ما در حال برقراری یک اتصال امن هستیم.
این وبسایت از سرویس امنیتی برای محافظت از خود در برابر حملات آنلاین بهره میگیرد. ما مرورگر شما را بررسی میکنیم تا یک اتصال امن برقرار کنیم و شما را ایمن نگه داریم.
…
این وبسایت از سرویس امنیتی برای محافظت از خود در برابر حملات آنلاین بهره میگیرد. ما مرورگر شما را بررسی میکنیم تا یک اتصال امن برقرار کنیم و شما را ایمن نگه داریم.
…
دورهٔ انیمیشن اشیاء در بلندر توسط Bloop Animation شامل ۴۳ درس ویدئویی است که شما را از مبانی تا ساخت پروژههای پیچیده همراهی میکند.
به این دورهٔ جامع که بهصورت کامل به انیمیشن اشیاء با استفاده از بلندر میپردازد، نگاهی بیندازید. مسیر یادگیری «انیمیشن اشیاء در بلندر» توسط Bloop Animation، یکی از پیشروترین پلتفرمهای آموزش انیمیشن و فیلمسازی، تهیه شده است.
دورهٔ انیمیشن اشیاء در بلندر شامل ۴۳ درس ویدئویی با زیرنویسهای اسپانیایی، چینی و پرتغالی است که میتوانید بر روی هر دستگاهی مشاهده کنید و فایلهای پروژهٔ اصلی را نیز در بر دارد. این پروژه نقطهٔ شروعی عالی فراهم میکند؛ طوری طراحی شده که به شما امکان تمرین تکنیکها را بدهد و بلافاصله انیمیشن خود را زنده کنید.
ساختار دوره شامل موارد زیر است:
این برنامه از مبانی آغاز میشود؛ شامل شناخت رابط کاربری بلندر، سفارشیسازی فضای کاری و یادگیری نحوهٔ جابجایی و سازماندهی صحنههای سهبعدی. سپس به سمت ساخت یک انیمیشن کامل با رندر نهایی پیش میرود. در طول دوره، با ابزارهای مدلسازی بلندر و ایجاد و ویرایش اشیاء سهبعدی از طریق ویرایش چندضلعیها و مدیفایرها آشنا میشوید و به تدریج به مدلهای پیچیدهتر و واقعی میرسید.
علاوه بر این، مسیر یادگیری شامل مطالبی دربارهٔ تکسچرینگ، نورپردازی و رندرینگ است؛ بهکارگیری شیدر Principled BSDF، وارد کردن تکسچرهای تصویری، ساخت نقشههای UV، نورپردازی صحنهها و استفاده از موتورهای رندر EEVEE و Cycles. سپس با استفاده از نوار زمان (Timeline) بلندر، فریمهای کلیدی و ویرایشگر گراف بهسرعت صحنهٔ انیمیشنی نهایی را میسازید که برای پورتفولیوی شما یا نمایش نمونهکارها آماده است.
میتوانید این دوره را از اینجا دریافت کنید.

واشنگتن در حال تشویق آمریکاییها (موزه هنر دانشگاه پرینستون)
در حین بحث دربارهٔ کار او و گفتوگوی طولانیاش با روایت آمریکایی، کن برنز اغلب نسخهای از نقلقولی که بهطولانیمدت به مارک توین نسبت داده میشود، به اشتراک میگذارد. «تاریخ خودش را تکرار نمیکند»، این ضربالمثل میگوید، «اما قافیه دارد».
فیلمساز دقت کرد که وقتی تابستان گذشته دربارهٔ «انقلاب آمریکایی» با هم صحبت کردیم، بیان کند که توین این را گفته است. بررسی کوتاهی نشان میدهد که هیچکس نمیتواند شواهد قطعی برای اینکه توین، پدر ادبیات آمریکا، این عبارات را گفته یا نوشته باشد پیدا کند؛ اما این روایت جذاب است و نه تنها مخاطبان به آن جذب میشوند، بلکه بهپشت سرشان میچسبد.
بههرحال، اینکه این نقل قول از توین یا شخص دیگری سرچشمه گرفته باشد، اعتبار احساس آن را کمتر نمیکند.
«آنچه مطالعهٔ تاریخ به تو میگوید این است که ما همیشه در تقسیم بودهایم»، برنز توضیح داد و افزود که هر بار که به نقطهٔ بحرانی میرسیم، تازه بهنظر میرسد.
من این را اقتباس کردم چون مردم همیشه میگویند «تاریخ خودش را تکرار میکند» – هرگز. «هیچ چیز نوینی زیر خورشید نیست» نشان میدهد که طبیعت بشر تغییر نمیکند، برنز به من گفت. و جالب این است که در این پروژه دربارهٔ انقلاب آمریکایی، لحظهای وجود داشت که طبیعت بشر تغییر کرد. تا آن لحظه، همه بهعنوان موضوع بودند. اما اکنون، تعداد کمی از مردم بهعنوان شهروند شناخته میشدند؛ این یک لحظهٔ متمایز است.
برنز بهطور معمول بهعنوان راوی آمریکا شناخته میشود، به این معنا که مصاحبههایش در طول تور کشوری که او سال جاری آغاز کرد، حاوی اسکریپتهای جذابی هستند که پیش از رونمایی از «انقلاب آمریکایی» بارها تکرار میشود. برخی از این مصاحبهها به اغراق میرسند؛ مثلاً او «انقلاب آمریکایی» را مهمترین رویداد تاریخ جهان پس از تولد مسیح مینامد.
اما بخشی از این رفتار قابل درک است؛ چرا که ما در عصر اقتصاد توجه زندگی میکنیم که بهطور قابلملاحظهای با تمایل به فراموش یا بازنویسی بخشهای وسیعی از تاریخ آمریکا همراه است.

