بلاگ

  • ساعات پارک و تقویم

    ساعات کاری، زمان ورود زودتر و اطلاعات عبور بین پارک‌ها در چهار پارک وال دیزنی ورلد را پیدا کنید.

    قیمت‌های لایتنینگ‌لین

    قیمت‌های فعلی لایتنینگ‌لین برای Genie+ و جاذبه‌های لایتنینگ‌لین تک‌نفره در تمام پارک‌ها را مشاهده کنید.

    رستوران‌گردی در وال دیزنی ورلد

    در وال دیزنی ورلد رستوران‌ها، منوها و نظرات درباره سرویس‌های سریع و سرویس‌های نشسته را بررسی کنید.

    آخرین اخبار دیزنی

    از آخرین به‌روزرسانی‌های پارک، اخبار ساخت‌وساز، سرگرمی‌ها و اعلامیه‌های رسمی باخبر شوید.

  • شکایت علیه پسر شاهرخ خان، آریان خان به‌دلیل نشان دادن انگشت وسط در مراسم بار بنگلور؛ شاکی ادعا می‌کند ‘توهین به حجاب زنان’

    یک شکایت علیه آریان خان، پسر سوپرس‌تار بالیوود شاهرخ خان، به‌دلیل ادعای نشان دادن انگشت وسط به سمت جمعیت در مراسمی که در یک بار بنگلور در تاریخ ۲۸ نوامبر برگزار شد، ثبت شد. این واقعه که در ویدیوهای ویروسی به ثبت رسیده، خشم عمومی را برانگیخت و منجر به اقدامات قانونی شد.

    شکایت علیه پسر شاهرخ خان، آریان خان به‌دلیل نشان‌دادن انگشت وسط در رویداد بار بنگلور؛ شاکی ادعا می‌کند ‘توهین به حجاب زنان’

    به نقل از ANI، وکیل اویز حسین س، ساکن جادهٔ سانکی، شکایت را به مدیر کل پلیس، فرماندار کل پلیس شهر بنگلور، دبیرکل بخش مرکزی، بازرس ایستگاه پلیس پارک‌کوبن و کمیسیون زنان ایالت کارناتاکا ارائه کرد. او درخواست ثبت گزارش اولیه پلیس (FIR) علیه آریان خان به‌دلیل انجام یک حرکت مستهجن در حضور عموم را دارا بود.

    شکایت به توهین به حجاب زنان می‌پردازد

    در شکایت خود، حسین بیان کرد که چندین زن در محل حضور داشتند زمانی که آریان خان ادعا می‌شود این حرکتی را انجام داده است؛ او ادعا کرد که این عمل «حجاب آن‌ها را مورد توهین قرار داد» و موجب اعمال مقررات مرتبط از قانون نیایا سان‌هیتا (BNS) می‌شود. همچنین او اظهار داشت که این حرکت باعث «ناراحتی عمومی، خجالت و اضطراب عاطفی» شده و نشان‌دهنده تصویر منفی از بنگلور به‌عنوان «محیط عمومی ایمن و شرافتمند» است.

    حسین در شکایت خود سه اتهام اصلی را مطرح کرد:

    • نیتاً انجام یک حرکت مستهجن و تحقیرآمیز در حضور زنان
    • انجام اعمال مستهجن در مکان عمومی، که ممکن است موجب آزار یا اضطراب شود
    • رفتاری که احتمالاً باعث ایجاد آشفتگی یا اضطراب عمومی می‌شود، با اشاره به فیلم‌های ویروسی و خشم ناشی از آن

    وکیل خاطرنشان کرد که این حرکت در جریان رویدادی که تحت حوزهٔ ایستگاه پلیس آشوکن‌نگار قرار داشت، رخ داده است.

    پلیس تحقیق خودسرانه را آغاز کرد

    معاون کمیسر پلیس (بخش مرکزی)، هاکای اکشای ماچیندر، تأیید کرد که پلیس قبلاً به این واقعه توجه کرده است. او گفت که بر پایهٔ پست‌های شبکه‌های اجتماعی، مقامات تحقیق خودسرانه‌ای را آغاز کرده و ضبط‌های دوربین مداربستهٔ بار را برای تأیید جمع‌آوری کرده‌اند.

    این پرونده در حال حاضر تحت مادهٔ 173 ب از قانون نیایا سان‌هیتا (BNS) مورد بررسی قرار می‌گیرد.

    در حوزهٔ کاری، آریان با فیلم «Ba***ds of Bollywood» کارگردانی خود را به‌صورت رسمی آغاز کرد.

  • سلینا جیتلی در یادداشت احساسی دربارهٔ بازداشت برادرش میجر وکریانت جیتلی در امارات، به‌روزرسانی کرد: «وزارت امور خارجه یک مسئول هماهنگی تعیین کرد»

    سلینا جیتلی در یک یادداشت احساسی به‌روزرسانی دربارهٔ برادرش میجر وکریانت جیتلی که از سپتامبر 2024 در ایالات متحده بازداشت شده است، می‌نویسد. این بازیگر پس از حکم دادگاه عالی دهلی برای تسهیل ارتباط با برادرش، این به‌روزرسانی را منتشر کرد.

