بلاگ

  • مامدانی ژست اس‌آر‌کی را به‌درستی اجرا می‌کند اما در آزمون بالی‌وود دچار اشتباه می‌شود

    مامدانی ژست اس‌آر‌کی را به‌درستی اجرا می‌کند اما در آزمون بالی‌وود دچار اشتباه می‌شود

    معاون منتخب شهر نیویورک، زرهن ممدانی، به‌تازگی دانش خود درباره بالی‌وود را آزمون کرد و نتایج برای پسر کارگردان میرا نایر چندان دلپذیر نبود.

    در حالی که او در بسیاری از سؤال‌ها دچار مشکل شد، بازتولید بی‌نقص ژست نمادین شاهرخ خان برای او امتیازهای اضافه‌ای به ارمغان آورد.

    در حضور برنامه «مهدی بی‌فیلتر»، ممدانی بازی حدس‌زدن آهنگ‌های بالی‌وودی را با موفقیت آغاز کرد؛ او به‌سرعت «چاییا چاییا» را از فیلم دل‌سِی به بازی شاهرخ خان و مانیشا کویرالا شناسایی کرد. اما این شتاب طولانی نماند.

    او نتوانست کلاسیک‌های دیگری همچون «It’s the Time to Disco» از فیلم Kal Ho Naa Ho و «Mehndi Laga Ke Rakhna» از Dilwale Dulhania Le Jayenge را تشخیص دهد.

    لحظه DDLJ (دِل‌والِ دُلهانی له جاینگه) با این حال به‌نوعی مفرح بود؛ او نتوانست نام آهنگ را بگوید، اما به‌دقت ژست معروف شاهرخ خان با دست‌های باز را اجرا کرد.

    او گفت می‌تواند تصور کند که شاهرخ خان از پله‌ها پایین می‌آید و همان حرکت شاخص خود را هنگام پخش آهنگ اجرا می‌کند.

    اگرچه او آهنگ را به‌درستی با DDLJ مرتبط کرد، اما نام آن را به یاد نیاورد.

    مجری حسن با شوخی او را وسوسه کرد و گفت ممدانی به‌جای پذیرش اینکه جواب را نمی‌داند، سعی می‌کند زمان را به تعویق بیندازد.

    ممدانی همیشه درباره علاقه‌اش به بالی‌وود صریح بوده است.

    در طول کمپین خود، او غالباً طعم بالی‌وود را به رویدادهایش می‌زد؛ حتی سخنرانی پیروزی‌اش را با پخش «Dhoom Machale» از فیلم Dhoom (سال ۲۰۰۴) به‌عنوان پس‌زمینه به پایان رساند.

    بیایید صادق باشیم، از وقتی که صدای «Dhoom Machale» از بلندگوهای جشن پیروزی @ZohranKMamdani به صدا درآمد، همه‌مان این سؤال را داشتیم که آیا معاون‌منتخب طرفدار موسیقی بالی‌وود است؛ بنابراین او را در این آزمون به‌چالش کشیدیم.

    ویدیو مصاحبه را ببینید: https://t.co/E01RVtPXKS pic.twitter.com/I5rzPoPmRc

    — زیتئو (@zeteo_news) ۲۷ نوامبر ۲۰۲۵

  • آمیر خان در IFFI 2025 به‌روزرسانی مهمی درباره مسیر شغلی‌اش ارائه داد: این ستاره بزرگ پس از تکمیل فیلم‌های جاری، بازگشت تمام‌وقت به بازیگری را تأیید کرد

    در آخرین Fireside Chat جشنواره IFFI 2025، این بازیگر دربارهٔ انتخاب‌های مبتنی بر حس درونی، ارتباطش با داستان‌سرایی، پروژه‌های پیش‌رو و تحول اساسی در مسیر حرفه‌ای‌اش گفتم.

    آمیر خان به‌روزرسانی مهمی درباره مسیر حرفه‌ای‌اش در IFFI 2025 ارائه می‌دهد: ستاره بزرگ بازگشت تمام‌وقت به بازیگری پس از تکمیل فیلم‌های جاری را تأیید می‌کند
    آمیر خان به‌روزرسانی مهمی درباره مسیر حرفه‌ای‌اش در IFFI 2025 ارائه می‌دهد: ستاره بزرگ بازگشت تمام‌وقت به بازیگری پس از تکمیل فیلم‌های جاری را تأیید می‌کند

    آمیر با مرور ریشه‌های عشق خود به داستان‌ها آغاز کرد و خاطرات قصه‌های مادربزرگش و جادوی هوامهل که در رادیو می‌شنید، را به یاد آورد؛ لحظاتی که او آن‌ها را عامل شکل‌گیری حس خلاقانه‌اش می‌داند. او گفت: «از دوران کودکی همیشه به داستان‌ها جذب شده‌ام. این داستان‌ها بخش عمده‌ای از طفولیت من را تشکیل می‌دادند و این شیفتگی تمام تصمیم‌هایم را به‌عنوان بازیگر راهنمایی کرده است».

    آنچه در جریان جلسه آشکار شد، باور آمیر به حس درونی نسبت به محاسبه‌گری بود. او گفت: «نمی‌توانم خودم را تکرار کنم. وقتی یک نوع فیلم خاص را انجام دادم، می‌خواهم به مرحلهٔ بعدی بروم. به دنبال داستان‌هایی می‌گردم که تازه، منحصر به‌فرد و از نظر خلاقیتی هیجان‌انگیز باشند». او با رد ایدهٔ فیلم‌سازی مبتنی بر روندها، افزود: «فیلم‌ها را صرفاً بر پایهٔ شور و اشتیاق احساسی‌ام نسبت به داستان انتخاب می‌کنم، حتی اگر کاملاً مخالف معیارهای معمول باشد».

    او دربارهٔ این که برخی از بزرگ‌ترین موفقیت‌هایش روزی خطرناک به‌نظر می‌رسیدند، تأمل کرد. او گفت: «بیشتر تصمیماتم از نظر صنعت غیرعملی بودند. وقتی فیلم لاگان را ساختیم، حتی جاوید صاب هم به ما توصیه کرد که این کار را نکنیم. به‌نزدیک‌ترین منطق، نباید به ستاره تبدیل می‌شدم — تمام قوانین را زیر پا گذاشتم. اما به‌نحوی این انتخاب‌های غیرمتعارف با مردم ارتباط برقرار کردند و من عمیقاً سپاسگزارم».

    آمیر شفاف‌سازی کرد که فیلم‌هایش با مضامین اجتماعی به‌طور طبیعی شکل گرفته‌اند. او گفت: «هرگز فیلمی را به این دلیل انتخاب نمی‌کنم که کدام موضوع اجتماعی را بعداً پردازش کنم. فقط به دنبال فیلم‌نامه‌هایی می‌گردم که مرا هیجان‌زده کنند. اگر یک فیلم‌نامهٔ عالی حاوی پیام اجتماعی باشد، این یک امتیاز است — نه نقطهٔ شروع». او ضمن تشکر از نویسندگان برای خلق جهان‌های Taare Zameen Par، 3 Idiots، Dangal و Laapataa Ladies اشاره کرد.

    در یکی از بزرگ‌ترین افشای‌های شب، آمیر تغییر حرفه‌ای اساسی را تأیید کرد. او گفت: «به‌محض اینکه برنامهٔ فعلی پروژه‌های تولیدی‌ام — Lahore 1947، Happy Patel و چند پروژهٔ دیگر — به پایان برسد، کار بر روی همهٔ آن‌ها در چند ماه آینده تکمیل می‌شود. پس از آن، تمرکز خود را کاملاً به بازیگری باز می‌گردانم و از تولید فاصله می‌گیرم». او ادامه داد: «از این پس، هر فیلم‌نامه‌ای که می‌شنوم تنها برای من به‌عنوان بازیگر خواهد بود. این یک تحول مهم است، اما زمان مناسب برای اختصاص کامل به بازیگری دوباره است».

    او همچنین اعلام کرد که در حال حاضر در حال دریافت فیلم‌نامه‌های جدید است. او گفت: «چندین فیلم‌نامه وجود دارد که من را هیجان‌زده کرده‌اند — دو یا سه تا به‌ویژه — اما هنوز در مرحلهٔ انتخاب هستم».

    آمیر به تمایل دیرینه‌اش برای کارگردانی اشاره کرد و افزود: «کارگردانی در واقع عشق بزرگ من است. فیلم‌سازی بیش از همه چیز باعث لذت من می‌شود… اما روزی که تصمیم آگاهانه‌ای برای ورود به کارگردانی بگیرم، احتمالاً بازیگری را کنار می‌گذارم، چرا که این کار تمام وجودم را فرا می‌گیرد. به همین دلیل تصمیم‌گیری دربارهٔ کارگردانی را تا حالا به تعویق انداختم».

