بلاگ

  • بازیگر پیشکسوت کامینی کاوشل در سن ۹۸ سالگی درگذشت؛ خانواده درخواست حفظ حریم خصوصی دارد

    بازیگر پیشکسوت کامینی کاوشل، نماد محبوب سینمای هندی، در سن ۹۸ سالگی درگذشت. حرفهٔ درخشان او که بیش از هفت دهه را در بر می‌گرفت، از فیلم برنده جایزه کن در سال ۱۹۴۶ با «نیچا ناگر» آغاز شد. او به‌خاطر سمو و استعدادی که داشت، اجراهای به یاد ماندنی در فیلم‌های متعددی ارائه داد و اثری ماندگار بر سینمای هندوستان گذاشت.

    بازیگر پیشکسوت کامینی کاوشل در سن ۹۸ سالگی درگذشت؛ خانواده درخواست حفظ حریم خصوصی دارد

    بازیگر پیشکسوت بالیوود کامینی کاوشل، یکی از برجسته‌ترین و محبوب‌ترین چهره‌های سینمای هندی، در سن ۹۸ سالگی درگذشت. درگذشت او پایان یک دورهٔ شگفت‌انگیز در فیلم‌های هندی را نشان می‌دهد، دوره‌ای که او به‌عنوان نماد استعداد و سلیقهٔ زیبا درخشید.

    خبرنگار ویکی لاولانی این خبر را در حساب اینستاگرام خود تایید کرد. منبعی نزدیک به خانوادهٔ او گفت: «خانوادهٔ کامینی کاوشل بسیار کم‌نمای هستند و به حریم خصوصی نیاز دارند».

    بازیگر پیشکسوت کامینی کاوشل در سن ۹۸ سالگی درگذشت. «او در منزل خود در بمبئی، در اواخر شب پنجشنبه درگذشت. او در ماه فوریه ۹۹ سالگی می‌شد»، سجان نراین، دوست نزدیک خانواده، به پی‌تی‌آی گفت.

    کامینی کاوشل با فیلم «نیچا ناگر» به‌صحنه آمد

    کامینی کاوشل در ۲۴ فوریه ۱۹۲۷ به دنیا آمد و در سال ۱۹۴۶ با فیلم «نیچا ناگر» به صنعت بالیوود قدم گذاشت. این فیلم جایزهٔ بهترین فیلم را در اولین جشنواره کن به‌دست آورد و همچنان تنها فیلم هندی است که جایزهٔ پالم دور را دریافت کرده است. همچنین او جایزهٔ جشنواره فیلم مونترال را برای اجرای خود دریافت کرد و از همان ابتدا به‌عنوان یک تازه‌وارد بااستعداد شناخته شد.

    سفر همیشگی کامینی کاوشل در سینمای هندی

    دورهٔ کاری کامینی کاوشل بیش از هفت دهه ادامه داشت. او کار خود را در فیلم‌های سیاه‑سفید آغاز کرد و با برخی از بزرگ‌ترین ستارگان بالیوود، از جمله دیلیپ کومار و راج کاپور، همکاری کرد. او به‌خاطر صدای نرم، سلیقهٔ زیبا و درخششی خیره‌کننده شناخته می‌شد و به‌عنوان یکی از برترین بازیگران زمان خود محسوب می‌شد.

    او در مصاحبه‌ای با IANS گفت: «هرگز با مشاهدهٔ خود در صفحهٔ نمایش احساس فشار نکردم. همیشه به‌طور انتقادی به اجراهایم نگاه می‌کردم. وقتی به هر‌یک از فیلم‌هایم می‌نگرم، از خود می‌پرسم آیا توانستم آنچه می‌خواستم با اجرای خود منتقل کنم؟ آیا در نقش‌ام باورپذیر به نظر می‌رسم؟»

    او افزوده شد: «برای من کارگردان اولین مخاطب است، بنابراین باید با او هماهنگ باشم؛ چون در نهایت من در حال اجرای دیدگاه او هستم، درست است؟ در بسیاری از مواقع تمرینات را با بیمال (روی) دا انجام ندادم، اما اسکریپت را خواندم، صحنه را به‌صورت داخلی بررسی کردم و به بیمال دا گفتم: «بیایید صحنه را بگیریم»، و نتیجه درست شد.»

    فیلم‌نامهٔ کامینی کاوشل

    کامینی کاوشل در فیلم‌هایی همچون «دو भाई» (۱۹۴۷)، «شاهید» (۱۹۴۸)، «نادییا کے پار» (۱۹۴۸)، «زدی» (۱۹۴۸)، «شبنم» (۱۹۴۹)، «پارس» (۱۹۴۹)، «نمونا» (۱۹۴۹)، «آرزو» (۱۹۵۰)، «جهنجر» (۱۹۵۳)، «آبرو» (۱۹۵۶)، «بده سرکار» (۱۹۵۷)، «جیلور» (۱۹۵۸)، «نایت کلاب» (۱۹۵۸) و «گودان» (۱۹۶۳) اجراهای برجسته‌ای ارائه داد.

    از سال ۱۹۶۳ به‌بعد، او به نقش‌های شخصیتی پرداخته و همچنان مخاطبان را مجذوب کرد؛ اجرایش در «شاهید» (۱۹۶۵) تحسین منتقدان را برانگیخت. او همچنین در فیلم‌های محبوبی همچون «دو رستے» (۱۹۶۹)، «پریم ناگار» (۱۹۷۴), «ماها چور» (۱۹۷۶) و «آنهونی» (۱۹۷۳) حضور یافت.

    حتی در سال‌های اخیر، کامینی کاوشل همچنان فعال در سینما باقی ماند و در فیلم‌های «کبیر سینگ» (۲۰۱۹) و «لال سینگ چدها» (۲۰۲۲) حضور یافت. به‌عنوان یکی از اولین ستارگان سینمای هندی، او میراثی از اجراهای به یادماندنی و الگویی درخشان از سلیقه و ظرافت در روی صحنه و خارج از آن به جای می‌گذارد.

  • دیپیکا پادوکونه و رانویر سینگ یک پیام دلنشین سالگرد ازدواج دریافت کردند و عکسی از نگهبانشان

    دیپیکا پادوکونه و رانویر سینگ در نوامبر ۲۰۱۸ ازدواج کردند. آن‌ها سالگرد خود را در ۱۴ نوامبر با یک پیام ویژه از نگهبان دیپیکا جشن گرفتند.

    ۱۴ نوامبر، هفتمین سالگرد ازدواج رانویر سینگ و دیپیکا پادوکونه است؛ و یکی از ویژه‌ترین تبریک‌ها از جانب نگهبان دیپیکا، جلال‌الدین شیخ، دریافت شد.

    رانویر سینگ و دیپیکا پادوکونه امروز هفتمین سالگرد ازدواجشان را جشن می‌دهند.
    رانویر سینگ و دیپیکا پادوکونه امروز هفتمین سالگرد ازدواجشان را جشن می‌دهند.

    جلال‌الدین در شبکه‌های اجتماعی عکسی از خود به همراه این زوج به اشتراک گذاشت. به‌نظر می‌رسید این عکس هم‌زمان با جلسه عکاسی آن‌ها با دخترشان دوآ گرفته شده باشد. دیپیکا در یک کت قرمز ظاهر شد و رانویر در یک کورتای بژ دیده شد. نگهبانشان نیز با پیراهن سفید و شلوار تیره به‌طرز شایسته‌ای به‌نظر می‌رسید.

    یک پیام دلنشین برای سالگرد ازدواج

    او برای این دو نفر نوشت: «سالگرد مبارک بر شما دو نفر».

