"من به او اهمیتی ندارم. من به اوون ویلسن اهمیتی ندارم، من به متیو لیدار نیز اهمیتی ندارم،" تارانتینو گفت
کوئنتین تارانتینو در ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۵؛ پل دانو در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۵. اعتبار: کیوین وینتر/گتی؛ ماریون کورتیس/StarPix برای Focus Features/Shutterstock
نکات مهم
کوئنتین تارانتینو بازیگری پل دانو را در فیلم ۲۰۰۷ There Will Be Blood در یک حضور اخیر در پادکست نقد کرد
"او بیقوت است، رفیق. او یک شخصیت ضعیف است… آستین باتلر میتوانست در این نقش شگفتانگیز باشد،" تارانتینو گفت
دانو بهصورت مشهور با دنیل دی‑لوئیس در حماسه تاریخی پل توماس اندرسون همآهنگ شد، که دو جایزه آکادمی برنده شد
کوئنتین تارانتینو نسبت به بازیگری پل دانو، بهویژه در فیلم ۲۰۰۷ There Will Be Blood، حس کراهت خاصی دارد.
تارانتینو، ۶۲ ساله، پل دانو، ۴۱ ساله، را در حین حضور خود در تاریخ سهشنبهٔ ۲ دسامبر در یک قسمت از پادکست The Bret Easton Ellis Podcast، به عنوان "بیقوت" توصیف کرد؛ در حالی که او و میزبانی بрет اِستون الیس نظرات تارانتینو درباره برترین فیلمهای قرن بیست و یکم را بررسی میکردند. وقتی تارانتینو There Will Be Blood را نامید—حماسهٔ ۲۰۰۷ که دانو در آن همراه با دنیل دی‑لوئیس بازی کرده بود—، که پنجمین فیلم مورد علاقهاش در ۲۵ سال گذشته است، گفت فیلم "اگر نقصی بزرگ و عظیم در آن نبود، شانس بیشتری برای قرارگیری در رتبه یک یا دو داشت".
"نقص این است: پل دانو"، تارانتینو گفت. "بهوضوح، قرار بود یک دونقشهای باشد و بهقدر آشکار است که دونقشهای نیست… او بیقوت است، رفیق. او یک شخصیت ضعیف است… آستین باتلر میتوانست در این نقش شگفتانگیز باشد."
هنگامی که الیس میپرسید که آیا تارانتینو فکر میکند دانو صرفاً بازیگر نادرستی برای این نقش است، کارگردان مشهور گفت، "او یک مرد ضعیف، ضعیف و بیجذاب است… دنیل دی‑لوئیس نشان میدهد که…"
وقتی الیس استدلال کرد که اجرأ دی‑لوئیس در فیلم «چنین عظیم» است که شاید بر دانو سایه افکنده باشد، تارانتینو پاسخ داد، "آیا او را با ضعیفترین بازیگر مرد در SAG مقایسه میکنید؟ ضعیفترین مرد جهان؟"
پل دانو در فیلم There Will Be Blood سال ۲۰۰۷. ملیندا سو گوردون/پارامونت
"من نمیگویم که او اجرايی وحشتناک میکند،" او لحظاتی پس افزود. "من میگویم او اجرايی بیارزش دارد. من به او اهمیتی ندارم. من به اوون ویلسن اهمیتی ندارم، من به متیو لیدار نیز اهمیتی ندارم."
دانو و دی‑لوئیس، ۶۸ ساله، در نقشهای کشیش الی در کالیفرنیا در اوایل قرن بیستم و مغنات نفتی خیالی دنیل پلینووی در فیلم There Will Be Blood به کارگردانی پل توماس اندرسون همستار شدند. داستان فیلم حول درگیریای میچرخد که بین الی (نقش دانو) و دنیل (نقش دی‑لوئیس) شکل میگیرد، در حالی که شرکت دنیل خطوط لولهٔ نفتی عظیممقیاس در شهر زادگاه الی میسازد. دی‑لوئیس بهخاطر این نقش جایزهٔ اسکار دوم از سه جایزهٔ اسکار کاری خود را به دست آورد.
مجله PEOPLE برای دریافت نظر با نمایندهٔ دانو تماس گرفته است.
هرگز خبر را از دست ندهید — برای دریافت خبرنامهٔ روزانهٔ رایگان PEOPLE ثبتنام کنید تا از بهروزترین اخبار و بهترین مطالبی که PEOPLE ارائه میدهد، از اخبار ستارهگان تا داستانهای جذاب انسانی، باخبر بمانید.
این وبسایت از یک سرویس امنیتی برای محافظت از خود در برابر حملات آنلاین استفاده میکند. ما مرورگر شما را بررسی میکنیم تا اتصال امینی برقرار شود و شما را ایمن نگه داریم.
اکشای کومار ادای احترامی صمیمانه به برادرزادهاش سیمار بهتیا بهاشتراک گذاشت و تبدیل او به دنیای سینما با Ikkis را جشن گرفت.
