بلاگ

  • “باید به این باور داشته باشید که داستان خود را آشکار خواهد کرد”: برترین کارگردانان مستند درباره دنبال‌کردن زندگی‌های واقعی وقتی که فشارها هرگز این‌قدر بالا نبوده‌اند

    “باید به این باور داشته باشید که داستان خود را آشکار خواهد کرد”: برترین کارگردانان مستند درباره دنبال‌کردن زندگی‌های واقعی وقتی که فشارها هرگز این‌قدر بالا نبوده‌اند

    “باید به این باور داشته باشید که داستان خود را آشکار خواهد کرد”: برترین کارگردانان مستند درباره دنبال‌کردن زندگی‌های واقعی وقتی که فشارها هرگز این‌قدر بالا نبوده‌اند
    به‌صورت ساعت‌گرد از بالا چپ: My Mom Jayne اثر ماریسکا هارجیتای، 2000 Meters to Andriیوکا اثر مستیسلاو چرنو، Orwell: 2+2=5 اثر رائول پک، Apocalypse in the Tropics اثر پترا کوستا، The Man Who Saves the World? اثر گاب پولسکی و Cover‑Up اثر لورا پوایتراسمنبع: HBO؛ مستیسلاو چرنو؛ تولیدات گاب پولسکی؛ منبع: Neon؛ منبع: Netflix

    شش تا از برجسته‌ترین کارگردانان مستند سال 2025 درباره فیلمبرداری در مناطق جنگی، مواجهه با تروما، مذاکره برای دسترسی با رهبران جهانی و اینکه چرا توزیع‌کنندگان به‌تدریج از محتوای سیاسی‌بار می‌ترسند، بحث می‌کنند.

    کارگردانان شش مستند برجستهٔ این سال در میانه نوامبر برای The Hollywood Reporter در میزگرد مستندها گرد هم آمدند تا دربارهٔ چالش‌ها و پاداش‌های کارشان تأمل کنند. این گروه شامل برندگان اسکار لورا پوایتراس (پوشش‌پنهان اثر نتفلیکس، پرتره‌ای از روزنامه‌نگار تحقیقی سیمور «سی» هِرش) و مستیسلاو چرنو (2000 متر تا آندرییوکا اثر پی‌بی‌اس، که رده‌ای اوکراینی را دنبال می‌کند که در حال جنگ برای بازپس‌گیری یک روستای تحت تسلط روسیه است)؛ نامزدهای اسکار پترا کوستا (آخرالزمان در مناطق گرمسیری اثر نتفلیکس، بررسی رشد ملی‌گرایی مسیحی در برزیل) و رائول پک (Orwell: 2+2=5 اثر نئون، بررسی اهمیت پایدار جرج اورول)؛ و گاب پولسکی (مردی که جهان را نجات می‌دهد؟ اثر ارِیا ۲۳a، دربارهٔ پاتریک مک‌کالوم، یک آمریکایی که باور دارد سرنوشت او تکمیل یک پیشگویی باستانی است) و ماریسکا هارجیتای (مادرم جین اثر HBO، پژوهشی دربارهٔ مادر هنرپیشهٔ فوت‌خوردهٔ فیلم‌ساز، جین مانسفیلد). اگرچه مسیرهای متفاوتی به‌سوی این مستندها پیموده‌اند، اما به این نتیجه رسیدند که نگرانی‌های مشابهی دربارهٔ آیندهٔ فیلم‌سازی مستند دارند.

    Before we talk about your 2025 documentaries, let’s discuss how you wound up making docs in the first place.

    RAOUL PECK از هائیتی آمدن، فیلم‌سازی، بویژه مستندسازی، کاری بود که به‌دلیل احساس نداشتن گزینه‌ای دیگر شروع کردم. هدف این بود که افرادی مثل من، از دنیای سوم، صدایی در وضعیت جهان داشته باشند.

    LAURA POITRAS من همیشه یک بینندهٔ بزرگ سینما بودم، اما فکر می‌کردم برای این کار به یک ارکستر بزرگ نیاز است. سپس در یک کلاس تابستانی در مؤسسهٔ هنر سان‌فرانسیسکو که به‌خاطر سینمای پیشرو مشهور بود، شرکت کردم. آن‌ها یک دوربین به من دادند و من عاشق آن شدم. من با هنرمند بزرگی به نام لیندا گوود برایانت در فیلمی به نام Flag Wars (۲۰۰۳) همکاری کردم و آن زمان یاد گرفتم که چگونه پرتره‌برداری از مردم می‌تواند نقدی گسترده‌تر از جامعه ارائه دهد.

    MSTYSLAV CHERNOV پنج سال به‌عنوان ملوان مشغول بودم. سپس به اوکراین برگشتم تا روزنامه‌نگار و عکاس شوم. سپس در سال ۲۰۱۴، انقلاب میدان آغاز شد و همهٔ ما مجبور شدیم به عکاسان جنگی، تصویربردارها و نویسندگان تبدیل شویم. سال‌ها بعد، محاصرهٔ ماریوپول در سال ۲۰۲۲ رخ داد و در آن زمان مشتاق شدم فیلمساز شوم. به سردبیرهایم گفتم: «نگاه کنید، نمی‌توانم در حال حاضر این را به‌عنوان روزنامه‌نگاری پوشش دهم؛ باید یک فیلم بسازم». و تمام داستان از آنجا آغاز شد. [چرنو برنده اسکار بهترین مستند نمایشی برای 20 Days in Mariupol (۲۰۲۳) شد.]

    PETRA COSTA [پس از ساخت چند مستند بسیار شخصی،] به‌طور اتفاقی مستند «نبرد شیلی» (دههٔ ۷۰) به کارگردانی پاتریسیو گوزمان را تماشا کردم و حس حسودانه‌ای داشتم: «کاش اگر من هم در آن لحظهٔ تاریخی زندگی می‌کردم و می‌توانستم آن را مستندسازی کنم». سپس سه ماه بعد، برزیل با همان نوع آشوب سیاسی مواجه شد؛ یک کودتای پارلمانی علیه اولین زن رئیس‌جمهور، دلما روسف. بنابراین شروع به مستندسازی این وضعیت کردم، که در مستند لبهٔ دموکراسی (۲۰۱۹) که برای اسکار بهترین مستند نمایشی نامزد شد، به‌چندین سال ادامه دادم و به‌مدت ۱۰ سال در این مسیر بوده‌ام.

    GABE POLSKY من بازیکن هاکی بودم. وقتی پس از دانشگاه این مسیر تمام شد، نمی‌دانستم چه کاری بخواهم انجام دهم. یک هم‌اتاقی داشتم که در زمینهٔ کمدی اسکچ و نوشتن فعالیت می‌کرد و این برایم الهام‌بخش شد. متوجه شدم که از ارتباط با مخاطبان و تغییر نحوهٔ فکر مردم لذت می‌برم. ابتدا به روزنامه‌نگاری فکر کردم و سپس به فیلم‌سازی روی آوردم. کارم را به‌عنوان تهیه‌کننده شروع کردم اما فهمیدم که این کار خیلی غیرمستقیم است؛ شما فقط چشم‌انداز دیگری را اجرا می‌کنید. نیاز داشتم دست‌به‑کار شوم و چیزهایی برای بیان خود داشته باشم. پس تنها کاری که می‌توانستم انجام دهم، این بود که خودم سعی کنم آن را انجام دهم.

    MARISKA HARGITAY من خوش‌شانس بوده‌ام که به مدت ۲۷ سال روی Law & Order SVU (شبکه NBC) کار کرده‌ام و قدرت روایت‌گری به‌طور مستمر برایم تأیید شده است. چون این سریال به موضوع تجاوز جنسی می‌پردازد، این کار زندگی‌ام را تغییر داد؛ من به‌عنوان بازیگری که می‌خواستم خودم را ابراز کنم، شروع کردم و سپس زمانی که دربارهٔ شیوع تجاوز جنسی، خشونت خانگی و آزار کودکان پژوهش کردم، نمی‌توانستم آمارها را باور کنم. نمی‌توانستم باور کنم که همه این مسائل را کسی صحبت نمی‌کند. همچنین از طریق این سریال فهمیدم که گفتن داستان برای مردم، دارای نیروی شفابخش است — این باعث می‌شود افراد حس کنند در جامعه هستند و تنها نیستند. در سال ۲۰۰۹، از Human Rights Watch دربارهٔ کیت‌های تست‌نشدهٔ تجاوز جنسی مطلع شدم. سعی می‌کردم قدرتمندترین راه برای انتقال این خبر را بیابم و برای من، این کار از طریق فیلم بود. وقتی مستند I Am Evidence (۲۰۱۷، HBO) را تولید می‌کردم، همه به من گفتند: «آیا می‌خواهی فیلمی دربارهٔ مادر خود (بازیگر جین مانسفیلد) بسازی؟» من گفتم «نه»، چون هنوز آمادگی نداشتم.

