بلاگ

  • لندمان مشکل زنانه

    بدترین قسمت‌های سریال تیلور شیریدان در فصل دوم بدتر شده‌اند.

    بیلی باب تورنتون کنار آلی لارتر، هنگام نشستن بر روی زمین، آرام شد.
    Paramount+

    یک کلیپ ویروسی از پرواز اولین قسمت سریال خلق‌شده توسط تیلور شیریدان، لندمان، وجود دارد که هر زمان یک هوادار می‌خواهد به تازه‌واردان بگوید این برنامه چقدر دیوانه‌وار است، باز می‌آید. در آن، اینزلی، دختر نوجوانی که توسط میشِل راندولف بازی می‌شود، با انرژی به پدرش که توسط بیلی باب تورنتون نقش‌آفرینی شده، می‌گوید که او و دوست‌پسرش هستند، واقعی رابطهٔ جنسی دارند — اما او باردار نخواهد شد، چون قانونشان این است: «تا وقتی که او هرگز داخل من نیاید، می‌تواند در هر جایی روی من بیاید.» (آیا او این را به پدرش گفت؟ بله، گفت.)

    با وجود — یا شاید به‌دلیل — این نوع دیالوگ‌های غیرانسانی، این برنامه در اواخر سال ۲۰۲۴ برای Paramount+ به‌‌طور غیرمنتظره‌ای موفق شد. شخصیت اصلی لندمان تامی نوریس است، یک «دست‌کاری» تمام‌عمر برای شرکت‌های نفتی که توسط تورنتن با خستگی اما توانمندی‌های همه‌جانبه به تصویر کشیده شده. تماشای فصل اول لندمان برای کسانی که به سوخت‌های فسیلی علاقه ندارند، نیازمند هضم مقدار زیادی از جنگ فرهنگی طرفدار نفت بوده است. گاهی برنامه به‌سختی تحمل‌پذیر می‌شود، مثل زمانی که از شما خواسته می‌شود ایدهٔ این‌که یک وکیل زن جوان پرتلاش که در یک شرکت نفتی کار می‌کند، به سخنرانی‌سازی ساختگی تامی نوریس دربارهٔ اقتصادهای نابودی‌شدهٔ انرژی بادی نیاز دارد، را بپذیرید. با این‌حال، من به‌دلیل جذابیت خسته‌کننده و زیرکانه‌ای که تورنتن به نمایش می‌گذارد، و همچنین به‌دلیل یک زیرطرح عاشقانهٔ خاص که شامل پسر تامی، کوپر (جاکوب لوفلند) می‌شود، این برنامه را بخشیده‌ام. (شیریدان می‌تواند — اگر باد به‌درست بوزد — بنشیند و برای عاشقان بنویسد.)

    در پرمیر فصل دوم لندمان که روز یکشنبه منتشر شد، بیلی باب هنوز همان کار خود را ادامه می‌دهد و دمی مور (که نقش بیوه رئیس پیشین تامی را بازی می‌کند) اکنون دیالوگ‌ها و صحنه‌های واقعی دارد، اما خبر خوب در اینجا تمام می‌شود. برای ما واضح می‌شود که بدترین بخش‌های لندمان بسیار، بسیار بدتر شده‌اند. این «بدترین بخش‌ها» شامل هر صحنه‌ای می‌شود که در آن دختر تامی، اینزلی، و همسر سابق او، آنتگلا نوریس (آلی لارتر) حضور دارند؛ دو دوقلوی بلوند و دوست‌پسر که رفتارهایشان به‌نظر می‌رسد برای کمدی نوشته شده‌اند، اما به‌جای آن، من را به‌طور ناگوار غم‌زده می‌کنند. تماشای این دو زن همیشه تجربهٔ ناآرامی بوده است — آنتگلا و اینزلی به‌طور کامل احمق، بی‌علاقه و طمع‌کار هستند — اما این فصل، از بد به فاجعه تبدیل شده است.

    دو صحنه در پرمیر فصل دوم نشان داد که متأسفانه شیریدان مصمم است بخش زنانهٔ نوریس را ادامه دهد. آنتگلا، که خود را همسر تزیینی می‌نامد، حدود یک دهه از تامی جدا شده است ولی در فصل ۱ دوباره وارد زندگی او شد. اینزلی دانش‌آموز سال آخر دبیرستان است که اکنون از دوست‌پسر خوش‌شانس خود جدا شده و امید دارد به دانشگاه مسیحی تگزاس برود، جایی که برای او جایگاهی در تیم تشویق‌کنندگان (چیرلیدر) خواهد بود. مادر و دختر برای مصاحبه‌ای در دانشگاه TCU می‌روند که فکر می‌کنند تصمیم‌گیری دربارهٔ پذیرش اینزلی است. (مانند همیشه، این تصور آن‌ها اشتباه است.)

    گفتگویی که بین اینزلی و گرتا، مسئول پذیرش، شکل می‌گیرد، یک دیوانگی کلاسیک جنگ فرهنگی شیریدان است—آشنایی برای هر کسی که یلوستون را دیده است—و به‌صورت صحنه‌ای بین شخصیت‌های یک برنامه تلویزیونی پنهان می‌شود. اینزلی که پوشاکی شبیه بیتی‌دولی با سبک کرست دارد و موهای بلند بلوندش به‌روی شانه‌های برهنه‌اش می‌افتد، توضیح می‌دهد یکی از دلایلی که می‌خواهد به TCU برود این است که این دانشگاه سیاستی علیه دوستی چیرلیدرها با ورزشکاران ندارد. او با شور و شوق در استدلال خود ادامه می‌دهد و می‌گوید: «به‌نظر می‌رسد برای بشریت کلی مضر است که یک دانشگاه سعی کند زیباترین دختران را از دوست‌داشتن بلندترین و ورزشکارترین پسرها منع کند؛ چرا که این پسرها می‌توانند ازدواج کنند و فرزندان بسیار زیبا و ورزشکار به دنیا آورند که حتی از والدینشان ورزشی‌تر باشند.» اینزلی متوجه می‌شود که گرتا این حرف‌ها را نمی‌پذیرد، پس شروع به گریه می‌کند و از پذیرش در دانشگاه التماس می‌نماید، در حالی که زیبا و پریشان لیست تمام کالاهای TCU که خریداری کرده را مرور می‌کند. (هرچه بیشتر این برنامه را تماشا کنید، بیشتر می‌بینید صحنهٔ مشهور «اجازه دادم روی من بیاید، نه داخل من» فقط یک شوخی شیریدان دربارهٔ هوش اینزلی است. بله، او این را به پدرش می‌گوید. او نمی‌تواند موقعیت را درک کند—چون هرگز نیازی به این نداشته است.)

    در این تبادل، گرتا، زنی در حدود پنج‌اه‌ساله با موهای کوتاه قهوه‌ای، با خشم سوزان می‌شود و این دختر را که در مقابل اوست، فرزند پول نفت می‌داند؛ دختری که نه چندان هوشمند است و آن‌قدر زیباست که هرگز به‌هیچ‌چیزی به‌چالش کشیده نشده. ما بینندگان می‌دانیم این حقیقت دارد، اما برای گرتا هم حس همدردی وجود ندارد. برای شیریدان، دروازه‌بان زن در دانشگاه ذاتاً یک شرور است. گرتا با خشم فراوان، سخنرانی سبک اوژنیک اینزلی را «به‌سادگی توهین‌آمیزترین و نخجوان‌ترین بیانیه‌ای که تا به‌حال در این دفتر بیان شده است … آن‌قدر توهین‌آمیز است که بیان شوک و نفرت عمیق خود را برایم سخت می‌کند» توصیف می‌کند.

    «تو از کلمات بسیاری استفاده می‌کنی که کامل درکشان نمی‌کنم»، اینزلی فریاد می‌زند؛ گرتا با حالتی خشن می‌گوید: «قصداً». دو زن — یکی دختری جوان، بامزه اما زیبا؛ دیگری کارمند میانسال و تلخ در لانگ‌هاوس — وارد یک دفتر می‌شوند. کدام یک برنده می‌شود؟

    پاسخ به‌طور کلی این است که هیچ‌کدام برنده نمی‌شوند، اما در این مورد می‌یابیم که گرتا باید اینزلی را به دلیل عضویتش در تیم تشویق‌کنندگان (چیرلیدر) به دانشگاه اجازه دهد. در شام جشن که آنجلا آن شب برای اینزلی می‌پزد، صحنهٔ دیگری از زن‌های نوریس که شاید حتی بدتر باشد، دیده می‌شود. آنجلا عادتی دارد (که برای من خنده‌دار نیست، اما برای شیریدان واضحاً خنده‌دار است) که غذاهای گورمهٔ پر‌دقت و غیرضروری را بر افرادی که در خانهٔ شرکت نفتی که نوریس‌ها در آن اقامت دارند، تحمیل می‌کند. در این شب، او «کاسیو‑اِ‑پپه» را آماده کرده است که با پوشیدن مینی‌دست کوتاه بسیار تنگ از پوست مار سرو می‌کند و یک ترافل سفید بسیار گران‌قیمت از بازار مرکزی خریداری کرده تا روی پاستا رنده کند.