    طرفداران دیپیکا و رانویر این حرکت دلنشین را تحسین کردند. «آه، هر سه‌تان فوق‌العاده به‌نظر می‌آید»، یک نظر خوانده شد. «این یک تصویر خیلی ناز است»، دیگری نوشت. «ماشاالله، تصویر نمادین برادر»، یک طرفدار نوشت.

    جلال‌الدین سال‌هاست که به‌عنوان نگهبان دیپیکا مشغول به کار است. دیپیکا حتی در یک قسمت از برنامه The Kapil Sharma Show از او تقدیر کرد.

    پستی که توسط جلال‌الدین شیخ (@jalaluddinshaikh212) به اشتراک گذاشته شد

    دیپیکا پادوکونه و رانویر سینگ در نوامبر ۲۰۱۸ در مراسمی صمیمانه در دریاچه کومو، ایتالیا، در حضور خانواده و دوستان نزدیک ازدواج کردند. آن‌ها با رعایت سنت‌های کونکانی و سندی، به‌منظور احترام به فرهنگ‌های خود، مراسم را برگزار کردند. این عروسی بسیار خصوصی بود و تنها تعداد معدودی عکس رسمی پس از آن منتشر شد که زوج را در حال اشعاع خوشی و گرما نشان می‌داد. جشن‌ها با پذیرایی‌های بزرگ در بنگلورو و بمبئی ادامه یافت؛ جایی که آن‌ها همکاران صنعتی و طرفدارانی که مشتاقانه منتظر اولین حضورشان به‌عنوان یک زوج متأهل بودند، ملاقات کردند.

    آینده این زوج چه خواهد بود؟

    دیپیکا آخرین بار در فیلم «Kalki 2898 AD» ظاهر شد و فیلم بعدی او در «King» شاه‌رُخ‌خان خواهد بود. در این فیلم، رانی موکری و سوهانا خان نیز به ایفای نقش می‌پردازند و کارگردان سیدهارت آناند است. رانویر نیز در فیلم «Dhurandar» به کارگردانی آدیتا دار حضور خواهد یافت.

    دیپیکا و رانویر در سپتامبر ۲۰۲۴ والدین دوآ شدند. در اولین تولد او، دیپیکا و رانویر سرانجام چهره‌اش را به جهان نشان دادند.

  • پاپ: سینما فراتر از یک صفحه‌نمایش است؛ امید را به‌عمل می‌آورد

    پاپ لئو چهاردهم، بازیگران، فیلمسازان، کارگردانان و نویسندگان فیلمنامه را در واتیکان برای یک جلسه می‌پذیرد و از آنان می‌خواهد که امروز در جهان ما «شاهدان امید، زیبایی و حقیقت» باشند.

    نوشته: Kielce Gussie

    قصر آپوستولیک واتیکان صبح شنبه مملو از بازیگران، فیلمسازان و نویسندگان فیلمنامه بود، در حالی که پاپ لئو چهاردهم با اعضای دنیای سینما ملاقات کرد.

    نزدیک به 130 سال پس از اکران اولین فیلم در پاریس در سال ۱۸۹۵، پاپ بر اهمیت مستمر سینما تأکید کرد.

    سینما از صرفاً خیره‌کردن مخاطبان با جلوه‌های بصری، به «بیان تمایل به تعمق و درک زندگی، بازگو کردن عظمت و ناپایداری آن و به تصویر کشیدن آرزوی بی‌نهایت» تبدیل شد.

    فراتر از تصاویر متحرک

    پاپ لئو تشکر خود را از نمایندگی سینما ابراز کرد: «هنری مردمی در والاترین معنا، برای همه هدف‌گذاری شده و در دسترس همه است». فراتر از صرفاً سرگرمی، فیلم‌ها روایت‌گر مسیر روحانی افراد هستند.

    او استدلال می‌کند که این بزرگ‌ترین مشارکت سینما برای بشریت است. این کمک می‌کند «مخاطبان به بررسی زندگی خود بپردازند، به پیچیدگی تجارب خود با چشمان نو بنگرند و جهان را گویی برای اولین‌بار مورد بررسی قرار دهند».

    این خودنگری مردم را تشویق می‌کند تا بخشی از امیدی را که برای زندگی به‌تمامی یک شخص ضروری است، دوباره بیابند.

    پاپ لئو تأیید کرد که سینما بیش از صرفاً تصاویری متحرک است، چرا که «امید را به حرکت در می‌آورد».

    (از چپ به راست): کِیت بلانشِت، اسپایک لی، تونیا لویس لی و ویگو مورتنسن به سخنرانی پاپ گوش می‌دهند
    (از چپ به راست): کِیت بلانشِت، اسپایک لی، تونیا لویس لی و ویگو مورتنسن به سخنرانی پاپ گوش می‌دهند (@Vatican Media)

    نگاهی به درون خودمان

    پاپ اشاره کرد که ورود به یک سینما به معنای عبور از یک آستانه است. در تاریکی سالن، حس‌های ما تقویت می‌شوند و ذهن‌مان نسبت به چیزهایی که شاید هرگز تصور نمی‌کردیم، بازتر می‌شود.

    آثار به افراد می‌رسند که به دنبال سرگرمی هستند، اما همچنین در جستجوی معنا، زیبایی و عدالت می‌باشند. در دنیایی که صفحه‌نمایش‌ها به‌صورت پیوسته در زندگی روزمره ما حضور دارند، سینما می‌تواند صفحه‌نمایشی باشد که بیش از این ارائه می‌دهد.

    پاپ لئو تأکید کرد «این تقاطع خواست‌ها، خاطرات و پرسش‌هاست». ذهن‌های ما آموزش می‌بینند و تخیل‌مان گسترش می‌یابد.

    سینما: قلب تپنده جوامع

    پاپ اشاره کرد که تئاترها و سینماها «قلب‌های تپندهٔ جوامع ما هستند، زیرا به انسانیت بیشتر آن‌ها کمک می‌کنند».

    با این حال، این اماکن فرهنگی در حال کاهش‌اند. او برجسته کرد که «هنر سینما و تجربهٔ سینمایی» در خطرند.

    پاپ این مؤسسات را تشویق کرد که تسلیم نشوند، بلکه به کار و همکاری ادامه دهند تا ارزش فرهنگی و اجتماعی آنها را حفظ کنند.

    او گفت: «هنر ما را به سوی آنچه ممکن است باز می‌کند». زیبایی فرار از واقعیت نیست، بلکه ندایی است.

    پاپ توضیح داد: «وقتی سینما اصیل باشد، نه تنها تسکین می‌دهد، بلکه به چالش می‌کشد». سینما به ما کمک می‌کند تا به پرسش‌های عمیق در دل خود بنگریم.

    سینما و سال جوبیلی

    در سال جوبیلی، ما دعوت شده‌ایم تا به سوی امید حرکت کنیم و حضور این‌همه هنرمند از سراسر جهان نمونه‌ای از این امید است.

    پاپ ذکر کرد که تمام حاضرین نیز زائران امید هستند. اما سفرشان «به کیلومتر نه، بلکه به تصاویری، کلمات، احساسات، خاطرات مشترک و آرزوهای جمعی» سنجیده می‌شود.

    با تأمل بر تقدیر کلیسا از کار بازیگران، کارگردانان، نویسندگان و فیلمسازان، پاپ لئو تمایل خود را برای تجدید دوستی میان کلیسا و سینما ابراز کرد.