    مادرم جینمنبع: HBO

    Can you pinpoint why you were ready when you were ready?

    HARGITAY من از رنج‌های فراوان PTSD ناشی از حادثهٔ رانندگی در سن سه سالگی که باعث کشته شدن مادرم شد، رنج می‌بردم، بنابراین می‌خواستم خیلی محتاط باشم. اما کارهای فراوانی برای رفع تروما، تراپی، کاری به نام «کار با بخش‌ها» و حفاری داخلی انجام دادم و فهمیدم که پس از این کارها، فضای داخلی فراوانی به‌دست آورده‌ام. وقتی کسی PTSD و تروما دارد، به‌ویژه در دوران کودکی، کلماتی برای بیان ندارد. احساساتی می‌داشتم که نمی‌دانستم چه‌چیزی باشد؛ چون مقایسه‌ای برای آن نمی‌دانستم. گاهی هنگام رانندگی مجبور می‌شدم توقف کنم — نمی‌خواستم در دام بمانم. چیزهای زیادی بود که کامل درک نمی‌کردم. اما عمیقاً حفره کردیم؛ این یک حفرهٔ باستان‌شناسی بود، هم در مورد خانواده‌ام و هم خودم. می‌خواستم خودم را از این قفس آزاد کنم و آزاد شوم. پس از این‌که کارهای زیادی انجام دادم و حس کردم انسانی متفاوت هستم، گفتم: «ای خدای من، می‌توانم این داستان را بگویم».

    Laura, you’ve been wanting to tell Sy Hersh’s story for 20 years. Why’d it take so long?

    POITRAS من جنگ در عراق را مستندسازی کردم. وقتی برای رفتن به آنجا آماده می‌شدم، داستان او دربارهٔ آبوعقریب و عکس‌ها منتشر شد. دیدن این که این شکنجه‌ها اتفاق می‌افتد، قلبم را متزلزل کرد و در زمانیکه اکثر رسانه‌های اصلی از جنگ حمایت می‌کردند و به‌دنبال سؤال‌های انتقادی به دولت نبودند. سپس ظرف چند هفته به عراق رسیدم — در واقع در آبوعقریب فیلمبرداری کردم — و سپس برگشتم و در حال تدوین بودم. می‌دانستم که جنگ علیه ترور به‌زودی به‌پایان نمی‌رسد و فیلم بعدی‌ام قرار بود ادامه‌اش باشد، و بحران در روزنامه‌نگاری تحقیقی وجود داشت؛ سی هرش نمونه‌ای از مخالف بود، بنابراین با او تماس گرفتم. به دفتر او در دی.سی. رفتم؛ او در آنجا، با راکت‌های تنیس‌اش تکیه داده بود و پرسید: «چه می‌خواهی؟» ما به مدت ۴۰ دقیقه صحبت کردیم. من مشتاقانه می‌خواستم این فیلم را بسازم، صرفاً بر پایهٔ کارهای او. اگر او یک آدم جالب نبود، هنوز هم علاقه‌مند می‌شدم، اما وقتی او را ملاقات کردم، وسواس‌مان شدم. اما او برایم پیغامی گذاشت و گفت: «آثار شما را دوست دارم؛ اما متأسفانه حتی با منابعی که در همان خیابان زندگی می‌کنند، باید به شهرها یا کشورهای دیگر برای ملاقات آن‌ها بروم و نمی‌توان دوربین‌ها را دنبال کرد». هر از گاهی می‌گفتم: «سلام سی، یک‌بار چک می‌کنم. شاید این‌بار زمانش باشد؟» سپس به ساخت مستند برندهٔ اسکار ۲۰۱۴ دربارهٔ ادوارد اسنودن، Citizenfour، پرداختم که به‌نوعی دربارهٔ روزنامه‌نگاری بود؛ و مستند نامزد اسکار ۲۰۲۲، All the Beauty and the Bloodshed، که به من دربارهٔ کار با مواد آرشیوی و انجام تاریخ‌نگاری گسترده با نَن گویدین (موضوع فیلم دوم) آموزش داد. این هم نصف قرن، و آرشیو او بسیار شخصی بود، اما تجربه‌ای عالی بود. بنابراین دوباره با سی تماس گرفتم. سی یک همکار طولانی‌مدت به نام مارک اوبنهاوس داشت و تصمیم گرفتیم این کار را با هم انجام دهیم.

    An equally colorful character is Patrick McCollum. Gabe, how did you first hear about him?

    POLSKY یک تماس ناگهانی از یک تولیدکننده که با جیمی کیمل کار می‌کرد دریافت کردم. ما مدت‌ها می‌خواستیم با هم کار کنیم و او گفت: «آیا می‌خواهی با این مرد به نام پاتریک تماس بگیری؟» پاتریک برایم داستانی از بزرگان بومی آمازون گفت که آمده‌اند و می‌گویند: «ما فکر می‌کنیم تو همان کسی در پیشگویی‌ای هستی که قراره قبایل آمازون را متحد کند». ابتدا فکر کردم او دیوانه است، اما درونم می‌خواست بیشتر بدانم. با پاتریک ملاقات کردم و شروع به شناخت او کردم، و این‌چنین به‌نظر می‌رسید که یک مسلسل داستان‌های دیوانه‌وار پشت سر هم شلیک می‌کند. هرگز کسی را این‌چنین عجیب و جذاب ندیده بودم. او به‌نظر می‌رسید که تمام کارها را انجام داده؛ از سرگرمین‌دست‌فریبی تا طراح جواهرات تا صلح‌ساز. او استاد کونگ‌فو، جوشکار و رانندهٔ ماشین مسابقه‌ای بود. بهترین دوست جین گودال بود. تقریباً همه‌جانبه بود. ولی در پایان می‌دانستم که صرف‌نظر از اینکه این پیشگویی واقعی باشد یا نه، او چیز عمیقی برای گفتن دارد و می‌توانم چیزهای زیادی از او بیاموزم.

    Petra, how did you convince Brazil’s political archrivals, Lula — whom you’d interviewed for The Edge of Democracy — and right‑wing leader Jair Bolsonaro, to cooperate with you, along with Malafaia, a powerful televangelist?

    COSTA به‌محض آزادی لولا از زندان (که به‌دلیل اتهامات فساد به‌سر می‌برد) در نوامبر ۲۰۱۹، من برای مصاحبه با او و تیمش تماس گرفتم و تا چهار روز پیش از انتخابات ۲۰۲۲ صبر کردیم تا در نهایت قبول کنند. ده ساعت در هتلی منتظر ماندیم، سپس او لغو کرد، و روز بعد با احساس ترحم گفت: «خوب، برای صبحانه با من بیایید». این بهترین فرصت بود چون مصاحبه‌ای کاملاً بدون محافظ در خانه‌اش بود، جایی که او چیزهایی می‌گفت که هرگز در هتل نمی‌گفت. با بولسونارو، خوش‌شانس بودم که او را وقتی ساده‌ترین نماینده برای دسترسی بود، فیلمبرداری کنم. دو سال او مشتاق جلب توجه بود و تمام رسانه‌ها او را به‌عنوان یک شوخی می‌دیدند — سپس به‌عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد. با مالافایا، تصمیم گرفتیم با روزنامه‌گری کار کنیم که از سال ۲۰۱۰ به‌سرعت حرکت می‌کرد، بنابراین اولین مصاحبه‌ای که او به‌تنهایی انجام داد، سپس او را دربارهٔ ما مطلع کرد. به او گفتیم که می‌خواهیم سال‌ها او را دنبال کنیم و او مایل بود.

