در نوامبر ۲۰۲۵، Bollywood Hungama خبر داد که اکشای کومار برای بازسازی Sankranthiki Vasthunam (۲۰۲۵) دوباره با آنیس بازمی همکاری خواهد کرد؛ بازیگران این نسخه شامل ونکاتش، آیشواریا راجش و میناکشی چودری خواهند بود. در جشنوارهٔ بینالمللی ششمپنجام فیلم هند (IFFI) که بهتازگی در گوآ به پایان رسید، سیرش از Sri Venkateswara Creations تأیید کرد که این فیلم واقعاً در دست ساخت است.
در گفتگویی با گوِلته در IFFI، سیرش فاش کرد که بازسازی فیلم Sankranthiki Vasthunam در دست ساخت است و اکشای کومار در آن بازی خواهد کرد. نسخهٔ اصلی توسط آنیل راویپودی کارگردانی و توسط دیل راجو و سیرش تولید شد. او همچنین اعلام کرد که حداقل شش اثر از Sri Venkateswara Creations در سال ۲۰۲۶ منتشر خواهد شد.
اما این همه نیست. سیرش همچنین فاش کرد که قصد دارند فیلمی با حضور ستارهٔ بزرگ سلمان خان بسازند که کارگردانی آن به وامشی پایدپالی، شناختهشده بهدلیل کارگردانی فیلمهای محبوبی چون Munna (۲۰۰۷)، Brindavanam (۲۰۱۰)، Yevadu (۲۰۱۴)، Oopiri (۲۰۱۶)، Maharshi (۲۰۱۹) و Varisu (۲۰۲۳)، سپرده میشود.
در نهایت، سیرش همچنین تأیید کرد که خانهسازان معتبرشان فیلمی با حضور ستارهٔ بزرگ پاوان کالین نیز تولید خواهد کرد.
ماه گذشته، Bollywood Hungama مقالهای منتشر کرد که مینویسد: «آنیس و اکشای از طرح داستان شخصیت اصلی که بین همسر و دوستپسر پیشینش گیر کرده است و فیلم Sankranthiki Vasthunam بر پایهٔ آن ساخته شده، خوشش آمده است. با این حال، نسخهٔ اصلی طعم تلگو بسزایی داشت. برای اینکه فیلم برای مخاطبان هندی قابلقبول باشد، آنیس بازمی فیلم را بازتصور میکند و طرح اصلی را دستنخورده نگه میدارد.»
مقاله همچنین ادعا کرد که کارهای نگارشی بهسریع پیش میروند و سازندگان هدف دارند فیلم بدون عنوان را در فوریه ۲۰۲۵ بر روی صحنهها بگذارند. این فیلم بازسازی نیست، بلکه بازتصوری از نسخهٔ اصلی است که فیلمنامهاش شامل صحنههای جدید میشود. «۶۰ درصد آن از سکانسهای تازه تشکیل شده و تنها ۴۰ درصد از صحنههای اصلی استفاده میشود تا جوهرهٔ داستان دستنخورده بماند.»
همچنین بخوانید: احمد خان لحظهای مفرح از پشت صحنه فیلم Welcome to the Jungle را با حضور اکشای کومار، دیشا پاتانی، ارشاد وارسی، جکلین فرناندز و دیگران به اشتراک میگذارد
برچسبها: Akshay Kumar, Anees Bazmee, Bollywood, News, Remake, Salman Khan, Sankranthiki Vasthunam, South, South Cinema, Sri Venkateswara Creations, Vamshi Paidipally
اخبار بالیوود – بهروزرسانیهای زنده
برای دریافت آخرین اخبار بالیوود، بهروزرسانیهای فیلمهای نوین بالیوود، آمار فروش گیشه، انتشار فیلمهای جدید، اخبار بالیوود به زبان هندی، اخبار سرگرمی، خبرهای زنده بالیوود امروز و پیشنمایش فیلمهای ۲۰۲۵، ما را دنبال کنید و تنها از طریق Bollywood Hungama از جدیدترین فیلمهای هندی مطلع بمانید.
شایعات تازهای پیرامون فیلمساز راج نیدیمورو و بازیگر سامانتا روت پرابهو در حال گسترش است، بهطوری که شایعاتی مبنی بر برگزاری یک عروسی صمیمانه در مرکز یوگا ایشا در تاریخ ۱ دسامبر منتشر شدهاند. بهعلاوه، همسر پیشین نیدیمورو پیامهای رمزی درباره «کارهای ناامیدانه» و «بدهیهای گذشته» را بهاشتراک گذاشت. طبق گزارشها، این زوج رابطه عاشقانهٔ خود را بهصورت رسمی در اینستاگرام اعلام کرده و در حال تولید مشترک یک فیلم جدید هستند.
رابطهٔ ادعایی فیلمساز راج نیدیمورو و بازیگر سامانتا روت پرابهو دوباره به سرصفحهها برگشته است؛ این بار با شایعات جدیدی مبنی بر این که این دو قصد دارند رابطهٔ خود را رسمی کنند و گامی جسورانه بردارند.
آیا عروسی سام و راج در برنامه است؟
شایعهای که بهسرعت در شبکههای اجتماعی در حال پخش است نشان میدهد که احتمالاً کارگردان و بازیگر در حال برنامهریزی یک عروسی صمیمانه هستند. اگرچه هنوز تأیید نشده، گزارشی از Filmibeat ادعا میکند این دو قصد دارند روز دوشنبه، ۱ دسامبر، سوگندهای خود را تبادل کنند. مراسم شایعهای گفته میشود که در مرکز یوگا ایشا در کوئیمباتور برگزار شود، هرچند هنوز هیچیک از طرفین تأیید رسمی ارائه ندادهاند.
همسر پیشین راج، شیمالی دِ، پست رمزیای به اشتراک گذاشت
در میان گفتمان رو به رشد درباره عروسی پیشرو، پست شبکههای اجتماعی همسر پیشین نیدیمورو، شیمالی دِ، نظراتی را به خود جلب کرده است. هواداران متوجه شدند که دِ در استوریز اینستاگرام خود نقلقولی به این شکل به اشتراک گذاشت: «افراد ناامید کارهای ناامیدانه انجام میدهند»، که از نویسندهٔ مایکل بروکس اقتباس شده است.
این پست تنها چند روز پس از بهاشتراکگذاری پست رمزی دیگری درباره «بدهیهای گذشته» منتشر شد. او نوشت: «از طریق پیوند بدهیهای گذشته (runānubandha)، انسان به حیوانات خانگی، همسر، فرزندان و خانه ارتباط برقرار میکند. وقتی این بدهیهای کارمیایی تمام میشوند، این روابط پایان مییابند و بههمین ترتیب، خوشیها و غمهای مرتبط نیز از بین میروند.»