ستارهٔ بزرگ بالیوود، اکشای کومار، در فضای رسانههای اجتماعی مداحتی دلنشین بهاشتراک گذاشت چون برادرزادهاش، سیمار بهتیا، با فیلم Ikkis قدم به دنیای سینما میگذارد. در نوشتار صمیمانهاش، او به رشد سیمار از دختری خجالتی به یک زن جوان و مطمئن که آمادهٔ مواجهه با دوربین است، اشاره کرد.
اکشای کومار به رشد برادرزادهاش سیمار بهتیا افتخار میکند و او را در مسیر پیشرو تشویق میکند، با تأکید بر ارزشهای خانوادگی کار سخت و اراده.
اکشای اولین پوستر برادرزادهٔ سیمار بهتیا را به اشتراک میگذارد
روز سهشنبه، اکشای پوستر او را از فیلم Ikkis بهاشتراک گذاشت و نوشت: «از زمانی که تو را بهعنوان یک نوزاد کوچک در آغوش میگرفتم تا اکنون که تو قدم میگذاری به دنیای سینما… زندگی واقعاً بهدور خود کامل شد. سیمار، من تو را از دختری خجالتی که پشت مادرش پنهان میشد، به این زن جوان مطمئن که آمادهٔ مواجهه با دوربین است، همانطور که برای این کار متولد شده بود، مشاهده کردهام.» اکشای نوشت.
او با کلماتی برای تشویق در مسیر پیشرو ادامه داد و گفت: «سفر سخت است، اما میدانم که تو با همان جرقه، صداقت و اراده سرسختی که در خانوادهمان ریشه دارد پیش میروی. قانون ساده بهتیاها این است: کار کن، از دل انجام بده، سپس جادوی جهان را ببینی.»
در پایان با افتخار، اکشای گفت: «به تو افتخار میکنم عزیزم… جهان بهزودی با سیمار بهتیا آشنا میشود… اما برای من تو همیشه یک ستاره بودهای. بدرخش! Jai Mahadev.»
این پست را در اینستاگرام ببینید
پستی به اشتراک گذاشته شده توسط اکشای کومار (@akshaykumar)
درباره Ikkis
Ikkis یک درام جنگیبیوگرافیک بالیوودی است که بر پایهٔ زندگی آرون خترپال، جوانترین افسر ارتش هند که پس از مرگ بهدلیل شجاعتش در نبرد باسنتر ۱۹۷۱، نشان پارامویرچاکرا بهداد، ساخته شده است.
این داستان مسیر آرون را از دانشآموز جوان در آکادمی نظامی هند تا افسر شجاعی که جان خود را برای میهن فدا میکند، دنبال میکند و همزمان به قهرمانگری جنگ و تأثیر آن بر خانواده میپردازد. این فیلم به کارگردانی سریام رگاوَن و تولید شرکت Maddock Films ساخته شده است و در آن جايدیپ آهلواّت و سیکاندر کِهر در نقشهای کمکی حضور دارند. فیلم برای ۲۵ دسامبر ۲۰۲۵ برنامهریزی شده است که بهعنوان وداعی تأثیرگذار برای درمِندرا و ادای احترامی به جوانترین قهرمان جنگی هند مطرح میشود.
ستاره پرآوازه پرابهاس بنا بر گزارشها قرار است برای داستان پلیسی آیندهاش «اسپیریت» دستمزدی فوقالعاده دریافت کند که او را بهعنوان یکی از پردرآمدترین بازیگران سینمای هند جایگاهی مستحکم میبخشد.
بهگفته منابع صنعتی، انتظار میرود این بازیگر برای کارگردانی ساندیپ ردی وانگا مبلغی برابر با ۱۶۰ کرور روپیه یا حتی بیشتر دریافت کند.
منبع میگوید که محبوبیت فراگیر پرابهاس در سراسر هند، ارزش بازار او را به سطوح بیسابقهای رسانده و این نقطه عطف مهمی در مسیر حرفهای او محسوب میشود.
فیلم «اسپیریت» پیشبینی میشود که حدود شش ماه از زمان پرابهاس را به فیلمبرداری اختصاص دهد و این پروژه پیش از این، شور و هیجان گستردهای در صنعت بهوجود آورده است.
پرابهاس با حمایت شرکتهای پیشرو تولید در بالیوود و تولیوود، همواره فیلمهایش را در مقیاس جهانی بازاریابی میکند؛ از ایالاتمتحده و اروپا تا ژاپن و فراتر. جذابیت فراهندی او میان ستارگان معاصر تلگو بینظیر باقی مانده است.
با این حال، منبع میگوید که آلو آرژون پس از موفقیت بزرگ «پوشپا: اوج» و واکنش شگفتانگیز به «پوشپا: قانون» به یک رقیب جدی برای جایگاه اول تبدیل شده است. همکاری آیندهاش با کارگردان آتلی نیز انتظار میرود رکوردهای جدید جهانی را بهوجود آورد.
در حالی که پرابهاس هماکنون بهدلیل دسترسی گسترده و هواداران جهانیاش در صدر جدول قرار دارد، آلو آرژون به سرعت فاصله را کم میکند — و صحنهای را برای یکی از بزرگترین رقابتهای گیشهای در سینمای هند فراهم میکند.