(استیفنیا برگر) دیوید اشمیت، سارا بوتستین و کن برنز
بازدید برنز از سیاتل در جولای همزمان با رأیگیری کنگره بود که بر پایهٔ دستورالعمل دونالد ترامپ و روایت غلط، سعی در پسگرداندن تقریباً ۱.۱ میلیارد دلار بودجه فدرالی از شرکت پخش عمومی (Corporation for Public Broadcasting) داشت. این شرکت خصوصی غيرانتفاعی بود که به رادیوی ملی عمومی (National Public Radio) و سرویس پخش عمومی (Public Broadcasting Service) مالی تأمین میکرد، اما بخش عمدهٔ پول آن به ایستگاههای محلی سراسر کشور و سایر دریافتکنندگان گرنت اختصاص یافت. تمام سازمانهایی که از حمایت CPB بهرهمند شدند، در ماه سپتامبر پرداختهای نهایی گرانت خود را دریافت کردند.
با این حال، برنز و PBS در حال پشتیبانی از منابع آموزشی هستند که هدفشان ارتباط دانشآموزان با روایتهای فراوانی است که داستان پیدایش ملت ما را تشکیل میدهد. این کار در کنار تلاش گستردهای که در شش شب و ۱۲ ساعت انجام شده، بهعنوان یکی از بسیاری از حقایق، تعهد برنز به استخراج حقایق سختی که زیر اساطیر راحت نهفتهاند، را تأکید میکند.

(مجموعهٔ جامعه تاریخی پنسیلوانیا) جیمز فورتن
اما تعیین اینکه چه کسی شایستگی شهروندی را دارد، باعث تقسیمپذیری و درگیری خونین فراتر از میدانی جنگ شد. حتی در زمان تأسیس، زمانی که اعلامیهٔ استقلال برجستهٔ ما بر برابری انسانها بهعنوان حقیقتی آشکار تأکید میکرد، نخستین اروپاییان‑آمریکاییها، از جملهٔ جورج واشنگتن و نویسندهٔ این سند، توماس جفرسون، به آن اصل وفادار نبودند.
این مستند با استاندارد مستمر برنز در روایتگری چشمگشا مطابقت دارد و بهصورت پیوسته به قلمروهای تاریخ آمریکا میپردازد که بهجز دانشگاهیان و دیگر متخصصان، کمعناصر به آن دست یافتهاند.
اعضای سیزده مستعمره مجبور به قانعسازی برای حذف کینههای متقابلشان شدند. شهرهای کوچک بین کسانی که خود را طرفدار آزادیخواهان (Patriots) مینامیدند و طرفداران وفادار به بریتانیا (Loyalists) تقسیم میشد. کارشناسان متعددی بیش از یک بار، انقلاب را بهعنوان یک جنگ داخلی توصیف میکنند.
حیاتبخشی به این دیدگاهها توسط گالاکسی از بازیگرانی انجام میشود که صدای خود را به فیلم میسپارند؛ از جملهٔ تام هانکس، مایکل گریآیز، مری استریپ، مورگان فریمن، ایتن و مایا هاوک، و در یک اشارهٔ متا‑متنی، پل جیامتِی که نقش جان آدامز را (نقشی که همراه با همبازی خود لورا لینی در مینیسریال سال ۲۰۰۸ ایچبیاو، «جان آدامز» ایفا کرده بود) صدا میدهد.
این اثر نمونهٔ کلاسیک برنز است که توسط همکار قدیمیاش پیتر کویوت روایت میشود و از نظر لحن و سنگینی به «جنگ داخلی» (1990) و «جنگ» (2007) شباهت دارد، اما بهطور کامل با تأثیر عاطفی دردناک «جنگ ویتنام» (2017) برابری نمیکند. این به این معنی است که مستند با استاندارد ثابت برنز در روایتگری چشمگشا همخوانی دارد و بهصورت پیوسته به قلمروهای تاریخ آمریکا میپردازد که بهجز پژوهشگران و متخصصان، تعداد کمی از مردم به آن دست یافتهاند.
هنگامی که رئیسجمهور کنونی ایالات متحده سعی در سفیدپوشی تاریخ آمریکا بهمنظور ایجاد نسخهای «ملیگرایانه» دارد، ورود این سری بهویژه به موقع بهنظر میرسد. برنز صرفاً میخواهد صادقترین روایت را دربارهٔ آغازهای آمریکا ارائه ندهد، بلکه داستانی را نشان دهد که این دوران چقدر پیچیده، خطرناک، طاقتفرسا و در نهایت الهامبخش بوده است.
برنز گفت: «بخشی از دینامیکهای تغییر و شکلگیری ایالات متحده به تمام این عناصر مختلفی که در این سیزده مستعمره که به اقیانوس اطلس، به سواحل شرقی متکیاند، مربوط میشود. این حقیقتاً شگفتانگیز است. و اگر ما این ماجرا را سادهسازی کنیم، بهصورت یک محصول مادیسن ایوِن (Madison Avenue) عرضه کنیم — که همان انقلاب ماست، چون هیچ عکسی وجود ندارد، هیچ خبرنامهای نیست، تا حدی رومانتیزه شده است. این کار آسانتر است. اگر فقط یک نقاشی باشد، نمیتواند اینچقدر خشونتآمیز باشد.»