    پاپ گفت: «سینما کارگاهی از امید است، مکانی که مردم می‌توانند دوباره خود و هدفشان را بیابند». او از همه حاضرین درخواست کرد تا سینما را به هنری از روح تبدیل کنند.

    سینما می‌تواند شاهد امید، زیبایی و حقیقت باشد — امری که جهان امروز به شدت به آن نیاز دارد. پاپ لئو از همه فعالان سینما خواست تا این فراخوان را برای گواهی بر امید، زیبایی و حقیقت تقویت کنند.

    او آنان را به این چالش دعوت کرد که از مواجهه با مشکلات جهان امروز نترسند. پاپ گفت: «سینمای خوب درد را سوءاستفاده نمی‌کند؛ بلکه آن را شناختن و کاوش می‌کند». او افزود این همان کاری است که «تمام کارگردانان بزرگ انجام داده‌اند».

    صدایی دادن به احساسات پیچیده و گاهی تاریک که در دل‌مان می‌یابیم، «یک عمل محبت‌آمیز» است، پاپ گفت.

    در پایان، پاپ لئو چهاردهم اشاره کرد که فیلم‌سازی یک تلاش جمعی است و نیازمند همکاری با تمام انواع حرفه‌ای‌ها است — از کارگردانان و مسئولین لوازم صحنه تا برق‌کاران و آرایشگران.

    او گفت که هر کس در ایجاد محصول نهایی نقش مهمی دارد، چرا که ترکیب استعدادها و توانایی‌هایشان به همه مشارکت‌کنندگان کمک می‌کند تا «کاریزمای منحصربه‌فرد خود را در فضایی همکارانه و برادری به نمایش بگذارند».

    در پایان جلسه، هر یک از هنرمندان فرصت یافتند تا به پاپ لئو سلام کنند.

    بازیگر آمریکایی کِیت بلانشِت یک دستبند به پاپ داد و فیلمساز آمریکایی اسپایک لی یک پیراهن بسکتبال سفارشی تیم نیویورک نیکز به او تقدیم کرد.

    از خواندن مقاله ما سپاسگزاریم. می‌توانید با مشترک شدن در خبرنامهٔ روزانه ما به‌روز بمانید. فقط اینجا کلیک کنید

  • داستان شگفت‌انگیز پشت ویدئوی ویروسی مشت‌های پرتاب‌شده در مراسم خاکسپاری ستارهٔ برنامهٔ “So You Think You Can Dance”

    طرفداران پس از پخش ویدئویی که مراسم خاکسپاری ستارهٔ برنامهٔ “So You Think You Can Dance” به‌سرعت به‌صورت ویروسی منتشر شد و برخورد خشونت‌آمیزی بین مادر جوشوا آلن و دوست‌دختر سابق او را به تصویر می‌کشید، شوکه شدند؛ این ماجرا موجب مداخله پلیس شد.

    B.Kadijat Towolawi

    اسکرین‌شات | تیک‌تاک

    پس از انتشار ویدئویی که از مراسم خاکسپاری ستارهٔ برنامهٔ “So You Think You Can Dance”، جوشوا آلن، به‌صورت ویروسی منتشر شد و صحنه‌ای تکان‌دهنده را در بالای تابوت او ضبط کرد، طرفداران در شگفتی فرو رفتند. مراسمی که قرار بود به‌طور صلح‌آمیز برگزار شود، به‌سرعت به آشوبی بدل شد؛ توهین‌ها و درگیری فیزیکی بروز کرد. این ماجرا کاملاً پرآشوب بود؛ اما این‌ها نکاتی هستند که درباره‌اش می‌دانیم.

    جوشوا آلن، ۳۶ ساله، که با بیماری روانی خود دست و پنجه نرم می‌کرد، به‌طور تراژیک در تاریخ ۳۰ سپتامبر پس از گزارش‌هایی مبنی بر این‌که جلوی یک قطار ایستاد، دار فانی را وداع گفت. مرگ او روز بعد به‌صورت عمومی اعلام شد؛ خانواده جزئیات را تأیید کرد و تحقیقاتی در حال انجام است.

    به گزارش Complex، خانواده و دوستان در تاریخ ۹ نوامبر در فورت‌ورث، تگزاس دور هم جمع شدند تا وداع نهایی خود را با او داشته باشند؛ لیکن به‌جای مراسم آرام، از آن‌ها دعوت شد تا در یک درگیری بین مادر آلن، آنژلا تولبرت، و دوست‌دختر سابق او شرکت کنند.

    در ویدئوی ویروسی، تولبرت و دوست‌دختر سابق با جملات تند و توهین‌آمیز در فضای بیرون از خانهٔ تدفین به یکدیگر حمله می‌کنند.

    «به آن‌ها نشان بده که باید چه کاری انجام دهد»، تولبرت گفت و مرد دیگری افزود: «او در حال نقض حکم منع است.»

    «درست است. ما تهدیدی برای او هستیم»، مادر سوگ‌بار ادامه داد.

    «خب، او نباید اینجا باشد»، مرد گفت. «او نباید اینجا باشد.»

    دلیل وجود این حکم منع واضح نیست، اما این موضوع مانع از تشدید وضعیت نشد.

    زمانی که زنی دیگر با پیراهنی آبی تیره سعی کرد وارد کلیسا شود، زنی مسن‌تر جلوی او را گرفت و گفت: «به اینجا نیا». پس دو زن به تبادل سخن پرداختند.

    «همان‌طور که گفتم، باید به‌پشت او ضربه بزنم»، تولبرت فریاد کرد. «او نیازی به رفتن به زندان ندارد؛ ما یک بچه‌کوچه‌ای را به‌دست می‌آوریم»، سپس او را دوباره هل داد. همان‌طور که می‌بینید، مادر با این دختر جوان بازی نمی‌کند.

    درگیری زمانی به‌صورت فیزیکی شد که دوست‌دختر سابق برای بوسیدن آلن خم شد، ولی تولبرت از صندلی خود پرید و او را از موها کشید.

    صداهایی شنیده می‌شد که فریاد می‌زدند: «نه! نه! نه! نه! این یک دعواست. آن‌ها در حال دعوا هستند.»

    اعضای کلیسا وارد عمل شدند تا درگیری را پایان دهند و پس از لحظاتی، پلیس برای آرام‌سازی وضعیت وارد شد.

    شبکه‌های اجتماعی با نظرات فراوان دربارهٔ این درگیری سرشار شدند.

    یک کاربر یوتیوب نوشت: «دوست‌دختر سابق به‌خاطر نقض حکم منع اشتباه کرد. چرا از او سؤال نشد که آیا حضور در این مکان مجاز است یا نه؟ این کار درست می‌بود، نه این‌که بی‌خبر حاضر شود. برخی افراد فکر می‌کنند وقتی دوست یا دوست‌دختر بوده‌اند، جایگاه زنی مثل همسر دارند. او فقط دوست‌دختر سابق است (سرم می‌چرخد).»

    در تیک‌تاک، یک کاربر اشاره کرد که مراسم تشییع جنازهٔ کسی که به‌دلیل خودکشی درگذشت، به‌طور ذاتی احساسی شد. حضور کسی که در سقوط عزیز شما نقش داشته باشد، خود سبب بروز مشکلات می‌شود.

    کاربر دیگری افزود: «هرگز نمی‌توانم درک کنم چرا افراد مراسم تشییع را برای به‌هم‌زدن چهره‌های خانواده‌ها به‌کار می‌برند. مردم در حال سوگواری هستند؛ این کار هرگز به‌خوبی پایان نمی‌یابد.»

    هیچ خبری دربارهٔ بازداشت افراد منتشر نشده است.

