش سال کمک خواهند کرد، اما انتظار میرود که فروش کلی داخلی تا پایان سال ۲۰۲۵، تنها ۳ درصد بیشتر از سال ۲۰۲۴ باشد. شاید این آمار بد به نظر نرسد، اما باید در نظر داشت که فروش سال گذشته نیز حدود ۲۴ درصد کمتر از دوران پیش از همهگیری کرونا بود.
پل درگارابدیان، رئیس بخش تحلیل بازار در شرکت «کاماسکور» میگوید: «عملکرد فراتر از انتظار «شرور: برای همیشه» زمینهساز یک پایان قدرتمند برای این صنعت خواهد بود. این فیلم انرژی بسیار مورد نیازی را به بازار تزریق میکند و این روند تا پایان تعطیلات ادامه خواهد داشت.»
در حالی که «شرور: برای همیشه» بر گیشه داخلی سایه افکنده بود، دو اکران جدید دیگر، یعنی تریلر اکشن خونین و درجه R سونی با نام «سیسو: جاده انتقام» و کمدی-درام «خانواده اجارهای» از سرچلایت، در افتتاحیه خود عملکرد ضعیفی داشتند.
«خانواده اجارهای» با بازی برندن فریزر در نقش یک بازیگر تنها و در حال تقلا که شغل نه چندان جذابی را برای ایفای نقشهای جایگزین برای غریبهها در ژاپن به دست میآورد، با فروش ۳.۳ میلیون دلاری از ۱٬۹۲۵ سینما در رتبه پنجم قرار گرفت. نقدهای مثبت و امتیازات بالای تماشاگران (۸۶ درصد در راتن تومیتوز و امتیاز «A» در سینمااسکور) میتواند به ماندگاری این فیلم در طول فصل تعطیلات کمک کند.
«سیسو ۲» با فروش ۲.۶ میلیون دلاری از ۲٬۲۲۲ سینما، پایینتر از پیشبینیهای ضعیف ۳ میلیون دلاری، در رتبه ششم قرار گرفت. این میزان فروش از قسمت قبلی، «سیسو» محصول ۲۰۲۲، که با ۳.۳ میلیون دلار افتتاح شد و در نهایت به ۷ میلیون دلار در گیشه داخلی و ۱۴ میلیون دلار در سطح جهانی رسید، کمتر است.
فیلمهای قدیمیتر از جمله «حالا مرا میبینی: حالا نمیبینی»، «غارتگر: بدلندز» و «مرد فراری» پنج رتبه برتر جدول را تکمیل کردند.
رتبه دوم به «حالا مرا میبینی ۳» رسید که در دومین آخر هفته اکران خود با افت ۵۶ درصدی، ۹.۱ میلیون دلار به فروش خود اضافه کرد. این فیلم ماجراجویانه و شعبدهبازی محصول لاینزگیت، مجموع فروش داخلی خود را به ۳۶.۸ میلیون دلار رسانده است. این فیلم که با بودجه ۹۰ میلیون دلاری ساخته شده، در بازارهای بینالمللی با فروش ۱۰۹ میلیون دلاری بسیار موفقتر بوده و مجموع فروش جهانی خود را به ۱۴۶ میلیون دلار رسانده است. ساخت قسمت چهارم آن نیز از هماکنون در دستور کار قرار دارد.
«غارتگر: بدلندز» با فروش ۶.۵ میلیون دلاری در سومین آخر هفته اکرانش در جایگاه سوم قرار گرفت، در حالی که «مرد فراری» با فروش ۶.۱ میلیون دلاری در دومین هفته نمایش خود، با فاصله کمی در رتبه چهارم ایستاد. هر دو فیلم، پروژههایی پرهزینه هستند که برای بازگرداندن بودجه خود با چالش مواجه خواهند شد، زیرا سینماداران نیمی از فروش بلیت را برای خود برمیدارند. «بدلندز» که با بودجه ۱۰۵ میلیون دلاری ساخته شده، ۷۶ میلیون دلار در داخل و ۱۵۹.۶ میلیون دلار در سراسر جهان فروش داشته است. «مرد فراری» نیز که برچسب قیمت ۱۱۰ میلیون دلاری دارد، تنها ۲۷ میلیون دلار در آمریکای شمالی و ۴۸.۳ میلیون دلار در سراسر جهان فروخته است. به نظر میرسد این مرد باید به فرار کردن ادامه دهد.