    جلسه با تجلیل آمیر توسط آقای سانجی جاجو، منشی وزارت اطلاعات و پخش، به پایان رسید و این پایان به‌یادماندنی Fireside Chat نهایی IFFI 2025 را رقم زد.

    همچنین بخوانید: آمیر خان با یادآوری دارمندرا احساسات خود را نشان می‌دهد؛ فاش می‌کند که افسانهٔ مرحوم پیش از همه دیگران «Lahore 1947» را مشاهده کرده بود

  • سلمان خان پس از اینکه هم‌نشینان بیگ باس ۱۹ گاوراو خان را به‌دلیل بازی ایمن سرزنش کردند، بازی‌گری او را تحسین کرد: «دست بر سر برادر»

    توسط ریا شارما

    هم‌نشینان بیگ باس ۱۹ گاوراو خان را به‌دلیل دوچهرگی و بازی محاسبه‌گرانه و ایمن در خانه مورد انتقاد قرار دادند.

    این هفته، گاوراو خان با برنده شدن در مأموریت بلیت به فینال و تبدیل شدن به اولین نهایی‌نشین، ستارهٔ خانه شد. در حالی‌که هم‌نشینان احساس می‌کنند این بازیگر «از عقب بازی می‌کند»، سلمان خان شخصیت و بازی‌گری او را تحسین کرد.

    سلمان خان بازی‌گری گاوراو خان را در بیگ باس ۱۹ تحسین می‌کند.
    سلمان خان بازی‌گری گاوراو خان را در بیگ باس ۱۹ تحسین می‌کند.

    سلمان خان بازی‌گری گاوراو خان را تحسین کرد

    پیشنهاد جدید «ویک‌اند کا وار» نشان می‌دهد که سلمان خان از هم‌نشینان می‌پرسد که آیا گاوراو حتی پس از ۱۴ هفته به‌طور کامل باز نشده است و این یک نقطه ضعف برای برنامه است. تانیا گفت: «من می‌توانم دوچهرگی او را ببینم». آمال افزود که از آغاز بازی، گاوراو همواره با ذهنی بسیار محاسبه‌گر کار می‌کند.

    این پست را در اینستاگرام ببینید

    پست به‌اشتراک‌گذاری شده توسط JioHotstar Reality (@jiohotstarreality)

    فرحنا افزود که گاوراو همیشه سعی کرده با همه روابط خوبی داشته باشد، که نشان می‌دهد او بازی ایمن را انتخاب کرده است. دوست و هم‌مسابقهٔ گاوراو، پرنیت مور، نیز گفت: «او هنوز هم از عقب بازی می‌کند.»

    سلمان سپس گاوراو را تحسین کرد و گفت: «از روز اول، او همان بازی را می‌کرد؛ پس اکنون بازی اوست. اگر این شخصیت اوست، می‌خواهم به او تشویق کنم، و اگر این بازی است، دست بر سر برادر». گاوراو با تحسین سلمان به‌نظر می‌رسید که بسیار خوشحال است.

    پس از اینکه گاوراو در مأموریت بلیت به فینال برنده شد، دوستان او، اشنور کور و پرنیت مور، مشاهده شدند که به بازی ایمن او در خانه اشاره می‌کردند. پرنیت پرسید که گاوراو چگونه یک حرکت استادانه انجام داد و هر دو را در موقعیتی قرار داد که در چشم دیگر هم‌نشینان به‌عنوان افراد بد شناخته شدند، در حالی که او همچنان توانست رابطهٔ خوبی با همه حفظ کند.

    بیگ باس ۱۹ – ویک‌اند کا وار

    در این برنامهٔ «ویک‌اند کا وار»، سلمان خان و مادوری دیكسيت در صحنه باز می‌شوند. ویدیوهای این دیدار پیش از این شور و هیجان زیادی در اینترنت به وجود آورده‌اند و بسیاری خواستار «هم آپکے ہیں کون ۲» شدند. این آخرین «ویک‌اند کا وار» این فصل خواهد بود، چرا که برنامه قرار است در ۷ دسامبر به پایان برسد. این برنامه ساعت ۲۱:۰۰ بر روی JioHotstar و ساعت ۲۲:۳۰ بر روی Colors TV پخش می‌شود.

  • خواهر دیپیکا پادوکه‌ن، آنیشا پادوکه‌ن، قرار است با روهان اچاریا، برادرزن کاران دول و نوه‌پدربزرگ بایمال روی ازدواج کند؟ – گزارش‌ها

    خواهر دیپیکا پادوکه‌ن، آنیشا، قرار است با روهان اچاریا، نوه‌پدربزرگ بایمال روی و برادرزن کاران دول ازدواج کند. این زوج خصوصی منتظر اعلام رسمی هستند؛ دیپیکا و رانویر او را در شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنند. روهان کسب‌وکار مسافرتی در دبی را همراه با پدرش اداره می‌کند. مادرشان، چیمو، شرکت رویدادهای خود را با برگزاری کنسرتی به‌همراه عامر خان راه‌اندازی کرد.

    خواهر دیپیکا پادوکه‌ن، آنیشا پادوکه‌ن، قرار است با روهان اچاریا، برادرزن کاران دول و نوه‌پدربزرگ بایمال روی ازدواج کند؟ - گزارش‌ها
    خواهر دیپیکا پادوکه‌ن، آنیشا، قرار است با روهان اچاریا، نوه‌پدربزرگ بایمال روی و برادرزن کاران دول ازدواج کند. این زوج خصوصی منتظر اعلام رسمی هستند؛ دیپیکا و رانویر او را در شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنند. روهان کسب‌وکار مسافرتی در دبی را با پدرش اداره می‌کند. مادرش، چیمو، شرکت رویدادهای خود را با برگزاری کنسرتی به‌همراه عامر خان راه‌اندازی کرد.

    آنیشا پادوکه‌ن، خواهر کوچکتر دیپیکا پادوکه‌ن، آماده است تا همراه با شریک زندگی طولانی‌مدتش، روهان اچاریا، به مسیر عروسیت قدم بگذارد. روهان از خانواده‌ای مشهور در دنیای سینما می‌آید؛ او نوه‌پدربزرگ کارگردان افسانه‌ای بایمال روی است و برادر دری‌شا اچاریا، که با کاران دول، پسر بازیگر سانی دول، ازدواج کرده است.

    اعلامیه عروسی منتظر است

    طبق گزارش دکن کرونیکل، خانواده اچاریا اعلام کردند که اگرچه پادوکه‌ن‌ها هنوز اطلاعیه‌ای رسمی نداده‌اند، اما انتظار می‌رود به‌زودی این‌کار انجام شود. آنیشا و روهان پیوندی طولانی‌مدت دارند اما همواره از ظاهر شدن در رسانه‌ها خودداری کرده و رابطه خود را دور از نگاه عمومی نگه داشته‌اند. جالب این‌که دیپیکا و رانویر سینگ هر دو روهان را در اینستاگرام دنبال می‌کنند. با اشتیاقی که در هوا احساس می‌شود، گزارش‌ها می‌گویند ممکن است رانویر سینگ نقش دلبر را در این دو ایفا کرده باشد. گفته می‌شود که والدین رانویر و سومت اچاریا مدت‌هاست که یکدیگر را می‌شناسند. حتی پس از ملاقات، این زوج مشتاق بلافاصله ارتباطی عمیق و جذاب پیدا کردند.

    در گزارش دکن کرونیکل آمده است: «رانویر سینگ می‌تواند نقش دلبر را ایفا کرده باشد»، منبع اظهار داشت. «والدین رانویر و سومت اچاریا بسیار صمیمی هستند. این یک خانواده بی‌نظیر است و آنیشا و روهان به‌طور طبیعی با هم هماهنگ شدند زیرا در چندین گردهمایی با یکدیگر ملاقات کردند.»

    پروفایل‌های آنیشا پادوکه‌ن و روهان اچاریا

    آنیشا پادوکه‌ن یک گلف‌باز حرفه‌ای است و همچنین ریاست بنیاد Live Love Laugh را بر عهده دارد؛ ابتکاری که توسط خواهرش دیپیکا پادوکه‌ن راه‌اندازی شده است. روهان یک کارآفرین مستقر در دبی است. او فرزند چیمو و سومت اچاریا بوده و همراه با پدرش در مدیریت شرکت خانوادگی مسافرتی فعالیت می‌کند. آنیشا در بنگلور همراه با والدینش، پراکش و اوجالا پادوکه‌ن، اقامت دارد.

    مادر روهان اچاریا، چیمو اچاریا

    مادر روهان، چیمو اچاریا، که پیش از این مدیر بازاریابی یک شرکت مشهور بود، در سال ۲۰۰۲ به مسیر کارآفرینی گام نهاد و شرکت رویدادهای خود را راه‌اندازی کرد؛ اولین رویداد بزرگ آن کنسرتی بود که با حضور ستاره بالیوود عامر خان برگزار شد.