  • بررسی ‘Arco’: اگر به انیمیشن علاقه‌مندید، این افسانهٔ خیره‌کننده دربارهٔ تغییرات اقلیمی را از دست ندهید

    این داستان رنگارنگ دربارهٔ سفر در زمان، یکی از بهترین فیلم‌های انیمیشن سال است.

    Arco و Iris در حال سفر زمان از طریق رنگین‌کمان در «Arco»

    اعتبار: با تشکر از NEON

    من از اولین قاب‌های Arco عاشقش شدم.

    در این لحظات افتتاحیه، دسته‌ای از پرندگان به سمت خوشه‌ای از برج‌های سرآمد که به‌سوی ابرها می‌کشند، پرواز می‌کنند؛ هر یک پلتفرم‌هایی پوشیده از سبزی و توربین‌های بادی را نگه می‌دارند. این تصویر یک جهان آرمان‌گرایانه است، اما حسی از تهدید نهفته دارد. چه چیزی انسان‌ها را به صعود به آسمان واداشت؟ زیر این ابرها چه چیزی نهفته است؟ پاسخی که پیش‌بینی شد، فاجعهٔ زیست‌محیطی است که خودمان ایجاد کرده‌ایم.

    این کشمکش میان زیبایی و حقایق تلخ، تمام داستان Arco را می‌سازد؛ کارگردان فرانسوی اوگو بی‌ان‌و، داستانی دلنشین از دوستی را با نگاهی جدی به واقعیت‌های تغییرات اقلیمی ترکیب می‌کند. این سفری علمی‑تخیلی باشکوه است که از طریق شگفت‌انگیزترین انیمیشن سال روایت می‌شود.

    موضوع Arco چیست؟

    افرادی که بر روی سکوهای صحنهٔ افتتاحی Arco زندگی می‌کنند، توانایی سفر در زمان را دارند. آن‌ها با کمک رُقه‌های رنگارنگ و بلورهای بازتاب نور به گذشته پرواز می‌کنند و در مسیر خود طوفان‌های بارانی و رنگین‌کمان‌ها را به همراه می‌آورند.

    استفاده از این فناوری برای کودکان زیر ۱۲ سال ممنوع است؛ امری که برای آرکو ۱۰ ساله (در نسخهٔ انگلیسی با صدای جولاینو والدی) قابل‌پذیر نیست. بنابراین این ماجراجوی جوان چه می‌کند؟ او رُقهٔ خواهرش را دزدیده و به سال ۲۰۷۵ می‌پرند، اما در آنجا گیر می‌کند. خوشبختانه، دوست جدیدی به نام ایریس (با صدای رومی فِی) پیدا می‌کند که مصمم است او را به زمان خود بازگرداند.

    Arco فیلم انیمیشنی قدرتمند دیگر دربارهٔ تغییرات اقلیمی است.

    Arco در رُقهٔ رنگین‌کمان در «Arco»

    اعتبار: با تشکر از NEON

    در حالی که آیندهٔ Arco یک جهان آرمانی است که توسط انرژی‌های تجدیدپذیر و ارتباط عمیق با طبیعت تغذیه می‌شود، نسخهٔ ایریس بسیار نگران‌کننده‌تر است — و به‌طرز ملموسی به زندگی روزمرهٔ ما نزدیک می‌شود.

    ایریس در حومه‌ای زندگی می‌کند که در زمان کنونی ما کاملاً آشناست، به‌جز چند تغییر کوچک. مراقب رباتی‌اش به نام میکی (با صدای نتالی پورتمن و مارک رافالو) و همچنین هژمونی ربات‌های کارگر در شهر، پیشرفت‌های فناوری قابل‌توجهی را نشان می‌دهند. علاوه بر این، هولوگرام‌هایی که والدین پرتلاش او (همچنین با صدای پورتمن و رافالو) برای برقراری ارتباط در زمانی که در محل کار حضور ندارند، استفاده می‌کنند.

    اما واضح‌ترین تفاوت بین زمان حاضر ما و آیندهٔ ایریس، حباب‌های محافظ است که در هنگام وقوع مکرر حوادث آب و هوایی مخرب، اطراف خانه‌های مردم ظاهر می‌شوند. تهدید طوفان‌های شدید بر شهر سایه می‌اندازد، در حالی که کودکان به‌طور عادی درباره آمادگی خانواده‌هایشان برای مواجهه با آتش‌سوزی‌های جنگلی در حال گسترش صحبت می‌کنند. به‌وضوح، این جامعه‌ای است که با پیامدهای تغییرات اقلیمی هم‌زیستی می‌کند، اما هیچ تلاش جامع برای کاهش اثرات آن برای نسل‌های آینده انجام نمی‌دهد. (آیا این صدا آشناست؟)

    آرکو می‌داند که تغییرات اقلیمی — و سرعت‌گیری انسان‌ها در این روند — باعث شد نیاکانش به سوی بالای ابرها پیش روند. از نگاه او، عناصر روزمرهٔ دنیای ایریس به‌عنوان شتابدهنده‌های فروپاشی زیست‌محیطی عمل می‌کنند؛ از خودروهای شهر گرفته تا فراوانی فروشگاه‌های بزرگ، در مقابل رویکرد خانوادگی خود که به کشت و کار کشاورزی خانگی می‌پردازد.

    بی‌ان‌و هرگز پیام‌های خود دربارهٔ تغییرات اقلیمی را به‌طوری سنگین و تحمیل‌کننده مطرح نمی‌کند. اما هر یک از این جزئیات ساختار جهانی، همراه با یکدیگر، حس اضطراب فزاینده‌ای را در پس‌زمینه ایجاد می‌کنند؛ که تنها دوستی ایریس و آرکو را شیرین‌تر می‌سازد. آن‌ها در جهانی که به‌سرعت در حال بدتر شدن است، امیدی تازه برای آینده ارائه می‌دهند.

    رویکرد Arco نسبت به تغییرات اقلیمی، یادآور دو فیلم برجستهٔ سال ۲۰۲۴، Flow و The Wild Robot است. همانند Arco، هر یک از این آثار جهان‌هایی را به تصویر می‌کشند که تحت تأثیر فجایع زیست‌محیطی قرار گرفته‌اند. اما این فیلم‌ها داستان‌های عظیم نجات جهان نیستند؛ بلکه روایت‌گرهای بی‌گناه — مانند موجودات Flow، حیوانات The Wild Robot یا ایریس و آرکو جوان در Arco — هستند که چاره‌ای جز تحمل این طوفان‌ها ندارند. علاوه بر Flow و The Wild Robot، Arco نشان دیگری از توانایی انیمیشن برای انتقال واقعیت‌های تغییرات اقلیمی به مخاطبان جوان و مسن است.

    Arco یک اثر خیره‌کننده بی‌نظیر است.

    و چه انیمیشنی در Arco به نمایش گذاشته شده! خود بی‌ان‌و، که یک هنرمند کتاب‌کمیک است، سبک تصویری دو‑بعدی خود را به پردهٔ بزرگ منتقل می‌کند. نتیجه خیره‌کننده و باشکوه است؛ یادآور آثار خیالی ژان گی‌رود (به‌نام مستعار موئبیوس) و فیلم‌های استودیوی گیبلی.

