بلاگ

  • ستارهٔ کودک «شیر شاه» ایمانی اسمیت در ۲۶ سالگی کشته شد؛ دوست‌پسری او به اتهام قتل درجه یک متهم شد

    ستارهٔ کودک «شیر شاه» ایمانی اسمیت در ۲۶ سالگی کشته شد؛ دوست‌پسری او به اتهام قتل درجه یک متهم شد

    ستارهٔ کودک «شیر شاه» ایمانی اسمیت در ۲۶ سالگی کشته شد؛ دوست‌پسری او به اتهام قتل درجه یک متهم شد
    صفحهٔ GoFundMe ایمانی دیا اسمیت

    ایمانی اسمیت که از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۲ نقش نالا جوان را در نمایش برادوی شیر شاه شرکت دیزنی ایفا می‌کرد، پس از اینکه در تاریخ ۲۱ دسامبر توسط چاقویی خنجر شد، درگذشت؛ طبق اطلاعات دفتر دادستان شهرستان میدلسکس، نیوجرسی. او ۲۶ سال داشت.

    پلیس ایندیسون، نیوجرسی که به تماس اضطراری ۹۱۱ واکنش نشان داد، بازیگر را با جراحات خنجر یافت. بر اساس اطلاعات دفتر دادستان میدلسکس، اسمیت به بیمارستان دانشگاهی رابرت‌وود جانسون منتقل شد که در آنجا مرگ او رسمی شد.

    جردن دی. جکسون‑اسمول، ۳۵ ساله، به‌خاطر این پرونده بازداشت شد. دفتر دادستان تنها این را اعلام کرد که «اسمیت و جکسون‑اسمول پیش از وقوع این حادثه یکدیگر را می‌شناختند، بنابراین این یک عمل تصادفی خشونت‌آمیز نبود». عمهٔ اسمیت، کیرا هِلپر، در یک پست GoFundMe اظهار کرد که جکسون‑اسمول دوست‌پسر اسمیت است.

    جکسون‑اسمول بدون هیچ‌گونه حادثه‌ای بازداشت شد و به اتهامات قتل درجه یک، به خطر انداختن رفاه کودک در درجه دوم، داشتن سلاح برای هدف غیرقانونی در درجه سوم و داشتن سلاح به‌صورت غیرقانونی در درجه چهارم متهم شد.

    صفحهٔ GoFundMe هدف جمع‌آوری 55,000 دلار برای حمایت از والدین ایمانی را داشته بود؛ آنها پس از از دست دادن دخترشان در غم‌اند و در همین زمان مسئول پرورش پسر کوچک او و حمای از دو فرزند دیگرشان در این دورهٔ تراژیک می‌شوند. تا زمان نگارش این مطلب، 47,000 دلار جمع‌آوری شده است.

    پس از وفات، اسمیت توسط پسر سه‌ساله‌اش، والدینش مونیک رنس‑هِلپر و راوِنی هِلپر، عمه‌اش و دو خواهر و برادر کوچکترش به‌جا مانده است.

  • جنگ ستارگان رسماً سبک جدید انیمیشن دنبالهٔ جنگ کلون‌ها سال ۲۰۲۶ را رونمایی کرد

    جنگ ستارگان رسماً سبک جدید انیمیشن دنبالهٔ جنگ کلون‌ها سال ۲۰۲۶ را رونمایی کرد

    پروژه جانبی جنگ کلون‌ها سال ۲۰۲۶ از جنگ ستارگان، با کنار گذاشتن یک سبک اساسی، به‌طور همیشگی چشم‌انداز انیمیشن این فرنچایز را تغییر خواهد داد

    نوشتهٔ ایرون مر اکلینال

    جنگ ستارگان رسماً سبک جدید انیمیشن دنبالهٔ جنگ کلون‌ها سال ۲۰۲۶ را رونمایی کرد

    سریال جنگ ستارگان سال ۲۰۲۶ که محور آن دارث ماول است، ماول – ارباب سایه، با کنار گذاشتن آنچه جنگ کلون‌ها را متمایز می‌کرد، سبک انیمیشن اصلی خود را رها می‌کند. جشنواره جنگ ستارگان ۲۰۲۵ در ژاپن با اعلام حضور یک سریال انیمیشنی تک‌محور دارث ماول، که به‌عنوان ادامهٔ داستان او از جنگ ستارگان: جنگ کلون‌ها خدمت می‌کند، یک شگفتی ایجاد کرد. اولین نگاه گذرا به ماول – ارباب سایه نیز در رویداد آوریل ۲۰۲۵ به نمایش گذاشته شد و به طرفداران نگاهی از سبک انیمیشن آن داد که به‌نظر کمی لبه‌دارتر از پیشین است. و اکنون، تأییدی دربارهٔ رویکرد دنبالهٔ جنگ کلون‌ها نسبت به انیمیشن آن به‌صورت آنلاین ظاهر شده است.

    دارث ماول در ماول - ارباب سایه
    Lucasfilm

    جنگ ستارگان تأیید کرد که ماول – ارباب سایه هنگام عرضه در دیسنی+ در سال آینده، «سبک جدیدی از انیمیشن» خواهد داشت. این نخستین تأیید است که این نمایش سبک انیمیشن متفاوتی نسبت به جنگ کلون‌ها (و هر نمایش دیگر لوساکفیلم انیمیشن) خواهد داشت.

    دارث ماول در ماول - ارباب سایه
    Lucasfilm

    بر پایهٔ اولین نماهای دنبالهٔ جنگ کلون‌ها (که در ادامه نمایش داده شده است)، به‌نظر می‌رسد سبک انیمیشن ارباب سایه تاریک‌تر بوده و نسخه‌ای ارتقا‌یافته از زیبایی بصری متمایز و استایل‌دار CGI نمایش اصلی باشد.

    در مصاحبه‌ای با CinemaBlend در آوریل ۲۰۲۵، پس از اعلام ماول – ارباب سایه، سم ویتور دربارهٔ سبک انیمیشن سریال اظهار داشت که این سریال «کمی شدیدتر» و «پرخشن‌تر، لبه‌دار و خطرناک» را به‌دلیل چشم‌انداز خشن شخصیت اصلی به‌کار می‌گیرد.

    «سبک انیمیشن آن‌چیزی بود که دیو (فیونوی) به من توضیح داد؛ به‌صورت واضح در دنیای جنگ کلون‌ها باقی می‌ماند، اما کمی شدیدتر، زیرا از منظر دارث ماول است. کمی پرخشن‌تر، لبه‌دار و خطرناک.»

    به‌نظر می‌رسد این سبک برای هماهنگی با طبیعت بی‌رحمانه و جهان‌بینی خشن دارث ماول به‌کار گرفته شده است، به‌ویژه پس از این‌که ویتور در یک مصاحبهٔ جداگانه در نوامبر ۲۰۲۵ تأیید کرد که این سریال صعود امپراتوری را از نگاه ماول به تصویر می‌کشد. این سبک جدید انیمیشن ابزاری کلیدی برای روایت داستان ماول در ماول – ارباب سایه است و در عین حال به این بخش جانبی امکان می‌دهد تا از پیشین خود متمایز شود.

    ساختهٔ دیو فیونوی، ماول – ارباب سایه پس از سقوط سازمان جیدای، که در جنگ ستارگان: جنگ کلون‌ها به تصویر کشیده شد، به‌دنبال شخصیت اصلی می‌پردازد. ویتور نقش اصلی در صداپیشگی سریال را بر عهده دارد، اما جزئیات دربارهٔ سایر بازیگران همچنان نامشخص است. ماول – ارباب سایه برای پخش در دیسنی+ در سال ۲۰۲۶ تأیید شده است.

    سبک انیمیشن ماول دلایل فراوانی برای موفقیت این سریال فراهم می‌کند

    دارث ماول در ماول - ارباب سایه
    Lucasfilm

    این واقعیت که ماول – ارباب سایه به‌طور کامل طبیعت بی‌رحمانهٔ شخصیت اصلی را از طریق سبک انیمیشن خود به‌کار می‌گیرد، پیش‌درآمدی برای موفقیت آن است.

    آزاد کردن یک سبک جدید انیمیشن برای دنبالهٔ جنگ کلون‌ها فوراً آن را متمایز می‌کند، در حالی که همچنان تضمین می‌کند داستان در اولویت بماند، به‌دلیل حضور یک داستان‌ساز برجسته مانند دیو فیونوی.

    علاوه بر این، جنگ ستارگان به‌طور مستمر محتوای انیمیشنی برتر تولید کرده است، از جمله جنگ ستارگان: جنگ کلون‌ها، جنگ ستارگان: شورشیان و اخیراً جنگ ستارگان: دستهٔ بد. به‌نظر می‌رسد ماول – ارباب سایه در مسیر تکرار این مسیر قرار دارد، چرا که خالقان به تطبیق دیدگاه شخصیت با پیشرفت سبک انیمیشن برای ارائه بهتر به مخاطب واقف هستند.