    «آیا تا به‌حال متوجه شده‌ای که هر چه او به دورهٔ قاعدگی‌اش نزدیک‌تر می‌شود، غذاهای شام چقدر پیچیده‌تر می‌شوند؟» تامی، که باید یادآوری کنم همسر واقعی آنجلا است (همسر واقعی)، و شخصی که به‌نظر می‌آید برای کارش باید با مردم خوب باشد (برای کارش)، به یکی از مردان دیگر در میز می‌گوید: «قسم به خدا، اگر بیگانگان اینجا می‌آمدند و ما را جمع می‌کردند و به‌چندین باغ‌وحش می‌گذاشتند، آن آدم‌های کوچک لعنتی می‌توانستند این حماقت را ساعتها تماشا کنند … می‌توانستند زنان را تمام‌ روز به‌هم‌کلامی ببینند.»

    گروه پس از برکت دادن به غذا شروع به صحبت دربارهٔ برنامهٔ نوریس‌ها برای خرید یک خانه می‌کند، پیش از آنکه تامی در حضور مهمانان حاضر بگوید: «عزیزم، فکر نمی‌کنم خرید خانه باید در دورهٔ فعلی چرخهٔ تو تعهد شود.» آنجلا خشمگین می‌شود و میز شام را خراب می‌کند، بشقاب‌ها را به دیوار می‌پرتابند، رومیزی را پاره می‌کند و تمام افراد حاضر در خانه را به دویدن می‌اندازد. بله، تا حدودی می‌خواهید او این کار را بکند. و بله، او پس از اینکه تامی با یک تعارف او را آرام کرد، او را می‌بخشد: «قبل از اینکه من را بکشید، فقط می‌خواهم بگویم سینه‌های شما در این سینه‌بند کوچک فوق‌العاده به‌نظر می‌رسند.» (بالاخره! مسئول مشکلات کاری‌اش را انجام می‌دهد.)

    چند قسمت بعد از این، در ادامهٔ این فصل، یک تیم کاری که برای تامی کار می‌کند و شامل یکی از مردانی است که در خانه با نوریس‌ها اقامت دارد، یک روز بسیار خطرناک در محل کار دارد؛ برای جلوگیری از فاش شدن جزئیات این صحنه، به‌صورت کلی می‌گویم. آن مرد خسته، دلسرد و پوشیده از خاک به خانه می‌آید، در حالی که اینزلی در حیاط پشتی پشت‌سر‌به‌پشت می‌پرد، همان ربات زنانهٔ تگزاس با انرژی بی‌پایان و زیبایی ابدی. تضاد بین صحنهٔ تاریک در محل کار و این دختر زیبای بی‌نظیر که هرگز — همانند مادرش — نمی‌تواند به‌درستی درک کند چه چیزهایی برای به‌دست آوردن پولی که او را این‌چنین معصوم نگه می‌دارد، نقش دارد؛ این باید نکته‌ای عمیق دربارهٔ طبقهٔ اجتماعی یا شاید مردان و زنان منتقل کند. و همانند تمام صحنه‌های لندمان، این صحنه نیاز دارد که اینزلی همچون یک تکهٔ مقوا باشد: بی‌تغییر، مزاحم، و ناتوان از رشد.

    در لندمان زنان دیگری نیز وجود دارند که معقول به نظر می‌رسند — دوست‌پسر کوپر، آریانا (پائولینا چاوِز)، زنی که همسر کارگر نفتی خود را در حین کار از دست داد، به کوپر می‌گوید پس از ثروتمند شدن او می‌خواهد از او جدا شود، چون نمی‌خواهد در یک زندگی مرفه زندگی کند؛ سمی میِلر (مور)، زنی ساکت و پرشور که در حال سوگواری از همسرش است و در حال پذیرش آشفتگی مالی است که او برایش به‌جا گذاشته است. تیلور شیریدان می‌تواند این کار را انجام دهد. زنان نوریس به‌عنوان مدرکی ظاهر می‌شوند که این نویسنده، که آثارش به‌طور پیوسته سنگین هستند، فقط یک‌بار قصد داشته است تا بامزه‌گری را امتحان کند. تبعیض علیه زن‌ها تنها یک نتیجهٔ خطرناک و ناخواسته است.

  • وب‌تون انتربایمنت و وارنر بروس انیمیشن برای هم‌تولید ۱۰ اقتباس از وب‌کمیک‌های محبوب می‌پردازند

    وب‌تون - وارنر بروس انیمیشن
    وارنر بروس انیمیشن / وب‌تون انتربایمنت

    وب‌تون انتربایمنت تصمیم دارد مجموعه‌ای از داستان‌های ناشی از تلفن‌های همراه را به‌صورت پروژه‌های انیمیشنی به حقیقت تبدیل کند؛ این کار در چارچوب توافق‌نامه جدیدی با وارنر بروس انیمیشن انجام می‌شود. این دو شرکت قصد دارند برای توزیع جهانی، به‌هم‌تولید ۱۰ سری وب‌کمیک محبوب وب‌تون بپردازند.

    به گفتهٔ شرکت، این همکاری «گسترش قابل‌توجهی در خط تولید انیمیشن‌های وب‌تون انتربایمنت» محسوب می‌شود. پروژه‌ها از پلتفرم‌های کره‌ای و انگلیسی‌زبان وب‌تون انتخاب می‌شوند و از حمایت تیم‌های توسعهٔ Webtoon Productions مستقر در ایالات متحده و تیم‌های تجاری حقوق مالکیت فکری ژاپن بهره‌مند خواهند شد. (شرح چهار عنوان اولیه این توافق در ادامه آمده است.)

    پروژه‌های مورد نظر وب‌تون برای هم‌تولید با وارنر بروس انیمیشن می‌تواند به‌صورت فیلم یا سریال باشد؛ اما در حال حاضر این روند هنوز در مراحل اولیه است و هنوز تاریخ انتشار تعیین نشده است. سازندگان وب‌کمیک‌های اصلی وب‌تون مالک حقوق مالکیت فکری هستند و بر اساس توافق‌نامه‌ها با شرکت، سهمی از درآمدهای ناشی از پروژه‌های انیمیشنی دریافت خواهند کرد، به روایت یونگ‌سو کیم، مسئول ارشد استراتژی و رئیس بخش جهانی وب‌تون انتربایمنت.

    «سازندگان ما در حال ساخت فرنچایزهایی هستند که نسل Z دوست دارد، و همکاری با وارنر بروس انیمیشن فرصتی شگفت‌انگیز برای گسترش این داستان‌ها در کنار یکی از معتبرترین نام‌های دنیای انیمیشن فراهم می‌کند»، به‌قول یونگ‌سو کیم.

    سایر اقتباس‌های وب‌تون انتربایمنت در سرویس‌های نتفلیکس، پرایم‌ویدیو آمازون، کرنچی‌رول سونی و بسترهای دیگر در دسترس هستند. شرکای محتوایی این شرکت شامل دیزنی، دیسکورد، هیوب و دی‌سی کامیکس می‌باشند. وب‌تون، به‌عنوان پیشگام در قالب وب‌کمیک، حدود ۱۵۵ میلیون کاربر فعال ماهانه در سراسر جهان دارد.

    وارنر بروس انیمیشن میزبان شخصیت‌های انیمیشنی از کتابخانه‌های دی‌سی، هانا‑باربارا، ام‌جی‌ام و لونی‌تونز است. WBA به‌تازگی فیلم انیمه اصلی «ارباب حلقه‌ها: جنگ روهیریم» را به‌همراه New Line Cinema و «روزِ انفجار زمین: فیلم لونی‌تونز»، که در ۱۴ مارس ۲۰۲۵ توسط Ketchup Entertainment منتشر شد، به بازار عرضه کرده است.

    «ترکیب هنر برتر عالمی وارنر بروس انیمیشن با روایت پرجنب‌وجوش وب‌تون ترکیبی شگفت‌انگیز ایجاد می‌کند و فرصتی برای ساخت چیزی ویژه فراهم می‌آورد»، به‌گفته سام رجیستر، رئیس وارنر بروس انیمیشن، استودیوهای کارتون نت‌ورک و استودیوهای هانا‑باربارا اروپا.

    سین‌بای کیم، مدیر ارشد رشد در LINE Digital Frontier، رهبری تلاش‌های انیمیشن جهانی وب‌تون را بر عهده دارد و در امضای قرارداد با وارنر بروس انیمیشن مشارکت داشته است. به گفته کیم، وب‌تون «قابلیت ویژه‌ای برای کشف صداهای اصیل، پرورش طرفداران جهانی و ساختن نسل بعدی روایت‌های فرنچایزی از پایه دارد…» این همکاری با وارنر بروس انیمیشن گامی هیجان‌انگیز در این مسیر است — گامی که امکانات نوینی برای سازندگان، استودیوی ما و طرفدارانمان به ارمغان می‌آورد.

    «از موفقیت‌هایی همچون «زیبایی واقعی»، «Clevatess» و «برج خدایان» تا بسیاری دیگر از اقتباس‌های در حال پیشرفت، ما ثابت می‌کنیم که داستان‌های بزرگ می‌توانند از صفحه‌نمایش تلفن همراه آغاز شوند و به پدیده‌های سرگرمی جهانی تبدیل شوند»، گفت کیم.