    سلینا جیتلی در یادداشت احساسی دربارهٔ بازداشت برادرش میجر وکریانت جیتلی در امارات به‌روزرسانی کرد: «وزارت امور خارجه یک مسئول هماهنگی تعیین کرد»

    سلینا جیتلی دادخواستی به دادگاه ارائه داد زیرا برادرش میجر وکریانت جیتلی در امارات بازداشت شده است. او درخواست کرد تا دولت هند برای نجات وی اقدام نماید. برادر او، میجر (بازنشسته) وکریانت کومار جیتلی، از سال 2024 تحت بازداشت در ابوظبی، امارات، باقی مانده است. بنابراین، او به دادگاه عالی دهلی مراجعه کرده و درخواست کرده که مقامات هندی پشتیبانی حقوقی به همراه کمک‌های پزشکی ضروری برای او فراهم کنند. امروز یک جلسهٔ دادگاه برگزار شد و دادگاه عالی دهلی دستور داد تا ارتباط با برادر او تسهیل شود.

    اکنون این بازیگر یادداشتی نوشت که به‌روزرسانی دربارهٔ برادر او می‌پردازد. در این یادداشت احساسی که به پدر و مادرش خطاب کرده، او در توییتر X نوشت: «مامان و بابا… من تمام تلاشم را می‌کنم! پانزده ماه است که با وکریانت صحبت نکرده‌ام. امروز، امیدی ثبت شد… سپاس از جهان!! دادخواست من برای دسترسی و نمایندگی حقوقی برادرم، میجر (بازنشسته) وکریانت کومار جیتلی، که از ۶ سپتامبر ۲۰۲۴ در امارات به‌صورت ربوده و بازداشت شده است، امروز توسط دادگاه عالی محترم دهلی مورد بررسی قرار گرفت.»

    سلینا جیتلی آخرین تماس برادرش را به یاد می‌آورد؛ درخواست احساسی برای بازگشت او!

    با ارائهٔ به‌روزرسانی بیشتر دربارهٔ پرونده، او افزود: «وزارت امور خارجه گزارش وضعیت خود را ارائه داد و یک افسر هماهنگی برای ارتباط با من به‌منظور دسترسی به برادرم منصوب کرد. اگرچه هنوز نتوانسته‌ام با وکریانت صحبت کنم و این مدت ۱۵ ماه است، وکیل ارشد دولت هند، چتان شرما، به دادگاه اطلاع دادند که تمام تلاش خود را برای این‌که من بتوانم با وکریانت صحبت کنم، به کار خواهند گرفت.»

    بازیگر افزود: «قاضی محترم دستور دادند تا وزارت برای تسهیل دسترسی من به گفتگو با وکریانت تلاش کند. من از وکیل ارشد (ASG) و دادگاهی که رنج من را شناختند و چهار نسل از خدمات خانواده‌مان به نیروهای مسلح هند را ارج نهادند، سپاسگزارم. تاریخ جلسهٔ بعدی دادگاه ۲۳ دسامبر است. من با امید به گام‌های بعدی منتظر هستم.»

    در همین حال، وکیل بازیگر، رگاڤ کاکر، جزئیات موضوع را به‌اشتراک گذاشت. او به نقل از ANI گفت: «یک افسر هماهنگی برای تسهیل برخی دستورات منصوب شده است که یکی از آن‌ها ارتباط متقاضی (سلینا جیتلی) با برادرش (میجر بازنشسته ارتش هند، وکریانت جیتلی) را در یک بازهٔ زمانی معین فراهم کند. دادگاه عالی دهلی دستور داد تا هماهنگی بین وزارت امور خارجه و ما انجام شود تا بتوانیم به برادر دسترسی داشته باشیم. خوشحالیم به اطلاعتان برسانیم که برادر او زنده است و وضعیت او خوب است.»

    در روز پنج‌شنبه، دادگاه عالی دهلی به وزارت امور خارجه (MEA) دستور داد تا در تعامل کنسولی بعدی به میجر بازنشسته وکریانت اطلاع دهد که خواهرش سلینا «می‌خواهد با او صحبت کند». دادگاه همچنین از وزارت خواست تا اطمینان حاصل کند که او می‌تواند از طریق برنامهٔ TAMM یا هر وسیلهٔ مناسب دیگری با او ارتباط برقرار کند.

    پس از صدور این دستورات، قاضی سچین داتتا از مرکز درخواست گزارش به‌روزرسانی وضعیت کرد. هیئت قضات همچنین به گزارشی که پیشیناً توسط وزارت امور خارجه ارائه شده بود، توجه کرد؛ گزارشی که نشان می‌داد دولت مرکزی در پی دستورات قبلی، یک افسر هماهنگی را منصوب کرده است.

    در طول دادگاه، سلینا جیتلی احساساتش را نشان داد و وکیل او را به آرامش او تشویق کرد. همچنین دادگاه از اینکه او نتوانسته از طریق برنامهٔ TAMM، که پلتفرم دولتی امارات است و فقط برای شهروندان اماراتی در دسترس است، با برادرش ارتباط برقرار کند، مطلع شد. این پرونده دوباره در تاریخ ۲۳ دسامبر بررسی خواهد شد.

    در همین حین، سلینا نیز اخیراً در خبرها حضور داشته زیرا پروندهٔ خشونت خانگی علیه همسرش پیتر هاگ ثبت کرد و از او طلاق گرفت.

  • شرمیلا تاگور نگران شد که کونال کم‌مو پس از زندگی مشترک با سها علی خان، ازدواج نکند: ‘تمام علاقه‌ات را از دست دادی’

    سها علی خان فاش کرد که مادرش، شرمیلا تاگور، دربارهٔ ازدواجش با کونال کم‌مو تردید داشت و نگران بود که زندگی مشترکشان علاقه را کاهش دهد. سوناکشی سینها که دربارهٔ ازدواجش با ظاهری اقبال صحبت می‌کرد، گفت سفرهای گسترده به او کمک کرد تا سازگاری را ارزیابی کند و اگر او تا آن زمان پیشنهاد نداد، من حتماً پیش‌نهاد می‌کردم.

    شرمیلا تاگور نگران شد که کونال کم‌مو پس از زندگی مشترک با سها علی خان، ازدواج نکند: 'تمام علاقه‌ات را از دست دادی'

    سها علی خان ده سال است که با کونال کم‌مو ازدواج کرده است. این زوج در ژانویهٔ ۲۰۱۵ عقد نمودند و اکنون دخترشان اینایا نائومی کم‌مو را دارند. پس از سال‌ها کار به عنوان بازیگر، سها به میزبانی یک پادکست نیز پرداخته است. در آخرین قسمت پادکست‌اش، مهمانان سها سوناکشی سینها و کارشناس روابط کاستوری ماهانتا بودند که دربارهٔ روابط، عاشقانه‌ها، وضعیت‌های میان‌دوردی و موضوعات دیگر صحبت کردند. در این گفت‌وگو سها فاش کرد که مادرش، شرمیلا تاگور، در مورد ازدواج کونال با او تردید جدی داشت، چرا که شاید پس از زندگی مشترک، علاقه‌اشان کاهش یابد.

    سها به یاد آورد: «کونال و من هفت سال قبل از ازدواج با هم بودیم. دو سال پیش از ازدواج، با هم زندگی می‌کردیم. در همان لحظه مادرم گفت: «حالا او با تو ازدواج نخواهد کرد؛ تمام علاقه‌ات را از دست داده‌ای». من فکر کردم که شاید او درست می‌گوید.»

    بازیگر «رنگ دی‌باسنتی» ادامه داد: «ما (کونال و من) اصلاً درگیر ایدهٔ ازدواج نبودیم. کونال گفت که این موضوع چندان مهم نیست و من هم احساس می‌کردم شاید همین‌طور باشد. در نهایت، چون این‌چنین مسأله‌ای بزرگ نبود، فکر کردیم چرا که نه، ازدواج کنیم». او افزود که خانواده‌هایشان نیز علاقه نشان دادند که این امر باعث شد تصمیم به پیشروی بگیرند. او همچنین گفت: «مادرم نیز بر این باور بود که مردان به کمی فشار نیاز دارند؛ در غیر این صورت از پیشنهاد ازدواج خودداری می‌کنند».

    سوناکشی دربارهٔ ازدواج خود با ظاهری اقبال نظراتش را به اشتراک گذاشت. او گفت: «صادقانه بگویم، هر دو در مکانی بودیم که قطعاً آمادهٔ ازدواج بودیم. پیش از این با هم زندگی نکرده بودیم؛ رابطهٔ زندگی مشترک نداشتیم، اما سفرهای فراوانی داشتیم. بنابراین می‌دانستم که زندگی با کسی چطور است».

    او همچنین گفت سفر به او کمک کرد تا سازگاری را بهتر درک کند. «چون مواردی وجود دارند که واقعاً مرا آزار می‌دهند؛ من افراد تمیز را دوست دارم. نمی‌خواهم وارد اتاقی شوم که به یک آشفتگی تبدیل شده باشد و اشیاء به‌هم ریخته‌اند. این نکات کوچک دربارهٔ شخص را وقتی با هم سفر می‌کنید، می‌آموزید».

    در مورد زمان‌بندی رابطه، سوناکشی گفت: «من واقعاً مشتاق به ازدواج و زندگی با او بودم. فکر می‌کنم او هم همین احساس را داشت. هفت سال با هم دوست بودیم… و سرانجام به نقطه‌ای رسیدیم که هر دو آماده و برای مدت طولانی در این رابطه حضور داشتیم. این حس به‌طور طبیعی به‌دست می‌آید».

    او با نکته‌ای شیرین پایان داد و گفت: «اگر او تا آن زمان ازدواج نکرده بود، حتماً پیش‌نهاد می‌دادم؛ من فکر نمی‌کنم فقط مرد باید پیشنهاد کند. من اولین کس بودم که به او گفتم عاشقش هستم… به او گفتم می‌خواهم با تو ازدواج کنم. او فکر کرد که من کاملاً دیوانه‌ام. اما من می‌دانستم. نمی‌توانم توضیح دهم چگونه و چرا».

  • آونجرز: اندگیم پیش از «روز نابودی» به سینماها بازمی‌گردد

    آونجرز در جلو پس‌زمینه‌ای روشن در پوستر «اندگیم» دنیای سینمایی مارول
    آونجرز در جلو پس‌زمینه‌ای روشن در پوستر فیلم «اندگیم» دنیای سینمایی مارول

    آونجرز: اندگیم به‌زودی در سینماها برمی‌گردد. دنیای سینمایی مارول برای سال ۲۰۲۶ بزرگ‌نقشه‌ترین گام را برنامه‌ریزی کرده است. سال آینده، بازگشت مجموعهٔ آونجرز دنیای سینمایی مارول که پیشرو در فروش بلیت‌ها است، را نشان می‌دهد. بازیگران آونجرز: روز نابودی از تمام تاریخچهٔ دنیای سینمایی مارول انتخاب شده‌اند و همچنین از شخصیت‌های چندجهانی دیگر فرنچایزها، از جمله تیم اصلی X‑Men فاکس، بهره می‌برند.

    با بازگشت روبِرت داونی جونیور به دنیای سینمایی مارول برای ایفای نقش دکتر دوم در برابر چند قهرمان، اولین فیلم آونجرز از سلسلهٔ چندجهانی وعده می‌دهد که هواداران قدیمی را جذب کند و برای کسانی که در طول پر‌تنش‌ترین دورهٔ این مجموعه همراه بوده‌اند، تقاطعاتی که خواستند را فراهم آورد. پیش از فیلم، مارول یک ترفند در دست دارد تا هیجان را برانگیزد.

    در X، استودیوهای مارول اعلام کردند که آونجرز: اندگیم در سپتامبر ۲۰۲۶ دوباره در سینماها اکران می‌شود، سه ماه قبل از آونجرز: روز نابودی.

    بر اساس گزارشگر هالیوود، آونجرز: اندگیم در تاریخ ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶ دوباره در سینماها نمایش داده می‌شود. بنابراین مارول فاصلهٔ کوتاه ۸۴ روزه‌ای بین فیلم‌های آونجرز در سینماها ایجاد می‌کند که روز نابودی در ۱۸ دسامبر به‌طرح می‌آید. بازگشت دومین فیلم پر درآمد تاریخ به‌صورت سینمایی، به‌طور همزمان برای این رسانه و مارول خبر امیدوارکننده‌ای است.

    تونی استارک (نقش رابرت داونی جونیور) در حال ابراز احساسات هنگام گفتگو با هاوارد استارک در «آونجرز: اندگیم»
    تونی استارک (نقش رابرت داونی جونیور) در حال ابراز احساسات هنگام گفتگو با هاوارد استارک در فیلم «آونجرز: اندگیم»

    استودیو تا به‌حال دربارهٔ داستان آونجرز: روز نابودی محتاط بوده و جزئیات کمی منتشر شده است. اما به‌نظر می‌رسد مارول برای پایان سال ۲۰۲۵ آماده است تا به‌صورت رسمی ماشین تبلیغاتی برای بزرگ‌ترین اکران سلسلهٔ چندجهانی تا کنون را به‌کار گیرد. اطلاعاتی می‌گویند که اولین تریلر آونجرز: روز نابودی در کنار نمایش‌های آواتار: آتش و خاکستر قرار خواهد گرفت.

    یعنی تریلر فیلم دنیای سینمایی مارول باید حداکثر تا ۱۹ دسامبر منتشر شود. پس از آن، سال ۲۰۲۶ شاهد بازاریابی‌های بیشتری شامل تریلرها، تیزرها و پوسترها خواهد بود که به هواداران تصویر واضح‌تری از نقش دکتر دوم توسط داونی و بازگشت آونجرز می‌دهد. تمام این‌ها به سمت آونجرز: اندگیم، که با درآمد ۲٫۸ میلیارد دلار در سراسر جهان موفق بود می‌انجامد که پیش از فیلم «روز نابودی» دوباره به سینماها می‌آید.

  • لطفاً صبر کنید

    در حال برقراری یک اتصال امن هستیم

    این وب‌سایت از سرویس امنیتی برای محافظت در برابر حملات آنلاین استفاده می‌کند. ما مرورگر شما را برای برقراری اتصال امن بررسی می‌کنیم تا شما در امنیت باشید.

  • دختران شرور کوچک

    بررسی فیلم دختران شرور کوچک اسلوونی

    در «دختران شرور کوچک»، اورسکا دژوکیک سفری هفتگی گروه دخترانهٔ سرودخوانی را به کوره‌ای سوزان تبدیل می‌کند. این کارگردانی‌ نخستین فیلم او، به‌عنوان نماینده اسلوونی برای مراسم نود و هشتم اسکار انتخاب شد و در اکران اولین بار در جشنوارهٔ هفتاد و پنجم برلین موفق شد و جایزهٔ FIPRESCI را به دست آورد. این اثر عمیقاً همجنس‌گرایانه و کاتولیک است؛ حس لغزان گناه و زندگی‌اش برای کسانی که در فضای جدی صومعهٔ روایت حضور دارند، سردرگمی و اضطراب فراوانی به وجود می‌آورد.

    فیلم با تصاویری و صداهایی آغاز می‌شود که به‌مانند سرنوش‌های تمایلات شخصیت اصلی، لوسیا (جارا سوفیا استان)، به‌صورت فراکتالی به چشم می‌خورند. نماهای نزدیک از گوش‌ها و دهان‌ها، صداهای ASMR از انگشتانی که موهای ضخیم و بلند را می‌چرخانند، در حین تایپ بر روی گوشی، و یک مگس زمزمه‌کن که بر سقف می‌چرخد، به‌هم می‌پیوندند. پس از این ماجراجویی‌های بصری و شنیداری، دوربین در نهایت بر چهرهٔ خنثی لوسیا متمرکز می‌شود. این دختر ۱۶ ساله تازه به گروه سرودخوانی پیوسته است؛ گروهی که شامل آنا‑ماریا (مینا سواجگر) خودباور و دوستش کلارا (پاپویچ استازا) می‌شود. چشمان مشتاق لوسیا بلافاصله به آنا‑ماریا جذب می‌شوند و سپس به کارگردان سرسخت گروه (ساسا تاباکوویچ) می‌نگرشند. در این صحنهٔ ابتدایی، لوسیا حس واضحی از خود دارد — حس که با نورپردازی آسمانی بی‌اندازه تقویت می‌شود — دربارهٔ اینکه کی می‌خواهد باشد و چه کسی باید اطاعت کند. دجیویک به همین دلیل نقش‌ها را آشفته می‌کند؛ تا لوسیا را به مسیر بلوغ سوق دهد.

    تاثیراتی از فیلم «دختر مقدس» لوکریسیا مارتِل بر این اثر دیده می‌شود؛ دجیویک تصویری دقیق از بیداری جنسی را به نمایش می‌گذارد که پایه‌ای مستحکم برای روان‌نمایی آسیب‌دیدهٔ شخصیت اصلی فراهم می‌کند. به‌عنوان مثال، پس از پایان تمرین لوسیا، آنا‑ماریا با عمل به‌ظاهر بی‌ضرری همانند کرم‌لب به لوسیا می‌زند. وقتی مادر لوسیا (ناتاسا برگر) آرایش او را می‌بیند، فوراً خشمگین می‌شود: «فکر می‌کردم قرار بود لب‌رنچ نکردیم»، او سرزنش می‌کند. سپس، در یک دو‌نمایی معنادار، صحنه‌ای شگفت‌انگیز از بیداری جنسی رخ می‌دهد؛ در حالی که مادر و دختر در حال تماشای تلویزیون و خوردن بستنی‌اند. احتمالاً می‌توانید حدس بزنید که کدام یک متمرکز است و دیگری به‌درجة حدی از ناآرامی، گردن روباش را تنظیم می‌کند. مادر کاملاً محافظه‌کار است. علیرغم این تمایلات «پاک» مادر، واضح است که لوسیا آمادهٔ رهایی است.

    زندگی فرصتی برای این آزادی در قالب سه روز تمرین فشرده سنتی در صومعهٔ سیوی‌داله می‌پذیرد. در این مکان مذهبی، لوسیا در اتاقی مشترک با آنا‑ماریا و کاتال زندگی می‌کند که چشم‌اندازی به حیاطی دارد که مردان خارجی، عرق‌گرفته و قدرتمند، در حال تعمیرات هستند. هرچند لوسیا به سوی آن‌ها هوس دارد، اما اغلب تمایل خود را زیر پوشش سکوت پنهان می‌کند. چهرهٔ زیرین‌منجمد و چشمان مشتاق او که توسط استان به‌خوبی به تصویر کشیده شده، بارها یادآور نقاشی‌های بوتیچلی مانند «ونوس و مارس» یا «چهرهٔ زن جوان» می‌شود — چهره‌هایی که دنیای تمام‌شان در گوشه‌های مختلف ویژگی‌هایشان آشکار می‌شود. تنها آنا‑ماریا است که می‌تواند واکنش‌های محافظه‌کار لوسیا را بخواند و حساسیّت‌های او را در بازی «حقیقت یا جرات» یا دزدیدن یک پیراهن از کارگر ساختمانی به‌چالش بکشاند. «آیا این گناه نیست؟» لوسیا می‌پرسد. آنا‑ماریا شانه‌هایش را بالا می‌آورد، و برای لوسیا نوعی ماجراجویی که می‌خواهد داشته باشد، فراهم می‌کند.

    از منظر مذهبی، فیلم مملو از نمادگرایی‌های واضح و ظریف است. هنگام ورود، مجسمهٔ مریم در صومعه به‌تازگی دستش را از دست داده است؛ در نتیجه ارتباط او با خدا قطع شده است. دو مونتاژ جداگانه از گل‌های گرده‌افشان‌شده مفهوم را به تصویر می‌کشند، همان‌طور که استفاده از انگورهای شیرین و ترش نمادهای رفاه و مسئولیت‌پذیری را به‌صورت متقابل نشان می‌دهند.

    صحنهٔ تصویری‌ترین فیلم، شاید گفتگویی باشد که آنا‑ماریا و لوسیا با یک راهبه دربارهٔ زندگی مجردی داشته‌اند. هر دو سعی می‌کنند بفهمند آیا او تا به‌حال دلتنگ آغوش عاشقانه‌ای بوده است، که او پاسخ می‌دهد: «لمس خدا بر بدن گسترش می‌یابد». او نفسی عمیق می‌کشد و خود را جمع می‌کند، شاید تحت تأثیر عشقی که به خدا دارد. در او، لوسیا نوع دیگری از پرستش می‌بیند؛ نوعی که از پرشور دینی بر می‌خیزد. و همانند آن راهبه، لوسیا پیمان‌نامهٔ شخصی‌ای امضا کرده که او و خواست‌هایش را نامرئی ساخته است.

    به‌طور مشابه، حضور در یک گروه سرودخوانی خود او را کوچک می‌کند؛ لوسیا دلش را برای آواز دادن از دست می‌دهد. رهبر سرودخوانی می‌گوید: «اگر یکی از شما پیروی نکند، همه چیز به‌هم می‌ریزد»؛ سپس لوسیا را سرزنش می‌کند و وضعیت بی‌جان او را تحریف می‌کند. او می‌خواهد او شبیه بقیه باشد، همان‌طور که صدایش و ظاهرش را مثل دیگران بسازد و او را تبدیل به نقطه‌ای ریز در برابر دیوار کند. تنها دلیلی که ما (و لوسیا) شکسته نشده‌ایم، حضور زنده‌دار استان است؛ مقاومت او به‌انگیزه‌ای وفادار مانند دعا و به‌پایداری همانند اولین اثر مسحورکنندهٔ دجیویک است.

  • نظرات بی‌پروای تراویس کلسی درباره تیلور سوئفت در طول تعطیلات اروپایی‌شان، گمانه‌زنی‌ها درباره آیندهٔ مشترکشان را تشدید می‌کند

    تراویس کلسی اخیراً درباره سفرش به دریاچه کومو با تیلور سوئفت صحبت کرد. او مناظر زیبا و گرمای مردم محلی را توصیف کرد. کلسی شادی و شگفتی خود را از این تجربه ابراز کرد و به‌طوری نو به ریتم زندگی پی برد. جورج کلونی نیز به گفت‌وگو پیوست و علاقهٔ خود به این منطقهٔ ایتالیایی را به اشتراک گذاشت.

    نظرات بی‌پروای تراویس کلسی درباره تیلور سوئفت در طول تعطیلات اروپایی‌شان، گمانه‌زنی‌ها درباره آیندهٔ مشترکشان را تشدید می‌کند
    عکس: تراویس کلسی و تیلور سوئفت در تعطیلات دریاچه کومو (گی‌تی ایمیجز)

    صدای تراویس کلسی حاکی از گرمای نوستالژی بود؛ او به لحظه‌ای که عشق، سفر و شگفتی واقعی را ترکیب کرده بود، بازمی‌نگریست. شنوندگان پادکست New Heights خود را گویی به ایتالیا می‌بردند، وقتی که او فرار خود از دریاچه کومو را که با تیلور سوئفت به اشتراک گذاشته بود، روایت می‌کرد. به جای این‌که شبیه گزارشی فهرست‌وار از ستاره‌ها باشد، روایت او احساس واقعی‌تری داشت و ریشه در قدردانی از تجربه و فرهنگ پیرامونش داشت.

    هنگامی که جورج کلونی به برنامه پیوست، گفت‌وگو به یک تبادل پرجنب‌وجوش تبدیل شد که مملو از شوخ‌طبعی بازیگوشانه و تحسین واقعی از مکانی بود که هر دو مرد به وضوح عزیز می‌شمارند. لحن کلسی خرافه‌وار نبود؛ او مشتاق، متواضع و تقریباً کودک‌وار در اشتیاقش برای کشف جدید بود.

    خاطرات تراویس کلسی و تیلور سوئفت از دریاچه کومو

    ستارهٔ کانزاس سیتی روشن شد وقتی جورج کلونی از تعطیلات ایتالیایی‌اش پرسید. تراویس بدون تردید گفت: «آره، من و تیلور برای مدتی دور دریاچهٔ کومو رقصیدیم، رفیق. من واقعاً از آن‌جا لذت بردم». این جمله گونه‌ای بود که تصویری واضح می‌کشید؛ نه صحنهٔ ساختگی یک ستاره، بلکه دو نفر که آزادانه زندگی می‌کردند.

    Tickling Tonsils، Kiffin Drama و جورج کلونی درباره شوخی‌ها، والدگری و بتمن جیسن | قسمت 168

    ساکنان محلی بارها خانهٔ نمادین کلونی را که در کنار ساحل قرار داشت، به اشاره می‌کردند و تراویس با خنده توضیح داد که آن‌ها «دوست دارند هر وقت روی دریاچه باشید، منزل کلونی را به شما نشان دهند». کلونی با یک جواب بامزه گفت: «من هم بخشی از تور هستم». این تبادل تنها نشان می‌داد که فضای برنامه چقدر صمیمی و غیرقالبی بود.

    تراویس کلسی ادامه داد و مناظر را با شگفتی صادقانه توصیف کرد؛ به کلونی گفت: «باید بگویم که اینجا عالی بر روی آب قرار دارد، رفیق. یک مکان زیباست… همهٔ آن‌جا واقعاً دلنشین بودند». خاطرات او حول تجمل یا انحصاری بودن نمی‌چرخید؛ بلکه بر مردم، غروب‌ها، رستوران‌های کوچک و صبح‌های ساکت کنار آب متمرکز بود.

    سپس برای شنوندگان پنجره‌ای به ریتم آن روزها گشود. «هر صبح، داشتم کفشم را می‌پرتاب می‌کردم و به سمت آب می‌دویدم. روزهای ابری داشتیم. روزهای زیبایی هم داشتیم و هر روز، تنها یک کشف حماسی جدید بود. حتی در خواب‌هایم هرگز نتوانسته بودم آن‌جا را تصور کنم».

    این کلمات نکته‌ای عمیق‌تر را نشان دادند. برای کسی که به اندازهٔ کلسی سفَرهای بسیاری داشته، ایتالیا صرفاً مقصد دیگری نبود؛ این یک بیداری به ریتم زندگی متفاوت بود. کلونی این حس را تکرار کرد و توضیح داد که ایتالیایی‌ها «شب‌های شام را جشن می‌گیرند» و این لحظه را با خانواده‌های خود در تمام نسل‌ها به‌اشتراک می‌گذارند.

    در نهایت، آن‌چه بیش از همه برجسته شد، نه شهرت این زوج، بلکه صراحت شادی‌شان بود. تراویس کلسی عاشق تیلور سوئفت و ایتالیا است، اما بیشتر از همه عاشق این است که زندگی را با چشمانی باز تجربه کند.

  • نمی‌توانم باور کنم که یک گفتگوی کریس پاین ممکن است فیلم استارترک نوح هالی را خراب کرده باشد

    نوشته میک جوست

    این مرا ناراحت می‌کند.

    جیمز تی. کرک با حالت گیج

    اعتبار تصویر: پارامونت اسکایدنس

    مدت زمان طولانی می‌گذرد که استارترک آخرین‌بار فیلمی در سینماها داشته است، اگرچه این به‌دلیل عدم تلاش نیست. پارامونت در طول یک دهه گذشته چندین بار سعی ناموفق در ساخت یک فیلم داشت و وقتی در سال ۲۰۲۵ سرانجام فرصتی برای اجرا پیدا شد، بخش ۳۱ به‌صورت اشتراک Paramount+ در دسترس قرار گرفت. همچنین فیلمی به کارگردانی نوح هالی تقریباً به انجام می‌رسید، اما ممکن است به‌دلیل یک اظهار نظر دربارهٔ کریس پاین از مسیر خود منحرف شده بود.

    هالی پس از پخش سری‌اش بیگانه: زمین توسط FX در برنامه تلویزیونی سال ۲۰۲۵، موجی ایجاد کرد. پس از تماشای آن برنامه، دربارهٔ ناراحتی‌ام از اینکه فیلم استارترک او به نتیجه نرسید، نوشتم. اکنون، در مصاحبه‌ای با SFF Gazette، او توضیح داد که چقدر این پروژه به تکمیل نزدیک بود قبل از اینکه به‌طور کامل لغو شود:

    من پس از «لوسی این اسکای» امضا کردم؛ فکر کردم: «آه، این کار فیلم‌سازی را دوست دارم. می‌خواهم یک‌ فیلم دیگر بسازم، اما شاید بخواهم کار بزرگ‌تری را امتحان کنم». وارد شدم، با پارامونت صحبت کردم و این ایدهٔ اصلی را به آن‌ها فروختم. این دربارهٔ کریس پاین نبود؛ هیچ‌چیز خاصی نبود. من آن را نوشتم و آن‌ها گفتند: «ما عاشقشیم، بریم پیش‌تولیدش…»

    حقیقت این‌که اکنون این داستان را می‌شنوم عجیب است، به‌ویژه وقتی که در نهایت فیلم ساخته نشد. برای من نیز دردناک است؛ چون چقدر بیگانه: زمین را دوست داشتم و فقط می‌توانم تصور کنم که هالی با یک روایت استارترک چطور می‌توانست آن را به یک شاهکار تبدیل کند.

    در نهایت، ایدهٔ استارترک نوح هالی تا حدی پیشرفت کرده بود که من تصور می‌کردم. کارگردان فاش کرد که در حال تأمین مکان‌های فیلم‌برداری بود که تغییر در پرسنل باعث توقف کامل پیشرفت شد:

    من قصد داشتم به استرالیا نقل مکان کنم. ما در حال رزرو استیج‌ها بودیم. سپس، همان‌طور که در هالیوود رخ می‌دهد، جیم جیانوبولوس که آن زمان مسئول استودیو بود، گفت: «من کسی دیگر را زیر دست‌ام می‌آورم و او مسئول استودیوی فیلم خواهد شد.» اولین کاری که انجام دادند، لغو فیلم اصلی «استارترک» بود، چون گفتند: «خب، چطور می‌دانیم مردم آن را دوست خواهند داشت؟»

    این‌چنین نظراتی بعضی از دلایل اینکه چرا فیلم چهارم کلوین استارترک مدت طولانی در «جهنم توسعه» گیر کرده بود، را روشن می‌کند. پارامونت چندین بار از فرصت بازگرداندن مجموعه به سینماهای بزرگ غافل شد، علیرغم چندین تلاش برای انجام آن. این شامل فیلمی با مضامین منشأ بود که پس از رد طرح هالی تصویب شد و از آن زمان به‌روزرسانی معناداری دربارهٔ آن دریافت نکرده‌ایم.