    پوشش‌پنهانمارک ماهنی / منبع: Netflix

    Mstyslav, you’d …

    CHERNOV بعد از Mariupol، یک سردبیر به من زنگ زد و گفت: «مستیسلاو، دیگر نیازی به این کارها نیست. فقط از کشور خارج شو». من گفتم: «نمی‌توانم». به‌دنبال یک داستان می‌گشتم — نه داستان اوکراین به‌عنوان قربانی، بلکه داستان کوچک بودن و ناتوانی در واقعی برنده شدن در مبارزه برای خانه‌تان، اما هنوز تسلیم نمی‌شوید. سپس Mariupol در لوس آنجلس نمایش داده شد و من بین اوکراین و نمایش‌ها سفر می‌کردم. خیلی عجیبی بود: Barbie، Oppenheimer و 20 Days in Mariupol — به یاد دارم که عکس‌های این پوسترها را همه با هم می‌گرفتم، نمی‌دانستم چه احساسی داشته باشم، سپس به مهمانی چای BAFTA رفته و کسی پرسید: «آیا توی نگهبان کسی هستی؟» من این کت نظامی را داشتم چون زمان کافی برای تعویض نداشتم. بنابراین عجیبی بود. در عین حال، همه چیز در اوکراین در حال سوختن بود. فهمیدم که نمی‌توانم آن داستان را از دور بگویم. تو واقعاً حق ندارید وقتی در حال گفتن داستان کسی هستید که در حضور دوستانش می‌میرد، از بیرون باشید. من هرگز به خطرهایی که یک سرباز ممکن است ببیند، نیفتاده‌ام و بسیاری از صحنه‌های فیلم من توسط خود سربازان فیلم‌برداری شده است، اما نمی‌توانم اجازه دهم که از دور و مشاهده‌کننده باشم.

    2000 متر تا آندرییوکاعکس AP

    Raoul, your film is entirely in George Orwell’s words, but you juxtapose them with images of the present.

    PECK این دربارهٔ ما واقعیت است. اورول ابزارهایی به ما می‌دهد تا بفهمیم چه اتفاقی می‌افتد. او نقاط را به هم وصل می‌کند. من فکر می‌کردم او یک نویسندهٔ علمی‑تخیلی است، اما نه؛ او دربارهٔ آنچه که تجربه کرده می‌نویسد. او نیز در جنگ حضور داشت. او مکانیزم قدرت و سیاست را می‌فهمید و از آن می‌نگرفت. او دربارهٔ آنچه که در اروپا می‌دید و تجربه می‌کرد می‌نوشت.

  • «همسایه کامل» حامیان می‌گویند آنچه واقعاً می‌خواهند، فراتر از فیلم است

    «همسایه کامل» حامیان می‌گویند آنچه واقعاً می‌خواهند، فراتر از فیلم است

    «همسایه کامل» حامیان می‌گویند آنچه واقعاً می‌خواهند، فراتر از فیلم است
    تصویر توسط Pixel Pushers

    پامیلا دیاس و تاکیما رابینسون بخشی از موجی از فعالان هستند که کارهای خود را بر پایه مستندها پیش می‌برند.

    «اگر ما فیلم و صندوق «Standing in the Gap» را پیش نبرفتیم، او صرفاً یک دیگر از افراد سیاه‌پوست مرده می‌بود.»

    این کلمات سردکننده اخیراً توسط پامیلا دیاس، مادر اجاک «AJ» اوینز، درباره دخترش به من گفت. بینندگان اثر عدالت‌اجتماعی نتفلیکس، The Perfect Neighbor، دیاس را از صحنه‌های پایانی فیلم به خاطر می‌آورند؛ زمانی که او از مه غم‌انگیز بیرون می‌آید و به‌عنوان قهرمانی ظاهر می‌شود که سعی دارد معنایی از مرگ بی‌معنی دخترش در یک قتل بی‌دلیل تحت قانون Stand Your Ground استخراج کند.

    این روزها برای مستندها زمان تاریک است؛ فقط افراد ساده‌دل می‌توانند این را نادیده بگیرند. پلتفرم‌های جهانی استریم در برابر محتوای سیاسی یا حتی نزدیک به سیاست تردید نشان می‌دهند — که به این معناست که فیلم‌های پیچیده و مرتبط به‌دست نمی‌آیند، خریداری نمی‌شوند و مهم‌تر از همه، دیده نمی‌شوند. تعداد مستندهای موسیقی که توسط هنرمندان تأیید شده‌اند، به اندازه‌ای است که می‌توان ۱۰ فلش‌درایو در شرکت Primary Wave، مدیر حقوق مالکیت فکری موسیقی، را پر کرد. تحقیقات تند و تیز؟ کمتر دیده می‌شود.

    اما حتی در این شرایط دشوار، تعدادی از مستندهای موجود در فهرست طولانی اسکار امسال به موضوعات عدالت اجتماعی می‌پردازند. به‌طور قابل‌توجه، آن‌ها در صدد ایجاد عدالت اجتماعی هستند.

    The Perfect Neighbor نمونه‌ای کاملاً مناسب است. دیاس به همراه فعال و دوست اوینز، تاکیما رابینسون، پس از انتشار فیلم، سازمانی را تشکیل دادند. «این همان هدف «Standing in the Gap» است. از طریق The Perfect Neighbor ما امیدواریم قوانین Stand Your Ground را تغییر دهیم و همچنین منابعی برای حمایت از سایر خانواده‌های متاثر از خشونت نژادی در آینده فراهم کنیم»، رابینسون به من می‌گوید، که در ابتدا به قوانین بحث‌برانگیزی اشاره می‌کند که اجازهٔ خوددفاع تهاجمی می‌دهند و به‌طور نامتناسب افراد رنگین‌پوست را قربانی می‌کنند. «ما در تلاشیم هنر بسیار قدرتمندی خلق کنیم که دل‌ها و ذهن‌ها را به سوی نوعی تغییر سوق دهد»، او اضافه می‌کند.

    در حال حاضر، ۳۸ ایالت دارای قوانین Stand Your Ground هستند. اگرچه رابینسون و دیاس امید زیادی برای تغییر این قانون در فلوریدا، جایی که ۲۰ سال پیش به وجود آمد، ندارند، اما امکان تضعیف آن را در ایالت‌هایی مانند پنسیلوانیا و مینه‌سوتا می‌بینند.

    در همین حال، فیلم جدید لورا پویتراس به نام Cover-Up که به پیچیدگی‌های حرفه‌ای روزنامه‌نگار سیمور هِرش و اهمیت ساده‌بیان آزادی مطبوعات می‌پردازد، در مدارس روزنامه‌نگاری و سایر مکان‌هایی که به پیام آن نیاز دارند، به‌سر می‌گردد. در یکی از مجالس اخیر نیویورک سیتی برای کمیته حفاظت از روزنامه‌نگاران، هِرش و پویتراس بر ضرورت محافظت از رسانه‌ای در خطر تأکید کردند؛ که این روزها در این کشور تقریباً به همان اندازه مهم است که میدان نبرد سنتی CPJ در جنوب‌گان جهانی. «اگر آزادی را به‌عنوان مسلمی پذیرید، در همان لحظه آن را از دست می‌دهید»، هِرش به من گفت، همان‌گونه که از روایت‌های دردناک و الهام‌بخش از پکن تا بولیوی شنیدیم.

    و ماریسکا هارگیتای که به‌عنوان تهیه‌کننده اجرایی فیلم مستند DOC NYC لورن‌ا لوسیانو به نام Nuns vs. the Vatican فعالیت کرده است، اخیراً نوشتاری طولانی به واتیکان همراه با پیوند فیلم ارسال کرده است. این فیلم دربارهٔ ده‌ها زنی است که ادعا می‌شود توسط کشیش سابق جستایی مارکو روپنیک به‌صورت جنسی و روحانی مورد سوءاستفاده قرار گرفته‌اند و کلیسا به‌نظر می‌رسد از او محافظت می‌کند. هارگیتای و سایر فیلمسازان امیدوارند تلاش‌هایشان به قربانیان اجازه دهد تا در دادگاه قانون‌گری او شهادت دهند؛ که هنوز تأیید نشده است.

