موسیقیدان آرژانتینی برنامه را به یک شب پر از سرخوشی و همخوانی تبدیل کرد؛ هواداران را در شبی احساسی از شاهکارهای راک لاتین در کنار هم جمع کرد.
عکس توسط @LantzMartin
این نماد آرژانتینی شبی را به ارمغان آورد که بهمانند اعترافی صمیمی در اتاق نشیمن حس میشد و بهقدر یک سرود انفجاری در استادیوم میدرخشید.
فیتو پائِس هاردراک لایو در سمنول هاردراک هالیوود را به کلیسایی پر از نوستالژی، راک پیانی و احساسی سرشار از رنگهای آبی‑سفید آرژانتین تبدیل کرد؛ شبی دو ساعته پرشور را به اجرا درآورد که به میامی یادآوری کرد چرا او همچنان یکی از پرطرفدارترین و ماندگارترین اسامی موسیقی لاتین‑آمریکایی است. پس از اجرای فروشتمام در تئاتر یوتیوب لسآنجلس و در مسیر رفتن به تئاتر «کینگز» نیویورک — جایی که قصد دارد دو جایزه گرمی لاتین اخیر خود و نامزدی برای گرمی 2026 را جشن بگیرد — این نماد آرژانتینی شبی را بهمانند اعترافی صمیمی در اتاق نشیمن حس کرد و همچون سرودی انفجاری در یک استادیوم برپا شد.
چیزی که شب را بهویژه قدرتمند کرد، حس همبستگی بود. مخاطبان ترکیبی پرشور و وفادار از آرژانتینیها، ونزوئلائیها، کلمبیاییها، اروگوئهایها و ساکنان میامی بودند که هر شعری را گویی پائِس خود به پاسپورتشان نوشته باشد، میخوانند. پرچمها بهتند تکان میزدند، زوجها در آغوشی گویی زمان برای آنها متوقف شده باشد، و ردیفهای کامل سالن را به یک کُرِ یکپارچه تبدیل میکردند.
پائِس نمایش را با نیروی احساسی بهمانند فینالیِ بزرگترین هیتها آغاز کرد؛ با ترانه «El amor después del amor». عکس توسط @LantzMartin
پائِس نمایش را با نیروی احساسی بهمانند فینالیِ بزرگترین هیتها آغاز کرد؛ ابتدا با «El amor después del amor» و بلافاصله به نسخهای کلاسیک و بهندرت اجرا شده از «Dos días en la vida» پرداخت. از آن لحظه، کنسرت بدون از دست دادن سرعت، به پرواز در آمد. سپس او به «11 y 6» رفت، پس از آن «Cuando el circo llega al pueblo»، «Circo Beat»، «Llueve sobre mojado» و «Un vestido y un amor» را اجرا کرد. بخش اول با آرایی سنتی از «Tráfico por Katmandú» به پایان رسید؛ هدایایی برای هواداران قدیمی.
چیزی که شب را بهویژه قدرتمند کرد، حس همبستگی بود. عکس توسط @LantzMartin
شب در بخشهای مختلف بهپیش رفت، هر بخش لحن مخصوص خود را داشت. بخش دوم شامل «Cable a tierra»، «La canción de las bestias» و «La buena estrella» بود؛ این آهنگها با عمق و وزن هنرمندی که هر واژهی خود را تجربه کرده، ارائه شد. یک قطعه کوتاه سازیک به تعویض لباس منجر شد و سپس پائِس برای بخش چهارم پرشور بازگشت.
این بخش میانی، قلب احساسی و موسیقایی شب بود. «Maldivina y Turbialuz» به نسخهای تیز و مخرب از «Tumbas de la gloria» منجر شد؛ پس از آن «Paranoica fierita suite» و «Al lado del camino» به اجرا در آمد که آخرین آن یکی از قویترین تشویقهای شب را بهدست آورد. سپس او بهسری از کلاسیکها که تقریباً مراسمی بهنظر میرسید، پرداخته: «La rueda mágica»، «Brillante sobre el mic»، «Ciudad de pobres corazones» و «A rodar mi vida»، که فضا را به یک کر بزرگاستادیومی تبدیل کرد.
بخش نهایی حاکی از حس جشن بود. عکس توسط @LantzMartin
بخش نهایی حاوی حس جشن بود. پائِس با «Sale el sol» امید و نور را به صحنه آورد و با «Mariposa tecknicolor» به پایان رسید؛ لحظهای که باعث شد مخاطبان به اوج سرخوشی برسند. مردم روی صندلیها ایستادند، دستهایشان را بالا بردند و کورس را همچون سرودی ملی برای میهن مشترکشان فریاد زدند.
حضور ترکیبی پرشور از آرژانتینیها، ونزوئلائیها، کلمبیاییها، اروگوئهایها و ساکنان میامی بود. عکس توسط @LantzMartin
اجرای پائِس ثابت کرد آنچه طرفداران دههها پیش میدانستند: او صرفاً کنسرت نمیدهد؛ بلکه برخوردهای احساسی میآفریند که حس همبستگی، شفابخشی و عمق شخصی دارند. برای یک شب، میامی به روسیوی، بوینوس آئرس یا هر مکانی تبدیل شد که در آن دل شکسته و با ترانههای او دوباره عشق را یاد گرفته بود.
برای یک شب، میامی به روسیوی، بوینوس آئرس یا هر جایی که دل شکسته و دوباره از طریق ترانههای او عشق را آموخته شد. عکس توسط @LantzMartin
ایستگاه بعدی او این یکشنبه، تئاتر «کینگز» در بروکلین است؛ تعدادی بلیت باقیمانده در سایت رسمیاش قابل خرید است، هرچند پس از شبی همچون این، تصور اینکه بلیتها مدت طولانی در دسترس بمانند دشوار است.
در نمایش چندین شیء از آرشیو شخصی وس آندرسن، بسیاری برای اولین بار در بریتانیا به نمایش میرسند. حق کپیرایت: Matt Alexander – PA Media Assignments
در نمایش چندین شیء از آرشیو شخصی وس آندرسن، بسیاری برای اولین بار در بریتانیا به نمایش میرسند.
موزه طراحی لندن امروز نمایشگاهی جدید به نام وس آندرسن، فیلمساز مشهور به آثار بصری خیرهکننده، راهاندازی کرد.
این اولین نمایش بازنگری به تولیدات متمایز کارگردان آمریکایی، که با همکاری لا سینمانتِک فرانسِه در پاریس ساخته شد، نمایش آن در مارس ۲۰۲۵ آغاز شد.
در نمایش چندین شیء از آرشیو شخصی وس آندرسن، بسیاری برای اولین بار در بریتانیا به نمایش میرسند.
کشف داستانهای طراحی پشت فیلمهای نمادین وس آندرسن
وس آندرسن: آرشیو به بررسی فهرستهایی میپردازد که فیلمساز در طول سه دهه جمعآوری کرده است.
این نمایشگاه مهم سیر تحول فیلمهای وس آندرسن را از آزمایشهای اولیهٔ دههٔ ۹۰ تا تولیدات اخیر، و همچنین همکاریهای او با همکاران خلاق کلیدی که سالها با او همراه بودهاند، به تصویر میکشد.
این نمایشگاه بیش از ۷۰۰ شیء را که هنر دقیق کارگردان در فیلمسازی را نشان میدهد، به هم میآورد. Luke Hayes
به بازدیدکنندگان این فرصت داده میشود تا داستانهای طراحی پشت فیلمهای برنده جوایز و نمادین مانند هتل بزرگ بوداپست، داستان شگفتانگیز هری سوگر، آقای روباه و جزیره سگها را بررسی کنند.
«از جذابیت ماندگار تننبامهای سلطنتی تا ماجراجویی جوانانهٔ پادشاهی طلوع ماه، کشف کنید که چگونه چشمانداز منحصربهفرد وس آندرسن و تعهد او به جزئیات، برخی از جذابترین فیلمهای بصری و احساسی دوران اخیر را خلق کردهاند»، موزه میگوید.
هتل بزرگ بوداپست و کوسهٔ مکانیزه
این نمایشگاه بیش از ۷۰۰ شیء را که هنر دقیق کارگردان در فیلمسازی را از طریق استوریبوردهای اصلی، عکسهای پلاروئید، طرحها، نقاشیها، دفترچههای دستنویس، عروسکها، مدلهای مینیاتوری و دهها لباس شخصیتهای پرمحبوب به نمایش میگذارد.
یکی از نکات برجسته، مدل عظیم به رنگ صورتی شیرین هتل بزرگ بوداپست است که برای به تصویر کشیدن نمای ساختمان در فیلم ۲۰۱۴ به کار رفته است. این مدل با بیش از ۳ متر عرض، یکی از بزرگترین و شناختهشدهترین اقلام در نمایشگاه به شمار میآید.
این نمایشگاه شامل عروسکهای اصلی استاپ موشن است. Luke Hayes
در این نمایش، دستگاههای فروش خودکار از شهر شهابسنگ و پالتوی مویی برند FENDI که گینِث پالترو در نقش مارگو تننبام در تننبامهای سلطنتی پوشیده بود، نیز به نمایش گذاشته شدهاند.
عروسکهای اصلی استاپ موشن موجودات دریایی خیالی نیز در نمایش حضور دارند؛ از جمله کوسه مکانیزهای با طرح جگوار از زندگی زیرآبی به همراه استیو زیسوو، آقای روباه که کت کوردرو امضایی خود را به تن دارد، و سگ نمایشی ناتمِگ در کنار صحنههای مینیاتوری.
وس آندرسن: آرشیو به بررسی فهرستهایی میپردازد که فیلمساز در طول سه دهه جمعآوری کرده است. Luke Hayes
همچنین، اشیائی از فیلم بلند اخیر او، طرح فینیقی به نمایش گذاشته شدهاند. این اشیاء شامل یک پیپ از Dunhill و خنجر مزیین جواهر توسط هنرمند معاصر و مجسمهساز Haruki Klossowskade Rola است.
در این نمایش، اکران چهار فیلم کوتاه نیز شامل فیلم کوتاه ۱۴‑دقیقی راکت بطری؛ هتل شوالیه (۲۰۰۷)، مقدمهای برای دارژیلینگ محدود؛ و Castello Cavalcanti (۲۰۱۳)، ساختهشده در همکاری با پرادا، میباشد.
علاوه بر وسایل و صحنههای تکمیلشده، نمایشگاه شامل مواد در حال ساخت و ماکتها است و به بررسی تنوع تکنیکهای سنتی و دستساز فیلمسازی میپردازد که کارگردان بهویژه در رابطه با عروسکها و انیمیشن استاپموشن، در آثار خود ارج مینهد.
هنرپیشه گفت که خیلی نزدیک بود نقش ۰۰۷ را از شان کانری تصاحب کند.
Axelle/Bauer-Griffin/FilmMagic/Getty Images
دیک وندایک فاش کرده است که «تقریباً» فرصتی برای ایفای نقش جیمز باند داشت، اما به دلیل غیرمنتظرهای آن را رد کرد.
ستارهٔ ۹۹ سالهاش برای دههها، چهرهٔ ثابتی در هالیوود بوده؛ ابتدا با کار در رادیو و صحنه به شهرت رسید، سپس در برنامهٔ «دیک وندایک» و فیلمهای محبوب چون «مری پاپینز» و «چیتی چیتی بنگ بنگ» به ایفای نقش پرداخت.
در مصاحبهای که این هفته در برنامهٔ «Today» داد، وندایک فاش کرد که پس از «چیتی چیتی بنگ بنگ» در سال ۱۹۶۸، تهیهکننده آلبرت بروکلی به او پیشنهادی داد تا نقش ۰۰۷ را از شان کانری بگیرد.
«تقریباً جیمز باند شدم»، او گفت.
«[تولیدکننده] آلبرت بروکلی به من آمد و گفت: «آیا میخواهید باند باشید؟» و من گفتم: «آیا لهجهٔ بریتانیاییام را شنیدهاید؟» کلیک!» او افزود، با اشاره به انتقاداتی که در مورد لهجهٔ کاکنیاش در «مری پاپینز» ۱۹۶۴ دریافت کرده بود.
وندایک افزود که اگرچه او معتقد است ایفای نقش جاسوس نمادین «یک تجربهٔ عالی میشد»، اما فکر نمیکند مخاطبان «پذیرش» این جدایی او از نقشهای خانوادگی که در آن زمان برای او شناختهشده بود، داشته باشند.
پکیجهای مالی بازگشت کریستین بل، جاش گاد و ایدینا منزل شاید افراطی به نظر برسند، اما نکتهای فراتر از این وجود دارد.
پاداش چشمگیر ۶۰ میلیونی که کریستین بل، ایدینا منزل و جاش گاد برای صداگذاری شخصیتهای خود در دنبالههای آیندهٔ انیمیشن دیزنی «فروزن ۳» و «۴» دریافت میکنند، ممکن است برای برخی مبلغی خیرهکننده باشد؛ کاری که میتوان آن را در حالی که شلوارهای راحتی میپوشید، به اتمام رسانید.
اما این بیشتر یک پیشرفت طبیعی است تا یک شلیک ناگهانی از آسمان.
بهطور انحصاری، TheWrap روز چهارشنبه گزارش داد که سه بازیگر اصلی «فروزن» قراردادهایی به ارزش بیش از ۶۰ میلیون دلار برای هر یک بهدست آوردهاند؛ چنانکه در صورت تولید و موفقیت هر دو فیلم، ممکن است بهپرتوانترین بازیگران تاریخ انیمیشن تبدیل شوند. «فروزن» بدون شک پرسودترین فرنچایز شرکت در حال حاضر است؛ دو فیلم که هر کدام بیش از یک میلیارد دلار درآمد داشتهاند، جاذبههای پارکهای تفریحی و کالاهای تجاری که سالانه میلیاردها دلار سود میآورند.
البته همه از این وضعیت خوشنود نیستند.
«بهنظر من دیوانهکننده است که بودجهٔ ترکیبی استعداد برای سه ستاره عملاً معادل هزینهٔ فیلم است — ستارگانی که از رزیدوالها هم پاداشهای کلان دریافت میکنند، در حالی که کارگردانان و هنرمندانی که سالها از عمرشان را صرف ساخت این فیلمها میکنند، در مقایسه مبلغی ناچیز دریافت میکنند و هیچ سهمی از حقمشتری کاراکترهایی که تصویرشان میلیاردها دلاری میآورد، نمیبینند»، یک کارگردان انیمیشن که مایل به حفظ هویت خود بود به TheWrap گفت و افزود که بیل شواب، طراح شخصیت اولاف، تنها درصدی از دستمزد جاش گاد دریافت میکند.
«من با جبران حق صداپیشگان مشکلی ندارم؛ مشکل من عدمتعادل است»، کارگردان افزود.
اما این عدمتعادل قدمهای بیشتری بهسوی گذشته دارد نسبت به آنچه تصور میکنید.
در حالی که پرداختهای کلان برای بل، منزل و گاد نمایانگر ارزش این بازیگران برای این سلسله طلایی است، در واقع این موارد خاص نیستند. در حقیقت، این مسئله به یک لحظهٔ کلیدی و مهم در تاریخ انیمیشن و صداپیشگی بازمیگردد.
یک مرد و یک نقاشی
در چارچوب قراردادی که توسط نمایندهٔ بزرگ مایکل اویتز ترتیب شد و فیلم در مسیر انتشار برنامهریزی شدهٔ سال ۱۹۹۲ پیش میرفت، رابین ویلیامز بهعنوان جنی در انیمیشن والتیدیزنی «علدن» به کار گرفته شد. این اقدام غیرمعمول بود — موفقیتهایی همچون «زیبای زیبا و گرگخوار» و «پری دریای کوچیک» به صداپیشگان باتجربهای که نامشان برای عموم ناشناخته بود، تکیه داشتند. اما این شرطبندی بهدست آمد و در نهایت تاریخ سینما را دگرگون کرد.
ویلیامز پیش از این عضو خانواده دیزنی بود. او در فیلم «پاپی» به کارگردانی رابر آلتمن، که یک همکاری مشترک با پارامونت پیکچرز در سال ۱۹۸۰ بود، نقشآفرینی کرد؛ همچنین در «صبح بخیر، ویتنام» سال ۱۹۸۷ حضور داشت که پس از یک دورهٔ بازماندگی عمومی ویلیامز برای درمان اعتیاد به کوکائین تکمیل شد (در آن زمان ویلیامز شوخی میکرد که دیزنی فیلمهایش را با حضور در پشت در کلینیک بتی فورد انتخاب میکند)؛ و در «انجمن شاعران مرده» سال ۱۹۸۹، که برای وی نامزدی اسکار نقشآفرینی به عنوان بهترین بازیگر را بهدست آورد. ویلیامز همچنین در «بازگشت به Neverland»، یک فیلم کوتاه که بخشی از جاذبهٔ “Magic of Walt Disney Animation” در استودیوی تازه افتتاحشدهٔ Disney‑MGM بود، نقشآفرینی کرد.
گفته میشود که بازیگر از تقویت شغلی که «انجمن شاعران مرده» برای او بههمراه شد، سپاسگزار بود و برای «علدن» با «دستمزد استاندارد کمتر از ۵۰۰ دلار در روز» موافقت کرد؛ این رقم در مقایسه با نرخ ۸ میلیونی او در آن زمان، تفاوت بزرگی بود. در خاطرات اویتز، او گفت که ویلیامز برای تمام «علدن» برای سه روز صداپیشگی برنامهریزی شده بود، اما «ادلیبهای او بهقدر آنقدر خندهدار و پراکنده بود که مایکل ایزنر فیلمنامه را کنار گذاشت و فیلم را دور رابین بازساخت — بدون تغییر در جبران هزینه.»
رابین ویلیامز همراه با باب ایگر در سال ۲۰۰۹ (آدام لارکی/گتی ایمیجز)
این فیلم بیش از ۵۰۲ میلیون دلار درآمد جهانی کسب کرد و دو اسکار برای «بهترین آهنگ» و «بهترین موسیقی متن» بهدست آورد، بهعلاوه پنج جایزهٔ گرمی. بخش بزرگی از این موفقیت به عملکرد ویلیامز بازمیگردد که اغلب در نقدها برجسته شد و سر و صدای قابل توجهی برای اسکار ایجاد کرد (اگر نامزد میشد، ویلیامز اولین اجرای صوتی بود که چنین اسکاری دریافت میکرد). بنابراین، دیزنی فیلم را بر پایهٔ عملکرد وییلیامز تبلیغ کرد، تصمیمی که بازیگر را دچار ناراحتی کرد. این نخستین انیمیشن دیزنی بود که با یک ستارهٔ بزرگ، دستاوردهای چشمگیر نقدی و تجاری کسب کرد.
اویتز گزارش داد که به ایزنر گفت: «ویلیامز دیگر پول نمیخواهد، اما شایستهٔ یک نشانهٔ مهم برای کارهایی است که برای دیزنی انجام داده». ایزنر موافقت کرد که یک نقاشی به ویلیامز بدهد؛ اویتز در خاطراتش ادعا کرد که خود او پیکاسو را از گالری Pace انتخاب کرد، نقاشیای با ارزش حدود ۴ میلیون دلار. وقتی ایزنر سعی کرد بگوید این نقاشی متعلق به دیزنی است و میتواند به ویلیامز قرض داده شود، اویتز پاسخ داد: «اگر مشتریای به اندازهٔ رابین نداشتم، ۱۵ میلیون دلار میخواستم».
بدون شک، ویلیامز پیکاسو را بهدست آورد.
دههها طول میکشید تا یک صداپیشه بتواند ۱۵ میلیون دلار برای یک اثر انیمیشنی که اویتز تهدید کرده بود، طلب کند؛ اما تجربهٔ ویلیامز در «علدن» نحوهٔ ساخت چنین قراردادهایی، بهویژه در دنیای پرسودی دنبالهها، شکل میداد.
ویلیامز که ناراضی بود، سالها از همکاری با شرکت خودداری کرد، اما پس از آن، برای صداگذاری جنی در «علدن و پادشاه دزدها»، یک دنبالهٔ مستقیم‑به‑ویدئویی با هزینهٔ کمتر که در سال ۱۹۹۶ منتشر شد، دوباره به کار آمد. این بار او ۱ میلیون دلار دریافت کرد. این فیلم بیش از ۱۰ میلیون نسخه فروش کرد و ششمین نوار VHS پرفروش سال بود.
تحول پارادایمی
تا پیش از «علدن»، که تحت رهبری ایزنر و سرپرست پر شور استودیوی خود، جفری کاتزنبرگ ساخته شد، فیلمهای انیمیشن دیزنی شامل ترکیبی از ستارههای واقعی (مانند باب نیوهارت و اِوا گابور در «نجاتگران» سال ۱۹۷۷ و دنبالهٔ آن در ۱۹۹۰) و هنرمندانی که بیشتر بهخاطر صداپیشگی شناخته میشدند (مانند فیلیپ هریس برجسته که صداهای «کتاب جنگل» ۱۹۶۷، «آریستوکاتها» ۱۹۷۰ و «رابین هود» ۱۹۷۳ را ارائه داد) بودند.
چیزی که در «علدن» تغییر کرد این بود که فیلم بهعنوان وسیلهای برای ستارهها ساخته و بازاریابی شد.
دیزنی ادامه داد بهکارگیری بر پایهٔ اصل دیرینهٔ خود – «صدای مناسب برای نقش، نه پرستارهترین یا مشهورترین». اگرچه انتخاب دمی مور بهعنوان اسمرالدا جذاب در «کوزهنقشگر ناتار» سال ۱۹۹۷، که همان تابستان با فیلم «استریپتیس» او بهعنوان یک فیلم بزرگسالان عرضه شد، برخی را متحیر کرد، ولی بهنظر نمیرسید تأثیر قابل توجهی بر فروش داشته باشد.
اما اوضاع زمانی تغییر کرد که کاتزنبرگ در سال ۱۹۴ استودیوی دیزنی را ترک کرد و DreamWorks SKG را به همراه استیون اسپیلبرگ و دیوید گفن راهاندازی کرد. بهعنوان سرپرست استودیوی DreamWorks Animation، کاتزنبرگ سعی کرد جادوی «علدن» را بازسازی کند و با بهکارگیری بزرگترین ستارهها در فیلمهای انیمیشنی خود، این هدف را دنبال کرد.
دو فیلم نخست این استودیو که هر دو در سال ۱۹۸ منتشر شدند، پر از چهرههای مشهور بودند — «Antz» شامل وودی آلن، جین هاکمن، جنیفر لوپز، شارون استون و سیلوستر استالون بود. «شاهزادهٔ مصر» نیز با حضور ول کیلمر، رالف فاینز، میشل فایفر، جف گلدبام، هلن میرن، استیون مارتین و مارتین شورت بهنمایش درآمد.
ایدی مورفی و مایک مایرز صداپیشگی قهرمانان غیرمعمول «شرک» را بر عهده گرفتند. (DreamWorks Animation)
گاهی طرح کاتزنبرگ موفق بود، همانند «شرک» که بهدست مایک مایرز، ادی مورفی و کامرهاین دیاز اداره شد؛ این فیلم نزدیک به نیم میلیارد دلار درآمد کسب کرد و یک فرانچایز دوستداشتنی را بهوجود آورد. اما گاهی بهطور چشمگیری شکست خورد، بهویژه در «سینبد: افسانهٔ هفت دریا» سال ۲۰۰۳ که با بازی براد پیت و کاترین زتا‑جونز همراه بود و یک شکست معروف به شمار میرفت.
«صداپیشگی هرگز باعث جذب تردد در گیشه نمیشود»، گفت یک کارگردان با تجربه در فیلمهای زنده و انیمیشن. این باور رایج در آن زمان بود، اما با اینوجود، ستارهها همچنان انتخاب میشدند و دستمزدهایشان بهطور مستمر افزایش مییابد.
پاداشهای بزرگتر، بهصورت منظم
برای اولین «شرک»، بازیگران اصلی — مایرز، مورفی و دیاز — دستمزد اولیه خود را بهتعویق انداختند و هر یک بیش از ۳ میلیون دلار از سهم خود از فروش داخلی کسب کردند. برای دنبالهٔ ۲۰۰۴، هر کدام ۱۰ میلیون دلار دریافت کردند. برای فیلمهای سوم و چهارم، گزارشها حاکی از حدود ۱۵ میلیون دلار است. با آمدن «شرک 5» در سال ۲۰۲۷ و با در نظر گرفتن افزایشهای قبلی، میتوان تصور کرد هر یک ۲۰ میلیون دلار برای بازگشت دریافت کنند.
این رقم فاصلهای چندانی با حدود ۳۰ میلیون دلاری که منزل، بل و گاد برای هر یک از دو دنبالهٔ «فروزن» دریافت خواهند کرد، ندارد؛ براوردها نشان میدهد حدود ۲۰ میلیون دلار بهعنوان هزینهٔ پیشپرداخت و باقیمانده بهصورت پاداشی مرتبط با عملکرد فروش بلیطها خواهد بود.
اما گاهی این پاداشهای بزرگ میتواند منجر به تنشهای داخلی شود.
گزارشها سال گذشته نشان داد که دلیل رد درخواست میندی کالینگ و بیل هدر برای بازیابی نقشهای صوتیشان در «درونمایه ۲» این بود که دیزنی/پیکسار خواستههای دستمزدی آنها را رد کرد. در همین زمان، دستمزد ایمی پوهلر برای دنبالهای که سرانجام ۱.۷ میلیارد دلار درآمد کسب کرد، به ۱۰ میلیون دلار افزایش یافت.
برای «موآنا ۲» تولیدی استودیوی والتیدیزنی انیمیشن، که همچنین سال گذشته منتشر شد، گزارش میشود دواین جانسون حدود ۲۰ میلیون دلار برای بازگشت به نقش دیمیگو دیوتی شیطنتگر مویی دریافت کرده است. دوباره: این رقم فاصلهای چندانی با منزل، بل و گاد ندارد.
و دنبالههای انیمیشنی عملکرد خوبی دارند. وقتی تیم آلن و تام هانکس در اولین «داستان اسباببازی» در سال ۱۹۹۷ بازی کردند، هر یک کمتر از ۵۰,۰۰۰ دلار کسب کردند. وقتی «داستان اسباببازی ۲» در سال ۱۹۹۹ بهدست آمد، هر کدام ۵ میلیون دلار پیشپرداخت و سهمی از فروش ویدئوی خانگی دریافت کردند (آره، سال ۱۹۹۹ بود). این فیلم ۵۰۰ میلیون دلار درآمد کرد. در فیلم سوم که یک میلیارد دلار فروش داشت، هر یک حدود ۱۵ میلیون دلار برآورد میشود. در حالی که مشخص نیست چه مبلغی برای «داستان اسباببازی ۴» ۲۰۱۹ (یک میلیارد دیگر درآمد) و «داستان اسباببازی ۵» (که تابستان آینده به نمایش میرسد) بهدست آمده، احتمال کمِی وجود دارد که کاهش دستمزد دریافت کرده باشند.
دیزنی بدون شک نگران این است که این چکهای دستمزد برای سران «فروزن» چه معنایی برای کسبوکار خود و کل صنعت داشته باشد. بهعنوان مثال، پس از اینکه فیلم اول به پر‑تماشاکترین فیلم تاریخ نتفلیکس تبدیل شد، این سهنفر بازیگر و خواننده برای دنبالهٔ «شکارچیان شیطان K‑Pop» چه مقدار دستمزد دریافت خواهند کرد؟
اما در محیطی که با کاهش، ادغام و کمبود سوپر‑هیتهای گیشهای مواجه است، پرداخت هزینه برای ستارههای «فروزن» تنها به معنای اشتراکگذاری درآمد بزرگ استودیوی نیست؛ این یک بیمه است که اطمینان میدهد قطار پولی «فروزن» سالها به حرکت خود ادامه دهد.
همکلاسیهای پریانکا چوپرا از ایندیانا، ایالات متحده، به خاطرات دوران حضور او در آنجا پرداختهاند. او تقریباً سی سال پیش در آن مدرسه تحصیل میکرد.
پریانکا چوپرا در بریلی متولد شد و اگرچه او یک دختر هندی اصیل است، چند سال از دوران رشدش را در ایالات متحده میگذراند. او در سالهای تحصیل خود در ایالات متحده، زمانی که در ایندیانا زندگی میکرد، مدرسه رفت؛ سپس به هند بازگشت و مسیر مدلینگ را آغاز کرد. همکلاسیهای او که دو دهه پیش با او تحصیل میکردند، اخیراً عکسی از پریانکا در سن ۱۴ سالگی که در سال اول دبیرستان بود، به اشتراک گذاشتند.
پریانکا چوپرا برای مدت کوتاهی در ایالات متحده تحصیل کرد.
عکس ناشناخته از دوران مدرسه پریانکا چوپرا
این عکس که توسط یکی از همکلاسیهای سابق پریانکا منتشر شده، نمایانگر پریانکا جوان است که بر روی یک میز نشسته، در دستش قلمی دارد و جلوی او کتابی قرار گرفته است. او با پیراهن سفید و تاپ مشکی پوشیده و به دوربین لبخند میزند. زیرنویس این بود: «آیا یادتان میآید پریانکا چوپرا در سال اول دبیرستان با ما بود؟» سال اول دبیرستان معادل کلاس نهم در مدارس هندی است. در زمان عکسبرداری، پریانکا حدود ۱۴ یا ۱۵ ساله بود.
عکسی نادر از پریانکا در دوران مدرسه در ایالات متحده پیدا کردم. byu/Rainyday2158 در BollyBlindsNGossip
این عکس در ردیت همراه با نظرات همکلاسیهای پیشین او به اشتراک گذاشته شد. دوستپسرش در دبیرستان نوشت: «ما تا وقتی که او به بوستون رفت با هم بودیم. او در «Presidential Estates» زندگی میکرد. آن روزها چه زیبا بودند. در واقع این گردنبند من در تصویر است.» نظری دیگر میگفت: «یادم میآید او را. ای بابا، حس میکنم پیر شدم!» همکلاسی دیگری از PC اضافه کرد: «بله، باور دارم که هنوز هوادار پیسرز است.»
زندگی پریانکا چوپرا در ایالات متحده
پریانکا در مصاحبههای خود گفته است که در دوران تحصیل در ایندیانا به بسکتبال علاقه پیدا کرد و از تیم محلی انبیای «ایندیانا پیسرز» حمایت میکرد. او در سال ۲۰۱۹، هنگام سفر پیسرز به هند، گفت: «من در ایندیانا دبیرستان میرفتم. در مدرسه نورت سنترال در ایندیاناپولیس تحصیل میکردم. پس طبیعتاً باید طرفدار پیسرز باشم، درسته؟»
پریانکا چند سال در ایالات متحده زندگی کرد و پس از اتمام تحصیلات به هند بازگشت. او در سن ۱۷ سالگی مدلینگ را آغاز کرد و در سال بعد به عنوان نفر دوم مسابقه «مِس هند» مقام نایب قهرمانی را کسب کرد؛ سپس همان سال عنوان «مِس جهان» را به دست آورد. سه سال پس از آن، حرفهٔ بازیگریاش آغاز شد و به تدریج جایزهٔ ملی را دریافت کرده و در فیلمهای برجستهٔ هالیوود به عنوان بازیگر اصلی ظاهر شد.
پریانکا در وارناسی
پریانکا پس از هشت سال غیبت، قرار است با اثر بزرگ اس. اس. راجامولی به نام «وارناسی» به سینمای هندی بازگردد. نام فیلم و اولین تصویر رسمیاش هفتهٔ گذشته در مراسم بزرگی در حیدرآباد رونمایی شد. این فیلم که قرار است در جشن سَنکرانثی ۲۰۲۷ اکران شود، با حضور مهش بابو و پریتواریج ساکوماران نیز به نمایش درمیآید.
فیلمساز فرح خان به مسابقهگر بیگ باس ۱۹، گاوراو خننا، ستایش کرده و فصل را ‘نمایش گاوراو خننا’ مینامد. او به بازی شیک و غیرتوهینآمیز خننا در میان افزایش سمیگری همخانهنشینان دیگر اشاره کرد. رویکرد اصیل خننا که با بینندگان همصدا شد، باعث محبوبیت فراوان او شد؛ این محبوبیت با حضور اخیر همسرش در برنامه هم تقویت شد.
بازیگر تلویزیونی گاوراو خننا بهعنوان یکی از پرسرچشترین حضورهای بیگ باس ۱۹ در میان مسابقهگران ظاهر شده است؛ این موفقیت به دلیل بازی شیک و ارتباطات صادقانهاش در داخل خانه است. بسیاری از بینندگان وفادار رفتار وی در برنامه را تحسین میکنند و او همچنان مورد تقدیر چندین ستاره نیز قرار میگیرد. فیلمساز فرح خان، که طرفدار پرشور بیگ باس بوده و برنامه را بهدقت دنبال میکند، اکنون از گاوراو حمایت میکند. فرح نه تنها بازی او را ستایش کرده، بلکه بیگ باس ۱۹ را ‘نمایش گاوراو خننا’ نامیده است.
در گفتگو با سها علی خان در پادکست خود، سها از فرح پرسید که بهنظر او چه کسی جایزه بیگ باس ۱۹ را بر خواهد داشت. فرح پاسخ داد: «نمیدانم آیا اجازه صحبت کردن دارم یا نه؛ چون دوست ندارم اینطور بگویم. من بهقدری به بیگ باس نزدیکم که بهصورت مکرر میزبان برنامه هستم و نمیخواهم نظرم را بهطرز خاصی تحریف کنم.»
فرح که برای جایگزینی سلمان خان در یک قسمت از بیگ باس ۱۹ بهعنوان میزبان حاضر شد و سال گذشته پیروزی کرن ویر مهرا را پیشبینی کرده بود، افزود: «احساسم این است که اینبار واقعاً نمایش گاوراو خننا میشود؛ چون همه بهصورت گروهی علیه او میآیند، اما او بهخوبی میجنگد. او شیک است و توهینگر نیست. بازی او خوب است و این واضحاً بر دیگران تأثیر میگذارد که بهتدریج سمی میشوند. هرچه سمیتر میشود، ما تفریح بیشتری داریم.»
گاوراو خننا در بازی خود ثبات مستمر داشته است. او هیچگاه برای جلب توجه یا نمایش افراطی تلاش نکرده و این اصالت دقیقاً همان چیزی است که با مخاطبان همصدا شده است. گاوراو با نقش انوج کاپادیا در برنامه بسیار محبوب «آنوپاما» به شهرت فراوانی دست یافت. پیش از ورود به دنیای تلویزیون، او بهعنوان مدیر بازاریابی مشغول به کار بود. امروز او یکی از پردرآمدترین بازیگران صنعت تلویزیون محسوب میشود. بهتازگی همسر گاوراو خننا وارد برنامه شد و شیمی واقعی آنها دل همه را ربود.
کافیشاپ موقت هالیوود با نوشیدنیهای نوآورانه و خریدهای ریترو جمعیتهای زیادی را جذب میکند. در دل هالیوود واقع شده، Ren Coffee Cart نهتنها قهوه میسازد، بلکه موجی در رسانههای اجتماعی ایجاد کرده است.
هالیوود، فلوریدا — در دل هالیوود مستقر، Ren Coffee Cart نهتنها قهوه میسازد، بلکه یک حسسازشی در رسانههای اجتماعی به پا میکند.
به اسپانیایی بخوانید
کافیشاپ موقت داخل فروشگاه لباسهای عتیقه Alley Cats در خیابان Stirring قرار دارد؛ این مکان بهسرعت طرفداران مشتاقی را جذب کرده که میخواهند نوشیدنیهای نوآورانهاش را تجربه کنند، از لاتهای با الهام از رول دارچینی تا ماچا پستهای نمکدار.
«من خیلی به قهوه و ماچا علاقهمندم» لانی باند، صاحب این کسبوکار که دوران کودکیاش را در کافیشاپهای محلی میگذراند، گفت.
باند به Local 10 News گفت که همیشه رویای خلق دستورهای خود و ساختن چیزی اصیل را داشته است.
Ren Coffee Cart ابتدا بهصورت یک کسبوکار کوچک توسط باند و برادرش آغاز شد؛ آنها معمولاً شش روز در هفته، روزهای 12 ساعته کار میکردند.
این کار پس از آن که باند آثار خود را آنلاین بهاشتراک گذاشت، بهسرعت پیشرفت کرد.
«در ابتدا کار کمی کند پیش رفت، اما جامعهای که ساختیم، مهمترین دارایی ما بوده است»، او افزود.
محل قرارگیری این فروشگاه موقت داخل Alley Cats جذابیت آن را دوچندان میکند.
فروشگاه عتیقه که دسترسی به میلیونها وزن لباس در سواحل غربی ایالات متحده را فراهم میکند، به بازدیدکنندگان امکان گشتوگذار وسیع در حین انتظار برای سفارشهایشان میدهد.
Ren Coffee Cart ماچا خود را مستقیم از اوجی، ژاپن تأمین میکند، یکی از برترین مناطق تولید ماچا در جهان.
اگرچه هنوز به دنبال مکان دائمی است، Ren Coffee Cart در هالیوود به رشد خود ادامه میدهد؛ نوشیدنیهای دستساز را با تجربه خریدی منحصر به فرد ترکیب میکند و ثابت میکند که سنت و نوآوری میتوانند دست در دست هم پیش بروند.
برای کسب اطلاعات بیشتر درباره Ren Coffee Cart و Alley Cats، صفحه اینستاگرام آنها را با کلیک در اینجا ببینید.
آیشواریا رای باچن به مناسبت سالگرد تولد پدر مرحومش، کریشنراج رای، ادای احترام کرد. او تصاویری تأثیرگذار از دخترش آراڌیا باچن در کنار پدربزرگشان به اشتراک گذاشت که سه نسل را در یک قاب به تصویر میکشید. علاوه بر این، آیشواریا تصاویری جدید از دعای تولد چهاردهم سالگی آراڌیا منتشر کرد و عشق ابدی و سپاسگذاریاش از برکات پدرش را ابراز نمود.
آیشواریا رای باچن بهطور دلنشینی به پدر مرحوم خود، کریشنراج رای، در سالگرد تولدشان ادای احترام کرد. این بازیگر در صفحهاش پیام عمیق و شخصی از عشق به پدر مرحوم را به اشتراک گذاشت و مجموعهای از عکسیهای «قبل و حال» از آراڌیا باچن را منتشر کرد. این تصاویر نه تنها به طرفداران نگاهی از پیوند میان آنها میداد، بلکه سه نسل را در یک قاب نمایان میساخت.
۳ نسل در یک قاب
بازیگر تصاویری تازه و پیش از این ناشناخته از آراڌیا که در آغوش پدربزرگ پرمحبت خود است، بهاشتراک گذاشت. در این عکسها، کودکک نیز دست دراز کرد تا بوسهای بر گونههای او بگذارد. آیشواریا علاوه بر آن، تصاویر جدیدی از تولد چهاردهم سالگی دخترش افزود. در این تصاویر، دختری که جشن تولد را میگذراند و آیشواریا، عمیقاً در حال دعا هستند و در مقابل پرتره کریشنراج ایستادهاند.
یادداشت دلنشین آیشواریا
به همراه این تصاویر، آیشواریا نوشتاری صمیمانه برای تجلیل از حضور پایدار پدرش در زندگیشان نوشت. او گفت: «تولد مبارک پدر عزیزم‑آججا. فرشتهی نگهبان ما، تا ابد تو را دوست دارم. از تمام عشق بیپایان و برکاتت سپاس میکنم، بهخصوص وقتی آراڌیا به ۱۴ سالگی رسید.»
درباره وفات کریشنراج رای
پس از درگذشت پدرش در سال ۲۰۱۷، آیشواریا تبدیل به سنتی کرد تا سالگرد تولد او را با گذراندن وقت در خانهاش و کمک به نیازمندان گرامی بدارد. در سال ۲۰۱۸، پدر آیشواریا، کریشنراج رای، در تاریخ ۱۸ مارس ۲۰۱۷، در یکی از بیمارستانهای بمبئی درگذشت.
سخنرانی پر احساس آیشواریا
پست این بازیگر بالیوود دقیقاً یک روز پس از آن که به دلیل سخنرانی الهامبخشش در جشن صدمین سال تولد شی سَتیا سَی بابا در پوتاپارتی، بهصورت آنلاین ستایش شد، منتشر شد. او اعلام کرد آموزههای شی سَتیا سَی بابا هنوز در دل میلیونها نفر مینوازند و مردم را به تجدید تعهد به پیام الهی او که «همه را دوست بدار، همه را خدمت کن» دعوت کرد. او اضافه کرد: «در حالی که صد سال از آمدن مبارک شی سَتیا سَی بابا میگذرد، هر یک از ما باید خود را مجدداً به پیام او، یعنی دوست داشتن همه و خدمت به همه، وقف کنیم. تنها یک قبیله وجود دارد؛ قبیلهی انسانیت. تنها یک دین وجود دارد؛ دین عشق. تنها یک زبان وجود دارد؛ زبان دل، و تنها یک خداست که در همه جا حاضر است.»