    این ما را به زمان حاضر می‌رساند؛ جایی که پارامونت اسکایدنس جان فرانسیس دالی و جاناتان گولدستین را برای نوشتن یک فیلم جدید استارترک به‌طور کامل مستقل از سری‌ها و فیلم‌های قبلی به‌کار گرفته است. این مسخره‌کننده است، چرا که نظر نوح هالی دربارهٔ کریس پاین ممکن است همان عاملی بوده باشد که فیلم او را نابود کرد:

    مثلاً می‌گوید: «آیا نباید یک فیلم انتقالی با بازیگران کریس پاین بسازیم، محتاطانه پیش برویم، می‌دونی، هر چه که باشد؟» و به همین دلیل این طرح تقریباً از بین رفت.

    شنیدن این حرف باعث می‌شود که بخواهم سرم را به دیوار بزنم، چون من به‌خدا آرزو داشتم دیدن چشم‌انداز نوح هالی برای استارترک را تجربه کنم. در عوض، پارامونت او را رها کرد و حالا، شش سال پس از آن، آنها با همان جهت‌گیری که او سال‌ها پیش پیشنهاد داده بود، پیش می‌روند.

  • چرا هِما مالینی به کار در فیلم‌های سطح پایین روی آورد؟

    چرا هِما مالینی به کار در فیلم‌های سطح پایین روی آورد؟

    هِما مالینی در سال ۱۹۸۰ با دهرمندرا ازدواج کرد، اگرچه می‌دانست او پیش از این با پراکاش کائور ازدواج کرده و چهار فرزند دارد: سانی، بابی، آجیتا و ویجتا.

    اما اندکی پس از عروسی، هِما وارد یکی از دشوارترین دوره‌های زندگی‌اش شد؛ بحرانی مالی که نزدیک به یک دهه ادامه یافت.

    در کتاب «هِما مالینی: فراتر از دخترِ رویایی»، نویسنده رام کامال موخرجی افشا می‌کند که دهرمندرا قصد داشت از نظر مالی به همسرش کمک کند، اما او رد کرد. او می‌خواست مشکلات خود را به‌تنهایی حل کند.

    هِما توضیح داد که مادرش، که امور مالی او را مدیریت می‌کرد، در پرداخت مالیات دقت کافی نداشت؛ هرچند پدرش بارها او را هشدار می‌داد.

    او گفت: «پدرم همواره به مادرم یادآوری می‌کرد که مالیات را پرداخت کند، اما او معتقد بود که مالیات بیش از حد است، وقتی که من برای این پول به سختی تلاش می‌کنم.»

    پس از فوت پدر، هِما به جدیت بدهی‌های مالیاتی معوق پی برد. برای تسویه این بدهی‌ها، او چاره‌ای جز پذیرش هر فیلمی که می‌توانست، نداشت؛ حتی فیلم‌های سطح پایین، چراکه شرکت‌های بزرگ برای بازی در نقش او مردد بودند، زیرا او هم‌اکنون مادر دو فرزند شده بود.

    او گفت: «این بدترین دورهٔ زندگی‌ام بود و تقریباً ده سال ادامه داشت. برنامه‌های رقص کمکی کردند، اما بیشتر درآمدم از فیلم‌ها می‌آمد.»

    دختر هِما، ایشا دیول، گفت که حقیقت را تنها چند سال پس از آن پی‌برد.

    او متوجه شد که پس از تولد خواهر کوچکش، آحانا، مادرش بی‌وقفه کار می‌کرد.

    «ما بعدها فیلم‌هایی مانند دورگا، آنجام، سیتاپور کی گیتا و جامای رجا را تماشا کردیم. از او پرسیدم چرا این فیلم‌ها را می‌کرد، و آن موقع او به ما دربارهٔ بدهی‌ها گفت.»

    داستان عشق این دو یکی از شناخته‌ترین قصه‌های بالیوود است. آن‌ها در فیلم‌هایی نظیر «تم حسن من جوان»، «سیتا اور گیتا»، «شولے»، «جوگنو» و «دریم‌گرل» به‌هم‌پیوسته ظاهر شدند.

    آن‌ها در سال ۱۹۷۰، هنگام فیلم‌برداری فیلم «تم حسن من جوان» به یکدیگر دل دادند، علیرغم اینکه دهرمندرا هم‌اکنون ازدواج کرده و پدر چهار فرزند بود.

    گفته می‌شد که این زوج برای ازدواج در سال ۱۹۸۰ به اسلام گرویدند؛ ادعایی که دهرمندرا بعدها رد کرد. سرانجام، آن‌ها در مراسم سنتی ایینگار به احترام ریشه‌های هِما عقد کردند.

    دهرمندرا در ۲۴ نوامبر در بمبئی، در سن ۸۹ سالگی درگذشت؛ تنها دوازده روز پس از رهایش از بیمارستان بریچ کاندی.

    او در تشییع‌گاه پاوان هانس سوزانده شد و مراسم دعا در تاریخ ۲۷ نوامبر در تاج لندز اند برگزار شد.