    فهرست اولیهٔ پروژه‌های توسعه‌ای تحت مشارکت وب‌تون‑WBA شامل عناوین زیر می‌باشد و عناوین دیگری نیز به‌زودی اعلام خواهند شد:

    • «استاد شمشیر ستاره‌ای» اثر هونگ دِی یوئی، جونو و Q10: شهر تجاری پر رونق «سچوارا»، که به «فانوس شمال» معروف است، زیر لایه‌ای تاریک پنهان دارد؛ حاشیه‌های فقرآلودی که توسط پنج رئیس جنایتکار بی‌رحم کنترل می‌شوند. وقتی یتیم زیرک ولاد متوجه می‌شود فاحشگاهی که برایش کار می‌کرده توسط یک شوالیه سرافراز ویران شده، او به مسیر شمشیر روی می‌آورد و خود را به‌سوی دستیابی به قدرت از طریق شمشیر متعهد می‌کند.
    • «Hardcore Leveling Warrior» اثر سه‌هون کیم: اَثَن، که به‌عنوان «Hardcore Leveling Warrior» شناخته می‌شود، بازیکن شماره‌یک بزرگ‌ترین بازی جهان «Lucid Adventure» است. اما وقتی یک بازیکن مرموز او را می‌کشد و شخصیتش را به سطح ۱ برمی‌گرداند، او برای بازگشت به صدر، برای هر کاری حاضرجوست. دوستان جدید و دشمنان قدیمی، به‌همراه نیروهای اسرارآمیز و گذشتهٔ تاریک او، در مسیر بازپس‌گیری آنچه یک‌بار متعلق به او بود، او را همراهی می‌کنند.
    • «Down to Earth» اثر پکی سنپای: کِید زندگی عادی‌اش را به‌تنهایی و بی‌دردسر می‌گذراند؛ تا زمانی که دختری بیگانک و بامزه به حیاط خانه‌اش می‌رسد! آیا با پذیرش این مهمان از جهان دیگر، به‌صورت ناخودآگاه قلب او را باز خواهد کرد؟
    • «Elf & Warrior» اثر اِی‌سی استوارت و ویکتور راساس دوم: یک نیم‌الف جوان، که همراه با گروه شورشی‌های عمو‌اش سفر می‌کند، با چالش‌ها و مناطق خاکستری مسیر قهرمانی مواجه می‌شود.
  • دل‌شکسته آمتهاب بچن در سوگواری از فقدان «دوست عزیز خانوادگی» کامینی کاوشال: یکی‌یکی از ما می‌روند

    بازیگر پیشکسوت بولی‌وود کامینی کاوشال در ۹۸ سالگی در بمبئی درگذشت. آمتهاب بچن یادداشتی برای یادآوری میراث او نوشت.

    بازیگر پیشکسوت بولی‌وود کامینی کاوشال در روز پنج‌شنبه در ۹۸ سالگی درگذشت. او به‌دلیل کارنامهٔ چشمگیر هفت دهه‌ای و نقش‌های ماندگار در فیلم‌هایی چون لال سینگ چدها، کبیر سِینگ، دو رسته و نیچا‌نگار شناخته می‌شد. آمتهاب بچن یادداشتی طولانی در وبلاگ خود نوشت تا این بازیگر را به یاد آورد و او را «دوست عزیز خانوادگی» نامید.

    آمتهاب بچن اعلام کرد که کامینی کاوشال دوست مادرش بود.
    آمتهاب بچن گفت که کامینی کاوشال دوست مادرش بود.

    آمتهاب در وبلاگ خود نوشت: «… و یک فقدان دیگر … دوست عزیز خانوادگی روزهای کهن … زمانی که هیچ تقسیم‌مرزی وجود نداشت … کامینی کاوشال‌جی … هنرمند افسانه‌ای، نماد، که سهم شگرفی به صنعت ما داشت و تا آخرین لحظه با ما ماند … خانوادهٔ او و خانوادهٔ مادر‌جی دوستان بسیار نزدیک در پنجاب پیش‑تقسیم‑مرزی بودند …»

    دوران بزرگ یادآوری‌ها به پایان رسیده

    او افزود: «خواهر بزرگ‌تر کامینی‌جی دوست صمیمی مادر‌جی بود؛ آن‌ها همکلاسی بودند و گروهی شاد و همفکر از دوستان داشتند. خواهر بزرگتر متأسفانه در یک تصادف جان باخت و بر اساس رسوم زمانه، در چنین شرایط غیرمطمئنی، خواهر مرحوم به همسر سوگواره، برادر همسر، ازدواج کرد…»

    او گفت: «یک هنرمند دلنشین، گرم، صمیمی و بااستعداد، در ۹۸ سالگی ما را ترک کرد… دوره‌ای بزرگ از یادآوری‌ها به پایان رسیده… نه تنها برای جامعهٔ سینما، بلکه به‌عنوان عضوی از جامعهٔ دوستان… یکی‌یکی از ما می‌روند… لحظه‌ای غم‌انگیز که اکنون تنها پر از تسلیت و دعاست… اجراهای افسانه‌ای او در آن روزهای اولیه، امروز فقط به‌عنوان خاطره باقی مانده‌اند…» او در پایان این‌گونه خلاصه کرد.

    دربارهٔ کامینی کاوشال

    کامینی کارنامهٔ سینمایی خود را وقتی چتن آناند او را در فیلم نیچا‌نگار (۱۹۴۶) به کار گرفت، آغاز کرد؛ این فیلم پس از آن Palme d’Or (پالم‌دئور) یا «پالم طلایی» جشنواره فیلم کن را به‌دست آورد.

    در طول سال‌ها، او در کنار بازیگرانی نمادین چون دلیپ کمار، دیو آناند و راج کاپور نقش‌آفرینی کرد. در سال ۱۹۶۳، به نقش‌های شخصیتی روی آورد و در فیلم‌هایی همچون دو رسته، پرم‌نار و ماهاچور درخشید. در دوره‌های پایانی کارنامه‌اش، در فیلم‌های پر فروش نظیر «چنای اکسپرس» شاه‌روخ‌خان و «کبیر سِینگ» شاهرخ‌کاپور حضور یافت.

  • ‘In Your Dreams’ کارگردان الکس وو دربارهٔ چگونگی الهام‌گیری صحنه‌ها از بازدیدهای کودکی در Chuck E. Cheese و سواری دیزنی ‘It’s a Small World’

    IN YOUR DREAMS - In Your Dreams یک ماجراجویی کمدی درباره استیوی (۱۲) و برادر کوچکش الیوت (۸) است که به مناظر پوچ و غیرمنطقی رؤیای خود سفر می‌کنند. اگر این دو خواهر و برادر بتوانند در برابر زراف‌عروسکی طعنه‌آمیز، غذاهای صبحانه زامبی و ملکه کابوس‌ها مقاومت کنند، شوالیهٔ شن رویای نهایی آن‌ها را برآورده می‌کند... یک خانوادهٔ کامل. Cr: Netflix © 2024
    NETFLIX

    آخرین اثر انیمیشنی نتفلیکس، “In Your Dreams”، دربارهٔ دو برادر و خواهر جوان است که در دنیای شگفت‌انگیز و رؤیایی سفر می‌کنند و به دنبال شوالیهٔ شن افسانه‌ای می‌گردند تا امید داشته باشند که بتواند خانواده‌شان را بهبود بخشد. کارگردان الکس وو که پیش از این به‌عنوان داستان‌نویس در فیلم‌های «Cars 2» و «Incredibles 2» پیکسار کار کرده بود، اولین فیلم کارگردانی خود را با داستانی عمیقاً شخصی به نمایش می‌گذارد.

    «وقتی ۶ یا ۷ ساله بودم، یک صبح بیدار شدم و مادرم کیف‌هایش را بسته بود»، وو به Variety دربارهٔ منشا فیلم گفت. «او درِ ورودی ایستاده بود و من اصلاً نمی‌دانستم چه می‌شود. او مجبور شد به آرامی به من و برادرم بگوید که می‌خواهد برای حل مسائل خانواده‌مان رفته و راه حلی پیدا کند. من دقیقاً نمی‌دانستم این به چه معناست، اما می‌دانستم که اوضاع در حال تغییر است».

    وقتی وو در سال ۲۰۱۶ پیکسار را ترک کرد، «In Your Dreams» یکی از اولین ایده‌های او بود. در حالی که فیلم‌هایی دربارهٔ فضای رؤیا با موفقیت ساخته شده‌اند (مانند «Inception»)، تا به حال در دنیای انیمیشن چنین داستانی روایت نشده بود. وو برای این چالش آماده بود.

    در فیلم (که هم‌اکنون روی نتفلیکس در حال پخش است)، استیوی (با صدای جولی هوانگ‑راپاپورت) و الیوت (با صدای الیاس جانسن) متوجه می‌شوند که ازدواج والدینشان تحت فشار است. مادر (کریستین میلیوتی) می‌خواهد به دولاث نقل مکان کند تا استادیار شود، در حالی که پدر (سیمو لیو) می‌خواهد در همان‌جا بماند. استیوی تصمیم می‌گیرد خانواده را محکم نگه دارد و به همراه برادر کوچکش از دنیای رویایی برای یافتن شوالیهٔ شن استفاده می‌کند تا رویای خود را به واقعیت تبدیل کند.

    در حین کار با تیم خلاق، وو به‌طور نزدیک با طراح صحنه استیو پیلچر همکاری کرد تا جهان «In Your Dreams» را به‌وجود آورد. تخت‌های پرواز، صبحانه‌های انیمیشنی، موجودات شنی و رودخانه‌ای شناور از توپ‌های حفره‌ای همگی جزئی از روایت تصویری بودند. اگرچه فانتزی به نظر می‌رسیدند، تمام‌چیز ریشهٔ خود را در واقعیت داشت. پیتزاپی «Polly’s Pizzeria» از بازدیدهای کودکی وو از Chuck E Cheese الهام گرفته بود و رودخانهٔ شناور با بیورهای انیمیشنی از سواری «It’s a Small World» دیزنی الهام می‌گرفت.

    در ادامه، وو و پیلچر با Variety دربارهٔ روند کاری خود و چگونگی ریشه‌دار کردن این اثر انیمیشنی در واقعیت صحبت می‌کنند.

    الکس، «In Your Dreams» برای شما از کجا آغاز شد؟

    این همزمان با تأسیس شرکت‌مان رخ داد. من در سال ۲۰۱۶ پیکسار را ترک کردم و سال یا دو سال اول را صرف خیال‌پردازی دربارهٔ ایده‌های مختلف برای فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی که می‌خواستیم ببینیم، کردم. به این نتیجه رسیدیم که دادن تنش و اهمیت به یک فیلم رویایی دشوار است، چون در آن همه چیز می‌تواند اتفاق بیفتد؛ این، چالش بزرگ بود. می‌دانستیم می‌خواهیم کاری در دنیای رؤیا انجام دهیم، اما برای داستان به یک هستهٔ احساسی نیاز داشتیم. در همین لحظه بود که به خاطره‌ای که وقتی ۶ یا ۷ ساله بودم برایم رخ داد، اشاره کردم. یک صبح بیدار شدم و مادرم کیف‌هایش را بسته بود. او درِ ورودی ایستاده بود و من اصلاً نمی‌دانستم چه می‌شود. او مجبور شد به آرامی به من و برادرم بگوید که می‌خواهد برای رفع مشکلات خانوادگی رفته و راه‌حلی پیدا کند. من دقیقاً معنی این را نمی‌دانستم، اما می‌دانستم که اوضاع در حال تغییر است. بخش عمده‌ای از این فیلم از همان تجربه الهام گرفته است.

    بخش عمدهٔ تعارض‌ها در دنیای رویایی رخ می‌دهد. دربارهٔ ظاهر بصری آن چه گفتگوهایی داشتید؟

    استیو پیلچر: ابتدا یک دنیای واقعی وجود داشت و سپس یک دنیای رویایی. من با الکس دربارهٔ محل رشد او صحبت کردم و در Google به دنبال Arden Hills، مینه‌سوتا و خیابان‌های محله‌ای که الکس در آن زندگی می‌کرد، گشت زدم. ما تمام این پارامترها را بررسی کردیم تا این جهان را بسازیم، زیرا وقتی به دنیای رویایی می‌روید، طبیعتاً با آن و سبک زندگی ساکنان آن ارتباط برقرار می‌کنید.

    رودخانهٔ حفره‌بالای توپ‌ها
    NETFLIX
    رودخانهٔ حفره‌بالای توپ‌ها بسیار شبیه سواری «It’s a Small World» دیزنی به نظر می‌رسد — اما در دنیای شما به یک کابوس تبدیل شده است. ایدهٔ این چیست؟

    وو: این کاملاً عمدی بود. همه چیز در دنیای رویایی بر پایهٔ چیزی در دنیای واقعی بود. در فیلم، آن‌ها به «Polly’s Pizzeria» می‌روند. من در کودکی زیاد به Chuck E Cheese می‌رفتم و زمان زیادی آن‌جا می‌گذراندم. آنجا برایم جذاب بود؛ اما با نگاه به عقب می‌بینم که کمی نامنظم و طنزآمیز است. این رودخانهٔ حفره‌بالای توپ‌ها از تجربه‌هایی که در Chuck E Cheese داشته‌ام الهام گرفته است. وقتی بچه بودم، برای اولین بار به «It’s a Small World» رفتیم و آن‌را بسیار ترسناک یافتم چون در یک تونل تاریک بودیم. واقعاً شگفت‌انگیز است — می‌بینی تمام این انیماتریک‌ها و صحنه‌های ست‌نشده — اما برای یک کودک می‌تواند ترسناک باشد چون نمی‌دانی به کجا می‌روی. به همین دلیل تصمیم گرفتم نسخهٔ کابوس‌وار «Polly’s Pizzeria» را در همان محیط تنظیم کنم.

    «Breakfast Town» در مقابل است. این شهر پر رنگ و شاد است و پر از غذاهای انیمیشنی می‌باشد. این ایده چگونه به حقیقت پیوست؟

    وو: این بخشی از پیشنهاد اولیه بود. الهام‌بخش آن این بود که مادرم برایمان هر یکشنبه صبح نان تست فرانسوی می‌پخت. استیوی نماد زمان خوشحالی کامل خانواده برای او بود. ما می‌دانستیم اگر این مکان خوشی او باشد، طبیعتاً او این رویای خوشایند را خواهد داشت.

    پیلچر: یکی از مواردی که در ابتدا در تخته‌طرح‌ها مشاهده کردیم این بود که قلعه از وافل ساخته شده بود. ما ایدهٔ تبدیل آن به یک دنیا بر پایهٔ کاردستی را داشتیم. اگر یک کودک با غذاهایش بازی کند و شهر صبحانه خودش را بسازد، استیوی می‌تواند از کارتن‌های شیر برای ساختمان‌ها استفاده کند. چون این وافل نان تست فرانسوی بود، ایدهٔ ما این بود: «بگذاریم یک شهر صبحانه با تم قرون‌وسطی فرانسوی بسازیم».

    پیلچر: همچنین متوجه شدیم که برخی عناصر می‌توانند فیلم را از مسیر اصلی خارج کنند. یک کودک چه چیزی استفاده می‌کند؟ چسب سفید، چوب‌های بستنی، کاغذ مقوا — که به‌صورت خام و به‌صورت قطعاتی از کارتن شیر چسبانده می‌شود.

    شهر صبحانه
    NETFLIX
    زمانی که آن‌ها با شوالیهٔ شن ملاقات می‌کنند، تصویر بسیار جالبی به‌وجود می‌آید. انیمیشن‌سازی شن چقدر دشوار است، به‌ویژه در دنیایی که قلعه‌های شنی، موجودات شنی و خود شوالیهٔ شن وجود دارند؟

    وو: این یک چالش بزرگ بود. سؤال این بود: «چگونه شوالیهٔ شن، موجودات شنی و محیطشان را متمایز کنیم و از تبدیل شدن به یک تودهٔ قهوه‌ای بزرگ جلوگیری کنیم؟»

    پیلچر: وقتی شخصیت‌هایی مانند شوالیهٔ شن و موجودات شنی دارید، آن‌ها به‌صورت منحنی طراحی می‌شوند. برای تکمیل آن‌ها از خطوط مستقیم استفاده می‌کنیم که تصمیم گرفتیم با مکعب‌ها بسازیم. در سراسر جهان از مکعب‌ها بهره می‌بریم. طراحی قلعه‌های شنی بر پایهٔ سطل‌های شن بود — وقتی سطل‌ها را پر شنی می‌کنید و وارونه می‌گذارید، شکل هرمی شکل می‌گیرد.

    وو: موجودات شنی نور داخلی داشتند که به تفکیک آن‌ها از پس‌زمینه کمک می‌کرد. آن‌ها شخصیت‌های زنده بودند، در حالی که قلعه یک شیء ثابت بود و درون آن نوری وجود نداشت.

    NETFLIX
    احساس می‌کنم در فیلم تعداد زیادی نشانهٔ مخفی (Easter egg) وجود دارد. آیا نشانه‌ای وجود دارد که برای شما برجسته باشد؟

    پیلچر: در مکان پیتزا، سوارهایی به نام «Go! Go! Cory Carson» وجود دارد که کودکان بر روی آن سوار می‌شوند. ما فکر کردیم این را بگذاریم چون جزئی از نتفلیکس است.

    وو: بر روی تخت الیوت برچسب‌های «Go! Go! Cory Carson» چسبیده‌اند. ایده این است که وقتی او پنج ساله بود، این برنامه را می‌دید و برچسب‌ها را تماماً روی تختش می‌چسباند. همچنین، هنگام معرفی اولیه استیوی که در حال آماده شدن است، او دست‌مردی به یک گربه خوش‌شانس می‌زند. یک برچسب یادآور روی آن می‌نویسد: «حافظ‌گر خود را پیدا کن». او در «شهر صبحانه» این را پشت یخچال پیدا می‌کند.

    این مصاحبه ویرایش و خلاصه شده است.