تعهدات حرفهای سام و راج
در عین حال، سام و راج ظاهراً رابطهٔ عاشقانهٔ خود را در اینستاگرام بهصورت رسمی اعلام کردند؛ بهطوری که عکسی از دلگیری آنها در مراسم رونمایی برند بازیگر به اشتراک گذاشتند. کارگردان همچنین همکاری حرفهای خود را با بازیگر آغاز کرده و در پروژههای مختلف آینده با او همکاری داشته است. هر دو ستاره که سرپرست شرکتهای تولیدی هستند، بهنظر میرسد که بهعنوان تهیهکنندگان مشترک در درام اکشن تلگوی «Maa Inti Bangaram» که توسط ناندینی ردی کارگردانی میشود، مشارکت دارند.
با وجود شایعات شدید آنلاین، نه سامانتا و نه راج هیچیک نظری دربارهٔ این گزارشها ندادهاند و رابطهٔ عاشقانهٔ خود را بهصورت رسمی تأیید نکردهاند.
بازیگر پیشکسوت در ۲۴ نوامبر، در سن ۸۹ سالگی درگذشت. گزارشی میگوید که پسر بزرگ او، سانی دیول، اسحا و آحانا دیول را از ارث بیرون نخواهد کرد.
ستارگانی وجود دارند که بهدوران خود تعلق دارند؛ اما شخصیتهای نادری نیز هستند که با نرمی زمان را بهسوی خود میچرخانند و تصویری از قدرت، آرزو و جادوی وصفناپذیر سینما را در ذهن یک ملت میسازند. زندگی و مسیر کاری دارمندرا تنها روایت یک بازیگر محبوب نیست؛ این یک تاریخچه از چگونگی گفتگوهای هند درباره مردانگی، ظرافت و قهرمانی در شش دهه پرتلاطم است و نشان میدهد چگونه یک مرد بهطور مداوم پیشقدم فرهنگ بوده که گاهی نمیدانست چگونه با او برخورد کند.
پیشکسوت در تاریخ ۲۴ نوامبر، در سن ۸۹ سالگی درگذشت. گزارشی میگوید که پسر بزرگ سانی دیول، اسحا و آحانا دیول را از ارث نخواهد گرفت. ارزش خالص دارمندرا تقریباً ۴۵۰ کروڑ روپیه برآورد شد.
منبعی گفت: «این روایتها درباره منازعات ارث بین سانی‑بابی و اسحا‑آحانا بیپایه هستند و زمانبندی بسیار نامناسبی دارند. هیچکس در اینجا فقر نیست. درام یا منازعهای رخ نخواهد داد.»
همچنین افزود: «اما سانی آنها را از ارث خانوادگی نخواهد جدا کرد. در حال حاضر، او در غم عمیق خود غرق است و نمیتواند به آینده فکر کند. اما یک نکته قطعی است: اسحا و آحانا جزئی از خاندان دیول خواهند شد، همانطور که پدرشان میخواست.»
جلسه دعا برای اسطوره
بهمنظور تجلیل از میراث جذابترین بازیگر سینمای هندی، خانواده دیول جلسهای دعایی ترتیب داد که در آن سلمان خان، آیشواریا رای و بسیاری از دیگر اعضای انجمن حضور یافتند. سانی دیول و بابی دیول با احساسی، به میهمانانی که برای ادای آخرین احترام به او آمده بودند، خوشآمد گفتند.
صعود مستمر دارمندرا
بازیگر در نقش اوّلی خود در فیلم دل هم تو، من هم تو ظاهر شد. برای این نقش تنها ۵۱ روپیه دریافت کرد. سالها گذشت و قهرمان قدرتمند سینمای هندی به یکی از درخشانترین و پرطرفدارترین ستارگان کشور تبدیل شد.
اختصاصی: در یک موقعیت رقابتی، یونیورسال پیکچرز فیلم کوتاه Portrait of God را از دیلان کلارک، کارگردان نوظهور، بهدست آورد؛ این طرح پیشنهادی دنیای فیلم کوتاه ترسناک ویروسی با همان نام را گسترش میدهد.
نوشته شده توسط کلارک و جو روسو (The Inheritance)، این فیلم نخستین همکاری تهیهکنندگان سام ریمی و جوردن پیل، دو تن از بزرگترین نامهای دنیای ترسناک، است که پیش از این هرگز با یکدیگر کار نکردهاند.
هرچند جزئیات داستان فیلم بلند هنوز مخفی ماندهاند، داستان کوتاه حول محور یک زن جوان مذهبی میچرخد که پاسخ نگرانکنندهای به سؤال «خدا چگونه بهنظر میرسد؟» پیدا میکند. این داستان با نقل قولی از عهد عتیق — «هیچکس نمیتواند من را ببیند و زنده بماند» — آغاز میشود؛ میا را در تاریکی میبینیم که در حال تمرین یک ارائهٔ تصویری دربارهٔ یک اثر هنری به نام «Portrait of God» است. به گفتهٔ او، برای برخی که به نقاشی نگاه میکنند، تصویر کاملاً سیاه بهنظر میرسد، اما دیگران میگویند در تاریکی شخصی را میبینند — شخصی که بارها و بارها با جزئیات ثابت توصیف شده است. این کوتاهفیلم با سادگی و در عین حال تهدیدآمیز بودن، نقطهنظر مخالفی نسبت به مفهوم خدا بهعنوان موجودی مهربان ارائه میدهد. پس از تماشای این پرتره، مراقب باشید.
Portrait of God از زمان پخش در آگوست ۲۰۲۲، بیش از ۸.۶ میلیون بازدید در یوتیوب بهدست آورده است. پیل و وین روزنفلد این اقتباس سینمایی را از طریق قرارداد first‑look با استودیو Monkeypaw Productions تولید خواهند کرد، بههمراه ریمی و رومل آدام از طریق Ghost House Pictures و روسو. کریس روزاتی که پروژه را به Monkeypaw آورد، نقش تهیهکننده اجرایی را بر عهده دارد و سام ایونسون همتولید خواهد شد. خوزه کاناس نظارت بر پروژه برای Ghost House را بر عهده دارد، در حالی که کیت او برای Monkeypaw و معاون اجرایی توسعهٔ تولید سارا اسکات برای یونیورسال نظارت میکند.
مشاهده در Deadline
دیلان کلارک را با تهیهکنندهای که برای جایزه امی نامزد شده است برای The Batman و The Penguin اشتباه نگیرید؛ او یک کارگردان ژانری است که در فضای ترسناک یوتیوب پیروان زیادی پیدا کرده است. او به تقاطع ترسناک با مذهب و/یا فناوری جذب میشود و دیگر فیلمهای کوتاه او نیز میلیونها بازدید آنلاین کسب کردهاند. کلارک در دوران کودکی بین آلمان و اتریش بزرگ شد و به فیلمسازی علاقهمند شد، سپس مدرک تولید سینما و فیلمنامهنویسی را از کالج Ithaca دریافت کرد. در حال حاضر، او در حال نوشتن و کارگردانی اقتباس فیلم کوتاه Story Time است، به همراه زاک اولکویچ و LD Entertainment که نقش تولید را بر عهده دارند. او توسط ۳ Arts، UTA و Ginsburg Daniels Kallis نمایندگی میشود.