    یک نمونه‌ی پیشرو از مستندی که جهان را تغییر داد، ۲۰ سال پیش بوده است؛ وقتی An Inconvenient Truth نور را بر تغییرات اقلیمی روشن کرد. این فیلم آنقدر تأثیرگذاری شد که یک تحقیق نشان داد کدپستی‌های درون ۱۰ مایل از مکان‌های نمایش، خرید تعهدات کربنی را ۵۰ درصد افزایش داده‌اند. مایکل مور نیز با Bowling for Columbine جنبش مبارزه با سلاح‌های گرم را به حرکت درآورد.

    ژانر جنایات واقعی سابقه طولانی در ایجاد تغییرات دنیای واقعی دارد؛ از The Thin Blue Line اثر ارول موریس که منجر به برگرداندن حکم شد، تا قاتل متهم رابرت دورست که پس از The Jinx به محاکمه و محکومیت جدیدی مواجه شد.

    هنوز مشخص نیست که محصول این سال می‌تواند تأثیر سیستمی مشابهی داشته باشد. اما تهیه‌کنندگان قطعاً در تلاش‌اند. اندرو جارکی و شارلوت کافمن در مستند انتقادی از پیچیدگی صنعتی زندان، The Alabama Solution از HBO، به‌دنبال همان هدف هستند. همان‌طور که فرید تاپل از UPI نوشت: «اگر زندانیان می‌توانند از داخل دیوارهای زندان به فعال‌سازی پیشرفت کنند، این نشان می‌دهد که چیزهای بزرگتری ممکن است وقتی افراد با منابع بیشتر دست به دست هم می‌دهند.»

    یک دلیل اینکه این فیلم‌ها می‌توانند تأثیرگذار باشند، حتی زمانی که قدرت توزیع آن‌ها کاهش می‌یابد، این است که خط جدایی میان فعال‌گری و روزنامه‌نگاری در مستندها به‌سرعت در حال ضعیف شدن است.

    بسیاری از فیلم‌های غیر‑تخیلی دوره‌های پیشین سعی می‌کردند جایگاهی بالاتر از درگیری پیدا کنند، اما این طرز فکر تغییر کرده است. گیتا گاندبهیر، کارگردان Neighbor، به‌صراحت یک حامی است؛ این ویژگی از نخستین روابط او با موضوعاتش نشأت می‌گیرد. «من فکر می‌کنم به‌عنوان یک هنرمند یا فیلمساز، کار من این است که وسیله‌ای باشم»، گاندبهیر به من می‌گوید. «فعال‌گری همان فیلم‌سازی است.»

    کلاس‌های روزنامه‌نگاری دربارهٔ اینکه آیا این مسأله خوب است یا نه به بحث خواهند پرداخت. قطعاً احتمال مشاهده پرسش‌های بی‌طرف و دقیق درباره یک موضوع کمتر است؛ مستند مهم سقط جنین سال ۲۰۰۶، Lake of Fire، که کارگردان تونی کِی مسأله را از تمام زوایا بررسی کرد، امروز به‌نظر می‌رسد به‌سختی قابل تصور باشد. به‌طرز کلی، «ساختن‑حمایتی» فضای مستند ما شاخه‌ای دیگر از قطب‌بندی بزرگ‌تر دنیای ماست که به‌نظر می‌رسد حتی یک جمله نیز بدون پرچم‌گذاری بر یک مسأله بیان نمی‌شود.

    اما نادیده گرفتن تمام خوبی‌های این روند کارحیانه است. در زمانی که بی‌عدالتی در بسیاری از حوزه‌ها شعله‌ور است و فیلم‌های مستند در بسیاری از عرصه‌ها با مشکل مواجه‌اند، انتشار این فیلم‌ها و ارتقاء آن‌ها شاید بدترین ایده نباشد. تعداد مستندهای مبهم و سخت‌کوش شاید در حال کاهش باشد، اما ابزارهای تعمیر دنیای شکسته در حال رشد است. فقط از پامیلا دیاس بپرسید.

    این داستان برای اولین بار در شمارهٔ مستقل دسامبر مجله The Hollywood Reporter منتشر شد. برای دریافت این مجله، اینجا کلیک کنید تا مشترک شوید.

  • تأیید انتشار تریلر سوپرگرل همراه با اولین نماها

    توسط کاید اوندر

    اولین صحنه‌های ضبط‌شدهٔ سوپرگرل پیش از انتشار تریلر جدید افشا شد. دنیای تازهٔ دی‌سی جیمز گان اوایل امسال با اکران سوپرمن به‌صورت جدی آغاز شد. این فیلم، دنیای جدید دی‌سی را به‌صورت کامل نشان داد؛ قهرمانانی که در اوج توان خود هستند و دیگر نیازی به بازگو کردن داستان‌های اولیهٔ آن‌ها ندارند، چرا که مخاطبان از پیش با این شخصیت‌ها آشنا هستند. این اثر مسیر ماجراجویی‌های آینده دی‌سی را هموار کرد، از جمله فیلم مورد انتظار سوپرگرل. پسرعموی فضایی کال-ال در سال ۲۰۲۶ روی پردهٔ بزرگ خواهد رفت و نسبت به «سوپرمن» رفتار تندتری خواهد داشت. انتظار می‌رود فیلمی جالب باشد که لحن قابل‌توجهی متفاوت از آثار گان داشته باشد.

    ویدیوها توسط ComicBook.com

    تا کنون کمی دربارهٔ سوپرگرل می‌دانیم، اما بسیاری از جزئیات هنوز مخفی نگه‌داشته شده‌اند. برای شروع، میلی آلکاک در نقش خود سوپرگرل، یعنی کارا، حضور خواهد یافت. این دومین حضور این شخصیت در پردهٔ بزرگ پس از انتشار نسخهٔ اصلی سوپرگرل در سال ۱۹۸۴ است. آن فیلم قرار بود یک اسپین‑آف از فیلم‌های سوپرمن به کارگردانی کریستوفر ریِو باشد، اما به‌طور عمده به‌عنوان یک فاجعه به یاد می‌آید. با این حال، نسخهٔ CG این شخصیت به‌طور مختصر در کنار سوپرمن ریِو در فیلم فلاش در سال ۲۰۲۳ به نمایش گذاشته شد. اکنون این شخصیت در پایهٔ نخستین جهان جدید دی‌سی قرار خواهد گرفت.

    سوپرگرل تریلر این هفته منتشر می‌شود

    اولین صحنه‌های ضبط‌شدهٔ سوپرگرل افشا شد و کارای بدون نگرانی کارا را نشان می‌دهد که در ایستگاهی شبیه ایستگاه اتوبوس در دل بیابان می‌نشیند. او با عینک آفتابی و کت کمرنگ، یک سفینه فضایی از بالای سرش پایین می‌آید، خاک فراوانی به پا می‌اندازد و موهایش را به عقب می‌کشد. این تیزر تأیید می‌کند که اولین تریلر سوپرگرل همین هفته عرضه خواهد شد و شایعات به روز پنج‌شنبه، ۱۱ دسامبر اشاره می‌کنند. این زمان‌بندی همانند اولین تریلر سوپرمن سال گذشته است و ممکن است پیش از آواتار: آتش و خاکستر منتشر شود؛ که انتظار می‌رود یک تریلر برای انتقام‌جویان: روز قیامت و نگاه جدیدی به «اودیسه» کریستوفر نولان هم داشته باشد.

    تیزر این هفته. #سوپرگرل pic.twitter.com/Mbr6i3itO3

    — سوپرگرل (@supergirl) ۷ دسامبر ۲۰۲۵

    تریلر سوپرگرل لحن فیلم جدید را تعیین خواهد کرد، اما به‌احتمال زیاد اولین نگاه واقعی‌مان به «لوبو» از جاستین موموا را می‌آورد؛ شخصیتی که او همیشه آرزوی ایفای نقش آن را داشته است. پس از پایان جهان قبلی دی‌سی، دوران او به‌عنوان آکوامَن به اتمام رسید و به سرعت از او خواسته شد نقش شکارچی جایزه‌برندهٔ کهکشانی را بازی کند. انتظار می‌رود این نما جذاب یکی از پرانتظارترین فیلم‌های سال ۲۰۲۶ باشد.

