کلکسیون گیشهٔ «دُورندهر» روز یک: رانویر سینگ بهترین افتتاحیهٔ خود را ثبت کرد، اما نتوانست به رکورد چهاوا برسد
کلکسیون گیشهٔ «دُورندهر»: فیلم «دُورندهر» به کارگردانی آدیتیا دار مسیر پر فراز و نشیبی تا انتشار داشته است. اولین جلوهٔ آن – تیزر – تن را تنظیم کرد و سر و صدای فراوانی ایجاد نمود. تریلر حتی بالاتر رفت، رکوردها را شکسته و طرفداران را تحتتأثیر قرار داد. پیشفروشها با نتایج مثبت آغاز شد، سپس کمی کاهش یافت و پیش از اکران مجدداً رشد کرد. روز اکران نیز مسیر مشابهی را دنبال کرد؛ شروعی آهسته که با جهشهای عظیم در کلکسیون جبران شد. بازخوردهای دهان بهدهان تضمین کرد که ستارهٔ این فیلم، رانویر سینگ، با شروعی درخشان پیش میرود.
کلکسیون گیشهٔ «دُورندهر» روز یک: رانویر سینگ نقش اصلی در فیلم آدیتیا دار را ایفا میکند.
بهروزرسانی گیشهٔ «دُورندهر»
فیلم «دُورندهر» در روز جمعه، ۵ دسامبر، در ۵۰۰۰ سینما در سراسر هند اکران شد. با توجه به اینکه پیشفروش فیلم کمی کمتر از حد انتظار بوده و بیش از ۹ کرور روپیه جمعآوری کرده بود، برای رسیدن به یک عدد قابلتوجه در روز افتتاحیه به تقویت بیشتری نیاز داشت. این تقویت بلافاصله رخ نداد؛ نمایشهای صبحگاهی تنها زیر ۱۶٪ اشغال داشتند. اما با انتشار نظرات مثبت و واکنشهای مخاطبان در شبکههای اجتماعی، ترافیک بازدیدکنندگان افزایش یافت. نمایشهای بعدازظهر با اشغال بیش از ۲۸٪ همراه بودند و «دُورندهر» بهسرعت رونق یافت.
بر اساس گزارش Sacnilk، فیلم در روز افتتاحیهاش ۲۷ کرور روپیه خالص در هند بهدست آورد. پیشبینیهای متخصصان صنعت جمعآوری روز اول را بین ۱۵ تا ۱۸ کرور روپیه تخمین میzdند، اما این پیشبینیها دیگر گذشته هستند.
دُورندهر بهترین فیلم افتتاحیهٔ رانویر سینگ تاکنون است؛ بهراحتی جمعآوری روز اول فیلمهای ۸۳ (۱۲٫۶۴ کرور روپیه)، Rocky Aur Rani Kii Prem Kahaani (۱۱٫۱۰ کرور روپیه) و سیمبا (۲۰٫۷۲ کرور روپیه) را پشت سر گذاشت. همچنین این فیلم از بلاکبسار ۲۰۲۵ سایاارا (۲۱٫۵۰ کرور روپیه) و سیکندار (۲۶ کرور روپیه) پیشی گرفت. اما نسبت به فیلم «چهاوا» به بازی ویکی کائوشال (۳۱ کرور روپیه) کمتر ماند.
همه چیز دربارهٔ «دُورندهر»
دُورندهر به کارگردانی آدیتیا دار، یک تریلر جاسوسی است که در پاکستان اوایل دههٔ ۲۰۰۰ میلادی به تصویر کشیده شده؛ در این فیلم رانویر نقش یک جاسوس هندی را ایفا میکند که به تخریب گروههای لاری میپردازد. این فیلم بر پایه وقایع واقعی ساخته شده و در همان دورهٔ اوایل دههٔ ۲۰۰۰ میلادی اتفاق میافتد و علاوه بر آن، اکشای خان، سنجای دات، آرجون رامپال و آر. مدهوان نیز در آن حضور دارند.
سامی عزیز و والت لیندبلوم جایزه امی جدیدشان را در دست دارند
یادداشت کیت: سامی عزیز، رهبر خلاق برنده جایزه امی و سرپرست بخش پخش زنده در ناسا، این مطلب را در لینکدین منتشر کرد: “امشب، دوباره موفق شدیم. برنامه پخش «کسوف کامل خورشید 2024: از منظر ناسا» ما پیش از این با جایزه امی اخبار و مستند برای برنامه زنده برتر تجلیل شد. و امشب، در جوایز امی فناوری و مهندسی، دورهٔ هفتاد و ششم، ما دوباره برای برتری در کاربرد فناوری تولید جایزه گرفتیم. این امی دستاورد مهندسی لازم برای روایت داستان کسوف در طول ۳٬۰۰۰ مایل شمالامریکا، از مازاتلان، مکزیک تا هولتون، مین، را گرامی میدارد. این جایزه نوآوری، انضباط و عزم تیمهای مهندسی پخش ما را که به پیچیدهترین پخش در تاریخ ناسا دست یافتند، تجلیل میکند. ما تصمیم گرفتیم داستان تمامیت کسوف را به روشی روایت کنیم که جهان تا به حال ندیده بود. خلاقیت راه را برای پخش چندمحل بر پایهٔ آیپی، در مقیاسی بیسابقه، هموار کرد. خلاقیت تصمیمات، مهندسی، پذیرش ریسک و ساعتهای بیشماری را که برای زندهکردن این چشمانداز لازم بود، تغذیه کرد. من به این تیم، مهندسانمان و هر قهرمان ناشناسی که پشت دوربین و کابلها هستند، بسیار افتخار میکنم. سپاس از شما که قلب، درخشندگی و ایمانتان را به این مأموریت اختصاص دادید.”در زیر تصویری از نحوهٔ سیمکشی تمام اجزاء در سراسر ناسا که باعث شد والت لیندبلوم و سامی عزیز جایزه امی برتری در کاربرد فناوری تولید را دریافت کنند، مشاهده میشود.
فردی فازبر و گروهی از حیوانات میهمانپذیر پیتزا، به گیشهای که معمولاً پس از تعطیلات شکرگزاری ساکت میماند، رونقی دلپذیر بخشید.
سیکوئل PG‑13 «پنج شب در فریدی ۲»، تولید یونیورسال و بلومهاوس‑اتامیک مونستر که بر پایهٔ قسمت دوم از مجموعهٔ بازیهای ترسناک محبوب اسکات کافثون ساخته شده است، جمعه مقام نخست را به خود اختصاص داد و با درآمد ۲۹٫۸ میلیون دلار از ۳٬۴۱۲ سینمای آمریکای شمالی اکران شد. این رقم فیلم را در مسیر کسب ۵۶٫۵ میلیون دلار فروش داخلی تا یکشنبه قرار میدهد، که بسیار بالاتر از پیشبینیهای اولیهٔ ۳۵ تا ۴۰ میلیون دلار برای آخر هفتهٔ افتتاحیه است.