Monkeypaw تازه از انتشار فیلم ترسناک Him با مضمون فوتبال به کارگردانی جاستین تیپینگ که تایریک ویترز و مارلون ویانس در آن نقشآفرینی میکنند، عبور کرده است. در حالی که پیل یکبار قرار بود پس از Nope در دسامبر گذشته، اثر کارگردانی بعدی خود را ارائه دهد، این پروژه بارها به تعویق افتاد و اخیراً کاملاً از برنامهٔ یونیورسال در سپتامبر حذف شد. پیل و Monkeypaw توسط CAA و Yorn, Levine, Barnes نمایندگی میشوند.
Ghost House اخیراً تولید Play Dead — یک تریلر بقا که بهعنوان ترکیبی از Don’t Breathe و 1917 — توصیف شده — و همچنین Evil Dead Burn را به پایان رسانده است. سِبَستین وانیکِک کارگردان ششمین بخش از سری فیلمهای Evil Dead بود که برای انتشار در ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶ برنامهریزی شده است. گام بعدی Ghost House، قسمت هفتم هنوز بدون عنوان از این فرنچایز است که فرانسیس گالاپی نویسنده و کارگردان آن خواهد شد. ریمی و Ghost House توسط CAA و استیوارت بروکمن و مهدی صالحی در هنسن، جیکوبسون، تلر نمایندگی میشوند.
روسو توسط Untitled Entertainment، Fictional Entity و Yorn Levine نمایندگی میشود.
هیو والاس، ۶۸ ساله، بیشتر به خاطر میزبانی برنامهٔ Home of the Year از RTÉ و برنامهٔ The Great House Revival از BBC شناخته میشد.
تقدیرهایی به معمار و مجری تلویزیونی هیو والاس، که در سن ۶۸ سالگی درگذشت، ابراز شد.
معمار مستقر در دوبلین به خاطر ارائهٔ برنامههای ملکی همچون Home of the Year از RTÉ و The Great House Revival شناخته میشد.
در پستی در حساب اینستاگرام آقای والاس، همسرش مارتین کورتب نوشت: «با غم عمیق و شوک، خبر درگذشت همسر عزیز و رفیق روح من، هیو والاس، که دیشب در منزل خودمان از دنیا رفت، را به اشتراک میگذارم. قلبم شکسته است.»
او درخواست حفظ حریم خصوصی کرد.
آقای والاس چهرهای آشنا در برنامههای بازسازی خانه و طراحی بود؛ او تنها قاضیای بود که از زمان اولین پخش برنامهٔ Home of the Year در سال ۲۰۱۵ تا به امروز در تمام فصول آن حضور داشته است.
در برنامهٔ The Great House Revival، او مالکان خانهها را دنبال میکرد که برای احیا کردن املاک تاریخی متروکه یا کمتر مورد توجه قرار گرفته میجنگیدند.
بزرگتر از زندگی
شرکت Douglas Wallace Consultants که آقای والاس شریک مؤسسی آن بود، گفت: «اشتیاق، خلاقیت و گرمای او بر همکاران، مخاطبان و دوستان سراسر کشور تأثیر گذاشت.»
او شریک مؤسسی شرکت معماری Douglas Wallace Consultants بود.
در بیانیهای در وبسایت خود نوشتند: «با غم عمیق و شوک، خبر درگذشت هیو والاس عزیزمان را به اشتراک میگذاریم. ما دلشکستهایم.»
«اشتیاق، خلاقیت و گرمای او بر همکاران، مخاطبان و دوستان در سراسر کشور تأثیر گذاشت.»
تایوشیخ (نخستوزیر ایرلند) میچئل مارتین گفت که از خبر درگذشت آقای والاس بهعمق متأثر شد.
مارتین گفت که «حمایت آقای والاس از معماری خوب، به همراه مهارتهای شگفتانگیز ارتباطیاش، خدمت عمومی شایستهای انجام داد.»
تاناسته (نایب نخستوزیر ایرلند) سیمون هریس گفت که او «شخصیتی بزرگتر از زندگی با صدای طنیندار است که با ارائه برنامههای سرگرمکننده، سهم مهمی در زندگی ایرلند داشت و همچنین به ما اهمیت بازسازی و معماری را آموزش داد.»
در ادای احترام، کیوین بخاست، مدیرکل RTÉ گفت که اشتیاق والاس برای طراحی خلاقانه و حمایت او از مزایای گستردهٔ معماری خوب، او را «شخصیتی بسیار محبوب در میان مخاطبان و در سراسر صنعت» کرده است.
در برنامهٔ Home of the Year که بسیار محبوب در RTÉ است، هیو، همراه با داوران دیگر، نه تنها درهای خانههای فوقالعادهٔ ایرلند را گشود، بلکه بینندگان را به کشف امکانات گستردهٔ طراحی نوآورانه تشویق کرد، او گفت.
الکس وو سالها در استودیوهای انیمیشنسازی همچون پیکسر، کارتون نتورک و لوقاسفیلم کار کرد — پیش از آنکه به کارگردانی یک فیلم بلند دست یابد؛ و فیلم Netflix به نام In Your Dreams برای تکمیل تقریباً یک دهه زمان برد. او در این مسیر چه آموخت؟ در گفتوگویش با Polygon، او به سرعت اشاره میکند که این ماجراجویی فانتزی، اگر به شکل علمی‑تخیلی میبود، قطعا ساخته نمیشد. او این عدم تمایل به علمی‑تخیلی را «قانون نامرئی» فعلی در هالیوود مینامد.
«به دلایلی، علمی‑تخیلی در انیمیشن موفق نیست»، وو میگوید. فیلمهایی نظیر Lightyear، Elio و حتی پروژههای دوبعدی طرفداران خاصی مانند Titan A.E که اگرچه شکستمانند بوده اما مورد پسند بودند، به عنوان مثال نام میشوند. (و در حالی که نسخه این سال Lilo & Stitch موفقیت بزرگ داشت، نسخه اصلی انیمیشنیش چندان موفق نشد.) این شکستهای گاهبهگاه به نظر میرسد مدیران اجرایی را دربارهی پتانسیل کل این ژانر در بازار نگران کرده است. «امروزه یک قاعده مشابه وجود دارد که میگوید برای انیمیشنسازی باید از علمی‑تخیلی تا حدی دوری کرد».
این تضاد واضحی با ژاپن دارد، جایی که انیمه علمی‑تخیلی نه تنها رایج، بلکه اساسی است. وو به عناوینی مانند Akira و آثار دیستپیایی که نسلهای زیادی از هنرمندان خارج از کشور را شکل دادهاند اشاره میکند. «اینها در ژاپن و در این دستهاز داستانسرایی موفق هستند، اما به دلایلی در انیمیشنسازی غربی، هنوز نتوانستهاند با مخاطبان همصدا شوند»، او میگوید. Paprika: شاهکار. نسخه انیمیشنی Inception: حتی فکرش نکنید.
تصویر: نتفلیکس
وو همچنین از دوران کاریاش در انیمیشن درسهای مثبت بسیاری دیگر دریافت کرده است. بزرگترین نکتهای که از سالهای کار در پیکسر به دست آورد، ساده اما اساسی بود: «همواره به داستان و شخصیتها خدمت کنید… اگر بتوانید شخصیتهای بسیار عالی خلق کنید و داستانی جذاب روایت کنید»، او میگوید، فیلم برای تقریباً هر کسی تأثیرگذار خواهد بود. به همین منظور، او تعدادی از همکاران پیکسر خود را به پروژه In Your Dreams دعوت کرد، از جمله استیو پیلچر که به عنوان طراح تولید در فیلم وو و همچنین در Finding Dory مشغول به کار بود.
این رویکرد اولویتبخش داستانسرایی ممکن است بخشی از توضیح این باشد که چرا In Your Dreams به جای آیندهگرایی، به فانتزی گرایش دارد، حتی با وجود لحظات ناگهانی واقعگرایانه که در انتهای فیلم رخ میدهد (هشدار اسپویل!). محیط دنیای رویایی به وو امکان میدهد تا صحنههای بصری خیرهکنندهای خلق کند در حالی که ریشه در حقیقت احساسی دارد — امری که او میداند برای برقراری ارتباط با مخاطب حیاتی است. این انتخاب همچنین فیلم را در خارج از «منطقهی تردید علمی‑تخیلی» قرار میدهد؛ حوزهای که به گفتهی وو، هالیوود هنوز نتوانسته آن را حل کند.
با این وجود، وو معتقد نیست که انیمیشن علمی‑تخیلی در غرب قابل انجام نیست؛ فقط میداند که استودیوها هنوز محتاط هستند. و همانطور که پلتفرمهای پخش آنلاین سلیقههای جهانی را گسترش میدهند، فاصله بین مخاطبان ژاپنی و آمریکایی ممکن است به اندازهای کم شود که شخصی مانند وو بتواند بار دیگر سعی کند. در عین حال، حتی کارگردان Cowboy Bebop و Lazarus، شینچرو واتانابه، نتوانستند فیلمی بسازند؛ شاید سرنوشت این ژانر را بهچالش کشیده باشد.
سریال مستند چهارقسمتهای دربارهٔ مغول زندانی که توسط رقیبش تولید شده است، برای انتشار در روز سهشنبه برنامهریزی شده؛ اما سؤالهایی دربارهٔ قانونی بودن بخشی از فیلمهای استفادهشده برانگیخته میشود.
شان «دیدی» کمبسBryan Steffy/WireImage
تیم شان «دیدی» کمبس دربارهٔ مستند جدید نتفلیکس که توسط رقیب دیرینهاش، رپر ۵۰ سنت، ساخته شده است، صراحتاً واکنش نشان دادهاند. آنها این سریال را که شامل فیلمهایی است که مغول گرفتار در روزهای پیش از دستگیریاش در سپتامبر ۲۰۲۴ از زندگیاش ضبط کرده بود، «یک قطعهٔ توهینآمیز و شرمآور» مینامند و آن را «نادرست»، «غیرقانونی» و «توهین غیرضروری و عمیقاً شخصی» توصیف میکنند.
بیانیهٔ تند سخنگوی کمبس ساعاتی پس از این که برنامه Good Morning America بخشی را پخش کرد که شامل مصاحبهای با ۵۰ سنت (نام اصلیاش کورتیس جکسون) و الکس استپلتون، کارگردان مستند «Sean Combs: The Reckoning» بود، منتشر شد. در همان بخش، صحنههایی از سریال مستند کمبس که در روزهای پیش از دستگیری او ضبط شده بود نیز به نمایش درآمد. در حال حاضر، کمبس در حال اجرای حکم پنجاه ماههای است که بهدلیل اتهاماتی از محاکمه فدرال این تابستان دربارهٔ قاچاق جنسی و جرائم سازمانی (racketeering) صادر شده؛ این محاکمه با حکم دوگانه به پایان رسید؛ او به اتهامات مربوط به قانون مان (Mann Act) محکوم شد، اما در اتهامات قاچاق جنسی و RICO تبرئه شد؛ این اتهامات میتوانستند او را به حبس ابد محکوم کنند.
مارتی ریسمن شخصیتی نسبتاً بدنام در دنیای زیرزمینی تنیس روی میز (که بهعنوان پینگپونگ شناخته میشود) نیویورک اواخر دههٔ ۱۹۴۰ بود؛ مردی در اوایل بیستسالگی که بازیکنان آماتور را فریب میداد و در باشگاه تنیس روی میز برادوی لارنس شرطهای سنگین بر خود میبست. سپس، در سالهای ۱۹۵۸ و ۱۹۶۰، قهرمان تکنفره مردان ایالات متحده در این ورزش نسبتاً ناشناخته شد، ضمن کسب عناوین دیگری که زبانپرتوی او در طول زندگی جمعآوری کرده بود. به دلیل شوخطبعی چابک و اندام لاغرش، او با لقب «سوزن» شناخته میشد.
بهصورت کلی از ریسمن و کتابی که او دربارهٔ آن دوره نوشت و بهعنوان جوانی که باور فوقالعادهای به مهارتهایش در بازی داشت، مارتی سوپریم کارگردان/همنویسندهٔ جوش سفدی فیلمی فوقالعادهاعتمادبهنفس دربارهٔ مردی سریعسخن، پرادعا، بااستعداد و گاهی خودخواه به نام مارتی موزر ساخته است. او مشتاق بود فروشگاه کفش عمو را رها کند تا به افتخار واقعی در دنیای پینگپونگ دست یابد؛ امری که در آن زمان در سراسر جهان محبوبتر از آمریکا بود و در سال ۱۹۵۲ پس از جنگ، تقریباً بهعنوان یک شوخی بهنظر میرسید، سالی که فیلم در آن زمان اتفاق میافتد.
بهعبارت دیگر، مارتی آدمی خاص است. او در محاصرهٔ مادری ستمگر، دوستدختری باردار که همزمان ازدواج کرده، نیاز مبرمی به کسب پول و مهمترین نکتهی آن، باور به اینکه میتواند در ورزشی که اعتبارش فقط خارج از نیویورک و آمریکا دارد، برتری پیدا کند و به صدر صعود کند، زندگی میکند.
مشاهده در Deadline
مرتبط: A24 ارائه مشارکتهای ۷۰MM برای ‘مارتی سوپریم’
آثار جاش سفدی و همنویسنده، همتولیدکننده و همویرایشگر او، رونالد برونستین، قطعاً یک بیوگرافی نیست بلکه تصویری تخیلی از شخصیتی از نوع «چه چیزی سامی را به حرکت در میآورد» که از قسمت لوئر اِست ساید نیویورک میآید. او بههر روشی که میداند برای کسب پول — و بله، خوشبختی — میجستد. با انتخاب بینقص تیموتی شالام، نامزد اسکار، بهعنوان ستارهٔ اصلی، شما در این سفر پرهیجان مرد جوانی که شتابزده است اما گاهی بدترین دشمن خود میشود، همراه میشوید. همانطور که انتظار میرود، شالام در این نقش بهطور شگفتانگیزی میدرخشد، بهاندازهای قدرتمند که آدام سندلر در فیلم پویای دیگر سفدی (با همکاری برادرش بنی) در سال ۲۰۱۹، Uncut Gems، که بهطور مشابه دیوانهوار اما درخشان بود، نقش مردی که سعی در بقا با ذکاوت و سختکوشی در ناحیهٔ الماس شهر دارد، ایفا کرد. «مارتی سوپریم» بهوضوح کار همین کارگردان است که بهنظر میرسد به حاشیههای نیویورکیها جذب میشود که رویایشان را روی لبهٔ کابوس میسازند.
در جلسه پرسش و پاسخ پس از نمایش در لسآنجلس که حضور داشتم، شالام دربارهٔ اینکه چه کسی میتوانست این نقش را در زمان گذشته ایفا میکرد، نظر داد و شاید به آل پاکینو اشاره کرد. شاید آل پاکینو در «Dog Day» جوان میتوانست نقش را بهخوبی ایفا کند، اما این فیلم و شخصیت به زمانهای پیشتر، به سال ۱۹۶۱ و «فست» ادی فِلِسون پل نیومن بازمیگردد، مردی که از سالن بهسالن پینگپونگ میگذشت و حریفان بیخبر را میگرفت تا در نهایت همه چیز فروپاشید. «مارتی سوپریم» برای شالام همانند «هستِلر» است، و در حین تماشا بهگونهای امیدوار شدم که این فیلم هم بهصورت سیاهوسفید باشد، اما با مهارتهای تاریک فیلمبردار داریوش خنجی، در دستهای خوبی هستیم. میتوانید بوی این محیط و این دوره را حس کنید، و شالام، همانطور که نیومن پیش از او بود، از ایفای نقشی که تا حدی در رویای خود گیر کرده و گاهی بهطور کامل غیرقابل تحمل است، نهراسیده است.
این یک ستارهٔ سینمای نوین است که نقش کاملاً غیرستارهای را ایفا میکند. جالب است ببینیم که هواداران جوان او از «وانکا» و «دون» چگونه سعی میکنند به این شخصیت نزدیک شوند. مهم نیست. شالام (که همچنین تولیدکننده است) شایستگی دریافت تحسین را دارد؛ او فراتر از ایفای نقش دیلان جوان خودشیفته در نیویورک ده سال پس از آن در A Complete Unknown میگردد تا ماجراهای مرد جوانی را به تصویر بکشد که مشتاق است به جهان نشان دهد واقعی است — حتی اگر همانند فِلِسون، «آبهای ساکن» آنقدر عمیق نباشند.
اما بچه، مارتی در کار با راکت مهارت دارد.
مرتبط: شالام در ‘مارتی سوپریم’ با Buzzcut در لایواستریم برای تبلیغ فیلم جوش سفدی شگفتزده میشود
جوش سفدی در این فیلم بیش از ۱۰۰ شخصیت رنگارنگ از زمان و مکان روایتشده حضور داده است، با سرعتی اضطرابی که برای مدت زمان تقریباً ۲ ساعت و ۲۵ دقیقه (۲¼ ساعت) توقف نمیکند. در میان آنها، ریچل میزِلر (اودسا آژن)، باردار و متاهل، دوستدختری کاملاً مناسب برای مارتی است. او تنها کسی در زندگی اوست که تقریباً دقیقاً شبیه اوست؛ یک هاسلر در دل که احساساتش را به سطوح افراطی میبرد و آماده است فرصتی برای متفاوت بودن بگیرد. سپس کی استون (گوینت پالترو)، بازیگر فرسودهای که همه چیز را برای زندگیای که «مطمئنتر» میداند (بهنظر او) کنار گذاشته است؛ همسرش، میلیتون راکول (شخصیت منفی برنامه Shark Tank، کیون او’ لیری)، یک غول قلمنویسی و مؤثر است. او وارد زندگی مارتی میشود، همانطور که این جوان سعی میکند راکول را برای حمایت مالی متقاعد کند و با پولی که اضطراری برای جهانی شدن نیاز دارد، مسیر او را به اوج بالاتر برساند. این دو روح متفاوت که در یک رابطهٔ تجاری به هم میپیوندند، بهنظر میرسد کامل باشد؛ یکی با رویای صعود به نورافکن، دیگری در نقطهٔ مخالف آن.
تهیهکنندگان: ایلی بوش، آنتونی کتاگاس، شالام، سفدی و برونستین.
عنوان: مارتی سوپریم توزیعکننده: A24 Films تاریخ انتشار: ۲۵ دسامبر ۲۰۲۵ کارگردان: جوش سفدی نویسندگان: جوش سفدی و رونالد برونستین بازیگران: تیموتی شالام، گوینت پالترو، تایلر اوکونما، کوین او’ لری، ایبل فرارا، فران درشر، ایموری کوهن، اودسا آژن، کوتو کاواگوتچی، ساندرا برنارد، فرید هیچینگر، دیوید مِمت، گزا روهریگ رده سنی: R مدت زمان: ۲ ساعت ۲۹ دقیقه
پس از پنج سال ازدواج با ستارهٔ SNL کولین جست، اسکارلت جانسون فاش کرد که رابطهٔ این دو تقریباً نتوانست بهراه بیفتد.
در واقع، پس از اولین قرارشان در سال ۲۰۱۷، جست مطمئن نبود که آیا جانسون حتی علاقهمند به دیدن دوبارهٔ او است یا نه.
«صادقانه بگویم، پیش از این واقعاً هیچکس من را دعوت به قرار نکرده بود»، بازیگر انتقامجویان در طول برنامهٔ ۱ دسامبر امروز با جنا و دوستان توضیح داد. جانسون پیش از این با بازیگر رایان رینولدز (از ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۱) و روزنامهنگار فرانسوی رومان دوریاک (از ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷) ازدواج کرده بود و دخترش، روز، را با همسر دوم خود دارد.
ریان رینولدز و اسکارلت جانسون در سال ۲۰۱۰. کیوین مازور/WireImage
«من یک مونگاماتساز سریالی بودم»، او گفت. «و هرگز بهنحوی سنتی مثل این که «هی، آیا دوست داری یکبار با هم شام بخوریم؟» نرسیدم.»