  • رادیوهد رکورد حضور متالیکا در O2 لندن را شکست

    باند افسانه‌ای بریتانیایی با چهار کنسرت تمام‌فروشی این ماه به تاریخ پیوست.

    تام یورک
    اولین کنسرت‌های رادیوهد در بریتانیا پس از هفت سال، رکوردی که پیش از آن توسط متالیکا به ثبت رسید را شکست (Getty Images)

    هفته گذشته، رادیوهد چهار کنسرت تمام‌فروشی در آرنای O2 لندن برگزار کرد — و این اجراها در نهایت رکورد حضور را که در سال ۲۰۱۷ توسط متالیکا در همین مکان ثبت شده بود، شکسته‌اند. گروه در تاریخ‌های ۲۱، ۲۲، ۲۴ و ۲۵ نوامبر در O2 اجرا کرد و هر نمایش حداقل ۲۲٬۲۰۰ نفر هوادار داشت؛ در شب آخر تعداد حضور به ۲۲٬۳۵۵ نفر رسید.

    «این چهار شب رکوردشکن گذشته در تاریخ این سالن ثبت خواهد شد؛ رادیوهد هر شب رکورد حضور را می‌شکند»، کریستین داکونا، مدیر ارشد برنامه‌ریزی O2، در بیانیه‌ای گفت. «ما می‌دانستیم این کنسرت‌های اختصاصی چقدر ویژه خواهند بود و از باند برای آوردن این نمایش‌ها به O2 بسیار سپاسگزاریم. میزبانی از آن‌ها برای ما افتخار واقعی بود و هر شب فهرست‌های متفاوتی از آثار شگفت‌انگیز خود را اجرا کردند. این کنسرت‌ها برای سال‌ها به یاد خواهند ماند.»

    رادیوهد اوایل این ماه، با یک سری تاریخ‌های تور در بریتانیا و اروپا، از مادرید آغاز کرد. اولین تور این باند پس از هفت سال، همزمان با سی‌امین سالگرد دومین آلبومشان، The Bends، برگزار می‌شود. فهرست‌های غیرقابل پیش‌بینی شامل بسیاری از آهنگ‌هایی است که سال‌ها اجرایشان نکرده‌اند؛ مانند قطعهٔ Amnesiac به نام «Like Spinning Plates» که در آخرین کنسرت لندن اجرا شد.

    ماه آینده، آنها تور را با چهار تاریخ در کپنهاگ و سپس چهار تاریخ در برلین به پایان می‌رسانند. هنوز برنامه تور برای سال ۲۰۲۶ اعلام نشده و همچنین مشخص نیست که آیا به‌زودی به آمریکای شمالی بازخواهند گشت.

  • کوئنتین تارانتینو هرگز فکر نمی‌کرد که فصل گمشدهٔ «کِل بِیل» ساخته شود — تا وقتی که فورتنایت وارد صحنه شد: «سناریو را برایشان فرستادم» و آنها گفتند: «بیایید این کار را انجام بدهیم»

    فورتنایت کِل بِیل
    اپیک گیمز/فورتنایت

    رویای دو دهه‌سالی در نهایت برای کارگردان کوئنتین تارانتینو به حقیقت می‌پیوندد. فصل «کِل بِیل» که به نام «انتقام یوکی» شناخته می‌شود، در فورتنایت به زندگی می‌آید.

    این انیمیشن کوتاه همچنین به‌عنوان بخشی از برنامهٔ نمایشگاهی محدود و اختصاصی از «کِل بِیل: ماجرای کامل خونین» بر پردهٔ سینما می‌پیوندد.

    «فصل گمشده: انتقام یوکی» اثر تارانتینو به بازیگر اصلی اوما تورمن، که دوباره نقش «عروس» را ایفا می‌کند، می‌پردازد و هشت دقیقه طول می‌کشد. تارانتینو و تورمن با موتور Unreal Engine شرکت اپیک گیمز کار کردند و از فناوری ضبط حرکات برای انتقال اجرا به بستر بازی استفاده کردند.

    در زمان حضور در تئاتر ویستا لس‌آنجلس، در یک رویداد ویژهٔ راه‌اندازی، تارانتینو توضیح داد که چگونه فورتنایت و اپیک گیمز ترکیبی کامل برای «فصل گمشده: انتقام یوکی» شدند.

    او گفت: «آن‌ها با من جمع شدند تا دربارهٔ وضعیتی صحبت کنند که شخصیت‌های من و فورتنایت کاری جالب می‌کردند. پس من به جلسه آمدم و فکر می‌کردم فقط دربارهٔ این موضوع صحبت می‌کنیم که می‌خواهند شخصیت‌ها را مجوز بدهند و ایده‌های من را برای کاری سرگرم‌کننده بپرسند.»

    از آنجا که مسئولان اپیک گیمز ایده‌های دیگری داشتند، به‌جای صدور مجوز برای شخصیت‌های او، می‌خواستند بپرسند آیا وی مطلبی در حدود هشت تا دوازده دقیقه دارد که برای اهداف ما مناسب باشد و شخصیت‌های نمادین‌تان در آن به‌خوبی حضور داشته باشند.

    او فیلمنامه را ارسال کرد. تارانتینو گفت: «در واقع فکر می‌کردم شاید این فرصت برای خلق محتوای جدید از دست رفته باشد. اشتباه بودم.» او افزود: «وقتی پیش‌نویس نخستین فیلمنامه را نوشتم، فصلی گمشده بود که صادقانه بگویم، من فکر نمی‌کردم بتوانیم آن را اجرایی کنیم. و یوکی برای بیش از ۲۰ سال، تصوری در ذهن من بود.»

    تصاویر گی‌تی برای اپیک گیمز

    تورمن با حضور در کنار تارانتینو برای توضیح این‌که فناوری ضبط حرکات چگونه به او کمک کرد تا «عروس» را به فورتنایت آورد، مخاطبان را شگفت‌زده کرد.

    تکنولوژی موتور Unreal Engine شخصیت‌ها را به‌صورت لحظه‌ای رندر می‌کند. در هنگام ضبط اجراها، می‌تواند حالات و بیان‌های مختلف را آزمایش کند و بهترین اثر را انتخاب نماید. برای صداگذاری، تیم از داده‌های چهرهٔ بازیگران استفاده کرد تا انیمیشن‌ها را تقویت کند.

    تورمن گفت: «عکس‌برداری با دوربین روی سر چه تجربهٔ نوینی است، اما من کاملاً آن را فراموش کرده‌ام؛ فقط در لحظات صحنه‌هایی که می‌ساختیم زندگی می‌کردم.»

    در مورد این روش جدید برای ارائهٔ «کِل بِیل» به مخاطبان و روایت داستان انتقام یوکی، تورمن گفت که این کار برایش جذاب است. او افزود: «این یک مخاطب جدید برای فیلم است.» سپس ادامه داد: «واقعا تأثیرگذار است. بی‌نهایت عالی است و فکر می‌کنم این سرنوشت آن است.»

    تصاویر گی‌تی برای اپیک گیمز

    شرکت Lionsgate، «ماجرای کامل خونین» تارانتینو، نسخهٔ چهار ساعته (۲۸۱ دقیقه به‌همراه فاصلۀ ۱۵ دقیقه‌ای) که «کِل بِیل جلد ۱» و «کِل بِیل جلد ۲» را در یک اثر ترکیب می‌کند، را در تاریخ ۵ دسامبر به‌صورت سینمایی عرضه می‌کند.

    تورمن در نقش «عروس» بازی می‌کند؛ او پس از آن‌که رئیس و معشوق پیشینش، بیل، تمرین عروسی‌اش را به‌صورت ناگهانی حمله کرد، سرش را شلیک کرد و فرزند در‑حام او را ربود، برای انتقام باید ابتدا چهار عضو باقی‌مانده از «گروه ترور مار سمی» را شکار کند و سپس با خود بیل مواجه شود.


    در «ماجرای کامل خونین» بازیگرانی چون لوسی لیو، ویویکا ای. فاکس، مایکل مادن، دارل هانا، گوردون لیو، مایکل پارکس و دیوید کارادین در نقش بیل حضور دارند. این فیلم توسط لورنس بندِر تولید شده، توسط تارانتینو نگاشته و کارگردانی شده و بر پایهٔ شخصیت «عروس» که توسط Q&U (کوئنتین و اوما) خلق شده، بنا شده است.

    در این همکاری، تارانتینو گفت: «من می‌خواهم هر دو طرف، هواداران «کِل بِیل» و هواداران فورتنایت، کاملاً خوشحال شوند.»

  • کوئنتین تارانتینو فاش می‌کند چرا برای همکاری با فوریتن فصل گمشده‌ای از «کِل بِل» را احیا کرده است

    فیلمساز مشهور همراه با اومه ترمن و مجری شون فنسِی در تئاتر ویستا لس آنجلس برای اکران «فصل گمشده: انتقام یوکی» حضور یافت و دربارهٔ چگونگی به‌هم‌پیوند این پروژه صحبت کرد.