نسخهٔ نخست «پنج شب در فریدی» در سال ۲۰۲۳ با ۸۰ میلیون دلار فروش درخشان به اکران رفت؛ پیشبینینشده بود که این موفقیت با اکران همزمان در سینماها و بر روی پیکاک به دست آمده است. سپس این فیلم به عنوان یک «سلیپر» موفقیتآمیز با مجموع ۳۰۰ میلیون دلار فروش جهانی شناخته شد. دنباله هزینهٔ ۳۶ میلیون دلار دارد، بنابراین برای رسیدن به سود برای یونیورسال و بلومهاوس کار زیادی لازم نیست.
جاش هاتچرسن، متیو لیدل، الیزابت لایل و پایپر ریوئو در «پنج شب در فریدی ۲» بازگشتهاند؛ این فیلم داستان نگهبان شب پیشین پیتزای فردی فازبر را دنبال میکند که برای بقا در برابر جمعی از قاتلان روباتیک میجنگد. اما تامی به عنوان کارگردان و کاوتون به عنوان نویسندهٔ سناریو برای دومین ادامه بازگشتهاند. بازیگران جدید شامل مککنا گریس، تئو بریونس، فریدی کارتر و دیگران هستند.
سطح شماره ۲ این هفته به دنبالهای دیگر اختصاص یافت که گروهی دوستانهتری از حیوانات انساننما را به تصویر میکشد. «زوتوپیا ۲» دیزنی با ۱۰٫۲ میلیون دلار فروش داخلی روز جمعه در مقام دوم قرار گرفت. این فیلم که جودی آپس و نیک وایلد را دنبال میکند که در شهری متمرکز بر پستانداران به بررسی یک خزندهٔ مرموز میپردازند، انتظار میرود تا یکشنبه حدود ۴۵ میلیون دلار فروش داشته باشد که نشاندهندهٔ کاهش حدود ۵۵٪ نسبت به ۹۸ میلیون دلار اکران اولیهٔ آخر هفتهٔ پیشین در چارچوب سه روزه معمولی است.
هفتهٔ گذشته، در بازهٔ پنج روزهٔ تعطیلات شکرگزاری، «زوتوپیا ۲» با درآمد ۵۵۹ میلیون دلار در سطح جهان به موفقیتی بینظیر دست یافت. این فیلم با این رقم چندین رکورد را تثبیت کرد، از جملهٔ چهارمین اکران بزرگ جهان در تاریخ جعبهگیشه (پس از «انتقامجویان: پایان بازی»، «انتقامجویان: جنگ بینهایت» و «مرد عنکبوتی: بدون راه»)، و بزرگترین اکران جهانی تا به حال برای یک فیلم انیمیشن.
مکان سوم به دست «جوجوتسو کایسن: اجرا» (Gkids) افتاد که جمعه با درآمد تخمینی ۴٫۹ میلیون دلار از ۱٬۸۳۳ سینمای آمریکای شمالی آغاز شد. این فیلم بخشهایی از سری انیمۀ «جوجوتسو کایسن» را ترکیب کرده و برای انتشار سینمایی بستهبندی میکند. انتظار میرود تا یکشنبه در ایالات متحده بیش از ۱۰ میلیون دلار فروش داشته باشد.
در مقام چهارم، «ویکد: برای همیشه» قرار دارد که روز جمعه ۴٫۵ میلیون دلار فروش داخلی حاصل کرد. دنبالهٔ اوزیان جونیام. چو سعی دارد این آخر هفته ۱۵٫۶ میلیون دلار فروش اضافه کند. مجموع فروش داخلی تا یکشنبه پیشبینی میشود به ۲۹۵٫۸ میلیون دلار برسد. در مقام پنجم، «کِل بیل: تمام ماجرای خونی» بزرگساخت کوئنتین تارانتینو، که «کِل بیل: جلد ۱» و «جلد ۲» را در یک اثر اکشن چهار ساعت و نیم ترکیب میکند، حدود ۱٫۴ میلیون دلار از ۱٬۱۹۸ سینمای آمریکای شمالی به دست آورد. انتظار میرود فروش داخلی تا پایان آخر هفته به ۳ میلیون دلار برسد.
رانویر سینگ و دیپیکا پادوکونه در روز اکران فیلم «دوراندهار» با سونام کاپور، جانوی و خوشی کاپور، جشن شیکی را برپا کردند؛ سلبریتیهای دیگری نیز حضور یافتند
ستارگان بالیوود میدانند چگونه سنتها را بهدرستی به نمایش بگذارند! در روز پنجشنبه، ۴ دسامبر، چهرههای برجسته دنیای سینما به بمبئی آمدند تا در یک رویداد برند شرکت کنند و این مراسم پر زرق و برقی بود. از رانویر سینگ و دیپیکا پادوکونه که بهصورت زوج وارد شدند تا جانوی کاپور به همراه خواهرش خوشی کاپور که همه با سلیقه شیک حضور یافتند، بهنظر میرسید این جشن تماماً درباره مد هندی باشد.
بازیگران هندی با بهترین ظاهرهای خود در مراسم بمبئی حضور یافتند
بهمحض اینکه رانویر سینگ و دیپیکا پادوکونه در مقابل دوربینهای پاپارازی ظاهر شدند، «دوراندهار» را فریاد زدند که باعث خندیدن آنها شد. این ترکیب محبوب هواداران است؛ در هر مراسمی، همواره توسط عکاسان و بینندگان با استقبال گرم مواجه میشوند.
یک دوگانگی دوستداشتنی دیگر به شکل خواهران بازیگر، جانوی کاپور و خوشی کاپور، ظاهر شد. آنها با لباسهای قهوهای هماهنگ و جورابهای کریسمس قرمز دوختهشده در دست، برای دوربینها ظاهر شدند. با جذابیت و زیبایی متعادل، پوشش شیک خود را به نمایش گذاشتند.
آنانیا پاندی در انتظار اکران رمانتیککمِد بعدیاش «تو میری مین تیرا مین تیرا تو میری» با کارتیک آرین است. تنها دو هفته پیش از اکران، او با ظاهری شگفتانگیز که گویی یک میلیون دلار ارزش داشته باشد، حضور یافت. او در ساری نارنجی پوشیده و موهایش را بهصورت یک گره دور سر جمع کرده بود؛ در حالی که نورهای فلاش دوربینها میدرخشید، لبخند زد.
سونام کاپور از حضوری که بیشترین انتظار و هیجان شب را به خود جلب کرده بود، بود. او با ساری ترکیبی از رنگ طلایی و مشکی حضور یافت؛ درخشندگی بارداری تازه او را نمیتوانستند نادیده بگیرند. بازیگر برای دوربینها لبخند به لب داشت، بارداریاش را بهنرمترین شکل در دست میگرفت و حتی هنگام ترک مکان از حمایت حضار تشکر کرد.