    اگر بخواهیم بگوییم، سبک جدید و هیجان‌انگیز انیمیشن ماول – ارباب سایه این پتانسیل را دارد تا برای جنگ ستارگان زمینه‌ای نو ایجاد کند، در حالی که همچنان امکان بهبودهای زمان‌بر را برای تقویت رویکرد لوساکفیلم انیمیشن در تحول زیبایی‌شناسی‌اش فراهم می‌آورد.

  • «آواتار: آتش و خاکستر» با گشودن جهانی ۳۴۷٫۱ میلیون دلار در گیشه درخشان شد

    «آواتار: آتش و خاکستر» با گشودن جهانی ۳۴۷٫۱ میلیون دلار در گیشه درخشان شد

    20th Century Studios’ آواتار: آتش و خاکستر در این آخر هفته با تخمین مجموع درآمد گیشه‌ای ۳۴۷٫۱ میلیون دلار به‌صورت جهانی رونمایی شد، و مخاطبان را به دنیای بصری خیره‌کننده و غوطه‌ور ۳D پاندورا بازگرداند.

    کارگردانی، نگارش، تولید و تدوین توسط جیمز کامرون، آواتار: آتش و خاکستر پست شماره ۱ گیشه بود؛ هم در بازار داخلی با درامد ۸۹ میلیون دلار و هم در بازار بین‌المللی با درامد ۲۵۸٫۱ میلیون دلار.

    با احتساب گشودن آواتار: آتش و خاکستر، سه فیلم از مجموعه آواتار تا به امروز مجموعاً ۵٫۶ میلیارد دلار درآورد.

    این فیلم پست شماره ۱ انتشار توسط انجمن فیلم‌سازی (MPA) در تمام بازارهای اصلی به‌جز ژاپن در این آخر هفته بود، با یک آغاز به‌ویژه تاریخی در چین. در چین، آواتار: آتش و خاکستر ۵۷٫۶ میلیون دلار کسب کرد و دومین گیشه بزرگ MPA در سال ۲۰۲۵ شد، پس از تنها استودیوهای انیمیشن والت‌دیزنی — زوتوپیا ۲.

    «آواتار: آتش و خاکستر» با گشودن جهانی ۳۴۷٫۱ میلیون دلار در گیشه درخشان شد
    (چپ‑راست) نی‌تیری (زوئی سالدانا) و جیک سولی (سام ورثینگتن) در استودیوهای 20th Century Studios آواتار: آتش و خاکستر

    نه تنها مخاطبان به‌صورت گسترده برای تماشای فیلم می‌آیند، بلکه پس از نشستن، از کیفیت قسمت سوم این سری برنده چندین جایزهٔ اسکار نیز لذت می‌برند. این فیلم دارای امتیاز ۹۱٪ تایید شده توسط Rotten Tomatoes، نمره ۴٫۵/۵ در PostTrak، و رتبه «A» در CinemaScore است.

    «نمی‌دانم بگویید که نمایش بزرگ برای این فیلم است یا این فیلم برای نمایش بزرگ، اما این همان دلیل رفتن به سینماست»، استیو آس‌بل، رئیس استودیوهای 20th Century Studios، پیش‌تر گفت.

    مخاطبان داخلی از فیلم بر روی بزرگ‌ترین و پیشرفته‌ترین صفحه‌نمایش‌ها لذت می‌برند؛ فرمت‌های پریمیوم ۶۶٪ از مجموع آخر هفتهٔ افتتاح را تشکیل دادند و اکران‌های ۳D ۵۶٪ از کل گیشه را به خود اختصاص دادند.

    فیلم‌های آواتار هم‌اکنون سه تا از ده گشودن دسامبر برتر تمام دوران را به خود اختصاص داده‌اند، و استودیوهای والت‌دیزنی پنج مورد از ده گشودن داخلی برتر در سال ۲۰۲۵ را به‌دست آورده‌اند.

    هواداران آواتار می‌توانند فراتر از سالن سینما در این مجموعه غوطه‌ور شوند؛ با بازدید از پاندورا — دنیای آواتار در پارک تماتیک Animal Kingdom شرکت دیزنی در مجموعه وال‌ت دیزنی‌ورلد، سرزمینی که قدرت طبیعت را از طریق جذابیت‌های غوطه‌ور و نوآورانه جشن می‌گیرد.

    «همیشه فیلم‌ها را به‌عنوان آرمانی می‌بینم، به این معنا که «کاش می‌توانستم به‌آن‌جا بروم!», گفت کامرون.

    آواتار: آتش و خاکستر تنها فیلم دیزنی نبود که این آخر هفته با مخاطبان در گیشه ارتباط برقرار کرد. زوتوپیا ۲ ادامه این مسیر تاریخی را دارد و هم‌اکنون بیش از ۱٫۲۷۶ میلیارد دلار جهان‌گیر شده است.

    دنبالهٔ انیمیشن ۲۸۳٫۱ میلیون دلار را در بازار داخلی و ۹۹۳ میلیون دلار را در بازار بین‌المللی به‌دست آورده است و همچنان پست شماره ۱ انتشار جهانی MPA در سال ۲۰۲۵ را حفظ می‌کند. این فیلم در چین به‌عنوان دومین انتشار MPA تمام‌وقت تا به امروز، با تخمین ۵۳۹ میلیون دلار، پس از تنها استودیوهای مارول — انتقام‌جویان: پایان بازی، قرار دارد.

    زوتوپیا ۲ هم‌اکنون پست شماره ۵ انتشار انیمیشن جهانی MPA از تمام دوران است، زیرا دیزنی چهار تا از پنج انتشار انیمیشن جهانی برتر MPA را به‌دست آورده است.

  • چگونه تیم Adventure Time (به‌نوعی) برای خلق وحشی‌ترین کارتون سال 2025 دوباره متحد شد

    چگونه تیم Adventure Time (به‌نوعی) برای خلق وحشی‌ترین کارتون سال 2025 دوباره متحد شد

    چگونه تیم Adventure Time (به‌نوعی) برای خلق وحشی‌ترین کارتون سال 2025 دوباره متحد شدتصویر: Adult Swim/پاتریک مک‌هیل

    در اوایل قرن بیستم، در فاصله‌ای بین پایان جنگ جهانی اول و آغاز جنگ جهانی دوم، گروهی از هنرمندان سورئالیست دور هم جمع شدند و بازی‌ای اختراع کردند. در بازی جسد شگفت‌انگیز، یک گروه کوچک با هم تصویر می‌کشند یا داستان کوتاهی می‌نویسند. نکته این است که شما فقط انتهای کار شخص قبلی را می‌توانید ببینید — به اندازه‌ای که بتوانید تصویر یا کلمات خود را به آنچه پیش از آن آمده است متصل کنید، بدون این‌که بدانید در حال پاسخ به چه چیزی هستید. نتایج اغلب عجیب، خنده‌دار و بی‌معنی هستند.

    اخیراً، ویشنو آترِیا دربارهٔ جسد شگفت‌انگیز فکر می‌کرد. آترِیا معاون ارشد در Warner Bros. Animation است و در تلاش بود ایده‌ای جدید برای یک پروژهٔ انیمیشنی پیدا کند. او می‌خواست چندین انیماتور برجسته را جذب کند تا هر یک قطعهٔ کوتاه خود را به داستانی بزرگ‌تر اضافه کنند، بدون اینکه هیچ‌گونه تصوری از بقیهٔ داستان داشته باشند. به عبارت دیگر، او می‌خواست کارتون بر پایهٔ جسد شگفت‌انگیز بسازد.

    نتیجه فیل است که هم‌اکنون در HBO Max در دسترس است. این ویژه‌انیمیشن روانگردان، به طول ۲۳ دقیقه، شامل سه بخش بسیار متفاوت است. این قطعات به‌طور سست به‌هم می‌پیوندند، اما بهترین تجربه را به‌عنوان یک سه‌قسمتی با داستان‌های بصری و لحن‌گونهٔ متمایز ارائه می‌دهند:

    1. یک بخش ابتدایی به‌سبک آینده‌نگر و الهام‌گرفته از بازی‌های ویدئویی که از خالق Adventure Time، پندلتون وارِد، می‌آید
    2. یک بخش میانهٔ معاصر و متمرکز بر موسیقی از ربکا شوگر (Steven Universe) و ایان‑جونز‑کوارتی (OK K.O.! Let’s Be Heroes)
    3. یک بخش پایانی دلپذیر و مملو از حس نوستالژی از پاتریک مک‌هیل (Over the Garden Wall)

    چهار انیماتور که هر یک در زمان‌های مختلف بر روی Adventure Time کار کرده‌اند، به‌سرعت پیشنهاد آترِیا و قوانین سخت‌گیرانهٔ او را پذیرفتند؛ قوانینی که اعلام می‌کرد هیچ‌گونه گفت‌وگو یا اطلاعات مشترکی بین گروه دربارهٔ بخش‌های خود وجود ندارد. سپس، آن‌ها سعی کردند هرگونه راه‌حلی پیدا کنند تا کمی ساختار به این تکلیف خنده‌دار بدهند.