بهنظر میرسد جست استثنا بود.
جانسون فاش کرد که اولین قرارش با جست در محلهٔ ایستویلیج نیویورک، در یک رستوران ایتالیایی برگزار شد. Michael Buckner/Variety/Penske Media via Getty Images
«او واقعاً از من برای یک قرار دعوت کرد»، ستارهٔ عروس سیاه گفت. «ما به یک رستوران ایتالیایی در ایستویلیج رفتیم. یک قرار دلپذیر بود. شام را حدود ساعت ۸ شب صرف کردیم یا چیز مشابه.»
در پایان شام، ستارهٔ SNL از جانسون دعوت کرد تا همراه او و چند دوستش که قرار بود ملاقات کنند، یک نوشیدنی بخورد. اما جانسون که احساس میکرد در اولین قرارها تجربه کافی ندارد، دعوت را رد کرد و این قرار بهپایان رسید.
«من تقریباً هرگز قرار نداشتم، therefore گفتم: «حالا باید بروم. باید ترک کنم»،» او به یاد آورد.
بهجای آن، جانسون تنها حدود ۹۰ دقیقه پس از آغاز قرار به خانه برگشت تا مراقبتگر بچهاش که دخترش، روز، را نگاه میکرد، جایگزین شود.
«او گفت: «چرا اینقدر زود به خانه آمدی؟» و من گفتم: «این قرار را داشتم و …» من واقعا احساس اضطراب زیادی کردم»، جانسون گفت.
این زوج پس از سه سال آشنایی در اکتبر ۲۰۲۰ بهصورت خصوصی عروسی کردند. مارک پیاسکی/FilmMagic
جست — که جانسون در اکتبر ۲۰۲۰ با او عقد نکاح بست — در نهایت به همسر فعلیاش گفت که فکر میکرد او به او علاقهمند نیست.
«بعداً او گفت: «من کاملاً فکر میکردم همینجا تمام شد. تو رفتار عجیبی میکردی»،» جانسون گفت. «من دچار اضطراب شدم. نمیدانم.»
جست میگوید که از اولین باری که در سال ۲۰۰۶ در صحنهٔ SNL که برای اولین بار مهمان میزبان بود، به جانسون علاقهمند شده بود.
در کتاب خود، A Very Punchable Face: A Memoir، جست نوشت که برای اولین بار در سن ۲۳ سالگی با جانسون که ۲۰ ساله بود، ملاقات کرد، اما میدانست او «زیبا، هوشمند، دلنشین و بهطرز قابل توجهی پیچیده» است و «با وقار و لبخندی که تا کنون در هیچکس دیگر ندیدهام».
«او ادعا میکند که بهیاد میآورد فکر کرده که من «جذاب» بودم، اما من میدانم که چگونه بهنظر میآمدم و این واژهای نیست که من استفاده میکردم»، کمدین در اولین تعاملشان نوشت. «(«پشمالو» میتوانست مهربانانه باشد. «بینظم»، دقیقتر است).»
اسکارلت جانسون و رومان دوریاک در سال ۲۰۱۴. Rindoff Petroff/Hekimian/Getty Images
در آن زمان، جانسون با همستارهٔ پیشین و معشوق خود از فیلم دالیای سیاه، جاش هارتنت، در ارتباط بود. او پیش از اولین قرار با جست در سال ۲۰۱۷، با شخصیتهای مشهوری مانند شون پن نیز قرار داشته است.
جست در سال ۲۰۰۸ در حال اجرای یک برنامه، دو سال پس از اولین ملاقات با همسر آیندهاش. اندرو اچ. والکر/Getty Images
این دو در ماه مه ۲۰۱۹ نامزدی خود را اعلام کردند و در اکتبر ۲۰۲۰ در یک مراسم کوچک و خصوصی عقد نکاح کردند.
در برنامهٔ امروز، جانسون همچنین تنها قرار دیگری که داشته است — یک قرار کور که بهخوبی تمام نشد — را فاش کرد.
«چندین اتفاق عجیب رخ داد. و ما داشتیم به مهمانی دیگری میرفتیم و من بهگونهای ناپدید شدم»، جانسون گفت.
«فکر میکنم او ممکن است در همان مهمانی همسر آیندهاش را ملاقات کرده باشد. امیدوارم اینطور باشد»، او افزود.
گینت پالترو، اودسا آژین و تایر، خالق، نیز در این ماجرای یک قهرمان مشتاق تنیس میز که میکوشد با پینپانگ از محلهٔ Lower East Side منهتن دههٔ ۱۹۵۰ فرار کند، بازی میکنند.
تیموتی شالامِه در «مارتِی سوپریم».A24
با اشاره به اولین بار از زمان تکآغاز سال ۲۰۰۸ که جاش سافدی بدون برادر و همکار دیرینهاش بنّي یک فیلم بلند را کارگردانی کرد، Marty Supreme بهطرز پارادوکسی، فیلمسازانهترین اثر سافدی تا کنون است. بهوسیلهی تیموتی شالامِه، بازیگری پرانرژی که نقش یک اپراتور مغرور در پی دستیابی به شکوه جهانی تنیس میز را بازی میکند، این اثر اصلی که مرزهای ژانر را بهچالش میکشد، کمدی ورزشی هیجانانگیزی، مطالعهای پرجنبوجوش از شخصیت، و تجسمی زنده از نیویورک اوائل دههٔ ۵۰ میلادی — بههمراه بازنگری تمامی این عناصر است. میتوانید این فیلم را بهمانند ترکیبی از Uncut Gems و Catch Me If You Can تصور کنید و نیمی راه را پیمودهاید.
جاش سافدی مدتها خود را بهعنوان شاگرد مارتین اسکورسیزی میشناسد و میتوانید انرژی هیجانانگیز بی‑باپی مشابه Mean Streets یا Goodfellas را که در رگهای این فیلم جریان دارد، احساس کنید. اما Marty Supreme همچنین نشانگر اثر کارگردانی با استعداد است که با امضای ویژه خود و پیوند عمیق با نیویورک در گذشته و حال، فضای خاص خود را میسازد. در حالی که ماجراجوییهای مارتِی در خودابرازی او را به لندن، پاریس، سارایوو، تانژ، قاهره و توکیو میبرد، زادگاه سافدی جایی است که قلب فیلم در آن میتپد.
مارتِی سوپریم
نتیجهگیری — رنگارنگ، پویا و بهطور دیوانهوار منحصر بهفرد.