    علاوه بر رنگین‌کمان‌ها و برج‌های آسمانی سولار‑پانک در آیندهٔ آرکو، بی‌ان‌و در خط زمانی ۲۰۷۵ نیز شگفتی می‌یابد. جنگل‌های شهر ایریس به‌عنوان سرزمین سرسبز و شگفت‌انگیزی قلمداد می‌شوند، در حالی که مدرسه او فرصت‌های غیرمنتظره‌ای برای فرار ذهنی فراهم می‌کند. هر کلاس می‌تواند به مجموعه‌ای از فضاهای متنوع تبدیل شود؛ از کهکشان‌ها تا زیرآب‌های افق‌دار، که به بی‌ان‌و و تیمش امکان می‌دهد مهارت‌های انیمیشن خود را به نمایش بگذارند و ماجراجویی ایریس و آرکو را به ارتفاعات نوینی برسانند.

    یکی دیگر از نکات برجسته این انیمیشن، سه‌نفر مرد مرموز (با صداهای ویل فرِل، اندی سامبرگ و فلی) هستند که در جستجوی آرکو هستند. هر یک با کت‌های رنگارنگ، مدل موهای «بول» و عینک‌های رنگین‌کمان حضور می‌یابند و سعی‌های ناتوانشان برای یافتن آرکو، از خنده‌دارترین و بصری‌ترین صحنه‌های فیلم به‌شمار می‌آید.

    در میان عرصهٔ انیمیشن اصلی که عمدتاً توسط فیلم‌های سه‌بعدی مسلط است، تصاویر Arco گواهی بر قدرت پایدار کارهای دو‑بعدی و تعهد فیلمسازان فرانسوی به این رسانه است. اگر عاشق انیمیشن هستید، با قدم زدن به‌جای راه رفتن — یا حتی بهتر، با پرواز رنگین‌کمان — به سوی این اثر پیش‌دومید تا آن را از دست ندهید.

    Arco هم‌اکنون در سینماها به نمایش گذاشته شده است.

  • شکست گیشه: «حالا می‌بینی من 3» با ۷۵٫۵ میلیون دلار به‌سرعت به‌سوی پیروزی جهانی پیش رفت، در حالی‌که «Running Man» با ۲۸ میلیون دلار دچار ناکامی شد

    فیلم بزرگ‌مقیاس پارامونت «The Running Man» با عملکردی بسیار پایین‌تر از انتظار آغاز شد و اولین رکورد افت گیشه برای بازیگر گلن پاول پس از رسیدن به مقام ستاره سینما بود.

    آریانا گرینبلات به عنوان جون، جسی آیزنبرگ به عنوان دنیل اطلس، و دیو فرانکو به عنوان جک وایلد در «حالا می‌بینی من: حالا نمی‌بینی».
    «حالا می‌بینی من: حالا نمی‌بینی»Katalin Vermes/Lionsgate

    Lionsgate حالا می‌بینی من: حالا نمی‌بینی در گیشه جادوی خود را می‌چرخاند؛ در یک پیروزی شگفت‌انگیز پیش از فیلم پر هزینه‌ پارامونت The Running Man صحنه را به‌دست گرفت.

    فیلم به کارگردانی روبن فلیشر، حالا می‌بینی من 3 — که هزینه‌بر هم نیست — با حدود ۲۱٫۳ میلیون دلار از ۳٬۴۰۳ سینما صدر جدول داخلی را پس از شروعی بهتر از انتظار در جمعه با جمع‌آوری ۸٫۴ میلیون دلار به‌دست آورد. در بازارهای خارجی، با گشودن در ۶۴ کشور و فروش ۵۴٫۲ میلیون دلار، به‌سرعت به‌جمع کل ۷۵٫۵ میلیون دلار رسید؛ در حالی‌که Running Man فقط ۲۸٫۲ میلیون دلار کسب کرد.

    از میان ترفندهای این فیلم؟ زنان به‌صورت فراوان برای دیدن قسمت سوم این سری طولانی‌ساکن دربارهٔ گروهی از جادوگران دزدی‌ر، حضور می‌یابند و تا کنون ۵۴ درصد کل بلیت‌های فروخته‌شده در آمریکای شمالی را به خود اختصاص داده‌اند. علاوه بر این، نمرات خروجی قوی بین تماشاگران ایالات متحده، نقدهای متوسط را جبران می‌کند؛ شامل نمره B+ در CinemaScore و رتبهٔ ۸۰ درصدی مخاطبان در Rotten Tomatoes.

    فیلم بازیگران سرسخت سری را دوباره با هم می‌آورد: جسی آیزنبرگ، وودی هارلسون، دیو فرانکو و ایزلا فیشر. شخصیت‌های آن‌ها که به‌عنوان «چهار سوار» شناخته می‌شوند، با سه جادوگر جوان به‌صورت بازی‌های جستیس اسمیت، آریانا گرینبلات و دومینیک سسا ترکیب می‌شوند.

    در مسیر به‌سوی آخر هفته، حالا می‌بینی من 3 پیش‌بینی می‌شد در محدودهٔ ۱۹ میلیون دلار در بازار داخلی افتتاح شود، در حالی‌که Running Man پیش‌بینی می‌شد با ۲۴ تا ۲۵ میلیون دلار صدر جدول را به‌دست آورد (برای انصاف، پارامونت با احتیاط‌تری ۲۰ میلیون دلار را پیش‌بینی کرد). تا صبح شنبه، استودیو بر پایهٔ درآمد جمعهٔ ۶٫۴ میلیون دلار از ۳٬۵۳۴ سینما، تخمین خود را به ۱۷ تا ۱۹ میلیون دلار کاهش داد.

    این بازه بیش از حد خوش‌بینانه بود. در روز یکشنبه، پارامونت گزارش کرد که فیلم با ۱۷ میلیون دلار افتتاح شد، گرچه استودیوهای رقیب نشان می‌دهند که نزدیک به ۱۶ میلیون دلار باشد (آمارهای دوشنبه نشان خواهد داد کدام‌یک درست است). این خبر در خارج از کشور حتی بدتر بود؛ جایی که Running Man با تخمین ۱۱٫۲ میلیون دلار از ۵۸ بازار اولیه، از جمله پیش‌نمایش‌های پولی، به‌سرعت پیش رفت.

    به کارگردانی ادگار رایت، بازیگران Running Man توسط گلن پاول رهبری می‌شوند. این فیلم اولین شکست گیشه‌ای این بازیگر پس از شهرتی است که پس از بازی در مجموعه‌ای از فیلم‌های موفق همچون Twisters، Anybody But You و Top Gun: Maverick به دست آورد. او در میان تعداد زیادی از بازیگران برجسته‌ای قرار دارد که فیلم‌های اخیرشان در گیشه به‌سختی فروش رفته است و این مسأله بحث پرشوری درباره این‌که تا چه اندازه می‌توان یک بازیگر را مقصر افت یک فیلم دانست، به‌وجود آورده است؛ در مورد پاول نیز سؤال برانگیخته می‌شود که آیا او موفق به کسب مقام قهرمان اصلی شده است (برخی تردید دارند که آیا انتخاب او برای نقش یک قهرمان خشم‌زده منطقی بوده است).

    در این مورد نمی‌توان واکنش مخاطبان را مقصر دانست، چون نمرات خروجی Running Man مشابه حالا می‌بینی من 3 است. همچنین این فیلم نقدهای نسبتاً بهتری دارد. یکی از تفاوت‌های بزرگ بین این دو فیلم ترکیب جنسیتی است؛ Running Man به‌شدت مردانه (۶۴ درصد) است، یعنی با فیلم پرفروش Predator: Badlands رقابت می‌کند.