(گالری هنر دانشگاه ییل) اعلامیه استقلال
با شروع جشنهای ۲۵۰ سالگی آمریکا در سال ۲۰۲۶ و در زمانی که کشور بهطرزی خطرناک تقسیم شده است، کار برنز، بوتستین و اشمیت بار دیگر ما را به این نکته یادآوری میکند که پیش از این به لبهٔ خطر رسیدهایم.
این هدف از ارائهٔ آرامش نیست. «آنچه مطالعهٔ تاریخ به ما میگوید این است که ما همیشه در تقسیم بودهایم»، برنز توضیح داد و افزود که هر بار که به نقطهٔ بحرانی میرسیم، تازه بهنظر میرسد.
برنز و همکارانش سالها در پروژههای خود غرق هستند؛ پژوهش برای «انقلاب آمریکایی» در حدود یک دهه پیش، در اواخر دورهٔ دوم باراک اوباما آغاز شد. او در حال حاضر بر روی پروژهای دربارهٔ دوره بازسازی (Reconstruction) کار میکند.
بنابراین وقتی میگوید که دانستن اینکه آمریکا دورههای تاریک دیگری هم داشته است، کمی آرامشبخش است، میتوان دلیل افکار او را درک کرد.
«این همانجاست که فکر میکنم داستانهای خوب به ما کمک میکنند. دودویی بودن جهان امروز ما … اصلاً وجود ندارد»، او گفت. «هیچ مرزی وجود ندارد، همانطور که لئوناردو داوینچی میگفت. اما نمیتوانم دورهای را تصور کنم که از هرنوع تقسیمپذیری عظیم و احساس مردم آن زمان مبنی بر اینکه این پایان است، خالی باشد.»
با این حال، غیرقابلتردید است که احساس میکنیم «انقلاب آمریکایی» بهطرز عجیبی مرتبط با زمان حال است. بسیاری از آثار برنز نیز اینگونه، صرفاً بهتصادف بهدست آمدهاند. این همان طبیعت نگاه دقیق به گذشته و روایت آن با بصیرت واضح است.
«انقلاب آمریکایی» در ساعت ۸ شب یکشنبه، ۱۶ نوامبر به نمایش میرسد و در طول شش شب متوالی در ایستگاههای عضو PBS پخش خواهد شد.
بازیگران بالیوود، راجکومار رائو و پاترالکها، اولین فرزندشان، یک دختر نوزاد، را به دنیا آوردند. این خبر خوش در چهارمین سالگرد ازدواجشان، در ۱۵ نوامبر، منتشر شد. آنها شادی خود را بهصورت آنلاین به اشتراک گذاشتند و دخترشان را بزرگترین نعمت خداوند خواندند. دوستان و سلبریتیها تبریکهای گرم خود را ارسال کردند. این واقعه، فصل جدیدی را برای این زوج رقم میزند؛ زوجی که برای اولین بار در صحنههای فیلم «سیتیلایت» با هم آشنا شدند.

راجکومار رائو و پاترالکها با استقبال از اولین فرزندشان، یک دختر نوزاد، خوشحال و پرنشاط هستند. این خبر خوش در روز ویژهای اتفاق افتاد: چهارمین سالگرد ازدواجشان در ۱۵ نوامبر، که این مراسم را حتی به یادماندنیتر کرد.
در یک پست مشترک صمیمانه، این زوج حس خوشی خود را به اشتراک گذاشتند و نوشتند: «ما به اوج خوشحالی رسیدهایم. خداوند ما را با یک دختر نوزاد برکت داد. والدین خوشبخت – پاترالکها و راجکومار». آنها دخترشان را بزرگترین برکت خداوند خواندند، نشاندهنده میزان شادیای که به زندگیشان آورده است.
به محض اینکه خبر انتشار یافت، دوستان، طرفداران و افراد خیرخواه به سرعت برای تبریک به این زوج شتافتهاند. بازیگر نهّا دوپیا نوشت: «تبریک میگویم، بچهها. خوشآمدید به بهترین… نقش والدین!». سونام کاپور بهسادگی گفت: «تبریک»، در حالیکه وارون داوان افزود: «به باشگاه خوشآمدید، بچهها». بازیگر کریتی سانون نیز گفت: «تبریک، بچهها!». سوفی چودری عشق و دعای خود را با این پیام ابراز کرد: «تبریکهای فراوان، بچهها!! عشق بسیار برای شما و شاهدخترتان! خداوند شما را برکت دهد.»
اوایل سال جاری، در ماه ژوئیه، راجکومار و پاترالکها بارداری خود را در یک پست دوستداشتنی اینستاگرامی اعلام کردند. این پست حاوی یک تصویر گرافیکی بود که در مرکز آن یک گهواره قرار داشت و یادداشتی خوانده میشد: «نوزاد در راه است».
این دو برای اولین بار در فیلم ۲۰۱۴ میلادی «سیتیلایت» با هم همکاری کردند که این گام همچنین نقطه آغاز ورود پاترالکها به بالیوود بود. دوستی آنها در طول سالها به عشق تبدیل شد و در نهایت این زوج در تاریخ ۱۵ نوامبر ۲۰۲۱، در مراسمی صمیمی در چوندیگار، عروسی خود را برگزار کردند. پیدایش دخترشان خاطرهای ویژه دیگر به سفری که با هم ساختهاند اضافه کرد و این سالگرد عروسی را بهجایی بینظیر تبدیل کرد.

پس از دو هفته قطعسرویس، یوتیوب تیوی و دیسنی جمعه اعلام کردند که به توافقی رسیدهاند.
علاوه بر بازگرداندن شبکههای دیسنی همچون ABC، ESPN و FX به سرویس پخشزنده یوتیوب تیوی، این توافق باعث میشود سرویس جدید مستقیم‑به‑مصرفکننده ESPN بدون هزینهی اضافی برای یوتیوب تیوی در دسترس باشد. یوتیوب همچنین میتواند برخی از شبکههای منتخب دیسنی و بستهی Disney+/Hulu را بهعنوان بخشی از بستههای مختلف بفروشند.
در بیانیهای، همرئیسین شرکت Disney Entertainment، آلن برگمن و دانا والدن، بههمراه رئیس ESPN، جیمی پیاتارو، این توافق را بهعنوان توافقی توصیف کردند که «ارزش فراوان برنامههای دیسنی را شناسایی کرده و به مشترکان یوتیوب تیوی انعطافپذیری و گزینههای بیشتری میبخشد».
«خوشحالیم که شبکههای ما به موقع بازگردانده شدهاند تا طرفداران بتوانند این آخرهفته از گزینههای فراوان برنامههای عالی، از جمله فوتبال کالج، لذت ببرند»، بهقول مدیران دیسنی افزودند.
یوتیوب همچنین جمعه بیانیهای منتشر کرد که اعلام کرد کانالهای تحت تأثیر «در طول روز» بازگردانده خواهند شد. این شرکت گفت: «ما بابت این اختلال عذرخواهی میکنیم و از صبر مشترکانمان که در طول مذاکرات به نفع آنها عمل کردیم، قدردانی میکنیم».
یوتیوب تیوی بهعنوان جایگزینی برای تلویزیون کابلی برای افرادی که از کابل قطع کردهاند، در نظر گرفته شده است؛ اما همانند اکثر ارائهدهندگان تلویزیون کابلی، این سرویس نیز با مجموعهای از اختلافات با تأمینکنندگان محتواهای بزرگ مواجه بوده است — معمولاً دربارهٔ میزان پرداخت به آنها و انعطافپذیریاش در ارائه محتوا در بستههای مختلف.
آخرین بار که یوتیوب و دیسنی در سال ۲۰۲۲ دوباره مذاکرات کردند، یک قطعسرویس مشابه (ولی بسیار کوتاهتر) رخ داد. این بار، یوتیوب به مشترکان اعتبار ۲۰ دلاری اعطا کرد که میتوانند در فاکتور بعدی خود بهرهمند شوند.
یک نظرسنجی حتی نشان داد که بهدلیل قطعسرویس دیسنی، ۲۴٪ از بیش از ۱۰ میلیون مشترک سرویس اعلام کردند که یا اشتراک خود را لغو کردهاند یا بهزودی قصد لغو دارند. (سخنگوی یوتیوب اعلام کرد که نرخ واقعی خروج «قابل مدیریت است و با نتایج این نظرسنجی همخوانی ندارد».)
در واقع، آماندا سیلبرلینگ از TechCrunch گفت که قطعسرویس زندگی او را نابود کرده بود چون نمیتوانست برنامه «Jeopardy!» را تماشا کند! خوشبختانه، کابوس دو هفتهایاش به پایان رسیده است.


نتفلیکس در حال ساخت یک sitcom انیمیشنی بزرگسالانه در محل کار از خالق Apple & Onion، جورج گنڈی، با حضور صداپیشگان شامل آبیکا مود و جولیا دیویس است.
سریال Living the Dream داستان دو دوست صمیمی، دس و رِی، دو نفر از لندن را دنبال میکند که احساس میکنند تا حالا باید به موفقیتهای بزرگ دست یافته باشند. اما آنها در شرکتی به نام Ecofood در زمینه رسانههای اجتماعی مشغول به کار هستند. اکنون باید روابط عاشقانهٔ ناخوشایند در محل کار، اشتباهات منابع انسانی، دستورات دفتر لسآنجلس و عدم رضایت پدر رِی را مدیریت کنند.
گنڈی، خالق نامزد جایزه BAFTA از مجموعه Apple & Onion کارتون نتورک، هدایت صداپیشگان را بههمراه جاوون پرینس بر عهده خواهد گرفت، در حالی که ستارگان بریتانیایی شامل مود، دیویس، الی وایت و تام سورتن نیز در این پروژه حضور دارند. استودیوی Hanna‑Barbera Studios Europe متعلق به Warner Bros. Animation این سریال هشت قسمتی را تولید میکند.
“اگر «Living the Dream» یعنی درخواست نقلقول برای بیانیهٔ مطبوعاتی بهمنظور معرفی برنامهٔ جدیدم و سپس بهخواست نتفلیکس سعی در افزودن طعنهدار/خندهدار کردن آن انجام شود و این کار را بیشمار بار تکرار کنم چون هیچکدام به اندازه کافی مناسب نیستند، پس من موفق شدم”، گنڈی به شوخی گفت.
نتفلیکس اخیراً بهطور جدی به انیمیشن بزرگسالان میپردازد؛ برنامهٔ جدید ریکی ژرویس را تصویب کرده و همچنین فصل دوم Long Story Short از خالق BoJack Horseman، رافائل باب‑واکسبرگ را نیز سفارش داده است.
تولیدکنندگان اجرایی (EP) سریال Living the Dream شامل سام رجیستِر (Looney Tunes Cartoons، Teen Titans Go!)، سارا فِل (The Wonderfully Weird World of Gumball) و دانیل لنارد (The Amazing World of Gumball) هستند. نویسندگان آن گنڈی، وایت، فیبی والش، جو پَرنهم و جو مارکهام میباشند. استودیوی انیمیشن این پروژه، شرکت Boulder Media ایرلند است.
این برنامه امروز در جشنوارهٔ انیمیشن منچستر در بریتانیا رونمایی شد.
«محاکمه الکس بالدوین» در نهار تجلیل از نوآوران DOC NYC در ۱۳ نوامبر به نمایش رسید
نوشته توریا شِفیلد و الکساندرا شونفلد

الکساندرا شونفلد یک نویسندهٔ مقالات ویژه در مجله PEOPLE است. او از آوریل ۲۰۲۲ در PEOPLE مشغول به کار است. آثار او پیش از این در Newsweek منتشر شدهاند.

کارگردان روی کنتاکی میگوید مستند جدید او، محاکمه الکس بالدوین، جنبههای پیش از این ندیدهشدهای از بازیگر را نشان میدهد.
روی کنتاکی، دختر رابرت اف. کنتاکی و ایتل کنتاکی، بهصورت اختصاصی در مصاحبهای با PEOPLE در طول نهار تجلیل از نوآوران DOC NYC در شهر نیویورک، در ۱۲ نوامبر، گفتوگو کرد.
در طول گفتوگو، که کنتاکی ۵۶ ساله است، گفت که این پروژه پرترهای صمیمی و فاشکننده از بازیگر است که از سر و صدای شایعات روزنامهای عبور میکند.
این مستند الکس بالدوین، ۶۷ ساله، را دنبال میکند در حالی که او بهدلیل اتهام قتل غیر عمد پس از مرگ فیلمبردار هالینا هچینز در صحنهٔ فیلم Rust قرار داشته است. (قاضی در ژوئیهٔ ۲۰۲۴ سرانجام این اتهامات را حذف کرد.)
«من فکر میکنم این فیلم یک پرترهٔ بسیار صمیمی است و جنبهای بسیار خام از الکس را نشان میدهد؛ او در این فیلم تأیید میکند که مردم هرگز او را به روشی که ما در این مسیر به تصویر میکشیم، نخواهند دید»، کنتاکی میگوید.

«پس، من فکر میکنم او بهطرز فوقالعادهای شجاع و دلیر بود که اجازه داد ما او را در این زمان پرآشوب مستند کنیم؛ و فکر میکنم مردم چیزهایی در او میبینند و جنبههایی از او که تا بهحال ندیدهاند»، او افزود.
او ادامه میدهد: «این یک پرترهٔ شخصیت است، اما همچنین به این میپردازد که وقتی رسانههای اجتماعی و شایعات دیگر بهتدریج به نظام عدالت میرسند، چه میشود؛ و این میتواند — بهنظر من — به بیعدالتی منجر شود.»
بالدوین، که تهیهکننده و ستارهٔ فیلم Rust بود، در ۲۱ اکتبر ۲۰۲۱ در صحنهٔ فیلمبرداری در نیو مکزیکو یک تفنگ ساختگی با گلولهٔ زنده در دست داشت. این تفنگ در دست او بهصدور آمد و حداقل یک گلوله رها شد که منجر به کشته شدن هالینا هچینز و مصدوم شدن کارگردان جویل سوزا شد. بالدوین ادعا کرد که نمیدانست این تفنگ — که توسط تجهیزکننده صحنه، هانا گوتیئرز‑ريد — پر است و همچنین گفت که ماشه را فشار نداده است.
اتهامات علیه بالدوین در نهایت در سال ۲۰۲۴ حذف شد.