  • پارامونت جدیدترین استودیویی است که میراث انیمیشن خود را به‌سر می‌برد و شما باید عصبانی شوید

    نوشته رافائل موتامایور

    لاک‌پشت‌ها با اعتماد به‌نفس در فاضلاب‌ها قدم می‌زنند در «ماجراهای لاک‌پشت‌های نینجا نوجوان»
    پارامونت+

    دیلاین گزارش کرده که پارامونت و نیکلودئون تصمیم به لغو «دورا» – آخرین نسخهٔ مجموعهٔ «دورا کاوشگر» – و همچنین «ماجرای لاک‌پشت‌های نینجا نوجوان»، ادامه و دنبالهٔ «لاک‌پشت‌های نینجا: انقلاب جهشی» گرفته‌اند. اگرچه این نسخه‌ها شاید موفق‌ترین یا پرطرفدارترین نسخه‌های «دورا» و لاک‌پشت‌ها نباشند، اما این دو مجموعه به‌عنوان دو فرانچایز فوق‌العاده تأثیرگذار و پررونق در تاریخ انیمیشن شناخته می‌شوند؛ یکی نماد زبان اسپانیایی است که به میلیون‌ها نفر در یادگیری زبان دوم کمک کرده و دیگری از یک فیلم پرفروش به‌دنبال یک دنباله است.

    این خبر، که تعجب‌آور نیست، بخشی از بازسازی گستردهٔ استودیویی است که پس از ادغام پارامونت با اس‌کای‌دنس به وجود آمده؛ ادغامی که تا کنون منجر به اقدامات واقعاً غیرقابل قبول در رسانه‌های آمریکایی شده است؛ از جمله تسلیم شدن در برابر محکوم به حبس دونالد ترامپ در دعوی «۶۰ دقیقه» و لغو برنامهٔ «The Late Show» با استفن کولبرت و موارد دیگر.

    طبق گزارش دیلاین، پارامونت تمام شبکه‌های خطی خود، از جمله نیکلودئون، را در یک بخش «تلویزیون مدیا» تحت یک شرکت واحد گرد هم می‌آورد. شرکت با اشاره به این‌که «به‌طور فعال به‌دنبال فرصت‌های مجوزدهی به‌طرف‌های سوم برای هر دو سری است»، به لغو‌های دوگانه توجیه می‌دهد؛ اما انتظار می‌رود فصل چهارم «دورا» همچنان در پارامونت+ و نیک جونیور پخش شود؛ سرنوشت فصل پنجم تکمیل‌شده هنوز نامشخص است. علاوه بر این، رئیس بخش تلویزیون مدیا پارامونت سعی کرد تصمیم را این‌گونه توجیه کند که «روی برنامه‌ریزی دقیق‌تری متمرکز می‌شویم» که بر پایهٔ فرانچایزها استوار است. آیا «دورا» و «لاک‌پشت‌های نینجا» نه‌سردرن فرانچایزهایی نیستند که دهه‌هاست بین مخاطبان محبوب هستند؟

    این احساس می‌شود که صرفاً بهانه‌ای دیگر برای نابود کردن کتابخانهٔ انیمیشن یک استودیوی دیرینه است؛ اندوه‌بارانه بخشی از اپیدمی‌ای که سال‌های اخیر هالیوود را درگیر کرده است.

    جنگ استودیوهای هالیوود بر انیمیشن

    کایوت نشسته در دادگاه «کایوت در برابر ACME»
    Ketchup Entertainment

    بارها شاهد بودیم که چطور انیمیشن می‌تواند کل صنعت سرگرمی را پایدار نگه دارد. این در دورهٔ پاندمی کووید‑۱۹ و قرنطینه واضح شد؛ زمانی که انیمیشن تنها رسانه‌ای بود که به‌راحتی می‌توانست به تولیدات از راه دور منتقل شود، و حتی برنامه‌های زنده‌نما مانند «Black-ish» به ساخت بخش‌ها یا حتی تمام قسمت‌ها به‌صورت انیمیشنی روی آوردند. با این حال، وقتی استودیورها می‌خواهند هزینه‌ها را کاهش دهند، انیمیشن معمولاً اولین هدف در برش هزینه‌هاست.

    این مسأله به پارامونت محدود نمی‌شود؛ در حقیقت پارامونت صرفاً تازه‌ترین متخلف است. ما این را زمانی شاهد شدیم که نت‌فلیکس چند سال پیش بخش انیمیشن خود را حذف کرد یا وقتی وارنر بروس دیسکوری تبدیل به دشمن کارتونی‌های همه‌جا شد؛ با کنار گذاشتن فیلم‌های تکمیل‌شده و حذف تاریخچهٔ انیمیشن خود از سرویس پخش.

    انیمیشن به‌نظر می‌رسد همواره در آستانهٔ نابودی قرار دارد، علیرغم اینکه به‌طور مستمر موفقیت‌های عظیم می‌آفریند. تنها امسال فیلم انیمیشن چینی «نِژا ۲» به بزرگ‌ترین فیلم جهان تبدیل شد. «شکارچیان شیطان کی‌پاپ» بر قوانین استریم غلبه کرد و به بزرگ‌ترین موفقیت تابستان هم در استریم و هم در گیشه بدل گشت، و جایزه اسکار بهترین اثر انیمیشن به یک فیلم مستقل لتونی تعلق یافت. با این‌حال استودیوی‌هایی مانند پارامونت هنوز به‌خوبی ارزش انیمیشن را ارزیابی نمی‌کنند، اگرچه سابقهٔ موفقیت‌آمیزی دارند و فرانچایزها را در غبار می‌گذارند.

    آیا واقعاً به یک اسپین‑آف دیگر از «اسفنج‌باب» نیاز داریم در حالی که تنها یک برنامهٔ تلویزیونی «لاک‌پشت‌های نینجا» برای آشنایی نسل‌های جدید با این فرانچایز داریم؟ به‌نظر مدیران ناآگاه، بله؛ اما نباید این‌گونه باشد.

  • جایا باچان می‌گوید: «حد کافی شد»، وقتی که در یک مراسم عکاسی می‌شود؛ سپس نگاهی جدی به گاف‌گیرهایی می‌اندازد که این را گفتند

    جایا باچان هشدار می‌دهد: «حد کافی شد»؛ هنگام عکاسی در یک مراسم، نگاهی جدی به گاف‌گیرها می‌اندازد
    در یک لحظه طبیعی در یک گردهمایی ممبای، بازیگر باتجربه جایا باچان ضبط شد که از خستگی‌اش نسبت به گاف‌گیرهای بی‌وقفه شکایت می‌کرد. به همراه دخترش شوتا، او به‌قاطعیت گفت: «حد کافی شد»، که نشانگر ادامه مبارزه‌اش با نفوذ رسانه‌هاست. این رویداد با نگرانی‌های پیشین او درباره شهرت که در یک گفتگو در پادکست مطرح کرده بود، هم‌راستا است.

    جایا باچان بار دیگر به‌سرعت در فضای مجازی ویروسی شد؛ این بار به دلیل از دست دادن صبرش در برابر گاف‌گیرها در یک مراسم در ممبای. بازیگر باتجربه که همراه با دخترش شوتا باچان ناندا بود، در حال عبور از گاف‌گیرهایی که مداوم عکس می‌گرفتند، خشمگین به نظر می‌رسید. می‌توان صدای او را شنید که می‌گوید: «حد کافی شد».

    جایا باچان به گاف‌گیرها واکنش سرسخت می‌دهد

    جایا هنگام ورود به یک مراسم، با لباسی سفید و ماسک صورت، عکاسی شد. وقتی به سمت محل برگزاری قدم می‌زد، از این‌که گاف‌گیرها او را دنبال می‌کردند و مداوم عکس می‌گرفتند، خسته شد. سپس گفت: «حد کافی شد» و از گاف‌گیرها درخواست کرد که موقعیت خود را ترک کنند.

    پس از آن، می‌توان صدای عکاسان را شنید که می‌گویند: «بس شد، برادر؛ بس شد». اما این برای بازیگر باتجربه خوشایند نبود؛ او برگشت و نگاهی سرد به گاف‌گیرها انداخت.

    دخترش شوتا سپس بازگشت، دست مادرش را گرفت و او را به‌سوی جلو هدایت کرد. بدون شک این ویدئو به‌سرعت در اینترنت ویروسی شد.

    بیشتر درباره جایا باچان و گاف‌گیرها

    مشاجره جایا باچان با گاف‌گیرها برای همه شناخته شده است. بازیگر «شولای» بارها نارضایتی خود را نسبت به عکاسی مکرّر ابراز کرده است. در یک پادکست با نوه‌اش ناویا ناولی ناندا، او درباره این مسأله روشن کرد و گفت: «آنچه آن‌ها می‌گیرند و آنچه منتشر می‌کنند دو چیز متفاوت است. پس آزادی شماست؛ آزادی من چه می‌شود؟»

    از سوی دیگر، در طول جشن دورگا‌پوجا در ممبای، جایا همراه با کاجول و دیگران در این مراسم حضور یافت. کاجول او را قانع کرد تا برای گاف‌گیرها استند بگیرد. جایا درخواست او را پذیرفت و با لبخند گسترده‌ای جلوی دوربین ایستاد.

    در زمینه کاری، آخرین حضور جایا در فیلم «Rocky Aur Rani Kii Prem Kahaani» به کارگردانی کارن جوهر بود که هم‌ستارگان آن رانوییر سینگ، آلیا بهت، شبانه آذمی و دارمندرا بودند.