    فیلم رایت دومین اقتباس سینمایی از رمان دیستوپی ۱۹۸۲ اثر استفن کینگز است، پس از فیلم ۱۹۸۷ همان‌نام با بازی آرنولد شوارتزنگر. داستان حول محور یک پدر ناامید و خشم‌زده می‌چرخد که در یک برنامه واقع‌گرایانهٔ مرگبار ظاهر می‌شود؛ برنامه‌ای که از جامعه‌ٔ طبقاتی‌ای که بسیاری از افراد آن پول کافی برای زندگی ندارند، بهره‌برداری می‌کند. جاش برولین، ویلیام اچ. میسی، لی پِیس و ایمیلیا جونز نیز در این فیلم بازی می‌کنند.

    Running Man در مقام دوم قرار گرفت، به دنبال آن 20th Century/Disney Badland در سومین مقام با تخمین ۱۳ میلیون دلار برای مجموع داخلی ۶۶٫۳ میلیون دلار — در حال حاضر دومین عملکرد بهتر این مجموعه پس از Predator vs Alien (۸۰٫۳ میلیون دلار)، بدون در نظر گرفتن تورم. به‌صورت جهانی، روز یکشنبه با مجموع ۱۳۶٫۳ میلیون دلار به پایان رسید؛ عددی درخشان که دومین جایگاه این سری در نرخ‌های ارز فعلی و بدون چین است.

    فیلم محبوب مخاطبان و منتقدان در ایالات متحده با افت شدیدی برابر ۶۸ درصد مواجه شد، اما افراد داخلی دیزنی پیش‌بینی می‌کنند که در روزهای آینده بازدهی‌اش جبران شود.

    فیلم sleeper hit ‘Regretting You’ تولید شده توسط Constantin Films و Paramount، پس از یک ماه ادامه داد و با کسب ۴ میلیون دلار دیگر، مجموع داخلی خود را به ۴۵ میلیون دلار رسانده است.

    شرکت‌های Universal و Blumhouse فیلم Black Phone 2 را در پنجمین آخر هفته‌اش به‌عنوان پنجمین فیلم برتر داخلی تکمیل کردند؛ با تخمین ۲٫۶۵ میلیون دلار برای مجموع داخلی ۷۵ میلیون دلار و ۱۲۷٫۷ میلیون دلار مجموع جهانی.

    از طرف Sony Pictures Classics، فیلم Nuremberg ۲٫۶ میلیون دلار درآمد کسب کرد و مجموع ۱۰ روزه در ایالات متحده به ۸٫۷ میلیون دلار رسید.

    فیلم Keeper ساخته اوسوگود پرکینز، دیگری که در این آخر هفته به‌صورت گسترده اکران شد، با ۲٫۵ میلیون دلار در ۱٬۹۵۰ سینما، به‌طوری مهیب و ناامیدکننده آغاز شد؛ این پایین‌ترین شروع کارگردان پس از موفقیت‌های همچون Longlegs. فیلم منتشر شده توسط شرکت Neon در مقام هفتم قرار گرفت، پس از دریافت نمره D+ در CinemaScore و نظرسنجی‌های خروجی بسیار ضعیف (رقبا نشان می‌دهند که درآمد کمتری مثل ۱٫۳ میلیون دلار داشته است). این آخر هفته برای Neon کاملاً ناموفق نبود؛ فیلم امیدآور اسکار Sentimental Value به‌خوبی گسترش یافت و در مجموع ۲۸ سینما اکران شد، با میانگین فروش هر مکان ۱۳٬۵۸۰ دلار، که برترین عملکرد در این آخر هفته بود.

    دست‌آورد بزرگ این آخر هفته به فیلم مورد علاقه جوایزی پال تامس اندرسون، One Battle After Another تعلق گرفت؛ این فیلم پس از پایان اکران روز یکشنبه، مجموع جهانی ۲۰۰ میلیون دلار را به ثمر رساند، شامل مجموع داخلی ۷۰٫۲ میلیون دلار و ۱۳۰٫۱ میلیون دلار فروش در خارج از کشور.

    هم‌چنین انتشار مجدد فیلم Wicked توسط یونیورسال در آستانه اکران Wicked: For Good در آخر هفتهٔ بعدی، به‌خوبی سودآور بود؛ با ۱٫۲ میلیون دلار از ۲۱۹5 سینما. از کارگردان جان م. چو، دوماستین قسمت این اثر دو‌قسمتی قرار است رکوردهای بیشتری را برای اقتباس سینمایی از یک موسیقی‌نامهٔ برادوی به‌دست آورد.

  • اعلامی تکان‌دهنده از طرف پراباس؟

    اعلامی تکان‌دهنده از طرف پراباس؟

    تمام فیلم‌های در حال‌سازندگی پراباس پیش از این اعلام شده بودند؛ چه «راجا ساب»، چه «اسپیریت» یا حتی «کالکی». تنها فیلم جدیدی که اخیراً اعلام کرد، «فوجی» است.

    اما سؤال بزرگی که هواداران می‌پرسند این است: گام بعدی پراباس چه خواهد بود؟

    به‌گزارش رسانه‌ها، این بازیگر به‌زودی قصد دارد یک خبر شگفت‌انگیز جدید را بفاش کند.

    شایعات حاکی از این است که پراباس قصد دارد فیلمی را به کارگردانی هیچ‌کس جز رقصشناس پرِم راکشیت به عهده بگیرد. این خبر که به‌نظر عجیب می‌آید، توسط رسانه‌های بالی‌وود تأیید شده است.

    نشان داده شده که پرِم راکشیت داستانی مناسب برای مخاطبان سراسر هند نوشته است و پراباس نیز به این پروژه «سبز» داده است.

    برای پراباس، دادن فرصت به کارگردانان غیرمنتظره تازگی ندارد.

    پس از موفقیت تاریخی «باهوبالی»، او فرصت عظیمی به سوجیت اعطا کرد.

    با این‌که او دنبال‌کنندگان گسترده‌ای در سرتاسر هند دارد، ولی همچنان به ماروتی اعتماد کرد؛ که در آن زمان یک فیلم ناموفق ساخته بود؛ و پروژه بزرگی را به او داد.

    اکنون گزارش‌ها می‌گویند پراباس تمام‌عزم است که پرِم راکشیت را به‌عنوان کارگردان معرفی کند؛ که نشانگر یک تصمیم جسورانه و غیرمنتظره دیگر در مسیر حرفه‌ای او است.

  • پلیس: زن پس از تیراندازی در هالیوود به بیمارستان منتقل شد

    WPLG WPLG

    هالیوود، فلوریدا — بر اساس اعلام پلیس، یک زن پس از شلیک در هالیوود، بعد از ظهر روز شنبه به بیمارستان منتقل شد.

    خواندن به اسپانیایی

    افسران پلیس حدود ساعت ۱۲ ظهر به ناحیه‌ای نزدیک بلوک ۳۰۰ خیابان North 61st Terrace فراخوانده شدند و زنی را یافتند که دچار جراحت گلوله‌ای بود.

    صدمات او به‌عنوان غیرقابل تهدید حیات توصیف شد و برای درمان به بیمارستان محلی منتقل شد.

    این حادثه تحت بررسی باقی مانده است.

  • در برنامهٔ S.N.L. کاخ سفید می‌گوید تنها جرم ترامپ «عشق بیش از حد» بوده است

    پرونده‌های اپستین نقش مهمی در این قسمت که توسط گلن پاول میزبانی شد ایفا کردند؛ در همین حال، ویل فورت برای ایفای نقش شخصیت محبوب مخاطبانش «MacGruber» بازگشت.