    «ما به‌نحوی چیزهای کوچکی را بین‌مان رد و بدل کردیم»، پندلتون وارِد به Polygon می‌گوید.

    چگونه این کار را انجام دادند؟ ارتباط‌ها و سرنخ‌ها ظریف هستند، اما وقتی آن‌ها را ببینید، فیل را در سطحی دیگر ارزیابی خواهید کرد. Polygon با وارِد و مک‌هیل دربارهٔ نحوهٔ مقابله با این چالش ناممکن که ساخت یک کارتون به‌صورت مشترک بدون امکان برقراری ارتباط مستقیم را بررسی کرد.

    [تذکر سردبیر: هشدار اسپویل برای فیل.]

    فیلتصویر: Adult Swim/پندلتون وارِد

    قبل از شروع، اولین کاری که گروه انیماتورها انجام داد، نشستن و بازی کردن بازی سنتی جسد شگفت‌انگیز بود. با هم، سه شخصیت عجیب رسم کردند و سپس هر یک یکی از آن‌ها را به‌عنوان قهرمان خود انتخاب کردند. همچنین بر یک قانون داستانی توافق کردند: هر بخش باید با مرگ شخصیت اصلی خاتمه یابد تا بتواند در ورودی بعدی در قالب بدنی جدید تجسم یابد.

    برای مک‌هیل این موضوع چندین چالش ایجاد کرد. به‌عنوان مثال، او با شخصیت خود، یک هیولای فرانکشتاین با اندام‌های اضافی که به‌صورت تصادفی در جهات مختلف بیرون می‌آمدند، خیلی علاقه‌مند نبود.

    «آخرین نفری بودم که از میان سه طرح شخصیت‌مان انتخاب می‌کردم و طرح من بسیار عجیب به‌نظر می‌رسید»، مک‌هیل در ایمیلی به Polygon می‌گوید.

    راه‌حل او؟ تقریباً فوراً او را از بین بردن.

    این همچنین به مک‌هیل روشی داد تا تم‌های مرگ و تولد دوباره را که قرار بود در فیل حضور داشته باشند، تقویت کند. در لحظات ابتدایی بخش او، می‌بینیم که شخصیت اصلی می‌میرد و بارها تجسم می‌شود، پیش از آنکه در بدنی ربات کم‌کیفیت گیر بیفتد. این صحنه به‌عنوان طرح پشتیبان عمل می‌کند، در صورتی که دیگر انیماتورها به وعدهٔ کشته کردن شخصیت‌هایشان عمل نکنند.

    «فکر کردم برای خود یک شبکه ایمنی روایت‌گونه ایجاد کنم با نشان دادن یک دنبالهٔ سریع از زندگی‌ها و مرگ‌ها تا آن مفهوم را دوباره تقویت کنم و اطمینان حاصل کنم که پایان معنادار است»، مک‌هیل می‌گوید.

    فیلتصویر: Adult Swim/ربکا شوگر و ایان‑جونز‑کوارتی

    در حالی که مک‌هیل سعی می‌کرد مطمئن شود فیل منطقی باشد، وارِد مشغول افزودن عنصری اضافی از آشوب بود. آترِیا دو «نگهبان بازی» را انتصاب کرده بود تا به‌دقت هرگونه ارتباط میان انیماتورها را نظارت و سانسور کنند. بنابراین وارِد راه‌حلی پیدا کرد.

    «می‌خواستم یک کمیک جَم بسازم»، وارِد می‌گوید، به فرایند خلاقانه‌ای که در آن چندین هنرمند کتاب‌کمیک بر روی یک شماره مشترک کار می‌کنند، اشاره می‌کند. «می‌خواستم با دیگران ارتباط برقرار کنم. پس دستگاهی اختراع کردم که می‌تواند پیام را از بخش من به بخش دیگری بفرستد.»

    آن «دستگاه» یک تله‌موش کارتونی است که در انتهای بخش وارِد ظاهر می‌شود، در حالی که «پیغام» او یک تکه‌کاغذ با رسم سادهٔ دو پرنده است که در شات نهایی بخش افتتاحیه روی تله‌موش می‌افتد. وارِد این نقاشی را به شوگر و جونز‑کوارتی (از طریق نگهبان‌ها) می‌فرستاد، به‌امید آنکه این تصویر را در بخش خود بگنجانند و حتی با مک‌هیل به اشتراک بگذارند.

    این دقیقاً مطابق برنامه پیش نرفت. شوگر و جونز‑کوارتی تصویر وارِد را در بخش خود ادغام کردند، جایی که بر روی تخته‌ای پر از سرنخ‌ها نصب شده بود، اما این آخرین باری بود که کمیک جَم را می‌بینیم. این تصویر هرگز در بخش مک‌هیل ظاهر نمی‌شود.

    «هرچند که از آن استفاده کنند، جالب خواهد بود»، وارِد می‌گوید. «فکر می‌کردم شاید آن را برای سوختن استفاده کنند. دقیقاً نمی‌دانستم با کمیک جَم من چه می‌خواهند بکنند، اما آن را پیش‌بر فرستادم.»

    وارِد اشاره می‌کند که مینی‌استخوان‌ها (ایست‌اخی) دیگری وجود دارد که سه بخش را به هم می‌پیوندند. برای مثال، به «نماد رونی» که شوگر و کوارتی به وارِد بازگردانده‌اند، دقت کنید؛ این نماد در غار انتهای بخش اول فیل ظاهر می‌شود.

    فیلتصویر: Adult Swim/پاتریک مک‌هیل

    بدون اینکه به‌طور واقعی بداند چه چیزی پیش از او بود (علیرغم تمام تلاش‌های وارِد برای ارسال یک پیام مخفی)، مک‌هیل با چالش دشوار این داستان سه بخشی آشوب‌مانند را به یک پایان رضایت‌بخش می‌رساند. او چندین ایده را امتحان کرد، برخی از آن‌ها «بسیار مفهومی‌بالا» بودند، تا این‌که به چیزی بسیار ساده‌تر رسید.

    «فکر می‌کردم بهتر است فقط به یک داستان کوچک شخصیت‌محور بپردازم تا سعی نکنم تمام مفاهیم بزرگ را به‌هم بچسبانم»، او می‌گوید.

    بخش مک‌هیل به‌نظر می‌رسد که زمینی‌ترین بخش از سه بخش است؛ او با آرام‌سازی لحن پرشتاب بخش‌های پیشین، یک کمدی رمانتیک دل‌نشین می‌سازد که در آن شخصیت اصلی پس از تجسم دوباره به‌صورت ربات، عاشق مخترع خود می‌شود. این پایان به‌طور شگفت‌آوری مناسب پروژه‌ای است که غالباً به‌عنوان یک پروژه در مرز توصیف‌ناپذیری احساس می‌شود.

    «تقریباً تمام تصمیم‌هایی که گرفتم، صرفاً به‌منظور جلوگیری از خجالت‌زدگی کامل خودم با خراب کردن فیلم و هدر دادن زمان همه بود»، مک‌هیل می‌گوید.

    در نهایت، او بیش از این کار کرد. مک‌هیل، وارِد، شوگر و جونز‑کوارتی (به‌نوعی) با هم جمع شدند تا چیزی ویژه و منحصر به‌فرد خلق کنند که طرفدارانشان بتوانند سال‌ها به آن بازگردند. و در حالی که آترِیا شایستگی بسیاری از تحسین‌ها را برای گردآوری این گروه رویایی از انیماتورها دارد، این همان است که گروه سعی کردند قوانین تکلیف خود را خمیده و شکسته کنند که باعث می‌شود تماشای فیل تجربه‌ای بسیار پاداش‌دهنده باشد.


    فیل در حال پخش بر روی HBO Max است.

  • ۲۵ لحظه مهم هالیوودی که در سال ۲۰۲۵ بیشترین اهمیت را داشتند

    ۲۵ لحظه مهم هالیوودی که در سال ۲۰۲۵ بیشترین اهمیت را داشتند

    از ادغام‌های شرکتی تا ازدواج‌های عظیم، از لباس‌های عریان و راکون‌های مست — این‌ها آن‌چه سال گذشته را به هیچ‌وجه عادی نکرد، برای شما آورده‌ایم.

