سانی دیول با عکاس مخفی بهطور شدید انتقاد کرد—«پیسه میخوای؟ چند پول میخوای تو؟»—در حین ویدئوی مراسم سوزاندن خاکستر دهامندرا در هریدوار. این نماد در ۲۴ نوامبر پس از بستری شدن در بیمارستان درگذشت؛ خانواده در ۳ دسامبر بهصورت خصوصی خاکستر را در آبگذر ریختند. سانی و بابی مراسم را رهبری کردند؛ او شش فرزند دارد که از همسران پرکاش کور و هما مالینی به دنیا آمدهاند.
سانی دیول با عکاس مخفی بهطور شدید انتقاد کرد—«پیسه میخوای؟ چند پول میخوای تو؟»—در حین ویدئوی مراسم سوزاندن خاکستر دهامندرا در هریدوار. این نماد در ۲۴ نوامبر پس از بستری شدن در بیمارستان درگذشت؛ خانواده در ۳ دسامبر بهصورت خصوصی خاکستر را در آبگذر ریختند. سانی و بابی مراسم را رهبری کردند؛ او شش فرزند دارد که از همسران پرکاش کور و هما مالینی به دنیا آمدهاند.
نماد بالیوود دهامندرا در ۲۴ نوامبر در منزل خود در بمبئی، تنها چند هفته پیش از برگزاری جشن ۹۰ سالگیاش، درگذشت. این بازیگر شناختهشده که در بیش از ۳۰۰ فیلم به ایفای نقش پرداخته بود، پیش از این به دلیل مشکلات تنفسی در بیمارستان بریچ کندی بستری شده بود. او پس از مرخص شدن از بیمارستان در ۱۲ نوامبر به خانه بازگشت و نشانههای بهبود نشان میداد؛ اما ناگهان وضعیت سلامت او رو به بدتر شدن رفت و منجر به مرگ او شد.
آبسپاری خاکستر در هریدوار
در روز چهارشنبه، ۳ دسامبر، خانواده دیول مراسم آبسپاری خاکستر برای نماد بالیوود دهامندرا را در رودخانه گنگا، بر روی ساحل هار کی پائوری، هریدوار، ایالت اوتاراکاند، پس از یک مراسم ساده خاکسپاری برگزار کردند. سانی دیول و بابی دیول به همراه دیگر خویشاوندان، آئینهای ودایی را با راهنمایی کشیشان اجرا کردند و حریم خصوصی و امنیت شدیدی را حفظ کردند. این رویداد بهطور صلحآمیز در یک گت خصوصی مشابه «پیلبیت هاوس» پس از ورود خانواده در روز قبل برگزار شد.
سونو نیگام در مراسم دعای دهامندرا، یک آغوش گرم با سانی و بابی دیول به اشتراک گذاشت!
مواجهه ویروسی در ویدئو
ویدئویی که بهصورت گسترده در شبکهها پخش شد، برخورد خشمگین سانی دیول را با عکاس مخفی که بهطور پنهانی مراسم سوزاندن خاکستر پدرش دهامندرا را فیلمبرداری میکرد، نشان میدهد. این بازیگر به سمت دوربین رفت، آن را بهدست گرفت و با خشم به شخص ضربه زد. در این صحنه او فریاد زد: «پیسه میخوای؟ چند پول میخوای تو؟».
میراث خانوادگی دهامندرا
دهامندرا در مجموع شش فرزند داشت که شامل بازیگران سانی دیول، بابی دیول و اَشا دیول میشود. وی در سال ۱۹۵۴ با پرکاش کور ازدواج کرد؛ این ازدواج چهار فرزند بهوجود آورد که سانی و بابی از آنها بود. در سال ۱۹۸۰، بدون اینکه از همسر اول خود طلاق بگیرد، با هما مالینی ازدواج کرد؛ اَشا و آحنا دختران این زوج هستند.
خواننده پاپ تأکید میکند که این «محصول نوآوری … صرفاً برای ذخیرهسازی دادهها» است
لیلی آلن، عکس از توییتر
لیلی آلن با اعلام اینکه آلبوم West End Girl خود بر روی درایوهای USB به شکل پلاگ مقعدی در دسترس خواهد شد، نشان داد که مهارتش در شوخیپردازی بینظیر است.
امروز (۳ دسامبر) فروشگاه اینترنتی خواننده پیشفروش درایوهای USB را که حاوی پیشبارگذاری آلبوم West End Girl هستند، آغاز کرد — این درایوها به شکل اسباببازی جنسی طراحی شدهاند که برای مقعد مناسب است. لازم است ذکر شود که این یک پلاگ واقعی نیست. وبسایت اعلام میکند که این محصول، که بهصورت «موجودی محدود» عرضه میشود، بهعنوان «دستگاه USB نوآوری صرفاً برای ذخیرهسازی دادهها» توصیف شده است.
بهنظر میرسد دلیل الهامگیری این USBهای به شکل پلاگ مقعد، از آهنگ «Pussy Palace» لیلی آلن سرچشمه میگیرد؛ در این آهنگ بخشی میخواند: «کیس Duane Reade با دستگیرههای بسته/ اسباببازیهای جنسی، پلاگ مقعد، روانکننده داخل»، که عموم آن را به عنوان اشارهای به همسر پیشین او، دیوید هاربور، ستارهٔ سریال «Stranger Things»، و مخزن مخفی ادعاییاش میپندارند.
گزارشی منتشر شده است که ادعا میکند هاربور «عصبانی» از لیلی آلن بهدلیل اشارههای این آلبوم و پلاگ مقعد است. یک منبع داخلی به یاهو گفت: «نقطه خجالت اینچنان بالا رفته که قابل توصیف نیست»؛ او افزود: «هاربور از اینکه عملاً بهعنوان یک هیولای تعقیبگر دامنها و بدترین شوهر جهان متهم میشود، عصبانی است.»
آلن بهوضوح در آلبوم West End Girl نظرات خود درباره هاربور را بیان میکند. این آلبوم تنها در ده روز دی ماه گذشته نوشته شد، دقیقاً پس از جدایی دو نفر پس از چهار سال ازدواج، بهدلیل اینکه هاربور بهنظر میرسد با یک طراح لباس خیانت کرده است.
دیوید هیمن به شرکت فرانسوی رسانهای استودیویکانال پیوسته است تا یکی از پرفروشترین سری کتابهای کودکان تمام دوران را به پرده سینما بیاورد.
سازندگان پشت سری موفق پدینگتون قصد دارند اقتباس سینمایی از دیگری از دلپسندهای خانوادگی بریتانیایی، یعنی سری کتابهای تصویری «آقای مردها و خانمهای کوچک»، را به اجرا درآورند.
دیوید هیمن، که Heyday Films (شرکت فیلمسازی او) فیلمهای پدینگتون و پدینگتون ۲، همچنین مجموعه هری پاتر، «یک بار در هالیوود» و «نوفه سفید» را تولید کرده است، تصمیم دارد با بخش بریتانیایی استودیویکانال برای ساخت این فیلم همکاری کند.
در بیانیهای، هیمن اظهار کرد که این کتابها «فرصتی غیرقابل مقاومت برای یک اقتباس سینمایی جسورانه و تخیلی فراهم میآورند». براساس گزارش WordsRated، در سال ۲۰۲۳ این سری کتاب ۲۵۰ میلیون نسخه فروخته و چهارمین سری کتاب پرفروش کودکان تاریخ به شمار میآید.
کتابهای «آقای مردها» برای اولین بار در سال ۱۹۷۱ منتشر شد؛ این کتابها توسط راجر هارگریوز (Roger Hargreaves) نوشته و تصویرگری شدهاند و پس از وفات او در سال ۱۹۸۸، این سری توسط پسرش آدام در سال ۲۰۰۳ دوباره زنده شد. نخستین شخصیت «آقای مرد»، «آقای تیکل» (Mr Tickle) بود که بهنظر میرسد از سؤال نوزاد آدام به هارگریوز الهام گرفته شده است؛ هرچند ماهیت دقیق ایدهٔ اولیه توسط نویسندهٔ همکار جان مالام (John Malam) بهچالش کشیده میشود که میگوید هارگریوز هنگام کار، بهتصویر کشیدن شخصیتها میپرداخت.
راجر هارگریوز، ۳۹ شخصیت «آقای مردها» خلق کرد و سپس در سال ۱۹۸۱ شخصیتهای «خانمهای کوچک» را به این سری اضافه کرد. اولین اقتباس تلویزیونی در سال ۱۹۷۴ بر روی شبکه BBC1 پخش شد و روایت آن توسط آرتور لو از سری «Dad’s Army» ارائه میشد. یک سری «خانمهای کوچک» بههمراه پلین کوینز (Pauline Collins) برای نخستین بار در سال ۱۹۸۳ پخش شد.
در سال ۲۰۰۴، حقوق شخصیتها به شرکت Chorion فروخته شد؛ این شرکت در سال ۲۰۰۸ یک سری جدید را مجوز داد که با موفقیت در کانال Channel 5 در بریتانیا و Cartoon Network در ایالات متحده پخش شد. در سال ۲۰۱۱، این برند به مالکان Hello Kitty یعنی Sanrio منتقل شد؛ این شرکت نیز بهعنوان شریک در اقتباس پیشنهادی فیلم حضور دارد و بهتازگی «ماجراجوییهای مینی آقای مردها و خانمهای کوچک» را بهصورت یک سری در یوتیوب راهاندازی کرده است.
ریچارد گیر در مستند «حکمت خوشبختی» که دربارهٔ دوست دیرینهاش، دالایی لاما، است، فقط بهعنوان تولیدکننده اجرایی نامنویسی نشده؛ او بیش از این است.
«هرگز اینچنین سخت کار نکردهام تا فیلمی که با آن مرتبط هستم، برای دنیا قابل مشاهده باشد»، ریچارد گیر که حدود ۴۵ سال پیش برای اولینبار دالایی لاما را ملاقات کرده، به من میگوید. «فکر میکنم اینقدر مهم است که باید آخرین انرژیام را صرف کنم تا این اثر برای مردم قابل رؤیت شود. حداقل این کار بذر فکری در ذهن افرادی که آن را میبینند خواهد کاشت.»
این فیلم زندگی دالایی لامای ۸۹ ساله آن زمان را به تصویر میکشد. در آن برنده جایزه صلح نوبل مستقیماً به دوربین سخن میگوید، گویی گفتگویی رو در رو با بیننده دارد.
گیری پس از اینکه کارگردانان مشترک فیلیپ دِلَکویس و باربارا میلر نسخهٔ اولیهٔ فیلم را برای او نمایش دادند، بهعنوان تولیدکننده اجرایی به این مستند پیوست. او به همراه همکار دیرینهاش، نویسنده‑کارگردان اورن موورمان، یک ماه زمان صرف کرد تا فیلم را دوباره تدوین کرده و اثر موسیقایی جدیدی به آن اضافه کند.
در طول فیلم، دالایی لاما خاطرات کودکی و خانوادهاش را بازگو میکند. او همچنین راهنماییهایی دربارهٔ جستجوی خوشبختی ارائه میدهد و بر این باور است که مهربانی و خدمت به دیگران کلید دستیابی به «آرامش ذهن» هستند.
«وقتی حدود یک سال پیش برای اولینبار این فیلم را تماشا کردم، بهزودی تولد نود سالگی او را در ذهن داشتم. گفتم: «این فوقالعاده است و فکر میکنم میتوانیم بهترش کنیم»، ستارهٔ «زن زیبا» میگوید. «همه چیز در حال همپیوستگی بود و من فکر میکردم بله، این مرکز جشن زندگی شگفتانگیز اوست. اما در این میان، جهان آنچنان دیوانهتر شده بود که برایم معنای متفاوتی پیدا کرد. به نظر من این فیلم دارای کیفیت درمانی است، در زمانی که بیماری عمیقی در جهان حاکم است.»
دالایی لاما از مخاطبان میخواهد «نفس عمیق بکشند، یک قدم به عقب بروند و از خود سؤال کنند»، گیر توضیح میدهد. «ما در مسیر بسیار اشتباهی قرار گرفتهایم و در سالهای اخیر این وضعیت وخیمتر شده است. حتی حس اساسی مهربانی در گفتوگوی مردم از بین رفته است. واضح است که این مشکل از رهبران ما، بهویژه رهبری که هماکنون داریم، ناشی میشود. اینچگونه رخ داد؟ ما مسئول بودیم. همهٔ ما باید مسئولیت و اعتبار این مسأله را بر عهده بگیریم.»
«اگر میخواهیم دنیایی خاص داشته باشیم، باید رهبرانی را انتخاب کنیم که دیدگاهی مشابه با ما داشته باشند و ما را به این سطح بالاتر از امکان هدایت کنند — که ما بهعنوان فرد چه هستیم و چگونه میتوانیم دنیایی، جامعهای بسازیم که مردم بتوانند در کنار یکدیگر زندگی کنند، نه یک میدان جنگ روزانه پر از هرج و مرج. بهویژه، همانطور که میگویم، این نگرش بدوی و خامی که در رهبری کنونی ما حاکم است، باید ریشهدار شود.»
من تعجب میکنم که آیا گیر فکر میکند دالایی لاما میتواند حتی بر مردی مانند دونالد ترامپ تأثیر بگذارد. «نمیدانم آیا این برای او تأثیر خواهد گذاشت یا نه»، میگوید گیر. «امیدوارم بگذارد، دعا میکنم که بگذارد. اما واقعاً نمیدانم چطور میتوان آنچه او به این کشور انجام داده را توصیف کرد، چه احساسی دارد که اکنون بهعنوان یک آمریکایی، ده یا یازده ماه در این سرزمین زندگی میکنیم. این واقعاً شگفتانگیز است؛ فراتر از آنچه هر کسی میتواند تصور کند.»
دهها مستند دربارهٔ دالایی لاما ساخته شدهاند. گیر میگوید اکثر آنها را (اگر تمامشان را نه) دیده است. او وقتی به یاد میآورد که برای یک بیوپیک به او سناریویی پیشنهاد شده بود، میخندد. «این تماماً احمقانهترین سناریویی بود که تا به حال خواندهام»، میگوید. «در آن، سیا (سازمان اطلاعات مرکزی) او را در وسط شب از کاخ پوتالا در تبت بهطور حقیقی بیرون میبرد. آنها سعی داشتند به تجاوز به تبت و فرار صاحب معظم پس از تهدید توسط چینها احترام بگذارند، اما این تنها یک داستان احمقانه و بیمعنی بود. دقیقا مثل ریمبو که میآید و او را نجات میدهد.»
از زمان ملاقات با دالایی لاما، گیر بهعنوان فعال سرسختی برای استقلال تبت شناخته میشود. او بهدلیل خروج از متن در حین ارائه در مراسم اسکار سال ۱۹۹۳ برای انتقاد از سیاستهای چین در تبت، به مدت ۲۰ سال از حضور در اسکار منع شد؛ او تا سال ۲۰۱۳ دوباره در این مراسم حاضر نشد.
گیر هرگز دربارهٔ این جنجال با دالایی لاما صحبت نکرده است. «این مسأله هرگز مطرح نشد»، میگوید. «گاهیگاهی اگر جایزهای بگیرم یا چیزی شبیه آن، به او میگویند و او پیغامی تبریک مینویسد که خوشش از من است، اما این تقریباً نزدیکترین ارتباطی است که بهصورت واقعی دربارهٔ فیلمها داشتهاند.»
در واقع، گیر اصرار دارد که این محرومیت بهطور آنچنان که ممکن است تصور شود، او را اذیت نکرده است. او میگوید: «این موضوع را بهطور خاصی شخصی نمیپذیرم. فکر نمیکردم در این وضعیت کسی آدم بدی باشد. من کاری که انجام میدهم میکنم و قطعاً هدفم آسیب رساندن به کسی نیست. هدفم مقابله با خشم است؛ هدفم مبارزه با تبعیض. هدفم مبارزه با نقض حقوق بشر است، اما سعی میکنم به نزدیکترین نقطهای که صاحب معظم به آن اشاره میکند بمانم… اینکه همهٔ انسانها قابل رستگاریاند و در نهایت همه باید رستگار شوند یا ما هیچکسی (نمیشویم). بنابراین از این منظر، اینرا بهصورت شخصی نمیپذیرم.»
دالایی لاما «حکمت خوشبختی» را، حداقل بخشهایی از آن، دیده است. او این مستند را به همراه برادرزادهاش، تنچو گیاتسو، رئیس کمپین بینالمللی برای تبت، تماشا کرد. گیر میگوید: «او واقعاً هیچگونه علاقهای به دیدن خود نداشت.» او ادامه میدهد: «به همین دلیل او از این قسمتها عبور کرد، اما وقتی صحنههای قدیمی به دوستها و خانوادهاش مینگریست و به یاد میآورد – او با خوشحالی به بانک خاطرات کودکیاش رفت، همانطور که همهٔ ما میکنیم.»
با تمام انتقادهایی که به کنتین تارانتینو و برخی از انتخابهای او وارد میشود، ممکن است فکر کنید او آخرین کسی باشد که در این صنعت بهسرعت به دیگری سرزنش میکند.
اما این تصور اشتباه است.
بهتازگی کارگردان دربارهٔ عدم علاقهاش به آثار پل دینو بهصراحت صحبت کرد.
در مصاحبهای با پادکست «برِت اِستون الیس»، تارانتینو اشاره کرد که فیلم ۲۰۰۷ پائول توماس اندرسون با عنوان «خونآشوب»، پنجمین فیلم مورد علاقهاش در قرن ۲۱ است. اما او افزود که اگر نه بهدلیل «یک نقص بزرگ» در فیلم — که آن نقص، پل دینو است — میتوانست این فیلم را در اولین یا دومین جایگاه قرار دهد.
متوجه شدیم که این کارگردان برجسته بر این باور نیست که دینو — که در فیلم دو نقش دوقلوی یکسان ایلی و پل سندی را ایفا کرد — شایستگی حضور در صحنه همراه با همبازی دنیل دی‑لیویس را داشته باشد.
برای کسانی که این اظهارنظر را عجیب میپندارند، تارانتینو این موضعگیری را دوچندان تأیید کرد.
«آستین باتلر میتوانست در آن نقش شگفتانگیز باشد»، تارانتینو گفت و افزود که دینو «فقط یک مرد ضعیف، ضعیف و غیرجذاب» است.
بهعنوان مرجع، باتلر آن زمان ۱۶ ساله بود، پس این نکته مهم است.
آندرسون شاید بخواهد با تارانتینو صحبت کند، زیرا نهتنها دینو را در نقش پل سندی انتخاب کرد، بلکه فیلم را بازنویسی کرد تا آن شخصیت و ایلی سندی را بهعنوان دوقلوهای یکسانسازی کند و دینو هر دو نقش را ایفا کند.
نقش پل یک نقش فرعی بود و همان نقشی که در ابتدا دینو به آن اختصاص یافت.
دینو در مصاحبهای در سال ۲۰۰۸ با تری گروس گفت: «بهخاطر میآورم که یک پنجشنبه (فکر میکنم) با پل ملاقات کردم. ما چند صحنه را مرور کردیم و کمی دربارهٔ نقش گفتگو کردیم. او گفت: «دوست دارم این نقش را به تو بدهیم» و آنها کمی فیلمبرداری کرده بودند.»
این زمان تنها چند روز به دینو فرصت داد تا برای ایفای نقش ایلی، یک واعظ جوان که در نبرد شدیدی با صنعتگر نفتی گرفتار بود، آماده شود. این نقش توسط دی‑لیویس ایفا شد که یک سال برای آمادگی داشت.
مانند گفتگو دربارهٔ پیروان وفادار فیلم «جکی براون» از تارانتینو، دلیل اینکه چرا اندرسون تصمیم گرفت نقش دیگری به دینو بدهد، هنوز یک معماست.
دینو نه تنها بهخاطر نقشش در «خونآشوب» تحسین منتقدان را بهدست آورده است، بلکه بهواسطهٔ کارهایش در سایر پروژهها از جمله «دختربچه خوششانس» و «فابلمنها» نیز مورد ستایش قرار گرفته است. سیانان برای دریافت اظهاراتی با نمایندگان او تماس گرفته است.
در میان بحث پیرامون شیفت ۸ ساعته در سینمای هندی، تهیهکنندگان دولکر سلمان، رانا دگوباتی، آرچانا کالپاتی و ویکرامادیتیا موتوانه به چنین تقاضاهایی واکنش نشان میدهند.
نوشته گوثام اس
دولکر سلمان و رانا دگوباتی نسبت به درخواست شیفت ۸ ساعته دیپیکا پادوکون واکنش نشان میدهند (منبع: Pinkvilla)
کارگردانان دولکر سلمان، رانا دگوباتی، آرچانا کالپاتی و ویکرامادیتیا موتوانه اخیراً در یک گفتوگوی گروهی حضور یافتند. در این گفتگو، تیم به درخواست دیپیکا پادوکون برای شیفت ۸ ساعته در صنعت فیلمبرداری واکنش نشان داد و دربارهٔ آن صحبت کرد.
دولکر سلمان و رانا دگوباتی نسبت به درخواست شیفت ۸ ساعته دیپیکا واکنش نشان میدهند
در مصاحبهای با The Hollywood Reporter India، دولکر سلمان گفت: «در سینمای مالایالام، کار بیوقفه ادامه دارد. وقتی صدأ «بسته کنید» را میشنوند، بازیگران و تیم فنی دست میزنند، چون هیچکس نمیداند کی پایان مییابد. افزودن یک روز فیلمبرداری اضافی فشار سنگینی بر دوش تولیدکننده میگذارد. بهجای این کار، همه باید تلاش بیشتری کنند یا حتی ساعتهای اضافه کار کنند تا کار را همان روز پیشین تمام کنند.»
تولیدکنندهٔ لوکاه فاش کرد که حتی وقتی میخواهد به یکی از اعضای تیم تولید یک روز مرخصی بدهد، بازیگران و تیم فنی از گرفتن آن امتناع میورزند و بهجای آن سعی میکنند کار را تکمیل کنند و سپس به خانه بروند.
همچنین رانا دگوباتی در این گفتوگو گفت: «سینما شغل نیست، بلکه یک شیوهٔ زندگی است. یا تصمیم میگیری بخواهی در این حوزه حضور داشته باشی یا نه. اینجا شبیه کارخانهای نیست که در هشت ساعت فیلمبرداری تمام میشود. میتوانیم هشت ساعت بنشینیم و صحنهٔ عالیای بهدست آوریم، یا پنجاه ساعت صبر کنیم و هیچچیزی بهدست نیاییم.»
تولیدکنندهٔ برتر آرچانا کالپاتی نیز به بحث پیوست و گفت که پیشتولید قوی همیشه در چنین موقعیتهایی مفید است. او تأکید کرد که هزینهٔ بیش از ۱۰٪ از بودجهٔ تولید نباید در حین ساخت فیلم هدر شود و افزود که هرگز بدون این وضوح با کارگردان همکاری نخواهد کرد.
او پایان داد: «یک برنامهٔ ۹ تا ۵ در این صنعت امکانپذیر نیست… ما همه برای این دیوانگی ثبتنام کردیم.»
ویکرامادیتیا موتوانه افزود که برنامهریزی دقیق میتواند ساعتهای طولانی را قابل مدیریت سازد. این فیلمساز بر رضایت و شفافیت تأکید کرد و اشاره کرد که اگر همه پیشاپیش از ساعتهای کاری طولانی مطلع شوند، این امر قابل پذیرش است.
مناقشهٔ شیفت ۸ ساعته دیپیکا پادوکون
برای کسانی که از این موضوع مطلع نیستند، اظهارات تهیهکنندگان پس از جدل بزرگتری درباره ساعتهای کاری در سینمای هندی اتفاق افتاد که از رد درخواست دیپیکا پادوکون برای کار بیش از هشت ساعت در روز هنگام فیلمبرداری نشأت گرفت.
گفته میشود این بازیگر از فیلمهایی نظیر «اسپیرت» و «کالکی ۲۸۹۸ ایدی» بهدلیل مذاکرات ناموفق عقبنشینی کرده است.
همچنین بخوانید: دولکر سلمان فاش میکند که عرضهٔ اولین اثر OTT لوکاه، علیرغم حضور تووینو توماس، رد شد: «هیچکس نمیخواست خرید کند»
املاک ارثی دارمندرا در پنجاب توسط هیچیک از فرزندانش به ارث نخواهد رسید؛ این را بازیگر ده سال پیش تضمین کرد.
بازیگر پیشکسوت دارمندرا در ۲۴ نوامبر، در سن ۸۹ سالگی در منزل خود واقع در جوهو، بمبئی درگذشت. او که از محبوبترین و موفقترین بازیگران تاریخ سینمای هندی بود، تا زمان درگذشت خود ثروت قابلتوجهی نیز جمعآوری کرده بود. هماکنون که شایعاتی درباره املاک او به گوش میرسد، گزارشهای متعددی ادعا کردهاند که خانوادهاش در زمینه ارثبرداری هیچ درگیری ندارند. اما فرزندان او حق دریافت املاک ارثی دارمندرا در پنجاب را ندارند. این زمین که ارزش چند کرور دارد، توسط این بازیگر در حالیکه هنوز زنده بود، به شخص دیگری واگذار شد.
دارمندرا زمین ارثیاش در روستای پنجاب را به پسرعموهای خود و فرزندانشان واگذار کرد.
دارمندرا املاک ارثی خود را به پسرعموها واگذار کرد
دارمندرا به نام دارام سینگ دیول در ناصرالی، پنجاب، دهکده مادرش، متولد شد. خانوادهاش از روستای دانگون، نزدیک آنجا، میآیند. این همان جایی است که دارمندرا جوان رشد کرد. پدر او در آنجا زمینی داشت، اما پس از آنکه دارمندرا در دههٔ ۱۹۵۰ به بمبئی (زمانی که به نام بومبای شناخته میشد) رفت، پسرعموها و فرزندانشان مسئول کشت و نگهداری زمینهای کشاورزی شد. بر اساس گزارشهای متعدد، ارزش این زمین و خانه موجود بر روی آن در حال حاضر حدود ۵ کرور روپیه است.
در سال ۲۰۱۵، هنگامیکه دارمندرا به روستای خود بازگشت، این زمین را به برادرزادههای خود هدیه داد زیرا آنها سالهاست که آن را نگهداری میکردند. برادرزاده او، بوتا سینگ دیول، به نیو ایندیان اکسپرس گفت: «عموی دارمندرا پسرعمو پدر من، منجیت سینگ، بود. آخرین باری که او به روستا آمد، در سال ۲۰۱۹ بود که پسرش سانی دیول در انتخابات پارلمانی گورداسپور شرکت کرد. من نیز برای او به گورداسپور رفتیم تا به او کمک کنیم. پیش از آن، او در سال ۲۰۱۵‑۲۰۱۶ به روستا آمد و ۱۹ کانال و سه مرله زمین را به پدرم منجیت سینگ و عمویم شینگارا سینگ (که امروزه درگذشته) واگذار کرد.»
بوتا سینگ توضیح داد که چرا دارمندرا زمین ارثی خود را به فرزندان پسرعموها واگذار کرد و نه به فرزندان خود. او گفت: «چون او دهها سال پیش به بمبئی رفت، خانواده ما از آن زمان به مراقبت از زمین او میپردازد و آن را کشت میکنیم. او هرگز ریشههای خود و ما را فراموش نکرد.»
خانواده دارمندرا
دارمندرا شش فرزند داشت، از جمله بازیگران سانی دیول، بابی دیول و اشا دیول. او در سال ۱۹۵۴ با همسر اول خود، پراکاش کور، ازدواج کرد. این دو چهار فرزند داشتند، از جمله سانی و بابی. در سال ۱۹۸۰، او بدون طلاق گرفتن از همسر اول، با بازیگر همکار خود، هما مالینی ازدواج کرد. دختران او، اشا و آحانا، از همای مالینی متولد شدند.
دارمندرا در چند هفتهٔ آخر پیش از مرگ خود مریض بود و اوایل نوامبر در بیمارستان بستری شد. اما پس از مرخص شدن، روزهای آخر زندگی خود را در منزل در کنار خانوادهاش سپری کرد. مراسم تشییع جنازه و نماز غائب او با حضور بسیاری از ستارگان بالیوود برگزار شد.
(به ترتیب ساعتگرد از بالا سمت چپ) «Sorry, Baby», «Peter Hujar’s Day», «Train Dreams», «The Plague» و «Twinless» Mia Cioffy Henry/Greg Cotten/Janus Films/Netflix/Everett
نامزدیهای ۴۱مین جشنوارهٔ Film Independent Spirit در روز چهارشنبه فاش شد؛ یک انتخاب کاملاً مستقل، بهطور طبیعی، که فهرست نامزدهای بخش بهترین فیلم شامل فیلمهای Janus Films Peter Hujar’s Day، IFC The Plague، A24 Sorry, Baby، Netflix Train Dreams و Roadside Attractions Twinless است.
از پنج فیلم، چهار تا پیشنمایش جهانی خود را اوایل امسال در جشنوارهٔ فیلم سندنس داشتهاند. فیلم The Plague چارلی پولینگر در کنس پیشنمایش شد. در حقیقت، فیلم Twinless ساخت Republic Pictures یکی از فیلمهای روز افتتاحیهٔ سندنس بود، در حالی که Netflix Train Dreams را با هزینهٔ چندین میلیون دلار بهدست آورد. فیلم دوم، که جوئل ادگرتون در نقش کارگر راهآهن و چوببردار اوایل قرن بیستم بازی میکند، هماکنون بر روی این سرویس استریم در حال پخش است.
Netflix که در مذاکرات خرید Warner Bros Discovery حضور دارد، امروز در نامزدهای Spirit با ۱۸ نامزدی چشمگیر (دو برابر عدد ۹ نامزدی سال گذشته) بهخوبی ظاهر شد. A24 که سال پیش با ۱۹ نامزدی پیشتاز بود، امسال با ۱۰ نامزدی دومین جایگاه را بهدست آورد.
تماشا در Deadline
بهترین فیلم (جایزه به تهیهکننده تعلق میگیرد)
Peter Hujar’s Day
تهیهکنندگان: Jonah Disend, Jordan Drake
The Plague
تهیهکنندگان: Derek Dauchy, Joel Edgerton, Roy Lee, Lucy McKendrick, Steven Schneider, Lizzie Shapiro
Sorry, Baby
تهیهکنندگان: Mark Ceryak, Barry Jenkins, Adele Romanski
Train Dreams
تهیهکنندگان: Michael Heimler, Will Janowitz, Marissa McMahon, Ashley Schlaifer, Teddy Schwarzman
Twinless
تهیهکنندگان: David Permut, James Sweeney
بهترین اولین فیلم (جایزه به کارگردان و تهیهکننده تعلق میگیرد)
Blue Sun Palace
کارگردان: Constance Tsang
تهیهکنندگان: Sally Sujin Oh, Eli Raskin, Tony Yang
تهیهکنندگان: Galen Core, Archie Madekwe, Marc Marrie, Charlie McDowell, Francesco Melzi D’Eril, Duncan Montgomery, Alex Orlovsky, Olmo Schnabel, Jack Selby
One of Them Days
کارگردان: Lawrence Lamont
تهیهکنندگان: Deniese Davis, Poppy Hanks, James Lopez, Issa Rae, Sara Rastogi
جایزه جان کساوِتس – به بهترین فیلم زیر یکمیلیون دلار (جایزه به نویسنده، کارگردان و تهیهکننده تعلق میگیرد)
The Baltimorons
کارگردان/نویسنده/تهیهکننده: Jay Duplass
نویسنده/تهیهکننده: Michael Strassner
تهیهکنندگان: David Bonnett Jr., Drew Langer
Boys Go to Jupiter
کارگردان/نویسنده: Julian Glander
Eephus
کارگردان/نویسنده/تهیهکننده: Carson Lund
نویسنده/تهیهکننده: Michael Basta
نویسنده: Nate Fisher
تهیهکنندگان: David Entin, Tyler Taormina
Esta Isla (This Island)
کارگردانان/نویسندگان/تهیهکنندگان: Cristian Carretero, Lorraine Jones Molina
نویسنده: Kisha Tikina Burgos
Familiar Touch
کارگردان/نویسنده/تهیهکننده: Sarah Friedland
تهیهکنندگان: Alexandra Byer, Matthew Thurm
بهترین کارگردان
Clint Bentley
Train Dreams
Mary Bronstein
If I Had Legs I’d Kick You
Lloyd Lee Choi
Lucky Lu
Ira Sachs
Peter Hujar’s Day
Eva Victor
Sorry, Baby
بهترین فیلمنامه
Michael Angelo Covino, Kyle Marvin
Splitsville
Angus MacLachlan
A Little Prayer
James Sweeney
Twinless
Christian Swegal
Sovereign
Eva Victor
Sorry, Baby
بهترین فیلمنامهٔ اولین
Andrew DeYoung
Friendship
Elena Oxman
Outerlands
Alex Russell
Lurker
Syreeta Singleton
One of Them Days
Constance Tsang
Blue Sun Palace
بهترین بازیگری نقش اصلی
Everett Blunck
The Plague
Rose Byrne
If I Had Legs I’d Kick You
Kathleen Chalfant
Familiar Touch
Chang Chen
Lucky Lu
Joel Edgerton
Train Dreams
Dylan O’Brien
Twinless
Keke Palmer
One of Them Days
Theodore Pellerin
Lurker
Tessa Thompson
Hedda
Ben Whishaw
Peter Hujar’s Day
بهترین بازیگری نقش حمایتی
Naomi Ackie
Sorry, Baby
Zoey Deutch
Nouvelle Vague
Kirsten Dunst
Roofman
Rebecca Hall
Peter Hujar’s Day
Nina Hoss
Hedda
Jane Levy
A Little Prayer
Archie Madekwe
Lurker
Kali Reis
Rebuilding
Jacob Tremblay
Sovereign
Haipeng Xu
Blue Sun Palace
بهترین بازیگری نوظهور
Liz Larsen
The Baltimorons
Misha Osherovich
She’s the He
Kayo Martin
The Plague
SZA
One of Them Days
Tabatha Zimiga
East of Wall
بهترین فیلمبرداری
Alex Ashe
Peter Hajar’s Day
Norm Li
Blue Sun Palace
David J. Thompson
Warfare
Adolpho Veloso
Train Dreams
Nicole Hirsch Whitaker
Dust Bunny
بهترین تدوین
Ben Leonberg
Good Boy
Carson Lund
Eephus
Fin Oates
Warfare
Sara Shaw
Splitsville
Sofía Subercaseaux
The Testament of Ann Lee
جایزه رابرت آلتمن (جایزه به کارگردان، کارگردان انتخاب بازیگران و تجمّع بازیگران یک فیلم تعلق میگیرد)
The Long Walk
کارگردان: Francis Lawrence
کارگردان انتخاب بازیگران: Rich Delia
مجمع بازیگران: Judy Greer, Mark Hamill, Cooper Hoffman, David Jonsson, Tut Nyuot, Joshua Odjick, Charlie Plummer, Ben Wang, Garrett Wareing
بهترین مستند (جایزه به کارگردان و تهیهکننده تعلق میگیرد)
تهیهکنندگان: Dan Bekerman, Alex Ordanis, Jason Ryle, Chris Yurkovich
My Undesirable Friends: Part I – Last Air in Moscow
کارگردان/تهیهکننده: Julia Loktev
The Perfect Neighbor
کارگردان/تهیهکننده: Geeta Gandbhir
تهیهکنندگان: Sam Bisbee, Nikon Kwantu, Alisa Payne
The Tale of Silyan
کارگردان/تهیهکننده: Tamara Kotevska
تهیهکنندگان: Jean Dakar, Anna Hashmi, Jordanco Petkovski
بهترین فیلم بینالمللی (جایزه به کارگردان تعلق میگیرد)
All That’s Left of You
فلسطین، اردن، آلمان، قبرس
کارگردان: Cherien Dabis
On Becoming a Guinea Fowl
زامبیا، انگلستان، ایرلند
کارگردان: Rungano Nyoni
A Poet
کلمبیا
کارگردان: Simón Mesa Soto
The Secret Agent
برزیل
کارگردان: Kleber Mendonça Filho
Sirâṭ
اسپانیا
کارگردان: Oliver Laxe
جایزه تهیهکنندگان – جایزه تهیهکنندگان، که در سال ۲۹ام خود قرار دارد، به تهیهکنندهای نوظهور که هنوز … ارجاع میدهد.