ستاره نوظهور سال، بازیگر آنیت پادا که با اجرایش در فیلم «سایارا» مخاطبان را شگفتزده کرد، نیز با ظاهری کاملاً نو در دنیای مد دیده شد. او بلوز کراست را بههمراه ساری زیبا ترکیب کرد و از جواهرات چشمپوشی کرد؛ به اینمنظور تمام توجه به ترکیب لباس او معطوف شد.
سایر ستارگان که در این مراسم حضور یافتند عبارتند از بهومی پدنکار، گاوری خان، ماهیب کاپور، بهونا پاندی، جکی شروف، آدیتی رائو هیداری، راوینا تاندون، ریتیش دشموخ، جنلیا دشموخ و مانیش مالهوترا و سایرین. بالیوود بهما تمام درسهای مد سنتی نوین هندی را میآموزد و ما نمیتوانیم از آن سیر شویم!
همچنین بخوانید:دوراندهار ۲ – تاریخ انتشار: فیلم رانویر سینگ و آدیتیا دار برای عید ۲۰۲۶ برنامهریزی شده است و قرار است با «توکسیک» و «دامال ۴» رقابت کند
اختصاصی: انجمن بینالمللی مستند (IDA) بیانیهای قوی صادر کرده که ادغام برنامهریزیشده نتفلیکس‑وارنر برادرز را سرزنش میکند و آن را تهدیدی برای فیلمسازان مستند میداند.
«ادغام پیشنهادی نتفلیکس برای خرید Warner Bros. Discovery بهطور عمیق آینده فیلمسازی مستند را خراب خواهد کرد»، این سازمان غیرانتفاعی مینویسد که از جامعه مستند حمایت میکند و کار فیلمسازان را از طریق اعطای کمکهزینهها تقویت مینماید. «این اقدام نشاندهنده تجمیع دو توزیعکننده اصلی مستندها است: نتفلیکس و HBO Max».
بیانیه IDA ادامه میدهد: «این معامله کلان فوراً فرصتهای خلاقانه مستندسازان و آزادی آنها در روایت داستانهای ضروری را تهدید میکند. همچنین بهطور قابل توجهی دامنه و کیفیت کلی مستندهای در دسترس مخاطبان در سراسر جهان را کاهش میدهد. تسلط فراگیر نتفلیکس بر بازار بهطرز حتمی رقابت را سرکوب میکند، آزادی بیان را محدود میسازد و گزینههای بینندگان را کم میکند.»
بهمدت دههها تحت رهبری تهیهکننده اجرایی شیلا نوینز، بخش HBO Documentary Films از شرکت وارنر برادرز بهعنوان برترین پلتفرم مستندهای معتبر تبدیل شد و فیلمهای Paradise Lost: The Child Murders at Robin Hood Hills، Ghosts of Abu Ghraib، Baghdad ER، When the Levees Broke: A Requiem in Four Acts و تعداد بیشماری دیگر را منتشر کرد. نتفلیکس نیز علاقهمندی فراوانی به مستندها نشان داده و برای مستندهایی چون Icarus، The White Helmets، American Factory و غیره جوایز اسکار دریافت کرده و امسال مستندهای قدرتمندی مانند The Perfect Neighbor و Apocalypse in the Tropics را بهعنوان نامزدهای برتر اسکار معرفی کرده است. اما احتمال ادغام این دو شرکت، نگرانی بسیاری از فعالان حوزه مستند را برانگیخته است؛ آنها که هماکنون با تقاضای کمتر برای محتوای مستند از سوی سرویسهای پخش و دیگر توزیعکنندگان روبرو هستند.
تماشا در Deadline
انجمن IDA به همراه اتحادیه نویسندگان آمریکا (WGA) در میان نهادهایی که از طرح ادغام انتقاد میکنند، میپیوندد. WGA در بیانیهای نوشت: «بزرگترین شرکت پخشکننده جهان که یکی از بزرگترین رقبای خود را میبلعد، دقیقاً همان کاری است که قوانین ضدانحصار برای جلوگیری از آن تدوین شدهاند.» اتحادیه کارگردانان آمریکا (DGA)، که شامل بسیاری از فیلمسازان مستند همچون یانس فورد، مارینا زنویچ، جو برلینگر، الکس گیبنی، گیتا گاندبهیر، مورگان نوول، اندی تیمونر، لوسی واکر، چای واسرهیلی، سم پولارد و دیگران میشود، بیانیهای صادر کرد که «نگرانی قابلتوجه» خود را نسبت به ادغام پیشنهادی ابراز کرد.
IDA
انجمن IDA قصد دارد جوایز سالانه خود را در یک مراسم ناهارانه در لسآنجلس روز شنبه اعلام کند؛ رویدادی که بخش گستردهای از صنعت مستند را گرد هم میآورد. ادغام پیشنهادی نتفلیکس‑وارنر برادرز و تأثیرات احتمالی آن بر جامعه مستند، بهطور قطع موضوع اصلی بحثها در این مراسم خواهد بود.
با ابراز مخالفت شدید خود نسبت به پیشنهاد ادغام، بیانیه IDA از مقامات فدرال خواستار رد این طرح شد. «ما از ناظران میخواهیم این خرید ضدرقابتی را مسدود کنند»، IDA مینویسد. «IDA به همراه دیگران در راستای ایجاد اقدام جمعی برای مخالفت با قراردادی که بهطور دائم به فیلمسازی مستند صدمه میرساند، میپیوندد.»
آیا همنت یک اثر هنری بزرگ است یا صرفاً بهرهبرداری تجاری از غم؟ این مسأله پیچیده است.
نوشتهٔ کنستانس گرادی
جسی باکلی در نقش اگنس و پل مسکل در نقش ویلیام شکسپیر در فیلم Hamnet به کارگردانی شلوئه ژائو.Agata Grzybowska/Focus Features
فیلم تازه شاعری و سوگواری شلوئه ژائو به نام Hamnet، که بر پایه رمان مگی اوفرل ساخته شده، از زمان انتشار نخستین در جشنواره امسال، بهعنوان یکی از نامزدهای اسکار بر سر صحنه قرار گرفته است. اما همانطور که این اثر در طول هفتهٔ شکرگزاری به سینماهای عمومی رسید، روایت جدیدی با سؤال اساسی به وجود آمد: آیا این فیلم که حول مرگ دردناک پسر یازدهسالهٔ شکسپیر و نوشتن Hamlet میچرخد، مدیتی عاطفی دربارهٔ غم و قدرت هنر برای کمک به پردازش آن است؟ یا صرفاً نمایشگری کمارزش و دستکاریگرانهای است؟
چیزی در نیروی خالص احساسی که Hamnet در سالنهای پر از تماشاگران گریهکننده برمیانگیزد، بهنظر میرسد باعث میشود نقادان به همانقدر که تحت تأثیر قرار میگیرند، مشکوک نیز باشند.
««همنت» حس عنصری دارد»، سرخط نقد جستین چانگ در نیویورکر. اما آیا این تنها یک «پُرن» غم بسیار مؤثر است؟» در خود نقد، چانگ اقرار کرد که فیلم را با چشمانی «از اشک پوشیده، که با نیرویی سیلابی بهدست آمده بود، هم تردیدش را فروکش کرد و هم دوباره زنده کرد» تماشا کرده است.
در نیویورک تایمز، الیسسا ویلیسون، که پیشتر در Vox کار میکرد، Hamnet را «آتشین، سوزان و سرشار از احساس» توصیف میکند. این تحسین همراه با هشدار است: «این مقدار حرارت میتواند دشوار باشد، اگر بدون سرزنش به عاطفیگری کشیده نشود. در چند صحنه، ژائو نمیتواند یا نمیخواهد آن را تحت کنترل نگه دارد. …بخشهایی از فیلم که بهدقت زیبا پر هستند تا حد سرریز، گاهی توسط حس اندک زیاد، یک شات یا انتخاب کارگردانی که کمی بیش از حد دلپذیر است، تخفیف مییابند.»
یک نکتهٔ تعجببرانگیز
شکسپیر طرح Hamlet را از منابع دیگری اقتباس کرد، همانطور که برای اکثر نمایشهای خود این کار را انجام داد. اما یک تغییر بزرگ اعمال کرد. در منبع اصلی Hamlet، دانمارکی غمگین دلایل قویای برای وانمود به دیوانگی دارد. داستان از کودکی او آغاز میشود و او مجبور است در دربار عموی خونکش خود مخفی بماند تا زمانی که بالغ و قدرتمند شود و دشمن خود را شکست دهد. او برای سالها بهعنوان یک بازی طولانی وانمود به دیوانگی میکند تا عمویش فکر کند تهدیدی برای او نیست و جان او را نجات میدهد.
طبق توضیحاتی که محقق شکسپیر، استیفن گرینبلات، ارائه میدهد، شکسپیر بهسادگی همان روایت سادهوار را نادیده گرفت. Hamlet شکسپیر هیچ دلیل واضحی برای تظاهر به دیوانگی ندارد. انگیزههای او مبهم است، بهنظر میرسد برای خودش هم بهانداز همانند ما نامشخص است. این راز است که «هملت» را به شخصیتی با پیچیدگی عمیق تبدیل میکند. با نابودی داستان، شکسپیر شخصیتی ماندگار خلق کرد.
وقتی Hamnet را تماشا کردم، تماشاگران در بیش از یک صحنه با صدای واضحی اشک میریختند. من نیز اشک میریختم. احساس میکردم عاطفاً خستهام، گویی از یک کاتارسیس عمیق عبور کردهام. با این حال، کمی نسبت به این واکنش فیزیکی و فراوانی محتاط شدم. مطمئن نبودم که آنچه میبینم بهطرز پیچیده و سازنده من را تحت تأثیر میگذارد یا فقط بر حقیقت ناگوار انسانی، یعنی مواجهه با مرگ، که همگی نهایتاً تجربه میکنیم، نواهای ناهماهنگ مینوازد.
بهطور کلی، سؤال من این بود: آیا میتوانیم به غم اعتماد کنیم وقتی بهصورت ساده و خالص به ما نشان داده میشود؟ آیا مشاهدهٔ سوگواری بیدستساز میتواند چیزی به ما بدهد؟
بهطور طنزآمیز، این سؤال در قلب «هملت» شکسپیر جای دارد، نمایشی که از شدت بروزهای افراطی غم، میپرسد که آیا این بیانیهها اصیل هستند یا دستکاریشده.
در میان هر دو «هملت» و مناظرهٔ «همنت» مسألات اساسی دربارهٔ نحوهٔ مواجهه با مسئلهٔ مرگ و دلیل نیاز انسانها به هنر مطرح است. هنر چگونه و چرا ما را تحت تأثیر میگذارد؟ وقتی غم را نشان میدهد، چه میآموزیم؟ چه چیزهایی برای اینکه اثر هنری شایسته باشد لازم است؟
بودن یا نبودن؟
بخشی از قدرت عظیم Hamnet، و همچنین بخشی که میتواند حس کمی ساختگی به آن بدهد، این است که شخصیتهای آن را بیشتر بهعنوان کلیشهها مینگرد تا بهعنوان افراد ویژه.
ژائو بهطور گسترده دربارهٔ علاقهٔ خود به بررسی تعادل یین‑یانگ در آثارش صحبت کرده و Hamnet نیز استثنا نیست. او در مصاحبهای با واشنگتن پست در نوامبر گفت: «کل داستان دربارهٔ زندگی در تنش بین قطبیهای ناممکن است». «زندگی و مرگ. بودن یا نبودن. غم تو را در گذشته نگه میدارد، اما زمان تو را به جلو میکشد». در فیلمهای اخیرش، ژائو خود را با چالشی مواجه میکند تا «این شعور زنانهای را احیا کند که بهنظر من برای هزاران سال در تمدنمان از بین رفته و در خودم نیز بهدلیل عدم احساس امنیت برای آشکار کردن آن در جهان، سرکوب شده بود.»
در Hamnet، شعور زنانه توسط آگنس هاتیوی، همسر شکسپیر، نمایان میشود. (امروزه او را آنی مینامیم، اما در زمان شکسپیر نامها همانگونه که امروز استاندارد شدهاند، منظم نبودند — بنابراین همنت و هملت، که در متنی مقدماتی به ما میگوید، در قرن شانزدهم بهعنوان نامی یکسان شناخته میشدند.) آگنس که با شدت ناآرام توسط جسی باکلی به تصویر کشیده شده، دختر یک جادوگر جنگلی است. او را میبینیم که در میان ریشههای عظیم و مرطوب، که شبنم بر آن میچکد، پنهان شده است؛ ما او را میبینیم که یک باز خشمگین را مهار میکند و به فرزندانش دانش مخفی از گیاهان را آموزش میدهد. هنگامی که فرزندانش در خطر میافتند — و همانطور که همنت ادامه مییابد، فرزندان آگنس همواره در معرض خطر بهنظر میرسند — او با نیروی عمیق و عنصری فریاد میزند، گویی فریادهایش را از دلزمین میکشد و از طریق بدنش به بیرون میتاباند.
آگنس نمایانگر آنچه زنانگی، زمین، عاطفگی و تغذیه است. در مقابل، ویل (شکسپیر، اما تا انتهای فیلم با این نام شناخته نمیشود) مردانه، شهری، فکری و برازنده است. پل مسکل که نقش او را بازی میکند، احساساتش را پشت چشمانش نگاه میدارد و آنها را به شعر خود مینگهدارد. آگنس او را به لندن میفرستد تا بهعنوان شاعر به پتانسیل خود برسد، اما او در استراتفورد کوچک میماند، جایی که میتواند به جنگل متصل باشد. او نماد شهر، هنر و تمدن است؛ او نماد طبیعت، وحشیگری و جادو است.
این ارتباطات نمادین میتوانند زندگی عاطفی شخصیتها را عمیق و ابتدایی حس کنند. وقتی ابتدا ملاقات میکنند و ویل بهتاکیدی بیش از حد به وزن ایامبیک سوناتهای عاشقانه میکوشد، آنها تماماً عاشقهای جوانی هستند که تازه شروع به داد و ستد میکنند. وقتی غم میکشند، ما تماماً در غمتان هستیم. به همین دلیل است که آگنس به این شکل فریاد میزند؛ به همین دلیل است که شعرهای سوگواری ویل میتوانند هنوز ما را تحت تأثیر قرار دهند.
با این حال، شخصیتهایی که اینقدر معنی نمادین را در خود دارند، گاهی احساس میکنند که بهعنوان افراد واقعی شناخته نمیشوند. هر اتفاقی که برایشان میافتد باید با یک قلممو گسترده نقاشی شود. جزئیات ریز و نامحسوس بهنظر میرسد درهم میشوند.
بخش فیلم که بیشترین گریهها را برانگیخته میکند، زمانی است که همنت در آغوش مادرش میمرد، در درد و کشیدگی، قربانی طاعون. مرگ او بهطوری عاری نشان داده میشود که گویی تقلب است. طبیعتاً دیدن مرگ یک کودک در درد وحشتناک باعث اشک میشود. طبیعتاً دیدن صدای فریاد مادرش از غم نیز اشکآور است. چرا نباید اینگونه باشد؟ چه کسی نمیگرید؟ هنر در اینجا کجاست؟
همچنین، در صحنهٔ نهایی فیلم، چیزی شبیه به کیتش وجود دارد: صحنهای که آگنس پس از چهار سال از مرگ پسرش، در نهایت Hamlet را میبیند و میبیند چگونه این اثر به هر دو، او و ویل، اجازه میدهد که غمکشیده شوند.
از یک سو: چه عظیمی است. این یک گواهی بر قدرت هنر است که بهما کمک میکند تا با مشکل عظیم انسانی غم مقابله کنیم و تمام احساسات دیگر که بیشتر از ظرفیت کوچکبدنمان میگیرند، روبرو شویم.
از سوی دیگر: چقدر سطحی است که یک نمایش بزرگ و پیچیده چون Hamlet را بهعنوان یک ابزار کارآمد، یک وسیلهٔ کاتارسیس عاطفی، یا یک ضد افسردگی زیبا تصور میکند. آیا این اثر بزرگتر نیست؟
اما در نهایت، چه چیزی بزرگتر از غم است؟
پوششها و لباسهای رنج
سؤال دربارهٔ اینکه غم چگونه باید بهنظر برسد…
در آغاز نمایش، مادر هملت، گرترود، به او میگوید که باید از سوگواری شدید بر سر مرگ پدرش دست بکشد. آیا او تا بهحال نفهمیده که همهٔ مردم پدرشان میمیروند؟ چرا گویی این فقدان تنها برای او خاص است؟
هملت به عنوان واکنش اعتراض میکند که او تظاهر نمیکند. پوشیدن سیاه و گریه دائمی چیزهایی است که هر کسی اگر نقش بازی میکند انجام میدهد، او میپذیرد، اما بهنظر میرسد حقیقت را میگوید. او میگوید: «اما من در آنچه که عبور میکند، دارم»، «اینها تنها پوشاک و لباسهای رنج هستند».
با این حال، همانطور که نمایش ادامه مییابد، هملت بارها به این ایده باز میگردد که یک راه درست و یک راه نادرست برای سوگواری وجود دارد و شاید کسی، شاید خود او، این کار را بهدرستی انجام نمیدهد. یا بیش از حد غم میکشد یا شاید بهکافیاش نیست.
هملت گرترود را شریر مینامد زیرا بیش از یک ماه صبر نکرده است تا با برادر مردهٔ شوهرش ازدواج کند. او بازیگرانی را برای خواندن یک مونوپولوگ سوگواری استخدام میکند و سپس وقتی آنها کارشان را بیش از حد خوب انجام میدهند عصبانی میشود: چگونه ممکن است بازیگرها بتوانند بر روی غم ساختگی اشک ببارند، در حالی که هملت حتی نمیتواند خود را بهگونهای تحریک کند که مرتکب قتل بهدلیل غماش شود؟ وقتی او برادر اوفیلیا، لارتس، را میبیند که با او به قبر مینشیند، هملت لارتس را متهم میکند که بهانداز او نمیداند. او برای اوفیلیا حتی میتوانست یک تمساح بخورد، اما فکر نمیکند لارتس همین کار را میکند.
همیشه واضح نیست که آیا هملت دربارهٔ غمش بهصراحت با ما در مخاطب صدق میکند یا نه. او میگوید که در اندوهش کهن و عقلانی است و وقتی نقش دیوانگی میگیرد، در واقع تظاهر میکند. اما گاهی بهنظر میآید هملت بهانداز آنچه میگوید، کاملاً عاقل نیست؛ گویی غمش برای ذهن او بیش از حد بزرگ شده است.
ما هرگز از نمایش پاسخی صریح برای این نکات پیدا نمیکنیم: آیا واقعاً هملت دیوانه است؟ چرا برای انتقام پدرش بهقدر اینچنین طول میکشد تا انجام دهد؟ آیا او بهدرستی سوگواری میکند؟ هملت نمایشنامهای نیست که به سؤالهای خود پاسخ دهد. بخشی از این به این دلیل است که شخصیتهای ژائو الگو هستند، در حالی که شخصیتهای شکسپیر بهطور عمیق، شخصی و منحصربهفرداند.
هملت بهعنوان یک پرترهٔ دقیق و واضح از یک شخصیت، طرز فکر ما دربارهٔ شخصیت انسانی را تغییر داد. این اولین اثر بزرگ غربی است که خود را بهعنوان چیزی ناهمگن، نیمهتکمیل، پارهپاره و متناقض مطرح میکند؛ تمام نیروهای روانی که یونانیان بهصورت خدایان بیرونی میدیدند، اکنون بخشی از دنیای داخلی طوفانی هملت شدهاند. هملت تمام ما را در غم نشان میدهد زیرا او بهتمامی وجود خود دقیقاً همانطور که هست، غم میکشد.
بخشی از جدایی که منتقدان هنگام مقایسهٔ هملت و همنت مشاهده میکنند، تفاوت بین اثری هنری است که جهانشمول را در شخصی مییابد و اثری که میکوشد شخصی را در جهانشمول پیدا کند. این فرق مانند مقایسهٔ چاقوی جراحی و چکش بزرگ است.
باقیاش سکوت است
در قسمت نهایی Hamnet، آگنس از استراتفورد به لندن میرود و برای اولین بار یکی از نمایشهای ویل را میبیند: Hamlet. وقتی وارد تئاتر میشود، احساس خشم میکند و خود را فریفته میبیند که ویل مرگ پسرشان را به نمایش برای اینهمه مردم تبدیل کرده است. با این حال، همانطور که نمایش ادامه مییابد، او به آن تسلیم میشود و در نهایت در اشکها غوطهور میشود.