    کوئنتین تارانتینو و اومه ترمن در برنامه «فوریتن اکنون پخش» در تئاتر ویستای لس آنجلس در ۱۹ نوامبر ۲۰۲۵ حضور یافتند.
    کوئنتین تارانتینو و اومه ترمن در برنامه «فوریتن اکنون پخش» در تئاتر ویستای لس آنجلس در ۱۹ نوامبر ۲۰۲۵ حضور یافتند.(عکس توسط فرزر هریسون/گتی ایمیجز برای اپیک گیمز)

    هنگامی که کوئنتین تارانتینو جلسه‌ای با فوریتن برگزار کرد، تصور می‌کرد این همکاری چطور پیش خواهد رفت.

    “من در جلسه حاضر شدم، با این تصور که آن‌ها می‌خواهند شخصیت‌ها را لایسنس کنند و به دنبال ایده‌های من برای یافتن یک فعالیت سرگرم‌کننده هستند,” تارانتینو در جلوی جمعیتی پرشمار که برای برنامه ویژه Fortnite Now Playing در تئاتر ویستای خود در لس آنجلس در ۱۹ نوامبر گرد هم آمده بودند، توضیح داد. “اما نه، آن‌ها هدف دیگری در سر داشتند.”

    آن چیز دیگر: “آنها به‌طور بی‌نیتی از من پرسیدند، ‘آیا چیزی با حدود هشت تا دوازده دقیقه طول دارید که برای اهداف ما مناسب باشد؟’ سپس نگفتند، ‘می‌توانید مطمئن شوید که شخصیت‌های نمادین شما درون آن جای می‌گیرند؟’ اما این مفهوم واضح بود.”

    به نفع تیم فوریتن، فیلمساز به‌طور اتفاقی چیزی داشت که در عمق پیش‌نویس اولیهٔ کِل بِل دفن شده بود و ممکن است دقیقاً همان چیزی باشد که آن‌ها برای راه‌اندازی فصل جدیدی از این فرنچایز بازی ویدئویی بزرگ به‌دنبال آن بودند. این پروژه که تحت عنوان فصل گمشده: انتقام یوکی شناخته می‌شود، از فیلمنامه اصلی که تارانتینو هرگز به تصویر نکشید، استخراج شد؛ چون همان‌طور که او توضیح داد: «نمی‌توانستیم آن را بسازیم؛ خیلی دیوانه‌وار بود و اکشن آن بیش از حد بود». (برای مقایسه، کِل بِل: جلد ۱ و جلد ۲ مجموعاً چهار ساعت و چهل و یک دقیقه زمان دارند.)

    انتقام یوکی روایتگر یوکی، خواهر دوقلوی گوگو یوباری است که برای انتقام از مرگ خواهرش به‌دنبال «عروس» (The Bride) که توسط اومه ترمن ایفای نقش می‌کند، می‌دود. گوگو، نگهبان او‑رن ایشیی که توسط لوسی لیو به تصویر کشیده شد، همراه با ۸۸ دیوانه و او‑رن در یکسری صحنه‌های خونین از جلد ۱ به قتل رسید. تارانتینو پیش‌نویس را از نو مرور کرد، به فوریتن ارسال کرد و گفت: «و آن‌ها گفتند: ‘بیایید این کار را انجام دهیم.’ و اینجا هستیم.»

    در تئاتر ویستا، تارانتینو به همراه اومه ترمن، که نقش «عروس» را برای انتقام یوکی بازآفرینی کرد، و شون فنسِی، سرپرست محتوا در The Ringer و میزبان پادکست The Big Picture، که میانه‌روی گفتگو را بر عهده داشت و کلیپ‌های مختلفی را معرفی کرد، حضور یافتند. جمعیت از طرفداران فوریتن، خبرنگاران، اینفلوئنسرها و افراد ویژه (از جمله فیلمساز ایلی راث) تشکیل شده بود.

    شون فنسِی از ترمن پرسید که حس بازگرداندن شخصیت نمادین خود برای این انیمیشن کوتاه چگونه است؛ کاری که بیش از صرف صدای او می‌خواست، چون او صحنه‌ها را با کمک فناوری ضبط حرکات (موشن‌کپچر) نیز اجرا کرد. “فکر می‌کردم خیلی جالب است. منظورم این است که این یک مخاطب کاملاً جدید برای فیلم است.” او افزود و گفت: “ما زندگی فوق‌العاده‌ای در فیلم‌ها با هم داشتیم، برخی از بهترین تجربه‌های ممکن. جرأت می‌کنم بگویم که هیچ‌کس تجربه‌ای شگفت‌انگیزتر از آنچه من با این مرد داشته‌ام، ندارد.”

    تارانتینو، که انتقام یوکی را کارگردانی و صدای بیل را به عهده داشت، گفت که از «میزان عظیم تقاطع» بین هواداران فوریتن و کِل بِل خوشحال است. “فکر می‌کنم این یک روش بسیار خوب برای راه‌اندازی فصل جدید است.” او افزود: “این یک فصل گمشده است که همیشه می‌خواستم به نور روز برسانم.”

    به‌کمک Unreal Engine شرکت Epic Games، فصل گمشده: انتقام یوکی در فوریتن در تاریخ ۳۰ نوامبر ساعت ۲ بعدازظهر به وقت شرق (ET) به‌عنوان اولین نمایش می‌آید. طرفداران همچنین می‌توانند این اثر را بر پردهٔ بزرگ همراه با کِل بِل: The Whole Bloody Affair تماشا کنند؛ یک نمایش سینمایی اختصاصی که جلد ۱ و جلد ۲ را به‌طرزی ترکیب می‌کند که تارانتینو از ابتدا قصد داشت به نمایش بگذارد. این نمایش در تئاترهای شرکت‌کننده در ایالات‌متحده، کانادا و بریتانیا در تاریخ ۵ دسامبر رونمایی می‌شود.

  • باکس‌آفیس: «زووتوپیا ۲» پیش‌نمایش‌ها را به ۱۰ میلیون دلار می‌رساند، دومین شروع بزرگ برای انیمیشن دیزنی

    زووتوپیا ۲
    دیزنی

    «زووتوپیا ۲» به سرعت در مسیر رقابت باکس‌آفیس پیش می‌رود.

    دنبالهٔ انیمیشنی دیزنی دربارهٔ حیوانات انسان‌نما، در پیش‌نمایش‌های روز سه‌شنبه ۱۰٫۲ میلیون دلار درآمد داشت. این فروش بلیت‌ها دومین بزرگ‌ترین شروع پیش‌نمایشی برای استودیوی انیمیشن والت دیزنی است؛ پس از «مویانا ۲» (۱۳٫۸ میلیون دلار) و پیش از «فروزن ۲» (۸٫۵ میلیون دلار). «زووتوپیا ۲» رسماً روز چهارشنبه به نمایش می‌رسد و هدف دارد در طول آخر هفتهٔ تعطیلات شکرگزاری بین ۱۲۵ تا ۱۵۰ میلیون دلار جمع‌آوری کند.

    اگرچه «زووتوپیا ۲» یکی از بهترین آغازها برای انتشار در زمان شکرگزاری خواهد بود، این کمدی پلیس‌دوست باید توقعات را بشکند تا رکوردی را که «مویانا ۲» در سال ۲۰۲۴ با ۱۳۹ میلیون دلار در آخر هفتهٔ معمولی و ۲۲۵ میلیون دلار در طول پنج روز به دست آورد، پیشی بگیرد. دیگر جمع‌آوری‌های برتر برای این تعطیلات شامل دنبالهٔ دیزنی سال ۲۰۱۹ «فروزن ۲» (۱۲۵ میلیون دلار در پنج روز) و فیلم سال ۲۰۱۳ «بازی‌های گرسنگی: گرفتن آتش» (۱۰۹ میلیون دلار در پنج روز) می‌شود.

    دومین «زووتوپیا» آمادهٔ تسلط بر باکس‌آفیس بین‌المللی است؛ پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد در طول آخر هفته بین ۱۳۵ تا ۱۴۵ میلیون دلار جمع‌آوری خواهد کرد. این فیلم روز چهارشنبه در چین و کره به نتایج چشمگیری دست یافت. در چین، «زووتوپیا ۲» با ۳۳٫۷ میلیون دلار، دهمین بازدهی روز اول بزرگ‌ترین برای یک فیلم آمریکایی به دست آورد. انتظار می‌رود این یکی از معدود آثار هالیوودی باشد که پس از دوره کووید توانسته است در بازار سینمای چین محبوب باشد (این انیمیشن پس از افتتاح «سرزمین زووتوپیا» در پارک دیزنی‌لند شانگهای در سال ۲۰۲۳، در چین بسیار محبوب شد). در کره، این فیلم با ۱٫۷ میلیون دلار، پنجمین شروع انیمیشن برتر در کشور را به دست آورد.

    «زووتوپیا ۲» از چند عامل بهره‌مند می‌شود؛ از جمله نظرات عالی، تبلیغات دهان‌به‌دهن، و تقاضای سرکوب‌شده برای سرگرمی‌های مناسب کودکان. (از ماه آگوست تا کنون فیلم انیمیشنی متمرکز بر خانواده‌ای مانند «The Bad Guys ۲» منتشر نشده است.) بر پایهٔ پیش‌بینی‌ها، «زووتوپیا ۲» بزرگ‌ترین آغاز برای یک فیلم انیمیشنی از زمان «مویانا ۲» در نوامبر گذشته خواهد بود. «زووتوپیا» اصلی که در مارس ۲۰۱۶ به نمایش گذاشت، ابتدا ۷۵ میلیون دلار در بازار داخلی جمع‌آوری کرد و سپس به یک پدیده عظیم با ۳۴۱ میلیون دلار در آمریکای شمالی و ۱٫۰۲ میلیارد دلار در سطح جهان تبدیل شد.

    به کارگردانی جارد بش و بایرون هاوارد، «زووتوپیا ۲» — که به دنیایی که حیوانات انسان‌نما در آن زندگی می‌کنند — بازمی‌گردد — داستان یک افسر پلیس خرگوش و یک روباه کلاهبردار را دنبال می‌کند که برای تعقیب یک ساکن جدید و مرموز رپتیل، دوباره تیم می‌سازند. ورایتی سرنقد فیلم، پیتر دبروژ، «زووتوپیا ۲» را «جانشین شایسته‌ای» نامید و افزود که «ارزش سومین لایه به‌عنوان نقد اجتماعی، این فرنچایز را به‌طور بی‌نیازوارده می‌کند.»

    در بخش دیگری از باکس‌آفیس داخلی، «ویکد: برای همیشه» با ۱۵٫۷ میلیون دلار از ۴,۱۱۵ مکان در روز سه‌شنبه تسلط یافت. این موزیکال بزرگ‌بودجهٔ یونیورسال پس از پنج روز عرضه، ۱۷۷ میلیون دلار در آمریکای شمالی و ۲۵۰ میلیون دلار در سطح جهان به دست آورده است. این فیلم که نیمهٔ دوم پدیدهٔ برادوی را روایت می‌کند، پیش‌بینی می‌شود حداقل ۸۰ میلیون دلار در طول آخر‌هفتهٔ سه‌روزه اضافه کند و بیش از ۱۰۰ میلیون دلار بین چهارشنبه تا یکشنبه به دست آورد. همراه با هم، «ویکد: برای همیشه» و «زووتوپیا ۲» برای سینماها دلایلی زیاد برای سپاسگزاری فراهم می‌کنند.

  • فصل بعدی لوئیس سی.کی.

    لوئیس سی.کی. روی صحنه.
    عکس توسط مایکل لوکیسانو / گتی

    در یک ویژه‌نمایش استند‑آپ جدید و رمان نخستین، این کمدین مسیر مبهم پس از #MeToo را می‌پیماید: نه کاملاً تبعید، نه کاملاً خوش‌آمدگویی دوباره.

    در حال خواندن دفترچه‌نقّاد هستید؛ ستون آخر هفتهٔ ما که به جذاب‌ترین لحظات زمان‌روح فرهنگی می‌پردازد.

    لوئیس س.کی. پنجاه‌وهشت سال دارد و موهای سرخ‌اش که روزی داشت، اکنون عمدتاً خاکستری است. پس از این‌که در اوج شهرتش، حدود سال ۲۰۱۷، با پوشیدن کت و شلوار روی صحنه آزمایش کرد، س.کی. به پوشیدن راحت و در عین حال نامتوازن بازگشت. مانند همسالان نسل X‌اش؛ کریس راک و بیل بور؛ استند‑آپ او اکنون بر این واقعیت تمرکز دارد که پیر می‌شود. اما برخلاف دیگران، به نظر می‌رسد از این وضعیت لذت می‌برد؛ او مدتها منتظر این بوده است. «در دوران پیرتر، چیزهای متفاوتی را ارزش می‌گذاری»، او در نمایش تور جدیدش به نام «Ridiculous» که در تئاتر بیکن در نیویورک اجرا کرد، گفت. یکی از این چیزها خرید سینه‌ مرغ بدون استخوان و پوست، باز کردن بسته و یافتن یک پد جذب‌کنندهٔ آب گوشت داخل آن است. «من به‌شدت این پد را دوست دارم»، س.کی. گفت، «چون همیشه فراموش می‌کنم که آن را می‌بینم. هر بار که می‌بینم، مثل: اوه، آره، چه‌چیزی! این من را بیدار می‌کند. یعنی اثبات این است که واقعاً اینجا هستم.» لذت‌های جزئی دیگری هم وجود دارد، مثل هوای خراب. («من آن‌قدر زندگی کرده‌ام که دیگر به یک روز آفتابی اهمیتی نمی‌دهم.») به‌تازگی تجربه شفابخشی داشت که پدرش را به یک خانه سالمندان منتقل کرد. («می‌دونی این مکان چه کاری انجام می‌دهد؟ می‌دونی که آن‌ها چه کار می‌کنند؟ به آن‌ها پول می‌دهید. و آن‌ها پدر تو را می‌گیرند.») او از دوستی با زنانی هم‌سنش لذت می‌برد؛ درباره زندگی‌شان گفت‌وگو جالب است. («هیچ‌کسی پنجاه‌وهشت ساله به‌صورت مجرد، بدون یک زندگی وحشت‌ناک، ندارید؛ و شما هر روز از این موضوع می‌شنوید. این بهترین است.») علاوه بر این، افراد بیست‌سالگی عملاً گونه‌ای متفاوت هستند، به همین دلیل نشریه‌ای مثل Barely Legal این‌قدر ناخوشایند است. («مجله می‌گوید اگر این را می‌خوانید، پدوفیل نیستید— شما به‌صورت‌حرفی پدوفیل نیستید— اما به‌خیلی نزدیکید.»)

    کمدی س.کی. همواره به‌صورت تحریک‌آمیز اخلاق‌گرایانه بوده است؛ او مرزهای خاصی را می‌کشد تا بتواند به‌راحتی دیگران را زیر پا بگذارد. در کارهایش معمول است که مسیرهای دور و طولانی و حتی توهین‌آمیز را برای رسیدن به نتیجهٔ درست انتخاب کند، یا برعکس. (««شغلی شرافتمندتر از معلم مدرسه‌ عمومی وجود ندارد»، او در سال ۲۰۱۷ گفت و تشویق و تشویق‌ها را برانگیخت. «لطفاً این کار را نکنید. شما خوشحال نخواهید شد از جایی که می‌روید»، او ادامه داد، پیش از اینکه بگوید این شغل فجیع است و افرادی که تصمیم به انجام آن می‌گیرند «بدترین آدم‌های ناکام» هستند.») در جهان اخلاقی لوئیس س.کی. سقط‌جنین می‌تواند به معنای قتل نوزاد باشد، اما به زنان نیز باید اجازه داده شود نوزادان را بکشند. این فضایی است که بزرگ‌ترین دستاورد هر نسل، مردن است؛ جایی که باخطرترین کاری که می‌توانید انجام دهید، بازخوانی ایمیلی است که قبلاً فرستاده‌اید یا خریدن یک سیینابون در فرودگاه؛ جایی که گفتن «کلمه N» توهین‌آورتر از گفتن خود کلمه N است. ممکن است با تمام جنبه‌های این سیستم موافق نباشید، اما وجود خود آن به‌گونه‌ای آرامش‌بخش است. قوانین قوانین — قوانینی که س.کی. خود به‌طور مستمر در معرض نقض آن‌ها قرار می‌گیرد، اغلب با تبدیل شدن به اسیر هرزه‌گری‌های جنسی‌اش، که منجر به احساس عمیق خود‌نفرت می‌شود که تقریباً در هر شوخی‌اش پایه‌گذاری شده است. «من باورهای زیادی دارم، اما هیچ‌یک را اجرا نمی‌کنم»، او در سال ۲۰۱۱ گفت. «آن‌ها به من حس خوبی دربارهٔ این که چه کسی هستم می‌دهند. اما اگر در مسیر چیزهایی که می‌خواهم یا می‌خواهم خودارضایی کنم یا چیز دیگری مانع شوند، من حتماً این کار را می‌کنم.»