در حین گفتگو با PEOPLE در نهار تجلیل از نوآوران DOC NYC، کنتاکی گفت که بالدوین در ابتدا «مقاوم» به مشارکت در فیلم بود.
«با الکس بالدوین پس از حادثهٔ فیلم «Rust» تماس گرفتم، اما پیش از این که او دوباره به صحنهٔ فیلمبرداری «Rust» بازگردد. اتهامات کیفری ثبت شده بود و من با او دربارهٔ ساخت مستند دربارهٔ او و وضعیتش صحبت کردم. او – میتوانم بگویم – در ابتدا مقاومت نشان داد. من گفتم: «یکدم بگذار، فکر کن؛ اگر علاقمند باشی، خوشحال میشوم بیشتر صحبت کنیم». سپس، درست پیش از شروع تولید و پیش از لغو اتهامات کیفری، او با من تماس گرفت و گفت که مایل است»، او به یاد میآورد.
او افزود: «به او گفتم: «مایلم این کار را انجام دهم. نیاز دارم که کنترل کامل تحریریه داشته باشم و نمیتوانید از این فیلم از نظر مالی جبرانخواهی کنید.» این برایم بسیار مهم بود. و ما ظرف یک هفته قراردادی بسته شد و توافقی برقرار شد؛ من در این مسیر همراه او بودم و این کار را در طول سه سال گذشته ادامه دادم.»
کنتاکی ادامه داد که تصمیم او برای بررسی تجربهٔ بالدوین در این دورهٔ خاص از زندگیاش، به هیچوجه از فقدان تراژیک هچینز که در زمان مرگش ۴۲ ساله بود، کم نمیکند.
او میگوید: «و واضح است — همواره این را میگویم — که تمام اینها در پسزمینهٔ تراژدی وحشتناک و فقدان هالینا قرار دارد». او ادامه میدهد: «فکر میکنم در دنیایی که امروز زندگی میکنیم، باید فضا کافی برای بررسی بیش از یک تراژدی که میتواند در چنین شرایطی رخ دهد، وجود داشته باشد. پس این فیلم دربارهٔ این کاوش است.»
محاکمه الکس بالدوین در جشنواره فیلم DOC NYC در ۱۳ نوامبر به نمایش رسید.
توسط سوفیا هاناله سانچز
سلنا کوینتانیلا پریز در بازدیدی از یک مدرسه متوسطه محلی در کورپوس کریستی، تگزاس، در تاریخ ۱۴ نوامبر ۱۹۹۴ دیده میشود.
در ابتدا، در سال ۱۹۹۷، فیلمی زندگینامهای به کارگردانی گریگوری ناوا با بازی جنیفر لوپز ساخته شد. سپس، در سال ۲۰۲۰، سریال دراماتیک نتفلیکس عرضه شد. امروز، ملکهٔ مرحوم موسیقی تجانو، سلنا کوینتانیلا پریز، داستان خود را مستقیماً از سوی خانواده و همنوازانش میشنویم.
بهطریقهای مختلف، باید از خواهرش سوزت کوینتانیلا تشکر کرد که مستند نتفلیکس «سلنا و لوس دینوس» را که دوشنبه بهتصویر کشیده شد، فراهم کرد.
«من آنکس مزاحم دوربین بودم، مثل روزهای قبل»، کوینتانیلا در مصاحبهای تازه با سیانن گفت. «اینقدر فیلم دارم که همهٔ مردها با نگاه ‘اوه، نه دوباره!’ به من نگاه میکنند.»
در دهههای ۸۰ و ۹۰، کوینتانیلا که امروزه بهعنوان مدیرعامل شرکت سرگرمی خانوادگی Q Productions فعالیت میکند، در نقش درامر در گروه نوظهور خانواده بود؛ این موضوع الهامبخش عنوان مستند شد. او دوربینی داشت و تمایل به ضبط لحظات شاد و خندهدار خانواده و همنوازانش در سفرهایشان داشت.
«من حتی فکر نمیکردم این لحظات را برای نمایش یا ضبط کنم؛ فقط میخواستم زندگیمان را ثبت کنیم»، او گفت.
این لحظات تصادفی که لبخندها را میدزدند، مستندی را که میتوانست خستهکننده باشد، به پرترهای بسیار شخصی از خواننده تبدیل میکند؛ خوانندهای که در سال ۱۹۹۵ به قتل رسید. «سلنا و لوس دینوس» – که از نام گروهی که پدرش در دوران جوانی نوازنده بود الهام گرفته – مملو از نگاهی صمیمانه به گنجینههای ویدیویی، عکاسی و سایر فیلمهای پیشین خانواده است که تا بهحال نشان داده نشدهاند.
«در مستند صحنهای هست که من نامهای را میخوانم که او برایم نوشته بود»، همنواز و همسر آیندهٔ خوانندهٔ مرحوم، کریس پرز به سیانن گفت. «فقط خوشحال بودم که بخشی از این پروژه هستم و تیم تولید اینجا میآیند و با احترامی خاص با من صحبت میکنند.»
سوزت کوینتانیلا در مراسم افتتاحیه «سلنا و لوس دینوس» در جشنوارهٔ فیلم ساندنس ۲۰۲۵ در پارک سیتی، یوتا، در تاریخ ۲۶ ژانویه ۲۰۲۵ حضور یافت.
در میان ویدئوهای خانگی، مصاحبههای دقیق، نامههای عاشقانه — و حتی نگاهی به یادداشتهای دستنویس کوینتانیلا پرز که در زمان یادگیری زبان اسپانیایی برای برقراری ارتباط بهتر با مخاطبان مکزیکیاش نوشته بود — مستند به بینندگان یادآوری میکند که پشت این ستاره، شخصی بود که داستانش بسیار زود به پایان رسید.
مستند بهطور مساوی به پیروزیها و سختیهای خوانندهٔ متولد تگزاس میپردازد؛ مثلاً چگونه در اواخر دههٔ ۸۰، با عبور از موانع جنسیتی، نژادپرستی و فقر در صحنهٔ مردسالار موسیقی تجانو، تبدیل به یکی از نخستین موسیقیدانان آمریکایی با ریشه لاتین شد که از بازار اسپانیایی به بازار انگلیسی قدم گذاشت. پنجمین آلبوم استودیویی او — شامل دو تکآهنگ مشهور انگلیسی «Dreaming of You» و «I Could Fall in Love» — پس از مرگ او منتشر شد.
در سال ۱۹۹۵، در حالی که ۲۳ سال داشت و پیشاپیش برنده جایزهٔ گرمی بود، کوینتانیلا پرز توسط رئیس باشگاه هوادارانش یولاندا سالدیوار، که امسال درخواست رهاییاش رد شد، کشته شد. با اینهمچنین، در طول زندگی کوتاهش، نوری، ارتباطپذیری و جذابیتی را ساطع کرد که همچنان امروز میلیونها نفر را به خود جلب میکند.
برای اینکه همهٔ این موارد را در یک چارچوب درک کنیم، پیش از شوق بینظیر بد بانی، انفجار لاتین ریکی مارتین بود؛ و پیش از آن، سلنا کوینتانیلا پریز حضور داشت.
اگرچه تمام شهرت، شکوه و تراژدی در داستان سلنا نهفته است، کارگردان مستند جدید بهدنبال چیزی بیش از این بود.
«(مستند) تبدیل داستان آنها به یک «هالیوودیسازی» نیست؛ بلکه خود آنها داستانشان را مستقیم برای شما روایت میکنند»، کارگردان ایزابل کاسرو به میزبانی ویکتور بلکول، مجری برنامهٔ «First of All» در سیانن گفت. «برای ما واقعاً مهم بود که چیزی بسازیم که نسبت به آثار پیشین، حس متفاوتی بدهد.»
برخی از این تفاوتها شامل تصویر جامعتری از کوینتانیلا پرز بهعنوان هنرمندی قدرتمند و توانمند برای زنان در اوایل دههٔ ۹۰ است. در یک قطعهٔ آرشیوی، یک مجری مرد مسن از خوانندهٔ جوان که بستن قرمز و لگهای هماهنگ به تن دارد میپرسد تا «چرخش»ی برای مخاطبان انجام دهد. او پس از یک چرخش سریع و زیبا، همان درخواست را از او میکند و حتی تشویق میکند تا مخاطبان او را تشویق کنند. او نمیچرخید، اما پیام او واضح شد.
علاوه بر این، لحظات صریحی از دوران کودکی او وجود دارد، از جمله مصاحبههایی که در آن بهطور صادقانه دربارهٔ فشارهای مالی بر او و برادران و خواهرانش برای تأمین مخارج خانواده سخن میگوید.
به کارگردانی کاسرو و تولید اجرایی توسط خواهران سوزت و ایبی کوینتانیلا سوم، این پروژه مسیری را که کوینتانیلا پریز و گروهش طی کردند و پیروزی نهایی او — میراثی جهانی که فراتر از طول عمر اوست — به تصویر میکشد.
بهطبیعت خود کوینتانیلا پریز بهسرعت خطر فراموش شدن را ندارد؛ بهنظر میرسد نام او همچنان همان قدرت جذب جمعیت را که در اوج شهرتش داشت، حفظ کرده است.
زمانی که شرکت آرایشی MAC مجموعهای از محصولات زیبایی الهام گرفته از این ستاره را عرضه کرد، در همان روز بهتمامی فروش رسید. مراسم افشای ستاره صورتیاش در راهپیمایی هالیوود، بیشترین حضور تاریخی را بهدست آورد. همچنین، زمانی که زنجیره فروشگاههای مواد غذایی تگزاس H‑E‑B مجموعهای محدود از کیفهای قابلاستفادهٔ ویژه بهاحترام به این خواننده منتشر کرد، وبسایت دچار اختلال شد و فروشگاهها هفتهها خالی ماندند.
برای کوینتانیلا، احترام به خواهرش در این مستند بیشتر بهجای نمایش جذابیتها، بر جنبه انسانی او تأکید داشت.
اخیراً، علاقهٔ پایدار به کوینتانیلا پریز با ابزارهای پیشرفتهتری همچون هوش مصنوعی ترکیب شده است؛ تجاربی که شاید بهنوعی صدای او را بازگردانند، اما هنوز نتوانستهاند اثر عمیق او را بهدست آورند، همانطور که کوینتانیلا بر این باور است.
«صادقانه بگویم، فناوریهای هوش مصنوعی را میبینم»، او گفت. «برخی از این موارد واقعاً شگفتانگیز هستند، اما زیبایی آنچه او بهعنوان یک انسان و یک هنرمند میآورد، هوش مصنوعی هرگز نمیتواند آن را تقلید کند. آنها میتوانند ظاهر فیزیکی او را شبیهسازی کنند، اما هیچچیز بهتر از اصل وجود ندارد.»
در سنت اصیل مکزیکی، داستان خوانندهٔ «عشق ممنوع» همچنان به نسلهای جدید روایت میشود — و بازنویسی میشود — بهامید اینکه زندگی او هرگز فراموش نشود.
«در واقع این یک جعبهٔ زمان است که به سال ۲۰۲۵ میآورد. من اهمیت نسل جوان هواداری که بهدنبال سلنا میگردند و میخواهند بیشتر دربارهٔ او بدانند، میفهمم»، سوزت کوینتانیلا گفت. «و در طول سالها، برخی چیزها مبهم شدهاند.»
او افزود: «فکر میکنم این یکی از دلایلی است که این مستند اینقدر مهم است، زیرا اگر کسی تازه بهدنبال سلنا باشد، نسخهٔ هوش مصنوعی او را کشف نمیکند. واضح است که این، سلنا واقعی است.»
بازیگر پیشگام درمِندرا، ۸۹ ساله، که بهتازگی از بیمارستان بریچ کاندی در بمبئی معاف شد، همچنان در منزل بهبود خود را ادامه میدهد. در حالیکه طرفداران و همکاران برای این ستاره افسانهای آرزوی سلامتی میفرستند، همسر بازیگر گووینداز، سانیتا آهوُجا، حالا دربارهٔ عمق تأثیر بستری شدن او بر خود صحبت کرده است. در تازهترین وبلاگ ویدئویی خود در یوتیوب، سانیتا هنگام یادآوری تحسین طولانیمدتش از این سوپراستار، اشک ریخت.