    در سال ۲۰۲۵، هالیوود دوباره ثابت کرد که نمی‌تواند سالی عادی داشته باشد. حتی وقتی که صنعت نشانه‌های ضعیفی از زندگی نشان می‌داد — بله، کاهش‌ها و اخراج‌ها ادامه داشت، اما گیشهٔ فیلم‌ها فرو نرفت و استریمینگ سرانجام رفتار تجاری نشان داد — این صنعت راه‌های جدیدی برای شگفت‌زده‌کردن، ناآرام‌کردن و گاهی خجالت‌زدن خود پیدا کرد.

    این سالی بود که سیاست‌ها از معلق ماندن بر سرگرمی‌ها دست کشیدند و مستقیم وارد عمل شدند؛ زمانی که دنبالهٔ طولانی‌مدت Rush Hour توسط فرمان ریاست‌جمهوری احیا شد و میزبان‌های برنامه‌های شبانه خود را در مرکز هدف یافتند. بازی‌های قدرتی وجود داشت — از جمله یکی که می‌توانست تمام منظرهٔ شهر را تغییر دهد — به‌همراه درگیری‌های روابط عمومی که به‌عموم کشیده شد و صنعتی که به‌طور فزاینده‌ای در تضاد با فناوری‌ای بود که نمی‌توانست از پذیرشش دست بکشند. جنگ‌های فرهنگی بر سر شلوار جین، لباس‌های عریان و خود زبان شعله‌ور شد، چهره‌های رسانه‌ای به سلبریتی تبدیل شدند، هوش مصنوعی تقریب

  • به یاد مرگ‌نامه‌های سینمایی ۲۰۲۵؛ خساراتشان پیش‌چشمان ما را به سوگواری می‌کشاند

    به یاد مرگ‌نامه‌های سینمایی ۲۰۲۵؛ خساراتشان پیش‌چشمان ما را به سوگواری می‌کشاند

    تأثیرگذارترین فیلم‌های سال بر مرگ‌های بی‌معنی متمرکز می‌شوند

    به یاد مرگ‌نامه‌های سینمایی ۲۰۲۵؛ خساراتشان پیش‌چشمان ما را به سوگواری می‌کشاند
    عکس: کینو لرابر

    در مؤثربرانگیزترین فیلم‌های سال، مرگ در انتها نه یک افشاگری (اسپویلر) بود، بلکه پایهٔ خود فیلم را تشکیل می‌داد. این مرگ‌نامه‌های سینمایی قدرتمند، هم‌راستا با حس بی‌قدرتی خسته‌کنندهٔ مخاطبان، جذابیت‌های تاریک داستان‌های جنایی واقعی را زیر سؤال می‌بردند. آن‌ها به جای پرسیدن سؤال یا حل معماها، زمان خود را صرف قربانیان و حس فضاپوشیِ اجتناب‌ناپذیر که بر سر پایان‌های نزدیک می‌چرخید، می‌کردند. این تراژدی‌ها که به‌صورت لحظه‌ای توسط بسیاری از فیلم‌های غیر‑داستانی ۲۰۲۵ مستند شده‌اند، از همان ابتدا حسی آشنا از پیش‌گویی بدبختی را به همراه دارند؛ چرا که به آسیب‌پذیرترین گروه‌ها – مادران سیاه‌پوست، کودکان فلسطینی، افرادی که در سامانهٔ بهداشت آمریکا گیر کرده‌اند، آزادی بیان – ضربه می‌زنند. رگ‌پذیری واضحی از ناامیدی این فیلم‌ها، آن‌ها را نسبت به سایر مستندهای مرگ‌محور، عصبی‌تر و بی‌پرده‌تر می‌کند؛ حسی از فوریت که برای مقابله با بی‌حسی در حال رشد مخاطب به کار می‌رود.

    هر روز بیدار می‌شویم و با موجی از اخبار بد که توسط نیروهایی فراتر از کنترل ما اجرا می‌شود، مورد حمله قرار می‌گیریم؛ این کافی است تا هر کس را شبیه گوزنی در مسیر مسابقهٔ نَسکار کند که به‌صورت خالی به کاروانی از نورهای جلوی خودرو که به سمتش می‌شتابد، خیره می‌شود. این حس بی‌پناهی همان احساسی است که در مستند‑درامای کائوتر بن حانی‌ا صدای هند رجب برانگیخته می‌شود، و در مستندهایی چون روحت را به دست بگذار و راه برو، همسایهٔ کامل، در نور خوب مرا ببین و دوستان ناپسند من: بخش اول — آخرین هوای مسکو نیز حس می‌شود. این‌ها فیلم‌هایی هستند که در برابر امواجی می‌زنند که می‌خواهند آن‌ها را قاطی کنند؛ فیلم‌هایی که سوژه‌هایشان در برابر دشمنانی عظیم‌القدر که سقوطشان ناممکن است، ایستاده‌اند و سرنوشت آن‌ها از پیش تعیین شده است. چه امیدی برای یک فرد در برابر جنایات جنگی اسرائیل بی‌قید و بند، فرهنگ سلاح‌داری نژادپرستانهٔ آمریکا یا صنعت پزشکی خشم‌آور، و در برابر قدرت‌سرکوبگر یک رژیم فاشیست وجود دارد؟

    اما این فیلم‌ها لزوماً به‌دنبال امید نیستند. حتی گرم‌ترین آن‌ها، کارگردان رایان واییت در نور خوب مرا ببین، نمی‌تواند از به تصویر کشیدن حقیقت‌های خشم‌آور دربارهٔ درمان بیماری‌های مزمن در ایالات متحده چشم‌پوشی کند. به عنوان شاعر گفتاری آندریا گیبسون که چند ماه پس از اکران فیلم در جشنواره ساندنس، با سرطان تخمدان مبارزه می‌کرد و از آن‌سپس درگذشت، داستان عشق تلخ و شیرین روزهای نهایی‌اش توسط واقعیات بی‌رحمانه رنگ‌پوشی شد. تشخیص سرنشیانه‌ایشان از همان ابتدای فیلم، چارچوب رخدادها را تعیین می‌کند و در نور خوب مرا ببین تمام زمان خود را صرف یافتن زیبایی در این حکم مرگ می‌کند. اما حتی وقتی این حس عمیق فیلم به‌صورت نجوایی منتقل می‌شود، راهی برای پذیرش یا کسب دیدگاهی نسبت به چرخهٔ بی‌پایان ملاقات‌های پزشک، نتایج آزمایش‌ها و بدهی‌های افزاینده وجود ندارد. در صورتحساب‌ها شعری نیست؛ در کسانی که به‌نزدیک‌ترین افراد شما حساب نامتقارن‌تان را به ارث می‌برند، هم شعر نیست. واییت نه تنها تجربهٔ پایان نزدیک یک عزیز را به تصویر می‌کشد، بلکه تمام بی‌احترامی‌های نهادی که همراه این قطعیت هستند را نیز نشان می‌دهد.

    همچون اضطرابشان، این وجدان مشترک دربارهٔ سامانه‌هاست که در میان تمام این فیلم‌ها برجسته می‌شود. این‌ها تنها درام‌های محاسبه‌شده نیستند که برای ایجاد اشک‌های آسان، با بهره‌برداری از مرگ‌های واقعی ساخته شده‌اند. اشک‌ها سر می‌آیند، اما به همان اندازه، شاید بیشتر محتمل است که خشمگین باشند تا سوگواری. فیلم همسایهٔ کامل، که در آن اجیک اوونز، مادر سیاه‌پوست چهار فرزندی، توسط همسایه‌ای که خود را «کارن‌گریز» می‌نامید، به قتل می‌رسد، این ویژگی را با صدای هند رجب و روحت را به دست بگذار و راه برو به اشتراک می‌گذارد؛ دو فیلم دربارهٔ غیرنظامیان فلسطینی (هند رجب پنج‌ساله و فاطیما حسونه ۲۵ ساله) که توسط ارتش اسرائیل به قتل رسیده‌اند.

    هر فیلم انتظارات مخاطب خود را می‌پذیرد. ما به گونه‌ای عادت کرده‌ایم که صحنه‌های دوربین بدن پلیس‌ها را که کودکان سیاه‌پوست را در حال بازی خوشحال نشان می‌دهد ببینیم و بدانیم که پیش روی آن‌ها چیزی وحشتناک در انتظار است. کارگردان گیتا گاندبیری نیازی به حضور خود در همسایهٔ کامل ندارد؛ زبان بصری «پلیس‌ها» به بخشی بنیادی از سواد رسانه‌ای آمریکایی تبدیل شده است، و وقتی یک شخص سفیدپوست به‌دست‌های مقامات علیه یک شخص سیاه‌پوست رانده می‌شود، تنها یک نتیجه ممکن است.

    ارتباط غیرقابل‌جداسازی بین سوژه و سرنوشت، به‌ویژه در این فیلم‌ها محکم‌تر می‌شود؛ حتی کسانی که از نظر سیاسی کم‌اطلاع‌اند، مفهوم «نسل‌کشی» را درک می‌کنند. وقتی کارگردان کائوتر بن حانی در کارت‌های عنوان اولیه توضیح می‌دهد که داوطلبان هلال‌سرخ در صدای هند رجب بازیگرانی هستند که یک بازآفرینی می‌کنند، اما صداهایی که می‌شنویم که به خط اضطراری زنگ می‌زنند، همه ضبط‌های واقعی هستند، آیندهٔ فیلم حتی برای کسانی که داستان را در اخبار دنبال نکرده‌اند واضح می‌شود. غم‌پرهیزی واضح آن بر پایهٔ تعجب نیست، بلکه بر پایهٔ صراحت است. این یک هنرمند دیگر است که از مخاطبان بین‌المللی می‌خواهد به‌رسمیت رسیده که چقدر به‌طور ذاتی این کشتار را به‌عنوان امری حتمی پذیرفته‌اند.

    به‌طور مشابه، از اولین تماس تصویری بین فیلمساز روحت را به دست بگذار و راه برو، سپیده فارسی و فاطیما حسونه، هر کسی که خود را در حال تماشا می‌بینند، می‌فهمد چه پیش‌روی است. سپیده در دفتر ویدئویی‌اش دربارهٔ آن‌ن فرانک پیش‌درآمدی ارائه نمی‌دهد؛ او نیازی به آن ندارد؛ این فقط آمار است. به‌ساده‌ترین شکل، احتمال بیشتری وجود دارد که هر فلسطینی‌ای که روی صفحه‌نمایش‌های ما می‌بینیم، قربانی جرائم جنگی باشد تا اینکه هنوز در میان ما زنده باشد.

    ارتش اسرائیل زنان و کودکان بیشتری در غزه کشته است تا هر درگیری نظامی دیگری در دو دههٔ گذشته. در همان بازهٔ زمانی، زنان سیاه‌پوست در آمریکا شش برابر بیشتر از زنان سفیدپوست به قتل می‌رسند. اما گزارش‌های خبری و عناوین تکان‌دهنده تنها می‌توانند تا حدی خوانندگان را تحت‌تاثیر قرار دهند، به‌ویژه وقتی که اطلاعات غلط به‌طرف‌دار گسترش یافته و اعتماد به رسانه‌ها به‌شدت سقوط کرده است. نه‌تنها مخاطبان نسبت به تمام راه‌های تهدید این گروه‌ها بی‌حس شده‌اند، بلکه با ویدئوهای بی‌پایان از تراومای آن‌ها به‌صورت فعال سرکوب می‌شوند. کاری که این فیلمسازان باید انجام دهند، یافتن راهی برای اجتناب از این نوع بهره‌کشی مخرب است در حین این‌که سعی می‌کنند مخاطبان را از بی‌حسی جمعی‌شان بیرون بکشند. آنها این کار را با اجتناب از تصاویری که مرگ واقعی را نشان می‌دهد، می‌پذیرند؛ این موارد شواهدی برای دادگاه نیستند، بلکه شهادتی برای تاریخ هستند. وقتی این شرایط قتلعام به‌قدری رایج می‌شوند که از صفحات اول خبرها ناپدید می‌شوند، حتی اگر به‌نظر برسد که راه فراری از فیلم‌های «سنو ف» که گاهی خبرنگاری شهروندی به آن تبدیل می‌شود، وجود ندارد، تمام فیلمسازان می‌توانند تنها چیزی که انجام می‌دهند ساختن یادبودهای معاصر برای افرادی است که در مقابل آن‌ها قرار دارند.

    این مشکل، فشارهایی است که روزنامه‌نگاران مخالف روسیه در فیلم دوستان ناپسند من: بخش اول — آخرین هوای مسکو، حماسهٔ پنج ساعته و نیم جولیا لوک‌تِو، با آن مواجه می‌شود؛ فیلمی که با وحشت تماشا می‌کند چه‌گونه تیمی از خبرنگاران درمی‌یابند که کشورشان در حال حمله به اوکراین است — و به‌زودی آنچه از آزادی بیان در این کشور باقی مانده را به‌سر می‌برد. در حالی که مستندهای فراوانی به بررسی افرادی که در برابر تجاوز روس‌ها می‌جنگند پرداخته‌اند، از جمله فیلم میدانی ۲۰۰۰ متر تا آندرییوکا امسال، دوستان ناپسند من به کسانی که در طرف دیگر با وحشت تماشا می‌کنند، احترام می‌گذارد — احساسی که برای کسانی که سال گذشته (یا دو سال یا ده سال) را در حال اسکرول‌کردن بدبختی سپری کرده‌اند، به‌طور فزاینده‌ای قابل‌همذات‌پنداری است. شاید واضح‌ترین نتیجه‌گیری پیش‌فرض از این مجموعه، با توجه به این‌که دورهٔ زمانی آن از ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۲ را پوشش می‌دهد، این است که فیلم لوک‌تِو هنوز همان جادوی شخصی‌سازی را که همتایانش به کار گرفته‌اند، به‌کار می‌گیرد؛ انسانی‌سازی وضعیت مطبوعات آزاد و تأکید بر شرافت پرخاشگرانهٔ آنانی که همچنان در مقابل تبلیغات می‌جنگند.

    مانند پایان‌های فیلم‌هایی که بر روی فلسطینیان تحت آتش، زنان سیاه‌پوست تحت آتش و بیماران سرطانی مرحلهٔ انتهایی تمرکز دارند، که توسط سامانه‌هایی که برای زنده ماندن‌شان به‌وجود آمده‌اند به‌صورت ناگهانی کشیده می‌شوند، مرگ رسانه‌های غیر دولتی در روسیه برای هیچ‌کس غافلگیرکننده نیست. اما به‌طوری شگفت‌انگیز دلگرم‌کننده است که حس تضامن با چند نفر از خبرنگاران دودکش‌دار، خودکاهش‌گر، در وضعیت مالی دشوار از سوی دیوار دیگر جهان حس شود — تماشای ارزش‌های مشترکی که با تمام وجود در برابر حکومتی سرکوب‌گرتر از خودمان در بدترین روزهایش می‌جنگند. این، مهربانی و صداقتی است که برای روشن ساختن تاریک‌ترین گناهان جهان لازم است، برای ضبط آن‌ها در فیلم، حتی اگر بدانید که تعداد کمی از افراد جرات می‌کنند با غم و حزن عظیم آن‌ها روبرو شوند. این آثار صمیمانه‌ی یادبود، کاری مهم هستند که تازه‌واردان را به تأثیرگذاری دعوت می‌کنند و کسانی که اطلاعات دارند، فعال و خسته‌اند، دوباره‌انرژی می‌دهند. این فیلم‌ها نام‌های موضوعات خود را در قالب کلیت سینما حک می‌کنند و مسایل سیستمی را با وداع‌های خاص خود در بر می‌گیرند.

  • دلتنگ باؤن یانگ شده‌اید؟ این ۱۰ شخصیت برتر او در «SNL» را ببینید.

    باؤن یانگ به عنوان مو دانگ، اسب‌آب‌پری، همراه کولین جست در برنامه به‌روزرسانی آخر هفته، ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۴.
    باؤن یانگ به عنوان مو دانگ، اسب‌آب‌پری، همراه کولین جست در برنامه به‌روزرسانی آخر هفته، ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۴.
    NBC/Will Heath/NBC

    باؤن یانگ در آخر هفته اعلام کرد که پس از بیش از هفت سال حضور در برنامه «Saturday Night Live»، از آن جدا می‌شود.

    پس از پیوستن به SNL به‌عنوان نویسنده در سال ۲۰۱۸، یانگ تبدیل به یکی از محبوب‌ترین‌های طرفداران شد و پنج نامزدی جایزه امی را به دست آورد.

    در یک پست اینستاگرامی روز شنبه، یانگ از خالق و تهیه‌کننده SNL، لورِن مایکلز، و فهرست طولانی‌ای از همکاران و دوستان خود سپاسگزاری کرد.

    «من عاشق کار در SNL بودم، و بیشتر از همه مردم را دوست داشتم»، او نوشت. «من در زمانی حضور داشتم که بسیاری از مسایل جهان به نظر بی‌فایده می‌رسیدند، اما کار در 30 رُک به من ارزش حضور را حتی زمانی که دیگران آن را ارزشمند می‌سازند، آموخت.»

    ترک او در اواسط فصل ۵۱ برنامه رخ داد.

    در اینجا نگاهی به ۱۰ اجرا‌ی برتر یانگ در SNL می‌اندازیم.

    ویدئوی ویژه


    پیش‌بین‌های روند

    در بخش‌های مکرر برنامه به‌روزرسانی آخر هفته، یانگ همراه با کمدین آیدی بریانت ظاهر شد و این دو به بینندگان نشان دادند که کدام روندها «در جریان» و کدام «خارج» هستند.

    در روز شنبه، یانگ این اسکِچ را برای آخرین بار اجرا کرد.

    «بازگشت فوق‌العاده است»، شخصیت یانگ گفت.

    با پوشیدن لباس‌های سیاه و سفید به‌طرز عجیبی آینده‌گرایانه، پیش‌بین‌های روند روندهای تعطیلات را با میزبان مایکل چه بررسی کردند.

    «در؟ دعوا با خانواده‌ات»، شخصیت یانگ گفت.

    «در؟ دوجنس‌گرایی در ایام کریسمس؟ … خارج: میستلتو»، این دو گفتند.

    «من اجازه نمی‌دهم یک برگ به من بگوید که چه کسی را دوست داشته باشم»، شخصیت یانگ گفت.

    یخ‌باری که تایتانیک را غرق کرد

    در سال ۲۰۲۱، به مناسبت سالگرد غرق شدن تایتانیک، یانگ در برنامه به‌روزرسانی آخر هفته نقش یخ‌باری که کشتی به آن برخورد کرد، ایفا کرد.

    یخ‌باری می‌خواست مردم بدانند که در این فاجعه مقصر نیست — آب بود.


    «همه در مورد من حرف می‌زنند، اما هیچ‌کس دربارهٔ آب صحبت نمی‌کند! اتوبسی چه گفت؟ آنها یخ‌بری شدند؟ نه، غرق شدند! این من نیست، این آب است! اما هیچ‌کس در حال لغو اقیانوس نیست»، شخصیت یانگ به میزبان برنامه به‌روزرسانی آخر هفته، کولین جست، گفت.

    یانگ در مصاحبه‌ای با IMDb در اوایل امسال گفت که پس از آن اسکت، مسیر حرفه‌ای‌اش به‌طرز چشمگیری تغییر کرد.

    در روزهای پس از حضور یخ‌باری، یانگ بازخوردهای مثبت زیادی دریافت کرد و فهمید که ساندرا بولک او را برای بازی در فیلم اکشن ۲۰۲۲ خود با عنوان «شهر گمشده» می‌خواهد.

    «این قطعاً زندگی‌ام را تغییر داد»، یانگ گفت.

    مو دانگ

    در طول جنون آنلاین ۲۰۲۴ بر سر مو دانگ، اسب‌آب کوتوله‌ای دو ماهه که در باغ‌وحش باز «Khao Kheow» تایلند ساکن بود، یانگ در برنامه به‌روزرسانی آخر هفته به عنوان این حیوان پرچاخ و پرتابا نمایش داد.

    «من اسب‌آب مورد علاقهٔ اسب‌آب محبوب تو هستم»، مو دانگ گفت، در حال بازتاب به صعود شتاب‌زده‌اش به شهرت.

    چارلی XCX

    همچنین در سال ۲۰۲۴، یانگ اسکت‌ای به نقش ستاره پاپ بریتانیایی چارلی XCX اجرا کرد.

    با پوشیدن لباس تمام‌مشکی و پرچم بلند مشکی، یانگ لهجهٔ ایسکس چارلی XCX را در یک برنامه گفت‌وگو که بازی «brat یا nat؟» در آن مطرح شد، تقلید کرد.

    جرج سانتوس

    یانگ همچنین نقش جرج سانتوس، نمایندهٔ سستِ پیشین نیویورک که داستان زندگی‌اش را ساختگی جلوه داد و به‌دلیل تقلب الکترونیکی و سرقت هویت محکوم شد، ایفا کرده است.

    سانتوس یانگ در این پاییز در برنامه به‌روزرسانی آخر هفته حضور یافت و به‌اشکار به بینندگان (به‌صورت نادرست) گفت که در میان برترین دوندگان ماراتن شهر نیویورک قرار گرفته است.

    «ماراتن فرداست»، کولین جست اشاره کرد.

    «خب، این یک رکورد است — من پیشاپیش برنده شدم!»، سانتوس یانگ گفت.

    فرن لبویتز

    در اوج شیوع کرونا در ژانویهٔ ۲۰۲۱، یانگ به‌عنوان نویسندهٔ فرن لبویتز در برنامه به‌روزرسانی آخر هفته ظاهر شد تا دربارهٔ سریال نتفلیکس او با عنوان «انگار شهر است»، به همراه مارتین اسکورسیزی گفتگو کند.


    «من آن‌قدر در خانه خسته‌ام که نزدیک بود با دکته‌ساعت‌ام ازدواج کنم»، یانگ به‌صورت خشک بیان کرد.

    دوست مرد سرراست

    یکی از مشهورترین اسکت‌های یانگ در سال ۲۰۲۳ شامل حضور بازیکن NFL، تراویس کلسی، به‌عنوان دوست مرد سرراست و قابل‌اعتماد یانگ بود.

    به‌عنوان یک مرد همجنس‌گرا که از تمام دوستان زن‌اش خسته شد، شخصیت یانگ می‌گوید در سکوت و تعاملات بدون احساس با کاریکاتور کلسی از یک مرد «برادری» آرامش می‌یابد.

    «به‌قدر که این دختران برایم مهم‌اند، گاهی به‌یک استراحت نیاز دارم»، یانگ می‌گوید. «در همین لحظه بود که من دوست مرد سرراست را کشف کردم»، او می‌گوید و به کلسی که روی مبل نشسته و بازی‌های ویدئویی می‌کند اشاره می‌کند.

    جعفر

    هنگامی که فرماندار فلوریدا، رون دسنتیس، در سال ۲۰۲۳ اقدام به محدود کردن وضعیت شهرداری خاص دیزنی‌ورلد کرد، یانگ در برنامه به‌روزرسانی آخر هفته نقش جعفر، شخصیت شرور از «آل‌ادین» را ایفا کرد.

    «از نظر شرورها، رون دسنتیس یک آماتور است»، جعفر به میزبان مایکل چه گفت. «او جذابیتی، درخششی یا استایلی ندارد. ظاهر او شبیه به یک شهردار نوزاد است.»

    اومپا لومپا

    یانگ در سال ۲۰۲۱ در برنامه به‌روزرسانی آخر هفته نقش یک «اومپا لومپا همجنس‌گرای مفتخر» را ایفا کرد و دربارهٔ یک عکس ویروسی از بازیگر تیموتی چالامِت به عنوان ویلی وانکا صحبت کرد.

    این شخصیت تیموتی چالامِت را «وانکا پسرک‌دار» یا «توونکا» نامید و گفت که کارخانهٔ شکلات‌سازی او دارای شرایط کاری ناامن است.

    «ما تمام شب بیداری تمرین آهنگی می‌کنیم که وقتی یک کودک می‌میرد می‌خوانیم»، شخصیت یانگ گفت.

    جی‌دی ون‌س

    یانگ در طول این سال بارها نقش معاون رئیس‌جمهور جی‌دی ون‌س را ایفا کرده و در کنار دیگر مقامات منتخب شناخته‌شده ظاهر می‌شود.

    در این اسکت‌ها، یانگ ریش مصنوعی و آرایش تیره برای چشم‌ها می‌پوشد.

    «من با نقشهٔ گوگل به اوکراین سفر کرده‌ام»، جی‌دی ون‌س (با صدای می‌کی دی) به ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، در دفتر اوول گفت.


    می‌توانید با کلیر تورنتون از طریق ایمیل claire.thornton@globe.com در تماس باشید. کلیر را در X با شناسه @claire_thornto دنبال کنید.