    در سال ۲۰۱۷، پنج زن س.کی. را متهم کردند که بدون رضایت آن‌ها در مقابلشان یا حین صحبت تلفنی به خودارضایی می‌پردازد و او پس از آن تصدیق کرد که این اتهامات حقیقت دارند. این افشاگری‌ها کمدی او—و تمام جهان اخلاقی س.کی. را در نور مبهمی جدید قرار داد. در برخی موارد او پیش از نشان دادن خود، رضایت طلبیده بود و ظاهراً فکر می‌کرد که این رضایت را دریافت کرده است. بسیاری از این زنان خود هم کمدین بودند یا به‌طور حرفه‌ای با او کار می‌کردند و احساس می‌کردند نمی‌توانند «نه» بگویند یا فکر می‌کردند او در حال شوخی است. «به خود گفتم کاری که کردم، درست است چون هرگز بدون پرسیدن، آلت‌جنسی‌ام را به زنی نشان نداده‌ام»، س.کی. در بیانیهٔ عمومی خود در آن سال نوشت. «اما آنچه بعداً در زندگی آموختم، خیلی دیر، این است که وقتی بر کسی قدرت دارید، درخواست از او برای نگاه کردن به آلت‌تان سوال نیست؛ بلکه برای او معضل است.»

    این روزها س.کی. موقعیتی عجیب در فرهنگ دارد. او در وضعیت تعلیق و عدم قطعیت (لغو) قرار دارد، به‌همراه افرادی چون کریس براون و اندرو کومو. س.کی. آنقدر لغو نشده که نتواند چند نمایش تمام‌فروخته‌اش را در بیکن اجرا کند، اما به‌اندازه‌ای لغو شده است که اگر بلیت آن را بگیرید، شاید نخواهید به همکارانتان بگویید. او به‌اندازه‌ای لغو است که اگر نمایش یکی از قوی‌ترین برنامه‌های استند‑آپ او در چند سال اخیر باشد، می‌توانید درباره‌اش بنویسید، اما بدون اشاره به رسوایی‌اش نمی‌توانید.

    بازگشت‌ها برای برخی دشوارتر از دیگران است. حتی در اوج دوران #MeToo، ما تصمیم گرفتیم برخی افراد کاندید برای بازسازی نهایی هستند و سپس آن‌ها را برای آینده کنار بگذاریم، مانند کارهای ناتمام. اما هنوز دقیقاً متوجه نشده‌ایم که فرآیند بازگشت چطور باید باشد. عذرخواهی عمومی الزامی است. سپس آن شخص باید برای مدتی دور باشد. (ما تصور می‌کنیم که شخص لغو شده در زیرزمینی سخت‌زندگی می‌کند، به سبک “Bugonia”، در حالی که احتمالاً در یک جزیرهٔ خصوصی با مرکز یوگا‑سلامت یا حتی در نیوهمپشایر است.) در این مدت شاید بخواهد نوعی درمان—مشاوره، توانبخشی—را دریافت کند. سپس، پس از این‌که ما از وجودش فراموش کردیم، باید به ما کار بزرگی ارائه دهد، با کانال‌سازی بدترین کارهایش، گناه و شرمساری فراوان و وضوح جدیدش را به بهترین محتوایی که تا به‌حال ساخته است تبدیل کند.

    شاید این همان جایی باشد که س.کی. اشتباه کرد. پس از یک تبعید نه‌ماهه، او دوباره در کلوپ‌های استند‑آپ نیویورک و سپس در اروپا اجرا کرد. در سال ۲۰۲۰، ویژه‌ای با نام “Sincerely Louis C.K.” را خودمالی تولید کرد که در آن برای اولین بار علنی به تخلفات خود روی صحنه پرداخته بود، اما نتوانست به‑گونه‌ای عمل کند که عنوان ویژه را برآورده سازد. او گفت: «بسیار چیزها یاد گرفتم. یاد گرفتم چطور در رستورانی تنها غذا بخورم وقتی مردم از سمت دیگر سالن به من اشارهٔ وسطی می‌کنند.» بعدها توضیح داد: «من خودارضایی را دوست دارم. تنها بودن را دوست ندارم.» او افزوده شد: «من در این هم خوبم. اگر در تعادل‌پذیری مهارت داشته باشید، آن را در تاریکی تنهایی انجام نمی‌دهید.»

    یک سال بعد، س.کی. ویژه‌ای به نام “Sorry” ضبط کرد — ظاهراً پاسخی به انتقادی بود که او در عذرخواهی عمومی‌اش از واژه “remorseful” و “regret” استفاده کرده بود، نه کلمه “Sorry”. این عصبانیت به خود ویژه منتقل شد؛ در حالی که این برنامه اصلاً به وضعیت اشاره‌ای نکرد — یک شوخی متا — اما شامل برخی از بهترین کمدی‌های س.کی. تا کنون بود، از جمله بحث دربارهٔ خبری از زنی چاق که برای دریافت MRI مجبور به رفتن به باغ‌وحش شد و یک بازنویسی طولانی از صحنهٔ “How ’bout them apples?” در فیلم “Good Will Hunting.”

    این س.کی. در بهترین دوران خود است. بخش‌های ضعیف‌تر “Ridiculous” در واقع جملات یک‌بارهٔ زشت هستند: س.کی. ظاهراً نمی‌تواند دربارهٔ یک کودک صحبت کند بدون اینکه درون شوخی دربارهٔ پدوفیلی قرار دهد؛ او عادت دارد مادر مرحومش را یاد کند و سپس جنسی‌سازی کند. اگرچه برخی از منتقدان اشاره کرده‌اند که اکنون خندیدن به این نوع شوخی‌ها دشوارتر شده، زیرا به اعتماد مخاطب به این که س.کی. واقعاً آدم خزنده‌ای نیست، وابسته است؛ حتی بیننده‌های خوش‌خطر ممکن است این بخش‌ها را خسته‌کننده بیابند. آنها تنبل‌اند. این مثل پوشیدن کت و شلوار و سپس ترکیب آن با کراکس است.

    قالب‌های قوی‌ساز س.کی. توسط سبک مشاهده‌ای عصبانی و پرخاطره‌اش پیش می‌روند، او متمرکز بر جنبه‌های عجیب زندگی است که ما هرگز به‌آن توجه نکرده، هرگز قادر به بیانشان نبوده‌ایم، یا به‌سادگی از آنها صرف‌نظر کرده‌ایم. در «Ridiculous»، او بامزگی بودن یک خانه خالی را از طریق داستانی دربارهٔ «این خانم‌ها» — دو دخترش — که گهگاهی سر می‌زنند و عملاً برای او غیرقابل تشخیص هستند، به تصویر می‌کشد. («مثل این است که گربه‌ای داشته باشید که به پستچی تبدیل شده باشد.») او با تکرار بیهودهٔ سوگندهای دادگاه مخالف است که باید با وعدهٔ «گفتن حقیقت» به پایان برسد. (این «تمام حقیقت و هیچ‌جزئی‌از‌دست ندادن» چیست؟) او می‌پرسد چرا جعبه‌های دونات دارای پنجره هستند. او دربارهٔ بدترین احساسی که در دنیا وجود دارد، یعنی بیدار شدن در یک هواپیما، صحبت می‌کند. چیزی جالب، تقریباً شگفت‌انگیز است که کسی با استفاده از صحنه‌اش — صحنه‌ای که به‌طور موقت از دست داده و در تلاش برای بازیابی آن است — به بسته‌بندی مرغ اشاره می‌کند.

    وقتی من و دوستانم برای دیدن «Ridiculous» به بیکن آمدیم، صف طولانی‌ای از افراد انتظار خرید نوشیدنی داشتند، اما هیچ‌کس در صف برای خرید یک نسخه امضاء‌شده از رمان اول س.کی. با عنوان «Ingram» که تازه منتشر شده بود، حضور نداشت. ما از صندوقدار پرسیدیم که دربارهٔ کتاب چه می‌داند. او گفت فقط قهرمان داستان زندگی سختی دارد: «خیلی چیزها برایش اتفاق می‌افتد». این توضیح اولیه ناامید‌کننده بود، اگرچه بعدها متوجه شدم که دقیقاً درست بود. اینگرام پسری است، حدود ده ساله، که در یک مزرعه در تگزاس روستایی زندگی می‌کند؛ جایی که والدینش او را مجبور می‌کنند در یک انبار بخوابد. مزرعه در خطر مصادره شدن است؛ پدر اینگرام تقریباً تمام دام‌ها را کشت می‌کند و سپس اسب خود را سوار می‌شود تا به شهر برود و بفروشد. او هرگز برنمی‌گردد. به‌زودی خانواده غذا تمام می‌شود و مادر اینگرام فقط یک گزینه باقی می‌گذارد. اینگرام توضیح می‌دهد: «مادرم من را از خانه به سوی ایوان هدایت کرد و مقداری گوشت خوک که در یک پارچه بستن، به من داد و گفت: «باید پیش بروی، اینگرام. دیگر اینجا خانه یا خانواده‌ای نیست.»