در پاسخ به یک هوادار که از او خواست خاطرهای ویژه از درمِندرا به اشتراک بگذارد، سانیتا گفت که وقتی شنید بازیگر به ICU انتقال یافته، دچار شکست ناگهانی شد. او را «جان» مینامید و با شور و شوق به زمانی که با هم روی صحنه حضور داشتند، فکر کرد.
سانیتا آهوُجا از مصاحبهٔ گووینداز دربارهٔ بازدید او از بیمارستان مطلع میشود!
سانیتا به یاد آورد: «ای خدای من! او همان جان من است، درامجی. من با او برنامهای داشتهام، ما هر دو رقص کردیم. او عشق دوران کودکی من است! و من او را بسیار دوست دارم.»
او ادامه داد: «وقتی از دوبی برگشتم و خبر رسید که او در ICU است، باور نمیکنید! من در حال رفتن به یک رویداد بودم و آنقدر گریه کردم که حالم خراب شد. تلفن دخترم زنگ زد؛ من آنقدر گریه کردم که وضعیت من وخیم شد.»
او یادآور شد که حتی پس از فرود در بمبئی، دعا برای بهبود او را ادامه داد: «وقتی به فرودگاه رسیدم، رسانهها از من پرسیدند؛ من گفتم: «از مادر رانی میخواهم که او را سالم و شاد نگه دارد»».
او افزود: «من هم گفتم: «پنجابیها هرگز تسلیم نمیشوند». قهرمان اصلی صنعت فیلمسازی تنها یک نفر است، او درامجی است. خدای مهربان به او صد سال عمر بده، به من هم همان عمر را بده؛ عشق فراوان، درامجی، من تو را بسیار دوست دارم.»
دردسر سلامتی درمِندرا همچنین نگرانیها دربارهٔ رفتار نفوذی برخی بخشهای رسانهها را دوباره شعلهور کرد. روز چهارشنبه، سانی دل پس از ترخیص پدرش، خونسردی خود را از دست داد و نسبت به عکاسانی که در بیرون منزل او مستقر بودند، واکنش نشان داد. سانی بهوضوح مضطرب دستهای خود را گره کرد و گفت: «باید از خودتون خجالت بکشید… در خانهتان والدین و فرزندان دارید…»
واکنش او موجی از حمایت از همکاران صنعت از جمله نیکیتین دیر، فرحخان علی، کارن جوهر، امیسا پاتل، جکی شروف، مدهور بهندارکار و دیگران را بهوجود آورد، که عدم «مودبگری و حساسیت» در این لحظهٔ احساسی برای خانواده دل را مورد سرزنش قرار دادند.
نوشته تیم TMZ


لیسا وندرپام در براووکان ۲۰۲۵ که در آخر هفته برگزار شد، به پرنس هری نکتهای طنازانه زد… و بهطرز کماهمیت نشان داد که او از وظایف سلطنتی خود دست کشیده است.
طرفدار برنامه براوو جرِی اُکنِل در حین یک جلسه پنل روز شنبه، داستانی دربارهٔ همسرش ریبیكا رومیِن به اشتراک گذاشت. او یادآور شد که ریبیكا در یک پرواز، خود را در همان هواپیمای دوک ساسکس پیدا کرد.
در انتظار اجازهی شما برای بارگذاری پست تیکتوک.
به گفتهٔ جرِی، او هیجانزده بود، اما همانقدر هیجاندار نبود که فهمید لیسا دو ردیف پشت سر او مینشست. لیسا با شوخی گفت: «خب، من یک بریتانیایی وفادارم. او نیست، درست است؟ بیا… میدانی که حقیقت را میگویم».
هری، همانطور که انتظار میرفت، پس از رفتن به ایالات متحده پس از ازدواج با میگان مارکل در سال ۲۰۱۸، با واکنشهای منفی فراوانی روبهرو شده است.

در زمان تصمیم سرسخت آنها، هر دو بیانیهای منتشر کردند که در آن گفتند: «ما اکنون قصد داریم زمان خود را بین پادشاهی متحده و آمریکای شمالی متعادل کنیم و همچنان به تکلیف خود نسبت به ملکه، مشترکالمنافع و حمایتهایمان وفادار بمانیم».
آنها ادامه دادند: «این تعادل جغرافیایی به ما این امکان را میدهد که پسرمان را با درک عمیق از سنت سلطنتی که در آن به دنیا آمده، تربیت کنیم، در عین حال برای خانوادهمان فضا فراهم میکند تا بر فصل بعدی، از جمله راهاندازی نهاد خیریه جدیدمان، تمرکز کنند».
در حال حاضر آنها در مونتسیتو، کالیفرنیا همراه با پسر ششسالهشان پرنس آرچی و دختر چهارسالهشان پرنسس لیلیبت سکونت دارند.

از جانب دیگر، لیسا کاملاً یک بریتانیایی است… متولد و بزرگ شده در لندن، او در اوایل دهه ۲۰۰۰ به همراه همسرش کن تاد به ایالات متحده نقل مکان کرد. در واقع، بر اساس گزارشها، این زوج در یک شبکلاب لندنی ملاقات کردند و بهسرعت ازدواج کردند.