    یک زن بلوند با ژاکت صورتی روشن و گردنبند صلیبی بزرگ به‌صورت پرشور برای مطبوعات کاخ سفید سخن می‌گوید.
    اشلی پادیلا در نقش کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، هرگونه سرنخی از سوء رفتار رئیس‌جمهور را رد می‌کند؛ رئیس‌جمهوری که در گردآوری اخیر ایمیل‌های اپستین ذکر شده بود. اعتبار… NBC Universal، از طریق یوتیوب

    در این مقطع، سؤال کلیدی هر پیش‌درآمد «Saturday Night Live» این است: جیمز آستین جانسون کی در نقش خود به عنوان رئیس‌جمهور ترامپ این صحنه را قطع خواهد کرد؟

    در پخش این هفته که توسط گلن پاول میزبانی شد و مهمان موسیقی آن، اولیویا دین، حضور داشت، این سؤال با یک پیچش جزئی پاسخ داده شد؛ وقتی جانسون به‌ طور ناگهانی در یک نشستی خبری کاخ سفید که قرار بود بازنگری تازه‌ای دربارهٔ دوستی ترامپ با جفری اپستین را کاهش دهد، حضور یافت. (البته پاسخ‌های جانسون تنها شعله‌ها را بیشتر وزید.)

    نشست خبری با اشلی پادیلا که نقش سخنگوی کاخ سفید، کارولین لویت را بر عهده دارد، آغاز شد؛ او به گروهی از خبرنگاران گفت که مشتاق است «به سؤال‌های دوستانهٔ شما پاسخ دهد».

    «همان‌طور که همه می‌دانید،» پادیلا گفت، «این هفته خبری نبود. هیچ خبر تازه‌ای دربارهٔ رئیس‌جمهور نیست. هیچ اطلاعات غیرمعمولی فاش نشده است. هیچ‌کس اتهامی که با «پیدوفیل» هم‌آوا باشد، نداشته است.»

    سؤال اول از طرف کلوی فینمان (که نقش خبرنگار سی‌ان‌ان، کایتلان کالینز را بر عهده دارد) دربارهٔ انتشار حدود ۲۰٬۰۰۰ ایمیل از اسناد اپستین و این‌که چرا نام رئیس‌جمهور ترامپ در این‌ همه ایمیل‌ها ظاهر می‌شود، پرسید.

    «میدونی که بدی، نه؟» پادیلا پاسخ داد. او افزود: «تنها چیزی که این ایمیل‌ها ثابت می‌کند این است که رئیس‌جمهور ترامپ هیچ‌گاه خطایی نکرده است. اگر چیزی باشد، جرم او عشق بیش از حد بوده است؛ و شاید هم او خیلی جوان بوده باشد.»

    پادیلا به سؤالات بیشتری از خبرنگاران پاسخ داد تا اینکه کنن تامپسون پرسید: «ترامپ چه چیزی برای پنهان کردن دارد؟»

    در همین‌جا بود که جانسون خود نشست خبری را به عهده گرفت: «من می‌توانم به این سؤال پاسخ دهم»، او گفت. «تقریبا هیچ‌چیزی را پنهان نمی‌کنم؛ تنها به اندازه‌ای که بسیار مشکوک به نظر برسد، مخفی می‌کنم. اما بگذارید یک سؤال از شما بپرسم: اگر در پرونده‌ها چیزی متهم‌کننده دربارهٔ من وجود داشته باشد، چرا آن‌ها را مخفی می‌کنم؟»

    کنن تامپسون سرنگون پرسید: «آیا این دقیقاً همان دلیلی نیست که باید آن‌ها را مخفی کنید؟»

    جانسون گفت: «اگر من بی‌گناه بودم، آیا تمام پرونده‌ها را منتشر نمی‌کردم؟»

    کنن تامپسون با ناباوری پاسخ داد: «دوباره، من فکر می‌کنم شما با آنچه همه می‌گویند موافق هستید.»

    جانسون دربارهٔ اپستین گفت: «من این مرد را به‌ سختی می‌شناختم، خوب، همان‌طور که هزاران عکس از همراهی‌مان در مهمانی‌های مختلف که در آن می‌رقصیم و دندان‌هایمان را می‌سفتیم، مدرک است. همیشه به‌ طرز خیره‌وار نگاه می‌کردیم و به چیزی که خارج از دوربین بود اشاره می‌کردیم. احتمالاً کتابی که مشتاق به خواندن آن هستیم.»

    او گفت که معتقد است میگین کلی این هفته نکتهٔ مهمی مطرح کرد: «او گفت اپستین پیدوفیل نیست. این‌چنین حرفی به‌ طور ناگهانی گفتن، فوق‌العاده است. کارت عالی بود، میگین.»

    پس از اینکه وعده داد هر یک از پرونده‌های اپستین را «به‌ قیمت کم و ناچیز ۸۰۰ دلار» منتشر کند، جانسون خبر پیشرفت دیگری را افزود.

    او گفت: «من یک بوقلمون را عفو کردم که به‌ طور کاملاً تصادفی یک مجرم جنسی محکوم است». «پس ما به‌ زودی به این موضوع می‌پردازیم، این‌را به شما اطمینان می‌دهم.»

    مونولوگ افتتاحیهٔ هفته

    پاول، ستارهٔ خوش‌قلب فیلم «رانینگ من»، با مونولوگی که به‌ نظر معمولی می‌آمد، آغاز کرد؛ سپس گفت که او در ابتدا چهار سال پیش برای نقش خود در «تاپ گان: ماوریک» برنامه‌ریزی شده بود تا میزبان «S.N.L.» شود؛ اما این برنامه به‌علت به‌ تعویق افتادن انتشار فیلم به‌ دلیل بیماری همه‌گیری متوقف شد. وقتی پاول اولین‌بار این خبر را دریافت کرد، به مخاطبان گفت که یک سلفی جشن‌گیری با خانواده‌اش و یک رانندهٔ شرکت UPS (به نام میچ) که به‌ تصادف عبور می‌کرد، گرفته بود. اما وقتی پیشنهاد میزبانی‌اش لغو شد، پاول هرگز نتوانست این‌را به میچ بگوید.

    اکنون که او سرانجام ادعای خود را برآورده کرد که میزبان «S.N.L.» می‌شود، پاول میچ را به صحنه آورد تا سلفی جدیدی بگیرند و ثابت کند که سال‌ها پیش دروغ نگفته بود.

    «اگر چیزی آموخته‌ام»، پاول گفت، «این است که بهترین چیزهای زندگی یک‌باره نمی‌آیند. و هیچ‌کس بهتر از UPS این را نمی‌داند.»

    انفجار نوستالژی این هفته

    در مورد چیزهایی که منتظرشان بودیم: چند سال از آخرین حضور فارغ‌التحصیل «S.N.L.»، ویل فورت، به‌ عنوان مک‌گرابر، قهرمان اکشن شبیه‌ماک‌گایور که به‌‌طور اجتناب‌ناپذیر در اتاق‌هایی با بمب‌های زمان‌دار به دام می‌افتد، می‌گذرد.

    اما این هفته، مک‌گرابر (که فیلم و سریال اسپین‑آف خود را دارد) بازگشت — نه یک‌بار، نه دو‌بار، بلکه سه‌بار — در بخش‌هایی که اشتیاق او برای خنثی‌سازی این بمب‌ها به‌‌طرز عجیبی کاهش یافت وقتی کشف کرد که فرارش می‌تواند به انتشار پرونده‌های اپستین کمک کند. (خوب، درسته. نام مک‌گرابر در تمام این پرونده‌ها برجسته است.) آیا مک‌گرابر به‌موقع فرار می‌کند و این مدارک را به مقامات مربوطه می‌رساند؟ خوب، امیدواریم کسی نسخهٔ پشتیبان تهیه کرده باشد.