تاریخ انتشار: پنجشنبه، ۲۵ دسامبر بازیگران: Timothée Chalamet, Gwyneth Paltrow, Odessa A’zion, Tyler Okonma, Kevin O’Leary, Abel Ferrara, Fran Drescher, Emory Cohen, Sandra Bernhard کارگردان: Josh Safdie نویسندگان: Ronald Bronstein, Josh Safdie رده R، ۲ ساعت و ۲۹ دقیقه
یکی از موضوعات کلیدی برای گفتوگوهای حول این فیلم، استفاده جسورانهاش از موسیقی است؛ از موسیقی متن درخشان اورکستری دنیل لوپاتین تا قطعاتی که هر دو فضای دههٔ ۵۰ و حس دههٔ ۸۰ فیلمسازی را تداعی میکنند. هر اثر دوره میانهٔ قرن که با آهنگهای گروه Tears for Fears – بهترتیب «Change» و «Everybody Wants to Rule the World» – باز و بسته میشود، به روش سنتی عمل نمیکند. (قطعهٔ موسیقی پیتر گابریل «I Have the Touch» بهطرز هیجانانگیزی است.) همانقدر که پروازهای پرکاشی شبیه پینپانگ لوپاتین، انفجارهای سینثپاپ نیز ایدهٔ مارتِی را بهعنوان یک رویایپذیر پرآشوب که هیچ محدودیتی برای خود قائل نمیشود و بهسرعت به سوی آینده میشتابد، تقویت میکند.
اگرچه فیلم تخیلی است، سافدی و همکار ثابتاش رونالد برونستین از زندگی مارتِی ریسمن، یک نابغه یهودی نیویورک در تنیس میز در دههٔ ۵۰ که سعی میکرد پینپانگ را به یک پدیدهٔ جهانی تبدیل کرده و احترام برابر با سایر ورزشها را به دست آورد، الهام گرفتند.
شخصیت تِیموتی شالامِه با نام مارتِی ماوزر در سال ۱۹۵۲، که در فروشگاه کفشهای محله Lower East Side تحت نظارت عموِش موری (لارى «راسٹو» اسلومن) کار میکرد، معرفی میشود و با دوستدختر دوران کودکیاش رچِل (اُدسا آژین) که از آن زمان ازدواج کرده، رابطهٔ مخفیانهای در انبار دارد. در یک صحنهٔ عناوین بامزه که حس شوخطبعی سرسخت فیلم را نشان میدهد، سافدی نتایج بیولوژیکی این رابطهٔ کاری را با جزئیات میکروسکوپی روی پرده نشان میدهد، در حالی که آهنگ نمادین «Forever Young» از Alphaville بهپسزمینه مینوازد.
با توجه به توان فروش ذاتی این پسر، موری میخواهد برادرزادهاش را بهعنوان مدیر فروشگاه منصوب کند، اما مارتِی فقط میخواهد حقوقی که به او بدهکارند را جمعآوری کرده و به لندن برود تا در مسابقات قهرمانی تنیس میز رقابت کند. وقتی عمو در زمان بسته شدن غیبت میکند، مارتِی سعی میکند با گفتوگوی سریع همکارش لوید (رالف کولوسی) را متقاعد کند تا پول موجود در گاوصندوق دفتر را به او بدهد، و وقتی این کار نتیجه نداد، اسلحهای از میز موری بیرون میکشد. چه این حرکت جسورانه او سرقت باشد چه جمعآوری بدهی، در صحنهای خندهدار بعداً به او باز خواهد گشت.
از لحظات نخستین حضورش بر روی پرده، با جسارت فیزیکی شبیه به خرگوش دراکل و گفتوگوی پرسرعت، شالامِه حس یک مرد جوان بیشرم را که با ترکیبی از جرأت، بیاخلاقی و باور راسخ به خود به سمت عظمت میراند، منتقل میکند.
بهجز رچِل، مارتِی یک حامی در بهترین دوستش، رانندهٔ تاکسی والی (تایلر اوکونما، معروف به رپر تایلر، The Creator) دارد. والی همچنین بهعنوان شریک گاهی توطئهگرانهاش در باشگاه تنیس میز لورنس، که بهنام مالک مهربان آن (ستارهٔ سابق NBA، جورج گِروین) نامگذاری شده، سرویس میدهد.
اما مادر نگرانپیشه و سرکوبگر او، ربکا (فران درشر)، از این که او شغل ثابت خود در خردهفروش را رها کرده و به دنبال یک رویای ساختگی از ستارهبودن در ورزشی که کسی به آن اهمیت نمیدهد، مخالف است.
بهسرعت که مارتِی به لندن میرسد، او بهنوعی از خوابگاههای خراب فرار میکند و به هتل ریتز میرسد، جایی که فدراسیون تنیس میز اقامت دارد. قبل از بهچالش کشیدن قهرمان فعلی مجارستانی بِلَ کلیتسکی (گِزا رُهرِیگ، از فیلم Son of Saul)، به خبرنگاران میگوید: «ببین، من کاری به کلیتسکی میکنم که آشویتز نتوانست.» وقتی آنها شوکه میشوند، اضافه میکند: «اشکالی ندارد، من یهودیام؛ میتوانم این را بگویم.»
در ریتز، او با کی استون (گینت پالترو)، ستارهٔ سینمایی دههٔ ۱۹۳۰ که بهسخنهای او در مورد کارهای سینماییاش با شوخی میگوید که پیش از تولد او بازیگری را ترک کرده، ملاقات میکند.
اما مارتِی بهراحتی دلنگیر نمیشود. مهارت گفتوگو او را متقاعد میکند تا از یک رویداد تبلیغاتی شرکت قلمهای متعلق به همسر میلیاردرشان میلتون راکول (کیون اولری) صرفنظر کند و در نیمهنهایی مسابقه به او نگاه کند. کی با اینکه میداند او یک فرصتیطلب است، با مارتِی رابطهٔ جنسی دارد — نگاه او بر شانهٔ برهنهاش در آینه هنگام اولین شب مشترکشان، بسیاری چیزها میگوید.
راکول و همکاران تجاریاش در میان مخاطبان حضور مییابند تا دیناموی ژاپنی اندو (کوتو کاواگوچی) را ببینند که بهسختی مارتِی را شکست میدهد. اما درخشندگی نمایش کودک بهاندازهای راکول را تحت تأثیر قرار میدهد که برای او یک فرصت در ژاپن در قالب یک سری مسابقات در برابر اندو بهمنظور تبلیغ قلمهایش پیشنهاد میکند. مارتِی، با این حال، از این که انتظار دارد هر بار ببازد، خشمگین میشود، نه اینکه قهرمان ملی را بیاحرم کند. او راه میرود و بهجای آن، در نیمهزمان نمایش ترفندهای شوت با کلیتسکی بهعنوان یک برنامهٔ شوخی در تور هارلم گلوبتریترها شرکت میکند.
تمام اینها در واقع زمینهساز یک سفر افسانهای است که در آن مارتِی بیوقفه به دنبال رویاهایش میدود، از تحقیرها و خصومتها عبور میکند و سرانجام ژاپن را بهصورت دلخواه خود دوباره بررسی میکند. رچِل که باردار است، وقتی پس از هشت ماه بیتماس مارتِی دوباره ظاهر میشود، خشمگین میشود و در حالی که همسر خشن و کثیفش ایره (امیوری کُهن) فکر میکند کودک مال اوست، او مارتِی را بهعنوان راه فرار خود میگیرد. پدر شدن دقیقاً مطابق نقشهٔ بزرگ مارتِی نیست، اما رچِل در زیرکی و استقامت، رقیبی برای او میشود.
برخی از صحنههای پرخوشی نشان میدهند سافدی در مدیریت هرجومرج پرسرعت توانمند است، در عین حال به اثر فضای لازم برای تنفس میدهد. بارزترین آن یک فرود است که در یک هتل کمدرآمد نیویورک آغاز میشود، جایی که مارتِی بهظاهر وارد مدار ایزرا موشکین میشود، یک دغلکار که ابِل فرارا با نیرومندی بدجثمی آن را به تصویر کشیده است.
ایزرا بهاشتباه به مارتِی اعتماد میکند تا سگ عزیزش را پس از یک حادثه به دامپزشک ببرد، که منجر به یک سیر دیوانهوار از حوادث میشود که در آن هم والی و هم رچِل در زمانهای مختلف دخیل میشوند؛ شامل فرار شتابزده از یک سالن بولینگ، آتشسوزی در ایستگاه بنزین، فرار سگی (شاید اوج سورئالیستیک کارگردان تصویری داروس خاندجی)، تلاش فاجعهبار برای کلاهبرداری و یک درگیری اسلحهای در دل طبیعت نیوجرسی که رچِل در آن با خطر زایمان زودرس مواجه میشود. (به حضور نقش کوتاه بامزهٔ پن جیلِت دقت کنید.)
اینکه بخشی از همهٔ این رویدادها بههمراه ملودی هیپنوتیک «The Order of Death» از Public Image Ltd. پیش میرود، تنها نمونهای از نحوهٔ شکلگیری لحن توسط سافدی با بازیگوشی فرهنگ پاپ در طول دههها است.
کی دوباره وارد داستان میشود وقتی که در حال تمرین یک نمایش برادوی است (همبازیاش و کارگردان آن به ترتیب توسط فرد اِچینگر و دیوید مامات بازی میشوند) و مارتِی بهصورت آرام به تئاتر میآید تا به دنبال شوهرش بگردد. اما راکول دیگر نمیخواهد با این تبلیغکننده خودخواه کاری داشته باشد؛ تنها کی به او علاقه نشان میدهد که حتی پس از اینکه او سعی میکند او را فریب دهد، همچنان ادامه مییابد. کاری که مارتِی برای بازگشت تحت حمایت راکول مجبور میشود انجام دهد، چشمانلرزاندن است.
در این بخش بهخصوص، پالترو برخی از بهترین کارهای خود را ارائه میدهد. او نقش زنی را ایفا میکند که بهجای رضایت شخصی، راحتی مادی و امنیت را بهعنوان همسر مدالی در یک ازدواج بیعشق میپذیرد؛ او از یک ظرافت غمانگیز و شکسته بهره میبرد که نقش او در فیلم «The Royal Tenenbaums» را یادآور میشود. او مارتِی را دقیقاً همانطور که هست میبیند، اما بهصورت رؤیایی بهپیشرفت بیوقفهاش جذب میشود؛ شاید این یادآوری دلنشینی از آرزوهای رها شدهٔ خود باشد. این یک اجرای زیبا است.
شالامِه خشنکامی مارتِی را هرگز پنهان نمیکند؛ این شخصیت را بهحدی میرساند که در حد یک آدم خودپرست – خب، شاید حتی یک آدم واقعی – باشد، حتی برای نزدیکترین افرادش. با این حال، او زیرقهرمانی بهطرز عجیبی دلنشین است که موتور داخلیاش بهندرت کاهش مییابد. اشتیاق بیحوصله او برای شناخت، او را بهعنوان نماد کامل شهر نیویورک میسازد؛ شهری که با جاهطلبی سرسخت خود تغذیه میشود. میزان پذیرش مخاطبان برای تحول نجاتبخش مارتِی به سمت لطافت و آسیبپذیری در صحنهٔ پایانی، احتمالاً در سطوح مختلفی متفاوت خواهد بود.
همانند کاری که در Uncut Gems انجام داد، خاندژی بهدقت زبان بصری الکتریکی را با ریتمهای پرانرژی تدوین برونستاین و سافدی همگام میکند، که تأثیر صدای دیوارهای بزرگ لوباتین را بازتاب میدهد. کارگردان تصویربرداری (DP) مهارتی خاص در برجسته کردن چهرههای خارقالعاده در میان جمعیتهای شلوغ دارد. بیتردید، ارزشمندترین کمککننده پشتصحنه، بازآفرینی دقیق دورهای توسط طراح صحنهٔ باتجربه جک فیسک است که هم در صحنههای استیج صدا و هم در مکانهای نیویورک بهکار رفته. این تجربه گویی کتابی عکاسی شگفتانگیز از شهر در روزگاران گذشته را ورق میزند، از بالا تا پایین.
سافدی جمعی بزرگ از بازیگران ترکیبی از بازیگران باتجربه و افراد غیرحرفهای را بهطرز یکپارچهوار بهکار میگیرد، شامل قهرمانان واقعی پینپانگ چون کاواگچی. اوکونما اولین بازیگری پرشور خود را اجرا میکند، همانطور که اولری که در سری «Shark Tank» شناخته شده، نقش یک کوسهای که به مخالفت واکنش منفی نشان میدهد، بازی میکند، و اسحاق میزرها نیز بهعنوان روابطعمومی در برنامهٔ کی نقش خندهداری دارد. اما اجراهای برجسته متعلق به آزion شگفتانگیز است؛ در یک تغییر ۱۸۰ درجه نسبت به نقش او در «I Love LA»، او مستی رچِل نسبت به مارتِی لغزنده را در ابتدا بهنظر بیتقدیر میکند، اما بهتدریج شجاعتی را نشان میدهد که برای همراهی با او الزامی است.
هر رشتهای بهصورت داستانی معنادار درآورده نمیشود — ایدهٔ مارتِی دربارهٔ توپهای پینپانگ نارنجی برای برجسته شدن در برابر یونیفرمهای سفید، ساختاری زیاد برای یک شوخی بصری واضح است — اما بهعنوان یک پرترهٔ پویا از زندگی در حرکت دائمی، مارتِی سوپریم شگفتانگیز است. توصیف چیزی بهعنوان «سفر وحشی» یکی از عبارات تکراری است — «چه سفری!»، «سفر هیجانانگیز تابستان!»، و «سفر رولرکستری بیپایان!» — اما برای این تجربهٔ حسی جامع، بهخوبی میخورد.