پاپارازها میپرسند آیا جایا باچن میتواند بدون کمک عکاسان، فیلم نوهاش آگاستیا به نام «ایکیس» را ترویج کند.
پاپارازها پس از کامنت «پانت کثیف» جایا باچن، قصد مسدود کردن او و خانوادهاش را دارند؟ (عکس: پینکویلا)
بازیگر بالیوود جایا باچن مدتهاست که با فرهنگ پاپارازها در تضاد است. او نسبت به اینکه در مراسمها عکاسی شود یا افراد بیش از حد به او نزدیک شوند، نارضایتی خود را ابراز کرده است. اخیراً در گفتوگویی با بارخا دات، او دربارهٔ «رابطهٔ صفر»ش با خبرنگارانی که «پانت کثیف» میپوشند، صریح شد. اکنون پاپارازها واکنش نشان داده و به زبان او انتقاد کرده و تصمیم به تحریم خانواده گرفتهاند، از جمله فیلم در حال انتشار نوهاش آگاستیا به نام «ایکیس».
جایا باچن دربارهٔ ناراحتیاش از افرادی که بدون داشتن «آموزش» در مکانهای نامناسب شروع به فیلمبرداری از او میکنند، صحبت کرد. او پدر خود را به عنوان روزنامهنگاری «محترم» ذکر کرد و علیرغم اینکه خود محصول رسانههاست، او را شبیه به آنها نمیداند. سخنان بعدی او که دربارهٔ تحصیلات و پیشینهٔ آنها سؤال میکرد، موجی از اعتراض بهوجود آورد. «اما این افراد که در بیرون شلوارهای کثیف و تنگ شبیه لوله فاضلاب میپوشند و در دست موبایل دارند… فکر میکنند چون موبایل دارند میتوانند عکستان را بگیرند و هر چه میخواهند بگویند. و نظراتی که میگذارند – چه نوع آدمهایی هستند؟ از کجا میآیند؟»
(اما این افراد بیرون که شلوارهای کثیف و تنگ شبیه لوله فاضلاب میپوشند و در دست موبایل دارند، فکر میکنند چون موبایل دارند میتوانند عکستان را بگیرند… از کجا میآیند؟)
پاپارازها نسبت به سؤال جایا باچن دربارهٔ پیشینهٔ آنها و توهین به لباسهایشان واکنش نشان دادند
در اظهار نظر خود به هندستان تایمز، پاپاراز معروف پالاو پالیوال گفت: «متأسفانه آنچه او گفت، ناامیدکننده است. فیلم نوهاش آگاستیا به نام «ایکیس» به زودی اکران میشود؛ اگر پاپارازها برای پوشش تبلیغات حاضر نشوند چه میشود؟» او یادآور شد که بازدید هفتگی یکشنبهای همسرش امیتاب باچن از هواداران توسط آنها پوشش داده میشود. «امیتاب جی هر یکشنبه از خانهاش بیرون میآید، هیچ رسانهٔ بزرگ آن را پوشش نمیدهد؛ این کار را خودمان، پاپارازها انجام میدهیم. قضاوت در مورد کسی بر پایه ظاهرش، افرادی که روز و شب بیوقفه کار میکنند…» او تأکید کرد که اینها رسانهٔ این نسل هستند و پرسید آیا میتواند بدون کمک پاپارازها فیلم «ایکیس» را ترویج کند؟
ماناو مانگلانی واکنش نشان داد و اشاره کرد که این فرد ۷۷ ساله هنوز با دورهٔ دیجیتال هماهنگ نشده و پرسید آیا نوههای او میتوانند به او کمک کنند تا تغییرات جامعه را درک کند.
در نهایت واریندر چاولا توضیح داد که پاپارازها همیشه به سلبریتیها احترام میگذارند؛ بهعنوان مثال، درخواست رانبیر کاپور برای عدم فیلمبرداری از دخترش راها و درخواست رانویر سینگ و دیپیکا پادوکون برای فرزندشان دوا. او افزود که در یک مورد پیشین، زمانی که امیتاب باچن به یک هوادار فریاد زد، این اتفاق به دلیل احترام پاپارازها به ستاره و درخواست تیم روابط عمومی او به جهان منتشر نشد. سپس به تیمهای دیگر پاپاراز توصیه کرد تا پوشش خانواده او را متوقف کنند و گفت: «اما او باید بداند که پاپارازهایی که هدفشان است، همه پاپاراز نیستند؛ ممکن است شامل یوتیوبرها و هواداران نیز باشند. از کسی بد نگوید. به همکارانم گفتم که خودارزشمان را حفظ کنیم و از آنها تحریم کنیم.»
(به کسی بدی نگوید. به همکارانم گفتم: «بیایید خودارزشمان را حفظ کنیم و آنها را تحریم کنیم».)
خانواده باچن هنوز پاسخی ندادهاند.
همچنین بخوانید:پریانکا چوپرا و نیک جوناس در مراسم اثر انگشت لس آنجلس، در نمایش علنی محبت با بوسهای کوتاه، تصاویر
یک روز تا اکران «دوراندار» باقی مانده و وبسایت Bollywood Hungama مطلع شده است که تهیهکنندگان در رقابتی بر سر زمان برای تحویل محتوا به سینماها هستند.
آشکار شد: نیمهٔ اول «دوراندار» ۲ ساعت و ۴ دقیقه طول میکشد؛ تحویل محتوا بهخارج از کشور با تاخیر مواجه شده؛ نمایشهای اولیه روز اول ممکن است در استرالیا، نیوزیلند و فیجی تحت تأثیر قرار گیرند
یک منبع تجاری به Bollywood Hungama گفت: “این معمولاً در فیلمهای جنوب کشور رخ میدهد و نادر است که در مورد «دوراندار» چنین وضعیتی پیش آید. تحویل محتوا دچار تاخیر شده و هنوز در سرزمینهای خارجی ارائه نشده است. این موضوع اضطراب توزیعکنندگان را که فیلم را در سواحل خارجی عرضه میکنند، بهوجود آورده است.”
منبع تجاری ادامه داد: “تمام نگاهها به استرالیا، نیوزیلند و فیجی معطوف است. بر پایهٔ اختلاف زمانی، این سرزمینها نخستین بار «دوراندار» را نمایش میدهند. اما به دلیل عدم تحویل محتوا، انتظار میرود تعداد کمی از نمایشهای فیلم در این کشورها لغو شود. تیم در تلاش است تا حداقل نمایشهای جمعهٔ عصر و شب طبق برنامه برگزار شوند. همچنین تیم تمام توان خود را میسازد تا محتوا را به سایر سرزمینهای خارجی مانند بریتانیا، خاورمیانه، شمالامریکا و غیره تأمین کند.”
نیمه اول دو ساعته در همین حین، افراد داخلی صنعت نمایشگاه اطلاعات جالبی را به Bollywood Hungama منتقل کردند: “نیمه اول فیلم بیش از دو ساعت است و مدت زمانش ۲ ساعت و ۴ دقیقه میباشد. نیمه دوم نسبتاً کوتاهتر است؛ طول آن ۱ ساعت و ۲۸ دقیقه است.”
بدون IMAX در جمعه اوایل همان روز، Bollywood Hungama گزارش داد که در هند، نسخهٔ IMAX فیلم «دوراندار» در روز جمعه به نمایش درنخواهد آمد. بهدلیل عدم تحویل بهموقع محتوا، ویژگیهای IMAX نسخهٔ غیر‑IMAX را اجرا میکنند. با این حال، منبعی گفت: “تیم سازندگان تمام تلاش خود را میکند، اما بهنظر میرسد که در روز جمعه محتوا به سینماهای IMAX نخواهد رسید.”
ما دقیقاً در میانهٔ دورهٔ اقتباسهای بازیهای ویدئویی قرار داریم؛ دورهای که لحظات خاص خود را دارد: سریالی هیجانانگیز مثل Fallout از پرایمویدیو یا مجموعهٔ فیلمی سرگرمکننده و پراکشن مثل Sonic the Hedgehog نه تنها بهمنبع اصلی احترام میگذارند، بلکه آن را بهصورت قابل دسترس ارائه میدهند و هواداران جدیدی را به دنیای بزرگ این فرانچایزها دعوت میکنند. اما هنوز پروژههای خستهکنندهای مثل فصل دوم The Last of Us و فیلم Uncharted وجود دارند که ما را به واقعیت میکشند. اقتباس سینمایی سال ۲۰۲۳ «پنج شب در فریدی» توسط افرادی ساخته شد که هدف را میدانستند و یکی از جالبترین اقتباسهای بازی به صفحهنمایش در چند سال اخیر بود. دنباله اما همانند پیشین موفق نیست.
با الهام آزاد از بازی ویدئویی ۲۰۱۴ پنج شب در فریدی ۲، فیلم دوم کمی پس از فیلم اصلی FNAF ادامه مییابد. نگهبان امنیتی مایک (جوش هچرسن)، خواهر کوچک و سرپرست قانونیاش، ابی (پیپر ریوبو)، و افسر پلیس ونسا (الیزابیت لیل) همچنان با پیامدهای فیلم نخست روبهرو هستند؛ وضعیتی که آنها را ملزم به مبارزه با روباتهای انیماترونیک ساختهشده توسط پدر قاتل سریالی ونسا، ویلیام آفتون (متیو لیلد)، و تسخیر شده توسط قربانیان کودکانهٔ او کرد. اکنون ابی (پیپر ریوبو) در حال سوگواری بابت از دست دادن «دوستان» روباتیک خود است و بهدنبال این است که آنها را دوباره آنلاین کند.
تصویر: بلومهاوس/یونیورسال پیکچرز
در ابتدای فیلم، مکان اصلی فرنچایز «پیتزای فازبر فردی»، رستورانی که توسط انیماترونیکهای خود بهسر میبرد، به ما معرفی میشود. در آنجا با روبات جدیدی که تا پیش از این در این سری فیلم حضور نداشته است؛ ماریونِت، که بهنام عروسک نیز شناخته میشود، ملاقات میکنیم. ماریونِت ابتدا در بازی ویدئویی FNAF ۲ بهعنوان یک انیماترونیک ترسناک که از فازبر فردی اصلی میآید و توسط قربانی دیگر آفتون، دختری کوچک به نام شارلوت، تسخیر شده است، معرفی شد. خالق FNAF، اسکات کاوورتن، در فیلم داستان ماریونِت را گسترش میدهد، بهویژه اهداف او: او میخواهد از مکان فازبر فردی رها شود. او ابی را کلیدی برای فرار میداند، چرا که ابی قبلاً به فردی و گروه او اعتماد دارد و مشتاق دیدار دوبارهٔ آنها است.
تصویر: بلومهاوس/یونیورسال پیکچرز
در نهایت، این مسأله به نوشتن برمیگردد. فیلم اول توسط خالق بازی اسکات کاوورتن و گروهی دیگر از نویسندگان، شامل کارگردان اما تممی، توسعه و نوشتن شد. در دنباله، کاوورتن بهتنهایی مسئول نوشتن شد، در حالیکه تممی به صندلی کارگردان بازگشت. فیلم بهدستآمده نسبت به اولی، بسیار بیشتر به لور (پشتصحنهٔ داستان) وابسته است؛ بهنظر میرسد کاوورتن فرض کرده بود که مخاطب نیازی به توضیحهای اضافی ندارد: برخی اطلاعات کلیدی تا اواخر فیلم برای تازهکاران پرداخته نمیشود.
خوشبختانه، نمایش من پر از هواداران FNAF بود و واکنشهای آنها به من درک بهتری از اینکه کدام تحولات مهم هستند، داد. آنها به من نشان دادند که به چه چیزهایی توجه کنم؛ چه با نفسکشیدن ترسیده در یک رویداد، چه با خندیدن ناآرام که تمام اتاق را پر میکرد وقتی شخصیت به مکان خاصی قدم میگذاشت. با این حال این طرز لذت بردن از یک فیلم برای من مناسب نیست. اگر پنج شب در فریدی ۲ برای مخاطب عمومی هدفگذاری شده بود، باید برای آن مخاطب برخی امتیازهای لازم را بدهد. در عوض، FNAF ۲ باعث شد حس کنم از مهمانیای که دیگران داشتند، کنار گذاشته شدم.
تصویر: بلومهاوس/یونیورسال پیکچرز
یکی از عناصر خاص داستان ماریونِت در اوایل فیلم معرفی میشود. در حالی که او در قفس فازبر فردی محبوس است، یک جعبهٔ موسیقی مرموز در کنار قفس او پخش میشود. اگر با لور FNAF آشنا باشید، میدانید این جعبهٔ موسیقی چگونه به ماریونِت و شارلوت مرتبط است — اطلاعاتی که آرزوی دریافت آن پیش از صحنهٔ پایانی فیلم را داشتم، چرا که داستان را غنیتر میکند. اینگونه است که گویی The Last of Us تا پایان فصل اول سریال صبر کرد تا فاش کند الی در برابر گازهای کلیکر ایمنی دارد، و بینندگانی که با بازیها آشنا نیستند، برای هفتهها در انتظار میمانند تا بفهمند آیا او سرانجام به یکی از آلودهها تبدیل میشود یا نه.
دنباله همچنین در بخش وحشت ناامیدکننده است. همانطور که فیلم اول، با درجهبندی PG‑13 منتشر شد، پس هیچکس انتظار یک جشن خونباران نداشت. با این حال، صحنههای قتل در فیلم اول مؤثرتر بودند، همانطور که تنش در طول فیلم، پیرامون حقیقت مخفی درباره فازبر فردی، برجستهتر بود. تممی در فیلم اول نشان داد که میتواند صحنههای ترسناک PG‑13 مؤثر و سرگرمکنندهای ارائه دهد، اما بهنحوی این امر در این فیلم محقق نشد.
بازگشت پیپر ریوبو یکی از نکات برجستهٔ فیلم است. او در فیلم اول نقش خواهر کوچک مایک را به خوبی ایفا کرده بود. اما در این فیلم، ریوبو نقش ابی ۱۱‑ساله را با سطوحی قانعکننده از غم و درد به تصویر میکشد، چون او دوستانش را سوگواری میکند و بهطور شدید امید دارد که آنها را دوباره به دست آورد. او دختری مصمم است که بدون هیچگونه ترسی بهسراغ مشکلات میرود، همهٔ اینها برای نجات دوستان روباتیکش است.
تصویر: بلومهاوس/یونیورسال پیکچرز
با این حال، نقش او نیز با یکی از بدترین عناصری که در این سال در یک فیلم دیدهام، سنگدل شده است. ویین نایت (از Seinfeld، Jurassic Park) نقش معلم علوم را بازی میکند که بهطرز غیرضروری به ابی بد رفتار میکند، او را به ترک مسابقهٔ رباتیک تشویق میکند، چون فکر میکند ربات او شایستگی نمایش ندارد. بعدها، زمانی که او محصول نهایی خود را در نمایشگاه علمی به نمایش میگذارد، معلم عمداً آن را میشکند و باعث میشود ابی از اتاق با اشک خارج شود.
اگرچه مطمئنم که هدف از این شخصیت، خندهدار بودن بوده، اما اینطور نیست. او رفتار خبیثانهای دارد و هر کسی که معلمی را بهاین شکل میبیند، قطعاً اعتراض میکند. اینکه او این کار را بهطور علنی، در حضور مدرسه و نمایشگاه علمی که دانشآموزان و والدین در آن حضور دارند، انجام میدهد، من را کاملاً از فیلم بیرون کشید.
از سوی دیگر، اسکت اولریچ لحظهای درخشان به تصویر میکشد در نقش هِنری، پدر یکی از اولین قربانیان آفتون. هِنری شخصیت نسبتاً مهمی در بازیهاست و برای یک نقش بسیار مهمتر در یک فیلم سوم پیشنهادی آماده میشود. اگرچه حضور او محدود به یک صحنهٔ کوتاه است، اما اولریچ از این مدت کوتاه برای خلق پدری آسیبدیده و ترومایی استفاده میکند که هنوز بهخود بخشیده نیست که نتوانست دخترش را نجات دهد. این یکی از بهترین صحنههای فیلم است و به نمایش عالیترین کار هچرسون در FNAF ۲ منجر میشود، چرا که او (و بینندگان) اطلاعات کلیدی را میآموزند.
در حالی که ریوبو برجسته است، هچرسون و لیل در ترکیب کمی گمراه به نظر میرسند. مایک بیشتر میخواهد از تمام ماجرای فازبر فردی عبور کند، چه واقعاً با تروما مواجه شده باشد یا نه. هچرسون بیشتر در طول FNAF ۲ خسته بهنظر میآید که باعث میشود لحظات احساسی دیگر که در آن شرکت دارد، اثرگذار نباشند.
از سوی دیگر، ونسا بهنظر نمیرسد که رشد خاصی داشته باشد. او هنوز توسط تصاویری از پدرش تسخیر شده و همچنان سعی میکند از مواجهه با آنها اجتناب کند. شاید تصور کنید مبارزه با ناپدری که قاتل زنجیرهای است و ارتش انیماترونیکهای رمزآلود او، دختری را تغییر میدهد، اما نه. اگرچه لیل در فیلم بهطور کامل بد نیست، لحن نفسنفسکش و پیوسته او که در فصل اول سریال Netflix You بهکمال اجرا میشد، برای این فیلم مناسب نیست. این لحن او را از توانایی انتقال باورپذیر وقایع فراطبیعی مسخرهای که اطرافش رخ میدهد، باز میدارد. هرچند این اجرا در فیلم اول برایم آنقدر خللساز نبود، آن زمان نمیدانستیم ونسا چه کسی است و چه تواناییهایی دارد. اکنون صدای نفسنفسکش او ناخوشایند بهنظر میرسد.
بین عناصر پیچیدهٔ داستان، وحشت متوسط و بازیگری نامطمئن، پنج شب در فریدی ۲ یک قدم به عقب نسبت به فیلم اول است. این ناامیدی است: در حالی که در فیلم لحظاتی وجود دارد که هواداران ممکن است از آنها لذت ببرند و تعداد زیادی روبات باعث آشوب میشوند، داستان اگر پیش از آن با جزئیات سری آشنایی نداشته باشید، بهنظر میرسد درهم و برهم است. فیلم اول پنج شب در فریدی حس میداد که همه ما را به دنیای خود دعوت میکند. این فیلم، از سوی دیگر، ممکن است همه جز پرشورترین هواداران، احساس کنند که در حاشیه قرار دارند و فقط در تلاش برای همگام شدن هستند.
پنج شب در فریدی ۲ در جمعهٔ ۵ دسامبر، در سینماها اکران میشود.
کارگردان کریس کلمباس حضور کوتاهمدت ترامپ در «خانه تنها» را «نفرین» مینامد
بازیگر «خانه تنها»، دنیل استرن، پس از ترک صحنهٔ بزرگ، نگاهی به زندگیاش میاندازد.
استرن، ۶۸ ساله، نقش سارقی به نام مارو را در فیلم کریسمسی محبوب، به همراه هری که توسط جو پِسکی ایفا میشد، ایفا کرد. در مصاحبهای تازه با مجله People، این بازیگر اعلام کرد که در مراسمهای سالگرد فیلم شرکت نخواهد کرد، حتی اگر برخی از همبازیهایش برای گرامیداشت ۳۵ سالگی این مجموعه گردهم آمدهاند.
«من مزرعهام را ترک نمیکنم»، استرن به این رسانه گفت. او اکنون کشاورز مرکبات و دام در کالیفرنیا است و حرفهٔ بازیگری را رها کرده است. «این توهینی به فیلم نیست؛ فقط یک تماس تلفنی یا تماس زوم است که در آن حضور دارم. اما من کمی خانهدوست هستم.»
استرن به مجله People گفت که هنوز به این افتخار دارد که بخشی از تاریخ سینما بوده است، اما عشق مردم به «خانه تنها» – و نقش او در آن – گاهی میتواند سنگین باشد.
«من دوست دارم بدانم که همه آن را دوست دارند»، او گفت. «مردم واقعی پیش من میآیند و میگویند: «ما آن را دوست داریم». گاهی این کمی سنگین و سرازیرکننده است.»
«خانه تنها»، که امروزه چندین ادامه دارد، داستان کوین مککالیسِر (ماکالی کالکین) را دنبال میکند که به تصادف چند روز پیش از کریسمس توسط خانوادهاش رها میشود.
«من میدانستم که این فیلم یک جواهر است»، او ادامه داد. «جان هیوز اسکریپتی نوشت که تا به حال خنددانهترین آن را خواندهام. یعنی روی زمین میخندیدم و آن را میخواندم. اینقدر خندهدار بود، اما همچنین پر از دلنشینی بود و میدانید — بچه و همسایهاش او را نجات میدهند و او با مادرش دوباره متحد میشود… یعنی اینقدر احساسی بود.»
در این فیلم، ساعتی پر از حماقتهای خندهدار رخ میدهد که کالکین با سارقان پِسکی و استرن مقابله میکند و در این مسیر چند درس دربارهٔ جادوی تعطیلات و خانواده میآموزد.
«خیلی خندهدار بود، خیلی واقعی بود»، استرن به مجله People دربارهٔ این فیلم گفت. «من بههیچوجه تصور نمیکردم — واقعاً هیچکس نمیتواند — تا اینچنان طولانی باشد.»
روباتهای قاتل دوباره در دنباله ظاهر میشوند و دقیقاً بهموقع برای برنامهریزی متقابل کریسمس میرسند.
جوش هچرسن در مراسم پیشنمایش «پنج شب فریدی ۲» از یونیورسال پیکچرز در ۲ دسامبر در هالیوود حضور یافت.Kevin Winter/Getty Images
چراغهای کریسمس نصب شدهاند، درختان تزئین شدهاند، روح جشن در هواست — و روباتهای مسخشده بار دیگر زنده میشوند، همانطور که پنج شب فریدی بازمیگردد.
دنبالهٔ فیلم ترسناک موفق سال ۲۰۲۳ — که بر پایهٔ مجموعهٔ بازیویدئویی همنام ساخته شده — برنامهٔ معمولی انتشار در فصل ترسکننده را کنار گذاشته و نزدیک به کریسمس بهصحنه میآید؛ همانطور که ستارهٔ جوش هچرسن در پیشنمایش لسآنجلس به The Hollywood Reporter گفت: «در واقع شبیه سانتا کلوز است.»
«برنامهریزی متقابل کمی سرگرمکننده است؛ من خودم کریسمس را چندان دوست ندارم، پس اگر به سینما میرفتم، یک فیلم ترسناک میدیدم نه فیلم کریسمسی»، او دربارهٔ تاریخ انتشار دنباله افزود، در حالی که همستارهاش مَتئو لیدال اشاره کرد که «کریسمس برای فیلمهای بزرگ رزرو میشود» و پنج شب فریدی پس از موفقیت فیلم اول نیز در همین رده قرار دارد.
#fnaf2movie در پیشنمایش لسآنجلس جان میگیرد pic.twitter.com/oHCOtVyz1l
— The Hollywood Reporter (@THR) ۳ دسامبر ۲۰۲۵
«فکر نمیکنم همهٔ افراد هالیوود بهدرستی به تمام توان و ظرفیت این پایگاه هواداران پیبردهاند، و مطمئناً در اولین بار این را درک نکردند. ما همزمان (در سینماها و روی Peacock) فیلم را عرضه کردیم و همچنان بهخوبی پیش رفتیم»، لیدال تأکید کرد، بدون اینکه در سال ۲۰۲۳ بازیگران برای فیلم تبلیغات زیادی انجام دهند. اکنون «راهاندازی بزرگتری» دارند و امیدند که «به سطح فروش فوقالعاده برسد و بهسرعت چراغ سبزی برای فیلم سوم روشن شود.»
یک نکتهای که هواداران بهصراحت بیان کردند این بود که میخواهند دنباله «تیرهتر شود»؛ اگر بتوانیم در زمینهٔ ترسهای ناگهانی بیشتر عمل کنیم و در این فیلم واقعاً شدت آن را افزایش دادهایم»، تمی تأکید کرد. هچرسن افزود: «بهنظر من گاهیگاه جستوجوی بازخورد از مخاطبان برای ساخت یک دنباله خطرناک است، اما در این مورد بازخورد فوقالعاده بود و باعث شد فیلم ترسناکتر شود. من فیلم اول را دوست داشتم، اما فکر میکنم به اندازهای که میتوانست ترسناک باشد، ترسناک نبود؛ ما این را شنیدیم و توافق کردیم که در این دنباله دوم ترس را بیشتر کنیم.»
شاهرخ خان و کاجول لبخندهایشان را به رخ کشیدند، وقتی برای گرامیداشت سیامین سالگرد فیلم نمادین «دلواڵ دولهنیا لی جینگی» دوباره به هم پیوستند.
فیلم دلواڵ دولهنیا لی جینگی (DDLJ) پس از ۳۰ سال از اکران خود همچنان حاکی از محبوبیت است و ستارگان اصلی آن، شاهرخ خان و کاجول، این سالگرد را به شیوهای ویژه جشن میگیرند. این دو برای رونمایی از یک مجسمه برنزی به تصویرگیری از حالت مشهورشان در فیلم، به لندن سفر کردند. این مجسمه در میدان لستر اسکوئر لندن رونمایی شد؛ نخستین بار برای یک فیلم هندی این اتفاق رخ داد.
کاجول (سمت چپ) و شاهرخ خان برای عکاسان در حین رونمایی از مجسمه به مناسبت گرامیداشت فیلم دلواڵ دولهنیا لی جینگی در لندن. AP/PTI(AP12_04_2025_000392B)(AP)
شاهرخ و کاجول در کنار هم
مجسمه برنزی شاهرخ و کاجول را در یکی از حالات نمادین فیلم به تصویر میکشد. شاهرخ و کاجول هنگام رونمایی از این مجسمه برای عکسبرداری در کنار هم ایستادند. شاهرخ در کتوشلوار مشکی شیک به نظر میرسید، در حالی که کاجول با ساری آبی، شکوه و زیبایی خود را به نمایش گذاشت.
شاهرخ در حساب اینستاگرام خود اعلام کرد که چقدر از این مناسبت ویژه خوشحال است. او با نوشتن جمله «در سرزمینهای بزرگ، اینگونه چیزهای کوچک کوچک همیشه اتفاق میافتند، سنوریتا!» کپشن خود را آغاز کرد تا به دیالوگ نمادین فیلم اشاره کند.
“خوشحالم که امروز مجسمه برنزی راج و سیمرن را در لستر اسکوئر لندن رونمایی میکنم، جشن ۳۰ سالگی دلواڵ دولهنیا لی جینگی (DDLJ) را گرامی میدارم!”
بهشدت خوشحالم که دلواڵ دولهنیا لی جینگی نخستین فیلم هندی است که با یک مجسمه در مسیر «صحنهها در میدان» (Scenes in the Square) تجلیل میشود.
تشکر ویژه از همه افراد در بریتانیا که این امکان را فراهم کردند.
اگر در لندن هستید، به ملاقات راج و سیمرن بیایید… خوشحال میشویم که شما در ساختن خاطرات بیشتری با دلواڵ دولهنیا لی جینگی مشارکت کنید…
پست به اشتراک گذاشتهشده توسط شاهرخ خان (@iamsrk)
دربارهٔ فیلم
دِلواڵ دولهنیا لی جینگی، به کارگردانی آدتیا چوپرا، یکی از محبوبترین فیلمهاست که شخصیتهای راج و سیمرن را در دل بسیاری از دوستداران سینما جاودانه ساخته است. این فیلم همچنین طولانیترین دوره نمایش در تاریخ سینمای هندی را دارد؛ هنوز هم تماشاگران برای خرید بلیت در صف ایستادهاند تا بتوانند نمایش آن را در «ماراثا مندیَر» مشهور بمبئی تماشا کنند.
«احساس نمیکنم که ۳۰ سال از انتشار فیلم دلواڵ دولهنیا لی جینگی میگذرد. حس میکنم که دیروز اتفاق افتاده است، چون «در سرزمینهای بزرگ، اینگونه چیزهای کوچک کوچک همواره اتفاق میافتند…» اما هنوز باورپذیر نیست. من صمیمانه از تمام محبتهایی که از سرتاسر جهان بابت ایفای نقش راج دریافت کردهام، سپاسگزارم؛ هیچکس نمیتوانست پیشبینی کند این فیلم چه جایگاهی در دل مردم جهان پیدا خواهد کرد و هرگز لحظهای را که همه شروع به آمدن، فیلم را تماشا کردن و عاشق شدن کردند، فراموش نخواهم کرد.» شاهرخ در بیانیهای گفت.
«بهنظر میرسد بخشی از دلواڵ دولهنیا لی جینگی در تقریباً تمام فیلمهای عاشقانه پس از آن حضور دارد، زیرا جایی تاریخی شکل گرفته و هرگز از ذهن ما رفته نیست. برای من، سیمرن فصلی است که پایان نمیگیرد. او نمایندهی میلیونها دختر در این سرزمین است – دخترانی که میخواهند به حکم والدین خود عمل کنند، که سنت را در یک دست نگه میدارند اما با دست دیگر به سوی آزادی دست میسازند. به همین دلیل او هنوز جاودانه است. هر بار که کسی میگوید «جا سیمرن، جا»، به باور این اشاره دارد که شجاعت و عشق میتوانند همزمان وجود داشته باشند.» کاجول در بیانیهاش به این نکته اشاره کرد.