  • کن برنز سه نکته درباره سری جدید «انقلاب آمریکایی» به اشتراک می‌گذارد

    توسط میچل مارتین، آرزو رضوانی، اوبد مانوئل

    فیلمساز کن برنز انقلاب آمریکایی را در سری مستند جدید بررسی می‌کند

    کن برنز در صحنه صحبت می‌کند؛ در اکران نیویورک سری «انقلاب آمریکایی» پی‌بی‌اس در جشنواره آتلانتیک 2025، در تاریخ ۱۸ سپتامبر در شهر نیویورک.

    کن برنز در صحنه هنگام اکران نیویورک سری انقلاب آمریکایی پی‌بی‌اس در جشنواره آتلانتیک 2025، در تاریخ ۱۸ سپتامبر در شهر نیویورک سخن می‌گوید. Michael Loccisano/Getty Images

    فیلمساز کن برنز برخی از مهم‌ترین لحظات شکل‌گیری تاریخ آمریکا را بررسی کرده است.

    او به جنگ داخلی پرداخته، واکنش ایالات متحده به هولوکاست را تجزیه و تحلیل کرده و سیر تکامل موسیقی جاز را مستند کرده است.

    در پروژهٔ اخیر خود، برنز لنز خود را به سوی انقلاب آمریکایی می‌چرخاند — رویدادی که او آن را مهم‌ترین اتفاق از زمان تولد مسیح می‌داند.

    در گفتگو با Morning Edition، برنز گفت که می‌خواهد «مردم را بیدار کند» تا به این حقیقت پی ببرند که «در طول اکثر تاریخ بشریت، اکثر مردم زیر سلطهٔ استبدادی زندگی می‌کردند و آنچه در سواحل شرقی شمال آمریکا رخ داد، شهروندانی ساخت — این پدیدهٔ جدید با مسئولیت‌ها».

    سری شش بخشی — که ده سال طول کشیده است — داستان گسترش انقلاب آمریکایی را از طریق روایت‌های رهبران سیاسی و نظامی، سربازان بومی، سربازان آزاد و بردهٔ آفریقایی و بسیاری دیگر که در هر دو طرف جنگ نقش ایفا کردند، بازگو می‌کند.

    قسمت نخست انقلاب آمریکایی در روز یکشنبه، ۱۶ نوامبر، بر روی شبکهٔ PBS پخش می‌شود. این سری توسط برنز، دیوید اشمیدت و سارا بوتستین مشترکاً کارگردانی شده است.

    برنز پروژه‌اش و آنچه در حین ساخت آن آموخته بود را با میچل مارتین از NPR به‌اشتراک گذاشت. در ادامه برخی از نظرات او آمده است:

    پدران مؤسس در تصور کشوری که می‌ساستند، به آمریکایی‌های آینده فکر می‌کردند

    برنز می‌گوید پدران مؤسس دربارهٔ «میلیون‌های زاده‌نشده» که تحت تأثیر شکل‌گیری کشور و مفهوم شهروندی قرار می‌گیرند، صحبت کرده‌اند.

    وقتی توماس جفرسون دربارهٔ جستجوی خوشبختی صحبت کرد، برنز گفت این هدف، دنبال کردن چیزهای مادی نیست؛ بلکه به‌دنبال یادگیری مادام‌العمر در بازاری از ایده‌هاست.

    برنز می‌گوید: «اگر زندگی‌تان را با یادگیری مادام‌العمر پیش ببرید، فضیلت‌مند خواهید شد. شما حق شهروندی را به‌دست می‌آورید، که یکی از بالاترین افتخاراتی است که می‌توان به هر انسانی اعطا کرد.»

    نقدهای تلویزیونی

    «انقلاب آمریکایی» کن برنز باعث می‌شود تاریخ ایالات متحده را به‌ شکل متفاوتی درک کنید

    مرگ ژنرال مِرسِر در نبرد پرینستون، ۳ ژانویه ۱۷۷۷؛ اثر: جان ترامبل؛ تقریباً ۱۷۸۹-۱۸۳۱. در مرکز نقاشی، بریگادیر ژنرال هوگ مِرسِر که از سربازانش جدا شده، منتظر ضربهٔ مرگبار یک نیزهٔ بریتانیایی است. ژنرال جرج واشینگتن در پس‌زمینه، به میدان نبرد می‌دود تا نیروها را تشویق کند.

    خشونت انقلاب، اهمیت آن را چند برابر می‌کند

    انقلاب آمریکایی بررسی می‌کند که درگیری‌ها تا چه اندازهٔ خشونت‌آمیز بوده‌اند.

    برنز می‌گوید بدون وجود خبرنامه‌های تصویری یا عکس‌ها، درک فعلی از نبردها «به نقاشی‌های رمانتیک محدود می‌شود». او به‌علاوه می‌افزاید که گفت‌وگوها در مورد انقلاب معمولاً بر لحظات بزرگ مانند کنگره قاره‌ای و کنوانسیون قانون اساسی متمرکز است.

    برنز می‌گوید: «ما فکر می‌کنیم اگر به خشونت اعتراف کنیم… به‌نحوی که این ایده‌های بزرگ را تضعیف می‌کند». «در واقع، من معتقدم این ایده‌های بزرگ وقتی که درک کنید از انقلاب خونین، که گاهی جنگ چریکی و به‌طرز شگفت‌انگیزی بی‌رحمانه است، و حتی جنگ داخلی نیز محسوب می‌شود، الهام‌بخش‌تر می‌شود».

    تقسیم‌پذیری یک ویژگی دائم در تاریخ ایالات متحده است

    برنز می‌گوید: «وقتی به انقلاب نگاه می‌کنید، آن زمان واقعاً تقسیم‌شده بودیم، واقعاً تقسیم‌شده. مردم به همسایگان خود می‌کشتند».

    او به این نکته اشاره کرد که صدها هزار نفر در جنگ داخلی کشته شدند و در دوره جنگ ویتنام، بمباران‌های متعددی در ایالات متحده رخ داد.

    برنز می‌گوید: «فکر می‌کنم ما این را فراموش می‌کنیم. و تقریباً در هر دوره‌ای که به آن پرداخته‌ام، اختلافات عظیم میان مردم مشاهده می‌شود».

    مصاحبه‌های سینمایی

    سری «انقلاب آمریکایی» کن برنز، صداهایی را به کار می‌گیرد که پدران مؤسس نادیده گرفته‌اند

    برنز می‌گوید سری انقلاب آمریکایی یادآور این است که چرا آزمایش دموکراسی در آمریکا این‌قدر خاص است.

    پدران مؤسس گفتند: «ما دربارهٔ تو و من صحبت می‌کنیم؛ دربارهٔ میلیون‌ها نسل زاده‌نشده هم می‌گوییم». برنز افزود: «ما وظیفه داریم به آنچه آن‌ها به ما می‌داده‌اند گوش بسپاریم، بفهمیم چه چیزهایی برایشان مهم بوده است… و سپس سعی کنیم این پیام را به نسل‌های آینده منتقل کنیم؛ شاید نکات جزئی که ما این‌قدر به آن‌ها مشغولیم، اموری که به‌طور مداوم به آن‌ها خیره می‌شویم، دیگر به همان اندازه مهم به‌نظر نرسند.»

    نسخهٔ دیجیتال این داستان توسط مجد الوهیدی ویرایش شد. نسخهٔ رادیویی توسط فیل هارل تولید شد.

  • صندوق‌نمایی: «اکنون تو را می‌بینی ۳» با ۲۱٫۳ میلیون دلار مقام اول را به‌دست آورد؛ «مرد دویدن» با اکران ۱۷ میلیون دلاری به‌طور ناامیدکننده سقوط کرد

    اکنون تو را می‌بینی
    با تشکر از Lionsgate

    «اکنون تو را می‌بینی: اکنون تو را نمی‌بینی» ترفند جادویی جذابی اجرا کرد و از فیلم اکشن پر بودجهٔ گلین پاول، «مرد دویدن»، و همچنین دومین آخرۀ هفتهٔ «پریداتور: سرزمین‌های بد»، که بازسازی مورد تحسین منتقدان از مجموعهٔ طولانی‌مدت هیولاهاست، پیشی گرفت.

    فیلم سوم «اکنون تو را می‌بینی» در این آخرۀ هفته ۲۱٫۳ میلیون دلار درآورد، که برای یک سری فیلم که از سال ۲۰۱۶ ورودی جدیدی نداشته است، نتیجه‌ای قوی محسوب می‌شود. این فیلم همچنین در ۶۴ کشور بین‌المللی ۵۴٫۲ میلیون دلار در این آخرۀ هفته به‌دست آورد و جمع‌کل جهانی به ۷۵٫۵ میلیون دلار رسید.

    «این هنوز یک مجموعهٔ قابل ادامه است»، می‌گوید پول درگارابدیان، رئیس بخش روندهای بازار در ComScore. «تماشاگران بین‌المللی واقعاً برای این فیلم به‌خوبی عمل کردند».