مانوج باجپای با نقش سریکانت تیوارى در فصل مورد انتظار سری «فامیلی من» قسمت ۳ بازگشت؛ این سری در ۲۱ نوامبر ۲۰۲۵ روی آمازون پرایم ویدیو بهنمایش درآمد. از زمان پخش، این معمای جاسوسی نظرات درخشانی هم از طرف منتقدان و هم از مخاطبان دریافت کرده است. در این میان، بازیگر اکنون تأیید کرد که این سریال حتماً با فصل ۴ ادامه خواهد یافت.
مانوج باجپای با نقش سریکانت تیوارى در فصل مورد انتظار سری «فامیلی من» قسمت ۳ بازگشت؛ این سری در ۲۱ نوامبر ۲۰۲۵ روی آمازون پرایم ویدیو بهنمایش درآمد. از زمان پخش، این معمای جاسوسی نظرات درخشانی هم از طرف منتقدان و هم از مخاطبان دریافت کرده است. در این میان، بازیگر اکنون تأیید کرد که این سریال حتماً با فصل ۴ ادامه خواهد یافت.
مانوج باجپای تأیید میکند فصل ۴ در یک پرسشوپاسخ X (توئیتر)
این بازیگر اخیراً در یک جلسهٔ سرگرمکننده در توئیتر با طرفداران تعامل داشت. هنگام پاسخگویی به سؤالات بینندگان، مانوج بهصورت ضمنی – سپس بهوضوح کامل – فصل ۴ را تأیید کرد.
یک طرفدار از او پرسید: «داداش، من دو بار… حتی سه بار بررسی کردم. قسمت ۸ سری «فامیلی من» فصل ۳ کجاست؟»
مانوج پاسخ داد: «حالا همه در فصل چهارم! بس کن، تمام!!»
وقتی طرفداران از سردرگمی خود دربارهٔ نقطهٔ تعلیق شکایت کردند، او افزود: «پاسخ همه در فصل چهارم خواهد بود! به زودی میبینمت!»
این کافی بود تا طرفداران را به هیجان آورد و مشتاقانه منتظر فصل بعدی سریکانت تیوارى شوند.
مانوج باجپای اعتراف میکند که نمیتواند با زبان عامیانه نسل زد هماهنگ باشد
در حالی که طرفداران از تماشای سریکانت تیوارى در مأموریتهای پرخطر و زندگی خانوادگی پرآشوب لذت میبرند، مانوج باجپای میگوید که در زندگی واقعی با چالشی غیرمنتظره مواجه است — ارتباط با نسل زد.
در مصاحبهای با یووا، این بازیگر فاش کرد که چقدر برای او دشوار است که زبان عامیانهٔ مدرن را درک کند. او حتی از میزبان معانی کلماتی چون «Pookie» و «Ssup» پرسید و بهطرز خندهداری نتوانست معنای «Rizz» را کشف کند.
مانوج باجپای درباره طلاقها و مصرف مواد در بالیوود میگوید: «اگر به دادگاه تیس حازاری بروید و دربارهٔ نرخ طلاق بپرسید…»
او نسل زد را «یک دستهٔ تنبل» مینامد و میگوید: «ارتباط من با نسل زد برقرار نمیشود چون زبان عامیانهٔشان را نمیفهمم. همیناکنون یک ویدیو برای «Pookie» ساختم و روی آن یک روبان گذاشتم. این یعنی چه؟ Pookie چیست؟ «Ssup» چه معنی دارد؟ در کل اینها افراد تنبل هستند که جملات کامل نمیگویند. «Rizz» به معنای زنگ، X‑فاکتور است. او «rizz» زیادی دارد. آدمهای بسیار تنبل، افراد بسیار تنبل هستند.»
پیشتر، مانوج در یک ویدئوی تبلیغاتی به شکل «پدر Pookie» بامزه ظاهر شد؛ جایی که سریکانت تیوارى در تلاطم درک زبان عامیانهٔ نسل زد بود؛ در حالی که فرزندانش، دریتی (آشلیشا تاکور) و آتارف (ویدنت سینها) اسکریپتی پر از زبان عامیانه به او میدادند. او خندیده میگوید: «در اینجا من بیشتر شبیه یک پدرم و کمتر یک پاریس بهنظر میرسم، رفیق.»