    سوپرگرل در تاریخ ۲۶ ژوئن ۲۰۲۶ در سینماها اکران خواهد شد. نظرتان چیست؟ در زیر نظر خود را بگذارید و هم‌اکنون به گفت‌و‌گو در انجمن ComicBook بپیوندید!

  • ۱۷ بهترین اجرای فیلم سال ۲۰۲۵

    ۱۷ بهترین اجرای فیلم سال ۲۰۲۵

    از بازگشت «بهترین بازیگر تاریخ سینما» تا نه یک، بلکه دو نقش بزرگ مایکل بی. جوردن — این‌ها همان بازیگرانی بودند که سال ما را درخشان کردند.

    ۱۷ بهترین اجرای فیلم سال ۲۰۲۵
    از چپ به راست: «Train Dreams»، «Die My Love»، «Anemone»، «Black Bag».عکس‌نگاری توسط متیو کُولی

    مادری که در اندوهی غیرقابل درک غوطه‌ور است. مادر دیگری که عقل خود را از دست می‌دهد. فرشته‌ای که بال‌هایش را از دست می‌دهد. کارآگاهی از شهر کوچک که با کفش‌های کلیک‌کل‌دار سعی می‌کند پرونده قتل را حل کند. مهمان ناخوانده‌ای با توانایی‌های قانع‌کنندهٔ شگفت‌انگیز. نه یک، بلکه دو تن تنهایی استویک که در جنگل زندگی می‌کنند و سرانجام باید راه خود را به جامعه بازگردانند. نه یک، بلکه دو برادر دوقلو یکسان با آرزوهای تجاری، که سرانجام باید با خون‌آشام‌های خشن مقابله کنند.

    این‌ها برخی از اجراهای سینمایی بودند که ما را به خنده، اشک، تعجب و در موارد متعدد به تشویق خودجوش وا داشتند. سال ۲۰۲۵ سال بسیار خوبی برای فیلم‌ها بود و سالی عالی برای اجراهای برجسته، متفاوت و گاهی دیوان

  • آحانا دیول، دختر هِما مالینی و دهرمندرا، به‌دنبال اموال لوکس نبود؛ در عوض می‌خواست این را از پدرش به ارث ببرد

    آحانا دیول، دختر هِما مالینی و دهرمندرا، به‌دنبال اموال لوکس نبود؛ در عوض می‌خواست این را از پدرش به ارث ببرد

    قهرمان افسانه‌ای بالی‌وود، دهرمندرا، که به «هی‑من» مشهور بود، در ۲۴ نوامبر ۲۰۲۵ درگذشت. دخترش آحانا دیول با محبت به آموزش‌های پدرش دربارهٔ عشق و مهربانی یادآور می‌شود و خاطرهٔ کودکی‌اش از یک سفر ناگهانی به مزرعه‌ پدرش را نیز گرامی می‌دارد. بزرگ‌ترین چیزی که آحانا می‌خواهد از پدرش به ارث ببرد، خودروی فیات کلاسیک او است؛ نمادی از خاطرات عزیز او.

    آحانا دیول، دختر هِما مالینی و دهرمندرا، به‌دنبال اموال لوکس نبود؛ در عوض می‌خواست این را از پدرش به ارث ببرد

    بالی‌وود یکی از ستارگان گرامی خود را در ۲۴ نوامبر ۲۰۲۵ از دست داد، هنگامی که اسطوره افسانه‌ای دهرمندرا، که به‌خوبی به عنوان «هی‑من» صنعت شناخته می‌شد، درگذشت. لبخند ملایم، قلب گرم و جذابیت بی‌زمان او نسل‌های بسیاری از دوستداران سینما را شکل داد و میراثی به جای گذاشت که حتی در غیاب او نیز می‌درخشد.

    همان‌طور که ادای احترام‌ها ادامه می‌یابد، به یکی از خاطرات احساسی که روزی توسط دخترش آحانا دیول به اشتراک گذاشته شد، نگاهی می‌اندازیم. این یادآوری می‌کند که گرانبهاترین ارثیه‌ها اموال عظیم یا ثروت‌های فراوان نیستند، بلکه سوغاتی‌های کوچکی هستند که پر از عشق‌اند.

    زندگی خانوادگی دهرمندرا با مهربانی شکل گرفت

    دهرمندرا در سال ۱۹۸۰ با هِما مالینی ازدواج کرد. دختر اولشان، اشا دیول، سال بعد به دنیا آمد و دختر دوم، آحانا، چهار سال پس از آن به جهان آمد. اگرچه خانواده‌شان همیشه در مرکز توجه عمومی بود، اما پیوند عاطفی بین دهرمندرا و دخترانش گرم و پایدار باقی ماند.

    آحانا در گفتگویی پیشین با HerZindagiBuzz، بسیاری از خاطرات مورد علاقه‌اش را به اشتراک گذاشت و دربارهٔ راهنمایی‌هایی که از پدرش دریافت کرد، صحبت کرد.

    ارزش‌هایی که آحانا از دهرمندرا به ارث برد

    آحانا با محبت دربارهٔ ارزش‌هایی که پدرش به او آموخته است، گفت: «پدرم همیشه به من آموخته است که مهربان باشم. او همیشه می‌گفت: «موضوع عشق و مهربانی است». او به من یاد داد که خوشحال، سالم و قوی باشم. شاید ساده به‌نظر برسد، اما معنای عمیق‌تری دارد.»

    آحانا تمایل خود برای به ارث بردن اولین خودرو پدرش را ابراز کرد

    وقتی از او پرسیده شد که چه چیزی را می‌خواهد از پدرش به ارث ببرد، آحانا به پول، شهرت یا تجمل فکر نکرد. او فوراً گفت: «فیات پدرم».

    او پاسخ خود را این‌گونه توضیح داد: «من دوست دارم اولین خودرو پدرم، فیات او، را به ارث ببرم. این خودرو بسیار زیبا و کلاسیک است و مطمئنم که پدرم با آن هزاران خاطره دارد. این صرفاً چیزی است که آرزو دارم به‌صورت شخصی داشته باشم.»

    خاطرهٔ دوران کودکی که پیوند نزدیکشان را نشان می‌دهد

    آحانا همچنین یک خاطره از سال‌های اولیه‌اش که برایش بسیار عزیز است، به اشتراک گذاشت. او گفت: «من شش ساله بودم که او به مزرعه‌اش در لونوالا می‌رفت. او همان‌لحظه برای خداحافظی به ما سر زد قبل از رفتن. ناگهان گفتم: «من هم می‌خواهم بروم…». آن‌قدر ناگهانی بود که او کیفت‌هایم را جمع کرد و من را با خود برد. او من را بر روی زانوهایش در ماشین نشاند. این یکی از بهترین خاطراتی است که با او دارم. همیشه آن را با محبت یادآور خواهم شد.»

    آخرین فیلم دهرمندرا

    آخرین حضور روی صفحهٔ دهرمندرا در فیلم «Ikkis» است؛ یک انتشار پس از وفات که قرار است در ۲۵ دسامبر ۲۰۲۵ اکران شود. این فیلم به کارگردانی سریام راگاوان ساخته شده و با بازی آگاستیا ناندا و جایدیپ اهلوات به نمایش در می‌آید.

  • سارا خان با کریش پاتاک، پسر سونیل لاگری مشهور در رامایان، بر اساس آیین‌های هندو و مسلمانان ازدواج کرد. عکس‌ها را ببینید

    سارا خان با کریش پاتاک، پسر سونیل لاگری مشهور در رامایان، بر اساس آیین‌های هندو و مسلمانان ازدواج کرد. عکس‌ها را ببینید

    پس از ثبت رسمی ازدواج سارا و کریش، یک جشن بزرگ برای اعضای خانواده و دوستان صنعتی برگزار شد.