    این خبر خوبی برای Lionsgate است، استودیویی که پشت ماجراجویی فریب‌کاری ۹۰ میلیونی قرار دارد و در ماه‌های اخیر نتوانسته موفقیت‌های زیادی به‌دست آورد (فهرست فیلم‌های ناموفق شامل «Ballerina» و «Good Fortune» می‌شود). این می‌تواند نشانگر تغییری در سرنوشت استودیو باشد؛ با «خانه‌دار»، اقتباسی از کتاب پرفروش فریدا مک‌فادن که در دسامبر به‌سینما می‌رود؛ «مایکل»، فیلم‌زندگی‌نامه‌ای از مایکل جکسون؛ و «بازی‌های گرسنگی: طلوع برداشت» که در سال ۲۰۲۶ اکران می‌شود، آماده‌اند. روبن فلیشر که پیش از این «Venom» و «Zombieland» را کارگردانی کرده بود، کارگردانی «اکنون تو را می‌بینی: اکنون تو را نمی‌بینی» را بر عهده داشت؛ در این فیلم ستارگانی همچون جسی ایسنبرگ، وودی هارلسون، ایسا فیشر و دیو فرانکو به‌عنوان گروهی از جادوگران که افراد فاسد یک‌درصدی را فریب می‌دهند، بازگشت کرده‌اند. فیلم چهارم نیز در دست تهیه است.

    «ما دقیقاً آنچه مخاطبان می‌خواستند به آن‌ها دادیم»، می‌گوید کوین گریسون، رئیس توزیع داخلی Lionsgate. او استدلال کرد که «اکنون تو را می‌بینی: اکنون تو را نمی‌بینی» توانست با بازگرداندن بازیگران اصلی سری و افزودن نسل جدیدی از ستارگان مانند جستیس اسمیت، دومینیک سسا و آریانا گرینبلات، مخاطبان خود را گسترش دهد. «بازیگر جدید به جذب جوانان به تئاترها کمک کرد»، گریسون افزود.

    «مرد دویدن»، که گلین پاول را با فیلمساز محبوب در فرهنگ پاپ ادگار رایت ترکیب کرد، در مقایسه با «اکنون تو را می‌بینی: اکنون تو را نمی‌بینی» چاره‌ای جز قرار گرفتن در مقام دوم با ۱۷ میلیون دلار کم‌اثر نداشت. بین‌المللی، این فیلم ۱۱٫۲ میلیون دلار کسب کرد و مجموع جهانی آن به ۲۸٫۲ میلیون دلار رسید. این نتیجه نگران‌کننده است، چرا که پارامونت برای ساخت این فیلم ۱۱۰ میلیون دلار هزینه کرد. این همچنین اولین سقوط گلین پاول است از زمانی‌که او با فیلم‌های موفق‌مانند رمانتیک کمدی «هر کس به جز تو»، «تاپ گان: ماوریک» و «تویسترس» مخاطبان را جذب کرده بود. همچنین خبر بدی برای ادگار رایت است که پس از فیلم آخرین شب در سوهو که در سال ۲۰۲۱ به‌هنگام شیوع اومیکرن اکران شد، به یک موفقیت باکس‌آفیس نیاز داشت. پارامونت پیش از تعطیلات آخر هفته امید داشت این فیلم با بیش از ۲۰ میلیون دلار افتتاحیه داشته باشد. «مرد دویدن» مدت‌ها پیش قبل از آنکه دیوید الیسون، موسس اسکای‌دنس، در ماه آگوست کنترل پارامونت را به‌دست آورد، تصویب و تولید شد.

    «این پروژه در آب می‌میرد»، می‌گوید جف بوک، تحلیل‌گر در روابط نمایشگاه‌ها. «به اندازه کافی تکانه ندارد تا از فصل تعطیلات پیش‌رو عبور کند».

    دو اکران جدید مهم این آخرۀ هفته به‌گونه‌ای کمی متفاوت به دموگرافی‌های مختلف جذب کردند. مخاطبان «مرد دویدن» ۶۳٪ مرد و ۷۰٪ بین ۱۸ تا ۴۴ سال سن داشتند، در حالی که جمعیتی که در ابتدای «اکنون تو را می‌بینی: اکنون تو را نمی‌بینی» حضور یافتند ۵۴٪ زن و ۶۵٪ بالای ۲۵ سال سن بودند.

    «مرد دویدن» دومین تلاش برای اقتباس رمان دیستاپیک استیفن کینگ است؛ اولین تلاش یک فیلم پر زرق‌ و برق ۱۹۸۷ با آرنولد شوارتزنگر بود. همچنین شوارتزنگر با «پریداتور: سرزمین‌های بد» ارتباط دارد، زیرا در نسخهٔ اصلی این سری در سال ۱۹۸۷ که در اوج شهرت او به‌عنوان قهرمان اکشن به صحنه رفت، بازی کرد. در دومین آخرۀ هفتهٔ خود، «پریداتور: سرزمین‌های بد» ۶۸٪ کاهش شد و به ۱۳ میلیون دلار رسید تا مجموع فروش داخلی این اثر شرکت 20th Century Studios به ۶۶٫۳ میلیون دلار برسد. هزینهٔ ساخت این فیلم ۱۰۵ میلیون دلار بود و به‌صورت جهانی ۱۳۶٫۳ میلیون دلار درآمد داشته است.

    سرتاسر دیگر اکران جدید مهم آخرۀ هفته، «کیپر» از شرکت Neon، جدیدترین اثر ترسناک مستقل از نویسنده‑کارگردان اوسگود پارکینز، فقط ۲٫۵ میلیون دلار کسب کرد و در رتبهٔ هفتم وارد شد. این رقم سایه‌ای کم‌رنگ نسبت به فیلم‌های قبلی پارکینز همچون «لانگ‌لِگز» (۲۲ میلیون دلار) و «مونکی» (۱۴ میلیون دلار) است که در آخرۀ هفتهٔ اکران خود به‌دست آوردند. منتقدان فیلم را به‌دقت نقد کردند و مخاطبان نیز به‌نظر می‌رسیدند که با ارزیابی «D+» موافقت کردند، بنابراین تبلیغات دهان به دهان موثر نخواهد بود. تنها نکته مثبت این است که «کیپر» تنها ۶ میلیون دلار هزینه‌ساز تولید شد. پارکینز قصد دارد با فیلم‌سال آینده «جوانان» که در آن تاتیانا ماسلانی و نیکول کیدمان بازی می‌کنند، دوباره لمس تجاری خود را به دست آورد.

    «پشیمانی از تو» از پارامونت، اقتباسی از رمان کولین هوور با همین نام، در هفتمین آخرۀ هفتهٔ چهارم خود جایگاه چهارم را گرفت و ۴ میلیون دلار درآمد داشت. این باعث شد مجموع فروش داخلی‌اش به ۴۴٫۹ میلیون دلار برسد. «تلفن سیاه ۲» از یونیورسال نیز در پنج‌گروه ششم قرار گرفت و ۲٫۶ میلیون دلار کسب کرد تا مجموع فروش داخلی‌اش پس از پنج هفته به ۷۴٫۷ میلیون دلار برسد.

    خبر مهمی در این راستا، «یک نبرد پس از دیگری» پس از هشت هفته اکران، به ۷۰ میلیون دلار در گیشه داخلی و ۲۰۰ میلیون دلار در سطح جهان رسید. این نتیجه‌ای قوی برای یک فیلم هیجانی با رده سنی R است که برای مخاطبان بزرگسال هدف‌گذاری شده، به‌جز این‌که شرکت Warner Bros. برای کارگردان پل توماس اندرسن و لئوناردو دی‌کاپریو ۱۴۰ میلیون دلار برای تولید فیلم اختصاص داد. منتقدان آن را شاهکاری توصیف کردند و فیلم سر و صدای جوایز اسکار را به‌دست آورد، اما چون «یک نبرد پس از دیگری» برای برآوردن نقطه سر به‌سر حدود ۳۰۰ میلیون دلار نیاز داشت، استودیو با کاهشی بسیار سنگین روبرو است.

    به‌طور کلی، گیشه داخلی به‌اندازه بیش از ۷۵ میلیون دلار رسید که اندکی بالاتر از دوره مشابه سال گذشته بود، زمانی که کمدی تعطیلاتی «رد وان» با بازی دوین جانسون درآمدی برابر با ۷۳٫۲ میلیون دلار به‌دست آورد. آخرۀ هفتهٔ آینده «ویکد: برای همیشه» را به صحنه می‌آورد که به مالکان سینماها امیدی تازه می‌دهد پس از اینکه آنها با یکی از بدترین افت‌های تاریخ کسب‌وکار فیلم مواجه شدند. برای تحریک بازار، یونیورسال فیلم «ویکد» را دوباره اکران کرد و ۱٫۲ میلیون دلار جمع‌آوری کرد.

    «ما در آرامش پیش از طوفان شکرگزاری هستیم»، می‌گوید درگارابدیان. «امورات در آستانهٔ شعله‌ور شدن‌اند».

  • SSMB29: ماحش بابو، فیلم ماجراجویی جنگلی اس اس رجا‌مولی تاریخ انتشار را قطعی کرده؛ برای اکران در ۲۵ مارس ۲۰۲۷ – گزارش

    فیلم SSMB29 به‌کارگردانی اس اس رجا‌مولی و بازیگری ماحش بابو، به‌عنوان یک ماجراجویی جنگلی سراسری شناخته می‌شود که پریانکا چوپرا جوناس و پریتیوراج ساکوماران نقش‌های هم‌ستاره را ایفا می‌کنند.