  • گوویندا به‌عنوان «ناوی» از «Avatar Fire And Ash» دیالوگ محبوب «batti bujha intukle pintukle» خود را می‌گوید و امروز خنده‌دارترین ویدئوی اینترنت است! اما آیا این واقعی است؟ – تماشا کنید و کشف کنید

    گوویندا به‌عنوان «ناوی» از «Avatar Fire And Ash» دیالوگ محبوب «batti bujha intukle pintukle» خود را می‌گوید و امروز خنده‌دارترین ویدئوی اینترنت است! اما آیا این واقعی است؟ – تماشا کنید و کشف کنید

    گوویندا به‌عنوان «ناوی» از «Avatar Fire And Ash» دیالوگ محبوب «batti bujha intukle pintukle» خود را می‌گوید و امروز خنده‌دارترین ویدئوی اینترنت است! اما آیا این واقعی است؟ – تماشا کنید و کشف کنید

    اینترنت دیوانه است و این یکی دیگر از شواهد آن است. «Avatar Fire And Ash» هم‌اکنون در سالن‌های سینما اکران شد و کاربران اینترنت به‌وضوح یادآور زمانی شدند که گوویندا گفت برای پیوستن به «Avatar» پیشنهادی دریافت کرد اما او آن را رد کرد. در عصر امروز هوش مصنوعی و دیپ فیک، همه چیز ممکن است و اینترنت اکنون پر از خنده‌دارترین ویدئوی گوویندا در «Avatar Fire And Ash» است که روز شما را خوشحال می‌کند.

    شبکه‌های اجتماعی با ادعاهای عجیب و غریبی که ستاره بالیوود گوویندا در این فیلم ظاهر شده است، اشغال شدند. هرچند این ادعا به‌نظر می‌آید جذاب باشد، اما کاملاً نادرست است. با این حال، این ویدئوی هوش مصنوعی به‌قدری واقعی به نظر می‌آیند که حتماً شما را سرگرم خواهند کرد.

    نظر مادوری دیکسیت طرفداران را به دههٔ ۹۰ بازمی‌گرداند و شهرت افسانه‌ای Late-Set گوویندا را زنده می‌کند

    تصاویر و ویدئوی ساخته‌شده با هوش مصنوعی که گوویندا را به‌صورت یک ناوی آبی‌رنگ نشان می‌دهند، به‌سرعت انتشار یافتند و طرفداران را هم خوشحال و هم سردرگم کردند. این ویرایش‌ها آن‌قدر حرفه‌ای بودند که برای مدتی کوتاه بینندگان را فریب دادند و بحث‌های پرشور و انیمیشنی را به راه انداختند، پیش از این که حقه فاش شود.

    در کلیپ‌های ساختگی، گوویندا در رنگ آبی مشخص‌ه‌ٔ آواتار پوشانده شده ظاهر می‌شود و به‌طرز نمایشی دیالوگ مشهور «batti bujha» خود را می‌گوید. یک تصویر به‌ویژهٔ ویروسی حتی یک سالن سینما پر از بینندگان را نشان می‌دهد که گوویندا را بر روی پردهٔ بزرگ می‌بینند؛ او پوشیده در یک کت رنگارنگ به سبک گجراتی و در کنار جیک سالی در صحنه حضور دارد.

    به‌محض رشد این روند، نسخه‌های متعددی از کارگردانی تقلبی ظاهر شدند که هر یک از دیگری شگفت‌انگیزتر بودند. برخی ویرایش‌ها گوویندا را در صحنه‌های نبرد شدید جا دادند، در حالی‌که دیگران به‌طور کامل به طنز پرداخته و حضور او را برای حداکثر اثر میم تقویت کردند.

    در همین حین، کاربران شبکه‌های اجتماعی بلافاصله به این سرگرمی پیوستند. یک بینندهٔ گیج پرسید: «آیا این واقعاً درست است؟» دیگری نوشت: «دوست‌دارم، این صحنه باعث شد دلم لرزید.» شخصی دیگر شوخی کرد: «این کاملاً غیرمنتظره بود اما حضورش را دوست داشتم.» واکنش ویروسی دیگری این‌چنین بود: «OG برگشت 🙌 ابتدا آکشای خانا و حالا لرد گوویندا.»

    یک کاربر گفت: «خندیدم، جیمز کامرون باید این را جدی بگیرد؛ این تنها راهی است که بلیط‌ها در سالن‌های سینما فروخته می‌شوند 🤣🤣»

    به وضوح، طرفداران به حضور گوویندا روی پردهٔ بزرگ دلتنگ شده‌اند و نمی‌توانند صبر کنند تا بازگشت او را ببینند. تا آن زمان، این ویدئوها قطعاً آن‌ها را درگیر نگه می‌دارند.

  • وس اندرسون استودیوی افسانه‌ای جوزف کورنل را در گاغوزیان پاریس بازسازی می‌کند

    وس اندرسون استودیوی افسانه‌ای جوزف کورنل را در گاغوزیان پاریس بازسازی می‌کند

    وس اندرسون استودیوی افسانه‌ای جوزف کورنل را در گاغوزیان پاریس بازسازی می‌کند

    وس اندرسون استودیوی جوزف کورنل را در گاغوزیان پاریس بازآفرینی می‌کند

    خانهٔ اوتوپیا پارکوی: استودیوی جوزف کورنل که توسط وس اندرسون بازآفرینی شد، گاغوزیان پاریس را به بازسازی فضای کاری زیرزمینی هنرمند در کوئینز تبدیل می‌کند. با ایده‌پردازی گردآورنده جاسپر شارت به همراه فیلمساز آمریکایی، نمایشگاه که تا ۱۴ مارس ۲۰۲۶ ادامه دارد، اولین نمایش منفرد جوزف کورنل در پاریس پس از بیش از چهل سال را نشان می‌دهد و دنیای خصوصی او شامل جعبه‌ها، تکه‌ها و مواد یافت‌شده را به محیطی به مقیاس واقعی تبدیل می‌کند که میان نصب، آرشیو و صحنهٔ سینمایی قرار دارد.

    به‌جای به‌نمایش گذاشتن آثار کورنل از طریق نمایشگاه گالری سنتی، نمایشگاه با فضا خودش آغاز می‌شود. اندرسون که با چندین همکار قدیمی و طراح نمایشگاه سِسیِل دوگ همکاری می‌کند، استودیوی ساده‌ای که کورنل در خانهٔ خانوادگی‌اش در اوتوپیا پارکوی، کوئینز نگهداری می‌کرد، دوباره تصور می‌کند. قفسه‌های پر از جعبه‌های سفیدپوش، قوطی‌ها و کشوها با بیش از سیصد شیء از مجموعهٔ خود هنرمند پر شده‌اند؛ شامل چاپ‌ها، پرها، ماربل‌ها، نقشه‌ها، اسباب‌بازی‌ها، صدف‌ها و تکه‌های کاغذ، که کورنل زمانی آن را «بخش قطعات یدکی» می‌نامید.

    وس اندرسون استودیوی افسانه‌ای جوزف کورنل را در گاغوزیان پاریس بازسازی می‌کند
    تمامی تصاویر با تشکر از گاغوزیان پاریس

    جمع‌آوری، مرتب‌سازی و تخیل قالب فضایی می‌گیرند

    جوزف کورنل (۱۹۰۳–۱۹۷۲) اغلب از طریق نقیضه توصیف می‌شود، چرا که او کشیدن، نقاشی یا مجسمه‌سازی نکرد و تحصیلات هنر رسمی نداشت. با این حال، او که تقریباً تمام کارهایش را از این استودیوی زیرزمینی انجام می‌داد و هرگز فراتر از آمریکا سفر نکرد، یکی از تأثیرگذارترین مجموعه‌های هنری قرن بیستم را تولید کرد. به‌ویژه پاریس در خیال او جایگاه مرکزی داشت و از طریق کارت‌پستال‌ها، راهنماها و گفتگوها با مارسل دوشان دسترسی می‌یافت. ده‌ها اثر او به شاعران فرانسوی، معماری و شخصیت‌های تاریخی ارجاع می‌دهند و جغرافیای ذهنی‌ای می‌سازند که از تصاویر نه تجربه ساخته شده است.

    در داخل استودیوی بازسازی‌شده در گاغوزیان پاریس، چندین جعبه‌سایه‌ای کورنل به‌عنوان ارکان نمایشگاه عمل می‌کنند. داروخانه (۱۹۴۳)، که الهام‌گرفته از یک کابینت داروخانه‌ای عتیقه است و پیش از این متعلق به تینی و مارسل دوشان بوده، بطری‌های شیشه‌ای پر از برش‌های کاغذی، رنگ‌ها و مواد یافت‌شده را گرد هم می‌آورد. بدون عنوان (پینتوریچیو بوی) (حدود ۱۹۵۰)، از مجموعهٔ مدیچی، پرتره‌ای رنسانسی را پشت شیشه‌ای مملو از رنگ کهربایی همراه با نقشه‌ها و اسباب‌بازی‌های چوبی چیده است، در حالی که اتاق تغییر لباس برای گیل (۱۹۳۹) به پیررهٔ واتو اشاره می‌کند که تنها چند بلوک از موزهٔ لوور فاصله دارد. بلیریوت۲ (حدود ۱۹۵۶) به هوانوردی اولیه می‌پردازد و مخترع فرانسوی را که نخستین بار کانال انگلیس را از طریق هواپیما عبور کرد، تجلیل می‌کند. در مجموع، این آثار کمتر به‌عنوان اشیای جداگانه دیده می‌شوند و بیشتر به‌عنوان گره‌هایی در یک سیستم وسیع‌تر از ارجاعات، وسواس‌ها و مراسم‌های آرام شناخته می‌شوند.