وقتی Hamnet را تماشا کردم، احساس شرمساری عجیبی نسبت به این صحنه داشتم. من «هملت» را دوست دارم؛ اما تمام جنبههای آن بهظاهر بیش از حد افراطی و ساختگی بهنظر میرسید، در کنار سادگی خشنکردن که دیدن یک کودک طبقه متوسط که بهعلت بیماری رایج میمیرد، باشد. تمام این شاهکارهای شاهنشاهی، دوئلها، سمپاشیها. تغییر لحن آنقدر شدید بود که برای من دشوار بود تا خود را به نمایش تسلیم کنم، همانطور که در ابتدا برای آگنس دشوار بود تا خودش را اینگونه بپذیرد.
در پایان، همانطور که آگنس، من نیز توانستم خود را به نمایش تسلیم کنم. اما پس از آن، احساس شرمساری نسبت به آگنس نیز در من بهوجود آمد. «هملت» آنقدر بازیگوش و تحریکبرانگیز است که آگنس ناگهان شبیه به شخصیتی از جهانی کجدست و سنگین شد. نمیتوانستم هر دو را بهصورت کامل همزمان در ذهنم نگهدارم.
نوا جوپ در نقش هملت همنت، در حال ملاقات با اولین طرفدارانش.Courtesy of Focus Features
بهنظر میرسد ایدهٔ ژائو این است که رستگاری کامل مرگ همنت تنها پس از آن میآید که آگنس بهطور کامل به نمایش تسلیم شود و سپس به آن افزوده شود: او به بازیگر نقش هملت که در حال نزدیک شدن به مرگ است نگاه میکند و دست دراز میکند تا دست او را بگیرد. سپس مخاطبان اطراف او، که همگی در حال گریه هستند، نیز دست میکشند تا دست او را بگیرند.
او به آنها نگاه میکند، تحت تأثیر و رستگاری یافته. «باقیاش سکوت است»، میگوید.
نمایش، همانطور که میبینیم، در آگنس چیزی را شفا میبخشد؛ چیزی که توسط مرگ پسرش همنت، شکسته شده بود، و همچنین نوعی غم را در بقیهٔ مخاطبان نمایش هم شفا میکند. اما آگنس در عوض چیز دیگری به نمایش میدهد — چیزی زنانه و فراطبیعی که ساختار کلاسیک مردانهٔ نمایش بدون او هرگز نمیتوانست بهدست آورد. از طریق او، فردی و کلی جهان بهیکدیگر میرسند و در تماس میشوند.
به اندازهای که این لحظه مؤثر است، به دلیل این است که همنت و هملت هر دو تجربههای عاطفی بسیار شدیدی هستند: میتوانید غم را در واکنش به غم دردناک احساس کنید، همانطور که ژائو برنامهریزی کرد.
این یکی از بینشهای بزرگ هملت است: ما نسبت به غم دیگران مشکوک میشویم؛ وقتی غم دیگران را در مقایسه با رنج وحشتبار خود میبینیم، ممکن است بهنظر ناصحیح و بیش از حد ابراز شده بیاید. هنر فناوریای است برای پر کردن فاصلهٔ بین تجربهٔ غم خودمان و دیگران — چیزی که به کاهش این شکاکیت کمک میکند. این باعث میشود که درد آگنس و غم و حسرنجانگیزی هملت را گویی احساس خودمان کنیم. اما کنار هم قرار دادن این دو، تضاد لحن ایجاد میکند که شکاکیت ذاتیمان را دوباره فعال میسازد. این موضوع را دشوار میکند که نپرسیم آیا چیزی در نحوهٔ نشاندادن غم توسط هر دو، هملت یا همنت، نادرست نیست؛ آیا هملت بیش از حد رمزی است یا همنت بیش از حد سختگیر و بیپرده است.
هملت، با هنر بینظیر خود و میراث سدهها، بهانداز قدرتمند است تا در برابر این لحظات تردید ایستادگی کند. اما همنت بهدلیل تازگی و صدای واضحروان خود زیر این وزن متزلزل میشود. تمام قدرت و انرژی فیلم از طریق نیروی خالص دردش بهوجود میآید؛ بنابراین اگر مخاطب دیگر بهآن باور نکند، چیز کمی برای ارائه دارد.
نمیدانم آیا Hamnet یک اثر هنری بزرگ است یا نه. من آنقدر به آن نزدیکم که بتوانم عینی قضاوت کنم. اما با وجود نقاط ضعفش، فکر نمیکنم که نیروی احساسیاش این عنوان را از دست بدهد.
فیلمساز سونیل دارشن افشا میکند که اکشای کمار و شیلپا شتی نزدیک به ازدواج در دههٔ ۱۹۹۰ بودند، اما شرایط امنیتی که والدین او بر آن گذاشتند، این کار را متوقف کرد. یک ستارهشناس پیشبینی کرد که اکشای با توینکل خنّا ازدواج خواهد کرد؛ این پیشبینی در سال ۲۰۰۱ به حقیقت پیوست. پس از جدایی، اکشای با فیلمهای «دهدکن»، «هرا پِری» موفق شد و هردو بعدها به تشکیل خانواده پرداختند.
فیلمساز سونیل دارشن افشا میکند که اکشای کمار و شیلپا شتی نزدیک به ازدواج در دههٔ ۱۹۹۰ بودند، اما شرایط امنیتی که والدین او بر آن گذاشتند، این کار را متوقف کرد. یک ستارهشناس پیشبینی کرد که اکشای با توینکل خنّا ازدواج خواهد کرد؛ این پیشبینی در سال ۲۰۰۱ به حقیقت پیوست. پس از جدایی، اکشای با فیلمهای «دهدکن»، «هرا پِری» موفق شد و هردو بعدها به تشکیل خانواده پرداختند.
در دههٔ ۱۹۹۰، اکشای کمار و شیلپا شتی ارتباطی داشتند که توجه بسیاری از رسانهها را به خود جلب کرد. اما این رابطه چند سال پس از آن پایان یافت. اخیراً، فیلمساز سونیل دارشن که بارها با اکشای همکاری داشته است، افشا کرد که این دو زمانی بهطور جدی در حال بررسی ازدواج بودند. به عقیدهٔ او، والدین شیلپا پیش از موافقت با این ارتباط، شرایط خاصی را وضع کردند و وقتی این شرایط برآورده نشد، بهنظر میرسید که موانعی بر سر راهشان ایجاد شده باشد. دارشن اشاره کرد که این ممکن است یکی از دلایل جدایی نهایی این زوج بوده باشد.