Emma Hannaway
Luca Intili
Tony Yang
جایزه کسی که باید دیده شود – جایزه Someone to Watch، که در سال ۳۲ خود قرار دارد، …
Tatti Ribeiro
کارگردان Valentina
Neo Sora
کارگردان Happy end
Annapurna Sriram
کارگردان Fuck toys
جایزه واقعیتر از داستان – جایزه Truer Than Fiction، که در سال ۳۱ خود قرار دارد، …
Tony Benna
کارگردان André is an Idiot
Rajee Samarasinghe
کارگردان Your Touch Makes Others Invisible
Brittany Shyne
کارگردان Seeds
بهترین سریال بدون فیلمنامه یا مستند (جایزه به خالق، تهیهکننده اجرایی و تهیهکننده هماجرایی تعلق میگیرد)
Citizen Nation
خالق: Bret Sigler
تهیهکنندگان اجرایی: Christopher Buck, Kyra Darnton
Hurricane Katrina: Race Against Time
تهیهکنندگان اجرایی: Jonathan Chinn, Simon Chinn, Ryan Coogler, Myles Estey, Ted Skillman, Zinzi Coogler, Sev Ohanian, Peter Nicks, Kalia King, Carolyn Payne, Sean David Johnson
تهیهکننده هماجرایی: Kelli Buchanan
Pee‑wee as Himself
تهیهکنندگان اجرایی: Matt Wolf, Emma Tillinger Koskoff, Ronald Bronstein, Eli Bush, Benny Safdie, Josh Safdie, Paul Reubens, Candace Tomarken, Kyle Martin, Nancy Abraham, Lisa Heller, Sara Rodriguez
Seen & Heard: The History of Black Television
تهیهکنندگان اجرایی: Issa Rae, Montrel McKay, John Maggio, Rachel Dretzin, John Ealer, Jonathan Berry, Dave Becky, Nancy Abraham, Lisa Heller, Sara Rodriguez
کوئنتین تارانتینو فهرست ۱۰ فیلم برتر خود از قرن ۲۱ را فاش کرد و برخی از انتخابهای او بهعنوان یک تعجب خوشایند ظاهر شد.
این کارگردان مشهور، فیلم جنگی ۲۰۰۱ ریدلی اسکات به نام «بلک هاک داون» را در قسمت جدید پادکست «بریت اِیستون الیس» که روز سهشنبه منتشر شد، بهعنوان بهترین فیلم ۲۵ سال اخیر معرفی کرد.
«وقتی برای اولینبار دیدم، خوشتان آمد، اما در واقع فکر میکنم آنقدر پرتحرک بود که برای من دیگر کار نمیکرد و نتوانستم آن را بهگونهای که باید، در دل نگهدارم»، تارانتینو، ۶۲ ساله، دربارهٔ «بلک هاک داون» گفت.
«از آن زمان، چند بار آن را دیدهام، نه بهصورت فراوان، اما فکر میکنم یک شاهکار است، و یکی از دلایلی که آن را خیلی دوست دارم این است که این تنها فیلمی است که کاملاً به سبک «آپوکالیپس ناو» میپردازد؛ از لحاظ هدف، اثر بصری و حس، و من فکر میکنم این فیلم بهخوبی موفق شده است»، او ادامه داد.
کارگردان «کِل بیل» افزود که این فیلم که ماجرای سرتیپ مات اِورسمَن (جوش هارتنت) و سرباز جان «گریمسی» گریمز (اوان مکگرگر) را در مسیر نبرد فاجعهبار ایالات متحده در مومبادژ (مقابل موگادیشو) در سال ۱۹۹۳ در سومالی دنبال میکند، با موفقیت توانسته است «شدتاش را بهمدت دو ساعت و چهلوپنج دقیقه حفظ کند».
«بهتازگی دوباره آن را تماشا کردم؛ قلبم تمام مدت زمان فیلم میتپید؛ فیلم من را بهخطره خود کشید و هرگز رها نداد و من مدتهاست که آن را ندیده بودم»، تارانتینو توضیح داد. «دستآورد کارگردانی فراتر از فوقالعاده است».
فهرست ۱۰ فیلم برتر کارگردان «پالپ فیکشن» با عناوین «داستان اسباببازی ۳» به کارگردانی لی آنکریچ، «گمشده در ترجمه» صوفیا کوپولا، «دونکی» کریستوفر نولان، «خونی که خواهد ریخت» پل توماس اندرسون، «زودیاک» دیوید فینچر، «قابلتوقف نیست» تونی اسکات، «مکس دیوانه: جادهٔ خشم» جرج میلیر، «شان مردهها» ادگار رایت و «نیمهشب در پاریس» وودی آلن تکمیل شد.
«پنج دقیقهٔ آخر این فیلم قلبم را بهطور کامل پاره کرد؛ اگر سعی کنم پایان را توصیف کنم، شروع به گریه میکنم و دچار سرفه میشوم»، او دربارهٔ «داستان اسباببازی ۳» گفت و توضیح داد که چرا این فیلم را هم «تقریباً کامل» و هم دومین فیلم برتر قرن ۲۱ میداند. «این واقعاً شگفتانگیز است».
اگرچه «دونکی» در رتبهٔ ۴ پس از «گمشده در ترجمه» قرار گرفت، تارانتینو اعتراف کرد که هنگام اکران آن در سال ۲۰۱۷، طرفدار این فیلم جنگ جهانی دوم نبود.
با این حال، احساسات او نسبت به این فیلم از آن زمان تغییر کرده است.
«آنچه اکنون در آن دوست دارم این است که حس میکنم واقعاً تسلطی در آن وجود دارد و من با تماشای مکرر آن، به تدریج به آن عادت کردهام»، کارگردان «یکبار در هالیوود…» ابراز کرد.
«بار اول، اینگونه نبود که من سرد شدیم؛ این فیلم آنقدر شگفتانگیز بود که دقیقاً نمیدانستم چه میبینم، تقریباً بیش از حد بود؛ سپس در بار دوم که آن را دیدم، ذهنم توانست کمی بیشتر آن را درک کند؛ و در بار سوم و چهارم، حقیقتاً گفتم «واو»، این فیلم من را کاملاً شگفتزده کرد»، او دربارهٔ «دونکی» اضافه کرد.
در مورد «خونی که خواهد ریخت»، تارانتینو بهدلیل گفتهاش که درام تاریخی ۲۰۰۷ میتوانست در فهرست او بالاتر قرار بگیرد، اگر نه بخاطر حضور پاول دانو، ۴۱ ساله، در نقشهای اصلی پاول و ایلی ساندی، واکنشهای منفی دریافت کرد.
مخرج «هیتفل اِیِت» اعلام کرد که فیلم اندرسون که به دنیل دی‑لیس یک اسکار بخشید، «اگر نقص بزرگی نداشت، میتوانست شانس بیشتری برای قرار گرفتن در رتبهٔ ۱ یا ۲ داشته باشد؛ نقص آن، پاول دانو است».
«من نمیگویم که او بازی وحشتناکی ارائه میدهد»، دربارهٔ نقشهای دوگانه دانو افزود. «من میگویم که او یک اجرای بیاهمیت ارائه میکند».
تارانتینو پیش از این فهرست ۱۱ تا ۲۰ فیلم مورد علاقهاش از قرن ۲۱ را در قسمت دیگری از پادکست «بریت اِیستون الیس» که ماه گذشته منتشر شد، معرفی کرد.
این ۱۰ فیلم شامل «بَتل رُیال» کیجی فوکاساکو در رتبهٔ ۱۱، سپس «گرگهای بد بزرگ» آهرون کشالیس و ناووت پاپوشادو، «جکاس: فیلم» جف ترمین، «مدرسه راک» ریچارد لینکلاتر، «شور مسیح» مل گیبسون، «ردهای شیطان» راب زامبی، «چاکلت» پراچیا پینکاو، «پولبال» بنت میلر، «تب کابین» ایلی راث و «داستان لبه غربی» استیون اسپیلبرگ در رتبهٔ ۲۰ بود.
کارگردان «جنگو انچین» به دلیل اشاره به شباهتهای بارز بین «بَتل رُیال» فوکاساکو و مجموعهٔ «بازی گرسنگی» اثر سوزان کالینز، سرخطها را به خود جلب کرد.
«نمیفهمم که چرا نویسندهٔ ژاپنی برای هر f—king چیزی که سوزان کالینز مالک آن است، دعوی نکرده است»، او افزود. «آنها به سادگی کتاب f—king را دزدیدند!»
«نقادان کتاب احمق قصد ندارند بهتماشای یک فیلم ژاپنی بهنام ‘Battle Royale’ بروند، بنابراین این نقدکنندگان احمق هرگز او را به این مورد متهم نکردند»، تارانتینو افزود. «آنها دربارهٔ این که این کار بیشترین اصالت را دارد که تا بهحال f—king خواندهاند، صحبت کردند.»
از زمانی که دوگانهٔ رادیو سایلنس — مَتِتِ بتینِلی‑اولپین و تایلِر گِلِت — اعلام کردند که به دنیای Ready Or Not باز میگردند، ما مشتاقانه منتظرشان بودیم. پر از هیجان بودیم، بله، اما همراه با خونریزی و اندامهای داخلی. پس بهطور واضح بگوییم: آماده باشید! اولین تریلر Ready Or Not 2: Here I Come منتشر شد و بهنظر میآید که اوضاع برای گریس (شخصیت سامارا ویوینگ) خیلی بدتر شود. چرا که پس از نقطه اوج انفجاری فیلم قبلی (اگر هنوز ندیدهاید، واقعا باید تماشا کنید)، خاندان گستردهٔ Le Domas برای او میآید — از جمله اورسولا به دست سارا میشل گِلَر. بهعلاوه، گریس با کمک خواهرش فِیث (نقشپذیری کاترین نیوتن) همراه است. تریلر را همینجا ببینید:
ما، همانطور که آییو ادبیری میگوید، به حدی هیجانزدهایم که نمیتوانیم آرام بمانیم. این بهنظر میآید یک انفجار سرگرمی با تمام شوخطبعی، خونریزی و لذت پستپاپی باشد که Ready Or Not را به یک موفقیت ترسناک تبدیل کرد. افزودن بفی، شکارچی حقیقی خونآشام، به ترکیب، گامی درخشان برای دنباله است — حتی میبینیم گِلَر گریس ویور را به‑سبک شکارچی به تیغ میگذارد. آه! این یک ملاقات دلپذیر بین جهانها برای رادیو سایلنس است که در آخرین بار با نیوتن در فیلم قبلیشان، ترسناک «بالهرقص خونآشام» Abigail همکاری کردهاند. او البته با پیشینهای در ژانر ترسناک از فیلمهای Freaky، Lisa Frankenstein و Paranormal Activity 4 شناخته میشود.
در این فیلم همچنین حضور دارند: الیاهو وود، نِستِر کاربونل (از سری Lost)، کوین دوراند (که پیش از این در Abigail برای رادیو سایلنس بهتصویر کشیده شد) و اسطوره دیوید کروننبرگ. بله، همان دیوید کروننبرگ. Here I Come همچنین شاهد بازگشت نویسندگان اصلی گای باسیک و آر. کریستوفر مرفی بهوظایف نوشتن است — واضح است که جهان Ready Or Not جایی است که تمام تیم خلاق میخواستند به آن بازگردند.
خواهیم دید آیا Ready Or Not 2: Here I Come (بگذارید همه با هم توافق کنیم که هنگام خواندن عنوان، عدد «۲» را حذف کنیم) زمانی که در تاریخ ۱۰ آوریل بهسینماها میرسد، بهسطح نسخهٔ اصلی خواهد بود یا نه. شاید یک پانچو همراه داشته باشید، در صورت فوران ناگهانی آماده باشید.