    وس اندرسون استودیوی افسانه‌ای جوزف کورنل را در گاغوزیان پاریس بازسازی می‌کند
    بازسازی فضای کاری زیرزمینی هنرمند در کوئینز

    خانهٔ اوتوپیا پارکوی و عمل ترکیب

    خانهٔ اوتوپیا پارکوی همچنین شامل وام از مرکز مطالعات جوزف کورنل در موزه هنر آمریکایی اسمیثونیان است که در میان آن‌ها جعبه‌های نیمه‌کامل وجود دارد که روش کار هنرمند را آشکار می‌کند. این آثار جزئی حس ارزش‌مندیتی را که معمولاً با کورنل همراه است تخریب می‌کنند و به‌جای آن بر آزمایش، بازآرایی و پیش‌آمدگی تأکید می‌نمایند. در استودیوی بازسازی‌شده دیده می‌شوند و نشان می‌دهند که کار او همان‌قدر به طبقه‌بندی صبورانه و بازنگری متکی بود که به لحظات حل شعری.

    قابل مشاهده از طریق پنجره‌ای که به خیابان گالری باز می‌شود، نصب، نمای فروشگاه گاغوزیان را به یک جعبهٔ به‌اندازه واقعی کورنل تبدیل می‌کند که به‌نرمی از داخل روشن می‌شود. این نمایش ساعت‌های طولانی که کورنل تا دیروقت شب تنها با مواد خود کار می‌کرد را به یاد می‌آورد و در عین حال علاقهٔ اندرسون به جهان‌های ساختگی و فضاهای داخلی به‌دقت قاب‌بسته را نیز بازتاب می‌دهد.

    وس اندرسون استودیوی افسانه‌ای جوزف کورنل را در گاغوزیان پاریس بازسازی می‌کند
    اولین نمایش منفرد جوزف کورنل در پاریس پس از بیش از چهل سال
    وس اندرسون استودیوی افسانه‌ای جوزف کورنل را در گاغوزیان پاریس بازسازی می‌کند
    یک محیط به‌اندازه واقعی که در میان نصب، آرشیو و صحنهٔ سینمایی قرار دارد

    اطلاعات پروژه:

    نام: خانهٔ اوتوپیا پارکوی: استودیوی جوزف کورنل که توسط وس اندرسون بازآفرینی شد

    محل: گاغوزیان پاریس | @gagosian, 9 rue de Castiglione, Paris

    تاریخ‌ها: دسامبر ۱۶، ۲۰۲۵ – مارس ۱۴، ۲۰۲۶

    طراح: وس اندرسون

    هنرمند: جوزف کورنل

    گردآورنده: جاسپر شارت

    طراحی نمایش: سِسیِل دوگ

  • «آواتار: آتش و خاکستر» اعداد فروش بلیط می‌تواند سرنوشت این فرانچایز را تأیید کند

    «آواتار: آتش و خاکستر» اعداد فروش بلیط می‌تواند سرنوشت این فرانچایز را تأیید کند

    «آواتار: آتش و خاکستر» اعداد فروش بلیط می‌تواند سرنوشت این فرانچایز را تأیید کند
    20th Century Pictures

    آواتار: آتش و خاکستر جایگاه شماره یک را در فروش بلیط به دست آورد، اگرچه بر اساس تاریخچه فرانچایز، هنوز خیلی زود است تا بتوان گفت این فیلم چقدر موفق خواهد شد. آتش و خاکستر در آخر هفته افتتاحیه با ۸۸ میلیون دلار درآمد کرد، طبق Deadline. این عدد کمتر از ۱۳۴ میلیون دلار افتتاحیه آواتار: راه آب است، اما بالاتر از ۷۷ میلیون دلار هفتگی آواتار در سال ۲۰۰۹ است.

    آواتار: آتش و خاکستر همچنین آخر هفتهٔ افتتاحیه‌اش با ۳۴۵ میلیون دلار در سطح جهان بود، که شامل ۵۷٫۶ میلیون دلار در چین می‌شود. این بزرگ‌ترین عرضه این فرانچایز در چین است. همچنین دومین بزرگ‌ترین افتتاحیهٔ جهانی فیلم هالیوودی است، پس از تنها Zootopia 2. با این حال، عرضهٔ جهانی آواتار: آتش و خاکستر کمتر از ۴۴۱٫۶ میلیون دلار راه آب است.

    هنوز برای اعلام نظری درباره فروش بلیط «آواتار: آتش و خاکستر» خیلی زود است

    آواتار: آتش و خاکستر Quaritch-1
    آواتار: آتش و خاکستر
    20th Century Pictures

    در حالی که موفقیت اکثر فرنچایزهای سینمایی می‌تواند با پایان‌هفتهٔ افتتاحیه‌شان تعیین شود، آواتار داستان دیگری است. فرنچایز آواتار همواره هفته‌های افتتاحیهٔ خوبی و قابل احترام داشته است، اما هرگز بزرگ‌ترین هفتهٔ سال خود نبوده است. با این حال، این سری دوام فوق‌العاده‌ای داشته و به مدت هفت هفته متوالی در ردهٔ اول باقی مانده است. با دریافت نمرهٔ A از CinemaScore، همان‌طور که دو فیلم قبلی آواتار نیز این امتیاز را کسب کردند، آواتار: آتش و خاکستر احتمالاً واژهٔ دهانی قوی خواهد داشت و می‌تواند ماه‌های دسامبر و ژانویه را تحت سلطه خود درآورد. سؤال این است که آیا این فیلم همانند پیشینیان خود می‌تواند از مرز دو میلیارد دلار عبور کند یا نه. حتی اگر درآمد آن فقط کمی زیر دو میلیارد دلار در بازهٔ بالای یک میلیارد دلار باشد، می‌توان گفت آواتار: آتش و خاکستر یک موفقیت بزرگ است.

    در خصوص اینکه چرا آواتار: آتش و خاکستر نسبت به راه آب کمتر درآمد کسب کرد، چندین عامل اصلی ممکن است وجود داشته باشد. راه آب با این مزیت که ۱۳ سال پس از اولین آواتار منتشر شد، حس نوستالژی و انتظار را در بین مخاطبان برانگیخت. آتش و خاکستر سه سال پس از راه آب به بازار می‌رسد و اگرچه مخاطبان واضحاً هیجان‌زده بودند، اما تقاضای فوری وجود نداشت. همچنین به دلیل زمان اجرای ۳ ساعت و ۱۷ دقیقه، تعداد نمایش‌ها کمتر است و بدین معنی است که تعداد صفحه‌نمایش‌های فرمت‌های پیشرفته مانند IMAX، Dolby و ۳D نیز کمتر می‌شود. ممکن است مخاطبان تا زمانی که بتوانند فیلم را در یک فرمت پیشرفته تماشا کنند، صبر کنند تا آواتار: آتش و خاکستر را ببینند. هنوز بسیار زود است تا بتوان گفت آتش و خاکستر چه میزان موفقیت دارد یا این وضعیت برای آیندهٔ فرانچایز چه معنایی دارد.

    یکی از تفاوت‌های بزرگ بین آواتار: آتش و خاکستر و راه آب این است که اولی تنها فیلمی که فروش بلیط هفته پیش از کریسمس را در دست داشت، نبود. فیلم David از Angel Studios در ردهٔ دوم فروش بلیط با ۲۲ میلیون دلار درآمد کرد و رکورد قبلی‌ترین افتتاحیه‌ای استودیوی خود را که توسط The Sound of Freedom ثبت شده بود، شکست داد. فیلم The Housemaid از سیندنی سوینی و آماندا سیفرد، به عنوان برنامه‌ریزی متقابل خوبی برای آتش و خاکستر عمل کرد و با جذب ۱۹ میلیون دلار ردهٔ سوم را تصاحب کرد. The SpongeBob Movie: The Search for SquarePants با ۱۶ میلیون دلار در ردهٔ چهارم قرار گرفت. در نهایت، Marty Supreme با درآمد ۸۷۵ هزار دلار در انتشار محدود در شش سینما، بزرگ‌ترین فیلم با انتشار محدود در سال ۲۰۲۵ و بزرگ‌ترین از زمان La La Land در سال ۲۰۱۶ شد. به‌طور کلی، وضعیت فروش بلیت‌ها خوب به‌نظر می‌رسد.