سونیل دارشن میگوید سرنوشت برای اکشای کمار برنامههای دیگری داشته است
در گفتوگو با بولیوود تیکانا، فیلمساز سونیل دربارهٔ رابطهٔ گذشتهٔ اکشای و شیلپا تأمل کرد و آنها را «زوجی خوشچهره» نامید، اما افزود «سرنوشت برنامههای خودش را دارد». او فاش کرد که سالها پیش، ستارهشناسی نزدیک به پدر توینکل خنّا، راجش خنّا، پیشبینی شگفتانگیزی انجام داده بود—این که اکشای و توینکل روزی با هم ازدواج خواهند کرد. در آن زمان سونیل اعتراف کرد که به این پیشبینی توجهی نکرده بود و گفت: «آنها در آن زمان هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشتند». اکنون که به گذشته نگاه میکند، او این مسأله را طنزآمیز میداند و میگوید: «به این تصادف نگاه کنید؛ اگر والدین شیلپا آن شرایط را وضع نکرده بودند، زندگی مسیر دیگری میرفت». وقتی از او دربارهٔ آن شرایط سؤال شد، سونیل توضیح داد: «به عنوان والدین، هر چه برای امنیت دخترشان نیاز دارند، درست است. این اشتباه نیست».
رابطهٔ اکشای کمار بهدلیل شرایط دچار چالش شد
وقتی گفتگو به این مبحث کشیده شد که آیا منظور او امنیت مالی است، سونیل پاسخ داد: «امنیت از همهٔ انواع، همهٔ والدین این را میخواهند». او ادامه داد که کاملاً با رویکرد والدین شیلپا همنظر نیست و افزود: «فکر میکنم این کار از سوی والدین غلط بوده. این سرنوشتگونه نبود. بیایید اینگونه نگاه کنیم».
اکشای کمار پس از جدایی با چندین فیلم مشغول بود
جدایی چندی پیش از شروع فیلمبرداری فیلم «Ek Rishta» رخ داد. زمانی که سونیل از او سؤال کرد که آیا اکشای دلشکسته شده بود یا نه، او پاسخ داد: «قلب او شکسته نشده بود. فکر میکردم او خوب است. او در حال بازگشت بود». سونیل به یاد داشت که اکشای در آن زمان بهشدت مشغول کار خود بود و همزمان با چندین فیلم «Dhadkan»، «Hera Pheri» و «Ek Rishta» در همان دوره مدیریت میکرد.
اکشای کمار و شیلپا شتی پس از آن به ادامهٔ زندگی پرداختند
در سال ۲۰۰۱، اکشای کمار فصل جدیدی در زندگی خود آغاز کرد و با توینکل خنّا ازدواج کرد؛ این دو اکنون دو فرزند خود را با هم بزرگ میپروردند. چند سال پس از آن، در سال ۲۰۰۹، شیلپا شتی همسر زندگی خود را در راج کوندر پیدا کرد و این زوج نیز دارای دو فرزند هستند.
فصل پنجم The Boys سرانجام تاریخ انتشار و تیزر پیشنمایشی که مدتها منتظر آن بودیم برای این فصل نهایی را دارد.
فصل پنجم در تاریخ ۸ آوریل ۲۰۲۶ بر روی Prime Video با دو قسمت افتتاحیه آغاز میشود و پس از آن هر هفته یک قسمت جدید منتشر میشود؛ این خبر توسط ایریک کریپک، مسئول تولید و تهیهکننده اجرایی، در نمایش CCXP برزیل اعلام شد. قسمت پایانی سریال در تاریخ ۲۰ مه ۲۰۲۶ پخش میشود که پایان قطعی The Boys را نشان میدهد.
تریلر زیر حول بچر (کارل اربن) میچرخد که نیروها را برای مبارزه با هاملندر (نقش آنتونی ستار) راند میکند. بهنظر میرسد همه آمادهاند، اگرچه واضح است که همه قادر نخواهند شد تا انتهای فصل پنجم زنده بمانند. به سولدیر بوی (ژنسن اکلز) توجه کنید که دوباره در یخ است و تحت نظارت هاملندر قرار دارد. درباره هاملندر، میبینیم او کسی یا چیزی را تا بهیک خلط خونی میکوبد. شاید این نگاهی به مرگ یک شخصیت برجسته باشد.
ما با یک پایان خفن تمام میشویم. این تیزر فصل نهایی The Boys است، دوستان. آماده باشید تا ۸ آوریل اوجگیری کند. pic.twitter.com/05lAd9VaZl
— THE BOYS (@TheBoysTV) ۷ دسامبر ۲۰۲۵
اینجا متن رسمی دربارهٔ فصل پنجم The Boys آمده است:
در فصل پنجم و نهایی، این جهان تحت سلطه هاملندر است و کاملاً تابع تمایلات بیثبات و خودشیفتهاش میشود. هیوگی، Mother’s Milk و Frenchie در «کمپ آزادی» به حبس درآمدهاند. آنی برای برپا کردن یک مقاومت در برابر نیروی عظیم سوپها دست به کار میشود. کیمیکو در هیچجایی پیدا نمیشود. اما وقتی بچر باز میگردد و آماده استفاده از ویروسی است که تمام سوپها را از نقشه پاک میکند، زنجیرهای از رویدادها را بهراه میاندازد که دنیا و ساکنان آن را برای همیشه تغییر خواهد داد. این نقطه اوج است، دوستان. اتفاقات بزرگی در راه است.
فصل پنجم نه تنها ادامهٔ پایان فصل چهارم است، بلکه فصل دوم از اسپینآف Gen V را نیز در بر دارد. هواداران کنجکاو بودند که ببینند ماری، شخصیت فوقالعاده قدرتمند Gen V، در مقابل هاملندر، شرور قدرتمند The Boys، چگونه میتواند ایستادگی کند. با این حال، کریپک پیشتر اعلام کرده بود که نمیتوان انتظار داشت ماری در فصل پنجم The Boys بهعنوان یک Deus ex machina به سبک کاپیتان مارول ظاهر شود و هاملندر را بهپشت سر بخورد. دلیل این است که ماری هنوز تواناییهای خود را بهطور کامل تسلط نکرده است و همانطور که کریپک در مصاحبههای مربوط به پایان فصل دوم Gen V اشاره کرد، او شبیه نیئو در پایان فیلم ماتریکس نیست.
در پایان فصل پنجم The Boys، چه کسی زنده میماند؟ اعتبار تصویر: Prime Video.
برای یک بررسی عمیقتر از این موضوع، مقالهٔ «پایان فصل دوم Gen V توضیح داده شد: چگونه برای فصل نهایی The Boys مسیر میسازد» از سایت IGN را مطالعه کنید؛ اما بهصورت خلاصه، ماری میتواند خون را کنترل کند که این امکان را میدهد حتی از هاملندر قدرتمندتر باشد. هاملندر برای کسانی که با او آشنایی ندارند، شبیه سوپرمَن شرور است؛ شخصیتی بهدرجة اینکه رقبای اندکی جرأت میکنند به تصمیمات او شک کنند. اما ماری مورئو (نقش جاَز سینکلر) توانایی این را دارد که با بهکارگیری قابلیت سلاحسازی خون، او را به قتل برساند.