    سارا خان با کریش پاتاک، پسر سونیل لاگری مشهور در رامایان، بر اساس آیین‌های هندو و مسلمانان ازدواج کرد. عکس‌ها را ببینید
    سارا خان با کریش پاتاک ازدواج کرد. (عکس: سارا خان/اینستاگرام)

    ستاره تلویزیونی سارا خان به‌تازگی با کریش پاتاک، پسر سونیل لاگری، که به‌خاطر نقش لاکشمان در سریال رامایان به کارگردانی رماناند سگار شناخته می‌شود، ازدواج کرد. این دومین ازدواج سارا است؛ پیش‌تر با بازیگر علی مرچنت ازدواج کرده بود. سارا و کریش در تاریخ ۵ دسامبر، بر پایه آیین‌های هندو و سنت‌های اسلامی، عقد نکاح کردند.

    پس از ثبت ازدواج در دادگاه در ماه اکتبر امسال، یک جشن بزرگ برای اعضای خانواده و دوستان صنعتی برگزار شد. این جشن پس از آنکه این دو زوج در ماه اکتبر امسال ازدواج خود را در دادگاه ثبت کردند، برگزار شد.

    استوری‌های اینستاگرام سارا خان
    استوری‌های اینستاگرام سارا خان
    استوری‌های اینستاگرام سارا خان
    استوری‌های اینستاگرام سارا خان

    عروس و داماد همچنین مجموعه‌ای از عکس‌های مراسم عروسی خود را به اشتراک گذاشتند. سارا از استوری‌های اینستاگرام برای نمایش ظاهر عروسی‌اش استفاده کرد؛ او یک له‌نگای قرمز خیره‌کننده با تزئینات زرین، به همراه جواهرات سنتی طلا شامل یک گردن‌دنباله سنگین، یک نت بزرگ و یک مانگ‌تیکا پوشیده بود. کریش با یک شروانی قرمز هم‌رنگ او را به‌خوبی تکمیل کرد.

    یکی از عکس‌های به‌اشتراک‌گذاری‌شده لحظه‌ای از مراسم وارملا را نشان می‌داد که هر دو با شادابی به یکدیگر لبخند می‌زدند.

    سارا همچنین چندین عکس از جشن خود منتشر کرد که در آن با دوستانی نظیر Mrinal Navell، Deepshikha Nagpal، Tanaaz و Sheen Savita Dass و دیگران به تصویر کشیده شد.

    استوری‌های اینستاگرام سارا خان
    استوری‌های اینستاگرام سارا خان
    استوری‌های اینستاگرام سارا خان
    استوری‌های اینستاگرام سارا خان
    استوری‌های اینستاگرام سارا خان
    استوری‌های اینستاگرام سارا خان

    او همچنین نگاهی به مراسم نکاح خود به اشتراک گذاشت. در زیرنویس نوشت: «QUBOOL HAI تا هفت حلقه… عشق ما خودِ داستانش را نوشت و دو جهان‌مان گفتند بله ❤️ #KriSa».

    پست به اشتراک‌گذاری‌شده توسط سارا خان (@ssarakhan)

    در استوری‌های دیگر اینستاگرام، سارا به‌صورت رقصی در جشن عروسی‌اش دیده شد که کریش نیز با او همراه بود. این زوج به آهنگ‌های «Monica» از گروه Coolie و سپس به آهنگ هندی «Aankhon Mein Teri» و دیگر قطعات رقصیدند. در ویدیوهای دیگر، این دو با اجراِ رقصی شگفت‌انگیز به محل پذیرایی وارد شدند.

    پیش‌تر، تصاویر مراسم حَلْدی آن‌ها نیز به‌سرعت در فضای مجازی پخش شد. در این ویدیوها، سارا و کریش با تمام وجود می‌رقصیدند. سارا پوشیده بود یک له‌نگای زرد روشن به‌همراه لوازم گل‌دار، در حالی که کریش یک کورتۀ ساده طلایی به تن داشت.

    به گزارش بومبای تایمز، سارا و کریش تقریباً یک سال پیش از طریق برنامه‌ای برای دوستیابی آنلاین با یکدیگر آشنا شدند، به‌سرعت پیوندی برقرار کردند و اکنون خوشبختانه ازدواج کرده‌اند. کریش پاتاک پسر سونیل لاگری—که نقش لاکشمان را در «رامایان» اثر رماناند سگار ایفا کرده بود—از همسر دوم او، بهارتی پاتاک، به دنیا آمده است.

    پس از ازدواج در دادگاه، سارا ویدئویی به اشتراک گذاشت که به سلب منفی‌نگاری‌های پیرامون اتحاد میان‌دینی‌ی خود می‌پرداخت. او گفت: «کریش و من از فرهنگ‌های متفاوت می‌آییم، اما باور داریم هر دو دین ما ما را به عشق تعلیم داده‌اند. خانواده‌هایمان به ما آموخته‌اند که ابتدا به دیگران احترام بگذاریم و هرگز به کسی آسیب نرسانیم. هیچ دینی به ما نمی‌آموزد دین دیگری را پایین بیاوریم یا به کسی بی‌احترامی کنیم. ما وضعیت ازدواج‌مان را با دوست‌دارانمان به اشتراک می‌گذاریم، نه به دنبال تأیید دیگران؛ چرا که برکات خانواده‌ها و قانون را پیشاپیش داریم. رابطه‌ام با خدایم تنها مال من است؛ خداوند به من فقط عشق را آموزش داده است و این همان‌گونه است که ادامه خواهم داد. هیچ دینی به ما نمی‌آموزد که از واژه‌های خشن استفاده کنیم یا در زندگی دیگران دخالت داشته باشیم.»

    در همان ویدیو، هنرپیشه اشاره کرد که به‌زودی با برگزاری مراسم نکاح و همچنین عروسی سنتی پاهانی، به هر دو مذهب احترام خواهند گذاشت.

  • ملیزا مک‌کارثی نشان می‌دهد چرا او یک مجری مکرر ‘SNL’ است و پیت هیگست در سکانس افتتاحیه بازمی‌گردد

    ملیزا مک‌کارثی نشان می‌دهد چرا او یک مجری مکرر ‘SNL’ است و پیت هیگست در سکانس افتتاحیه بازمی‌گردد

    ملیزا مک‌کارثی نشان می‌دهد چرا او یک مجری مکرر ‘SNL’ است و پیت هیگست در سکانس افتتاحیه بازمی‌گردد
    “Saturday Night Live” مهمان موسیقی Dijon، میزبان ملیزا مک‌کارثی و کنان تامپسون. (Rosalind O’Connor/NBC)

    به همراه استیو مارتین و الک بالدوین، ملیزا مک‌کارثی یکی از آن هنرمندانی است که به‌تعداد بسیاری در برنامه “Saturday Night Live” حاضر شده‌اند، چه به‌عنوان میزبان و چه با حضورهای مهمان به‌شدت به‌یادماندنی، به‌درجة این که آسان است فراموش شود او عضو اصلی جمع بازیگران نیست.

    مک‌کارثی مطمئناً می‌توانست، همان‌طور که در ششمین بار به‌عنوان مجری نشان داد، تعهد بی‌نظیرش به قطعات کمدی را به نمایش بگذارد. او توانایی خاصی برای تقویت لحظات و معرفی شخصیت‌هایی دارد که از تنهای‌های غم‌انگیز و عجیب تا دغل‌بازان مخفی و خودمطمئنی متفاوت می‌شوند. حتی وقتی مک‌کارثی فقط نسخه‌ای برجسته‌تر از خودش را به تصویر می‌گذارد، همان‌طور که در مونولوگ این قسمت انجام داد، او تمایل دارد خود را بر روی نیمکت پیانو بپراند یا استعداد جدیدی معرفی کند، یعنی «بوق دهانی» (به‌زودی جزئیات بیشتری می‌آید).

    هرچند مک‌کارثی یک نیروی کمدی قابل‌اعتماد است، هنوز هم می‌تواند توسط نوشتار ضعیف محدود شود؛ همان‌طور که در چندین حضور قبلی این اتفاق رخ داده بود. در این قسمت، او از یک سکانس افتتاحیه قدرتمند با حضور کولین جست در نقش وزیر دفاع پرخاشگر پیت هیگست و یک مونولوگ سرگرم‌کننده بهره‌مند شد تا به یک سه‌تایی اسکتچ وارد شود که به‌اندازه هر اسکتچ دیگری که پیش از این در برنامه ارائه داده بود، عالی بود، اگرچه چند بار میکروفن او صدای خفه‌ای داشت.

    او نقش زنی چسبان را بازی کرد که به کارگر سوپرمارکت می‌چسبد (جرمی کلین) هنگام توزیع نمونه‌های پنیر، یک همسایه سالمند به ظاهر دوستانه که به حد افراط می‌رود تا دوستی‌اش را با یک پسر ۱۲ ساله نشان دهد، و یک کارمند بد رفتاری UPS که در دوربین زنگ‌درب کسی به تخلف کشف شد.

    پس از “Weekend Update” اوضاع کمی دشوارتر شد؛ اسکتچ‌هایی که مک‌کارثی را به نقش‌های پشتیبان بازگرداندند، مانند اسکتچی که اندرو دیسموک را به‌عنوان میزبان شام یکشنبه بسیار حساس به تصویر کشید و دیگری درباره مادرانی که برای اولین بار بازی حق یا جرأت می‌کنند (که به‌سرعت جنبه‌ای جنسی پیدا می‌کند). این اسکتچ‌ها خوب بودند، اما به‌میزان کافی از مهارت‌های مک‌کارثی استفاده نکردند و حس می‌شد می‌توانستند در هر هفته دیگری ارائه شوند.

    بعداً اوضاع بهتر شد وقتی مک‌کارثی نقش شهردار سیاره خویشاوندان را در یک موزیک‌ویدئوی بسیار بامزه از جین ویک‌لاین و ورونیکا اسلویکووسکا ایفا کرد، و نیمی از یک زوج نیویورکی (به همراه بوئین یانگ) دکورهای کیچ‌دار تعطیلات خود را به نمایش می‌گذارند برای Spectrum News NY1.

    مک‌کارثی یک گنج ملی کمدی است و وقتی به او اجازه داده می‌شود در “SNL” به‌تمام توان خود عمل کند، همان‌طور که در چند اسکتچ این شب انجام داد، هیچ‌چیز برابرش نیست.

    مهمان موسیقی دیژون اجرای “HIGHER!” و “Baby!/Another Baby!” را به عهده داشت. پیش از خداحافظی، یک کاردین عنوان به کراگ کلهام، تهیه‌کننده فصل اول “Saturday Night Live” که این‌هفته درگذشت، ارج نهاد.

    سکانس افتتاحیه این هفته جست را به‌عنوان هیگست در یک کنفرانس خبری کاخ سفید بازگرداند. جست او را به‌عنوان یک فرد ساکن و پرنشاط که نوشیدنی انرژی‌زا می‌نوشد، یک زورگو، به تصویر کشید که با پرسیدن از خبرنگاران حاضر می‌گوید: «چند نفر چاق کجا هستند؟» با اشاره به حملات ایالات متحده به کشتی‌های دریایی در ونزوئلا، به خبرنگاران گفت: «فرض کنید من یک قایق ماهیگیری تصادفی هستم، پس شلیک کنید.» مت گیتز (سارا شرمن) نیز جزو خبرنگاران بود که برای پرسیدن اینکه آیا ایالات متحده همه موارد غیرقانونی عبور از مرزها را مسدود می‌کند یا فقط مواد مخدر، حاضر شد. هیگست در پاسخ‌هایش به ارجاعات فرهنگی‑پاپ پرداخته بود، از جمله اشاره به «۶‑۷» و خواندن بخشی از آهنگ «کشورهای جهان» معروف از برنامه «Animaniacs». یک رئیس‌جمهور خستگی‌زده، ترامپ (جیمز آستین جانسون) که در کنار هیگست نشسته بود، از یک رویای تحریک‌آمیز دربارهٔ شهردار منتخب نیویورک، زهران ممدانی بیدار شد تا به ما یادآوری کند که «مه جنگ» فقط زمانی ظاهر می‌شود که مردم سعی می‌کنند جنایات جنگی را پیش از خواب دوباره پنهان کنند. «ما باید او را پیش از بیدار شدن به یک اسکن MRI دیگر بفرستیم»، هیگست گفت.

    در مونولوگ خود، مک‌کارثی با نمایش استعداد خود برای «بوق دهانی»، نوعی سرود/نفخ/بیِت‌باکسینگ از آهنگ‌هایی مانند «Carol of the Bells»، فصل کریسمس را در “SNL” آغاز کرد. او مقدار زیادی برف بر سرش ریخته شد و با بازیگر مارچلو هرناندز که سعی می‌کرد پیانی را از صحنه جابجا کند، درگیر شد. ناامید، مک‌کارثی توسط کنان تامپسون همراه شد، که او را «سانتا کنان» صدا کرد، پیش از آنکه بازیگران به صحنه بیایند و برنامه را با «Christmas (Baby Please Come Home)» به پایان برسانند، در حالی که مک‌کارثی با بوق دهانی این آهنگ را اجرا می‌کرد.

    بهترین اسکتچ شب: اخراج بدترین کارمند UPS، سود برای USPS

    مک‌کارثی نقش دونا، راننده پست UPS را ایفا می‌کند که بسته‌ها را به حیاط ورودی مشتری پرتاب می‌کند، جعبه‌ها را باز می‌کند و حتی تا وقتی که تاریک می‌شود، می‌نشینید تا راحت شود؛ همه این‌ها در یک سری ویدیوهای امنیتی نشان داده می‌شود. انکارهای دونا، تلاش او برای فرار از جلسه با مدیران UPS (میکی دی و اشلی پابیده)، غش جعلی‌اش و استقامتش در جویدن کاغذ در حالی که دی سعی می‌کند آن را از دهان او بکشد، بسیار عالی بود. تا حدی که دی، که از زمان از روزهایش در Groundlings با مک‌کارثی کار کرده است، شروع به خروج از شخصیت کرد و سعی در سرکوب خنده کرد، امری که برای او به‌طرز شگفت‌انگیزی نادر است.

    همچنین جذاب: خویشاوندان حتی در ماه جولای وجود ندارند

    می‌توانید استدلال قوی کنید که ویدیو درباره زن سالمند انتقامی و اسکتچ‌های سوپرمارکتی نمونه‌های بهتری برای مک‌کارثی بودند، اما در این ویدیو کم‌فید (low‑fi) چیزی جذاب و درست وجود دارد که به این سؤال می‌پردازد که خویشاوندان کجا می‌روند وقتی در طول تعطیلات آن‌ها را نمی‌بینید. معلوم می‌شود که آن‌ها در «سیاره خویشاوندان» زندگی می‌کنند که در آن رازهای خانوادگی فاش می‌شود و هر گفت‌وگو به‌گونه‌ای جابجا می‌شود. قاعدهٔ اول این است که خویشاوندان نباید با یک‌دیگر رابطه داشته باشند، اما قاعدهٔ دوم این است که قاعدهٔ اول انعطاف‌پذیر است — این ویدیو خنده‌دار، عجیب و به‌عنوان نمایش عالی برای بازیگران برجسته جین ویک‌لاین و ورونیکا اسلویکووسکا عمل می‌کند.

    برنده ‘Weekend Update’: بس، راکون مست، تو قطع شدی

    بن شرمن به‌عنوان لنس، مرد سرخ‌مویی که در تعطیلات به‌طور شدیدی آفتاب‌سوخته بود (او حتی یک گروه پسری ژنجر را همراه آورد) سرگرم‌کننده بود، اما سخت بود که بر اجرای سارا شرمن که نقش راکون مست را پس از یافتن در حالت بیهوشی در یک فروشگاه مشروبات الکلی در ویرجینیا به سرور رسیده بود، پیشی بگیرد. شرمن از هم‌مجری «Update» جست پرسید که آیا شب قبل با هم رابطه داشته‌اند و به‌طور مداوم او را به‌نوعی پیشنهاد می‌داد («سر تو را مثل کلاه دیوی کروکت می‌سوارم») در حالی که او را با عباراتی نظیر «آرام… خوک…» توهین می‌کرد. بخش مهمان از استفاده مناسب برش‌های سیاه‑سفید برای نشان دادن شرمن … بهره‌مند شد.