    و اینگونه اینگرام راهی می‌شود. کمدین تئو ون کتاب را که شخصیت اصلی آن فرزند رفته‌گیر است، به «هاک فین احساسی» تشبیه کرد. موضوعات و فضای کتاب به یاد کورمک مک‌کارتی و ویلیام فاکنر می‌آورد؛ س.کی. گفته است که از فلنری اوکانر الهام گرفته است. اما آنچه او تولید کرده شبیه به عذاب بی‌پایان «A Little Life» اثر هانیا یاناگیه‌را است، اما بدون نثر زیبا و شخصیت‌های پیچیده. در مسیر طولانی‌اش به سمت هیچ‌جا، اینگرام با گرسنگی، تشنگی، فقر افراطی، انواع صدمات و گاه‌به‌گاه ضربه‌های جسمی مواجه می‌شود. هنگام استحمام در یک جویبار، جریان آب او را به‌دست می‌گیرد و به‌نزدیکی یک آبشار می‌گریزد؛ او عریض به هوستون می‌رسد. بعدها در یک گردباد به‌دست می‌آید، بازویش را می‌شکند و چند ماه درآمدش را از دست می‌دهد. در تمام کتاب، او با مجموعه‌ای از پدرهای موقت روبرو می‌شود که همگی یا ناپدید می‌شوند یا به‌طور بی‌رحمانه می‌میرند. هنگامی که سرانجام به ثباتی می‌رسد — کار در میادین نفتی در اطراف آستین — یک انفجار رخ می‌دهد که نود و هفت نفر را می‌کشد. اینگرام به سختی زنده می‌ماند.

    ممکن است بپرسید چرا س.کی. تصمیم نگرفت رمانی طنز بنویسد و به‌جای آن چیزی این‌چنین تاریک به ما داد. و با این حال، تاریکی همان ویژگی است که من بیشترین ارتباط را با کارهای او می‌بینم. اگرچه تاریکی معمولاً جایی به شوخ‌طبعی می‌دهد، گاهی برعکس، کمدین با وعدهٔ خندهٔ نهایی ما را به رویارویی با واقعیت وحشتناک‌مان می‌کشد. «در اینجا حدود دو هزار و پانصد نفر هستند»، س.کی. در آغاز نمایش ۲۰۱۱ گفت. «به‌اندازه‌ای مردم هستند که می‌توان گفت در دو ماه آینده، حداقل یکی از شما خواهد مرد.»

    به‌هر حال، «Ingram» بسیار خنده‌دار است، صرف‌نظر از نیت‌های س.کی. حتی خلاصهٔ پشت جلد شبیه یک تگ‌لاین بد فیلم از «30 Rock» می‌خواند: «بدون خانواده، بدون منابع، و بدون درک عملی از جهان، تنها قطب‌نمای اینگرام، نبرد روزانه برای بقاست.» در نقطه‌ای از داستان، اینگرام به بیمارستان می‌رسد و با پسری به نام تب که از پلیووی در حال بهبودی است، ملاقات می‌کند. «این بیماری قدیمی است که دوباره در حال بازگشت است»، تب به او گفت. «کشته‌کنندهٔ بچه‌هاست.» بعدها، اینگرام شروع به گریه می‌کند و دیگر بیماران کودک او را تماشا می‌کنند. «من این‌گونه گریه کردم وقتی به من گفتند…»، یک کودک می‌گوید. «دست از حرف زدن دربارهٔ سرطان‌ات بگیر، ویلسون»، کودک دیگری پاسخ می‌دهد. آن فصل که عنوانش «بیمارستان اولین من» است، با اینگرام که بدون هیچ کفشی از مرکز بیرون می‌آید، تمام می‌شود. فصل بعدی «یک سوراخ در پای من» نام دارد.

    بعضی از تأملات اینگرام الگوهای ریتمیک یک شوخی استند‑آپ آرکی‌تایپیک را دنبال می‌کنند. «بیدار شدن با این‌که می‌دانی حشرات از دهانت بیرون می‌خزد، تو را مجبور می‌کند به کسی که گوش می‌کند بگویی بهتر است بمیری تا بیرون بخوابی»، اینگرام می‌گوید. «حشره‌ای که به دهانت می‌آید ممکن است یک چیز باشد؛ می‌دانی که تازه داخل شده و فقط باید آن را تف کنی. اما احساس اینکه حشره از دهانت بیرون می‌آید یعنی مدت زمان طولانی‌ای در آن‌جا بوده و تمام کاری که می‌خواست را انجام داده.» همانند کمدی س.کی., کتاب نیز بخشی از درام‌های روان‑جنسی دارد. اینگرام، که در ابتدای رمان سوادآموز نیست، صفحه‌ای خالی است: هرگز به مدرسه نرفته یا موسیقی نشنیده؛ وقتی می‌فهمد مردم رنگ پوست‌های متفاوتی دارند و به زبان‌های مختلفی صحبت می‌کنند، حیرت‌زده می‌شود. او چیزهای بسیاری می‌آموزد، اما یکی که برای خود کشف می‌کند، چگونگی خودارضایی است. او برای اولین بار این کار را در تخت‌خواب‌اش در میادین نفتی انجام می‌دهد در حالی که هم‌اتاقی‌اش نزدیک خوابیده است. او توضیح می‌دهد: «دست‑پمپم در دستم رشد کرد و به‌طوری پر شد که سفت‌تر و بلندتر شد تا احساس کنم همانند یک لولهٔ کوچک نفتی وزوز می‌کند.» (اینگرام پیش از کار در عرصه نفت به آلت تناسلی‌اش «دست‑پمپ» می‌گوید.) او ادامه می‌دهد: «شروع به ترسیدم که ممکن است در تخت‌ام ادرار کنم و سپس صدای غرش درون سرم شنگ شد و تمام بدن و ذهنم به‌صورت سوزان گرم شد و به جایی رفتم که هرگز به دنیا نیامده بودم و جهان دیگر همان جهان نبود.» سپس «صدایی شبیه به خوک که از ایوان بیرون می‌پریند» ایجاد می‌کند و درمی‌یابد که هم‌اتاقی‌اش بیدار شده است.

    هرکسی که هنوز منتظر است س.کی. سبک اعترافی‌تر بگیرد، در «Ingram» آنچه را می‌خواهد پیدا نخواهد کرد. همان‌طور که با شخصیت‌هایی نظیر خائوقین فینیکس، شین گیلیس، و حتی دونالد ترامپ، او آسیب‌پذیری‌اش را برای استودیوی پادکست تئو ون ذخیره می‌کند. دو ماه پیش، س.کی. در برنامه ون حضور یافت، ظاهراً برای ترویج کتابش. (ون، که دقیقاً با صدایی که س.کی. در رمانش سعی داشت تقلید کند—جنوبی، کودک‌وار و به‌نرمشی شاعرانه—، اینگرام را به‌عنوان کودکی توصیف می‌کند که سعی دارد جهان را پس از «ن حتی آموزش دیده بودن به‌عنوان یک اسفنج بزرگ» جذب کند.) اما جذاب‌ترین بخش این قسمت وقتی به زندگی شخصی س.کی. می‌رسد. «بارها خیلی زیاد بود که می‌خواستم بیرون بیایم و به مردم بگویم، من واقعاً متاسفم»، س.کی. گفت. «من واقعا معذرت می‌خواهم. به مردم آسیب زدم.» او نسبت به صحبت در صحنه درباره احساساتش دچار تردید است چون پیچیده‌اند: «ترس‌های مختلفی بروز می‌کند و من در آن فضا کاملاً بی‌پوشش هستم.» اما او ادامه می‌دهد که خود را به‌ظاهر می‌آورد، «چون کار را دوست دارم و می‌خواهم به اشتراک بگذارم.»

    ون و س.کی. چند سال پیش دوستان شد و ون س.کی. را به گروه «اعتیادهای جنسی و عاشقانه ناشناس» معرفی کرد، جایی که او برای مقابله با اعتیاد به خودارضایی کار کرد. او از پرهیز خودپرتو شد — او گفت، این «ایدهٔ دیوانه‌کننده‌ای است… چند ماه پشت‌سر هم از آزادی جنسی نداشتن» — اما در نهایت «از این چرخه خارج شد». احساساتش دوباره به‌وجود آمد. «همه چیز را به‌طور متفاوتی دیدم»، او گفت. «متوجه شدم تمام اتفاقات من به دلیل خودم بوده‌اند. و به‌هر حال، این خبر خوبی است، چون به این معناست که می‌توانی کاری برای آن انجام دهی.» او گفت که «سعی دارد بهتر عمل کند»، و ممکن است نتواند این را به‌همه نشان دهد، چون تجربه‌ای عمیقاً خصوصی است. اما این همان عاملی بود که به او امکان نوشتن کتابش را داد.

    او به‌تازگی دومین رمان را به پایان رسانده است. «در حال نوشتن رمان‌ها هستم چون هر پانزده دقیقه خودارضایی نمی‌کنم»، او گفت. «در واقع همین تمام آن است.» ♦

  • بررسی فیلم Gustaakh Ishq: GUSTAAKH ISHQ یک فیلم شیرین و ساده است.