    ماحش بابو، فیلم SSMB29 اس اس رجا‌مولی تاریخ انتشار را قطعی کرده؛ برای اکران در ۲۵ مارس ۲۰۲۷ - گزارش
    ماحش بابو، فیلم SSMB29 اس اس رجا‌مولی تاریخ انتشار را قطعی کرده؛ برای اکران در ۲۵ مارس ۲۰۲۷ – گزارش (PC: Sri Durga Arts/SVCC, IG/X)

    فیلم SSMB29 با حضور ماحش بابو در نقش اصلی، تمام توان خود را برای رونمایی از عنوان در تاریخ ۱۵ نوامبر ۲۰۲۵ متمرکز کرده است. پیش از رویداد گلوب‌تریتر، گزارشی جدید نشان می‌دهد که این فیلم در تاریخ ۲۵ مارس ۲۰۲۷ در سینماها به نمایش درخواهد آمد.

    SSMB29: فیلم با بازی ماحش بابو به کارگردانی اس اس رجا‌مولی، در ۲۵ مارس ۲۰۲۷ به‌سینما می‌رسد

    به‌گزارش سرویس Lets Cinema، پروژه سینمایی مورد انتظار، تاریخ انتشار خود را به ۲۵ مارس ۲۰۲۷ تعیین کرده است؛ تاریخی که بیش از یک سال و نیم از امروز فاصله دارد. با این حال، تا کنون این اطلاعات تنها در قالب گزارش است و تأییدیه رسمی از سوی سازندگان هنوز صادر نشده است.

    جالب است که پینکویلا پیشتر گزارش داد سازندگان در ابتدا قصد داشتند SSMB29 را به‌صورت دو بخش منتشر کنند، اما پس از بازنگری تصمیم گرفتند این پروژه را به‌عنوان یک فیلم تک‌قسمتی به‌پایان برسانند.

    ما همچنین گزارش دادیم که سازندگان برنامه‌ریزی کرده‌اند فیلم‌برداری را در طول سال ۲۰۲۶ ادامه دهند و نهایتاً با هدف انتشار در سال ۲۰۲۷.

    اطلاعات بیشتر درباره SSMB29

    SSMB29 یک فیلم ماجراجویی سراسری است که در آینده عرضه خواهد شد و نقش اصلی آن بر عهده ماحش بابو است. به‌کارگردانی اس اس رجا‌مولی پس از موفقیت چشمگیر فیلم RRR، طبق گزارش‌ها این اثر ماجراجوی قدرتمند را به‌عنوان یک کاوشگر سخت‌گیر که از اساطیر آفریقا و شخصیت ایندیانا جونز (نقش هریسون فورد) الهام گرفته، به تصویر می‌کشد.

    همچنین این فیلم با پریانکا چوپرا جوناس به‌عنوان نقش اصلی زنانه به صحنه می‌آید؛ این حضور نشان‌دهندهٔ بازگشت او به سینمای هندی پس از درام رمانتیک ۲۰۱۹ «آسمان صورتی است» است که در آن به‌همراه فرحان آختار بازی کرده بود.

    به‌تازگی، سازندگان پوستر اولین نگاه این بازیگر را رونمایی کردند و او را به‌نام مانداکینی معرفی کردند. زن خطرناک که توسط پریانکا ایفا می‌شود، حس قوی اکشن و جذابیت دارد؛ او در ساری زرد روشن و با اسلحه‌ای در دست، به‌طرز خیره‌کننده‌ای ظاهر می‌شود.

    پریانکا چوپرا در نقش مانداکینی را ببینید

    پیش از رونمایی از اولین نگاه پریانکا، سازندگان همچنین پریتیوراج ساکوماران را به‌عنوان اصلی‌ترین ضدقهرمان فیلم معرفی کردند. پوستر اولین نگاه او او را به نام کومبا، یک ابرشرور با زمینه علمی، به تصویر می‌کشد.

    نگاه اول پریتیوراج ساکوماران را ببینید

    با توجه به اینکه عنوان رسمی فیلم قرار است در رویداد گلوب‌تریتر در حیدرآباد در تاریخ ۱۵ نوامبر ۲۰۲۵ فاش شود، این برنامه در داخل هند از طریق JioHotstar پخش خواهد شد.

    همچنین بخوانید: نقد «Inspection Bungalow»: کمدی ترسناک شابارش ورما ایده‌های جذابی داشت، اما اجرا ناصحیح بود

    اعتبار: Lets Cinema

  • رامی ملک اعتراف می‌کند که در داستان تاریک «نورنبرگ» لحظاتی از شادی پیدا کرده؛ اما برنامه‌ای برای بازگشت به «آقای ربات» ندارد – Contenders Los Angeles

    مصاحبه رامی ملک و جیمز وندربیلت «نورنبرگ»
    (چپ به راست) جیمز وندربیلت و رامی ملک در پنل «نورنبرگ» در مراسم Contenders Film: لوس آنجلس — جسی گرانت/Deadline

    رامی ملک می‌گوید که اگرچه موضوع فیلم جدیدش نورنبرگ جدی و تاریک است، اما داستان و شخصیت‌ها آن‌قدر جذاب بودند که او و هم‌بازیانش نتوانستند هنگام کار احساس سرخوشی کنند.

    «جالب این است که واژه ‘سرگرمی’ در نورنبرگ به‌صورت متناقض ظاهر می‌شود»، ملکی در پنل Contenders Film: لوس آنجلس که همراه با نویسنده‑کارگردان جیمز وندربیلت برگزار شد، اندیشید. برنده اسکار بوهمین رپسودی توصیف کرد که چگونه تضاد بین تنشی که در صحنه ایجاد می‌شود و شادی بازیگران در خلق شخصیت‌های ماندگار و غوطه‌ور شدن در لحظات سبک‌تری که به داستان تعقیب افسر برجسته نازی، هرمن گورینگ (با بازی راسل کرو) انسانیت می‌بخشد، وجود دارد.

    «لحظاتی وجود دارد که می‌خندید، و این همان چیزی است که جیمز به‌طرز درخشان در فیلمنامه به وجود آورده؛ همین بود که مرا به این پروژه جذب کرد». «من عاشق داستان‌هایی هستم که ما را به تاریخ می‌برند و اجازه می‌دهند قصه‌ای را که فکر می‌کنیم می‌شناسیم، دوباره بازگو کنیم – و به شما قول می‌دهم که وقتی این را می‌بینید، اگر هنوز ندیده‌اید، سورپرایزها و پیچ‌وخم‌های فراوانی در انتظار شماست و بخشی از این تاریخ به‌راستی شما را متحیر خواهد کرد».

    ملیک گفت که او و هم‌بازیانش «آب دهان‌مان می‌در آمد در حالی که ما در حال تماشا یا مشارکت در این کار بودیم. و می‌دانم مایکل (شانن) و راسل هر ثانیه از آن را لذت می‌بردند تا بتوانند این صحنه‌ها را اجرا کنند».

    ملیک افزود که حس مکان به وزن‌پذیری داستان افزوده شد. او توضیح داد: «ما در مجارستان فیلم‌برداری می‌کردیم و در پایان هر برداشت تشویق ایستاده‌ای داشتیم». او افزود که مردم محلی «دست می‌زدند چون پیوندهای بسیاری بین این بخش از جهان و اتفاقات رخ داده وجود داشت – بسیار نزدیک. بنابراین می‌توانید این حس را درک کنید. می‌توانید تنش صحنه دادگاه را احساس کنید. این حس هر روز ملموس بود. آن را با خود می‌بردید و بله، چیزی منحصر به‌فرد در آن وجود داشت».

    او افزود: «تمام وجودم را به درک طبیعت آنچه این مرد، هرمن گورینگ، تجربه می‌کرد، اختصاص دادم»، دربارهٔ نقش خود به‌عنوان روانپزشک ارتش که مأمور ارزیابی گورینگ در نقطه‌ای حساس از دوران پس از جنگ بود، و با نازی‌هایی که برخی از وحشت‌بارترین جنایات تاریخ را مرتکب یا دستور داده بودند، درگیر شد.

    مرتبط: «نورنبرگ» در TIFF شگفت‌زده کرد: چرا برپایی محاکمه پس از جنگ جهانی دوم و مشکلات دستیار هیتلر، هرمن گورینگ، ۱۳ سال طول کشید


    او که همچنان رزومهٔ بازیگری‌اش را گسترش می‌دهد، ملک همچنین واضح کرد که در هیچ بازآفرینی یا ادامه‌ای از آقای ربات که توسط سام اسمایل، خالق این سریال ۲۰۱۵‑۲۰۱۹ ساخته شده، تمایلی به بازگشت ندارد. «نه»، او قطعی گفت، هرچند افزود که ممکن است همکاری در پروژه‌ای نامرتبط پیش آید. «سام و من فقط دربارهٔ همکاری دوباره صحبت کردیم، اما همین است».

    دوشنبه برای دریافت ویدئوی پنل مراجعه کنید.