استیون سودربرگ دربارهٔ مستند مورد انتظار خود در جشنوارهٔ فیلم دوحهٔ افتتاحیه سخن گفت؛ جایی که آخرین فیلم او به نام «کریستوفرها» پس از اکران در تورنتو، بهصورت بینالمللی به نمایش درمیآید.
گیتی
استیون سودربرگ مستند هنوز بدون عنوان خود را که بر پایهٔ مصاحبهٔ آخرین جان لنن ساخته شده تکمیل کرده است؛ او این مصاحبه را «سندی تاریخی شگفتانگیز» مینامد که «امروزه حتی مهمتر» از زمان وقوع آن در روز سرنوشتساز ۸ دسامبر ۱۹۸۰، زمانی که لنن کشته شد، دارد.
«من خیلی مشتاقم»، سودربرگ در جشنوارهٔ فیلم دوحهٔ افتتاحیه که آخرین فیلم او «کریستوفرها» پس از اکران در تورنتو، بهصورت بینالمللی به نمایش درمیآید، گفت.
با توجه به اهمیت تاریخی این مصاحبه، هدف این است که مستند را طوری ارائه دهیم که آن را تقویت کند و از آن حواسپرتی نکنی؛ «من به دنبال نوآوری در قالب نیستم؛ فقط امید دارم فیلمی بسازم که بتواند تا جایی که ممکن است، افراد بیشتری را به شنیدن آنچه جون و یوکو در همان بعدازظهر پیش از کشته شدن او میگفتند، برساند». سودربرگ افزود.
«هر دو در گفتوگوهایشان بسیار آزاد بودند. من که بارها مصاحبه شدهام، از باز بودن و شورشان برای صحبت کردن شگفتزده شدم»، او ادامه داد. «به نظر میرسید انگار پیش از این هرگز مصاحبهای نکردهاند.»
«میخواهم این حس به بیننده برسد. همهٔ آنچه ۴۵ سال پیش گفتند، نه تنها امروز مرتبط است، بلکه در زمینهٔ روابط، سیاست، نحوهٔ رفتارمان نسبت به یکدیگر، عملکرد سیستمها بر فرد و بهویژه اهمیت عشق در زندگی روزمره و دنیای ما، حتی بیشتر از پیش مرتبط است»، کارگردان پرکار افزود.
مصاحبهٔ عمیق نهایی لنن در کنار یوکو در تاریخ ۸ دسامبر ۱۹۸۰ برگزار شد. او تازه به چهل سالگی رسیده بود و پس از یک وقفهٔ پنجساله از صنعت موسیقی برای مراقبت از پسرش شون، به صحنه بازگشته بود. این تنها مصاحبهٔ رادیوییای بود که در زمان انتشار آلبوم «دابل فانتزی» به آنها اعطا شد. همان بعدازظهر، آنها با تیمی از رادیوی RKO در داکوتا، ساختمان آپارتمانی خود در نیویورک، گفتوگوی گستردهای داشتند.
دوازده ساعت پس از آن، لنن کشته شد — توسط مارک دیوید چاپمن در بیرون ساختمان داکوتا به گلولهای شلیک شد.
مستند هنوز بدون عنوان دربارهٔ جان لنن، اولین مستند سینمایی سودربرگ پس از سالها است، پس از «و همه چیز خوب پیش میرود»، یک پرترهٔ از هنرمند اسپالدینگ گری که در سال ۲۰۱۰ منتشر شد.
تولیدکنندگان اجرایی این پروژه شامل سودربرگ، مایکل شوگر و دیوید هیلمن از شرکت Sugar23، و نانسی ساسلو و دیوید هادسون از Mishpookah Entertainment Group هستند.
خیابان بریک در شرق لندن به رنگ زرد در آمده است تا انتشار فیلم جدید «Wicked: For Good» را گرامی بدارد.
این نصب هنری از طریق همکاری یونیورسال انگلستان، تروئمان بریوری و شورای تاور هملتس به وجود آمد.
شش هنرمند برای کشیدن دیوارنگارههای با تم «Wicked» در مسیر سفارش دریافت کردند؛ از جمله تایا د لا کریز، جیمز کوچران (معروف به جیمی سی)، تام بلکفورد، آقای سنز، سوفی مس و نیکلاس دیکسون.
آقای سنز به بیبیسی گفت که پس از تماشاِ این فیلم با دخترانش، یکی از هواداران «Wicked» است و دربارهٔ نقاشی چنین گفت: «من باید این کار را در دو روز انجام میدادم و طبیعتاً در این هوای بسیار سرد چالشی بزرگ بود.»
آقای سنز جز مجموعهای از هنرمندانی بود که برای کشیدن دیوارنگارهها در طول خیابان بریک دعوت شده بودند.
ایندیا یانگ، مدیر عملیات رویدادهای تروئمان بریوری، گفت: «هیچجایی مثل خیابان بریک نیست و در تروئمان بریوری، خانهٔ نمادین خلاقیت و فرهنگ در شرق لندن، تخیل و فردیت در صحنهٔ اصلی قرار میگیرد.»
«در همکاری با Wicked: For Good، ما خوشحالیم که «خیابان بریک زرد» را از طریق یک تحول شگفتانگیز به زندگی میآوریم.»
خیابان بریک زرد تا ۲ دسامبر در جای خود باقی خواهد ماند.
به برنامههای برتر BBC Radio London در Sounds گوش کنید و BBC London را در فیسبوک، X و اینستاگرام. ایدههای داستانی خود را برای hello.bbclondon@bbc.co.uk