    نقد توسط شبکه خبری Bollywood Hungama. امتیاز: ۲.۵

    پوستر فیلم Gustaakh Ishq

    امتیاز فیلم Gustaakh Ishq

    با وجود اینکه فیلم GUSTAAKH ISHQ یک اثر شیرین و ساده با اجراهای صادقانه است، به‌دلیل کمبود تبلیغات و شناخت ناکافی دچار مشکلات می‌شود.

    امتیاز: ۲.۵

    نقد فیلم Gustaakh Ishq {۲.۵/۵} و امتیاز نقد

    بازیگران اصلی: Vijay Varma, Fatima Sana Shaikh, Naseeruddin Shah

    پوستر فیلم Gustaakh Ishq

    کارگردان: Vibhu Puri

    خلاصه نقد فیلم Gustaakh Ishq: GUSTAAKH ISHQ داستانی دربارهٔ شعرها، دلشکستگی‌ها و مواردی بیش از آن است. سال ۱۹۹۸ است. ناواب‌الدین سعی‌الدین رحمان ریزوی، که با نام پاپان (Vijay Varma) شناخته می‌شود، صاحب یک مطبع اردو به نام مطبع مستقبِل، یکی از معدود مطبع‌های باقی‌مانده در دهلی است. کسب‌وکار او در وضعیت ورشکستگی است و برای نجات مطبع، برادرش جمان (Rohan Verma) نویسنده‌ای شرور به نام فاروقی (Lilliput) را جذب می‌کند. پاپان به دلیل محتوای نوشتار فاروقی از چاپ آن امتناع می‌کند. فاروقی با عصبانیت می‌رود، اما ناگهان نام شاعر عزیز را می‌گوید. مادر او (Natasha Rastogi) به محض شنیدن نام عزیز می‌ایستد که باعث شک پاپان می‌شود. بررسی‌های بیشتر نشان می‌دهد که عزیز بج، شاعر مشهور اوایل دههٔ هفتاد بود. متأسفانه یک روز از دهلی ناپدید شد. پاپان شماره تلفن او را پیدا می‌کند و با امید برقراری ارتباط برای انتشار اولین شعرهایش با عزیز تماس می‌گیرد. دختر عزیز، منّت (Fatima Sana Shaikh) تماس را پاسخ می‌دهد. او به پیشنهاد جذب می‌شود و پاپان را به مالرکوتلا، در پنجاب، جایی که ساکنند، دعوت می‌کند. پاپان به مالرکوتلا می‌رسد و با منّت ملاقات می‌کند. اما منّت صراحتاً می‌گوید که پدرش تمایلی به انتشار شعرهایش ندارد. پاپان که حاضر به عقب‌نشینی نیست، با عزیز ملاقات می‌کند. او خودش را به‌عنوان یک شاعر نوظهور معرفی می‌کند و درخواست می‌کند که عزیز مربی‌اش شود. عزیز موافقت می‌کند، بدون آنکه بداند پاپان فقط می‌خواهد شعرهایش را چاپ کند تا مطبعش را نجات دهد. آنچه بعد از آن می‌افتد، بقیهٔ فیلم را تشکیل می‌دهد.

    خلاصه نقد فیلم Gustaakh Ishq: داستان Vibhu Puri و Prasshant Jha شیرین است. فیلمنامه Vibhu Puri و Prasshant Jha (مشاور فیلمنامه: Mitesh Shah) آرام و جذاب است اما دارای برخی نکات خشن است. دیالوگ‌های Vibhu Puri و Prasshant Jha و اشعار Ashok Mizaj، Umair Najmi و Vibhu Puri از نقاط قوت فیلم هستند و برای گوش خوشایندند. خوشبختانه زبان به‌سادگی قابل درک است. با این حال، برای افرادی که با اردو خالص آشنا نیستند، زیرنویس در هر سالن سینما توصیه می‌شود.

    کارگردانی ویبهو پوری ساده است و به داستان اعتبار می‌بخشد. شخصیت اصلی نقص‌دار است اما سمی نیست. در واقع، فیلم فاقد صحنه‌های خشونت یا شدت‌گرایی است و این ویژگی، به‌همراه به‌کارگیری زبان اردو و تمرکز بر شخصیت‌های مسلمان، GUSTAAKH ISHQ را به فیلمی منحصر به‌فرد تبدیل می‌کند. رمانس به‌خوبی پیش می‌رود، اما نکتهٔ برجسته، پیوند عمیق «شاگرد» با استادش است. از آنجا که فیلم در دوران پیش از اینترنت و تلفن همراه اتفاق می‌افتد، سازندگان از کمبود ارتباط به نفع خود بهره برده‌اند. نقطهٔ بین‌قسمت به‌صورت درامایی است و صحنه‌ای که در درهٔ بابا نانک تنظیم شده نیز همین‌طور است.

    از سوی دیگر، فیلمنامه در برخی نقاط راحت‌ساز به‌نظر می‌رسد. جای تعجب است که پاپان مادر و برادرش را در وضعیت مالی بسیار بد به مدت ماه‌ها رها می‌کند و زمان خود را در مالرکوتلا می‌گذراند؛ بدین‌صورت توضیح واضحی از چگونگی تأمین هزینه‌های خود ارائه نشده است. مسیر پاروز (Keshav Sadhna) ناگهان ظاهر می‌شود و سپس فراموش می‌شود. تحولات نیمهٔ دوم و پیش‌کلیماکس حیاتی‌اند، اما کارگردانی کمی ناپایدار و شتاب‌زده به نظر می‌رسد که با لحن فیلم همخوانی ندارد. در نهایت، موسیقی‌ها به‌طور کلی تأثیر مطلوبی ندارند.

    تریلر رسمی Gustaakh Ishq | Naseeruddin Shah, Vijay Varma, Fatima Sana Shaikh, Sharib Hashmi

    عملکردهای بازیگری فیلم Gustaakh Ishq: Vijay Varma به‌خاطر ایفای نقش‌های منفی شناخته شده است و در این فیلم در حوزه‌ای کاملاً مخالف حضور دارد؛ با این حال، او برتری می‌آورد. تحویل دیالوگ‌های او دقیق است که برای نقشش حیاتی است. Fatima Sana Shaikh نقش دشوار را به‌راحتی ایفا می‌کند؛ او در کنار حضور بازیگران بااستعداد، درخشیده و جایگاه خود را حفظ می‌کند. Naseeruddin Shah دوست‌داشتنی است و تنها او می‌توانست این نقش را به این شکل ایفا کند. Sharib Hashmi (Bhoore Attaché) نیز دوست‌داشتنی است، اگرچه نقش او می‌توانست بهتر پرشده شود. Rohan Verma اثر خود را به‌جا می‌گذارد؛ او باعث تحریک عصبانیت می‌شود که نشانهٔ خوب است چون نشان می‌دهد شخصیت او موفق عمل کرده است. Natasha Rastogi متوسط است. Shashi Bhushan (Mishra; tenant) هدر رفته است. Jaya Bhattacharya (Khadeeja)، Sameeksha Tripathi (Amrita) و Faisal Rashid (Saif; پدر پاپان) دوست‌داشتنی‌اند. Zain Durrani (Young Aziz) تاثیرگذار است و بسیار بهتر از عملکردش در AANKHON KI GUSTAAKHIYAN [2025] عمل کرده است.

    موسیقی فیلم Gustaakh Ishq و سایر جنبه‌های فنی: ‘Ul Jalool Ishq’ جذاب است و مدت طولانی در ذهن می‌ماند. متأسفانه بقیه آهنگ‌ها مانند ‘Chal Musafir’، ‘Shehar Tere’ و ‘Aap Is Dhoop Mein’ به‌سختی به یاد می‌مانند. فیلمی با این‌چنین باید یک ساندترک برجسته داشته باشد، به‌ویژه وقتی که توسط Vishal Bhardwaj ساخته شده باشد. موسیقی زمینه‌ای هیتش سونیک مناسب است.

    فیلمبرداری مانوشناندان رضایت‌بخش است و در برخی صحنه‌ها نفس‌گیر نیز می‌باشد. لباس‌های منیش مالهوتر و شیوونک ویکرام کاپور واقع‌گرایانه‌اند و یادآور دوران گذشته هستند. طراحی محصولی مادومیتا سن و آجای شارما نیز شایسته تحسین است، اما تمام صحنه‌سازی‌ها به‌طور کلی شبیه به یکدیگر به‌نظر می‌رسند. تدوین دیویارشری سمندرای مناسب است.

    نتیجه‌گیری نقد فیلم Gustaakh Ishq: در مجموع، GUSTAAKH ISHQ فیلمی شیرین و ساده است که با اجراهای صادقانهٔ بازیگران اصلی تقویت می‌شود. در گیشه، شناخت ضعیف و کمبود سر و صدا احتمالاً دسترسی آن را محدود خواهد کرد.