  • شایعه: رانبیر کاپور با پرابهاس بازی می‌کند!

    شایعه: رانبیر کاپور با پرابهاس بازی می‌کند!

    شایعه: رانبیر کاپور با پرابهاس بازی می‌کند!

    همکاری‌های تولی‌وود و بالیوود به‌تدریج رایج می‌شوند، چون فیلمسازان به دنبال جذب بازار سراسری هند هستند.

    اگرچه ترکیب NTR–هریتیک روشان در گیشه موفقیت‌آمیز نبود، اما روند حضور کوتاه‌مدت ستارگان همچنان در حال رشد است.

    شایعهٔ اخیر حاکی است که ابرستاره بالیوود رانبیر کاپور ممکن است با پرابهاس همکاری کند.

    پروژهٔ بزرگ سندیپ ردی وانگا به نام «Spirit»، به رهبری پرابهاس، به‌تازگی رونمایی شد.

    در حال حاضر اینترنت با شایعات حضور ویژهٔ رانبیر کاپور در این فیلم پر سر و صداست؛ که برای اولین بار او را در کنار پرابهاس بر پرده سینما می‌نشاند.

    اما این نقش طولانی نخواهد بود — انتظار می‌رود رانبیر در قالب یک نقش کوتاه ظاهر شود.

    رانبیر کاپور رابطهٔ صمیمی با سندیپ ردی وانگا دارد؛ که با هم فیلم پرفروش «Animal» را ساختند.

    پس از اتمام «Spirit»، سندیپ به دنباله‌ای به نام «Animal Park» می‌پردازد.

  • پشت صحنهٔ انیمیشن دست‌ساز سیم‌تلفن برای فیلم اینکریدبلز

    دِیو مالینز تصویری از این صحنه را قبل از تدوین نهایی نشان می‌دهد.

    شاید تا به حال چندین بار فیلم اینکریدبلز را تماشا کرده باشید، اما آیا صحنه‌های پشت صحنهٔ ساخت را دیده‌اید؟ به لطف انیماتور دِیو مالینز می‌توانید؛ او فیلم‌برداری‌های مربوط به سیم تلفنی که در فیلم استفاده شده بود، پیش از تکمیل به اشتراک گذاشت.

    صحنه‌های هلن که با سیم بازی می‌کند، به‌صورت دستی انیمیشن‌سازی شد و همان‌طور که مالینز اعتراف کرد، تقریباً او را از پا درآورد. این تعجب‌آور نیست، چرا که این سیم باید در موقعیت‌های بسیار متنوعی قرار می‌گرفت.

    شما فرصتی عالی برای یادگیری بیشتر از انیمیشن دارید؛ این حرفه‌ای برنده جوایز آماده است تا به پرسش‌های شما دربارهٔ کار خود در X (توئیتر) پاسخ دهد.

    در آنجا می‌توانید از پروژه‌های دیگر او لذت ببرید و نگاهی به پشت صحنهٔ انیمیشن داشته باشید:

    انیماتورهای نوپا می‌توانند طرح‌های اولیهٔ «شوالیه‌های گینور»، نماهای پیش‌انتشار از فیلم‌های DreamWorks و برخی نکات دربارهٔ انیمیشن‌سازی یک چرخهٔ دویدن را بررسی کنند.

    فراموش نکنید دوره‌های جدید هنر دیجیتال 80 Level را بررسی کنید، در خبرنامهٔ ما مشترک شوید و به پلتفرم 80 Level Talent بپیوندید. ما را در توئیتر، لینکدین، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید تا تجزیه‌وتحلیل‌ها، جدیدترین اخبار، آثار هنری شگفت‌انگیز و مطالب بیشتر را با شما به اشتراک بگذاریم.

  • «چیزهای عجیب» اولین سریال نتفلیکس است که چهار فصل آن همزمان در ۱۰ برتر قرار گرفته

    چیزهای عجیب. میلی بابی براون در نقش الِوِن در چیزهای عجیب. عکاس: اورسولا کویوتی/نتفلیکس © ۲۰۲۲
    Ursula Coyote/Netflix

    فصل پنجم «چیزهای عجیب» قبلاً این سریال را به رکورد تماشا رسانده است — آن هم پیش از اینکه حتی یک قسمت جدید هم منتشر شود.

    در حالی که طرفداران سریال علمی-تخیلی را دوباره تماشا می‌کنند یا برای اولین بار با آن آشنا می‌شوند، در آستانه پخش قسمت پایانی آن در ۲۶ نوامبر، هر چهار فصل قبلی در لیست ۱۰ برتر نتفلیکس قرار گرفته‌اند. این اولین بار است که یک سریال نتفلیکس چهار فصل همزمان در چارت‌ها حضور دارد.

    در هفته ۱۷ تا ۲۳ نوامبر، فصل اول «چیزهای عجیب» با ۴/۱ میلیون بازدید، سومین سریال پربیننده زبان انگلیسی بود و فصل چهارم با ۳/۳ میلیون بازدید در جایگاه پنجم قرار گرفت. فصل دوم در رتبه هفتم و فصل سوم در رتبه نهم نشستند، هرچند هر دو فصل (همراه با عنوان رتبه هشتم یعنی «خانه عروسک گابی») با حدود ۳/۱ میلیون بازدید مساوی بودند.

    قطعاً می‌توان انتظار داشت که فصل پنجم «چیزهای عجیب» وقتی هفته آینده در ۱۰ برتر نتفلیکس ظاهر شود، رکوردهای تماشای خودش را بشکند؛ با توجه به جایگاه این سریال به عنوان یکی از مهم‌ترین آثار تاریخ نتفلیکس و مدت طولانی انتظار طرفداران برای قسمت جدید. فصل چهارم که در سال ۲۰۲۲ منتشر شد، همچنان سومین سریال پرطرفدار زبان انگلیسی نتفلیکس در تمام دوران است با ۱۴۰/۷ میلیون بازدید در ۹۱ روز اول پخش، و فصل سوم سال ۲۰۱۹ تا چند ماه پیش در رتبه دهم آن لیست بود تا اینکه فصل دوم «چهارشنبه» آن را کنار زد. (سریال در سال ۲۰۱۶ شروع شد و فصل دوم در ۲۰۱۷ دنبالش آمد.)

    در یک رکوردزنی دیگر برای یک سریال نتفلیکس، فصل پنجم «چیزهای عجیب» قرار است سودآور هم باشد. بعد از پخش قسمت اول فصل پنجم در ۱۶ نوامبر و قسمت دوم در روز کریسمس، نتفلیکس قسمت پایانی سریال را همزمان در سرویس استریم و سینماها در شب سال نو منتشر خواهد کرد.

    تنها سریال‌هایی که در هفته ۱۷ تا ۲۳ نوامبر فصل اول «چیزهای عجیب» را در ۱۰ برتر نتفلیکس شکستند، «هیولا در من» بود که در هفته دومش با ۱۴/۱ میلیون بازدید صدرنشین شد، و فصل اول «غایب» سریال آمازون پرایم ویدیو که اخیراً به نتفلیکس اضافه شده. در هفته دوم حضور در نتفلیکس، فصل اول با ۸/۲ میلیون بازدید دوم شد. فصل دوم «غایب» بین فصل‌های اول و چهارم «چیزهای عجیب» قرار گرفت و با ۴ میلیون بازدید رتبه چهارم را کسب کرد. فصل سوم «غایب» هم با ۲/۳ میلیون بازدید، عنوان رتبه دهم چارت را به خود اختصاص داد.

    از نکات قابل توجه در ۱۰ برتر نتفلیکس برای هفته ۱۷ تا ۲۳ نوامبر، فیلم «مشکلات شامپاین» بود که با ۲۰/۵ میلیون بازدید، پربیننده‌ترین عنوان کلی شد.

    لیست ۱۰ برتر نتفلیکس برای ۱۷ تا ۲۳ نوامبر را در ادامه ببینید؛ ابتدا سریال‌ها و فیلم‌های زبان انگلیسی و سپس آثار غیرانگلیسی.