سؤال بزرگ، همانطور که واضح است، این است که آیا هاملندر در فصل پنجم The Boys واقعاً میمیرد یا نه. کریپک بهطور واضح این جزئیات را فاش نکرد، اما به مجله THR گفت که بیلی بچر «در خط مقدم» افرادی است که میخواهند هاملندر را از صحنه ببرند. اما در کنار او، استن ادگار، ماری ذکرشده، آنی و هوئی نیز بدون شک میخواهند او را تکهتکه کنند.
The Boys: تاریخچه سولدیر بوی و انتقام
همچنین در همان مصاحبه، کریپک گفت که در فصل پنجم «این مقاومت فعال و در حال رشد که توسط استارلایت رهبری میشود و ای‑ترین بخش مهمی از آن است، واقعاً سعی دارند جنگ را به سمت هاملندر و این نوع حکومت فاشیست برگردانند».
“آنها سعی میکنند یک پیشرفت واقعی داشته باشند، اما از نظر سلاح و نیروی انسانی کمنقش هستند,” او ادامه داد. “شما در کشوری کامل زندگی میکنید که به شربت هاملندر (Kool‑Aid) چشیدهاند. آنها بهنسبت صدها سوپرقهرمان که در هر شهر کشور حضور دارند و به آنها اختیار بر پلیس داده شده، کمنقش هستند. بنابراین این یک مقاومت زیرزمینی واقعی در برابر یک حکومت فاشیست است که قطعاً هیچ مقایسه یا مشابهی با هر چیزی در جهان ندارد.”
البته پس از پایان فصل پنجم، دنیای The Boys همچنان ادامه دارد. در حالی که فصل سوم Gen V همچنان در هالهای از عدم قطعیت باقی مانده، پیشسریالی اسپینآف Vought Rising تأیید شده است. Vought Rising قرار است به روزهای اولیهٔ شرکتنیرومند و شرور The Boys به نام Vought International بپردازد. سپس The Boys: Mexico وجود دارد که بهصورت اجرایی توسط دیئگو لونا و گائل گارسیا برنال تولید شده و توسط نگارندهٔ Blue Beetle ، گرت دانت‑آلکوچر نوشته شده است.
بهنظر میرسد این فیلم در آخر هفته میتواند بین ۸۰ تا ۸۵ کرور خالص بهدست آورد
رانویر سینگ در دهوراندھار (تصویر با تشکر از استودیوی جیو)
دهوراندھار قصد دارد در روز شنبه ۲۸ کرور خالص کسب کند. این رقم نشاندهندهٔ رشد ۱۵ درصدی نسبت به اولین روز است. به این ترتیب، مجموع دو روز تقریباً ۵۲٫۵ کرور خالص میشود. بهنظر میرسد این فیلم با حضور رانویر سینگ بتواند در طول آخر هفته، در محدودهٔ ۸۰ تا ۸۵ کرور خالص قرار گیرد.
بهطور صرف بر پایه ظاهر، هر دو عدد و روند نسبتاً خوب بهنظر میرسند. در حقیقت، رشد ارگانیک ممکن است بیش از ۱۵ درصد باشد. با این حال، واضح است که نمیتوان این اعداد را صرفاً از روی ظاهر پذیرفت، چون عوامل تقلبی در این روند نقش دارند. تخمین دقیق میزان این تأثیرات دشوار است؛ چه مقدار از اعداد گیشه بهصورت ارگانیک حاصل شده و چه مقدار مخدوش است؟ در روز اول، بیشتر فروشهای پیشفروش خالص و بدون تقلب بودند، اما امروز معیار قابل اعتمادی برای استناد وجود ندارد. بنابراین نمیتوان دربارهٔ فیلم و عملکرد گیشهاش نکات معناداری گفت یا تحلیلی ارائه داد.
بهعنوان گزارشگر گیشه، این وضعیت دشوار و ناامیدکننده است، زیرا باید اعداد گیشه را گزارش کرد در حالی که میدانیم وزن واقعی ندارند. هنوز مشخص نیست که سازندگان تا چه حد و چه مدت قصد ادامه دادن این کار را دارند. هدف آنها ساختن تصویری مثبت از موفقیت فیلم است. زمانهایی را میتوان بهیاد آورد که گزارش اعداد تقلبی گیشه در رسانهها بهعنوان راهی برای ایجاد تصور مثبت بهکار میرفت؛ اعداد واقعی در صورتحسابها (بیلینگ) قابل مشاهده بود. اکنون خود بیلینگ نیز تقلبی یا مخدوش شده است، بنابراین راهی برای دانستن اعداد واقعی باقی نمانده است.
جمعآوریهای گیشهٔ فیلم دهوراندھار در هند به شرح زیر است:
روز
خالص
جمعه
۲۴٫۵۰ کرور روپیه
شنبه
۲۸٫۰۰ کرور روپیه
جمع
۵۲٫۵۰ کرور روپیه
همچنین بخوانید:گیشه فیلم Tere Ishk Mein: فیلم دهنوش و کریتی سانون بهسوی ۱۰۰ کرور پیش میرود، در شنبهٔ دوم ۵٫۲۵ کرور خالص بهدست آورد
وقت برگشت به پیتزای فریدی فازبر فرا رسیده است؛ زیرا «پنج شب فریدی» دوباره در باکسآفیس حضور دارد.
دنبالهٔ ترسناک PG‑13 «پنج شب فریدی ۲» توسط یونیورسال و بلومهاوس، در پیشنمایشهای پنجشنبه بهمجموع ۷٫۲ میلیون دلار در باکسآفیس دست یافت. پیشبینی میشود که در افتتاحیه این آخر هفته، بین ۳۵ تا ۴۰ میلیون دلار درآمد داشته باشد.
در مقایسه، فیلم اصلی سال ۲۰۲۳ که بر پایهٔ سری بازیهای ویدئویی ترسناک مشهور با همین نام ساخته شده بود، در پیشنمایشها ۱۰٫۳ میلیون دلار کسب کرد و بهسرعت به گشتوگذار ۸۰ میلیون دلاری موفقیتآمیز رسید. این رقم بهطرز چشمگیری از انتظارات فیلم فراتر رفت، بهویژهً چون همزمان بر روی سرویس پخش آنلاین Peacock نیز عرضه شد. اما با توجه به موفقیت شگفتانگیز نسخهٔ اصلی — که بهعنوان پرفروشترین اثر بلومهاوس در تمام دوران، حدود ۳۰۰ میلیون دلار فروش جهانی را بهدست آورده است — انتظار برای «پنج شب فریدی ۲» کمتر است. در عین حال، این دنباله بودجهٔ منظم ۳۶ میلیون دلاری دارد؛ در مقایسه با هزینهٔ ۲۰ میلیون دلاری فیلم اول، بنابراین میتواند در طول تعطیلات در سینماها بماند و به سوددهی دست یابد.