«فامیلی من» فصل ۳ باز هم شخصیتهای محبوب شراب هاشمی، پریامانی، آشلیشا تاکور، ویدنت سینها، شریا دهنوانتاری و گُل پانگ را بازمیگرداند. اضافههای جدید به این سری شامل نیمرات کور و جیدپ اهلاوت هستند. این برنامه نقدهای درخشانی دریافت کرده است، اگرچه بسیاری از طرفداران احساس میکردند این فصل نسبت به دو فصل پیشین ناامیدکننده است و به همانندرت به همانسطح کیفیت قبلی میرسد. حضور کوتاه ویجی سِثوپاتی بحثبرانگیز بوده و صحنهاش در اینترنت بهسرعت ویروسی شد.
از یادها نرفته! تیتوم رایلی، بهترین دوست سیدنی پرسکات، در فیلم «جیغ» (۱۹۹۶) پس از حادثهای دلخراش با درب پارکینگ به طرز فجیعی کشته شد. با این حال، قسمت جدید این مجموعه فیلم ترسناک محبوب قرار است به شکلی بسیار ویژه به این شخصیت ادای احترام کند.
در ۳۰ اکتبر، اولین تریلر «جیغ ۷» نشان داد که سیدنی (نو کمبل) هرگز دوست شجاع و حامی خود را فراموش نکرده است. او حتی نام دختر بزرگش (ایزابل می) را به یاد او انتخاب کرده است و رز مکگاون از این موضوع بینهایت خوشحال است! این ستاره ۵۲ ساله سریال «افسونشده» (Charmed) در مصاحبهای در ماه نوامبر با وبسایت «Scream Obsessed» گفت که شنیدن این خبر «قلبش را شاد کرده است».
او در ادامه افزود: «و میدانم که این خبر خیلیهای دیگر را هم خوشحال کرده است. این کار درست و بهجاست. تیتوم زنده است.»
مکگاون همچنین فاش کرد آنچه در ابتدا او را به این فیلم و ایفای نقش تیتوم جذب کرده بود، در واقع، همهچیز درباره آن بود.
«اولین چیزی که باعث شد بخواهم به شخصیت تیتوم رایلی جان ببخشم، کل فیلمنامه بود. در هر صفحهاش لحظاتی از نبوغ دیده میشد و من تا آن زمان و راستش را بخواهید، از آن به بعد هم هرگز چیزی در آن سطح ندیده بودم. فیلمنامه بینقص بود… وقتی تیتوم کاملاً در شخصیت خودش فرو میرود و میگوید: “خواهش میکنم منو نکش، آقای گوستفیس… میخوام تو قسمت بعدی هم باشم.” با خودم گفتم: “اوه، من از پس این کار برمیآم. بزن بریم.”»
تریلر فیلم «جیغ ۷» را در ادامه تماشا کنید.
«جیغ ۷» با داستانی متمرکز بر سیدنی به ریشهها بازمیگردد
اگرچه انتظار نمیرود مکگاون حضور فیزیکی در این دنباله ترسناک مورد انتظار داشته باشد، اما «جیغ ۷» قرار است تمام تمرکز خود را دوباره به سیدنی معطوف کند. نو کمبل ۵۲ ساله که پس از اختلاف بر سر دستمزد از حضور در «جیغ ۶» انصراف داده بود، سال گذشته به «Entertainment Tonight» گفت که به محض مطرح شدن ایده کلی داستان، با اشتیاق برای قسمت بعدی «به پروژه بازگشته است».
«من عاشق این فیلمها هستم، حضور در آنها بسیار سرگرمکننده است و برایشان سپاسگزارم. هرگز تصور نمیکردم بخشی از فیلمی باشم که این همه دهه دوام بیاورد… طرفداران دیوانهوار این فیلمها را دوست دارند، آنها فوقالعاده و بسیار مشتاق این مجموعهاند. من هم هیجانزدهام که یک فیلم جدید به آنها هدیه دهیم!»
اوایل امسال، او همچنین فاش کرد که وقتی طرفداران این بار سیدنی را میبینند، او در «موقعیت بسیار خوبی» قرار دارد؛ البته حداقل در ابتدا.
او در مصاحبهای در ماه اکتبر با «ET» توضیح داد: «سیدنی خوشحال است. او یک مادر است، خانواده دارد، احساس امنیت میکند و واقعاً سعی کرده گذشتهاش را پشت سر بگذارد.»
کورتنی کاکس در نقش خبرنگار گیل ودرز، دیوید آرکت در نقش کلانتر فقید دیویی رایلی، متیو لیلارد در نقش یکی از قاتلان اصلی گوستفیس که تصور میشد مرده است یعنی استو ماکر، و بازیگران جدید مجموعه یعنی جزمین ساوی براون و میسون گودینگ در نقش میندی و چاد میکس-مارتین نیز به این مجموعه بازمیگردند. بازیگرانی که برای اولین بار در «جیغ» حضور مییابند شامل مکینا گریس، جوئل مکهیل، آنا کمپ، ایتن امبری و مارک کانسوئلوس هستند.
فیلم «جیغ ۷» را در تاریخ ۲۷ فوریه ۲۰۲۶ در سینماها تماشا کنید.
کمیک بوک Grim اثر استفانی فیلیپس و فلاویانو از انتشارات Boom Studios، پس از اعلام خبر ساخت انیمیشن بزرگسالان توسط نتفلیکس، با افزایش قیمت ناگهانی در eBay مواجه شد.
استفانی فیلیپس هفتهی پرباری را پشت سر گذاشت. ابتدا کمیک Planet She Hulk او با اشارههایی به مانتی پایتون با موفقیت عرضه شد، سپس برای شرکت در رویداد Thought Bubble به انگلستان سفر کرد و در آنجا از سری جدید Daredevil با همکاری لی گاربت رونمایی شد. در نهایت، خبر هیجانانگیز دیگری منتشر شد: مجموعه کمیک مستقل او به نام Grim که با همکاری فلاویانو برای انتشارات Boom Studios خلق شده و ماه گذشته با شماره ۲۵ به پایان رسید، قرار است به یک سریال انیمیشنی برای نتفلیکس تبدیل شود. تهیهکنندگی اجرایی این پروژه بر عهده آلفرد گاف و مایلز میلار، خالقان سریال Wednesday، و همچنین جنیفر یو نلسون، کارگردان ناظر انیمیشن Love, Death + Robots خواهد بود.
امروز، قیمت نسخه معمولی شماره ۱ کمیک Grim که یک روز پیش از اعلام این خبر ۱.۵۰ دلار بود، پس از انتشار خبر به ۲۵ دلار جهش کرد. همچنین، قیمت نسخه درجهبندی شده CGC 9.8 از ۴۰ دلار به ۱۲۰ دلار افزایش یافت. یک نسخه درجهبندی شده CGC 9.9 از جلد واریانت کمیاب ۱:۱۰۰ به قیمت ۱۸۰ دلار و یک نسخه انحصاری فروشگاه با درجهبندی CGC به قیمت ۱۵۰ دلار فروخته شد.
شماره ۱ کمیک Grim
استفانی فیلیپس، نویسنده و یکی از خالقان این مجموعه، میگوید: «کمیک Grim برای من و تمام کسانی که روی آن کار کردهاند، معنای بسیاری دارد. دیدن اینکه این اثر قرار است در قالب یک سریال انیمیشنی با نتفلیکس جان تازهای بگیرد (و چه تعبیر بجایی!)، بینهایت هیجانانگیز است. بیصبرانه منتظرم تا طرفداران، چه جدید و چه قدیمی، همراه با ما به دنیای جسیکا هَرو قدم بگذارند.»
Grim یک حماسه فراطبیعی و شخصیتمحور است که داستان جسیکا هَرو را دنبال میکند؛ یک دروگر روح تازهکار که وظیفه دارد ارواح را به جهان پس از مرگ راهنمایی کند. برخلاف دیگر دروگرها، جسیکا هیچ خاطرهای از مرگ یا زندگی گذشته خود ندارد. جستجوی او برای یافتن پاسخ، او را به اعماق ساختار پنهان جهان پس از مرگ میکشاند و نیروهای مخفی، اسرار کیهانی و ارتباط تکاندهندهاش با خودِ «مرگ» را آشکار میسازد.
مایلز میلار، آلفرد گاف و آرون اشمیت از طرف شرکت Millar / Gough Ink به عنوان تهیهکننده اجرایی فعالیت خواهند کرد. استفن کریستی و آدام یولین از طرف Boom Studios و مت نورکر به عنوان دستیار تهیهکننده اجرایی در این پروژه حضور دارند. جن یو نلسون نیز از دیگر تهیهکنندگان اجرایی خواهد بود. استفانی فیلیپس و فلاویانو، خالقان مجموعه کمیک، به عنوان دستیار تهیهکننده اجرایی در ساخت این سریال همکاری خواهند کرد.
علاقه روزافزون هالیوود به فرمول یک در پی موفقیت چشمگیر فیلم پرفروش اپل و قرارداد بزرگ پخش مسابقات در آمریکا
آدریان نیوی، شریک فنی مدیریتی تیم فرمول یک استون مارتین
عکس از: استون مارتین ریسینگ
آدریان نیوی، مهندس افسانهای فرمول یک، موضوع مستند جدیدی خواهد بود که با همکاری شرکت فیلمسازی مت دیمون و بن افلک، تیم فرمول یک استون مارتین، گروه تحسینشده «ویسپر» و «مارک استوارت پروداکشنز» ساخته میشود.
این فیلم که با عنوان موقت آشفتگی: بزرگترین ذهن فرمول یک شناخته میشود، ترکیبی از مستند و زندگینامه خواهد بود. در این اثر، تصاویری از پشت صحنه پروژه فعلی نیوی – یعنی هدایت استون مارتین به صدر جدول – با روایتهایی از گذشته پرفراز و نشیب او در هم آمیخته میشود.
دوران حرفهای ۴۵ ساله نیوی در ورزشهای موتوری از سال ۱۹۸۰ و با پیوستن او به عنوان کارآموز به تیم فرمول یک «فیتیپالدی اتوموتیو» آغاز شد و شامل دورههایی در مسابقات خودروهای اسپرت، ایندیکار و همچنین فعالیت در خط مقدم فرمول یک میشود.
خودروهایی که امضای طراحی او را بر خود دارند، ۱۴ قهرمانی رانندگان را به دست آوردهاند، اما دوران حرفهای او علاوه بر موفقیتهای بزرگ، با شکستهای تلخی نیز همراه بوده است: او پس از اخراج از تیم «لیتون هاوس»، از تلویزیون شاهد بود که خودروی CG901 طراحیشده توسط او چگونه در گرندپری فرانسه ۱۹۹۰ تا آستانه پیروزی پیش رفت. همچنین، پس از مرگ آیرتون سنا در سال ۱۹۹۴، او یکی از مدیران ارشد تیم ویلیامز بود که به دادگاههای ایتالیا کشانده شد.
پیوستن او به استون مارتین در اوایل سال جاری، با توجه به تلاش این تیم برای رقابتی شدن از زمان خریداری توسط کنسرسیومی به رهبری لارنس استرول در سال ۲۰۱۹، توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. این فیلم شامل تصاویر اختصاصی از پشت صحنه پردیس فناوری جدید تیم در نزدیکی سیلورستون خواهد بود.
آدریان نیوی، مدیر ارشد فنی تیم فرمول یک استون مارتین
عکس از: استون مارتین
علاقه آمریکاییها به فرمول یک در طول این دهه، با تکیه بر محبوبیت سریال نتفلیکس یعنی بران تا بمانی (Drive To Survive) افزایش یافته و در ماههای اخیر با اکران فیلم پرفروش اپل به نام F1: The Movie تقویت شده است. اپل اخیراً قرارداد پنج سالهای را برای پخش مسابقات فرمول یک منعقد کرده که ارزش آن سالانه ۱۵۰ میلیون دلار تخمین زده میشود.
ورود افلک و دیمون از طریق شرکت فیلمسازیشان «آرتیستس اکوئیتی» بخشی از الگوی گستردهتر سرمایهگذاری آمریکاییهاست؛ از جمله خرید حقوق تجاری فرمول یک توسط «لیبرتی مدیا» و سرمایهگذاری گروهی متشکل از بازیگرانی چون رایان رینولدز، راب مکالهنی و مایکل بی. جردن در تیم آلپین.
جری کاردینال، تاجر و یکی از بنیانگذاران «آرتیستس اکوئیتی» به همراه افلک و دیمون، همچنین بنیانگذار و شریک مدیریتی شرکت «ردبرد کپیتال» است که بخشی از کنسرسیومی بود که در سال ۲۰۲۳، ۲۴ درصد از سهام تیم آلپین را خریداری کرد.
همکاران دیگر پروژه آشفتگی نیز دارای سوابق درخشانی در فرمول یک هستند. «ویسپر» توسط دیوید کولتارد، راننده سابق فرمول یک، و جیک هامفری، مجری تلویزیونی، تأسیس شده و جوایزی برای تولیدات خود در فرمول یک و سایر ورزشها کسب کرده است. مارک استوارت نیز کوچکترین پسر سر جکی استوارت، قهرمان سه دوره فرمول یک، و برنده جایزه انجمن سلطنتی تلویزیون برای مستند سریالی گازا است.
نیوی در این باره گفت: «وقتی مارک استوارت برای ساخت یک فیلم مستند به من مراجعه کرد، با اینکه خوشحال شدم، در ابتدا مطمئن نبودم که باید بپذیرم یا نه.»
«اما یکی از نکات تأثیرگذار درباره خودزندگینامه من در سال ۲۰۱۷، تعداد نامههایی بود که دریافت کردم. این نامهها نشان میداد که کتاب من چقدر علاقه و درک آنها را نسبت به طراحی و مهندسی خودروهای مسابقهای، تعامل طراحی خودرو با رانندگان و اهمیت ذهنیت در موفقیت، برانگیخته است.»
«امیدوارم این فیلم بتواند شور و اشتیاق، شیوه کار و قدرت ذهنی لازم برای رساندن یک خودروی فرمول یک به خط شروع مسابقه را به تصویر بکشد. این فیلم چالشهایی را که من از اوایل ماه مارس با پیوستن به یک تیم جدید برای آماده شدن برای بزرگترین تغییرات قوانین در تاریخ فرمول یک با آن روبرو بودهام، به نمایش میگذارد. همچنین به داستان دوران حرفهای من تا به امروز و اینکه چگونه به من برای رویارویی با این چالش عظیم کمک کرده، میپردازد.»
«تا اینجا مسیر پرهیجانی بوده است، اما فرمول یک هرگز متوقف نمیشود. امیدوارم این فیلم بتواند بخشی از این انرژی بیوقفه و تلاش مداوم ما برای بهبود عملکرد را به تصویر بکشد.»
فرح خان و شیریش کوندر در دسامبر ۲۰۰۴ ازدواج کردند و طبق گزارشها، پیش از آن چهار سال با هم در رابطه بودند. هرچند فرح اکنون در بهترین وضعیت جسمانی خود قرار دارد و به ظاهرش نیز توجه میکند، اما در گذشته اینطور نبود. او که سالها طراح رقص بود و بعد به کارگردانی روی آورد، به دلیل اینکه همیشه پشت دوربین قرار داشت، هرگز به ظاهر خود اهمیتی نمیداد؛ اما اکنون پس از ۵۰ سالگی این کار را شروع کرده است. فرح در این باره صحبت کرده و خاطرهای را تعریف میکند که در آن، همسرش شیریش کوندر را با پسرش اشتباه گرفتند.
فرح در گفتوگو با سوها علی خان، درباره اینکه در گذشته هرگز به خودش رسیدگی نمیکرد، گفت: «من حتی برای سشوار کشیدن موهایم هم به آرایشگاه نمیرفتم، چون بیوقفه کار میکردم؛ گاهی اوقات شیفت روز و شب را با هم کار میکردم. اما وقتی ۵۰ ساله شدم، فهمیدم که وقتی ماشین قدیمی میشود، به سرویس بیشتری نیاز دارد و باید آن را به تعمیرگاه فرستاد. برای همین حالا به متخصص پوست مراجعه میکنم و مرتب ویتامینهای مو مصرف میکنم، چون چارهای نیست. وقتی ۵۰ ساله شدم بچههایم خیلی کوچک بودند و فکر کردم نباید احساس کنند که مادربزرگشان آنها را به مدرسه میرساند. بچهها هم ما را جوان نگه میدارند.»
او سپس خاطرهای از یک سفر خانوادگی را به یاد آورد و افزود: «یک بار بچهها را به تعطیلات برده بودیم و من به شدت اضافهوزن داشتم. خانمی آمد و در حالی که شیریش آنجا بود، گفت: “میتوانم اتاقتان را تمیز کنم؟ ممکن است از پسرتان (شیریش) بخواهید بیرون برود؟” و شیریش فقط خندید. او رفت و به بچهها گفت: “فکر کردند من برادر شما هستم.” همانجا بود که فهمیدم بعد از ۵۰ سالگی باید به خودم رسیدگی کنم و هفت سال طول کشید تا وزنم را کم کنم.»
فرح از زمان فیلم «تیس مار خان» فیلمی را کارگردانی نکرده است، اما اکنون با کانال یوتیوب خود بسیار محبوب شده است. او در گفتوگویی با توینکل خانا و کاجول فاش کرد که چون در زمینه فیلمسازی کاری پیش نمیرفت، تصمیم گرفت به یوتیوب بپیوندد؛ دلیل دیگر این بود که باید هزینه دانشگاه هر سه فرزندش را تأمین کند. برای کسانی که نمیدانند، شیریش و فرح والدین سه قلوهایی هستند که در سال ۲۰۰۸ از طریق روش IVF متولد شدند.