    جک‌های به‌روزرسانی آخر هفته این هفته

    در میز به‌روزرسانی آخر هفته، مجریان کلین جست و مایکل چه به ادامهٔ شوخی و تحلیل دربارهٔ اخبار ایمیل‌های منتشر شده از جیفری اپستین پرداختند.

    جست شروع کرد:

    طولانی‌ترین تعطیلی دولت در تاریخ پس از ۴۳ روز سرانجام به پایان رسید، و می‌دانید، اولین روز بازگشت به دفتر، باید تمام ایمیل‌های انباشته شده را بررسی کرد. دمکرات‌های مجلس ایمیلی نوشته‌شده توسط جیفری اپستین منتشر کردند که در آن ادعا می‌کرد ترامپ «دربارهٔ دخترها می‌دانست». این خبر غافلگیرکننده‌ای است که کارشناسان حقوقی آن را «آهان» می‌نامند. اسناد اپستین این هفته به‌ وضوح تاریک و ناراحت‌کننده هستند، اما من همچنین فکر می‌کنم کمی بامزه است که آدرس ایمیل اپستین jeevacation@gmail.com بوده است. این شبیه این است که اگر ایمیل جفری داهِمر dinnertimejeff@yahoo.com می‌بود.

    چه ادامه داد:

    در یکی از ایمیل‌ها، برادر اپستین پرسید آیا ولادیمیر پوتین عکسی دارد از دونالد ترامپ که به شخصی به نام بوبا (لقبی قدیمی برای بیل کلینتون) رابطهٔ دهانی می‌دهد؟ پس می‌توان گفت این یکی از کارهایی است که ترامپ خلق کرده است. نمی‌دانم این داستان رابطهٔ دهانی واقعی است یا نه، اما می‌دانم که تصویر آن در ذهنم همانند صحنه‌ای از «درخشش» سوخته است. (صفحه‌اش تصویری از «درخشش» را نشان داد که در آن مردی با لباس حیوانی و مردی دیگر در کنار او روی تخت با تصاویر ترامپ و کلینتون جایگزین شده بودند.) طبق یک ایمیل منتشر شده، جیفری اپستین بیان کرد که «من کسی هستم که می‌توانم ترامپ را به‌‌زیر بزنم». این سخن، برای مردی که به‌ خاطر یک ملحفه تخت شکست خورده، حرفی بزرگ است.

    جست ادامه داد با یک شوخی دیگر:

    من فقط …

  • ماهش بابو، اس.اس. راجماولی و پریانکا چوپرا جوناس در ماجراجویی حماسی با عنوان «واراناسی»؛ نخستین فیلمبرداری به نمایش گذاشته شد

    واراناسی
    SRI DURGA ARTS/SHOWING BUSINESS

    کارگردان اس.اس. راجماولی عنوان و اولین نگاه از ادامه‌کاری پرانتظار خود را که پس از فیلم برنده جایزهٔ آکادمی «RRR» ساخته می‌شود، افشا کرد.

    فیلم‌ساز در یک مراسم رونمایی در حیدرآباد، فیلم «واراناسی» را معرفی کرد؛ پروژه‌ای که در آن ستارهٔ سینمای تلگو، ماهش بابو، همراه با پریانکا چوپرا جوناس و پریتوویراج سوکوماران حضور دارند.

    آسمان شبانهٔ خنک بالای شهر فیلم‌سازی راموجی، با فریاد ۵۰٬۰۰۰ هوادار پرشور ماهش بابو که شعار «Jai Babu, Jai Jai Babu» را فریاد می‌زدند، طنین‌انداز شد و مراسم رونمایی عنوان را به‌صورت پرشور آغاز کرد.

    بازیگر-موسیقیدان شروتی حاسان قطعهٔ پرطرفدار «Sanchaari» از فیلم را بر روی صحنه اجرا کرد؛ این قطعه توسط ام.ام. کیراوانی، برنده جایزهٔ اسکار برای «Naatu Naatu» از «RRR» ساخته شده بود.

    محبوب در Variety

    کیراوانی همچنین معرفی موسیقی برای شخصیت اصلی ضدقهرمان «Kumbha» که توسط سوکوماران ایفای نقش می‌کند، ارائه داد. چوپرا جوناس نقش شخصیتی به نام «Mandakini» را بر عهده دارد. ماهش بابو نقش «Rudhra» را بازی می‌کند.

    تصویری که افشا شد بر روی یک صفحهٔ ال‌ای‌دی غول‌پیکر پخش شد؛ لازم بود چندین بار سعی شود تا روشن شود، در حالی که هواداران صبر می‌کردند. این فیلم هزاران سال را از دوران باستان تا روزگار مدرن در بر می‌گیرد. یکی از صحنه‌ها الهام گرفته از بخشی از حماسهٔ هندی «Ramayana» است، راجماولی گفت.

    «از کودکی بارها درباره ساخت یک پروژه رؤیایی به‌مانند «Mahabharata» فکر کرده‌ام. حتی هنگام آغاز این فیلم تصمیم گرفتم یک ستون اساسی از «Ramayana» را به‌کار ببرم»، کارگردان افزود.

    «ما به مدت ۶۰ روز فیلمبرداری کردیم. پژوهش به‌طور کامل انجام شد. هر روز یک چالش بود. هر بخش زیرمجموعه‌های خود را داشت و هر زیر بخش به تفکر تازه نیاز داشت — برنامه‌ریزی جدید، چالش‌های نو. پس از عبور از این مسیر، فکر می‌کنم این یکی از به‌یادماندنی‌ترین صحنه‌های فیلم‌هایم خواهد شد. و بدون شک برای فیلم‌های ماهش نیز — این صحنه به‌یادماندنی‌ترین خواهد بود. زیباتر از آنچه تصور می‌کنید خواهد بود و براق‌تر از آنچه می‌توانید تصور کنید»، او اضافه کرد.

    چندین صحنه در فیلم به‌صورت فرمت IMAX فیلمبرداری شده‌اند که برخی از آن‌ها بر روی صفحهٔ ال‌ای‌دی صد‌فوتی به نمایش درآمدند.

    چوپرا جوناس و سوکوماران نیز در این مراسم صحبت کردند.

    «این بزرگ‌ترین برند سینمای هند است که با نشان دادن جاه‌طلبی خود و تیم فنی و بازیگران تمام توان خود را به کار می‌گیرد تا به آن اوج که هدف دارد دست یابد»، سوکوماران گفت. «این بار اس.اس. راجماولی دوباره، سینمای هند را به جهان می‌برد؛ این‌بار بزرگ‌تر، امیدوار به بهتر شدن و بی‌شک جسورانه‌تر از همان پیشین».

    چوپرا جوناس افزود: «Rajamouli‑sir، من فقط می‌گویم شما واقعاً بینش‌داری هستید که سینمای هند را به‌گونه‌ای به جهان آورده‌اید که هیچ‌کس پیش از شما انجام نداده است».

    تشویق‌های پرسر و صدا به‌سوی ماهش بابو اختصاص یافت که گفت: «من همه را به‌فخر می‌آورم. مهم‌تر این است که کارگردانم را بیش از پیش خوشحال می‌کنم. تمام هند به ما افتخار خواهد کرد».

    پروژه تحت برند Sri Durga Arts و Showing Business تولید می‌شود. تهیه‌کنندگان شامل K.L. Narayana و S.S. Karthikeya هستند. برنامه‌ریزی برای اکران جهانی سینمایی در تابستان ۲۰۲۷ انجام شده است.

    تماشا کنید نخستین تصاویر «واراناسی» را در اینجا: