بلاگ

  • فیلم Train Dreams نتفلیکس زیبا، احساسی، اما کمی ناقص

    کتاب برنده جوایز دنيس جانسون از ابتدا اقتباسی دشوار بود

    توسط ربکا آنین

    رابرت (با بازی جوئل ادگرتون) همراه گلدیس (با بازی فِلِسیٹی جونز) و یک کودک.
    Netflix

    رمان کوتاه برنده جایزه دنيس جانسون Train Dreams — منبع یک فیلم جدید نتفلیکس که در ابتدای امسال در جشنوارهٔ ساندنس به نمایش درآمد — برای نخستین بار در سال ۲۰۰۲ در مجله Paris Review منتشر شد و سپس در سال ۲۰۱۱ به‌صورت کتاب در دسترس قرار گرفت. می‌توانید آن را در حدود ۷۰ تا ۹۰ دقیقه بخوانید، اما این بازهٔ زمانی کوتاه به طرز عجیبی بی‌پایان به‌نظر می‌رسد. پیش از این که متوجه شوید، خود را در دل جنگل می‌بینید، درست همانند رابرت گرینیر، مرد ۲۰ام-قرن که جانسون به‌عنوان سوژهٔ داستان خود انتخاب کرده است.

    گرینیر، یتیمی که در سن شش یا هفت سالگی با قطار به آیداهو فرستاده شد و مقصدی روی کتش برچسب‌خورده بود، شخصی عادی است — کارگری که از ساختن راه‌آهن، پیوستن به تیم‌های فصلی جنگل‌کاری، و به‌عنوان مردی مسن‌تر، حمل بار با واگن، معیشت می‌کشد. «او یک معشوق داشت — همسرش گلدیس — صاحب یک هکتار زمین، دو اسب و یک واگن»، جانسون در انتهای رمان کوتاه، زندگی گرینیر را در فهرستی از تجارب خلاصه می‌کند که او را به‌صورت دقیق موجودی از زمان، طبقه و مکان خودش می‌نمایاند: «او هرگز مست نشده بود. او هرگز سلاحی نخریده یا به تلفن صحبت نکرده بود. او به‌طور منظم سوار قطار می‌شد، بارها در خودرو سفر می‌کرد و یک‌بار هم بر روی هواپیما… او نمی‌دانست والدینش چه کسانی بوده‌اند و وارثی برای خود باقی نگذاشته بود.»

    گرینیر نامی برجسته نیست، اما جادوی این رمان کوتاه این است که زندگی او را برای خواننده بزرگ می‌نماید. شخصیت اصلی جانسون مردی ملایم، سخت‌کوش، خرافی و قابل اعتماد است؛ کسی که تقریباً تحصیلات رسمی کمی دارد و ذهنش دائم به‌دنبال درک معنای زندگی می‌گردد. درک این مرد از شهر کوچک‌خود، تیم‌های جنگل‌کاری که در آن کار می‌کند و جایگاهش در تاریخ، برای خواننده اهمیت عمیقی پیدا می‌کند. وقتی رمان کوتاه با انفجاری از تصاویر به پایان می‌رسد، که در آن نعرهٔ «پسر‑گرگ» که گرینیر در یک نمایش عجایب سیرک می‌بیند را با صداهای دیگر زمان—سیویق قطار، آواز اپرا، بوق مه‌کش و بگل—مقایسه می‌کند، کاملاً در کنار هدف جانسون می‌نشینید.

    نسخهٔ سینمایی به کارگردانی کلینت بنتلی می‌خواهد تماشاگران همانند دوستداران رمان کوتاه، به گرینیر اهمیت بدهند. جوئل ادگرتون نقش گرینیر، فِلِسیٹی جونز نقش گلدیس، و ویلیام ه. میسی نقش یک هم‌چوبچی باتجربه را بازی می‌کنند. نگاه صریح و غم‌انگیز ادگرتون، فضای جنگل‌محور فیلم (که در ایالت واشنگتن فیلمبرداری شد)، و روایت ویِل پاتون، همراه با خطوطی که اغلب مستقیماً از رمان کوتاه جانسون اقتباس شده‌اند، ترکیبی از همان احساسات شگفت‌زده‌کننده دربارهٔ طرح عظیم جهان، کوچکی زندگی انسانی و بزرگی زمان و فضا که رمان کوتاه جانسون به آن پرداخته است، به ارمغان می‌آورند.

    اما برای طرفداران منبع اصلی، تبدیل ضروری «Train Dreams» به یک فیلم ممکن است حس کم‌بودن را بر جای بگذارد. رمان کوتاه جانسون از «تکه‌های به‌نظر بی‌اهمیت» که در این محفظهٔ کوچک فشرده شده‌اند، تشکیل شده بود؛ همان‌طور که آنتونی دور در نقد کتاب نیویورک تایمز در سال ۲۰۱۱ نوشت: «تب‌های متفرقه، حکایات حاشیه‌ای، اخراج یک چینی، یک کودک بزرگ با قلب ضعیف». در Train Dreams، اتفاقاتی رخ می‌دهند، حتی تا چند صفحهٔ آخر، که به‌نظر می‌رسد به هم می‌پیوندند و نوعی پایان‌بندی ارائه می‌دهند، اما هرگز این‌گونه نمی‌شوند. هنگام خواندن، حس می‌کنید که در کنار گرینیر بر تخت مرگ‌نشین او می‌نشینید، همان‌طور که او اولین داستان‌های ذهن‌آگاهی‌اش را بازگو می‌کند — مردم، برخوردها و وضعیتی که بیش‌ترین تأثیر را بر او گذاشته‌اند، چه توانسته باشد معنای آن‌ها را روشن کند یا نه.

    Bentley و هم‌نویسنده‌اش گرگ کِدَر، نسخهٔ سینمایی را بر روی بخش‌های معمولی داستان متمرکز کرده‌اند. مهم‌ترین این‌ها ازدواج کوتاه‌مدت گرینیر در دههٔ سی‌سالگی‌اش با گلدیس است؛ زنی که همراه با دختر نوزادش کیت، در یک آتش‌سوزی جنگلی می‌میرد در حالی که او به کار در تیم چوب‌برداری مشغول است. این در فیلم، بزرگ‌ترین—تقریباً تنها—رویداد محرک زندگی گرینیر است. ما شاهد بسیاری بازگشت‌های خاطره‌ای به زمان او با گلدیس و کیت هستیم؛ دختری که در فیلم به‌صورت حدود دو سالگی (سن مناسب برای قدم‌زدن و گفت‌وگوی شیرین) به تصویر کشیده شده است، در حالی که در رمان کوتاه جانسون تنها چهار ماهه بود. این تغییر کلیدی، دورهٔ کوتاه زندگی خانوادگی گرینیر را در فیلم بسیار معنادارتر می‌کند. هنگامی که ابتدا غم‌ناک می‌شود، جانسون می‌نویسد که گرینیر «به فکر کیت بیچارهٔ کوچک شد و بلندصدا با خود گفت: «او هرگز حتی یک جوانه کوچک هم نشد.»» بعدها، با فروکش کردن غم، گرینیر بیشتر به گلدیس فکر می‌کند تا به دخترش: «گاهی به کیت، دلقک زیبا فکر می‌کرد، اما نه به‌طور مداوم. داستان او چندان غم‌انگیز نبود. او به‌ندرت بیدار می‌شد و حتماً زنده نبود.» این‌چنین در فیلم نیست؛ دختری که پر از شیرینی کودکی است و گرینیر برای او نام مستعار «کِیتی» می‌گذارد.

    بدون شک، مرگ‌های کیت و گلدیس در رمان کوتاه بر گرینیر تأثیر می‌گذارند، اما نه به شکل خودسرزنش‌گری، بازگشت‌مانندهای پیوستهٔ «باید آنجا بودم برای آنها» که در فیلم دیده می‌شود. گرینیر کتابی در جهانیتی زندگی می‌کند که در آن اتفاقات ناخوشایند دیگری نیز رخ می‌دهد و اثرات آن مبهم یا ناشناخته‌اند. دو داستان تک‌نفرهٔ بی‌رحم که در فیلم کوتاه‌ شده یا حذف شده‌اند، زندگی گرینیر را در رمان برجسته می‌کند. در یکی از آن‌ها، گرینیر جوان با یک بزدل (که به‌عنوان «‘boomer’» شناخته می‌شد) که در وضعیتی وحشتناک در دل جنگل دراز کشیده بود، مواجه می‌شود. این مرد به گرینیر می‌گوید توسط بزدل دیگری سرقت شده و او «رگ‌های زانو»ش را قطع کرده و برای مردن از گانگرن آن‌جا رها کرده است. او بر تخت مرگ اعتراف می‌کند که این بزدل پیش از این دختر برادرش (خواهرزاده‌اش) را به‌طور جنسی آزار می‌داد؛ او باردار شد، توسط پدرش بکوبیده شد تا «از شکم این طفل بیچاره بیرون رانده شود» و در نهایت درگذشت. این همان اتفاقی بود که او را به مسیرهای قطار کشاند: «از آن زمان تا به‌حال هیچ‌گاه صد یاردی از این خطوط ریلی دور نبوده‌ام.»

    دومین داستان، روایت «کوتناى باب» است؛ همسایهٔ بومی‌الامریکایی گرینیر که در فیلم به شخصیتی بسیار متعارف‌تر و دوست‌دار به نام فروشنده ایگناسیوس جک (ناثانیل آرکاند) تبدیل شده است. «کوتناى باب مردی ثابت‌قدم بود که همیشه از مشروب خودداری می‌کرد و در شهر به‌طور مکرر در مشاغلی کار می‌کرد، همان‌طور که گرینیر نیز می‌کرد، و سال‌ها یکدیگر را می‌شناختند»، می‌نویسد جانسون. ما او را برای اولین بار می‌بینیم و چند صفحه بعد، جانسون دربارهٔ مرگ او می‌نویسد. باب شاندی — آب‌لیمویی مخلوط با آبجو — را می‌پذیرفت و به‌اعتماد به این‌که «می‌تواند بدون عواقب این نوشیدنی را بنوشد، زیرا اثر لیموعسیر اثر الکل را از بین می‌برد» می‌رسید. برای اولین بار، باب مست می‌شود و در امتداد خطوط ریلی از خود می‌افتد، جایی که «با یک سری قطار عبور می‌کند». تا عصر روز بعد، «کوتناى باب به‌طول یک‌چهارم کیلومتر در امتداد راه‌راه ریل‌ها پخش شده بود»، می‌نویسد جانسون.

    مواجهه با گدا، گرینیر جوانی را که بی‌هدف بود، بر مسیر صحیح قرار می‌دهد. داستان کوتناى باب شاید در زندگی گرینیر مهم باشد، چون نوعی تراژدی ناگهانی است که ناگهان ظاهر می‌شود، همان‌طور که آتش برای خانواده‌اش اتفاق افتاد. اما فیلم به دنبال معناهای واضح‌تر و قابل‌سریع‌خوانی از این برخوردهاست و به جای حذف داستان بزوومر و سرنوشت کوتناى باب، صحنه‌های جدیدی مانند صحنه‌ای که یک مرد سیاه‌پوست با تفنگ به‌یک کمپ جنگل می‌پیوندد و کارگری را که ادعا می‌کند برادرش را «به دلیل رنگ پوستش» کشته، شلیک می‌کند، اضافه می‌کند؛ این کار به هدف فیلم می‌رسد.

  • آهان پاندی پس از موفقیت «سایارا» سرانجام سکوت خود را دربارهٔ رابطه‌اش با آنی‌ت پادا شکست؛ «من هرگز پیوندی مثل آنچه با آنی‌ت دارم نخواهم داشت»

    پس از هفته‌ها حدس‌و‌گمان پیرامون شیمی پشت‌صحنهٔ او با هم‌ستارهٔ «سایارا»، آنی‌ت پادا، آهان پاندی اکنون روشن کرد که واقعاً در چه موقعیتی هستند. در مصاحبه‌ای تازه، این بازیگر مستقیماً به این شایعات پرداخت؛ شایعات رابطهٔ عاشقانه‌ایی را خاتمه داد و در عین حال به پیوند عمیقی که میان آن‌ها وجود دارد، اذعانه کرد.

    آهان پاندی پس از موفقیت «سایارا» سکوت خود را دربارهٔ رابطه‌اش با آنی‌ت پادا شکسته؛ «من هرگز پیوندی مثل آنچه با آنی‌ت دارم نخواهم داشت»

    آهان شایعات را روشن می‌کند: «آنی‌ت بهترین دوست من است»

    آهان افشا کرد که با وجود این‌که هواداران با شور و شوق رابطهٔ آن‌ها را می‌سازند، رابطهٔشان همواره بر پایهٔ اعتماد و درک متقابل بوده و رمانس در آن حضور ندارد.

    «آنی‌ت بهترین دوست من است. تمام اینترنت فکر می‌کند ما با هم هستیم، اما این‌طور نیست. شیمی همیشه عاشقانه نیست؛ بلکه دربارهٔ راحتی، امنیت و دیده شدن است. ما هر دو این حس را به یکدیگر القا کردیم. اگرچه او دوست‌دختر من نیست، اما هرگز پیوندی مانند پیوندی که با آنی‌ت دارم نخواهم یافت»، به GQ گفت.

    ستارگان «سایارا»، آهان پاندی & آنی‌ت پادا به‌نظر می‌رسد مخفیانه در رابطهٔ عاشقانه‌ای هستند

    پایهٔ عاطفی پیوندشان

    بازیگر همچنین اشاره کرد که ارتباطشان خیلی پیش از تبدیل فیلم به موفقیت، آغاز شده بود. آهان لحظه‌ای را به‌خاطر داشت که از نظر خلاقانه و احساسی آن‌ها را به هم نزدیک‌تر کرد — علاقهٔ مشترکشان به یک نقل‌قول از پائولو کوئلو.

    «پیش از «سایارا»، ما هر دو این نقل‌قول پائولو کوئلو را دوست داشتیم: «احتمال تحقق یک رؤیاست که زندگی را جذاب می‌کند». ما این رؤیا را با هم تصور کردیم و به حقیقت پیوست. آنچه ما به‌اشتراک گذاشتیم، بسیار خاص است».

    وضعیت تجاری پرفروش «سایارا» به این سر و صدا سرعت می‌بخشد

    کنجکاوی شدید پیرامون رابطهٔ آن‌ها بی‌دلیل نیست. «سایارا» به یک پدیده تبدیل شده؛ با عبور از ۵۰۰ کرور روپیه در سطح جهان، حتی پیش‌بینی‌های خوش‌بینانهٔ گیشه را نیز شگفت‌زده کرده است. موسیقی فیلم، لحظات احساسی و بازیگران تازه‌کار باعث تحسین گسترده‌ای شده‌اند، به‌ویژه هواداران که از شعلۀ درخشانی که بین آهان و آنی‌ت بر روی پردهٔ سینما می‌درخشید، شیفته شده‌اند. ترکیب آن‌ها هم‌اکنون به‌عنوان یکی از ترکیب‌های نویدبخش جدید در بولی‌وود جشن گرفته می‌شود.

    هر دو بازیگر برای پروژه‌های بزرگ آینده آماده می‌شوند

    پس از به‌دست‌آوردن اولین بلاک‌باسترشان، آهان و آنی‌ت به‌سوی برنامه‌های بلندپروازانهٔ مشابه پیش می‌روند.

    آهان در پروژهٔ بعدی خود به همراه شاروا، تحت هدایت عباس علی ظفر در یک فیلم YRF، بازی خواهد کرد؛ در این فیلم آیشواریا تاکری نقش ضدقهرمان را ایفا می‌کند.

    در همین حال، آنی‌ت قدم در دنیای ترسناک‑کمدی Maddock Films به عنوان شاکتی شالینی می‌گذارد؛ این مرحله یکی دیگر از گام‌های مهم در مسیر صعودی حرفه‌اش محسوب می‌شود.

  • شرکت لیرِیکال مدیا، لائن مایجج را خریداری کرد و بخش انیمیشن را به رهبری ژاک رابینسون راه‌اندازی کرد

    ژاک رابینسون و دنیل دومینگز از لیرِیکال انیمیشن
    ژاک رابینسون و دنیل دومینگز، آلیسون بیشینز/ارین فورمن دومینگز

    انحصاری: لیرِیکال مدیا لائن مایجج را خریداری کرده و لیرِیکال انیمیشن را راه‌اندازی کرده تا به تقاضای جهانی برای انیمیشن بزرگسالان، به‌ویژه فیلم‌های انیمیشنی، پاسخ دهد. 

    شرایط این معامله فاش نشده است.

    سه شریک لائن مایجج به تیم می‌پیوندند: ژاک رابینسون به‌عنوان سرپرست لیرِیکال انیمیشن، دنیل دومینگز به‌عنوان کارگردان خلاق، و براد گریبر به‌عنوان مشاور و مشاور تولید.

    به‌طور کلی، تیم تاکنون پانزده فصل از سریال‌های انیمیشن برای بزرگسالان تولید کرده است. پروژه‌های جاری اعلام‌شده شامل Hell Followed With Us، یک اقتباس انیمیشنی از رمان پرفروش جوانان است که در حال توسعه با همکاری لیلی واچوفسکی (سه‌گانه The Matrix Trilogy) می‌باشد. همچنین این شرکت در حال تولید یک انیمه اقتباسی از Death Stranding، بازی اکشن‑ماجراجویی توسعه‌یافته توسط Kojima Productions و منتشرشده توسط Sony Interactive Entertainment است. این فیلم که توسط آرون گوزیکوفسکی نوشته شده، آمادهٔ عرضه به بازار است و مذاکرات برای انتخاب بازیگران در دست انجام است.

    گسترش بخش انیمیشن لیرِیکال پس از راه‌اندازی لیرِیکال گیمز، ناشر مستقل سرمایه‌گذاری‌شده خصوصی که با بلک‌برد اینتراکتیو—تیمی پشت Hardspace: Shipbreaker—شراکت برقرار کرده و سه پروژه در دست اجرا دارد، صورت می‌گیرد.

    لیرِیکال مدیا در حال حاضر در مرحلهٔ پس‌تولید برای Onslaught اثر آدام وینگارد و The Death of Robin Hood اثر مایکل ساردوسکی است؛ هر دو فیلم که به‌واسطه هو جاکمن، جودی کامر و بیل اسکارس‌گارد بازی می‌شوند و توسط A24 توزیع خواهند شد. پروژه‌های در دست توسعه شامل Funny Story، اقتباس رمان کمدی عاشقانه پرفروش امیلی هنری؛ Butcher & Blackbird، بر پایه رمان محبوب براین ویور؛ She Started It، اقتباس فیلمی از اولین رمان هیجان‌انگیز سیان گیلبرت؛ و Powerless، اقتباس تلویزیونی از رمان YA پرفروش لورین رابرتس می‌باشد.

    از طریق همکاری با نیون، لیرِیکال همچنین به‌صورت مشترک در تأمین مالی فیلم The Young People به کارگردانی اوسگود پرکینز، با حضور لولا تانگ و نیکو پارکر مشارکت می‌کند.

    «هر قدمی که در لیرِیکال برمی‌داریم به سمت چشم‌اندازی بزرگ‌تر است: توانمندسازی خالقان برای ارائهٔ داستان‌ها و جهان‌های جسورانه در تمام قالب‌ها»، گفت الکساندر بلک، بنیان‌گذار و مدیرعامل لیرِیکال مدیا. «تیم لائن مایجج یکی از با‌دست‌ترین و پیشروترین صداها در حوزه انیمیشن است – چشم‌انداز خلاقانه، تخصص عمیق تولیدی، و توانایی ساخت فاندوم‌های جهانی، آن‌ها را به شرکای کامل تبدیل می‌کند، در حالی که ما به گسترش امکانات لیرِیکال ادامه می‌دهیم. با یکپارچه‌سازی فیلم، بازی و انیمیشن زیر یک سقف، پایه‌ای برای داستان‌هایی می‌سازیم که مرزهای رسانه‌ای را زیر سؤال می‌برند و در دل مخاطبان سراسر جهان طنین می‌اندازند.»

    «ما لائن مایجج را ساختیم زیرا به‌انیمیشن‌های پیشرفته ژانری علاقه‌مندیم و مخاطبی بزرگ و کم‌خدمت‌دیده می‌دیدیم که مشتاق چنین داستان‌هایی بود»، گفت رابینسون. «تقاضای جهانی برای انیمیشن‌های بالغ و پیشرفته هرگز این‌چند قدر قوی نبوده است. با پشتوانهٔ لیرِیکال، ما در موقعیتی ممتاز هستیم تا این لحظه را به‌دست بگیریم – ترکیب تخصص تولیدی خود و روایت‌گری متمرکز بر فاندوم‌ها با شرکتی که ارزش مالکیت خالق و ساخت‌وساز بلندمدت را به‌طور عمیق می‌ستاید.»

    رابینسون نزدیک به دو دهه تجربه در زمینهٔ داستان‌سرایی و توسعهٔ فرنچایز دارد. پیش از هم‌بنیان‌گذاری و خدمت به‌عنوان مدیرعامل لائن مایجج، او قراردادی تولیدی در Legendary Television داشت که در آن به‌عنوان هم‑Showrunner سریال Skull Island و به‌عنوان مدیر اجرایی فیلم Tomb Raider: The Legend of Lara Croft (هر دو برای نتفلیکس) فعالیت کرد. او پیش از آن در TBS به‌عنوان یک مدیر در برنامه‌ریزی اصلی خدمت می‌کرد و نظارت بر Search Party، The Last OG و Miracle Workers داشته است. او همچنین با جان هامبورگ شرکت Particular Pictures را تحت قراردادی با 20th Television هم‌بنیان‌گذاری کرد. پیشتر به‌عنوان یک مدیر در De Line Pictures کار می‌کرد و بر توسعهٔ فیلم‌هایی نظیر Ready Player One و Pain & Gain و سریال تلویزیونی Wayward Pines نظارت داشت.

    دومینگز سرنویس اصلی در Gen:Lock هابوو ماکس بود، توسعه و نوشتن Seis Manos و Centaurworld برای نتفلیکس را بر عهده داشت، و برای برنامه‌های کودکانهٔ معروفی همچون SpongeBob SquarePants و Captain Underpants نیز نوشت. او بیش از بیست سریال و فیلم اصلی را به آمازون، نتفلیکس، HBO Max، وارنر بروس، دیزنی و سونی فروخته است و هم‌اکنون در حال توسعه یک فیلم سینمایی DreamWorks و یک سریال ژانری یک ساعته با Captain America نویسنده مالکم اسپلمن می‌باشد.

    «از زمان نوجوانی که دوستی به من فیلم اصلی Ghost In the Shell را نشان داد و ذهنم با امکان‌های بی‌پایان پر شد، همواره آرزوی ساخت انیمیشن را داشته‌ام»، گفت دومینگز. «در حالی که ژاپن از دیرباز می‌داند در انیمیشن هیچ‌مرزی وجود ندارد، صنعت ما هنوز در حال درک دامنهٔ داستان‌هایی است که می‌تواند روایت کند. الکس، جون و تمامی افراد لیرِیکال در زمینهٔ شکستن مرزها فعالیت می‌کنند و من هیجان‌زده و عمیقاً سپاسگزارم که می‌توانم با افرادی که در همان «جعبه‌های شنی» که ما دوست داریم بازی کنیم و بزرگ‌تر تصور کنند، همکاری کنم.»

    گریبر بنیان‌گذار و مدیرعامل بلندمدت Powerhouse Animation Studios است، تیمی که پشت Castlevania، Blood of Zeus و Masters of the Universe می‌باشد. در طول ۲۵ سال کار خود، او پروژه‌های سینما، تلویزیون و بازی‌های ویدئویی را کارگردانی، تولید و نظارت کرده است و به تعریف دوران مدرن انیمیشن برای بزرگسالان کمک کرده است.

    لیرِیکال مدیا، مستقر در لس‌آنجلس و نیویورک، در سال ۲۰۲۱ تأسیس شد. این شرکت داستان‌ها را در قالب‌های چندرسانه‌ای شامل فیلم، تلویزیون، بازی‌های ویدئویی، پادکست و کتاب‌های تصویری توسعه، تولید و تأمین مالی می‌کند. در حالی که تمرکز آن بر خلق مالکیت فکری (IP) خود است، این شرکت همچنین به توسعه و احیای مالکیت فکری‌های معتبر می‌پردازد تا افق‌های جدیدی برای داستان‌های خالق‑محور باز کند.

  • چیوی چیس می‌پذیرد که ترک SNL اشتباه بود در مستند جدید (اختصاصی)

    مستند CNN با عنوان “I’m Chevy Chase and You’re Not” شامل مصاحبه‌هایی با چیوی چیس، لورن میچلز، بورلی دی‌آنجلو، مارتین شورت، گولدی هون و بسیاری دیگر است.

    چیوی چیس در «I'm Chevy Chase and You're Not»
    چیوی چیس در «I’m Chevy Chase and You’re Not».
    اعتبار: CNN Films
    • فیلم‌ساز مارینا زنوویچ در مستند جدید CNN به نام I’m Chevy Chase and You’re Not با چیوی چیس مصاحبه می‌کند.
    • در تریلر اختصاصی این پروژه، چیوی چیس می‌گوید که «ترک SNL یک اشتباه بود» پس از فقط یک سال حضور در برنامه.
    • مستند همچنین شامل مصاحبه‌هایی با لورن میچلز، بورلی دی‌آنجلو، مارتین شورت، دان ایکروی، گولدی هون و دیگران است.

    چیوی چیس از یکی از تصمیمات مهم شغلی‌اش پشیمان است.

    کمدین افسانه‌ای در مستند جدید CNN Films به نام I’m Chevy Chase and You’re Not به دوران تلویزیونی و سینمایی‌اش می‌نگرد، و تریلری که Entertainment Weekly به‌صورت اختصاصی نمایش می‌دهد، ستارهٔ «Community» را نشان می‌دهد که برای یک اشتباه خاص، پشیمان است.

    «ترک SNL یک اشتباه بود»، چیوی چیس در پیش‌نمایش می‌گوید.

    پس از اینکه در فصل افتتاحیهٔ ۱۹۷۵، به‌عنوان ستارهٔ برجستهٔ Saturday Night Live شناخته شد، چیوی چیس قبل از میانهٔ فصل دوم این برنامه در سال ۱۹۷۶، آن را ترک کرد. او در طول این دورهٔ کوتاه دو جایزهٔ امی برای اجرا و نوشتن دریافت کرد.

    مستند I’m Chevy Chase and You’re Not شامل مصاحبه‌هایی با بسیاری از همکاران برجستهٔ چیوی چیس در حوزهٔ فیلم و تلویزیون است. دان ایکروی، که در SNL با او همکاری کرد و بعدها برای فیلم ۱۹۸۵ Spies Like Us و فیلم ۱۹۹۱ Nothing But Trouble دوباره با او همکاری کرد، در تریلر مستند او را «هیجان‌انگیز و بااستعداد» توصیف می‌کند.

    چیوی چیس در «Saturday Night Live» حدود ۱۹۷۵
    چیوی چیس در «Saturday Night Live» حدود ۱۹۷۵.
    از مجموعهٔ Everett

    گولدی هون، که در فیلم‌های ۱۹۷۸ Foul Play و ۱۹۸۰ Seems Like Old Times در کنار چیوی چیس بازی کرد، در پیش‌نمایش او را «خیلی، خیلی خنده‌دار» می‌نامد. او بعدها می‌گوید: «چیوی قلبی عمیق دارد، و این بخش دیگر مرد وحشی است.»

    مارتین شورت، که در فیلم ۱۹۸۶ Three Amigos همراه با کمدین بازی کرد، می‌گوید که چیوی چیس همیشه «آماده بود تا چیزهای طعنه‌آمیز یا جسورانه بگوید»، و اشاره می‌کند که همکار سابق او در اوج کارش «موفقیت‌های بزرگ سینمایی» را داشته است.

    لورن میچلز رئیس SNL، که بعداً با چیوی چیس دوباره کار کرد زمانی که او به‌هم‌نویسی و تولید Three Amigos پرداخت، می‌گوید که این بازیگر در برابر وسوسه‌های ناشی از شهرت سینمایی آسیب‌پذیر بود. او می‌گوید: «نیروهایی که او را می‌کشیدند، پول، قدرت و همهٔ این‌ها بودند.» و اضافه می‌کند: «و وقتی هالیوود به تو نیاز دارد، در این کار بسیار ماهر هستند.»

    دارل هَمَند گفت: «نمی‌پسندد» اینکه الک بالدوین نقش دونالد ترامپ را در «SNL» به عهده بگیرد.

    دارل هَمَند به‌عنوان دونالد ترامپ؛ الک بالدوین به‌عنوان دونالد ترامپ در «SNL»

    آدی مری‌فی می‌گوید رابین ویلیامز سعی کرد او را از ارائهٔ مهم سخنرانی اسکار منصرف کند.

    آدی مری‌فی و رابین ویلیامز در مراسم اسکار ۱۹۸۸

    و بورلی دی‌آنجلو، که در تمام پنج فیلم «Vacation» نقش همسر روی صفحهٔ چیوی چیس را ایفا کرد، نظر مشابهی دربارهٔ شهرت هالیوود دارد. او می‌گوید: «موضوع شهرت این است که همه چیز اطراف شما تغییر می‌کند.»

    تریلر ترکیبی از کلیپ‌های مختلفی از ویدئوهای خانوادگی چیوی چیس را نشان می‌دهد و همچنین به شهرت پرچالش او می‌پردازد؛ در متن او را «یک افسانهٔ کمدی پیچیده» توصیف می‌کند.

    چیوی چیس می‌گوید: «فکر نمی‌کنم افراد زیادی خوشبختی من را داشته باشند. من همان‌طور که هستم، هستم و از خودم راضی‌ام.»

    چیوی چیس در مهمانی تورنمنت تنیس Pro-Celebrity RFK در رینبو روم، نیویورک، ایالات متحده آمریکا
    چیوی چیس.
    Ron Galella/مجموعه Ron Galella از طریق Getty

    مستند توسط مارینا زنوویچ کارگردانی شده است، که پیش‌تر پروژه‌هایی دربارهٔ رابین ویلیامز، ریچارد پرایور، رومان پولانسکی و لنس آرمسترانگ به عهده داشته است.

    «همواره به چالش‌ها علاقه‌مند بوده‌ام و چیوی به‌راستی یک چالش برایم بود. می‌خواستم فرد واقعی پشت مرد محافظه‌کار و درونی‌که اغلب در دوربین می‌بینیم، بفهمم»، کارگردان در بیانیه مطبوعاتی بیان کرد. «در زیر جلوهٔ پرزرق‌و‌برق، شخصی بسیار خودآگاه یافت‌ام، که سطوحی از طنز و احساس دارد و او را بسیار پیچیده‌تر از شخصیت علنی‌اش می‌سازد.»

    تولید شده توسط CNN Films و West Buttermilk به همراه Propagate Content، Five All in the Fifth Productions و Sky، I’m Chevy Chase and You’re Not در تاریخ ۱ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۸ عصر به‌وقت ET/PT در CNN پخش می‌شود. این مستند از تاریخ ۲ ژانویه به‌صورت استریم در سرویس استریمینگ CNN در دسترس خواهد بود.

  • سونام کاپور بارداری دوم خود را اعلام کرد؛ پریانکا چوپرا، پری‌نتی، کارینا کاپور و دیگر ستارگان بالی‌وود عشق و آرزوهای خود را می‌بارانند

    سونام کاپور بارداری دوم خود را با یک پست شیک در اینستاگرام اعلام کرد و تبریکات گرم از طرف پریانکا چوپرا، کارینا کاپور، پری‌نتی چوپرا و سایر ستارگان بالی‌وود دریافت کرد. ظاهر هات‌پینک الهام‌گرفته از ملکه دیانا و کپشن دل‌انگیز «مادر» او به سرعت ویروسی شد و دل‌نوازان و دوستان صنعت را خوشحال کرد. سونام که در سال ۲۰۲۲ فرزند اولش، وایو، را به دنیا آورد، با وجود توقف از فیلم‌ها همچنان فعالانه در عرصه اجتماعی حضور دارد.

    سونام کاپور بارداری دوم خود را اعلام می‌کند؛ پریانکا چوپرا، پری‌نتی، کارینا کاپور و دیگر ستارگان بالی‌وود عشق و تبریکات خود را می‌بارند
    مومبای، ۲۰ نوامبر (IANS) – سلبریتی‌های بالی‌وود مانند پریانکا چوپرا، پری‌نتی چوپرا و کارینا کاپور، به همراه دیگران، سونام کاپور را به خاطر بارداری دومش تبریک گفتند.

    در روز پنج‌شنبه، ستارهٔ فیلم «نیرا» خبر خوش بارداری دوم خود را از طریق پست در اینستاگرام اعلام کرد. سونام با به‌اشتراک‌گذاری عکس‌های شیک خود، شکم بارداری‌اش را همراه با کپشن «مادر» به نمایش گذاشت. تعدادی از ستارگان بالی‌وود و دوستان صنعت به بخش نظرات هجوم آوردند تا تبریکات صمیمانه و آرزوهای خوب خود را برای سونام کاپور به‌خاطر بارداری دومش ابراز کنند.

    سونام کاپور بارداری دوم خود را اعلام می‌کند، شکم بارداری‌اش را به نمایش می‌گذارد!

    کارینا در نظرات خود نوشت: “Sona and Anand” و پس از آن ایموجی قلب قرمز افزود. پریانکا آرزوهای خود را با نوشتن “Congratulations” ابراز کرد. پری‌نتی چوپرا گفت: “Congrats mamacitaaa”. بومی پدنکار به مادر جدید تبریک گفت: “Congratulations”.

    قابل توجه است که برای اعلام بارداری‌اش، سونام کاپور از ملکه دیانا الهام گرفت و با یک کت و شلوار پشمی صورتی روشن جسورانه که شانه‌های بزرگ و نرم‌پداری به‌صورت منحنی ملایم داشت، ظاهر شد.

    سونام کاپور و همسرش، تاجر آناند آهوجا، پس از چند سال آشنایی، در ماه مه ۲۰۱۸ با یک مراسم عروسی بزرگ عقد کردند. این زوج در آگوست ۲۰۲۲ فرزند نخست خود، پسری به نام وایو، را به دنیا آوردند. شایعاتی دربارهٔ بارداری دوم سونام در اکتبر شروع شد و گزارش‌ها حاکی از این بود که او در آن زمان در سه‌ماهه دوم بارداری قرار داشته است.

    از نظر شغلی، این بازیگر ۴۰ ساله در سال ۲۰۰۷ با فیلم «ساواریا» به کارگردانی سانجی لیلا بانسالی به‌نمایش درآمد. سپس در فیلم‌های برجسته‌ای همچون «دلهی ۶»، «آیسا»، «رانجهانا»، «خوب‌سورت»، «دالی کی دولی» و «ویر دی وِدینگ» نقش‌آفرینی کرد. آخرین حضور او در سینما در فیلم «بلایند» (۲۰۲۳) به کارگردانی شوم ماخیجا بود؛ این تریلر جنایی، سونام را در نقش اصلی به‌همراه پوراب کوهلی، وینای پاچاک و لیلت دوبی در نقش‌های حمایتی نشان داد.

    از زمان تولد فرزند اولش، سونام از فیلم‌ها استراحت کرده است، اما همچنان در چشم عموم باقی مانده؛ در برنامه‌ها شرکت می‌کند و مهمانی‌های خانگی برگزار می‌نماید.

  • بلی ثورن هالیوودی از پرینکا چوپرا در برابر اتهامات «استخدام هواداران» در فرودگاه دفاع می‌کند

    این ماجرا از زمانی آغاز شد که ویدئوی قدیمی‌ای از خروج پرینکا چوپرا از فرودگاه در شبکه‌های اجتماعی به‌اشتراک گذاشته شد؛ در آن همان دو طرفدار دو بار پشت سر او می‌دوند.

    پرینکا چوپرا، بازیگر هندی‑آمریکایی، به‌تازگی خود را در میانهٔ واکنش‌های منفی شبکه‌های اجتماعی یافت، پس از آن‌که ویدئوی قدیمی‌اش به‌سراغ عموم آمد و بسیاری ادعا کردند که او هواداران را برای دریافت امضا در فرودگاه استخدام کرده است. اکنون بلی ثورن، بازیگر هالیوودی، برای دفاع از او پیش‌روی کرد و گفت که فکر نمی‌کند پرینکا این لحظه را به‌طور صناعانه ترتیب داده باشد.

    بلی ثورن به یکی از پست‌های دربارهٔ حادثهٔ مرتبط با پرینکا چوپرا بر خورد (اینستاگرام)
    بلی ثورن به یکی از پست‌های دربارهٔ حادثهٔ مرتبط با پرینکا چوپرا بر خورد (اینستاگرام)

    بلی ثورن از پرینکا چوپرا دفاع می‌کند

    همه این ماجرا از زمانی شروع شد که ویدئوی قدیمی‌ای از خروج پرینکا چوپرا از فرودگاه در شبکه‌های اجتماعی به‌نمایش درآمد. در آن ویدئئو همان دو طرفدار دو بار در عرض چند دقیقه پشت‌سر پرینکا می‌دوند: نخست در ورودی فرودگاه و سپس در مقابل خبرنگاران که درخواست امضای او را داشتند.

    پرینکا درخواست آن‌ها را در هر دو بار می‌پذیرد. حضور مکرر همان دو طرفدار در دو مکان متفاوت، باعث مطرح شدن اتهاماتی شد که می‌گویند تمام این لحظه توسط تیم روابط عمومی او برای ایجاد سر و صدا حول خروج او از فرودگاه برنامه‌ریزی شده است.

    با شدت گرفتن گفتمان در شبکه‌های اجتماعی، بلی به یکی از پست‌هایی که به این حادثه می‌پرداخت، برخورد؛ عنوان پست چنین بود: «این ترفند به‌ظاهر بسیار ساختگی به‌نظر می‌رسید و سؤالاتی دربارهٔ اصالت آن برانگیخت و انتقادات آنلاین را به‌دنبال داشت. هواداران و ناظران آن را «حرکت ساختگی روابط عمومی» نامیدند، از درامای رسانه‌ای غیرضروری انتقاد کردند و به پرینکا واکنش منفی شدید دادند. این حادثه باعث بروز مباحثی دربارهٔ لحظات مصنوعی هواداری و استراتژی‌های تبلیغاتی سلبریتی‌ها شد.»

    این پست را در اینستاگرام مشاهده کنید

    پستی به‌اشتراک‌گذاری‌شده توسط Timesapplaud Buzz (@timesapplaudbuzz)

    بلی برای دفاع از پرینکا در نظرات واکنش نشان داد و نوشت: «نه، فکر نمی‌کنم این یک ترفند روابط عمومی باشد. آن‌ها فقط در هر جایی که در ترمینال حضور داری، تو را دنبال می‌کنند و حتی این صفحات را به‌صورت آنلاین می‌فروشند.»

    «به همین دلیل است که این روی یک برگ خالی نوشته شده است. می‌توانند امضای شما را بگیرند و با فتوشاپ هر چیزی که می‌خواهند روی آن بکشند تا گویی امضای شماست. به هر حال به شدت شک دارم که او این صحنه را صناعانه ترتیب داده باشد. او فقط با مهربانی امضا می‌کند، چون آن‌ها او را رها نمی‌کنند و همچنان در طول ترمینال او را دنبال می‌کنند.» بلی افزود.

    بلی برای دفاع از پرینکا به نظرات واکنش نشان داد.
    بلی برای دفاع از پرینکا به نظرات واکنش نشان داد.

    پروژهٔ بعدی پرینکا چوپرا

    پس از فیلم‌هایی همچون «مری کام»، «دِل دَداکنه دو»، «باجیراو مَستانی» و «جای گنگاجال»، پرینکا آماده است تا پس از سال‌ها به سینمای هندی بازگردد؛ او در فیلم تلگو س. اس. راجامولی به نام «واراناسی»، که همراه با مهش بابو و پریثویراج ساکوماران به بازی می‌پردازند، شرکت می‌کند. این فیلم برای جشن سَنگرانثی ۲۰۲۷ در سینماها اکران خواهد شد. در این فیلم مهش بابو نقش رودرا، پرینکا نقش منداکینی و پریثویراج نقش کمبه را ایفا می‌کنند.

    پرینکا در فیلم «بلوف» (The Bluff) نقش یک دزد دریایی کارائیبی قرن نوزدهم را ایفا می‌کند. او همچنین در حال کار بر روی فصل دوم سریال وب «سیتادل» است. پرینکا اخیراً در فیلم «سران دولت» به همراه ادریس البا و جان سنا ظاهر شد. این اثر به کارگردانی ایلیا نایشولر بوده و در پرایم‌ویدیو منتشر شد.

  • نتفلیکس رویاهای قطار زیبا، دل‌نشین و کمی ناقص است

    کتاب برگزیدهٔ دنیس جانسون همیشه اقتباس‌پذیری دشوار داشت.

    توسط ربکا آنیون

    رابرت (با بازی جویل اِدگرتون) و گِلَدیس (با بازی فِلِسیتی جونز) همراه یک نوزاد
    نتفلیکس

    رمانکوتاه برگزیدهٔ دنیس جانسون، رویاهای قطار — منبع فیلم جدید نتفلیکس که در جشنوارهٔ فیلم ساندرنس سال جاری به نمایش درآمد — ابتدا در سال ۲۰۰۲ در مجلهٔ پاریس ریوو منتشر شد و در سال ۲۰۱۱ به‌صورت کتاب در دسترس قرار گرفت. می‌توانید آن را در حدود ۷۰ تا ۹۰ دقیقه بخوانید، اما به‌نظر می‌رسد این بازهٔ کوتاه زمان تقریباً بی‌پایان است. پیش از آنکه متوجه شوید، خود را در دل جنگل‌ها می‌یابید، همان‌طور که رابرت گرانیر، مرد قرن ۲۰ام که جانسون به‌عنوان شخصیت خود به تصویر می‌کشد.

    گرانیر، بچه‌دست که در شش یا هفت سالگی با قطار به ایداهو فرستاده شد و مقصدی بر روی لب‌اش نشان‌گذاری شده بود، آدمی عادی است — کارگری که از ساخت راه‌آهن، پیوستن به تیم‌های فصلی چوب‌برداری، و در دوران پیری، حمل بار با واگن زندگی می‌کند. «یک معشوق داشته — همسرش، گلدیس — که یک جریب ملک، دو اسب و یک واگن در اختیار داشت». این توصیف زندگی گرانیر را در حوالی انتهای رمانکوتاه، در قالب فهرستی از تجارب که او را به‌عنوان موجودی از زمان، طبقه و مکان خود به‌دقت نشان می‌دهد: «هرگز مست نشده بود. هرگز سلاحی خریداری یا به تلفن حرفی نزنیده بود. به‌طور منظم سوار قطار بوده، بارها با خودرو سفر کرده و یک‌بار در هواپیما … او هرگز نمی‌دانست والدینش چه کسانی بودند و وارثی پس از خود باقی نگذاشت».

    نه، گرانیر نامی برجسته نیست، اما جادوی این رمانکوتاه این است که زندگی‌اش را برای خواننده عظیم می‌سازد. قهرمان جانسون مردی ملایم و سخت‌کوش است که خرافی و قابل اعتماد است، کسی که آموزش رسمی کمی دیده و ذهنش به‌طور مداوم در جستجوی فهم معنأ زندگی است. ادراک او از شهر کوچک زادگاهش، تیم‌های چوب‌برداری که در آن کار می‌کند، و جایگاهش در تاریخ برای خواننده وزن ویژه‌ای پیدا می‌کند. تا زمانی که رمانکوتاه با انفجاری از تصویرگری پایان می‌یابد؛ از زوزهٔ «پسر‑گرگ» که گرانیر در نمایش عجیب دلقک‌سرایی می‌بیند، به صداهای دیگر زمان — سوت قطار، آواز اپرا، بوق مه‌آلود و ساز بگ‌پایپس — مقایسه می‌شود و خواننده به‌کاملاً درک می‌کند که جانسون چه هدفی را دنبال می‌کند.

    سینمایی که کلینت بنتلی کارگردانی‌اش کرده است، می‌خواهد تماشاگران به گرانیر همان‌طور که خوانندگان رمانکوتاه می‌پسندند، دل‌سپردگی نشان دهند. جویل اِدگرتون نقش گرانیر را بازی می‌کند، فِلِسیتی جونز نقش گلدیس و ویلیام اچ. ماسی نقش یک چوب‌بردار باتجربه را به عهده دارد. نگاه صریح و غم‌انگیز جویل، فضای جنگلی فیلم (که در ایالت واشنگتن فیلم‌برداری شد) و روایت ویل پاتون، همراه با جمله‌هایی که اغلب مستقیم از رمانکوتاه جانسون اقتباس شده‌اند، احساسی مشابه به شگفتی دربارهٔ طرح کلان جهان، کوچک‌گی زندگی انسانی و عظمت زمان و فضا که در رمانکوتاه جانسون بیدار می‌شود، منتقل می‌کند.

    اما برای‌طرفداران منبع اصلی، فیلم‌سازی ضروری رویاهای قطار شاید چیزی را کم بگذارد. رمانکوتاه جانسون از «بندهای به‌نظر بی‌اهمیت» تشکیل شده بود که در این ظرف کوچک جای گرفت، همان‌طور که آنتونی دور در نقد کتاب نیویورک تایمز در سال ۲۰۱۱ نوشت: «تب‌های مختلف، حکایات حاشیه‌ای، یک تبعید چینی، یک کودک بزرگ با قلب ضعیف». در رویاهای قطار، اتفاقاتی می‌افتد، حتی تا آخرین صفحات، که به‌نظر می‌رسد به‌یکدیگر پیوند می‌خورند و نوعی پایان‌بندی را ارائه می‌دهند، اما هرگز این‌گونه نمی‌شوند. هنگام خواندن، حس می‌کنید که کنار گرانیر در تخت مرگ او می‌نشینید، همان‌طور که او نخستین داستان‌هایی را که به ذهنش می‌آیند بازگو می‌کند — افراد، تعامل‌ها و موقعیت‌هایی که بزرگ‌ترین تأثیر را بر او گذاشتند، صرف‌نظر از اینکه آیا توانست معنایشان را حل کند یا نه.

    بنتلی و هم‌نویسنده‌اش گرِگ کوئیدار نسخهٔ سینمایی را بر روی بخش‌های متعارف‌ترین داستان متمرکز می‌کند. مهم‌ترین آن‌ها، ازدواج کوتاه‌مدت گرانیر در دههٔ سی‌سالگی‌اش با گلدیس است که در یک آتش‌سوزی جنگلی، به‌همراه دختر نوزادش کیت، در حین غیبت او از کار در تیم چوب‌برداری می‌میرد. این در فیلم، تقریباً تنها عامل محرک زندگی گرانیر است. ما صحنه‌های بازگشت‌زمانی بسیاری به اوضاع او با گلدیس و کیت می‌بینیم؛ کیت در نسخهٔ فیلم به‌صورت دو ساله (سن مناسب برای راه رفتن و گفتن بامزه) نشان داده می‌شود، برخلاف چهار ماهگی که در رمانکوتاه جانسون توصیف شده است. این تغییر کلیدی به دورهٔ کوتاه زندگی خانوادگی گرانیر اهمیت بیشتری می‌بخشد. در ابتدا که غم می‌کند، جانسون می‌نویسد که گرانیر «به کیت کوچک فکر کرد و بلند به خودش گفت: «او هنوز به یک جوانه رشد نکرده‌است».» سپس، همان‌طور که غم آرام می‌شود، گرانیر بیشتر به گلدیس فکر می‌کند تا به دخترش: «گاهی به کیت، آن بچهٔ زیبا، فکر می‌کند، اما نه به‌ طور مکرر. داستان او آن‌چنان غم‌انگیز نیست؛ او به‌اندازه‌ای که بیدار شد، حتی زنده نبوده است.» در فیلم، دختر کاملاً پر از شیرینی کودکانه است و گرانیر و همسرش او را «کیتی» می‌نامند.

    بدیهی است که مرگ‌های کیت و گلدیس گرانیر را در رمانکوتاه شکل می‌دهند، اما نه به شکل خودآزاری مداوم و بازگشت‌های پیوسته «باید آنجا بود برای آن‌ها» که در فیلم دیده می‌شود. گرانیر کتاب در جهانی زندگی می‌کند که بسیاری از وقایع وحشتناک دیگر نیز رخ می‌دهند؛ اثرهایشان مبهم یا نامشخص است. دو داستان تند و جدایی‌پذیر که در فیلم کوتاه یا حذف شده‌اند، زندگی گرانیر را در رمانکوتاه نشانه‌گذاری می‌کنند. در یکی، جوان گرانیر با یک زاغی (یک «بومر»، همان‌طور که به این‌نوع گفته می‌شد) مواجه می‌شود که در حالتی وحشتناک در جنگل دراز کشیده است. این مرد می‌گوید توسط زاغی دیگر سرقت شده است، که «طناب‌های زانو» او را قطع کرده و او را برای مردن به‌دلیل گانگرین رها کرده. او به گرانیر اعتراف می‌کند که این زاغی قبلاً دخترعمه‌اش را مورد آزار جنسی قرار داده بود؛ او باردار شد، پدرش به‌دلیل این‌کار او را کتک زد («تا بچهٔ گداز را از رحم او بیرون بزند») و در نهایت مرد. این همان رویداد بود که این بومر را به ریل‌های قطار کشاند: «از آن زمان هیچ‌وقت در فاصله صد یارد از این ریل‌ها نبوده‌ام.»

    دومین روایت دربارهٔ کوتنای باب — همسایه بومی گرانیر — که در فیلم به شخصیت دوست و هم‌پیمان سنتی فروشنده ایگناتیوس جک (نتانیل آرکان) تبدیل می‌شود. «کوتنای باب مردی ثابت‌قدم بود که همیشه از مشروبات الکلی خودداری می‌کرد و به‌طور مکرر در شهر کار می‌کرد، همان‌طور که گرانیر نیز می‌کرد، و سال‌ها یکدیگر را می‌شناختند»، می‌نویسد جانسون. ما به‌تازگی این مرد را می‌بینیم، و چند صفحه بعد، جانسون از مرگ او می‌نویسد. باب «شندی» — لیموناد لیمویی مخلوط با آبجو — را از دو رانچ کانادایی می‌گیرد و وقتی می‌شنود که می‌توانند این‌را بدون عواقب بنوشند چون عصاره لیمو اثر خود را خنثی می‌کند، باور می‌کند. برای اولین بار باب مست می‌شود و بر روی ریل‌راه‌آهن می‌خوابد، جایی که «توسط یک سلسله قطارها له می‌شود». در عصر بعد، «کوتنای باب برای یک ربع مایل در طول مسیر راه‌آهن پراکنده بود»، می‌نویسد جانسون.

    مواجهه با زاغی، جوان گرانیر را که بی‌هدف بود، به مسیر درست می‌کشاند. داستان کوتنای باب شاید در زندگی گرانیر مهم باشد، چون یک فجایعی ناگهانی است که از هیچ‌جا می‌آید، همان‌طور که آتش‌سوزی برای خانواده‌اش شد. اما فیلم به‌دنبال یافتن معناهای ساده‌تر از این برخوردهاست؛ به‌طوری که روایت بومر و سرنوشت کوتنای باب حذف شود و صحنه‌ای اضافه شود که مردی سیاه‌پوست با تفنگ وارد کمپ چوب‌برداری می‌شود و کارگری را که می‌گوید برادرش را به‌دلیل رنگ پوستش کشته است، می‌کشد؛ این کار همان هدف فیلم را برآورده می‌کند.

  • تهیه‌کنندهٔ «چوتا بهیم» و تیم کارگردان «اولترامارینز» دربارهٔ هم‌تولید هندی‑بریتانیایی «اساسین» (انحصاری)

    اساسین
    گرین گلد انیمیشن/رد کایت انیمیشن

    استودیوی انیمیشن قدرتمند هندی گرین گلد انیمیشن، سازندهٔ فرنچایز محبوب کودکان «چوتا بهیم»، و رد کایت انیمیشن مستقر در بریتانیا، در پروژهٔ «اساسین»، یک فیلم انیمیشنی برای بزرگسالان که نماد همکاری مهم هندی‑بریتانیایی است، به هم پیوستند.

    پروژه در بازار فیلم WAVES، بخش تجاری جشنوارهٔ بین‌المللی فیلم هند، گوا، توسط رجب چیلکا، بنیان‌گذار و مدیرعامل گرین گلد انیمیشن، و کن اندرسون، بنیان‌گذار و مدیرعامل رد کایت انیمیشن، رونمایی شد.

    «اساسین» توسط مارتین پیک نوشته و کارگردانی شده است؛ او پیش‌تر به‌عنوان کارگردان فیلم CGI اکشن‑انیمیشن «اولترامارینز: فیلم وارهمر ۴۰،۰۰۰» (۲۰۱۰) شناخته می‌شود. مارثا مک‌دیارمید، که به‌خاطر کارهایش روی «نسی جونیور» معروف است، به‌عنوان ویراستار فیلمنامه فعالیت می‌کند و همکاری خلاقانه‌اش را با رد کایت ادامه می‌دهد.

    فیلم در شهری متروپولیس شکافتهٔ آینده نزدیک می‌گذرد و داستان مرد جوانی عادی را روایت می‌کند که پس از یک فاجعهٔ صنعتی ویرانگر به نقطهٔ شکست می‌رسد. در حالی که قدرت شرکت‌ها دست خود را بر شهر محکم می‌کند، جستجوی عدالت او را به سمت تحول خطرناکی می‌کشاند و رویدادهایی را برمی‌انگیزد که سامانه را از درون به چالش می‌کشند.

    «اساسین» یک فیلم اکشن فوق‌سینمایی است که با به‌کارگیری تصاویر جسورانهٔ قرن بیست و یکم، تجربهٔ بدنی و روانی قهرمان را به‌صورت عمیق به مخاطب منتقل می‌کند. برای من این نقطهٔ اوج کارنامه‌ای است که انیمیشن و تصویر زنده را به‌منظور دستیابی به حداکثر بیان ترکیب می‌کند، در چارچوب ژانر پویا و قصه‌سرایی تجاری. رد کایت درک فوق‌العاده‌ای، چه تجاری و چه خلاق، از انیمیشن و فیلم به‌عنوان قصه‌گویی و همچنین به‌عنوان رسانهٔ بصری دارد. گرین گلد ترکیبی از مهارت‌های هنری برجسته و درک عمیق با یک خط تولید قدرتمند دارد. آن‌ها شریکانی مناسب برای به‌واقعیت پیوستن به چشم‌انداز استثنایی «اساسین» هستند»، مارتین پیک گفت.

    توسعهٔ بصری به رهبری مارتین پیک، به‌همراه تیم طراحی مستقر در حیدرآباد از گرین گلد، که با آثار مفهوم و بررسی حال و هوا، پایهٔ سبک‌شناسی این فیلم انیمیشنی بزرگ را می‌سازند، پیش می‌رود.

    این همکاری یک قدم خلاقانهٔ نو برای گرین گلد انیمیشن است که پیش از این شهرت خود را عمدتاً بر پایهٔ محتوای خانوادگی، به‌ویژه فرنچایز «چوتا بهیم»، بنا نهاده بود. این مشارکت نشانگر گسترش استودیوی به حوزهٔ انیمیشن برای بزرگسالان و همکاری‌های هم‌تولیدی جهانی می‌باشد.

    هدف این فیلم این است که تحت پیمان هم‌تولیدی هندی‑بریتانیایی واجد شرایط شود، با برنامه‌ریزی تولید در حیدرآباد و بریتانیا. استراتژی مالی شامل دریافت اعتبار مالیاتی فیلم مستقل بریتانیا است، به‌طوری که هر دو استودیو به عنوان شریک‌های برابر در تمام مراحل توسعه، تولید و توزیع مشارکت می‌کنند.

    «این همکاری نشانگر هم‌راستایی قدرتمند بین آرزو و انرژی خلاقانه است»، اندرسون گفت. ««اساسین» به سرزمین جدیدی جسورانه برای انیمیشن بزرگسالان پیش می‌رود و همکاری با رجب و هنرمندان برجستهٔ گرین گلد، هویت بصری گسترده‌ای به فیلم از همان ابتدا می‌بخشد.»

    چیلکا افزود: «گرین گلد همواره به‌دنبال ایده‌های اصلی و روایت بصری متمایز بوده است. همکاری با رد کایت در این پروژهٔ هندی‑بریتانیایی، تعهد ما نسبت به همکاری‌های جهانی و خلق سینمای انیمیشنی مرزی‌پرانگیز را تقویت می‌کند.»

    این پروژه ترکیبی از زنده‌برداری گوریلا، روتوسکوپینگ و تکنیک‌های انیمیشن پیشرفته است. در حال حاضر فیلم در مرحلهٔ توسعه فعال است و برنامه‌ریزی مالی و تولید در دست اجرا می‌باشد.

  • باکس آفیس: «Wicked: For Good» با پیش‌نمایش‌های عظیم ۳۰٫۸ میلیون دلار، بالاترین رقم سال را ثبت کرد

    WICKED: FOR GOOD (معروف به WICKED: ACT II یا WICKED: PART TWO)، آریانا گرانده در نقش گلیندا، 2025. © یونیورسال پیکچرز / با تشکر از مجموعه ایورت
    © یونیورسال / با تشکر از مجموعه ایورت

    «Wicked» دوباره جادوی خود را بر باکس‌آفیسی می‌پاشد.

    دومین قسمت موزیکال یونیورسال با عنوان «Wicked: For Good» ۳۰٫۸ میلیون دلار از پیش‌نمایش‌ها در باکس‌آفیسی به‌دست آورد که بزرگ‌ترین فروش پیش‌افتتاح سال را نشان می‌دهد. اما این رکورد همراه با یک نکته است. معمولاً درآمد پیش‌نمایش‌ها فقط از نمایش‌های پنجشنبه به‌دست می‌آید، ولی یونیورسال فیلم را چند روز زودتر به‌صحنه گذاشت. نمایش‌های طرفداران که روز دوشنبه با حمایت آمازون پرایم برگزار شد، ۶٫۱ میلیون دلار درآمد داشت؛ نمایش‌های اضافهٔ روز چهارشنبه ۶٫۵ میلیون دلار کسب کردند. پیش‌نمایش‌های پنجشنبه که شامل نمایش دوبل از «Wicked» و «For Good» بود، ۱۸٫۲ میلیون دلار تولید کرد.

    رکورد قبلی سال به «Superman» از شرکت وارنر برادرز تعلق داشت که ۲۲٫۵ میلیون دلار در پیش‌نمایش‌های پنجشنبه به‌دست آورد و سپس در آخر‌هفتهٔ افتتاحیه ۱۲۵ میلیون دلار تولید کرد.

    «Wicked: For Good»، پایان‌نامه‌ای که به‌طرز چشمگیری انتظار می‌رفت و ادامهٔ پدیدهٔ رنگ‌های صورتی‑سبز سال گذشته، هدف دارد که این آخر هفته بین ۱۵۰ تا ۱۸۰ میلیون دلار درآورد. می‌تواند بزرگ‌ترین افتتاحیه بکس‌آفیسی سال را کسب کند. در حال حاضر، این رکورد متعلق به اقتباس بازی ویدیویی وارنر برادرز «A Minecraft Movie» است که ۱۰٫۶ میلیون دلار در پیش‌نمایش‌های پنجشنبه به‌دست آورد و به‌سوی اکران ۱۶۲ میلیون دلاری پیش‌رویی می‌کرد. یونیورسال با احتیاط پیش‌بینی می‌کند که این آخر هفته اکران ۱۲۵ میلیون دلار داشته باشد، اما هیجان هواداران پس از آن‌که شخصیت گلیندا بازی آریانا گرانده و ال‌فابا با بازی سینیثا ایریوو به‌عنوان نمادهای ثابت فرهنگ عامه در پاییز گذشته شناخته شدند، بسیار بالا است.

    سال گذشته، فیلم اصلی «Wicked» به کارگردانی جان ام. چو، ۱۹٫۲ میلیون دلار در پیش‌نمایش‌ها به‌دست آورد و در همان آخر هفته پیش از عید شکرگزاری به ۱۱۲٫۵ میلیون دلار درآمد رسید. یک سال پس از آن، بازیگرانی از جمله جاناتن بیلی، اتن اسلاتر، جف گولدبام، میشل یو، بوون یانگ و دیگران، پیش‌داستان «جادوگر اوز» را به پایان می‌رسانند. فیلم اول «Wicked» به تقویت باکس‌آفیسی عید شکرگزاری سال گذشته تا رسیدن به رکورد ۴۲۰ میلیون دلار کمک کرد؛ این امر همراه با «Gladiator II» و «Moana 2» بود. فیلم خانوادگی دیزنی «Zootopia 2» هفتهٔ آینده به‌صحنه می‌آید و دنبالهٔ انیمیشنی و «Wicked: For Good» سعی خواهند کرد تا در طول تعطیلات به ارتفاعات مشابهی در باکس‌آفیسی دست یابند.

    همچنین این آخر هفته، دنبالهٔ اکشن سونی «Sisu: Road to Revenge» به‌صحنه می‌آید که پیش‌بینی می‌شود با اکران ۳ میلیون دلار آغاز شود و در پیش‌نمایش‌های پنجشنبه ۵۷۵٬۰۰۰ دلار درآمد داشته است. همچنین فیلم «Rental Family» از سرچ‌لایت با بازی برندن فریزر نیز عرضه می‌شود؛ این اثر نیز انتظار می‌رساند در دستهٔ اعداد تک‌رقمی پایین آغاز گردد.

  • «پرداخت ۹۵ لاک روپیه برای هر ترم برای دختر کاریزما کاپور»، وکیل پریا ساکدِو در دادگاه رسید را نشان داد؛ در جریان دعوای حقوقی بر سر ارث سونجی کاپور

    در جلسه‌ای از دادگاه عالی دهلی، تیم حقوقی پریا کاپور شواهد قوی ارائه داد که ادعاهای مربوط به جعل وصیت‌نامه سونجی کاپور را رد می‌کند. اسناد، شامل رسیدهای هزینه و ردپاهای دیجیتال، این ادعاها را رد کردند، در حالی که دادگاه به بررسی نحوه تدوین و اصالت وصیت‌نامه پرداخت. این پرونده در تاریخ ۲۱ نوامبر ادامه دارد.

    «پرداخت ۹۵ لاک روپیه برای هر ترم برای دختر کاریزما کاپور»، وکیل پریا ساکدِو در دادگاه رسید را نشان داد؛ در جریان دعوای حقوقی بر سر ارث سونجی کاپور

    در روز سوم مبارزهٔ حقوقی بر سر وصیت‌نامهٔ صنعت‌گر مرحوم سونجی کاپور، دادگاه عالی دهلی پاسخی دقیق از تیم حقوقی پریا کاپور به ادعاهایی که طرف کاریزما کاپور مطرح کرد، شنید. برای کسانی که با این موضوع آشنایی ندارند، فرزندان کاریزما و همسر بیوه سونجی کاپور در جدالی حقوقی برای وراثت دارایی حدود ۳۰٬۰۰۰ کرور روپیهٔ او قرار دارند. فرزندان کاریزما دادخواستی تقدیم کردند که ادعا می‌کردند پریا وصیت‌نامهٔ او را جعل کرده است. در جلسهٔ قبلی، دختر کاریزما ادعای عدم پرداخت دو ماه هزینهٔ تحصیل او را مطرح کرد. این موضوع باعث شد دادگاه به هر دو طرف یادآوری کند تا از نمایش‌های دراماتیک بی‌مورد پرهیز کنند.

    با این حال، وکیل پریا، شیل ترهان، اسناد گسترده‌ای ارائه داد تا ادعای قبلی مبنی بر عدم پرداخت هزینه‌های دانشگاهی فرزندان را رد کند. او رسیدی به مبلغ ۹۵ لاک روپیه برای هر ترم نشان داد که تأیید می‌کند این پرداخت قبلاً انجام شده است و روشن کرد که قسط بعدی برای ترم دوم تنها در ماه دسامبر موعد دارد.

    فرزندان کاریزما کاپور، وصیت‌نامه سونجی کاپور را به چالش می‌کشند و تضادهای واضحی را برجسته می‌نمایند

    این به‌طور مستقیم با جلسهٔ قبلی در تضاد بود که در آن وکیل نمایندهٔ دختر کاریزما ادعای عدم پرداخت دو ماه هزینه‌ها را مطرح کرده بود. پس از رفع مسألهٔ هزینه‌ها، دادگاه به مسألهٔ اصلی، یعنی اصالت وصیت‌نامهٔ سونجی که توسط کاریزما و فرزندان مورد اختلاف است، پرداخت. سپس وکلای فرایند کامل شکل‌گیری وصیت‌نامه را برای دادگاه شرح دادند.

    آنها اعلام کردند که اولین پیش‌نویس روی لپ‌تاپ نیتین شارما، وکیل مسئول تهیهٔ سند، ایجاد شده است. اقرارنامهٔ او این موضوع را تأیید کرد و به کمک اسکرین‌شات‌ها، تاریخچهٔ فایل‌ها و متادیتا مستند شد. شارما حتی لپ‌تاپ خود را به دادگاه آورد و به قضات پیشنهاد کرد تا همه چیز را به‌صورت مستقیم بررسی کنند.

    سپس دفاع جدول زمانی ویرایش‌ها را تشریح کرد: سونجی پیش‌نویس را در ۱۰ مارس ۲۰۲۵ مرور کرد، بازخورد خود را در چند روز بعد ارسال کرد و نسخهٔ نهایی در ۱۷ مارس ۲۰۲۵ تکمیل شد. این زمان‌بندی دقیقاً با اقرار خود دعوا‌کنندگان که سونجی همان روز به دهلی رسیده بود، مطابقت داشت. اسناد مسافرتی ارائه‌شده در دادگاه با متادیتا هم‌راستا بود و یک توالی دیجیتال و فیزیکی بدون درز ایجاد کرد.

    زنجیرهٔ نگهداری سند نیز به‌طور کامل بیان شد؛ از ایجاد فایل ورد تا تبدیل آن به پی‌دی‌اف امضا شده، از ردپاهای ایمیل بین شارما و حسابدار دنیش آگاروال، تا تغییر نام، ارسال و در نهایت لحظه‌ای که سونجی در ساعت ۵٫۰۱ بعدازظهر وصیت‌نامه را در گروه واتس‌اپ دفتر خانوادگی مشاهده کرد. تمام این مراحل توسط لاگ‌ها، اسکرین‌شات‌ها و بیانیه‌های سوگندآلود پشتیبانی شد.

    ادعای جدید دعوا‌کنندگان — اینکه امضای موجود بر روی وصیت‌نامه ممکن است واقعی نباشد — به‌صورت قطعی رد شد. دفاع تأکید کرد که همان امضا توسط کاریزما و فرزندان برای دریافت منافع به ارزش ۲٬۰۰۰ کرور روپیه از صندوق خانوادگی RK استفاده شده است. آنها تا پیش از منازعه درباره وصیت‌نامه، که صرفاً به دارایی‌های شخصی باقی‌ماندهٔ سونجی همچون سهم ۶٫۵٪ در AIPL و برخی املاک بین‌المللی مربوط می‌شود، هرگز اصالت آن را زیر سؤال نبرده بودند.

    هر دو شاهد تأییدکننده، شارما و آگاروال، در سوگندنامه‌های خود تأیید کردند که امضا واقعی است و به‌درستی شاهد شده است. ایمیل‌های ارائه‌شده در دادگاه نشان دادند که پس از فوت سونجی، آگاروال بلافاصله با وصی تماس گرفته است. وصی نسخهٔ اصلی وصیت‌نامه را در ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵ دریافت کرد — تحویل‌گیری که خود دعوا‌کنندگان به‌صورت کتبی تأیید کردند. به‌مدت چندین هفته پس از درگذشت سونجی، دعوا‌کنندگان وصیت‌نامه را درخواست نکردند و بر اسناد صندوق تمرکز کردند؛ این امر ادعای مخفی‌کردن آن را تضعیف می‌کند.

    ادعای دیگری — اینکه وصیت‌نامه به‌دلیل عدم ثبت مشکوک به نظر می‌رسد — نیز رد شد. دفاع روشن کرد که ثبت وصیت‌نامه تحت قانون هند الزامی نیست و پروبیت در دهلی ضرورت ندارد. افزون بر این، از آنجا که بخش بزرگی از دارایی‌های ثابت سونجی در خارج از کشور قرار دارد، در هر صورت پروبیت لازم نخواهد بود. احکام قضایی مرتبط برای تقویت این استدلال‌ها ارائه شد.

    پیش از پایان جلسه، دفاع بر رفتار پریا کاپور پس از درگذشت سونجی کاپور تأکید کرد و خاطرنشان نمود که او بیش از یک کرور روپیه برای تحصیلات، بهداشت و رفاه کلی فرزندان هزینه کرده است، کاملاً مطابق با دستورات صندوق و وصیت‌نامه. در همین زمان، وکیل ارشد راجیو نایار که نمایندهٔ پریا بود، به دادگاه گفت که این یک «سنت سالم» است که یک شوهر اموال خود را به همسر واگذار می‌کند. او به وصیت‌نامهٔ پدر سونجی ارجاع داد و گفت: «هیچ نکتهٔ مشکوکی در این نیست که شوهر تمام دارایی‌های خود را به همسر بدهد. همان‌طور که در وصیت‌نامهٔ پدر همسرم نیز تمام موارد به همسر واگذار شده است. این سنتی سالم است که شاید هنوز ادامه دارد.»

    در میانهٔ این دعوای حقوقی پرنمایی، به گزارش‌ها بازیگر آپارتمان مسکونی‌اش در بندرا وست، بمبئی را اجاره‌اش تمدید کرده است. بر پایه اسنادی که توسط Square Yards بررسی شده، بازیگر «دل تو پاگل هی» قراردادی جدید یک‌ساله به ارزش ۶۶٫۱۲ لاک روپیه برای منزل لوکس خود امضا کرده است.